بررسی نقش اینترنت در جنبش اجتماعی مصر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز

2 دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه‏ ای دانشگاه شیراز.

چکیده

هدف از این پژوهش، بررسی نقش اینترنت در جنبش اجتماعی اخیر مصر است که سرانجام در ژانویه 2011 موجب سرنگونی دولت حسنی مبارک شد. در سال­های اخیر، فناوری­های جدید ارتباطی به‏ویژه رسانه­های اجتماعی اینترنتی به منابعی مهم برای بسیج اقدام جمعی و سازماندهی جنبش­های اجتماعی در سراسر جهان تبدیل‏شده­اند. جنبش‏های اخیر در خاورمیانه عربی و شمال آفریقا با بهره‌گیری از فناوری­های جدید ارتباطی، شکلی جدید از انقلاب، جنبش و بسیج مردمی را در این منطقه به‏نمایش‏گذاشت و مردم در این کشورها خواستار احیای حقوق خود شدند. آنچه در این جنبش­ها پررنگ‏تر و تأثیرگذار­تر از همه دیده‏می­شد، رسانه­ها و به‏خصوص اینترنت و شبکه‏های اجتماعی آن است، زیرا از بدو شروع اعتراض‌ها نقش مهمی را در این جنبش‌ها ایفا کردند و از یک سو موجب آگاهی‌بخشی به مردم و ازسوی‏دیگر با داشتن قابلیت­های مختلف، سبب سرعت‏بخشی به اعتراض‏ها و گسترش آن در سطح منطقه شدند. عقیده بر این است که شبکه­های بزرگ رسانه‏های اجتماعی مانند فیس‏بوک، توییتر و وبلاگ­های شخصی به‏عنوان کانال­هایی قدرتمند ظاهر شدند که به مردم مصر در عبور از سانسور دولتی، گسترش مفاهیم اصلاحات سیاسی، بسیج شهروندان برای شرکت در فعالیت­های سیاسی به‏عنوان منبعی مهم برای اقدام جمعی و سازماندهی جنبش یاری‏رسانند.

کلیدواژه‌ها


 

مقدمه

از نیمه دوم دهه 1990 به بعد، استفاده از اینترنت در همه عرصه‏های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در کشورهای توسعه‏یافته و تا حدودی در کشورهای در حال توسعه گسترش‏یافت. به دلیل تأثیرهای فزاینده اینترنت در جهان امروز از زاویه­های گوناگون، اصلاحاتی مانند: «دهکده جهانی»، «آگاهی سیاره­ای» و «پایان جغرافیا» در محافل آکادمیک رواج‏یافته‏است. امروزه گفته‏می­شود که سیاست بر بال رسانه­ها حرکت‏می­کند و با گسترش استفاده بازیگران جامعه مدنی در سطوح فروملی، ملی، منطقه­ای و جهانی از اینترنت و نقش­آفرینی آن در تعامل‏های سیاسی، اهمیت این تلقی بیشتر آشکار می­شود (سردارنیا، 154:1388).

در عصر حاضر در دنیای ارتباطات و اطلاعات، اتصال به شبکه جهانی اینترنت به اصلی حیاتی تبدیل‏شده‏است. استفاده از اینترنت باعث ایجاد پیوند میان سطوح مختلف ملی، منطقه­ای و جهانی شده‏است. انقلاب­های تکنولوژیک و ارتباطی ازجمله عواملی هستند که اقتدار دولت‏ها را روزبه‏روز ضعیف‏ترمی­کنند. انسان­های دوران جدید به‏طور صرف، گیرنده و واردکننده پیام­ها نیستند بلکه نوعی ارتباط و کنش متقابل در جریان انتقال اطلاعات و داده­ها میان آنها وجود‏دارد. در این عصر، دولت­ها نقش قالب خود را در هنجارسازی و ارزش­سازی برای مردم خود، به دلیل وجود رسانه­ها که آسمان کلیه کشورها را درمی‏نوردند، ازدست‏داده­اند. شبکه جهانی اینترنت، بارزترین نمونه این گفته است؛ زیرا درحالی‏که یک فرد در منزل خود نشسته، قادر است ارتباطی بسیار سریع با دیگر کاربران اینترنتی نه‏تنها درون کشور، بلکه در سرتاسر جهان برقرارکند. استفاده از رسانه­ها، درون یک کشور باعث آشنایی مردم با اوضاع و زندگی دیگر مردم جهان و تقاضای استانداردهایی بهتر برای زندگی از سوی آنها نسبت‏به آنچه در گذشته داشته­اند، می­شود و همچنین جنبش­های اجتماعی و اعتراض‏ها، سریع‏تر و در زمانی کوتاه­تر نسبت‏به گذشته انجام‏می­گیرند.

مصر یکی از کشورهایی است که به دلیل افزایش جمعیت جوان و تحصیلکرده، استفاده از اینترنت و شبکه­های اجتماعی در آن رشد تصاعدی داشته‏است. در این کشور، جنبش­های اعتراضی و اجتماعی مختلفی از گذشته وجودداشته‏است که از شیوه حکمرانی دولت ناراضی بوده‏اند و از میان آنها می­توان از اخوان­المسلمین نام‏برد. در دهه اخیر، جنبش­هایی جدید که اغلب از جوانان مصری تشکیل‏می­شد، به‏وجودآمد، به‏ویژه از سال 2008 جنبشی به نام 6 آوریل شکل‏گرفت که اینترنت، مهم‏ترین وسیله ارتباطی آنها بود و از این طریق، نارضایتی­های خود را اعلام‏می‏کردند؛ بر این اساس در این پژوهش، سعی بر این بوده تا  نقش مهم اینترنت را با وجود دلایل مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که زمینه اعتراض‏ها را به‏وجودآورد، در جنبش اجتماعی اخیر مصر که موجب سرنگونی حسنی مبارک شد، مورد بررسی قراردهیم. در این خصوص، پرسش‏هایی که مطرح می­شوند عبارت‏اند از:

1- مهم‏ترین قابلیت­ها یا ظرفیت­های اینترنت کدام‏اند و این ظرفیت­ها تا چه میزان بر جنبش اجتماعی اخیر مصر که به سقوط مبارک انجامید، تأثیر داشته؟

2- سهم رهبران، فعالان سیاسی و مدنی وجوانان چه وابسته به جریان‏های سیاسی و چه خارج از آن در جنبش اخیر مصر با توجه به قابلیت­های مورد استفاده اینترنت تا چه اندازه بوده‏است؟ تا چه حد، فعالان مصری از شبکه­های رسانه­های اجتماعی مانند فیس‏بوک، توییتر، یوتیوب و وبلاگ­ها به‏عنوان ابزارهایی برای سازماندهی و ایجاد آگاهی بسیج سیاسی در این جنبش استفاده‏کردند؟

در پاسخ به پرسش‏های یادشده، فرضیه‏های تحقیق به‏صورت زیر سامان‏می‏یابند: اینترنت از قابلیت­هایی مانند وب‏سایت­ها، گروهای خبری، پست الکترونیک و پتانسیل بالای شبکه­سازی، بهره‏مند است که در جنبش اجتماعی اخیر مصر، میزان استفاده از این قابلیت­ها بالابود و به‏عنوان عاملی مهم در آگاه­سازی و ارتباط­دهی میان معترضان و گسترش اعتراض‏ها در مصر عمل‏کرد.

همچنین درخصوص با پرسش دوم، به‏نظرمی­رسد که میزان استفاده فعالان سیاسی و جوانان از اینترنت در جنبش اجتماعی اخیر مصر به دلیل دسترسی آسان به آن و همچنین افزایش جمعیت جوان زیاد بوده‏است. روش پژوهش، تبیین علی و روش تحلیل ثانویه داده­است.

الف- چارچوب نظری و مفهومی تحقیق

جنبش اجتماعی در اصطلاح دانش جامعه‏شناسی، هرگونه کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک یا تأمین هدف اصلی از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهاد رسمی است. باتامور، جنبش اجتماعی را کوشش جمعی برای پیشبرد یا مقاومت در برابر دگرگونی در جامعه­ای که خود، بخشی از آن را تشکیل‏می­دهد، تعریف‏می­کند؛ همچنین بیان‏می­کند که یکی از خصلت­های جنبش­های اجتماعی، خصلت کمتر سازمان‏یافته‏بودن آنهاست که در آن ممکن است هیچ‏گونه عضویت منظم یا به‏آسانی قابل تشخیص (هیچ‏گونه کارت حزبی یا حق عضویت) نباشد یا چیزی مانند دفتر یا ستاد مرکزی وجودنداشته‏باشد (باتامور، 56:1373).

در تمایز جنبش‏های جدید و جنبش‏های کلاسیک می‏توان‏گفت:

- جنبش‏های کلاسیک از ماهیت طبقاتی  یا ابزاری و وابستگی به طبقه یا گروه خاص مانند طبقه کارگر، بهره‏مند بودند، درحالی‏که نوع جدید آن، هویت‏محور، جمعی و غیروابسته به گروه است (سردارنیا، 157:1388).

- جنبش‏های قدیم برخلاف خصلت فناوری­های پیشرفته امروزی روزها طول‏می­کشید که از پایتخت به شهرستان­ها برسند.

- جنبش‏های جدید به‏شدت به رسانه، به‏ویژه فناوری­های نوین ارتباطی وابسته­اند و از آن طریق به بسیج اعتراض‏ها و مشارکت در سطح جهانی روی‏می‏آورند درحالی‏که جنبش‏های کلاسیک به رسانه­های جمعی و ارتباطات چهره‏به‏چهره وابسته بودند.

- از ویژگی بارز جنبش­های جدید، فراخوان برای اعتراض‏ها از طریق شبکه­های اجتماعی اینترنت و انتشار سریع اخبار در سطح وسیع است و درنهایت، افزایش گردش اطلاعات موجب گستردگی بیشتر جنبش­ها می­شود .(Khalife,2011)

جنبش­های اجتماعی، مفهومی است که اغلب برای توصیف دوره‏ای از عمل، مورد استفاده قرارمی­گیرد. کاستلز (2009)، جنبش­های اجتماعی را به‏عنوان فرایندی از بازیگران اجتماعی با هدف تغییر فرهنگی (تغییر در ارزش­ها) توصیف‏می­کند. مانوئل کاستلز، فناوری اطلاعات و ارتباطات را به‏عنوان «مجموعه­ای از فناوری­های همگرا در میکروالکترونیک، محاسبات (ماشین­آلات و نرم­افزار)، ارتباطات راه دور، رادیو و تلویزیون و اپتوالکترونیک تعریف‏می­کند» (CastellS,1996:30). 

در اوایل دهه 1960 فیلسوف آلمانی، یورگن هابرماس، مفهومی را مطرح‏کرد که در انگلیسی حوزه عمومی[1] خوانده‏می­شود. به عقیده وی، جوهره مفهوم حوزه عمومی، استفاده از فضایی مشترک است که شکل­گیری افکار عمومی در آن امکان­پذیر باشد؛ بنابراین رسانه­های گروهی و نیز تعامل­های اجتماعی بین فردی از طریق اینترنت در آن می­گنجند (دارنلی، 47:1386). اینترنت براساس بیان اندرو چادویش در کتاب سیاست­های اینترنت: دولت، شهروندان و فناوری­های ارتباطی جدید، عبارت‏است از: شبکه­ای از شبکه­های یک‏به‏یک، یک‏به‏چند، چندبه‏چند و چندبه‏یک محلی، ملی و جهانی فناوری اطلاعات و ارتباطات، با استانداردها و پروتکل‏های به‏نسبت باز و با موانع به‏نسبت کم برای ورود به آن .(Chadwish, 2006:7) یک تماس تلفنی، نمونه‏ای از یک ارتباط رسانه­ای یک‏به‏یک است، درحالی‏که پخش معمولی رسانه­ها (مانند تلویزیون و رادیو) یک ارتباط رسانه­ای یک‏به‏چند است. رسانه­های جدید اجتماعی می‏توانند عملکردی مانند یک‏به‏یک، یک‏به‏چند و مهم‏تر از همه، چندبه‏چند به معنای ارتباطی داشته‏باشند(Shirky,2008: 86–87).

اینترنت با وجود کستردگی و پیچیدگی­اش، به‏طور کامل، برخلاف مدل یک‏به­چند در رسانه­های پخش همگانی  قدیمی است؛ اما دارای قابلیتی است که ازاساس، آن را از دیگر رسانه­های گروهی متمایزمی­کند و آن، این است که همواره دارای پتانسیلی تعاملی است و همین پتانسیل تعاملی است که زمینه تغییرهای اجتماعی و اقتصادی را فراهم‏می­کند (دارنلی، 27:1386). اینترنت دارای سایت‏های اجتماعی، وبلاگ‏ها و شبکه‏های آزاد مختلفی است که ازجمله مهم‏ترین آنها عبارت‏اند از:

فیس­بوک[2]؛ فیس‏بوک در 4 فوریه 2004 در دانشگاه هاروارد توسط مارک زوکربرگ[3] به‏عنوان یک وب‏سایت شبکه­های اجتماعی (SNS)[4] به‏انحصار برای دانشجویان دانشگاه هاروارد راه‏اندازی‏شد؛ این وب‏سایت، امروزه از بزرگ‏ترین و معروف‏ترین و پراستفاده­ترین سایت­های شبکه­های اجتماعی روی اینترنت است. فیس‏بوک تا سال2011 حدود 800 میلیون کاربر فعال داشت. کاربران فیس‏بوک با دیگر کاربران یا «دوستان فیس‏بوکی»[5] با به‏روزرسانی «وضعیت» آنها و نوشتن روی «دیوارهای»[6] اعضای دیگر یا ارسال پیام­های مستقیم شخصی در تعامل است،. کاربران قادر به ساختن و پیوستن به گروه‏های مورد علاقه، مانند صفحات، جستجو برای تماس‏ها و ارسال عکس­ها و فیلم‏ها هستند. محیط فیس‏بوک درواقع، مجلسی از دوستان و آشنایان یک کاربر به‏شمارمی­آید. فیس‏بوک با بهره‏مندی از امکان عضوگیری پرشمار، به­ کاربران اجازه‏می­دهد در هر لحظه دوستان تازه­ای به مجموعه دوستان خود بیفزایند. کاربران فیس‏بوک، شامل گروه­ها؛ دوستان، دوستان دوستان، اعضای هم‏شبکه و بیگانه­ها می­شوند (Kirkpatrick, 2011: 30-41, 275-285).

توییتر[7]؛ توییتر که در مارس سال 2006 آغازبه‏کار‏کرد نیز به یکی از بزرگ‏ترین سایت­های شبکه‌های اجتماعی تبدیل‏شده‏است. توییتر، شبکه اطلاع‏رسانی زمان واقعی است که شما را به آخرین اطلاعات درخصوص آنچه جالب توجه می­یابید، متصل‏می­کند؛ این سایت به کاربران خود اجازه‏می‏دهد تا پیام‏های کوتاهی تا 140 حرف یا کاراکتر را که «تویت» نامیده‏می‏شوند، منتشرکنند که می­توانند توسط دوستان یا «پیروان» ناشر خوانده‏شوند. به‏منظور دنبال‏کردن یک کاربر دیگر، شخص باید توییت یا واژه­های خود را به‏اشتراک‏بگذارد. محدوده این پیام­های به‏روز از برخی فعالیت کنونی (مانند صرف صبحانه) تا به‏اشتراک‏گذاری حقایق علمی یا اخبار سیاسی، همچنین دسترسی به لینک رسانه­های جاسازی‏شده را امکان‏پذیرمی­سازد .هدف اصلی توییتر، فراهم‏آوردن این امکان برای کاربران است که کاربران اینترنتی بتوانند در هر لحظه و به‏سادگی آنچه را در اطرافشان می­گذرد، در فضای مجازی منتشرکنند. با توجه به عملکرد آن، یعنی انتشار اطلاعات در قالب پیام­های بسیار کوتاه، توییتر جزو رسانه­های اجتماعی میکروبلاگینگ[8] (وبلاگ‏نویسی کوچک) قرار‏می­گیرد (Simon, 2009).

یوتیوب[9]؛ یوتیوب اولین، معروف‏ترین و بزرگ‏ترین وب‏سایتی است که به آپلود و اشتراک­گذاری ویدئو­های شخصی اختصاص‏داده‏شده‏است. کاربران یوتیوب می­توانند فیلم­ها را به‏صورت رایگان تماشا، به‏اشتراک‏گذاری و ارسال‏کنند. یوتیوب، سومین وب‏سایت دیدنی آنلاین است. در جنبش­های سیاسی اخیر، انواع مختلفی از ابزارهای رسانه‏های اجتماعی برای اشتراک‏گذاری ویدئو و عکس به‏طور گسترده مورد استفاده قرار‏گرفتند که ازجمله مهم‏ترین آنها یوتیوب بود (Hintler, 2011:6).

سایت‏های شبکه­های اجتماعی اینترنت ازجمله فیس­بوک و توییتر، به‏وسیله الیسون[10] و بوید[11] به‏عنوان وب‏سایت­هایی که سه ویژگی زیر را دارند تعریف‏می‏شوند:

1- به کاربران اجازه‏می­دهند که پروفایل بسازند و می­توانند آن را در اختیار همه کاربران وب یا فقط در اختیار دوستان خود قراردهند.

2- به کاربران اجازه‏می­دهد که یک شبکه از دوستان بسازند و با هم ارتباط‏برقرارکنند و کاربران می­توانند پیام­های خود را برای دوستانشان بفرستند؛ برای نمونه در فیس‏بوک با گذاشتن یک پیام روی « wall » همه دوستان می‏توانند آن را ببینند و دربارة آن نظربدهند.

3- همچنین کاربران توانایی دیدن و فهرست‏کردن دوستانشان را دارند و نیز می­توانند به‏عنوان عضو در فهرست دوستان خود قرارگیرند. فهرست واژه­ها و اصطلاحات این ارتباطات ممکن است از یک سایت به سایت دیگر متفاوت باشد (Boyd and Ellison, 2007:1).

ب- تاریخ جنبش­ها و احزاب در مصر و ریشه­های خیزش اجتماعی اخیر مصر

نخستین تجربه حزبی در مصر به سال‏های پس از 1922 برمی­گردد که مصر به کشوری مستقل تبدیل‏شد. برقراری حکومت پادشاهی ازیک‏سو و سلطه انگلیسی­ها ازسوی‏دیگر سبب شد که این تجربه چندان موفق نباشد. با کودتای افسران آزاد در سال 1952 و اندکی پس از آن که جمال عبدالناصر با کنارزدن ژنرال نجیب به‏قدرت‏رسید، به‏واسطه حاکم‏شدن نوعی جریان فکری سیاسی، مجالی برای رشد و فعالیت احزاب فراهم نشد و در همین نظام آمرانه بود که سازمان اخوان‏المسلمین به بهانه همکاری با ژنرال نجیب، رقیب ناصر و اعتراض به حکومت سکولار ناصر، سرکوب و ... قانونی اعلام شد و اعضای آن بازداشت‏شدند.

انورسادات که بعد از سکته قلبی ناصر، ریاست‏جمهوری را به‏عهده‏گرفت، ابتدا به فعالیت‏های حزبی روی خوش نشان‏نداد اما در ادامه، با تأسیس اتحادیه سوسیالیست عربی، وقتی ناصری­ها را با خود همسو نیافت، به فکر تأسیس تشکلاتی دیگر افتاد تا برای سیاست­هایش پشتیبانی بیابد که این اندیشه با اعطای آزادی نسبی به گروه‏های مخالف همراه بود؛ البته نباید از نظر دورداشت که سادات، مترصد تقویت و تحکیم احزابی بود که با دولت همسو باشد.

در سال 1977 به‏دنبال تظاهراتی که در اعتراض به افزایش قیمت‏ها در مصر برپا شد، سخت­گیری دولت سادات ضد احزاب نیز افزایش‏یافت. در ژوئن 1977 قانون احزاب به‏تصویب‏رسید که براساس آن، کمیته امور احزاب تشکیل‏شد و هر حزبی برای فعالیت باید از این کمیته مجوز می‏گرفت تا به رسمیت شناخته‏شود و فعالیتش جنبه قانونی داشته‏باشد؛ اما رشد فزاینده احزاب، موجبات نگرانی سادات را فراهم‏کرد و همین امر، وی را بر آن داشت تا برای تشکیل یک حزب وابسته به دولت به تکاپو بیفتد و سرانجام حزب دموکراتیک ملی را تشکیل‏دهد. مواضعی که احزاب ضد سیاست­های سادات درپیش‏گرفتند، عاملی برای اعمال فشار دولت بر احزاب شده، فعالیت حزبی با مشکلات و موانعی روبرو شد (حسینی گلی، 1385: 171 و 172).

پس از ترور سادات در سال 1981 و روی کار آمدن حسنی مبارک، رفتار دولت با احزاب، با فراز و نشیب­هایی روبه‏رو شد. حسنی مبارک به‏صورت سمبلیک و نمادین در آغاز کار در مقابل اپوزیسیون، چهره­ای مسالمت­جویانه از خود نشان‏داد و در صدد بود وانمودکند که به‏دنبال گذار تدریجی به دموکراسی است. در بخش عمده این سه دهه، حکومت وی آمیزه­ای از اقتدارگرایی و سرکوب، تکیه بر نهادهای صوری دموکراتیک و ایجاد محدودیت­های زیاد برای اپوزیسیون با محتوای بسیار اقتدارگرا و با دموکراسی صوری بوده و انتخابات یکی از تجلیات صوری دموکراسی در مصر بود (سردارنیا، 112:1390).

در نیمه نخست دهه 1980، رژیم مبارک برای دموکرات نشان‏دادن رژیم خود به تعدادی احزاب و انجمن برای فعالیت مجوزداد و روزنامه­ها آزادی عمل بیشتری یافتند. انتخابات پارلمان 1984 تا حد به‏نسبت، قابل‏توجهی به‏صورت آزاد و رقابتی تشکیل‏شد و میزان تقلب در آن پایین بود اما انتخابات سال 1987 با تقلب بیشتری برگزارشد و به همین ترتیب در سال 1991 تقلب افزایش‏یافت و بیشتر احزاب ازجمله حزب «وفد» به دلیل تقلب در انتخابات در آن شرکت‏نکرد، آن را تحریم‏کردند. در انتخابات 1995 احزاب، ناچار شدند که مشارکت‏کنند ولی نتیجه همچنان به نفع حزب حاکم رقم‏خورد و تنها چهار کرسی به احزاب اپوزیسیون و سه کرسی به کاندیداهای غیرحزبی و مستقل رسید. تقلب آشکار در این انتخابات سبب اعتراض احزاب شد و دادگاه، انتخاب بیش از 200 کاندیدا را غیرقانونی اعلام‏کرد. تقلب حزب حاکم در این انتخابات چنان زیاد بود که شاهدان مصری پیروزی 95 درصدی حزب دموکراتیک ملی را بسیار شرم‏آور دانستند. انتخابات سال 2000 نیز به‏ظاهر به‏صورت چندحزبی و رقابتی برگزارشد؛ درمجموع، حکومت به دلایلی ازجمله احساس خطر جدی از ناحیه انتخابات (به‏ویژه ازسوی اسلام‏گرایان)، انتخابات را به‏صورت چندحزبی صوری و بدون محتوای واقعی درآورده‏بود.

انتخابات سال 2005 به‏صورت مداخله حزب حاکم و با تکیه بر ارتش و نیروهای امنیتی انجام‏شد که در این انتخابات در مقایسه با حزب حاکم، اخوان‏المسلمین تنها اجازه‏یافت 150 کاندیدا برای انتخابات، آن هم با عنوان مستقل و غیرحزبی معرفی‏کند. انتخابات سال 2010 با آشکارترین سطح تدابیر امنیتی و تقلب، توسط حکومت و حزب حاکم انجام‏شد؛ نتیجه این انتخابات، 423 کرسی حزب دموکراتیک ملی، 15 کرسی برای احزاب مخالف و 66 کرسی برای کاندیداهای مستقل بود. به‏دنبال اعلام نتایج این انتخابات، تظاهرات گسترده احزاب مخالف در برابر دیوان عالی قضایی مصر برای ابطال نتایج صورت‏گرفت؛ در این تظاهرات، احزاب هر دو طیف ملی­گرا - لیبرال و اسلام‏گرا، مانند اخوان‏المسلمین، وفد، جنبش الکفایه، حزب‏الکرام و ناصری شرکت‏داشتند. الیرادعی که رهبر انجمن ملی برای تغییر بود از کلیه احزاب و جریانات سیاسی خواست که برای واردآوردن ضربه نهایی به رژیم مبارک به این انجمن بپیوندند.

در ادبیات نظری انقلاب­ها و جنبش­های اجتماعی، تأکید بر این است که جنبش­های اجتماعی و انقلاب­ها، ریشه­ای ساختاری و تاریخی درازمدت یا به‏نسبت درازمدتی دارند و نه ریشه صرف در نارضایتی­های کوتاه‏مدت و محدود؛ ازسوی‏دیگر، تحلیلگران بر این نظرند که تنها با وجود شرایط نارضایتی­های ریشه­دار، انقلاب رخ‏نمی­دهد، لذا نیاز است که فرصت­های سیاسی شتاب‏زای مساعد داخلی و خارجی ایجادشوند که عبارت‏اند از: شکاف در نخبگان حاکم درخصوص نحوه مواجهه با اپوزیسیون، کاهش طرف­داران رژیم به دلایل گوناگون، بحران شدید اقتصادی و تشدید بحران کارآمدی و مشروعیت رژیم به تبع آن، افشای ابعاد جدی فساد سیاسی و اقتصادی مقام‏های حکومت و وقوع انقلاب در کشورهای همسایه در شرایط مشابه با این کشور (سردارنیا، 1390، 113- 128).

در مصر نیز چنین شرایطی ایجادشد. جنبش اجتماعی که در تونس ضد حکومت زین­العابدین بن علی به‏وجودآمد به مصر گسترش‏یافت. انقلاب تونس به‏عنوان عاملی محرک برای شروع جنبش در مصر که زمینه­های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یک جنبش فراگیر اجتماعی در آن فراهم شده‏بود، عمل‏کرد.

پ- اینترنت و جنبش اجتماعی اخیر مصر تا سقوط حسنی مبارک

شبکه دانشگاه­های مصری و مرکز اطلاعات کابینه مصر(IDSC)  برای اولین‏بار در سال 1993 به اینترنت دست‏یافتند؛ بااین‏حال، عموم مردم تا سال 1995 به‏طور عام، به اینترنت دسترسی‏نداشتند تا اینکه در سال 2002، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مصر طرح اینترنت رایگان را راه‏اندازی‏کرد. طرح اینترنت رایگان به هر مصری اجازه‏می‏داد تا با یک  کامپیوتر و یک خط تلفن به اینترنت دسترسی‏یابد. با جمعیت تقریبی مصر در سال 2011 (حدود 4/80 میلیون نفر) ضریب نفوذ اینترنت در جامعه مصر حدود 24درصد بود که نسبت‏به 58/0 درصد در سال 1999 افزایشی قابل‏توجه از خود نشان‏می‏داد ( www.freedomhouse.org).

اعتصاب کارگری در شهر دلتا ضد کاهش دستمزد و افزایش قیمت­ها همراه با دیگر تحول‏های اقتصادی و سیاسی در روز 6 آوریل 2008 به‏وقوع‏پیوست؛ در همین زمان بود که عبدالفتاح در حمایت از کارگران شروع‏کرد به تدارک‏دیدن گروهی فیس‏بوک در سال 2008. هرچندکه زمینه­های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اعتصاب ازجمله افزایش تورم، سرکوب رهبران احزاب و نارضایتی گسترده مردم مصر درخصوص ساکنان محاصره‏شده در نوار غزه که انگیزه­های اصلی برای اعتصاب بودند، فراهم بود، تنها با گسترش و عضویت در وب­سایت­ها اعتصاب کارگران نساجی به یک رویداد اصلی تبدیل‏شد؛ درواقع، رسانه­ها اینجا نقش عاملی محرک و شتاب‏زا را در بسط اعتراض ایفاکردند. در عرض دو هفته بعد از تشکیل این گروه، بیش از 60 هزار کاربر عضو‏شده‏بودند و به‏طور کامل، حیرت‏آور بود که بعد از مدتی، تعداد اعضای این گروه به 790 هزار نفر رسید (Faris, 2008:1-2).

این اعتصاب و اعتراض سبب شد که اولین‏بار در مصر شبکه­های اجتماعی اینترنت به‏صورت گسترده شناخته‏شدند و درواقع، نمونه عینی از جنبش­های اجتماعی بود که از طریق اینترنت سازمان‌دهی‏شد. وائل غنیم[12] یکی از سازمان‏دهندگان اصلی جنبش اجتماعی مصر در فیس‏بوک می‌گوید: «اگر شما می­خواهید یک جامعه آزاد داشته‏باشید باید به آنها اینترنت بدهید؛ درواقع این جمله، نشانگر اهمیت نقش اینترنت در جنبش­های اجتماعی اخیر در جهان عرب به‏خصوص مصر است. محمود هشام[13]، نویسنده مصری نیز معتقد است که شبکه­های اجتماعی اینترنت مانند فیس‏بوک، تویتر و وبلاگ‏ها، سبب سرنگونی رژیم­های عربی شدند که به‏زودی این متغیرها در جنبش­های اعتراضی در رشته­های علوم سیاسی آموزش‏داده‏می­شوند. در اعتراض‏های اخیر، گروه­های فیس­بوک از کمک‏کنندگان اصلی به انقلاب بودند که ارسال اعتراض‏ها را به‏روزرسانی و واکنش سایت­های خبری، سیاستمداران و رسانه­ها را بازتاب‏می­دادند (hesham,2011:20).

درواقع، گروهی از فعالان جوان در فیس­بوک که خواستار تظاهرات در سرتاسر کشور برای بازگرداندن کرامت انسانی، اصلاحات، آزادی و عدالت بودند، جرقه انقلاب را شعله‏ورکردند. فیس‌بوک کمک‏کرد تا پیام‏هایی از وقایعی که در مصر روی‏می‏داد در سراسر جهان از طریق عکس و فیلم دریافت‏شود. عکس­های خالد سعید[14] در فیس‏بوک خشم مردم مصر را برانگیخت. مدتی‏کوتاه پس از آن، وائل غنیم  یک صفحه فیس‏بوک با عنوان «ما همه خالد سعید هستیم» ایجادکرد. صفحه فیس‏بوک، 500 هزار عضو به‏دست‏آورد. همان‏طورکه اعتراض‏ها ادامه‏می­یافت، مردم در مصر تمایل بیشتری به فیس­بوک برای دیدن فیلم­ها، تصاویر، نظریات و بحث درخصوص انقلاب سیاسی برای دموکراسی، آزادی بیان و تغییرهای اجتماعی و اقتصادی نشان‏دادند که نتیجه آن، شکل­گیری جنبشی جدید بود. جنبش جوانان 6 آوریل که از آن زمان به بعد، نقش کلیدی سازمانی در اعتراض‏های سال 2011 ایفاکرد. صفحه «ما هم خالدیم» در فیس­بوک: 61 کلیپ تصویری، بیش از 200 عکس، 100 لینک وب داشت؛ این صفحه پیش از 25 ژانویه حدود 400 هزار عضو داشت که در روز 9 فوریه به 600 هزار نفر رسید و در 14 فوریه به 804 هزار نفر رسید (Serajul,2011: 17).

درحالی‏که متوسط سن فعالان مصری استفاده‏کننده از فیس­بوک 20 سال بود، اعضای رژیم 60 تا 70 ساله بودند، که خود تحت تأثیر رئیس‏جمهوری 80 ساله قرارداشتند؛ درنتیجه این شکاف نسلی و سنی، هنگامی‏که رژیم مبارک، متوجه قدرت و سرعت فناوری­های رسانه­های اجتماعی و ظرفیت­های فوق‏العاده آنها برای سازمان­دهی فعالان جنبش شدند، برای محدود و مسدودکردن فیس­بوک، تویتر، خدمات پیام کوتاه و خطوط ارتباطی تلاش‏کرد؛ اما فعالان با استفاده از دورزدن فیلترها قادر شدند که دوباره به این شبکه­های اجتماعی دست‏یابند. در بعدازظهر 28 ژانویه 2011 مقام‏های مصری برای قطع‏کردن تمام خطوط ارتباطی در شهرهای بزرگ کوشیدند با این تصور که از جاری‏شدن مردم در خیابان­ها جلوگیری‏کنند اما دیگر دیر شده‏بود و مصری­ها در خیابان­ها بودند و دیگر به اینترنت، نیازی نبود و درواقع، اینترنت کارکرد و نقش خود را ایفاکرده‏بود. میدان التحریر نقطه مرکزی اعتراض‏ها در قاهره و مسجد قائد آل ابراهیم، نقطه مرکزی اعتراض‏ها در اسکندریه شدند و همین‏طور در دیگر شهرهای مصر نیز نقطه مرکزی وجودداشت (Eltantawy&Wiest,2011:121).

بخشی از چالش پیش رو برای مقابله با مبارک و دستگاه امنیتی وی، بسیج مردمی بود اما به دلیل سرکوب دولتی اعتراض‏کنندگان در طول چند دهه گذشته، نوعی بی‏تفاوتی در جامعه مصر نهادینه شده‏بود. تنها 23 درصد ثبت‏نام‏کنندگان در انتخابات سال 2007 به پای صندوق‏ها رفتند و این 23 درصد رأی خود را به حزب مبارک، اخوان­المسلمین، گروه­های کوچک و احزاب سکولار دادند. اکثریت 77 درصدی به رأی‏دادن تمایلی‏نشان‏نداد و بر این اساس، نسل نو فعالان سیاسی با این بی‏تفاوتی به رویارویی برخاستند و با بهره­گیری از اینترنت و تلفن تلاش‏کردند تا با جامعه تماس برقرارکنند. در مصر در سال 2010، حدود 5/22 کاربر اینترنت، 3/1 میلیون اشتراک ADSL،5/8 میلیون کاربر اینترنت تلفن همراه ،4600 کافی­نت و 5/65 میلیون خط تلفن همراه وجودداشت؛ همچنین حدود 162 هزار بلاگر فعال بود که بیشترشان جوان بودند و در طول عمرشان، جز مبارک رئیس‏جمهوری ندیده‏بودند. اینترنت برای این جوانان راهی تازه­ گشود. در سال 2008، گروهی با بهره­گیری از فیس‏بوک توانستند 82 هزار نفر را ضد گرانی مواد غذایی بسیج‏کنند؛ همچنین از فیس‏بوک برای جلب پشتیبانی از اعتصاب کارگران پارچه‏بافی و اعتراض­های کارگری 6 آوریل 2008 استفاده‏ای مطلوب صورت‏گرفت .(Mansour, 2010:2-3)

برایان سولیس در توصیف فرایند نقش رسانه­های اجتماعی مهم در انقلاب مصر این‏گونه توصیف‏می­کند: ایجاد چگالی لازم اتصالات (نوشن اگر وحدت اثر است، چگالی علت است)؛ بنابراین رسانه­ها ابزاری هستند که باعث افزایش چگالی اتصال‏های اجتماعی و گسترش آنها می­شوند و مهم‏تر اینکه افزایش چگالی جریان اطلاعات (تعداد دفعاتی که افراد گوش‏دهند) و تراکم عاطفی (به‏عنوان درک وقایع یا زمینه اجتماعی تجربه افراد دیگر) هنگامی‏که مردم تصمیم‏می­گیرند به‏جای تماشا به انقلاب بپیوندند به افزایش احتمالی افراط­گرایی منجرمی­شود.

چگالی به‏دست‏آمده در مصر و آنچه تأثیر آن را فراتر از مرزهای خود داشته چگونه بود؟ که این پرسش را برایان سولیس با درنظرگرفتن سه بعد عمودی، افقی و ترکیبی رسانه­های اجتماعی از کشوری به کشور دیگر پاسخ‏می­دهد:

1) آستانه عمودی: ایالات متحده و اروپا در مقایسه با رسانه­های اجتماعی، نفوذی اندک در جهان عرب دارند؛ درواقع، تنها 21 میلیون کاربر فیس­بوک در سرتاسر جهان عرب وجوددارند، پس چگونه رسانه­ها چنین نقشی را ایفاکردند؟ همان‏طورکه بسیاری مفسران اشاره‏کرده‏اند یکی از کاتالیزورهای اوایل انقلاب 25 ژانویه 2011 در مصر یک صفحه ایجادشده در فیس‏بوک درباره خالد بود که نیروهای امنیتی به طرزی وحشیانه­، او را کشته‏بودند؛ این صفحه، یک نقطه کانونی بود که حدود 470 هزار طرف­دار عضو داشت و مخالفت خود را با دولت ابرازکردند، درحالی‏که ویدئو یوتیوب دربارة قتل او توسط بیش از 500 هزار نفر مشاهده‏شد و به عامل سوخت‏رسانی خشم عمودی تبدیل‏شد. با الهام از تظاهرات ضد سرنگونی بن علی رئیس‏جمهور تونس در 4 ژانویه 2011 صفحه خالد یک صفحه فیس‏بوک و سپس یک نقطه کانونی برای انتشار اعتراض مردمی در سرتاسر مصر شد.

2) آستانه­ افقی: به گفته بوید، موقعیت معترضان تونس و جسارت و شجاعت معترضان جوان تونسی در خیابان­های خود، سبب تشویق رسانه­های اجتماعی مصر از مردم خویش، از دانش‏آموزان وکلا، دانشجویان، کارگران و همچنان تشویق و گسترش صفوف اعتراض‏ها در میدان التحریر شد.

3) آستانه ترکیبی: از تونس به مصر، الجزایر و سوریه، رسانه­های اجتماعی نقشی محوری در پوسته‏پوسته‏شدن ارتباطات میان مردم، در دستیابی به چگالی، اشاعه شجاعت و مقابله با اطلاعات نادرست تولیدشده توسط رژیم­های سرکوبگر داشتند (Mainwaring, 2011).

اینترنت در جنبش اجتماعی مصر توانست نقشی ویژه ایفاکند. یک روز بعد از سقوط بن علی در تونس، دعوت و فراخوانی برای تظاهرات، از طریق اینترنت در مصر آغازشد. دعوت­نامه در سه صفحه از طریق فیس‏بوک ارائه‏شد. در طول جنبش، انتشار فیلم­های اعتراض‏های روز گذشته از طریق اینترنت، سبب شعله­ور‏شدن بیشتر خشم مردم شد. بزرگ‏ترین اجتماع مصری­ها صفحه «ما همه خالدیم» بود که 804 هزار عضو در 14 فوریه 2011 داشت؛ صفحات دیگر، مانند صفحه جنبش 6 آوریل و صفحه «البرادعی، رئیس‏جمهور آینده» نیز طرف­داران زیادی داشتند.

شبکه‏های آنلاین اجتماعی، نقش اصلی را در تظاهرات مصر در ماه ژانویه سال 2011 ایفاکردند. به‏طور عمده، فیس­بوک و توییتر ابزار اساسی مورد استفاده در این تظاهرات بودند. در جریان جنبش فراگیر مصر، پیام­های کتبی (sms) و تصاویر در گردش در فیس­بوک، توییتر و وبلاگ­ها در تقویت هویت جمعی مردم مصر، بسیار مؤثر بودند. ابزار رسانه­های اجتماعی به مصریان در تمام دنیا امکان‏داد تا از جنبش داخل کشور حمایت‏کنند. صفحات متعدد فیس­بوک توسط مصری‏های خارج از کشور، ازجمله «صدای خارج از مصر، مصریان خارج از کشور در حمایت از مصر و ایالات متحده عربی» ایجاد‏شد (Eltantawy&Wiest,2011:1217).

نتیجه‏گیری

در این پژوهش تلاش‏شد تا به این پرسش‏ها پاسخ‏داده‏شود که «سهم رهبران، فعالان سیاسی و مدنی و جوانان چه وابسته به جریان‏های سیاسی و چه خارج از آن، در جنبش اخیر مصر با توجه به قابلیت­های مورد استفاده اینترنت تا چه اندازه بوده‏است؟ تا چه حد فعالان مصری از شبکه­های رسانه­های اجتماعی مانند فیس­بوک، توییتر، یوتیوب و وبلاگ­ها به‏عنوان ابزارهایی برای سازماندهی و ایجاد آگاهی بسیج سیاسی در این جنبش استفاده‏کردند؟»؛ بر این اساس، طی چند سال گذشته، فناوری اطلاعات و ارتباطات ازجمله اینترنت و ابزار آن، نقشی برجسته در فعالیت‏های جنبش­های اجتماعی ایفاکرده‏است .همان‏طورکه گفته‏شد هرچند نمی­توان دلایل اصلی خشم و نارضایتی مردم مصر نسبت‏به ناکارآمدی دولت را منکر شد و همچنین نمی­توان زمینه­های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی را درزمینه جنبش­ها و انقلاب­ها نادیده‏گرفت. اما آنچه ما در اینجا مورد توجه قرار‏دادیم، استفاده از ابزارها و فناوری­های نوین در انقلاب‏های مدرن است که می­توان‏گفت با توجه به نقش سریع و گستردگی آنها در انتشار اخبار و اطلاعات، عامل انقلاب در عصر مدرن به‏شمارمی‏آیند و خبر در سطحی وسیع در یک کشور و جهان گسترش‏می‏یابد. فناوری‏های رسانه­های اجتماعی به‏عنوان ابزاری مهم برای عمل جمعی و تغییرهای اجتماعی دیده‏می‏شوند. فیس­بوک و اینترنت، گزینه­هایی برای عمل گروه­های نو و نیروهای سیاسی در حال پیدایش جامعه مدنی­ هستند؛ همان‏طورکه در مصر هم این اتفاق افتاد. درواقع زمینه­های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نارضایتی برای مردم فراهم شده‏بود. انقلاب تونس نیز اثر سرایتی داشت و نقش رسانه­ها در این انتقال بسیار بااهمیت بود. رسانه­ها به‏ویژه اینترنت و شبکه­های اجتماعی آن ازجمله فیس‏بوک، تویتر و یوتیوپ سبب تحرک و گستردگی بیشتر تظاهرات شدند که درنهایت به سقوط رژیم مبارک انجامید و به‏طورکلی، شبکه­های رسانه­های اجتماعی مانند فیس‏بوک، توییتر، یوتیوب و وبلاگ­ها به‏عنوان ابزاری برای تسهیل جنبش اجتماعی، سازماندهی و ایجاد آگاهی و بسیج سیاسی مورد استفاده قرارگرفتند.



[1] . Public arena

[2] . Facebook 

[3] . Mark Zuckerberg

[4] . social networking site

[5] . Facebook  friends

[6] . Facebook 

[7] . Twitter

[8] . Microblogging

[9] . Youtube

[10] . Nicole B. Ellison

[11] . danah m. boyd

[12] . Wael  Ghonim          

[13] . hesham

[14] . Khaled Said

- منابع فارسی

-      باتامور، تام (1372)، جامعه‏شناسی سیاسی، ترجمه منوچهرصبوری کاشانی، تهران: کیهان.

-      حسینی گلی، سید اسماعیل (1385)، «اصلاحات در مصر». در کتاب خاورمیانه، تهران: انتشارات مؤسسه فرهنگ مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر.

-      دارنلی، جمیز و جان فدر (1386). جهان شبکه­ای، ترجمه نسرین امین دهقان و مهدی محامی، تهران: نشر چاپار.

-      سردارنیا، خلیل‏الله (1388)، «اینترنت، جنبش اجتماعی و بسیج اعتراضات»، فصلنامه پژوهش‏های ارتباطی، سال شانزدهم، شماره 4، زمستان.

-   سردارنیا، خلیل‏الله (1390)، «تحلیل ساختاری و کنش‏گرا بر چرایی تثبیت اقتدارگرایی در مصر از 1980 تا 2011»، فصلنامه روابط خارجی، سال سوم، شماره 2، تابستان.

2- منابع لاتین

-       Bhuiyan, Serajul I. (2011), "Social Media and Its Effectiveness in the Political Reform Movement in Egypt", Middle East Media Educator, 1(1).

 

-       Castells, Manuel)1996), The Rise of the Network Society. Oxford: Blackwells.

 

-       Chadwick, Andrew. (2006), Internet Politics: States, Citizens and New Communication   Technologies. Oxford: Oxford University Press.

 

-       Eltantawy, Nahed and Wiest, Julie B. (2011), Social Media in the Egyptian Revolution:

 

-       Hintler,Gregor .(2011), The Role of Social Media in Social Movements, Bachelor thesis, Cottbus : University of Technology.

 

-       Kirkpatrick, David. (2011), The Facebook effect – the real story of Mark Zuckerberg and the World´s fastest-growing company. CPI Bookmark. Croydon. United Kingdom.

 

-       Shirky, Clay. (2008), Here Comes Everybody: The Power of Organizing Without  Organizations, London: Benguin Books.

3- منابع الکترونیکی

-       boyd, d. m., & Ellison, N. B. (2007)," Social network sites: Definition, history, and scholarship",  Journal of Computer-Mediated Communication, 13(1), article 11.
http://jcmc.indiana.edu/vol13/issue1/boyd.ellison.html.

 

-       hesham,Mohamad.(2011), The erevolution in the Egyptian, available at: http://www.famousbloggers.net.

 

-       Reconsidering Resource Mobilization Theory, International Journal of Communication , 5,available at:www. ijoc.org.

 

-       Freedom on the Net 2011: Egypt, Freedom House, available at:

     http://www.freedomhouse.org/images/File/FotN/Egypt2011.pdf.

 

-       Khalifa, Mahmoud. (2011), The role of information technology in defeating the Arab regimes: Facebook 2-0 Arab presidents, Cairo University, I June 2011 available at:

     http://www.ifla.org/files/assets/faife/Spotlight_1.pdf- last update: 5 October 2012.

-       Mainwaring, Simon, (2011), Exactly what role did social media play in the egyption revolution? 14, Feb 2011, available at: http://www.fastcompany.com.

-       Mansour, Sherif. (2010), Egypt’s "Facebook Revolution", Kefaya, and the struggle for democracy and good governance" (2008-ongoing), International Center on Nonviolent Conflict, available at: http://www.nonviolent-conflict.org/.