بررسی رفتار سیاست خارجی حزب حاکم ترکیه در قبال جمهوری اسلامی ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه امام صادق

3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)

چکیده

حزب عدالت و توسعه به‌عنوان حزب حاکم ترکیه از سال 2002 در رأس قدرت سیاسی این کشور حضوردارد. تحلیل سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه برای شناخت مواضع این حزب ضروری به‌نظرمی‌­رسد. هدف پژوهش حاضر، تبیین رفتار سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران است؛ رویکردهای هویتی این حزب، طبق نظریه ونت در چارچوب نظری سازه­انگاری تحلیل‌می‌شود؛ براین‌اساس، پرسش پژوهش عبارت‌است از اینکه «رویکردهای هویتی مؤثر بر رفتار سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران چیست؟»؛ این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از اسناد کتابخانه‌­ای رویکردهای هویتی مؤثر بر مواضع حزب عدالت و توسعه را در قبال جمهوری اسلامی ایران بررسی‌می‌کند؛ این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی محسوب‌می‌شود.
یافته­‌های مقاله نشان‌می‌‌دهند که رویکرد‌های هویتی حزب عدالت و توسعه در تبیین رفتار سیاست خارجی این حزب در قبال جمهوری اسلامی ایران می‌­توانند تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر، «اتخاذ سیاست‌های همکاری‌جویانه» را به‌عنوان رفتار سیاست خارجی منتخب در میان حالت‌های بررسی‌شده درخصوص حزب عدالت و توسعه برگزید.
 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


جمهوری اسلامی ایران و ترکیه به‌عنوان دو کشور تأثیرگذار در منطقه غرب آسیا به‌شمارمی­روند که حجم مناسبات دوطرف، گویای اهمیت روابط این دو کشور است. حزب عدالت و توسعه از سال 2002 در فضای سیاسی ترکیه یکه­تازی‌می­کند؛ تحلیل رویکردهای هویتی مؤثر بر این حزب براساس چارچوب نظری سازه­انگاری با تأکید بر نظریه ونت[1] می­تواند مواضع آن­ را بررسی‌کند چراکه انگاره‌های هویتی، محوری­ترین مبحث در نظریه سازه­انگاری محسوب‌می­شوند و نظریه ونت، در میان نظریه­پردازان دیگر، بیشتر کاربرددارد.

ازآنجا­که جمهوری اسلامی ایران و ترکیه به‌عنوان دو کشور همسایه تلاش‌می­کنند، حجم مبادلات خود را به 30 میلیارد دلار برسانند و روابط دوطرف، دارای اهمیتی بالاست، به‌نظرمی‌­­رسد، حزب عدالت و توسعه طی سال‌های آتی نیز نقشی تعیین­کننده در سیاست داخلی و خارجی ترکیه ایفاخواهدکرد لذا تبیین مواضع این حزب برای فهم سیاست خارجی ترکیه در قبال جمهوری اسلامی ایران، ضروری است؛ پژوهش حاضر تلاش‌می­کند که رویکردهای هویتی آن­ را تحلیل‌کند تا فهمی درست از مواضع این حزب حاصل‌شود؛ این مسئله، اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر را مشخص‌می­سازد.

هدف پژوهش حاضر، تحلیل رویکردهای هویتی مؤثر بر مواضع حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران است؛ براین‌اساس، پرسش اصلی مقاله عبارت‌است از اینکه «رویکردهای هویتی مؤثر بر مواضع حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران چه بوده‌است؟»؛ فرضیه­ای که برای این موضوع درنظرگرفته‌شده، عبارت‌است از اینکه «رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه با ایدئولوژی جمهوری اسلامی ایران متفاوت است»؛ این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از اسناد کتابخانه­ای، موضوع پژوهش را بررسی‌می‌کند و ازلحاظ هدف، کاربردی محسوب‌می­شود.

بازیگران سیاسی براساس نظریه ونت از باورها و انگاره­های هویتی خود در تصمیم­گیری­ها تأثیرمی­پذیرند؛ لذا تحلیل رویکردهای هویتی این بازیگران، فهم عملکردهای آ­نها را                      امکان­پذیرمی‌سازد. احزاب سیاسی ترکیه ازجمله حزب عدالت و توسعه در نوعی بستر هویتی متفاوت رشدکرده­اند. حزب عدالت و توسعه، خوانشی خاص از اسلام­گرایی دارد و رویکردی اخوانی را درپیش‌گرفته‌است. رقابت احزاب ترکیه در عرصه سیاسی این کشور نشان‌می‌­دهد که رأی­دهندگان به این احزاب نیز از انگاره­های هویتی آنها تأثیرمی­پذیرند و به‌سوی حزب مورد علاقه خود سوق‌می‌یابند.

پژوهش حاضر با تأکید بر نظریه ونت در چارچوب نظری سازه­انگاری، رویکردهای هویتی مؤثر بر رفتار سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه را در قبال جمهوری اسلامی ایران بررسی‌می‌کند.

الف- پیشینه تحقیق

پژوهش حاضر، براساس رویکردهای هویتی به تحلیل رفتار سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداخته‌است؛ نوآوری موجود در این پژوهش به رویکردهای هویتی آن و تحلیل رفتار سیاست خارجی، مربوط است؛ این مقاله با استفاده از رویکردهای هویتی براساس نظریه ونت در چارچوب نظری سازه­انگاری به تحلیل رفتار سیاست خارجی پرداخته‌است؛ این در حالی است که پژوهش­های پیشین به مجموع رویکردهای هویتی توجه‌نداشته­اند و حالت­های رفتاری سیاست خارجی را در قبال جمهوری اسلامی ایران بررسی‌نکرده‌اند.

حامد یعقوبی‌فر در مقاله­ای با عنوان «تأثیر معمای هویت حزب عدالت و توسعه بر سیاست خارجی ترکیه در قبال قفقاز جنوبی» (1393)، به بررسی رویکردهای هویتی این حزب در قبال قفقاز جنوبی پرداخته‌است؛ این در حالی است که مقاله حاضر، به تأثیر رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه بر مواضع این حزب در قبال جمهوری اسلامی ایران می­پردازد؛ سید جواد امام جمعه‌زاده نیز در مقاله­ای با عنوان «تحول گفتمان هویت در ترکیه از کمالیسم به اسلام‌گرایی با تأکید بر حزب عدالت و توسعه» (1391)، به‌طورصرف بر تحول گفتمان هویت در ترکیه اشاره‌‌کرده‌است و رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه و تأثیر آن بر مواضع این حزب را بررسی‌نکرده‌است؛ به‌طور‌کلی، تاکنون به مجموعه رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه برای تحلیل رفتار سیاست خارجی این حزب در پژوهش­های پیشین توجه‌نشده‌است.

ب- چارچوب نظری

سازه­انگاری کوششی عمیق در حوزه فرانظری دانسته‌می­شود. نئورئالیسم پس از فروپاشی شوروی از ارائه درکی قابل‌پذیرش از این اتفاق، ناتوان بود؛ لذا این مسئله، موجب شدت‌بخشیدن به جریان سازه­انگاری شد؛ پیشروان این نظریه از حیث مباحث فرانظری ازیک‌سو در میان طیف طبیعت­گرایان/ اثبات­گرایان و ازسوی‌دیگر، [در میان] پساساختارگرایان قرارگرفته­اند و معتقدان به آن ازلحاظ مباحث محتوایی نیز در میانه واقع­گرایان و لیبرالیست­ها قراردارند (مشیرزاده، 1394: 315)

سازه­انگاری، بحث را از معرفت­شناختی به هستی­شناسی می­کشاند و تلقی ذات­گرایانه را از موجودیت جهان و قواعد به «مسئله­ای برای اندیشیدن» بدل‌می­کند؛ این نظریه بر آن است که جهان و چارچوب­های آن را به‌جای «بودن»، «درحال‌شدن» مشاهده‌کند (متقی و کاظمی، 1390: 211)؛ پیشینه این نوع اندیشه به عصر روشنگری، مربوط می­شود و به­گونه­ای در تفکرهای فیخته و کانت، به آن توجه‌شده‌است؛ براین‌اساس ازلحاظ هستی­شناسی از ایده­آلیسم در مقابل ماتریالیسم و از «ذهنیت‌گرایی» در مقابل «عینیت­گرایی» دفاع‌می­کند (خاتمی، 1391:68 تا 70). تمرکز عمده سازه‌انگاران در بعد هستی­شناسانه بر انگاره­ها، هنجارها، معانی، رویه­ها و قواعد است؛ درحقیقت به نظر آنها نظام­های معنایی، چگونگی تفسیر کنشگران را از محیط مشخص‌می­سازند (Wind, 2004: 225).

سازه­انگارها ازجمله ونت، به رویکردهای هویتی بازیگران برای تشریح چگونگی تشکیل منافع تأکیدمی‌کنند؛ آنها بر این باورند که منافع کنشگران، از مناسبات اجتماعی ناشی‌است؛ لذا نمی‌توان از منافع گذشته اجتماعی سخن به‌میان‌آورد. هویت­ها تجسم­یافته شرایط فردی محسوب‌می­شوند و بازیگران از طریق آن با یکدیگر مناسبات برگزارمی­کنند؛ این وضعیت یادشده سبب‌می­شود که بازیگران، خود را در شرایطی خاص مشاهده‌کنند به­گونه­ای‌که منافع این کنشگران را معین‌می­سازند (وهاب­پور، 1394: 129).

ونت، رویکردهای هویتی را امری اجتماعی می­داند؛ به‌عبارت‌دیگر در فرایند ساختن خود، دیگری نیز این روند را تجربه‌می­کند؛ بنابراین، هویت، امری سیال محسوب‌می­شود؛ براین‌اساس، برداشت بازیگران را از خود و منافع و اهداف آنها تغییرمی­دهد. تشکیل هویتی جدید سبب‌می­شود که منافعی جدید برای یک دولت طرح‌شود (Ritbergger, 2002: 124).

نظریه ونت در میان متفکران سازه­انگاری، بیشتر کاربرددارد چراکه این نظریه در تبیین موضوع‌های روابط بین­الملل، موفق­تر بوده‌است؛ این موضوع سبب‌شده‌است که دیدگاه ونت، بیشتر در تحلیل­های برگرفته ‌از سازه­انگاری استفاده‌شود (هینه بوش، 1394: 289 و 290).

ونت بر این باور است که منافع و رویکردهای هویتی در همه حال به‌وسیله فرایند، مرتبط هستند. گرچه ممکن است هویت­ها در برخی از شرایط، دارای ثبات نسبی باشند لذا می­توان آنها را مسلم درنظرگرفت؛ بااین‌حال، این موضوع، همیشه صادق نیست؛ درحقیقت، رویکردهای هویتی و منافع در تحول هستند. ونت معتقد است که تحول یادشده در نظام بین­الملل از سه مسیر، محقق می­شود:

اول اینکه نهاد حاکمیت در این تحول، نقش­آفرین است؛ این نهاد سبب‌می­شود که بازیگران دولتی در موقعیتی به‌نسبت آنارشیک نیز اندازه­ای از خویشتنداری را بروزدهند.

دوم اینکه تقویت­ همکاری­ها زمینه تحول را در رویکردهای هویتی فراهم‌می­سازد.

سوم اینکه اقدام‌های عامدانه برای متحول‌ساختن رویکردهای هویتی خودمحور به رویکردهای هویتی گروهی، سومین راه در این میان است.

ونت درباره تحول هویت­ها توجه خود را به نظام مبتنی‌بر همکاری، به‌جای نظام امنیتی رقابتی قرارمی­دهد؛ او این روند را متشکل از چهار مرحله توصیف‌می­کند؛

فروپاشی اجماع درباره تعهدهای هویتی، اولین مرحله یادشده است.

 به‌حاشیه‌رفتن برداشت­های قدیمی و ساختارهای مناسبات ناشی از آن، دومین مرحله است.

سومین مرحله به‌دنبال ایجاد رویه­هایی جدید است که «خود» و «دیگری» را برای اتخاذ رویکردهای هویتی جدید هدایت‌می­کند؛ درحقیقت، آن را طبق بازنمایی­های خود دسته­بندی‌می­کند.

چهارمین مرحله نیز پاداشی است که ازسوی «دیگری» اعطامی­شود؛ نتیجه چنین روندی، نهادینه‌شدن هویت­بخشی مثبت میان امنیت دوطرف است؛ این امر به بنیانی بیناذهنی ختم‌می­شود که برای تعهدهایی جدی­تر به هویت و منافع جدید یاری‌می­رساند (مشیرزاده، 1393: 173).

براساس این اندیشه، سازه­انگاری نظام بین­الملل را به‌عنوان دنیای برساخته شکل‌می­دهد که ساختارهای بیناذهنی در تقویت آن و رویکردهای هویتی بازیگران، منافع و مناسبات آنها نقش­آفرین هستند؛ درحقیقت، رویه­های بازیگران به ساختارها سامان‌می­دهد و آنها را بازتولیدمی­کند؛ این رویه‌ها در ساختارها تحول ایجادمی­کنند و حتی قادر است به تحولات اساسی در شرایط منجرشود.

پ- تاریخچه حزب

حزب عدالت و توسعه سوم نوامبر سال 2002 با پیروزی در انتخابات ترکیه به عرصه قدرت در این کشور واردشد؛ این حزب با کسب 28/34 درصد از کل آراء توانست 363 کرسی را از 550 کرسی پارلمان ترکیه کسب‌کند. آک‌پارتی در چهاردهم اوت 2001 تشکیل‌شد. بررسی شجره­نامه حزب عدالت و توسعه نشان‌می‌­دهد که این حزب به احزاب جنبش اسلامی وابستگی‌دارد. احزاب اسلامی با حزب نظام ملی به عرصه سیاسی ترکیه واردشدند؛ این حزب در سال 1970 تشکیل‌شد (Yavuz, 2003: 45)؛ همچنین، احزابی اسلامی مانند «سلامت ملی در سال 1972، حزب رفاه در سال 1983 و حزب فضیلت در سال 1998» تشکیل‌شدند.

جناح تجدیدنظرطلبی در داخل حزب فضیلت به رهبری عبدالله گل به‌وجودآمده‌بود؛ این در حالی بود که گل نتوانست در انتخابات ریاست حزب به‌پیروزی‌رسد؛ این انتخابات در چهاردهم مه سال 2000 برگزارشد و گل 521 رأی کسب‌کرد؛ رجایی کوتان در این انتخابات، 633 رأی به‌دست‌آورد؛ این اختلاف‌نظر سبب‌شد که نجم­الدین اربکان از کوتان حمایت‌کند؛ اردوغان نیز از عبدالله گل پشتیبانی‌کرد.

نجم­الدین اربکان در سال 1970، حزب سلامت ملی را با تکیه بر آموزه­های اسلامی تأسیس‌کرد؛ او ارتباطی تشکیلاتی با اخوان‌المسلمین داشت. حزب سلامت ملی 10 سال در مناطق مختلف ترکیه فعالیت‌کرد و در میان مسلمانان معتقد، طراف‌دارانی را یافت؛ فعالیت­های این حزب پس از کودتای ارتش در سال 1980 به‌پایان‌رسید؛ تبلیغ‌هایی گسترده نیز ضد رهبران و طرف‌داران حزب سلامت ملی برای ازمیان‌بردن جایگاه اجتماعی آن انجام‌شد؛ نجم­الدین اربکان پس از متوقف‌شدن فعالیت این حزب در دوره حاکمیت تورگوت اوزال[2]، حزب اسلام­گرایی دیگر را با عنوان حزب رفاه تأسیس‌کرد (MacDonald, 2012: 113).

او در انتخابات پارلمانی، موفق شد و در سال 1996، دولتی ائتلافی تشکیل‌داد؛ اربکان در این دولت، نخست­وزیر شد. کارشکنی­های داخلی و خارجی ضد دولت اربکان در این دوره نیز تداوم‌داشت؛ به­گونه­ای‌که نظامیان و لائیک­ها در داخل و دولت­های غربی در خارج، سدهایی در برابر اقدام‌های دولت او ایجادکردند. بیشتر کشورهای غربی حاکمیت اسلام­گرایان در ترکیه را تحمل‌نمی‌کردند. شرایط آن زمان منطقه و هم‌جواری ترکیه با جمهوری اسلامی ایران موجب‌شده‌بود که مخالفت غربی­ها با دولت اربکان افزایش‌یابد؛ این موضوع سبب‌شد که نظامیان ترکیه به کارشکنی گسترده ضد این دولت روی‌آورند. دولت اربکان با کودتای سفید ارتش سقوط‌کرد و حزب رفاه نیز ازسوی دادگاه قانون اساسی ترکیه به‌انحلال‌کشیده‌شد؛ نجم­الدین اربکان و رجب طیب اردوغان به‌دنبال این قضیه، زندانی شدند؛ اردوغان معاونت حزب را برعهده‌داشت؛ اربکان پس از مدتی از زندان آزاد شد و فعالیت سیاسی خویش را دنبال‌کرد.

حزب اسلام­گرای فضیلت پس از منحل‌شدن حزب رفاه تأسیس‌شد؛ رجایی کوتان، رهبری این حزب را برعهده‌داشت؛ ارتش ترکیه، حزب تازه‌تأسیس را نیز تحمل‌نکرد؛ لذا حزب فضیلت ازسوی دادگاه قانون اساسی ترکیه غیرقانونی اعلام‌شد که این مسئله، انحلال این حزب را به‌دنبال‌داشت؛ دو گروه از محافظه­کاران و اصلاح­طلبان در این حزب با اختلاف‌نظرهایی روبه­رو بودند؛ رجایی کوتان، رهبری محافظه­کاران و عبدالله گل، رهبری اصلاح­طلبان را برعهده‌داشتند؛ اختلاف‌های دوطرف، درخصوص فهم اسلام و تفسیر آن در مسائل جامعه بود؛ این مسئله باعث تشکیل دو حزب اسلامی با رویکردهای متفاوت شد (واعظی، 1393: 5).

حزب اسلامی سعادت و حزب عدالت و توسعه، احزاب انشعابی بودند. حزب سعادت نگرش‌های محافظه­کارانه داشت و رجایی کوتان، رهبری آن را برعهده‌گرفت؛ درمقابل، آک‌پارتی، رویکردی اصلاح­طلبانه را دنبال‌می­کرد که اردوغان و عبدالله گل، رهبری آن را به‌دست‌گرفته‌بودند؛ این حزب به رهبری اردوغان در آن زمان در نظرسنجی­ها تا 24 درصد محبوب‌بودن را تجربه‌کرد. اردوغان که پیش از آن شهردار استانبول بود، محبوبیتی در جامعه ترکیه کسب‌کرده‌بود و از نظر سیاسی، شخصیتی سالم محسوب‌می­شد. پس از انحلال حزب فضیلت، 48 نماینده به حزب سعادت و 51 نماینده به آک‌پارتی پیوستند.

سران حزب عدالت و توسعه از حیث تربیت و آموزش، اسلام­گرا محسوب‌می­شوند؛ بااین‌حال، مؤسسان حزب برای مقابله با فشارهایی که بر جنبش­های اسلامی واردمی­شد، گفتمانی جدید را دنبال‌می­کردند که با رویکرد اسلامی آنها مخالف نباشد و درعین‌حال با نظام حاکم نیز به‌رویارویی‌نرسد (Keyman, 2007: 217). مؤسسان عدالت و توسعه تلاش‌داشتند که بهانه‌ای دیگر مانند «مرحله 28 فوریه» تکرارنشود؛ لذا اولین کنگره حزب با شعار «کار برای تمام ترکیه» برگزارشد. رجب طیب اردوغان در سخنرانی افتتاحیه به‌صورت ماهرانه، نه از آتاتورک یادکرد و نه از رویکرد اسلام حزب، سخنی به‌میان‌آورد؛ او به اعلامیه جهانی حقوق بشر، موافقت­نامه اروپایی حقوق بشر و آزادی­های اساسی تأکیدکرد و سکولاریسم را اصل بنیادین صلح اجتماعی دانست و آن را به معنای بی‌طرفی دولت درباره عقاید دینی ارزیابی‌کرد.

عبدالله گل نیز پس از تشکیل حزب گفته‌بود که حزب عدالت و توسعه، حزبی دینی محسوب‌نمی­شود؛ او تأکیدکرده‌بود که این حزب سعی‌می­کند نماینده همه مردم باشد؛ گل بر این باور بود که افراد با حجاب و بی­حجاب در حزب عدالت و توسعه وجوددارند (نورالدین، 1392: 141 تا 154).

به مواردی مانند «توجه به حقوق و آزادی­های سیاسی، اداره عامه به‌صورت غیرمتمرکز، ارائه خدمات اجتماعی بدون توجه به طبقه اجتماعی، توسعه آموزش و پرورش همگانی و امنیت اجتماعی» در اساسنامه حزب عدالت و توسعه تأکیدشده‌است.

رجب طیب اردوغان به‌عنوان شخصیت کاریزماتیک و محوری در حزب عدالت و توسعه محسوب‌می­شود؛ او در طول تاریخ جمهوری ترکیه، بیشترین مدت زمامداری ترکیه را برعهده‌داشته‌است­ به­گونه­ای‌که مصطفی کمال آتاتورک، پیش از او بیشترین دوره زمامداری ترکیه را داشت. آتاتورک به‌مدت 5492 روز، بالاترین جایگاه سیاسی این کشور را برعهده‌داشت؛ او پس از تشکیل جمهوری ترکیه در 29 اکتبر 1923، رئیس‌جمهور این کشور شد. دوره ریاست‌جمهوری آتاتورک با مرگ وی در سال 1938 به‌پایان‌رسید اما اردوغان درحال‌حاضر، بیش از این مدت، دارای قدرت بوده‌است؛ او در 15 مه 2003 (بیست­وپنجم اردیبهشت 1382) به‌عنوان نخست­وزیر ترکیه منصوب‌ شد و در 10 اوت 2014 (بیست­وسوم مرداد 1393) نیز عنوان دوازدهمین رئیس­جمهور این کشور را کسب‌کرد.

جایگاه ریاست‌جمهوری در ترکیه از زمان ورود این کشور به دوره ایجاد دموکراسی در سال 1950 درعمل، تشریفاتی محسوب‌می­شد؛ اما اردوغان از زمانی که به ریاست‌جمهوری این کشور انتخاب شد، اختیارهای رئیس‌جمهور را افزایش‌داد و نظام وابستگی حزبی رئیس­جمهوری را احیاکرد.

ت- رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه

نگرش و باورها یکی از مهم­ترین مؤلفه­هایی محسوب‌می­شود که در اندیشه سازه‌انگاری بر آن تأکیدمی­شود؛ لذا بررسی مواضع حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران، مستلزم این است که نگرش این حزب تحلیل‌شود. اندیشه­ها و خط­مشی آک‌پارتی در این قسمت بررسی‌می‌شود تا رویکرد هویتی آن روشن شود.

مقاله حاضر با تبیین رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه که نظریه ونت بر آن تأکیدمی‌کند، تلاش‌دارد، تأثیر این رویکردها را بر رفتار سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران بررسی‌کند. اتخاذ سیاست تنش­زدایی، پیوند سرمایه­داری و اسلام و ارائه الگو در منطقه ازجمله مهم­ترین رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه محسوب‌می­شوند.

1- اتخاذ سیاست تنش­زدایی

دولت اردوغان به‌خصوص در دوره نخست حکومت خویش، دوری از افراط و تنش را در رأس برنامه­های خود تعریف‌کرد (اکبری، 1394: 176)؛ دوری از تنش علاوه‌بر سیاست داخلی در سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه نیز دنبال‌شده‌است؛ البته نوع جهت­گیری آنکارا در این زمینه حرکت به‌سوی هژمون آمریکا بوده‌است. نوع روابطی که ترکیه با آمریکا و رژیم اسرائیل برقرارکرده، گویای این واقعیت است که حزب عدالت و توسعه به‌دنبال دوری از تنش در فضای منطقه­ای و فرامنطقه­ای است.

مناسبات آنکارا و آمریکا در سیاست خارجی ترکیه، جایگاهی ویژه­ دارد؛ علاوه‌بر‌ روابط دوجانبه دوطرف، تأثیرگذاری این مناسبات بر روابط ترکیه با بازیگران دیگر نیز مشهود است. باور آنکارا به نقش واشنگتن در معادلات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای موجب‌شده‌است که روابط چندجانبه ترکیه و ایالات‌ متحده آمریکا مستحکم شود؛ حتی توجه واشنگتن به جایگاه ترکیه نیز روابط راهبردی دوطرف را بااهمیت‌می‌سازد.

ترک‌ها درباره موضوع‌های مختلف تلاش‌می‌کنند که دیدگاه مثبت آمریکا را به‌همراه‌داشته‌باشند؛ اشاره‌ای به نمونه‌های موجود، مؤید این قضیه است. اصرار آنکارا بر پذیرفته‌شدن ایجاد منطقه امن در سوریه ازسوی آمریکایی­ها، مخالفت ترکیه با حمایت­های واشنگتن از کردهای سوری، تأکید مقام‌های آنکارا بر استرداد فتح‌الله گولن و موضوع‌هایی ازاین‌دست نشان‌می‌‌دهند که تفاوت دیدگاه ترکیه با آمریکا سبب‌می‌شود که ترک‌ها به‌دنبال نظر ایجابی واشنگتن باشند البته همه مسائل موجود میان دوطرف، مورد پذیرش ایالات‌متحده آمریکا قرارندارد لذا ترکیه به مخالفت خود در این حوزه‌ها اصرار‌می‌کند.

جایگاه ترکیه در سیاست­های منطقه­ای ایالات ‌متحده آمریکا در دوره باراک اوباما نیز تداوم‌داشت. حضور فعال آنکارا در جبهه مخالفان نظام مشروع سوریه، یکی از مهم­ترین نقش‌های ترکیه در قالب سیاست­های منطقه­ای آمریکا بوده‌است؛ همراهی ترکیه با مخالفان بشار اسد با تجلیل آنها روبه‌رو شد؛ دمشق نیز تغییر موضع آنکارا در قبال بحران سوریه را شتاب‌زدگی ریاکارانه دانست (Schenker, 2011: 48).

تغییر جهت سریع موضع ترکیه در قبال بحران سوریه، نشان از قرارداشتن آنکارا در قالب راهکار (استراتژی) آمریکا در قبال دمشق است. به‌نظرمی‌‌رسد منافع آنکارا و واشنگتن پس از قدرت‌گرفتن حزب عدالت و توسعه با یکدیگر تلاقی‌داشته‌است. روابط راهبردی (استراتژیک) ترکیه و ایالات ‌متحده آمریکا و اقدام‌های آنکارا برای اجرای سیاست­های منطقه‌ای واشنگتن موجب‌می‌شود که این موضوع بر مناسبات تهران و آنکارا سایه‌افکند.

اتحاد ترکیه و رژیم اسرائیل در غرب آسیا نیز از پیشرفت­های قابل‌توجه در این منطقه پس از جنگ سرد است. روابط ترکیه- رژیم اسرائیل با معاهده راهبردی (استراتژیک) سال 1996، شکلی جدید به‌خودگرفت. انعقاد توافقنامه­های امنیتی و اقتصادی میان دوطرف پس ‌از آن صورت‌پذیرفت (Salivan, 2008: 11).

جمهوری اسلامی ایران نسبت‌به همکاری‌های ترکیه و رژیم اسرائیل در حوزه‌های مختلف به‌خصوص امنیتی، همواره با دیده تردید نگریسته‌­است. جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال محرمانه‌بودن بخشی از قرارداد همکاری ترکیه و رژیم اسرائیل، معتقد است که همکاری دوطرف درصورت اقدام نظامی، یکی از مفاد این قرارداد است. اجازه‌دادن ترکیه به رژیم اسرائیل برای انجام مانورهای نظامی در مناطق کوهستانی شرق ترکیه درصورت حمله نظامی به ایران دراین‌راستاست (Kibaroglu, 2005: 248).

پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات اکتبر 2002، به‌عنوان بزرگ­ترین آزمون مناسبات ترکیه و رژیم اسرائیل محسوب‌می­شود. به‌قدرت‌رسیدن آک‌پارتی، باعث‌شده‌بود که قرابت‌های آنکارا با همسایگان مسلمان، بیشتر شود؛ اما موضع­گیری رجب طیب اردوغان درخصوص مناسبات با اسرائیل، نوع دیدگاه حزب عدالت و توسعه را در این زمینه مشخص‌کرد. اردوغان در موضع­گیری خود اعلام‌کرد که مناسبات ترکیه با رژیم اسرائیل، پس از پیروزی آک‌پارتی تداوم‌می­یابد (Gruen, 2004: 445).

پیروزی یک حزب اسلام­گرا با توجه به نوع دیدگاهی که رژیم اسرائیل به دین اسلام دارد، نگرانی­هایی را برای این رژیم ایجادکرده‌بود اما موضع­گیری اردوغان مبنی‌بر تداوم مناسبات ترکیه با رژیم اسرائیل موجب‌شد که نگرانی تل­آویو از پیروزی یک حزب اسلام­گرا در ترکیه، کمتر شود؛ سفر برخی از مقام‌های رژیم اسرائیل به ترکیه، مؤید این موضوع محسوب‌می­شود؛ سفر شائول موفاز، وزیر جنگ اسرائیل به ترکیه در ماه مه سال 2003 که پس از سال 1997 ازجمله بالاترین بازدیدهای مقام‌های دوطرف به‌شمارمی­رفت، نمونه­ای از این دیدارهاست؛ رئیس ستاد ارتش ترکیه[3] نیز در ماه ژوئن همان سال، به اسرائیل سفری‌داشت.

سفر رجب طیب اردوغان به اسرائیل و دیدار با آریل شارون در ماه مه سال 2005 برای تداوم مناسبات دوطرف صورت‌گرفت؛ اردوغان در این دیدار از مشارکت احتمالی آنکارا در روند صلح فلسطین و اسرائیل حرف به‌میان‌آورد؛ مبارزه با تروریسم و فرایند صلح خاورمیانه ازجمله مباحث دیگر دوطرف بود (Murinson, 2006: 959). سفر عبدالله گل به اسرائیل در 3 تا 5 ژانویه 2005، دیدار دیپلماتیک بعدی میان دوطرف بود؛ حتی روابط آنکارا و تل­آویو، به‌رغم فشار اعراب در سازمان کنفرانس اسلامی تداوم‌داشت. درخواست عبدالله گل از اعضای سازمان کنفرانس اسلامی مبنی‌بر واقع­گرایانه نشان‌دادن منازعه اسرائیل- فلسطین، موضعی بود که آنکارا در قبال واکنش­های سازمان کنفرانس اسلامی اتخاذکرد.

گرچه آنکارا بر تداوم مناسبات خود با تل­آویو در دوره حزب عدالت و توسعه تأکیدداشته‌است، بااین‌حال، تنش­هایی نیز میان دوطرف مشاهده‌شد؛ این تنش­ها موجب سردی روابط دیپلماتیک ترکیه و اسرائیل نسبت‌به دهه 1990 شد. رجب طیب اردوغان با جنایت ضدبشریت خواندن حملات رژیم اسرائیل به مناطق فلسطینی در مه سال 2004، سردی مناسبات دو طرف را به‌نمایش‌گذاشت (Bengio, 2009: 3-5).

2- پیوند سرمایه­داری و اسلام

تجربه­ای که از ناکامی طرح (پروژه) حزب رفاه و حزب فضیلت وجودداشت، موجب‌شد که اسلام­گرایان در قالب حزب عدالت و توسعه نیز به‌دنبال تشکیل حکومت اسلامی نباشند؛ آنها بر این باور هستند که امکان چنین امری درحال‌حاضر وجودندارد. به‌نظرمی‌­رسد آک‌پارتی تلاش‌می‌کند در چارچوب ارزش­های دموکراتیک، اهداف اسلامی خود را دنبال‌کند (قاسمی، 1390: 90).

میتینگ­هایی که با عنوان «میتینگ­های جمهوریت» در سال 2007 در برخی از شهرهای ترکیه تشکیل‌شد، سران حزب عدالت و توسعه را به این نتیجه رساند که دنبال‌کردن طرح (ایده) حکومت اسلامی در شرایط کنونی، امکان­پذیر نیست؛ آنها بر این اعتقادند که بخش­هایی از جامعه نسبت‌به اهداف آک‌پارتی بدبین هستند و این موضوع هنوز در میان اقشاری از جامعه تداوم‌دارد.

رجب طیب اردوغان، طرح (ایده) پدران معنوی خود مبنی‌بر «نظام اقتصادی اسلامی» را دنبال‌نکرد. او به تضادی میان سرمایه­داری و اسلام معتقد نبود. موفقیت کارنامه اقتصادی حزب عدالت و توسعه سبب‌شد که ترکیه خود را به‌عنوان الگویی برای کشورهای در حال تحول غرب آسیا و شمال آفریقا مطرح‌کند.

3- ارائه الگو در منطقه

روابط حزب عدالت و توسعه با جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال تحولات کشورهای عربی، به عرصه‌ای جدید واردشده‌است (Ayman, 2012: 15). جهان عرب در سال 2011، تغییرهایی عمده­ را به خود دید؛ این تحولات نشان‌داد که ائتلاف­های منطقه­ای در غرب آسیا تا چه اندازه ناپایدار هستند (Ertugral, 2012: 1-10). تحولات جهان عرب، وقوع حرکت­های اسلام­گرا و غیراسلام­گرا در این کشورها (که از آن به بهار عربی تعبیرشده‌بود) و وقوع انقلاب در کشورهای تونس، مصر و لیبی، تحولاتی جدید را در سطح منطقه پدیدارساخت.

ترکیه به‌دنبال ارائه مدل نظام سیاسی خود به‌عنوان الگوی اسلام سیاسی مدرن برپایه آموزه‌های اهل سنت در کشورهای انقلابی بود البته سابقه تاریخ امپراتوری بزرگ عثمانی را در این رویکرد ذهنی ترکان از نظر نبایددورداشت؛ این امپراتوری به‌طورتقریبی شش قرن بر کل مناطق یادشده سیطره سیاسی و فکری داشت؛ تحولات این کشورها موجب‌شد، رقابت حزب حاکم عدالت و توسعه با جمهوری اسلامی ایران شدت‌گیرد؛ مهم­ترین مسئله دراین‌میان به بحران سوریه، مربوط بود (Ertugral, 2012: 1-10) تأکید رهبران حزب حاکم عدالت و توسعه بر سرنگونی دولت سوریه سبب‌شد که اختلاف‌نظر جمهوری اسلامی با سران ترکیه افزایش‌یابد.

تحولات کشورهای عربی و وقوع بحران در سوریه باعث‌شد که مناسبات آنکارا و دمشق تیره شود (Tanir, 2011: 5-10)؛ تیره‌شدن روابط دوطرف، تفاوت دیدگاه حزب عدالت و توسعه و جمهوری اسلامی ایران را نیز درپی‌داشت. ترکیه در حالی به تغییر نظام سوریه تأکیددارد که ایران با این موضوع، مخالف است. مذاکرات متعدد درباره بحران سوریه ازجمله مذاکرات «آستانه» قزاقستان که با نقش­آفرینی جمهوری اسلامی ایران، روسیه و ترکیه برگزارشده‌است، به‌طورعمده بر حفظ دولت بشار اسد تأکیددارد.

چرخش سیاست آک­پارتی، دوری این حزب حاکم ترکیه از همسایگان این کشور، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران را سبب‌شده‌است. موضع جمهوری اسلامی ایران درخصوص سوریه، مبتنی‌بر اصلاحات بدون دخالت دیگران و هم­اندیشی قدرت­های منطقه­ای و اسلامی است که درنهایت به «راهکار سوری- سوری» منتهی‌می­شود. جمهوری اسلامی ایران، خواستار مشارکت ایران و ترکیه در حل مسئله سوریه بدون مشارکت رژیم اسرائیل است (Ertugrul, 2012: 5).

ث- نقش رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه در مواضع این حزب

جدول زیر، سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه را در قبال جمهوری اسلامی ایران، براساس رویکردهای هویتی این حزب بررسی‌می‌کند. به «اتخاذ سیاست تنش­زدایی، پیوند سرمایه‌داری و اسلام و تلاش برای ارائه الگو در منطقه» به‌عنوان رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه تأکیدشده‌است و براساس آن، نتایج چنین رویکردهایی در سیاست خارجی این حزب در قبال جمهوری اسلامی ایران تشریح‌می­شود.

جدول 1: نتایج انگاره­های هویتی در سیاست خارجی

انگاره­های هویتی AKP

نتایج آن در سیاست خارجی

اتخاذ سیاست تنش­زدایی

برقراری روابط با آمریکا و رژیم صهیونیستی

پیوند سرمایه­داری و اسلام

تفاوت با مدل جمهوری اسلامی

ارائه الگو در منطقه

رقابت منطقه­ای با ایران

(منبع: نگارنده)

ازآنجاکه نظریه سازه­انگاری بر هویت بازیگران سیاسی در نظام بین­الملل تأکیددارد، رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه دراین‌باره بررسی‌شد. اتخاذ سیاست تنش­زدایی، پیوند سرمایه­داری و اسلام و ارائه الگو در منطقه ازجمله رویکردهای هویتی این حزب هستند که در این پژوهش به آنها توجه‌شد؛ تأثیرهای چنین رویکردهایی بر سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه نشان‌می‌­دهند که تلاش این حزب برای اتخاذ سیاست تنش­زدایی، برقراری روابط با آمریکا و رژیم اسرائیل را به‌دنبال‌داشته‌است. شرایط حاکم بر ترکیه موجب‌شده‌است که حزب عدالت و توسعه به‌دنبال تشکیل حکومت دینی نباشد و فرجام دولت نجم­الدین اربکان نیز، سبب تأکید بیش‌ازپیش بر این مسئله می‌شود؛ رویکرد منطقه­ای عدالت و توسعه نیز در تقابل با نقش ایران در منطقه تعریف‌می­شود؛ به‌گونه­ای‌که آک­پارتی به‌دنبال رقابت منطقه­ای با جمهوری اسلامی ایران است.

ج- رفتار سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران

رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه، مواضعی دوستانه را برای این حزب در قبال جمهوری اسلامی ایران تعریف‌نمی­کند؛ لذا این رویکردها بر مواضع حزب عدالت و توسعه به‌طور مستقیم تأثیردارد؛ بااین‌حال، ازآنجاکه مقاله حاضر، به‌دنبال تحلیل مواضع این حزب در قبال جمهوری اسلانی ایران است، توجه به این نکته، ضروری است که آک‌پارتی، رویکردهای خود را در چندین چارچوب می­تواند‌پیگیری‌کند. رفتار سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران در این قسمت تبیین‌می­شود. چندین حالت متصور برای رفتار سیاست خارجی ترکیه ازجمله برقراری اتحاد با ایران، اتخاذ سیاست­های خصمانه، اتخاذ سیاست بی­طرفی و سیاست­های همکاری­جویانه در قبال جمهوری اسلامی ایران در این قسمت بررسی‌می­شود.

1- برقراری اتحاد با ایران

انگاره­های حزب عدالت و توسعه به‌دنبال ارائه رویکردی متمایز در قبال جمهوری اسلامی ایران است؛ لذا مواضع حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران به اتحاد با ایران منجرنمی­شود. حزب عدالت و توسعه براساس رویکرد هویتی خویش درپی ارائه الگوی مطلوب خود در سطح منطقه است؛ لذا این موضوع به رقابت با جمهوری اسلامی ایران می‌انجامد؛ همچنین این حزب، یک ایدئولوژی التقاطی دارد که ازیک‌طرف به‌دنبال خوانشی از اسلام­گرایی است و ازطرف‌دیگر، جهت­گیری­های لیبرالی دارد؛ نتایج دیگر انگاره­های هویتی این حزب ازجمله پیوند سرمایه­داری و اسلام، تلاش برای برقراری روابط با آمریکا و رژیم صهیونیستی، تفاوت با مدل جمهوری اسلامی و عدم پایبندی کامل به دیدگاه­های اسلاف خود نشان‌می‌­دهند که برقرای اتحاد حزب عدالت و توسعه به‌عنوان حزب حاکم ترکیه با جمهوری اسلامی ایران، بعید به‌نظرمی‌­­رسد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1: عدم برقراری اتحاد

(منبع: نگارنده)

همان‌طورکه شکل بالا نشان‌می‌­دهد، رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه، نتایجی در سیاست خارجی این حزب داشته‌است؛ براین‌اساس نتایج نیز، برقراری اتحاد میان حزب عدالت و توسعه و جمهوری اسلامی ایران، بعید به‌نظرمی‌­رسد؛ سیاست عدم برقراری اتحاد با جمهوری اسلامی ایران نیز به‌طورمجدد، موجب شکل­گیری رویکرد هویتی جدیدی برای حزب عدالت و توسعه می­شود و این چرخه دوباره تکرارمی­شود؛ چرخه یادشده، مواضع حزب عدالت و توسعه را در قبال جمهوری اسلامی ایران تشریح‌می­کند.

2- اتخاذ سیاست­های خصمانه

رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه نشان‌می‌­دهند که این حزب به‌دنبال تنش­زدایی در سطح نظام بین­الملل است؛ لذا اتخاذ سیاست خصمانه ضد جمهوری اسلامی ایران، بر‌اساس این رویکرد، بعید به‌نظرمی‌­رسد. حزب عدالت و توسعه به‌رغم دیدگاه­های متفاوت خود با جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال تنش­زایی نیست. گرچه اتخاذ سیاست تنش­زدایی، موجب برقراری روابط حزب عدالت و توسعه با ایالات متحده آمریکا و متحدان منطقه­ای آن مانند رژیم اسرائیل می­شود؛ بااین‌حال، معنای دیگر این سیاست، عدم ایجاد تنش در مناسبات میان آنکارا و تهران نیز محسوب‌می­شود؛ براین‌اساس، حزب عدالت و توسعه، سیاستی خصمانه را ضد جمهوری اسلامی ایران اتخاذنمی­کند.

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2: عدم اتخاذ سیاست­های خصمانه

(منبع: نگارنده)

شکل بالا، عدم اتخاذ سیاست­های خصمانه ازسوی حزب عدالت و توسعه را ضد جمهوری اسلامی ایران نشان‌می‌­دهد. تلاش­هایی که برای ارتقای روابط دوطرف مشاهده‌می­شود، از عدم تبعیت آنکارا از این موضوع حکایت‌دارد.

3- اتخاذ سیاست بی­طرفی

حزب عدالت و توسعه ازیک‌طرف، سیاست تنش­زدایی را در نظام بین­الملل دنبال‌می­کند و ازطرف‌دیگر به‌دنبال ارائه الگویی متفاوت در منطقه است. گرچه حزب عدالت و توسعه، الگویی متفاوت را در منطقه پی‌می‌گیرد و نوع خوانش آن از اسلام با دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، متفاوت است، این حزب با تنش­زایی، موافق نیست؛ براین‌اساس، حزب عدالت و توسعه درعین تأکید بر رویکردهای هویتی خود، به همکاری با جمهوری اسلامی ایران در منطقه، نیازمند است.

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 3: عدم اتخاذ سیاست بی­طرفی

(منبع: نگارنده)

همان‌طورکه شکل بالا نشان‌می‌­دهد، حزب عدالت و توسعه ازیک‌طرف به‌دنبال عدم اتخاذ سیاست­های خصمانه ضد جمهوری اسلامی ایران است و ازطرف‌دیگر، برقراری اتحاد با جمهوری اسلامی ایران را نیز پیگیری‌نمی­کند؛ همچنین حزب عدالت و توسعه، سیاست تنش­زدایی را در سطح بین­الملل دنبال‌می­کند؛ بااین‌حال به‌دنبال ارائه الگو در منطقه نیز هست. اگر حزب عدالت و توسعه، تنها به سیاست تنش­زدایی اتکامی­کرد، امکان اتخاذ سیاست بی­طرفی ازسوی این حزب وجودداشت؛ اما حال که ادعای ارائه الگو نیز در منطقه دارد، نمی­تواند در قبال جمهوری اسلامی ایران بی­طرف باشد؛ براین‌اساس و طبق شکل بالا مؤلفه­های معادله یادشده نشان‌می‌­دهند که حزب عدالت و توسعه به‌دنبال عدم اتخاذ سیاست بی­طرفی است.

4- اتخاذ سیاست­های همکاری­جویانه

حزب عدالت و توسعه ازیک‌طرف سیاست­های خصمانه ضد جمهوری اسلامی ایران را دنبال‌نمی­کند و ازطرف‌دیگر به‌دنبال برقراری اتحاد با جمهوری اسلامی ایران نیز نیست. همان‌طورکه نتیجه شکل بالا نشان‌داد، این حزب نمی­تواند سیاست بی­طرفی اتخاذ‌کند. رفتار سیاست خارجی منتخب حزب عدالت و توسعه، اتخاذ سیاست­های همکاری­جویانه در قبال جمهوری اسلامی ایران است.

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 4: اتخاذ سیاست­های همکاری­جویانه

(منبع: نگارنده)

همان‌طورکه شکل بالا نشان‌می‌­دهد، مجموع حالت­های بررسی‌شده، یک حالت را به‌عنوان نتیجه نشان‌می‌­دهد. حزب عدالت و توسعه براساس رویکردهای هویتی خویش، سیاست­های همکاری­جویانه را در قبال جمهوری اسلامی ایران دنبال‌می­کند.

نتیجه­گیری

پژوهش حاضر با بررسی رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه، به‌دنبال ارائه رفتار سیاست خارجی این حزب در قبال جمهوری اسلامی ایران بود. رویکردهای بررسی‌شده نشان‌دادند که اتخاذ سیاست تنش­زدایی، پیوند سرمایه­داری و اسلام و ارائه الگو در منطقه ازجمله رویکردهای هویتی این حزب هستند؛ هریک از این دیدگاه­ها نتایجی بر مواضع حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران دارد؛ این حزب با سیاست تنش­زدایی به‌دنبال کاهش تنش­های خود در قبال کشورهای غربی به‌خصوص ایالات متحده آمریکا و متحدان آن است؛ گرچه این موضوع در قبال جمهوری اسلامی ایران نیز صدق‌می­کند، فراگیری سیاست تنش­زدایی، بیشتر است.

حزب عدالت و توسعه براساس تجربه اسلاف خود، به تشکیل حکومت اسلامی اقدام‌نکرد؛ درحقیقت، این حزب به تضاد میان سرمایه­داری و اسلام، معتقد نبود؛ لذا مدلی که ازسوی حزب عدالت و توسعه دنبال‌می­شود، با مدل جمهوری اسلامی ایران، متفاوت است. تفسیر سرمایه­داری از «رفاه، رشد و عدالت» به‌عنوان اهداف میانی و غایی و اولویتی که برای هریک از این مؤلفه­ها دارد، برداشتی خاص از «سعادت انسان و جامعه» است که ازسوی دیدگاه اسلامی به آن انتقادمی‌شود؛ تفسیر اسلام از مؤلفه­های یادشده با نظام سرمایه­داری تفاوت‌دارد.

رویکرد هویتی دیگری که در سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه مشاهده‌می­شود، ارائه الگو در منطقه است. ترکیه پس از تحولات جهان عرب تلاش‌کرده‌است که مدل نظام سیاسی خود را به‌عنوان الگوی اسلام سیاسی مدرن برپایه آموزه­های اهل سنت ترویج‌کند؛ حزب حاکم ترکیه با این اقدام، به‌دنبال رقابت منطقه­ای با جمهوری اسلامی ایران است.

مجموع رویکردهای هویتی بررسی‌شده نشان‌می‌­دهد که این دیدگاه­ها بر مواضع حزب عدالت و توسعه در قبال جمهوری اسلامی ایران، مؤثر هستند. اتخاذ سیاست تنش­زدایی، زمینه روابط حزب عدالت و توسعه با آمریکا و رژیم اسرائیل را فراهم ‌کرده‌است که این موضوع با توجه به خصومت این بازیگران با جمهوری اسلامی ایران درراستای منافع جمهوری اسلامی تعریف‌نمی‌شود. پیوند سرمایه­داری و اسلام، رویکردی دیگر است که از نظر ماهوی با مدل جمهوری اسلامی تفاوت‌دارد؛ لذا اندیشه­هایی مانند اتحاد جوامع اسلامی که ازسوی نجم­الدین اربکان دنبال‌می­شد، برای حزب عدالت و توسعه، قابل‌توجه نیست؛ ارائه الگو در منطقه نیز رقابت منطقه­ای را با جمهوری اسلامی ایران به‌همراه‌داشته که در بحران­هایی مانند بحران سوریه به‌طورکامل، مشخص بوده‌است.

رفتار سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه، براساس رویکردهای یادشده نشان‌می‌­دهد که این حزب به‌دنبال اتخاذ سیاست­های همکاری­جویانه در قبال جمهوری اسلامی ایران است؛ این حالت از میان حالت­های سیاست برقراری اتحاد، سیاست بی­طرفی، اتخاذ سیاست­های همکاری‌جویانه و سیاست­های خصمانه، برگزیده شد.

پیشنهادهایی راهبردی درباره روابط جمهوری اسلامی ایران و ترکیه با توجه به رویکردهای هویتی حزب عدالت و توسعه می­توان‌ارائه‌کرد که در تصمیم‌های این حوزه قابل‌بهره­برداری است. این پژوهش به این نتیجه دست‌یافت که انگاره­های هویتی آک‌پارتی بر رفتار سیاست خارجی این حزب، تأثیرگذار است؛ لذا ابتدا توجه به این نکته در تصمیم‌های سیاست خارجی، حایز اهمیت است.

ازآنجاکه حزب عدالت و توسعه، به سیاست تنش­زدایی در عرصه سیاست خارجی توجه نشان‌داده‌است، رسیدن به ضمانت­های اجرایی برای عدم تأثیرگذاری روابط آنکارا با آمریکا و رژیم اسرائیل بر مناسبات ترکیه با جمهوری اسلامی ایران، ضروری به‌نظرمی‌­­رسد؛ تفاوت انگاره­های تهران و آنکارا نسبت‌به پیوند سرمایه­داری و اسلام نیز نباید به زمینه اختلاف در این حوزه مبدل‌شود؛ همچنین گرچه تلاش ترکیه برای ارائه الگو در منطقه در تضاد با منافع جمهوری اسلامی ایران قراردارد، بااین‌حال برای رسیدن به منافع حداکثری باید حوزه­های منافع مشترک گسترش‌یابند و منافع متضاد نیز با مدیریت دوطرف به نزاع تبدیل‌نشوند.



[1] . Wendt

[2] . Turgut Auzal

[3] . Hilmi Ozkok

-اکبری، نورالدین (1394)؛ «قدرت­یابی اسلام­گرایان در ترکیه و تأثیر آن بر روابط این کشور با ج. ا.ا 2002 تا 2007»، فصلنامه رهیافت­های سیاسی و بین‌المللی؛ ش 15.

-قاسمی، محمدعلی (1390)؛ «از آلترناتیو اسلامی تا دموکراسی محافظه‌کارانه»، ماه‌نامه مهرنامه؛ ش 10.

-مشیرزاده، حمیرا (1394)؛ «پساتجددگرایی در روابط بین‌الملل»، مجموعه‌ مقالات‌ روابط بین‌الملل: یادنامه هوشنگ مـقتدر؛ تـهران: مؤسسه بین‌المللی مطالعات دریای خزر.

-واعظی‌، محمود (1393)؛ «میانه‌روهای کارآمد»، همشهری دیپلماتیک؛ ش ١٧.

-وهاب‌پور، پیمان (1394)؛ «نقش‌آفرینی اتحادیه اروپا از دیدگاه سازه­انگاری»، پژوهش حقوق و سیاست؛ ش 4.

-هینه بوش، ریموند (1394)؛ «روابط بین­المللی کشورهای خاورمیانه»، ترجمه عسگر قهرمان‌پور، فصلنامه مطالعات راهبردی؛ ش 3، ص 283 تا 292.

 

-      Amin, Galal (2006), "The Illusion of Progress in the Arab World", Cairo: American University in Cairo Press.

-      Ayman, S. Gulden (2012), “Regional Aspiration and Limits of Power-Turkish-Iranian Relations in the New Middle East”, Hellenic Studies, Vol. 20, No. 1: 15.

-      Balci, Ali and Kardas, Tuncay (2012), “The Changing Dynamics of Turkey’s Relations with Israel,” Insight Turkey, XIV: 2.

-      Bengio, Ofra (2004), "The Turkish–Israel Relationship, Changing Ties of Middle East Outsiders", New York, by Palgrave Macmillan First Published.

-      Cagaptay, Soner and Evans, Tyler (2012), "The Unexpected Vitality of Turkish-Israeli Trade", The Washington Institute for Near East Policy, available at: http://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/the-unexpected vitality-ofturkish-israeli-trade-relations.

-      Dalby, Simon (2007), “Regions, Strategies and Empire in the Global War on Terror,” Geopolitics, Vol. 12, Issue. 4.

-      Ertugral, Dogan (2012), “A Test for Turkey’ Foreign Policy: The Syria Crisis”, Tesev Foreign Policy Progamme, 1-10. Extract /17/4/60.

-      Finkel, Andrew (2012), "Turkey: What Everyone Needs to Know" Oxford, Oxford University Press.

-      Gruen, E. George (2004), "Turkey’s Strategic Mideast Regional Initiatives", American Foreign Policy Interests, No. 26.

-      Hudson, Micheal (2005), "The United State in the Middle East, International Relation of the Middle East", London: Oxford University Press!

-      Kibaroglu, Mustafa (2005), “Turkish Concerns about the State Building Efforts in Iraq”, The Iranian Journal of International Affairs, Vol. XVII, No.

-      MacDonald, D. B (2012). "Imperial legacies and neo-Ottomanism: Eastern
Europe and Turkey". Insight Turkey, 14 (4), pp.101-20.

-      Murinson, Alexander (2007), “The Strategic Depth Doctrine of Turkish Foreign Policy Middle Eastern Studies, Vol.42, No.6.

-      Ritbergger Volker (2002), "Approaches to the Foreign Policy Derived from International Relations the Ories", Paper Prepared Annual Meeting of the International Studies, New Orlean, and March.

-      Robins, P (2001). Turkish foreign policy under Erbakan. Survival, 39(2), 82-100.

-      Salivan, Martin (2008), “Turkey and Israel’s Relationship in the MiddleEast”, Mediterranean Quarterly, at:  http://wwwmq.dukejournals.org/cgi/pdf_

-      Schenker, David (2011), “Turkey’s shift on Syria gives West room to get tougher on Assad”, available at:  http://news.yahoo.com/turkeys-shift-syria-gives-west roomtougher- assad 182425736.html.

-      Tanir, Ilhan (2012), “The Arab Spring and Turkey-US Relations”, Turkish Policy Quarterly, Vol.10, No. 3: 5-10.

-      Wind M (2004), "The Rules of Anarchy", Jornal of peace Research.

-      Yavuz, M.H (2003). Islamic Political Identity in Turkey, Oxford University Press

 

-      Keyman, F (2009), Turkiye ve Radikal Demokrasi: Modern Zamanlarda Siyaset ve Demokratik Yonetim, Istanbul: Baglam Yayınlari.

-      TÜR, Özlem (2006), "TürkiyeveOrtaDoSu: GerilimdenHTbirliSine,i n (ed)", DA ZI, Zeynep, Dogudan Bat Tya D TW Politika: AK PartiliYTllar, Orion Publishing.