نسبت عملی منافع ملی و ایدئولوژی اسلامی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)

2 دانش‌آموخته دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق

چکیده

منابع کلیدی روابط بین‌الملل بر اهمیت و جایگاه منافع ملی در طراحی سیاست خارجی تأکیددارند اما منافع ملی در جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان یک نظام سیاسی برخواسته از اندیشه اسلام سیاسی، مفهومی ترکیبی از هویت ملی و هویت دینی است؛ این ترکیب، مسائلی را موجب‌می‌شود که ازجمله آنها، نسبت «منافع ملی» و «مبانی اسلامی» در سیاست خارجی است. هدف از این پژوهش به‌عنوان تحقیقی کیفی، تحلیل سازه‌انگارانه وضعیتِ موجودِ نسبت میان منافع و مبانی اسلامی در صحنه واقع و اجرایی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است؛ به این منظور و برای مطالعه مستقیم و بی‌واسطه این مسئله، براساس ساختار و نهادهای مؤثر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ده مصاحبه عمیق نخبگانی انجام‌شد. براساس داده‌های تجربی به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها، وضعیت موجود، گویای «تطابق مفهومی، تزاحم مصداقی، تعامل و هم‌افزایی» میان منافع ملی و مبانی اسلامی در میدان عمل است. از منظر نخبگان اجرایی سیاست خارجی، ایران به‌عنوان یک بازیگر عقلانی درعین مطلوب‌نگری (ایده‌ال‌نگری)، واقع‌بین بوده و میان منافع ملی خویش و مبانی اسلامی، جمعی منطقی برقرارکرده‌است.
جمهوری اسلامی براساس مشی عاقلانه، تعقیب مصالح عالیه خویش را اولویت‌بخشیده و با بهر‌ه‌گیری از ظرفیت نظریه «حفظ نظام»، نسبت میان منافع ملی و مبانی اسلامی را مشخص‌کرده‌است؛ بررسی نسبت یادشده در مقام تجربه، گویای یگانگی و تطابق یا کمترین عدم تعارض است و با آنچه در مقام نظر از دوگانگی و تزاحم، مطرح است، فاصله‌دارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مفهوم دولت - ملت در شرایطی در مغرب‌زمین تکوین‌یافت که به‌صورت طبیعی و در فرایندی زمان‌بر بر دیگر لایه‌های هویتی غلبه‌کرده، اصلی‌ترین مبنای تصمیم‌گیری‌های جمعی قرارگرفت. هویت دینی و کلیسایی به سبب ضعف و ناکارآمدی دستگاه دین و درپی رنسانس دینی، کم‌کم جای خود را به هویت‌های مدرن داد و به امری فردی و درونی تبدیل‌شد که کمتر در تصمیم‌های اجتماعی، مؤثر است؛ همچنین در مسیر تبدیل دولت‌های مطلقه به دولت‌های مدرن امروزی، هویت‌های محلی، قومی، قبیله‌ای و حتی نژادی نیز کم‌رنگ شده، درنهایت در چارچوب هویتی عام‌تر به نام ملیت تعریف‌شدند.

بنابراین، تمامی سیاست‌گذاری‌های کلان اجتماعی در چارچوب نوین هویت ملی و به سبب تأمین منافع ملت طرح‌ریزی و اجرامی‌شوند. آنچه جهت‌گیری و هدف‌گذاری تصمیم‌های کلان را هدایت‌می‌کند، «منافع ملی» (تاجیک، 1380: ۴۷) است که بر دیگر معیارهای تصمیم‌گیری جمعی غلبه‌دارد. یکی از نمادهای اساسی و بارز تصمیم‌گیری‌های کلان و جمعی که معرف تصمیم‌گیری یک واحد ملی است، عرصه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل است. ضعیف‌ترین هویت‌های دولت - ملتی در شکل‌های قانونی (مانند دولت‌های فدرالی) یا در جوامع سنتی ازهم‌گسیخته‌ای که هویت‌هایی غیرملی (چون گرایش‌های قبیله‌ای) حاکم است،‌ به‌منظور اتخاذ سیاست خارجی مجبورند از لایه هویتی خرد عبورکرده، رویکرد ملی اتخاذ‌کنند.

اما مسئله آنجاست که مفهوم منافع ملی در ادبیات ایرانی و میان نخبگان سیاسی و اجتماعی ایران، مفهومی شفاف و روشن نیست و ایرانیان به سبب لایه‌های هویتی متعدد، زمینه‌های ذهنی چندلایه، سنن پیچیده اجتماعی سنتی و سابقه طولانی تاریخی و تمدنی، تصویر شفاف از ملیت و منافع ملی ارائه‌نمی‌دهند؛ این ابهام، زمانی دوچندان می‌شود که در عرصه سیاست خارجی و در تعامل با طرف مقابل که دارای ملیت بیگانه و متفاوت است، تعریف‌شود. فقدان تجربه تاریخی نهادهای ملی و این ابهام در فهم از مفهوم ملیت و به‌تبع آن، منافع ملی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی، به سبب تأکید بسیار جدی‌تر بر مبانی اسلامی و حضور اجتماعی دین، دوچندان شد.

در رابطه میان منافع ملی و مبانی اسلامی  و چگونگی ارتباط این دو، پاسخ‌هایی ازسوی پژوهشگران داده‌شده‌است که می‌توان آنها را در چهار رویکرد کلی دسته‌بندی‌کرد:

الف- دسته اول از جهان مستقل سیاست و مبانی اسلامی سخن می‌گویند و در رویکرد سکولاریستی، مرزی مشترک میان مبانی دینی و اسلامی با سیاست خارجی قایل نبوده، به‌طورقاعده‌مند، نسبتی میان مبانی اسلامی و منافع ملی متصور نیستند.

ب- رویکرد دوم، معتقد است که الگویی مطلوب بدان صورت مطرح نیست بلکه همین که میان مبانی اسلامی و منافع ملی، تعارضی صورت‌نگیرد، کفایت‌می‌کند.

ج- در رویکردی دیگر، برخی نظریه‌پردازان معتقدند که منافع ملی، مفهومی مستقل و حقیقی است و می‌تواند هادی سیاست خارجی قرارگیرد لکن مفهوم منافع ملی باید در چارچوب اندیشه دینی بازتولیدشود و اقتضا‌های اسلامی و بومی خویش را بیابد که درغیراین‌صورت، تناسب لازم را با چارچوب دولت دینی نخواهدداشت.

د- آخرین رویکرد، رویکردی حداکثری است که مفهومی به نام منافع ملی را دارای عینیت خارجی و مستقل نمی‌داند و دولت اسلامی را خالی از مفهوم منافع ملی تصورمی‌کند و اعتقاددارد که آنچه تعیین‌کننده است، مبانی و اهداف اسلامی است و منافع ملی، معنایی معتبر و عینی ندارد.

پرسش اصلی در پژوهش حاضر، فهم نسبت مبانی اسلامی و منافع ملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که برای پاسخ به پرسش یادشده در رویکردی سازه‌انگارانه، ساحت عمل کارگزاران بررسی‌شده‌است. عملیاتی‌ترین فهم از نسبت منافع ملی‌ و مبانی اسلامی را باید در تصویر کارگزاران سیاست خارجی جمهوری اسلامی یافت، چراکه کارگزار سیاست خارجی است که در صحنه حقیقی اجرای سیاست خارجی، «مفاهیم، ارزش‌ها، هنجارها و قواعد» را به‌کارمی‌گیرد و از منظر کاربست عملیاتی مفاهیم در عرصه اجرا به قضاوتی واقعی از تزاحم‌ها، تضادها، تباین‌ها و تساوی‌ها دست‌می‌یابد.

الف- چارچوب مفهومی

به‌منظور فهم دقیق مفاهیم به‌کاررفته در مقاله برخی از اصلی ترین آنان معنا می‌شود و این تعاریف، منظور و چگونگی کاربست مقاله از مفاهیم مذکور را مشخص می‌نماید.

۱- منافع ملی

مفهوم منافع‌ملّی مانند بسیاری از مفاهیم رایج در علوم انسانی، مفهومی مشخص و به‌طورکامل، روشن نیست بلکه در منظر و دیدگاه‌ مکاتب فکری، گوناگون تعریف‌می‌شود. جمعی از مهم‌ترین تعاریف موجود از منافع ملی را می‌توان چنین برشمرد:

1-1- حفظ تمامیت ارضی

مفهوم منفعت ملّی در تعریفی سنتی و کلاسیک، ناظر به رویکردی امنیت‌محور تعریف‌می‌شود که تلاش‌دارد از طریق دفاع قوای نظامی تمامیت مرزی دولتی را حفظ‌کند (برونینگ، ۲۰۰۷: ۶۴).

1-2- خواسته تصمیم‌گیرندگان مرکزی

منافع ملّی، همان ارز‌ش‌هایی است که نخبگان اصلی هر جامعه تعیین و تعریف‌می‌کنند. منافع ملّی شامل آن دسته از اولویت‌هایی است که تصمیم‌گیرندگان عالی‌رتبه یک نظام سیاسی مشخص‌می‌کنند (کراسنر، ۱۹۷۸: ۵۴).

1-3 - رعایت قواعد بازی و موازنه قدرت

تمامی گروه‌های ذی‌نفع، تنها یک منفعت مشترک دارند و آن اینکه تمام آنها باید براساس قواعد و قوانین حاکم عمل‌کنند. منفعت‌ ملّی همچنان به موازنه قوا در یک کشور و قواعد مُسیطِر بر نظام سیاسی حاکم بر آن کشور، متکی است (کلینتون، ۱۳۷۹: ۶۵).

1-4 - مجموعه شرایط و امکانات یک جامعه

منافع ‌‌ملّی، مجموعه شرایط و امکاناتی پویاست که تحقق نیازهای امنیتی،‌ سیاسی، اقتصادی،‌ اجتماعی و فرهنگی را میسرمی‌سازد؛ این شرایط و امکانات، خود ملهم از وضع ژئوپلیتیکی، ساختار اقتصادی، سیاسی،‌ اجتماعی و ویژگی‌های فرهنگی و تاریخی یک جامعه و درنهایت، جایگاه آن در صحنه بین‌المللی است (پلانو، ۱۹۸۸: ۱۰ و ۱۱).

1-5-  ارزش‌های حاکم

 به عقیده روزنا این مفهوم در ارزش‌ها ریشه‌دارد و دولت‌های مختلف، اهدافی متفاوت را نیز دنبال‌می‌کنند. محاسبه قدرت یک کشور، لاجرم به شناخت ارزش‌های حاکم بر آن کشور، منوط است (روزنا، ۱۹۸۰: ۱۳۶).

 

1-6 - قواعد عینی و مشترک

 قطع نظر از هریک از کشورها، منفعت ‌ملّی برای تمامی آنها  به عناصر عینی و درعین‌حال مشترک، قابل‌تعریف است. مورگنتا در ارزیابی و شناخت سیاست خارجی کشورها قواعدی عینی و مشخص دارد و آن اینکه «منافع ‌ملّی برحسب قدرت تعریف‌می‌شود» (مورگنتا، ۱۹۴۵: ۱۴).

1-7 - خواسته شهروندان

در نظر جوزف نای، منفعت ملّی در یک کشور دموکراتیک، تابعی از خواست شهروندان است لذا منفعت ملّی می‌تواند وسعت و ابعادی فراتر از منافع به‌اصطلاح حیاتی و راهبردی داشته‌باشد؛ با توجه به این ملاحظات، هدف اصلی تصمیم‌گیرندگان، جلب منفعت عمومی است (نای، ۲۰۰۲: ۱۳۹).

روشن است که تعاریف از منافع ملی، بسته به اولویت‌های نظری و واقعی نظام‌های سیاسی گوناگون و با توجه به شرایط اختصاصی ایشان، تعریفی خاص می‌یابد و آنچه در تمامی این تعاریف، مشترک می‌نماید، جایگاه  و نقش مفهوم منفعت ملی در سیاست خارجی و داخلی است.

۲- منافع ملی جمهوری اسلامی ایران

در رویکردی کلی، رویکرد جمهوری اسلامی در حوزه منافع ملی در سیاست خارجی، چندان با دیگر کشورها تفاوت‌ندارد و در کلیات، متفاوت نیست لکن تفاوت‌ها در روش‌ها (تاکتیک‌ها) و راه‌های کسب منافع ملی است. هر نوع اقدامی که موجب تأمین خواسته‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور شود، اقدامی درراستای منافع ملی است. منافع ملی، مجموعه‌ای از اهداف راهبردی است (مسجدی، ۱۳۹۵ ).

2-1- اصول طراحی منافع ملی جمهوری اسلامی ایران

در نظام اسلامی، منافع ملی در چارچوب مبانی دینی تعریف‌می‌شود و در کنار مبانی دینی، ملاحظات عرصه‌ سیاست خارجی نیز دیده‌شده، از جمع این دو تلاش‌می‌شود به حدی مطلوب از منافع دست‌یابیم. اصول دینی مانند «نفی سبیل، اعدوا لهم مستطعتم و...» مقدمه‌ساز تأمین منافع ملی ما هستند (مصلحی، ۱۳۹۶ )؛ به‌عبارتی، اسلام، بخش اصلی از حیثیت، رسالت و موجدیت ماست و لذا هرجا لازم باشد، باید در این زمینه سرمایه‌گذاری‌کرد (منصوری، ۱۳۹۶ ) و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در گفتمان قالب اسلامی تعریف‌می‌شود؛ براساس این نظریه، منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در کنار انگیزه‌های اسلامی، برپایه سه عامل اساسی تعریف‌می‌شود: الف- وحدت ملی؛ ب- امنیت ملی و ج- اقتدار ملی؛ این سه عامل در نسبت با رویکرد جهان اسلامی، مطرح شده و یکی از معیارهای مهم در وحدت، اقتدار و امنیت در جمهوری اسلامی، رسیدن به الگوی ام‌القرایی جمهوری اسلامی ایران است.

در گفتمان انقلاب اسلامی ایران، مفهوم ام‌القرای جهان اسلام که دارای امنیت، اقتدار و وحدت است، نهفته است و شواهدی متعدد بر این رویکرد استناددارند (قمی، ۱۳۹۵)؛ درمجموع، جمهوری اسلامی ایران علاوه‌بر موارد معمول در طراحی منافع ملی در سیاست خارجی کشورها از اصول و مؤلفه‌هایی دیگر نیز که برخاسته از گفتمان اسلامی پیش‌گفته است، پیروی‌می‌کند ازجمله:

-   حفظ نظام؛

-   گسترش نفوذ اسلام در جهان؛

-   حفظ منافع مسلمانان و دفاع از ایشان (منصوری، ۱۳۹۶ )؛

-   حمایت از محرومان و مستضعفان (سعادت‌نژاد، ۱۳۹۵ )؛

-   گسترش فرهنگ دینی و پایبندی به ارزش‌ها؛

-   حفظ پایگاه مردمی نظام؛

-   وحدت امت اسلامی؛

-   گسترش روابط با کشورهای اسلامی و همسو؛

-   لاتَظلمون و لا تُظلمون؛

-   حفظ عزت اسلامی؛

-   رعایت حکمت (سعادت‌نژاد، ۱۳۹۵ )؛

-   عمق‌بخشی انقلاب اسلامی در کشورهای دیگر(مسجدی، ۱۳۹۵ ).

می‌توان منافع ملی جمهوری اسلامی را در سه سطح مطرح‌کرد:

-   منافع ملی حیاتی: منافع ملی حیاتی، ضامن بقا و حیات سیاسی یک کشور است؛ مانند استقلال، حفظ تمامیت ارضی و حفظ حاکمیت ملی.

-   منافع ملی حساس: برای نمونه، عبور آزادانه انرژی از تنگه هرمز ازجمله منافع ملی حساس ایران است و تلاش‌دارد، مسیر تنگه باز بوده، عبورومرور به‌صورت طبیعی رخ‌دهد.

-   منافع ملی مهم: این دسته از منافع ملی، بسته به شرایط و مبانی سیاسی جمهوری اسلامی، اولویت می‌یابند؛ مانند تلاش جمهوری اسلامی ایرن به‌منظور حاکمیت شیعیان در عراق یا حاکمیت هم‌فکران جمهوری اسلامی ایران در کشورهای همسایه (ایروانی، ۱۳۹۵ ).

 

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 1: سطوح پیگیری منافع ملی

(منبع: ایراوانی، ۱۳۹۵)

2-2- مصادیق منافع ملی در جمهوری اسلامی

ازجمله پرسش‌هایی که از مجریان عرصه سیاست خارجی پرسیده‌شد، مهم‌ترین مصادیق منافع ملی در دوره مسئولیت ایشان بوده‌است؛ این مصادیق به چیستی منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در نگاه مجریان و ملاک تعریف منافع ملی کشور در منظر ایشان کمک‌می‌کند و مفهوم منافع ملی را در سیاست خارجی روشن‌تر و شفاف‌ترخواهدکرد.

 

 

 

جدول 1: مصادیق منافع ملی در جمهوری اسلامی ایران

ردیف

مصداق

توضیح

۱

پیروزی و پایان جنگ تحمیلی

در دهه شصت، اولویت اول، جنگ تحمیلی بود و تمام تلاش‌ها مبنی‌بر پیروزی و پایان جنگ بود (منصوری، ۱۳۹۶ ).

۲

تبلیغ اسلام

در درجه دوم، تبلیغ اسلام در دنیا نیز، جزو اهداف قرار‌گرفت (منصوری، ۱۳۹۶ ).

ادامه جدول 1: مصادیق منافع ملی در جمهوری اسلامی ایران

ردیف

مصداق

توضیح

۳

فلسطین

چون اسرائیل تهدید اصلی ضد امنیت ملی جمهوری اسلامی محسوب‌می‌شود، به هر قیمتی از فلسطین حمایت و جریان حزب‌الله باید تقویت‌می‌شد و به همین دلیل، این موضوع در اولویت سیاست خارجی ما قرارگرفت (منصوری، ۱۳۹۶ ).

۴

محور مقاومت

حزب‌الله، یکی دیگر از دستاوردهای مهم و بزرگ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است؛ در سال ۲۰۰۰ توانست جنوب لبنان را آزادکند و امروز نیز قوی‌ترین اهرم جمهوری اسلامی ایران در خط مقدم، مقاومت حزب‌الله است (بروجردی، ۱۳۹۶ ).

تحولات سوریه و نقش جمهوری اسلامی ایران، خود گویای نقش جدی و موفقیت دیپلماسی و سیاست خارجی ایران است (بروجردی، ۱۳۹۶ ).

۵

حمایت از نهضت‌های آزادی‌بخش

تشکیل مجلس اعلای عراق در سال‌های 1361 تا 1362، بسیار موضوعی مهم برای ما محسوب‌می‌شد چراکه ما در حال جنگ با صدام بودیم و ایجاد چنین جریانی در داخل و خارج عراق بسیار مهم و مؤثر بود.

تشکیل و حمایت از سازمان جهاد اسلامی فلسطین

حمایت از تشکیلات مجاهدین افغان در سال‌های اشغال افغانستان توسط شوروی (منصوری، ۱۳۹۶ ).

۷

مدیریت تحولات یمن

حمایت از انصارالله و گفتمان‌های همراه (سعادت‌نژاد، ۱۳۹۵ )

۸

سازندگی کشور

پس از جنگ، موضوع سازندگی کشور در درجه نخست اولویت‌ها قرارگرفت (منصوری، ۱۳۹۶ ).

۹

بیداری اسلامی

بیداری اسلامی، دارای آثار مثبت بسیاری بود: اول اینکه بر مسائل داخلی ما تأثیرگذار بود و هویت انقلابی جمهوری اسلامی را تقویت و تأییدمی‌کرد و دوم اینکه براساس وظیفه اسلامی که قرآن کریم، قانون اساسی و ... مشخص‌می‌کرد، باید از مستضعفان جهان اسلام حمایت‌می‌کردیم و ایشان نیز انتظار و طلب کمک از ایران داشتند و نمی‌توانستیم بی‌تفاوت باشیم؛ این تحولات فوایدی را به‌دنبال‌داشت:

۱- نهادینه‌کردن گفتمان انقلاب اسلامی و جلوه‌ای طبیعی از شعار صدور انقلاب اسلامی رخ‌داد و در بستر طبیعی، انقلاب صادرشد.

۲- تقویت جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران که مدیریت مقام معظم رهبری در این تحولات به‌شدت موجب تقویت جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه و در عرصه نظام بین‌الملل شد (قمی، ۱۳۹۶ ).

ادامه جدول 1: مصادیق منافع ملی در جمهوری اسلامی ایران

ردیف

مصداق

توضیح

۱۰

برجام

طبیعی است که برجام همچون دیگر اقدام‌های بشری، دارای نواقصی بوده‌است و خوش‌بینی و اعتماد نابه‌جا به طرف مقابل وجودداشت اما در مسئله برجام، قدرت جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای تثبیت‌شد؛ اتهام‌های مبنی‌بر تلاش بر تولید سلاح‌های هسته‌ای منتفی‌شد؛ شبهات درخصوص منطقه نظامی پارچین رفع‌شده، مشخص شد اتهام‌های درباره آن، دروغی بزرگ بوده‌است؛ جمهوری اسلامی به معدود کشورهایی تبدیل‌شد که توان صادرکردن فناوری (تکنولوژی) و محصولات هسته‌ای دارند؛ اجماع جهانی آمریکا ضد جمهوری اسلامی شکست و این ظرفیت اجماع‌کنندگی آمریکا ازمیان‌رفت؛ قدرت معنایی جمهوری اسلامی ایران یک‌بار دیگر در سطح بین‌المللی مطرح‌شده، مشخص شد که انقلاب اسلامی، حرفی جدید برای جهان دارد؛ اثبات‌شد که مناقاشات از طریق مذاکره، قابلیت حل‌شدن دارد و لازم نیست به‌جای مذاکره و گفتگو از زور استفاده‌کرد. پس از برجام ما دیگر به حمایت از تروریسم، متهم نیستیم بلکه در صف مقدم مبارزه با تروریسم قرارداریم و اگر کمک و سرعت عمل جمهوری اسلامی نبود، امروز داعش وضعیتی دیگر داشت؛ در سطح بین‌المللی ما دیگر منزوی نیستیم و برای نمونه، بیش از یکصد کشور جنبش عدم تعهد از فعالیت‌های هسته‌ای ما حمایت‌کرده‌اند (قمی، ۱۳۹۶ ).

۱۱

بزرگداشت نوروز در عرصه بین‌المللی

برگزاری جشن بین‌المللی نوروز در حوزه فرهنگی نوروز: زمانی‌که معاونت آموزش وزارت خارجه را برعهده‌داشتم، جشن بین‌المللی نوروز با توافق در مجموعه مسئولان کشور برگزارشد و شرکت‌کنندگان به دیدار مقام معظم رهبری رفتند و از این اقدام تشکرکردند و مقام معظم رهبری نیز از این اقدام تقدیرکردند؛ برگزاری این جشن درراستای ارزش‌های ملی صورت‌گرفت و در کلان منافع ملی و اسلامی را توأمان تأمین‌کرد (خرمشاد، ۱۳۹۵ ).

۱۲

ترویج زبان فارسی

در دوره ریاست سازمان فرهنگ و ارتباطات، یکی از اقدام‌ها و اهداف اصلی، ترویج زبان فارسی و فراهم‌آمدن زمینه آموزش زبان فارسی بود. تلاش‌شد تا در نهادهای بین‌المللی، زبان فارسی حضورداشته‌باشد (خرمشاد، ۱۳۹۵).

۱۳

تبدیل ایران به قدرتی منطقه‌ای

در دوران معاونت در وزارت خارجه و ریاست سازمان فرهنگ ارتباطات برای تبدیل‌شدن ایران به قدرت منطقه‌ای تلاش‌شد و این اقدام، ملی بود و نه به‌طورصرف امتی (خرمشاد، ۱۳۹۵).

ادامه جدول 1: مصادیق منافع ملی در جمهوری اسلامی ایران

ردیف

مصداق

توضیح

۱۴

مدیریت بحران عراق پس از صدام

در این جریان، بزرگ‌ترین اقدام و افتخار شیعه، آن بود که بزرگان آن هیچ‌گاه دست در دست آمریکا نگذاشتند که در رأس آنان آیت‌الله سیستانی بود که تابه‌الان، هیچ مقام آمریکایی را به حضور نپذیرفته‌است، حتی از طریق رابط. یک‌بار احمد چلبی در جلسه با آیت‌الله سیستانی، پیشنهاد نشست با جرج بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا را مطرح‌کرد که آیت‌الله از جلسه بلند شد و آنجا را ترک‌کرد.

ما حضور ۱۴۰ هزار سرباز آمریکایی را در عراق نادیده‌گرفتیم و نتیجه سیاست ما و اقدام آمریکایی‌ها 5 هزار کشته و ۲۳ هزار زخمی بدون هیچ دستاوردی بود و درنهایت منجرشد به حکم خروج آمریکایی‌ها و استقرار دولت اسلامی و تصویب قانون اساسی ارزشمند عراق که بسیار متأثر از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. در قانون اساسی عراق، حقوق شیعه، مرجعیت شیعه و موضوع عتبات عالیات به‌صراحت، مطرح شده‌است (سعادت‌نژاد، ۱۳۹۵).

ما در برخی عرصه‌ها موفق بوده‌ایم برای نمونه در عراق، آن زمانی‌که اولویت اصلی عراق، موضوع جنگ بود، ما توانستیم در طراحی دولت عراق مشارکت‌کنیم و مجلس اعلی در عراق را تقویت‌سازیم درحالی‌که آمریکایی‌ها با آن همه هزینه، مجبور شدند از عراق خارج‌شوند (بروجردی، ۱۳۹۶).

۱۵

مقابله با فتنه تکفیری‌ها

فتنه تکفیری‌ها در منطقه سوریه و عراق (سعادت‌نژاد، ۱۳۹۵)

۱۶

دستگیری عبدالمالک ریگی

یک عملیات امنیتی بین‌المللی و تعاملی موفق در عرصه سیاست خارجی برای تأمین منافع ملی بود (مصلحی، ۱۳۹۶ ).

(منبع: نگارنده)

۳- سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

انقلاب اسلامی در ایران موجب‌شد تا سیاست خارجی ایجاد روابط مناسب با آمریکا، اسرائیل، اروپا و رژیم‌های دوست آمریکا در خاورمیانه به سیاست خارجی تقابل با غرب و اسرائیل تبدیل‌شود و حمایت از حرکت‌های انقلابی و اصلاحی در منطقه خاورمیانه که دولت‌های طرف‌دار غرب و حکومت‌های سکولار را هدف‌گرفته‌بودند، در دستور کار قراردهد (راکل، 2007: 186). با وقوع انقلاب اسلامی، سیاست خارجی ایران، بسیار تغییرکرد. شاید بتوان‌گفت که یکی از مهم‌ترین اولویت‌های سیاست خارجی ایران پس از انقلاب، پایان‌بخشیدن به 25 سال حاکمیت آمریکا در ایران بوده‌‌باشد‌ (رمضانی، 1386: ۵۸). با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، نوعی تغییر گفتمان را در عرصه سیاست خارجی ایران، شاهد بوده‌ایم؛ برخی از این چرخش‌های اساسی را چنین می‌توان‌ترسیم‌کرد:

3-1- جایگزینی اسلام سیاسی بر اسلام باستان‌گرای سکولار

جایگزینی اسلام سیاسی در مقابل گفتمان اسلام باستان‌گرا و سکولار شاهنشاهی، نقطه محوری تحول است. نشانه مرکزی گفتمان امام خمینی (ره) را اسلام سیاسی می‌سازد و دیگر نشانگان، حول این رویکرد به اندیشه سیاسی امام (ره) معنا‌می‌دهند.

«اسلام، مکتبی است که بر خلاف مکتب‌های غیرتوحیدی در تمام شئون فردی، اجتماعی، مادی، معنوی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی، دخالت و نظارت‌دارد و از هیچ نکته ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش‌دارد، فروگذار‌نکرده‌است» (امام خمینی (ره)، ۱۳۸۹، ج۲۱: 176 تا 178).

3-2- تأکید بر وحدت اسلامی- انترناسیونالیسم اسلامی

امام خمینی (ره)، ضمن پذیرش مرزهای ملی موجود به‌عنوان ضرورت و ضمن اهتمام به تشکیل حکومت واحده جهانی صالحان به‌عنوان آرمان، به سیاستی بینابین تأکیدمی‌کنند. سیاست خارجی امت‌گرا به‌جای سیاست خارجی ملّی‌گرا، مهم‌ترین تأثیر پیروزی انقلاب اسلامی در سیاست خارجی کشور بود (حاجی یوسفی، 1384: ۸۰).

3-3- نفی سلطه‌پذیری و آمریکاستیزی

از دیگر اصول سیاست جمهوری اسلامی ایران، نفی سلطه‌گری و سلطه‌پذیری است. امام خمینی (ره)، ارزش حیات را به آزادی و استقلال می‌دانند و با توجه به آیه ۱۴۱ سوره مبارکه نساء («وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا») در قرآن کریم، اذعان‌می‌دارند:

«ما منطقمان‏، منطق اسلام، این است که سلطه نباید از غیر بر شما باشد؛ نباید شما تحت سلطه غیر بروید؛ ما هم مى‏خواهیم‌نرویم زیر سلطه» (امام خمینی (ره)، ۱۳۸۹، ج۴: ۹۱).

3-4- استقلال و خودکفایی

ازجمله اصول جدی در عرصه سیاست خارجی ایران، پس از انقلاب اسلامی، تأکید بر استقلال و عدم وابستگی به دیگران است که اسباب امنیت سیاسی و اقتصادی کشور را فراهم‌می‌آورد و امام در آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی بر این مهم تأکیدمی‌ورزید:

«ما در مرحله‏اى هستیم که تازه‏ متولد شده‏ایم و من مى‏گویم: اگر ما گرسنه باشیم و پیاده راه‌برویم و منزوى باشیم و به طرف خودکفایى حرکت‌کنیم، این بهتر از این است که وابسته و مرفه باشیم. و مهم، این است که اعتقاد به آن نیت و ارزش‌هاى اسلامى و استقلال اقتصادى پیداکنیم» (امام خمینی (ره)، ۱۳۸۹،‌ ج۱۶: ۵۲۴).

3-5- تقویت بنیه دفاعی معنویت‌گرا در برابر اقتدار در سایه ائتلاف

از دید امام خمینی (ره) با توجه به شرایط خاص ایران در دنیا تقویت بنیه نظامی یک اولویت است لکن بر خصایص روحی و معنوی قدرت به‌ویژه ابعاد ایدئولوژیک آن تأکیدمی‌کرد و قدرت معنوی را مقدم برمی‌شمرد:

«همه ملت ما امیدشان را به خداى تبارک و تعالى که منبع‏ قدرت‏ است و منبع نور است، امید خودشان را به او ببندند و از هیچ توطئه‏اى نترسند» (امام خمینی (ره)، ۱۳۸۹، ج۱۳: ۱۴۹).

ب- چارچوب نظری

به‌منظور بررسی این مسئله، آن هم در پژوهشی که تلاش‌دارد، در مصاحبه مستقیم، نظام معنایی تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان عرصه سیاست خارجی را مطالعه‌کند، به چارچوبی نظری نیازمندیم که دارای چند ویژگی باشد:

- رویکردی به‌طورصرف مادی و غیرمعنایی به انسان نداشته‌باشد و او را موجودی معناساز و معناپذیر بداند. مبانی اسلامی و منفعت ملی، هر دو قالبی از معانی و ارزش‌ها هستند.

- توجه به نظام معنایی بازیگران عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی و مصاحبه مستقیم با ایشان، چارچوب روشی را می‌طلبد که برای تصمیم‌گیران، مجموعه‌ای هنجاری جدا از ساختارهای رسمی مفروض باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2: مهم‌ترین شاخصه‌های تغییر گفتمان در سیاست خارجی ایران پس از انقلاب اسلامی

(منبع: نگارنده)

- چارچوب مدنظر باید سیاست خارجی را تابعی از یک نظام ارزشی و هنجاری بداند که در بستر اجتماعی و نظام معنایی هر کشوری تعریف‌می‌شود.

- در پژوهش حاضر، براساس متغیرهایی که نسبت‌سنجی‌خواهندشد، مفروض است که منافع ‌ملی جمهوری اسلامی ایران در تعاملی درونی تعریف‌می‌شود و الگوی حاکم در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، درون‌زاست؛ بنابراین باید از چارچوب نظری بهره‌برد که منافع‌ ملی و ارجحیت‌های کشورها را درون‌زا بداند.

- درنهایت، چارچوب روشی بایداستفاده‌شود که قایل به تعامل سیاست داخلی و سیاست خارجی باشد.

۱- سازه‌‌انگاری

نظریه‌های جریان اصلی روابط بین‌الملل و سیاست خارجی، یعنی خردگرایی متشکل از نئورئالیسم و نئولیبرالسم، قادر نیستند نقش مبانی اسلامی و نظام‌های هنجاری و ارزشی را در تعیین و تکوین منافع ملی ایران تحلیل و تبیین‌کنند زیرا خردگرایی که بر نظریه انتخاب عقلانی[1] و الگوی «انسان اقتصادی»[2] استوار است، کشور ایران را واحد سیاسی خودخواه و منفعت‌طلب یا هدف‌مدار، عاقل و ذره‌ای می‌پندارد که براساس تحلیل هزینه-فایده، درصدد بهینه‌سازی گزینه‌های خود از طریق پیشینه‌‌سازی منافع مادی از‌پیش‌داده است. (دهقانی فیروز‌آبادی، ۱۳۸۶: ۱۰۹ و ۱۱۰).

رویکرد سازه‌انگاری در میان نظریه‌های انتقادی روابط بین‌الملل دسته‌بندی‌می‌شود. سازه‌انگاری، منتقد ماشین‌انگاری انسان و نظم‌پذیری بی‌روح انسان در گفتمان‌های خردگراست و تلاش‌دارد، او را دارای رفتاری ناشی از هدف و منظور خاص معرفی‌کند. مفاهیم اصلی سازه‌انگاری «رایزنی، گفتمان‌ها، هنجارها، اقناع، هویت، جامعه‌پذیری، و استدلال‌آوری» است (اسمیت، 1391: 147). سازه‌انگاری از حیث هستی‌شناسی،‌ از «ایده‌آلیسم» در مقابل «ماتریالیسم» و از «ذهنیت‌گرایی»[3] در مقابل «عینیت‌گرایی»[4] دفاع‌می‌کند (متقی، 1386: 211).

بنابراین در سیاست خارجی کشور، هنجارهای داخلی و بین‌المللی که بازیگر آنها را در خود درونی‌کرده‌است، به‌عنوان یک متغیر مستقل در رفتار آن تأثیر جدی دارد (مشیرزاده، ‌1382: 131). رویکردی سازه‌انگارانه برای پژوهش حاضر که پژوهشی کیفی است و تلاش‌دارد، نسبت منافع ملّی را با یک نظام ارزشی و هنجاری درونی، یعنی مبانی اسلامی در جمهوری اسلامی بررسی‌کند،‌ می‌تواند کارآمد باشد؛ البته رویکرد کلان نسبیت ارزش‌ها و پذیرش‌ یکسان تمامی هنجارها و به‌اصطلاح تساهل ارزشی دوره پست‌مدرن که رگه‌هایی در نظریه سازه‌انگاری دارد، پذیرفتنی نیست.

۱-۱- هویت

هویت در چارچوب سازه‌انگاری، مفهومی است که بر مجموعه ارزش‌ها و معانی مورد پذیرش بازیگر سیاسی دلالت‌دارد و فهم و تبیین آن در کالبد هویت، می‌تواند چگونگی عملکرد صاحبان آن هویت را نمایان‌سازد لذا ازجمله مسائلی که در چارچوب سازه‌انگاری در این پژوهش به آن توجه‌می‌شود، مسئله هویت است، به‌خصوص هویت تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که این مهم در پرسش‌های مصاحبه عمیق با ایشان لحاظ‌شده‌است.

هر دولت، هویتی را برای خود در تعامل با دیگر دولت‌ها تعریف‌می‌کند یا این هویت را به او نسبت‌می‌دهد؛ منافع‌ ملّی نیز براساس این، به نحوه تعریف هر واحد سیاسی از خود، معطوف است که سیاست خارجی آن کشور را شکل‌می‌دهد (پوراحمدی، ۱۳۸۵: ۴۲). نظریه‌های مادی‌گرا با مفروض‌دانستن هویت و نظریه‌های تأسیسی و پست‌مدرن با وابسته‌کردن هویت به «دیگری» و سیال‌پنداشتن آن، برای هویت در سیاست خارجی، اهمیت نظری قایل نیستند اما براساس نظریه‌های سازه‌گرا، هویت، امری ساخته‌شده از ساختارهای مادی و معنایی است (ونت، 1384: 327). از دیدگاه سازه‌انگاری، برداشت و ذهنیت سیاست‌مداران در سیاست خارجی، از لایه هویتی ایشان برگرفته است و وجه تمایز رهبران سیاسی در سیاست داخلی و سیاست خارجی، از هویتی ناشی‌است که ایشان خود را در آن تعریف‌کرده‌اند و می‌یابند. تلاش ما مبنی‌بر آن است که از مسیر مصاحبه مستقیم با برخی نخبگان عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، رویکرد هویتی ایشان نسبت‌به ارزش‌های ملی و ارزش‌های اسلامی را مطالعه‌کنیم.

ج- روش پژوهش: مصاحبه عمیق نخبگانی

در عرصه مطالعات سیاست، در جمهوری اسلامی ایران، تجربه مطالعات میدانی و مستقیم، محدود است و بیشتر مطالعات در عرصه نظری و کتابخانه‌ای رخ‌می‌دهند؛ این فقر پژوهشی در سیاست خارجی به‌مراتب از عرصه سیاست داخلی، آشکارتر است و بیشتر مطالعات حوزه سیاست خارجی به دلایلی مانند احتیاط، محافظه‌کاری، عدم دسترسی، نبود انگیزه و امکان مطالعه‌ی میدانی، طبقه‌بندی اطلاعات، در فضایی جدا از عرصه عمل قوام‌یافته‌اند.

نگارنده پس از بررسی روش‌های پژوهش، روش مصاحبه هدفمند با نخبگان را مناسب‌ترین روش پژوهشی برای نیل به بخشی از اهداف پژوهش حاضر و پردازش فرضیه و پاسخ‌گویی به برخی پرسش‌ها تشخیص‌داده‌است زیرا فهم چگونگی و چیستی تحلیل کنش‌گران دخیل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از منظری سازه‌انگارانه در نسبت منافع ملی و مبانی اسلامی، هرگز با بهر‌ه‌گیری از روش کتابخانه‌ای و داده‌های دست دوم، میسر نیست بلکه تنها از رهگذر گفتگوی مستقیم با نخبگان دخیل در این زمینه می‌شود به تصویر واضحی از نسبت منافع ملی و مبانی اسلامی در میان کارگزاران و نظریه‌پردازان عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دست‌یافت. نبود الگوی مشابه، دسترسی دشوار، احتیاط یا محافظه‌کاری، گرفتاری‌های فراوان، مرسوم‌نبودن مصاحبه‌های علمی یا عدم اعتقاد به این دست از مطالعات، کار انجام مصاحبه را دشوار و روند مصاحبه‌ها را فرسایشی و سخت‌می‌کرد لکن درمجموع در قالب طراحی پرسش‌های مشخص و مصاحبه عمیق، با نخبگان سیاست خارجی درحد مقدور، نگارنده هماهنگی‌کرد و طی فرایندی طولانی، مصاحبه‌هایی صورت‌گرفت.

در این مصاحبه‌ها هشت پرسش اصلی، مطرح شد:

-   تعریف منافع ملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چیست؟

-   میان دستیابی به اهداف اسلامی و تأمین منافع ملی چه نسبتی را در عمل برقرارمی‌بینید؟

-   در دوران مسئولیت شما مهم‌ترین اهداف منافع ملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کدام بوده‌است (بیان مصادیق)؟

-   تجربه اجرایی شما در نسبت‌سنجی میان منافع ملی و مبانی اسلامی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی با بیان مصادیق عینی و در قالب روایتی تاریخی چگونه‌بوده‌است؟

-   نظام هویتی تصمیم‌گیران عرصه سیاست خارجی در جمهوری اسلامی ایران، میان مبانی اسلامی و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران، چه نسبتی برقرارمی‌کند؟ آیا ایشان هویتی نظم‌یافته در نسبت‌سنجی میان منافع ملی و مبانی اسلامی دارند؟

-   آیا میان بخش‌های گوناگون فرایند تصمیم‌گیری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران( رهبر انقلاب، شورای عالی امنیت ملی، دولت، مجلس، وزارت خارجه و ...)، تعریفی یکسان از نسبت منافع ملی و مبانی اسلامی وجوددارد؟

-   به نظر شما الگوی مطلوب نسبت‌سنجی میان مبانی اسلامی و منافع ملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟

-   برای رسیدن به الگوی مطلوب نسبت‌سنجی میان منافع ملی و مبانی اسلامی، تصمیم‌گیران سیاست خارجی باید از چه نظام هویتی، بهره‌مند باشند؟ رسیدن به این نظام هویتی مطلوب چگونه امکان‌پذیر است؟

با توجه به ویژگی انعطاف‌پذیری روش مصاحبه، بایدگفت که این روش، یکی از بنیادی‌ترین و شاید بهترین روش جمع‌آوری اطلاعات باشد. این ارتباط و تماس نزدیک میان مصاحبه‌گر و مصاحبه‌شونده، فضایی مناسب و سرشار از همکاری را می‌تواندایجادکند و در چنین شرایطی است که مصاحبه‌گر، اطلاعات حقیقی و واقعی مدنظر خود را به‌دست‌می‌آورد (طاهری، 1386: 162).

۱- تعیین روش نمونه‌گیری و گزینش افراد

پژوهشگر در گام نخست باید به اقتضای پرسش‌ها و مباحث مدنظر خود، چند نفر را به‌عنوان نامزدهای اولیه مصاحبه انتخاب‌کند (برنهام، 2008: 231 تا 233)؛ نخبگان یادشده براساس سه ملاک واقعی و مؤثر در عرصه پژوهش میدانی انتخاب‌شدند:

۱-۱- ساختار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

تلاش‌شد تا براساس ساختار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، به مجموعه نهادها و ساختار‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران توجه‌شود. نهادهای مورد مطالعه عبارت‌اند از:

-   معاونت ارتباطات بین‌الملل دفتر مقام معظم رهبری؛

-   معاونت امور بین‌الملل و روابط خارجی شورای عالی امنیت ملی؛

-   مجلس شورای اسلامی، کمیسیون سیاست خارجی و امینت ملی؛

-   وزارت امور خارجه؛

-   وزارت اطلاعات و. نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛

-   شورای روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران؛

-   سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.

1-2-  رویکرد و دیدگاه‌های متنوع

تلاش‌شد، در مجموع مصاحبه و به‌منظور رسیدن به قضاوت حقیقی و عینی در عرصه سیاست خارجی ایران، به بازیگران سیاسی از طیف‌ها و علایق سیاسی مختلف توجه‌شده، از یک‌سونگری پرهیزشود.

1-3-  امکان و دسترسی

شاید و متأسفانه، مؤثرترین و اصلی‌ترین معیار در انتخاب نخبگان مصاحبه‌شونده عرصه سیاست خارجی، فراهم‌بودن شرایط مصاحبه با ایشان بوده‌باشد. نبود اعتماد، رایج‌نبودن، مشغله فراوان و دلایلی دیگر، شرایط و گزینه‌های منتخب را برای پژوهشگر بسیار دشوار و سخت‌ و انتخاب وی را محدودمی‌کرد. دسترسی به نخبگان سیاست خارجی، دشوار بوده، به اعتماد‌سازی، معرف و فراهم‌آوردن مسیر ارتباطی مناسب نیازمند است که البته مسیری، دشوار و بی‌مهری‌ها کمی ملال‌آور است.

درنهایت با ده تن از نخبگان اجرایی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، مصاحبه صورت‌گرفت که جامعه آماری یادشده دارای چنین ویژگی‌هایی هستند:

جدول 2: مشخصات و ویژگی‌های مصاحبه‌شوندگان

 

سن

تحصیلات

رشته تخصصی

جایگاه اجرایی

جنسیت

۵۰-۶۰

۴۰-۵۰

دکتری

کارشناسی ارشد

علوم حوزوی

علوم سیاسی

وزیر

معاون وزیر

مدیر کل

مذکر

مؤنث

۱۰

۰

۷

۳

۳

۷

۱

۷

۲

۱۰

۰

(منبع: نگارنده)

د- نسبت منافع ملی و مبانی اسلامی در عمل

نظام هویتی تصمیم‌گیران عرصه سیاست خارجی در جمهوری اسلامی ایران، در فرض جدادانستن منافع ملی و مبانی اسلامی، دو طیف نسبت را برقرارمی‌کنند؛ گروه نخست، بیشتر به تأمین منافع ملی، متمایل هستند و از ایدئولوژی فاصله‌گرفته، به سمت منافع ملی تمایل‌دارند و گروه دوم، ملاحظات ایدئولوژیک جدی‌تری دارند و حساب سود و زیان مادی در ایشان کمتر است لکن درعمل، تلفیقی از این دو بوده، هیچ‌گاه سر و ته طیف فعال نبوده‌اند و بلکه به‌طورمعمول، تلفیقی از این دو نوع رویکرد وجودداشته‌است و بسیار کم، غلبه با یک طیف بوده‌است (خرمشاد، ۱۳۹۵ ).

در نسبت‌سنجی میان منافع ملی و مبانی اسلامی از منظر مجریان عرصه سیاست خارجی که در این پژوهش درباره آنها پرسیده‌شد، می‌توان درمجموع به چند نکته اساسی دست‌یافت:

1- اتفاق در مقام نظر

از دید بازیگران اجرایی عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، درخصوص نسبت منافع ملی و مبانی اسلامی، میان این دو مفهوم، تطابق کامل وجوددارد یا دست‌کم، تضاد و تزاحمی آشکار بین تعقیب آرمان‌های اسلامی و پیگیری منافع ملی وجودندارد؛ همچنین در اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی ایران و در ساخت سیاسی جمهوری اسلامی و در نگاه نخست، نسبت منافع و مبانی اسلامی، دارای تطابق کامل است (ایروانی، ۱۳۹۵ )؛ سیاست‌گذاری‌ها به‌طورکامل، روشن هستند و اسناد بالادستی نظام به‌روشنی، مأموریت را مشخص‌کرده‌اند؛ ازسویی‌دیگر بیانات و رهنمودهای رهبران انقلاب، امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، مسیر حرکت در سیاست خارجی را روشن‌کرده‌اند؛ این مجری عرصه سیاست خارجی است که باید متعهدانه و براساس اسناد بالادستی و رهنمودها حرکت‌کند (حسینی، ۱۳۹۵ ).

۲- نسبت عاقلانه منافع ملی و مبانی اسلامی

مسیر جمهوری اسلامی تاکنون نوعی مسیر ترکیبی بوده‌است و تلاش‌کرده درعین توجه به آرمان‌ها و ارزش‌ها، منافع ملی را نیز تأمین‌کند؛ البته مواردی هم بوده‌است که به یک سمت تمایل، بیشتر بوده‌است لکن درکل، مسیر ترکیبی بوده‌است؛ برای نمونه در زمان جنگ، آن زمانی که امام (ره)، محکم‌ترین شعارها را درخصوص قدس و آرمان فلسطین سرمی‌دادند، برخی دوستان بر موضوع حضور در لبنان و فلسطین تأکیدمی‌کردند؛ امام همه را به سمت جنگ که موضوع اولویت‌دارتر بود، متوجه‌کردند و رفتن سراغ لبنان را گم‌راهه می‌دانستند و خود روز قدس را پایه‌گذاری‌کرده‌بودند لکن در آن شرایط، اولویت را بر دفاع مقدس دانسته، منافع ملی را درعین آرمان‌گرایی پیگیری‌کردند (حسینی، ۱۳۹۵ ).

البته نمی‌توان نسبت میان منافع ملی و مبانی اسلامی را در صحنه عمل به‌صورت مکانیکی رتبه‌‌بندی و به صورت دقیق اولویت بندی کرد اما تأمین منافع ملی از هر اصل دیگر مهم‌تر است و ازسوی‌دیگر تفکیک و جدایی مبانی اسلامی و منافع ملی، صحیح نیست (مسجدی، ۱۳۹۵).

3- دشواری در تعیین مصداق (تزاحم ظاهری)  

نکته‌ای مهم که باید بدان توجه‌کرد، آن است که نسبت این دو در مقام نظر به‌طورتقریبی، مورد اتفاق مجریان است لکن در مقام اجرا و میدان و مصداق‌سنجی، اختلاف‌هایی در تشخیص‌ها وجوددارد و همچون احکام اولیه و احکام ثانویه است که در مقام نظر، شفاف و روشن‌اند لکن در مقام عمل و مصداق، به دقت نیازدارند.

4- تطابق منافع ملی و مبانی اسلامی در مقام تجربه

بسیاری از تجربه‌های میدانی افراد مصاحبه‌شونده و به‌طورتقریبی، اتفاق نظر ایشان بر آن است که منافع ملی و مبانی اسلامی، نه‌تنها با یکدیگر تضادندارند، بلکه تجربه ایشان بیانگر آن است که مبانی اسلامی، تأمین‌کننده و زمینه‌ساز منافع ملی است؛ برخی از ایشان هیچ‌گونه تجربه‌ای درباره تضاد منافع ملی و مبانی اسلامی نداشته (خرمشاد، ۱۳۹۵)، معتقد بودند که اگر در مواردی به بهانه کسب نتیجه بهتر از اصول اسلامی کوتاه‌می‌آمدند، نتیجه معکوس می‌شد و اگر هم موفقیتی به‌دست‌می‌آمد، به دلیل رعایت اصول اسلامی بود (حسینی، ۱۳۹۵).

ه-ساختار سیاست خارجی و نسبت منافع ملی و مبانی اسلامی

اجماع نظر مجریان سیاست خارجی، گویای آن است که رویکردها در مقام نظر و عمل، به‌طورکامل منسجم نیست لکن مدل عملکردی و ساختاری نظام جمهوری اسلامی ایران، به‌گونه‌ای طراحی‌شده‌است که زمینه‌های انسجام نسبی را فراهم‌می‌آورد. برخی مسئولیت‌ها و مسئولان دارای ثبات نسبی هستند ولیکن عمده مسئولان متغیرند و همین تغییرها که برخواسته از نظام انتخاباتی است، ایجاد وحدت نظر را دشوارمی‌کند؛ حتی در درون گفتمان‌های سیاسی مشترک نیز رویکردها متفاوت است؛ البته این اختلاف‌ها بنیادین نبوده، وجه تاکتیکی دارد و و به دلیل وجود جایگاه ولایت فقیه و رهبران انقلاب اسلامی، ثبات سیاستی، فراهم شده‌است؛ بنابراین این اختلاف رویکردها و فهم‌ها در مسئولان سیاست خارجی در نهادهای گوناگون، یکی از عوارض دموکراسی است و امکان جلوگیری از آن ناممکن به‌نظرمی‌رسد و درنتیجه بر اثر تحولات انتخاباتی و سیاسی و جابه‌جایی مسئولان سیاست خارجی، سیاست‌ها چالشی می‌شوند (قمی، ۱۳۹۶).

از منظر ساختاری نیز مشکلاتی وجوددارد ازجمله اینکه این تفکیک مسئولیت‌ها دقیق و روشن نیست و تداخل‌هایی متعدد دارند؛ برای نمونه، نقش مجمع تشخیص نظام، نیروهای مسلح و مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان علاوه‌بر نظارت، در طراحی نیز مؤثر است؛ نقش رهبران انقلاب نیز در تمامی فرایندها و مراحل چرخه سیاست خارجی، بسیار مؤثر و تعیین‌کننده بوده‌است و گاه ایشان در طراحی سیاست خارجی و اصول عملکرد، مبدع مسیر سیاست خارجی بوده‌اند و گاه بر عملکرد نظارت‌داشته‌اند و حتی گاه، خود مجری و شخصیت اول صحنه اجرای سیاست خارجی بوده‌اند (ایروانی، ۱۳۹۵).

و- نسبت مطلوب منافع ملی و مبانی اسلامی

مجموع ویژگی‌‌ها و مختصات الگوی مطلوب را در نظر و طرح‌های (ایده‌های) جمع‌آوری‌شده در این تحقیق می‌توان چنین بیان‌کرد:

1- وحدت منافع ملی و مبانی اسلامی

وحدت دو مفهوم منافع ملی و مبانی اسلامی، نقطه نظر مشترک تمامی کارشناسان و مجریان مورد مصاحبه است؛ ایشان الگوی مطلوب را رفتن به سمت وحدت و همگرایی منافع ملی و مبانی اسلامی می‌دانند و هریک، راهکار و مسیری برای این امر پیشنهادمی‌دهند؛ آنچه درباره-اش توافق‌دارند، پرهیز از طرح تقابل میان ارزش‌ها و مبانی دین اسلام و پی‌جویی منافع ملی ایران است (قمی، ۱۳۹۶).

2- آرمان‌خواهی درعین واقع‌بینی

الگوی مطلوب نسبت میان منافع ملی و مبانی اسلامی، آن است که باید از یک‌سونگری پرهیزکرد و هر دو بال پرنده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، یعنی مبانی اسلامی و منافع ملی، یکدیگر را کامل‌کنند (مسجدی،‌ ۱۳۹۵). تلاش برای رسیدن به منافع ملی درعین ملاحظات ایدئولوژیک را اصول پراگماتیسم یا سیاست خارجی آمریکایی گویند اما همین رویکرد درخصوص جمهوری اسلامی، یعنی تلفیق مبانی اسلامی و منافع ملی، به عقب‌نشینی از ارزش‌ها و اصول تعبیرمی‌شود؛ این درصورتی است که منافع جمهوری اسلامی ازجمله نکات مهم در اندیشه و نظر رهبران انقلاب و ساختار سیاسی نظام است. امام خمینی(ره)، حفظ نظام را اوجب واجبات می‌دانستند، یا در ساختار نظام جمهوری اسلامی، نهادی به‌عنوان مجمع تشخیص مصلحت نظام وجوددارد که بیانگر آن است که جمهوری اسلامی، به‌طورکامل پراگماتیسم است و دشمنان، این موضوع را تشخیص‌نداده‌اند و عمل‌گرایی جمهوری اسلامی را عدول از ارزش‌ها و اصول تعبیرمی‌کنند. در رویکردی منعطف، شرع در کنار اقتضاهای زمانی و مکانی قرارمی‌گیرد و با منافع ملی، نسبتی تلفیقی ایجاد‌می‌کند. اگر میان منافع ملی و مبانی اسلامی در سیاست خارجی آمدوشدی منطقی صورت‌گیرد، نسبت این دو نیز منطقی و صحیح خواهدبود (خرمشاد، ۱۳۹۵). در تحقق اهداف اسلامی که یکی از منافع ملی جمهوری اسلامی محسوب‌می‌شود، باید روابط، واقع‌بیننانه تنظیم‌شوند و براساس وضع طرف مقابل در نسبت با خود، رابطه تنظیم‌شود؛ تاحدودی این تنظیم‌های روابط را «رهبران انقلاب: امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و دولت‌ها» انجام‌داده‌اند (منصوری، ۱۳۹۶).

3-  تعادل، تناسب، توازن

به نظر، سه مفهوم اساسی در سیاست خارجی مطرح است که بسیار مهم و حیاتی هستند: «تعادل»، «تناسب»، «توازن». ما در صحنه عمل و برای حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران باید میان شرایط خود و شرایط جهانی، رابطه برقرارکنیم و سه اصل یادشده را درنظربگیریم. در نسبت میان منافع ملی و مبانی اسلامی در سیاست خارجی و الگوی تعامل ما با دیگر کشورها، باید تعادل، تناسب و توازن را درنظرگرفت و براساس الگویی عاقلانه و منطقی عمل‌کرد (منصوری، ۱۳۹۶).

4- اولویت منافع‌ ام‌القرا - حفظ نظام

نسبت میان مبانی اسلامی و منافع ملی، نسبت عموم خصوص من وجه برقرار است. در برخی موارد، جلب منافع ملی، بیشتر ظهوردارد و روشن است و در برخی موارد، ظهور و شفایتی کمتر دارد و در کهن تحولات و رفتارهای سیاست خارجی منافع ملی نیز تأمین‌می‌شود و به دقتی بیشتر نیازدارد.

مسئولان جمهوری اسلامی بیش از هر چیزی به منافع ملی می‌اندیشند؛ زیرا در درجه نخست، از مردم رأی‌گرفته‌اند و باید به‌دنبال منافع مردم باشند و در درجه دوم، عدم تأمین منافع ملی، موجب آسیب‌دیدن مردم ام‌القرا و تحت تأثیر قرارگرفتن اصل ام‌القرا می‌شود؛ بنابراین، حرکت در مسیر مبانی اسلامی و منافع ملی، به‌طورجدی با هم ارتباط‌دارند و مرزبندی میان این دو، چندان دقیق و صحیح نیست (قمی، ۱۳۹۶). در بسیاری موارد، تعقیب منافع ملی، موجب پیروی از مبانی اسلامی و در بسیاری موارد تعقیب مبانی اسلامی موجبات تامین منافع ملی شده است ؛ البته اولویت با حفظ حیات ام‌القراست و منافع ام‌القرا، دارای اولویت است.

5-  رعایت مصلحت

مصالح‌ عالیه، ملاک نسبت‌ها و سطح‌بندی منافع ملی در جمهوری اسلامی ایران است. در نسبت منافع ‌ملی و مبانی و آرمان‌های اعتقادی، مصلحت‌های عالیه، ملاک نسبت‌سنجی میان آن دو هستند. مرجع تشخیص مصلحت‌های عالیه در جمهوری اسلامی ایران، ولی فقیه است؛ اوست که در نسبت میان منافع ملی و مبانی اسلامی، تعادل ایجادمی‌کند و با استفاده از ظرفیت‌های فقهی شریعت مقدس اسلام، نظیر احکام ثانویه، اولویت را تشخیص‌می‌دهد؛ در مقام اجرا نیز شورای عالی امنیت ملی، تعادل‌دهنده منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است (ایروانی، ۱۳۹۵).

مصلحت نیز همچون دو اصل پیش‌گفته یعنی «آرمان‌گرایی درعین واقع‌بینی و اولویت حفظ نظام»، الگوی تأمین منافع ملی است و باید براساس ساختارهای موجود در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، این اصول تنظیم و مصلحت تشخیص‌داده‌‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 2: اصول تبیین الگوی مطلوب منافع ملی و مبانی اسلامی

(منبع: نگارنده)

ز- راهکار رسیدن به نسبت مطلوب

در جریان مصاحبه‌های انجام‌شده، ازجمله نقاط کلیدی مورد پرسش، چگونگی و راهکار رسیدن به نقطه مطلوب بوده‌است. پیشنهادهایی مطرح شد که البته متأثر از اولویت‌ها و سابقه‌ ذهنی و اجرایی افراد بوده‌است. مجموع راهکارهای ارائه‌شده را می‌توان در چند دسته تقسیم‌بندی‌کرد که بدین‌سان بیان‌می‌شوند:

1- نظری و اندیشه‌ای شامل: 

الف- توجه به ضرورت الگو‌سازی؛

ب-  بهره‌‌گیری از نظریه ام‌القرا؛

ج- حاکمیت رویکرد جبهه‌ای؛

د-  بهره‌گیری از ظرفیت‌های نظری اسلامی و بومی..

۲- آموزشی: در حوزه آموزش سیاست خارجی، دارای نواقص و کمبودهایی هستیم. آموزه‌های ما در دانشگاه‌ها ناقص است و نمی‌تواند رویکردی متوازن و متناسب به دانشجو ارائه‌دهد و مغلوب گفتمان غربی است؛ ازسویی‌دیگر، آموزه‌های سیاسی، کلان‌نگری و همه‌جانبه‌گرایی لازم را منتقل‌نمی‌کند (ایراوانی، ۱۳۹۵).

۳- ساختاری: شاید در سطح ساختاری، بنیادین‌ترین موضوع، حرکت به سمت ایجاد و تشکیل دولتی در طراز انقلاب اسلامی است (سعادت‌نژاد، ۱۳۹۵) و براساس نظر مجریان و متخصصان سیاست خارجی، ساختار وزارت خارجه در نسبت منافع ملی و مبانی اسلامی و مانند آن، به‌طورکامل، هوشیار نیست و در تأمین این رویکرد نتوانسته موفق باشد. شاید بتوان جایی به نام شورای هماهنگ‌کننده فعالیت‌های خارجی با ترکیبی از نیروی انسانی دارای مهارت نظری و عملی ایجاد‌کرد و کم‌کم، ساختارهای رسمی را نیز تحول‌بخشید (خرمشاد، ۱۳۹۵). تقویت کمی ساختار سیاست خارجی به نسبت مأموریت انقلاب اسلامی (بروجردی، ۱۳۹۶)، رعایت سلسله‌مراتب و تمرکز ساختاری (منصوری، ۱۳۹۶) از دیگر پیشنهادهاست.

۴- کارگزاری: در حوزه کارگزاران، آموزش مهارت‌های خاص سیاست خارجی، لزوم تقویت باورهای دینی، گزینش (حسینی، ۱۳۹۵)، عدم وابستگی‌های سیاسی و جناحی (منصوری،۱۳۹۶) ازجمله راهکارهای پیشنهادی در حوزه کارگزاری است.

۵- رفتاری: دسته آخر از مجموعه راهکارهای مطرح‌شده در رسیدن به نسبت مطلوب میان مبانی اسلامی و منافع ملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را می‌توان در راهکارهای رفتاری دسته‌بندی‌کرد؛ راهکارهایی که به رفتار و منش حاکم در تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان عرصه سیاست خارجی توجه‌دارد. افزایش قدرت تحمل، تأکید بر اشتراک‌ها (مسجدی، ۱۳۹۵) و رعایت ادب رفتاری و ظاهری (حسینی، ۱۳۹۵)، برخی از اصولی است که پیشنهادشد.

نتیجه‌گیری

هدف از این پژوهش، تحلیل وضعیت موجود از نسبت منافع و مبانی اسلامی در صحنه اجرا و عمل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است؛ بدین منظور و براساس رویکردی سازه‌انگارنه که بر نقش کارگزار و نظام هویتی وی در سیاست خارجی تأکیددارد، به ساختار و نهادهای مؤثر در سیاست خارجی توجه‌شد و طی ده مصاحبه با مجریان فعلی و پیشین عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، نسبت عملی منافع ملی و مبانی اسلامی در سیاست خارجی، توصیف و تحلیل‌شد.

مفهوم منافع ملی در فهم کارگزاران سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران درعین اشتراک با فهم رایج در عرصه سیاست خارجی، به‌طورجدی بر نظام هویتی و معنایی دینی تأکیددارد. ملاحظات ایدئولوژیک به‌شدت در فهم و طراحی منافع ملی جمهوری اسلامی، مؤثر است و گفتمان اسلامی، حاکم و قالب بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی است لکن این حاکمیت ارزشی در رویکردی عقلانی و در میانه واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی، مسیر خویش را طی‌کرده و شاهد رفت‌وبرگشتی میان منافع ملی و مبانی اسلامی بوده‌است. به‌نظرمی‌رسد، رعایت «تعادل»، «تناسب» و «توازن» در صحنه سیاست خارجی جمهوری اسلامی به شکلی به‌نسبت مطلوب اتفاق‌افتاده‌است، لکن به نظر مجریان امر از مقام ایده‌آل (مطلوب) فاصله‌دارد و تغییر شدید سیاست‌ها با تغییر دولت‌ها گویای نبود ثبات در این نسبت‌سنجی است.

به نظر مجریان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، آنچه تا به امروز رخ‌داده‌است، گویای نوعی اتفاق نظر در مقام فهم نسبت منافع ملی و مبانی اسلامی است، لکن در مقام مصداق، کار، کمی دشوارتر و ناهماهنگ‌تر است و عدم رعایت دقیق سلسله‌مراتب سازمانی و ورود ارزش‌ها و سلایق سیاسی مجریان امر، ازجمله عوامل اصلی این معضل است. نکته قابل‌توجه آن است که در مقام تجربه عملی، هیچ‌یک از مجریان امر از تزاحم و تضاد میان منافع ملی و مبانی اسلامی خاطره‌ای در ذهن نداشته، بلکه از تطابق این دو مفهوم و تقویت متقابل سخن‌می‌گفتند و این امر، گویای تلفیق و تطبیق منافع ملی و مبانی اسلامی براساس اقتضاهای میدانی عرصه سیاست خارجی است. جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان بازیگری عقلانی در رفت‌وبرگشتی منطقی میان «آرمان‌ها» و «واقعیت»ها حرکت‌کرده‌است و برخلاف تصور برخی که از ایران به‌عنوان بازیگری به‌طورصرفا ایدئولوژیک یادمی‌کنند، ایران، بازیگری محاسبه‌گر است.

سخن آخر آنکه نسبت‌سنجی این دو متغیر به‌ معنای افتراق و تضاد این دو نیست و تضاد مفروض ازسوی برخی نظریه‌پردازان، ازسوی مجریان سیاست خارجی ایران که در این مجال با آنها مصاحبه‌ انجام‌گرفت، در عرصه میدانی و عملی ردشد و ایشان، تجربه‌هایی از تطابق، همراهی و هم‌افزایی این دو دارند و ازسویی‌دیگر، تجربه‌ای از تعارض و تضاد نیز طرح‌نشد.



[1] . Rational choice

[2] . Homo economics

[3] . Subjectivism

[4] . Objectivism

-   اسمیت، استیو، امیلیا هدفیلد و تیم دان (۱۳۹۱)؛ سیاست خارجی: نظریه‌ها، بازیگران و موارد مطالعاتی؛ ترجمه امیرمحمد حاجی یوسفی، محسن محمودی و ایوب کریمی؛ تهران: سمت.

-      امام خمینی(ره)، روح‌الله (1389)؛ صحیفه امام؛ ج۴، ۱۳، ۱۶، ۲۱، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).

-      امیرعبداللهیان، حسین (۱۳۹۶)؛ مصاحبه شخصی.

-      ایروانی، مهدی (۱۳۹۵)؛‌ مصاحبه شخصی.

-      بروجردی، علاءالدین (۱۳۹۶)؛‌ مصاحبه شخصی.

-   پوراحمدی، حسین و محمدرضا موسوی‌نیا (۱۳۸۵)؛ «سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه پس از 11 سپتامبر از منظر رئالیسم، لیبرالیسم و سازه‌انگاری»،‌ پژوهش حقوق و سیاست؛ ش ۲۰، ص ۲۳-۵3.

-      تاجیک، محمدرضا (بهار و تابستان ۱۳۸۰)؛ «منافع ‌ملّی ما کدا‌م‌اند؟»، فصلنامه مطالعات راهبردی؛ ش 11 و 12، ص 47 تا 65.

-      حاجی یوسفی، امیرمحمد (۱۳۸۴)؛ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در چارچوب تحولات منطقه‌ای؛ تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی.

-      حسینی، سید محمدعلی(۱۳۹۵)؛ مصاحبه شخصی.

-      خرمشاد، محمدباقر (۱۳۹۵)،؛ مصاحبه شخصی.

-   دهقانی فیروزآبادی، سید جلال (۱۳۸۶)؛ هویت و منفعت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، کتاب کیانی؛ تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-      رمضانی، روح‌الله (۱۳۸۶)؛ چارچوبی تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ ترجمه علیرضا طیب؛ تهران: نشر نی.

-      سعادت‌نژاد، اسماعیل (۱۳۹۵)؛ مصاحبه شخصی.

-      قمی، حسین (1395 و 1396)؛ مصاحبه شخصی.

-      کلینتون، دیوید دبلیو (۱۳۷۹)؛ دو رویه منفعت ملّی؛ ترجمه اصغر افتخاری؛ تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-      متقی، ابراهیم (۱۳۸۶)؛ «سازه‌انگاری، هویت، زبان، و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه سیاست؛ دوره 37، ش4، ص 209 تا 237.

-      مسجدی، علی(۱۳۹۵)؛ تهران: مصاحبه شخصی.

-      مشیرزاده، حمیرا (۱۳۸۲)؛‌ «سازه‌انگاری به‌عنوان فرانظریه»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران؛ ش 65.

-      مصلحی، حیدر (۱۳۹۵ و ۱۳۹۶)؛ مصاحبه شخصی.

-      منصوری، جواد (۱۳۹۶)؛ مصاحبه شخصی.

-      ونت، الکساندر (۱۳۸۴)؛ نظریه اجتماعی سیاست بین‌الملل؛ ترجمه حمیرا مشیرزاده؛ تهران: دفتر مطالعات سیاسی بین‌المللی.

-      Breuning, Marijke (2007), Foreign Policy Analysis: A Comparative Introduction, New York: Palgrave Macmillan.

-      Krasner, Stephan (1978), defending the national Interest: Raw Materials Investments and U.S. Foreign Policy, Prinston: Prinston University Press.

-      Morgenthau, Hans.j, (1945), Politics among Nations: Struggle for Power and Peace, NewYork: Knopf.

-      Nye, Joseph (2002), The Paradox of American Power: Why the World's Only Superpower Can't Go It Alone, Oxford: Oxford University Press.

-      Plano, Jack C, Roy Dilton (1988), The International Relation Dictionary, U.S.A: longman.

-      Rakal, eva pattricia (2007), "Iranian Foreign Policy since theIranian Islamic Revolution: 1979-2006", PGDT 6, pp159-187.

-      Rosenau, James (1980), the Scientific Study of Foreign Policy; New York: Free Press.