جایگاه جهاد و شهادت از نگاه جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شاهد

2 دانشجوی دکتری مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی

چکیده

جنبش حماس به‌عنوان جریانی مردمی با گرایش دینی- ملی، خواهان دفاع از حق فلسطینی‌ها و مبارزه با صهیونیست‌ها و حامیان اشغال‌گرای آنهاست؛ ازاین‌رو می‌کوشد تا راهبردهایی را برای تشکیل دولتی اسلامی در این سرزمین اتخاذکرده، به‌اجرادرآورد؛ درواقع، دولت‌سازی در فلسطین، فرایندی (پروسه‌ای) است که می‌بایست در مرحله پس از آزادسازی صورت‌گیرد؛ ازهمین‌رو، حماس درصدد است تا مشروعیت سیاسی خود را در این سرزمین ارتقابخشد و به همین دلیل، اقدام‌های سیاسی و نظامی بسیاری را سرلوحه فعالیت‌های خود قرارداده و معتقد است، انجام خیلی از این‌گونه اقدام‌ها  با جهاد و باور شهادت، امکان‌پذیر است؛ براساس این، مقاله حاضر، درپی پاسخ‌گویی به این پرسش است که «جهاد و شهادت در منظومه بینشی _ کنشی این جنبش چه جایگاهی دارد؟»؛ براساس یافته‌های فرهنگ سیاسی حماس که بر سه مقوله مقاومت، هویت عربی _ اسلامی و آزادی ابتنایافته‌است، جهاد و شهادت، ابزاری است برای مبارزه با نیروهای اشغالگر و آزادسازی سرزمین‌های اشغالی. پس از کالبدشکافی این دو مؤلفه در منظومه فکری حماس به روش توصیفی _ تحلیلی، روشن شد که جهاد در نگاه این جنبش، هم شامل اقدام‌های نظامی و هم غیرنظامی است که سرانجام آن، به شهادت منجرمی‌شود و این ارزش در این جنبش، قداست و جایگاهی والا دارد؛ درهمین‌راستا، از نگاه حماس، دو مؤلفه یادشده، به‌مثابه دروازه ورود به روند دولت‌سازی تلقّی‌می‌شوند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


حماس، جریانی ایدئولوژیک به‌شمارمی‌‌رود که درصدد است، اندیشه اخوان‌المسلمین را براساس بسترهای فرهنگی- اجتماعی سرزمین فلسطین بسط‌دهد لذا مؤسسان حماس، همچون نیروهای اخوانی در مصر، حرکت مبارزاتی خود را با انجام کارهای عام‌المنفعه و مواردی از این قبیل آغازکردند؛ این جنبش، از سازوکار بسیج توده‌ای نیز برای تقویت پایگاه مردمی اخوان و آرمان‌های آن استفاده‌می‌کند؛ بنابراین، موفق شده که توده‌های مردم را برای رویارویی با اقدام‌های صهیونیست‌ها در فلسطین بسیج‌کند.

در بررسی هرم تشکیلاتی جنبش، این نکته توجه را جلب‌می‌کند که الگوی اسلامی مبتنی‌بر اصول شورا و گزینش رهبری، با بیعت عمومی و آنگاه اطاعت از رهبر، پایه اصلی ساختار تشکیلاتی اخوان‌المسلمین فلسطین شناخته‌می‌شود؛ همچنین رسالت تبلیغی، سیاسی و جهادی منبعث از نگاه اسلامی، یکی از نشانه‌های مهم پایه‌های تشکیلاتی جنبش حماس است اما تحول کیفی جماعت اخوان‌المسلمین هم‌زمان با وقوع انتفاضه از یک سازمان تبلیغی به یک سازمان مقاومت که در شکل حماس تجلی‌یافت، زمینه‌ساز تفاوت تشکیلاتی جماعت اخوان‌المسلمین ازیک‌سو و جنبش حماس ازسوی‌دیگر بود؛ درواقع، نیروهای حماس، توانستند با بهره‌گیری از روحیه مبارزه‌جویی خود‌، پاسخ‌گویِ ضرورت‌های مرحله مختلف انتفاضه باشند؛ درنتیجه، جنبش حماس بی‌آنکه از اسلام به‌مثابه خط‌مشی اصلی و راهنمای عمل خود فاصله‌بگیرد، توانست نیروهایی چند نیز جذب‌کند.

اهداف حماس که برمبنای اندیشه اسلامی شکل‌گرفته، بر تجربه تاریخ اسلام و تجربه مقاومت مسلحانه ملت فلسطین از اوایل قرن بیستم، مبتنی است؛ درهمین‌راستا، جنبش یادشده به این نکته آگاه است که نیل به هدف اصلی خود، یعنی آزادسازی سرزمین، مستلزم بهره‌گیری از نفوذ منطقه‌ای و اسلامی است چراکه مسئله فلسطین‌، به کل جهان اسلام، مربوط است و نه‌فقط، فلسطینی‌ها؛ بدین‌ترتیب و براساس دیدگاه حماس، تمامی تلاش‌ها در جهان عرب و ازاساس، کل جهان اسلام می‌بایست حول این مسئله، متمرکز شود لذا در سطوح داخلی و از طریق تأکید بر وحدت ملی و نفی قطعی کشمکش داخلی نیز باید همه کوشش‌ها در جهت پیشبرد آرمان فلسطین به‌کارگرفته‌شود زیرا هشیاری سیاسی مربوط به وضعیت ملت تحت اشغال فلسطین، نیروهای سیاسی را وادارمی‌سازد که ازیک‌سو مقوله وحدت را درنظربگیرند و ازطرف‌دیگر، از هیچ‌‌‌ تلاشی برای پیشبرد توسعه جامعه و مبارزه با دشمن صهیونیستی دریغ‌نورزند؛ به همین دلیل، جنبش حماس‌، مسئله را از منظر اسلامی‌، ملی و سیاسی بررسی‌کرده، به این نتیجه، نایل آمده‌است که حل‌وفصل بحران و برقراری صلح در منطقه‌، تنها و تنها از طریق پایان‌دادن به اشغالگری اسرائیل ممکن است؛ درنتیجه و از دیدگاه این جنبش، ابتکار عمل و راه‌های مسالمت‌آمیز بین‌المللی، درصورت نادیده‌گرفتن واقعیت یادشده‌، سرنوشتی جز ناکامی و شکست نخواهند‌داشت؛ تحت چنین شرایطی است که این جنبش، جهاد در راه خدا و شهادت در این مسیر را به‌عنوان دو مقوله‌ای برمی‌شمرد که منظومه کنشی و راهبرد حماس برای شکل‌دهی به هدف اولیه و برتر خود است که این هدف همان تشکیل دولتی اسلامی در فلسطین می باشد؛ ازاین‌رو تلاش‌می‌کند تا در حرکت‌های تبلیغی خود، ضمن تشریح زوایای اندیشه اسلامی در منشور فکری – فرهنگی دولت اسلامی، بر این دو مؤلفه، بیشتر تأکیدکند؛ بدین‌ترتیب، این مقاله براساس روش کیفی تحلیل اسنادی و با استفاده از منابع دسترس‌پذیر، درپی پاسخ این پرسش اصلی است که «جهاد و شهادت از نگاه جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس» چه جایگاهی دارد؟».

الف- مبانی نظری و نظریه‌پردازان جنبش حماس

1- مبانی نظری

در آغاز و نیمه‌های قرن گذشته و در جریان مبارزه مردم فلسطین، ضد استعمارگران انگلیسی، شخصیت‌هایی مانند حاج امین الحسینی‌، عبدالقادر الحسینی و شهید شیخ عزالدین القسام، پرچم مبارزه را برافراشتند و مردم فلسطین را با تکیه بر اندیشه‌های اسلامی‌، به جهاد دعوت‌کرده‌اند اما جنبش‌هایی که پس از تشکیل دولت اسرائیل به سال 1948 شکل‌گرفتند، تحت تأثیر اندیشه‌ها و ایدئولوژی‌های سوسیالیستی و ناسیونالیستی قرارگرفتند تا اینکه پرچم اسلام و عواطف دینی،  به‌طورمجدد و با پیدایش انتفاضه در دسامبر 1987 و اعلام موجودیت جنبش حماس‌، به صحنه بازگشت و به‌سرعت به نیروی محرکه توده‌های مردم فلسطین تبدیل‌شد.

جماعت اخوان‌المسلمین در فلسطین، با محدودکردن کشمکش موجود در مفاهیم ناسیونالیستی‌، طبقاتی یا ملی، مخالف بود؛ در همان حال، این جنبش، به ابعاد ملی و ناسیونالیستی کشمکش جاری توجه‌می‌کرد؛ درهمین‌راستا شاهدیم که عدنان النحوی به این مفهوم اشاره‌کرده، بیان‌می‌کند که «مسئله فلسطین، فقط مسئله‌ای ملی یا ناسیونالیستی نیست بلکه مسئله فلسطین، مسئله ایمان، توحید، دین و عبادت است؛ درواقع و در یک کلمه، مسئله فلسطین، مسئله اسلام و امت اسلامی است و مسئله همه مسلمانانی است که به خداوند و آخرت ایمان‌دارند» (النحوی، 1980: 70).

به‌هرحال‌، جنبش حماس، موفق شد، مصادیقی مشخص برای مفاهیم کشمکش جاری در سرزمین فلسطین پیداکند که درمجموع از مفاهیم کلی اندیشه‌های اخوان‌المسلمین خارج‌نبود اما این جنبش توانست مفاهیم موجود را به‌گونه‌ای سازگار با حجم کشمکش جاری گسترش‌داده، آن را به‌صورت قاطعانه در چارچوب کشمکش میان تمدن‌ها در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و دینی ارائه‌کند.

حماس بر این باور است که آتش تهاجم موجود که شعله‌های آن در فلسطین زبانه‌می‌کشد، با هدف ویران‌کردن همه سرزمین‌های اسلامی، برافروخته شده و عرصه‌های گوناگون تفکر، سیاست، اخلاق، اقتصاد و اجتماع را دربرمی‌گیرد؛ دراین‌میان و بیش از همه «روح امت» و باورهایش در معرض تهدید است‌ چراکه این روح امت است که قدرت رویارویی می‌آفریند؛ براساس این است که جنبش حماس معتقد است، وجود یهودیان در سرزمین فلسطین، نه‌تنها مردم فلسطین بلکه امت عرب و اسلام‌ و همچنین، دین، عقیده و تمدن این امت را هدف‌گرفته‌است.

بی‌تردید، افزودن بُعد تمدنی و تأکید بر توسعه دامنه چالش به‌گونه‌ای‌که امت اسلامی و میراث و باورهایش را دربرمی‌گیرد، دیدگاهی است که با واقعیت کشمکش موجود به‌ویژه تشدید عملیات نظامی ضد موج بیداری اسلامی در منطقه همخوانی‌دارد و این نکته‌ای است که جنبش حماس را وادارمی‌کرد، بر این امر پافشاری‌کند که صحنه این پیکار برای ورود ملت‌های عرب و مسلمان در کنار جنبش حماس گنجایش‌دارد؛ دراین‌صورت است که مسئله فلسطین، عمق عربی و اسلامی پیدامی‌کند؛ براساس این است که جنبش حماس، نگاه استراتژیک خود را ضمن مبارزه با این تهاجم‌ها، تشکیل دولتی اسلامی می‌داند که به هویت عربی ملت عرب فلسطین احترام‌می‌گذارد و ازاین‌رو، شاهراه نیل به تشکیل این حکومت را مبارزه با رژیم صهیونیستی‌، آزادسازی فلسطین و نشر اندیشه اسلامی در میان جمهور مردم می‌داند.  

1-1 تشکیل دولت اسلامی

بنابر آنچه گذشت و در کنار اینکه حماس، جنبشی آزادی‌بخش و ملی محسوب‌می‌شود، در همان حال، جنبشی اسلامی است که در جهت برپایی نظام اسلامی منسجم با اصول ایدئولوژیک و جهان‌بینی خود فعالیت‌می‌کند. طبق گفته‌های رهبران جنبش حماس، این گروه می‌کوشد تا در فلسطین، دولت اسلامی برقرارکند. آنچه مهم است، موضع حماس در طرح موضوع «دولت» است که معتقد است، رابطه میان هدف «آزادسازی» و «برقراری دولت» رابطه‌ای ساختاری است و درنتیجه، حماس بر این باور است که در تعامل با این هدف بایدتوجه‌داشت که اقامه دولت اسلامی در میان‌مدت، امری زودهنگام است، زیرا حماس‌، جنبشی مقاومتی است و اگر این مقاومت‌، هدف خود یعنی آزادسازی فلسطین را محقق‌سازد، دراین‌صورت و پس از مرحله آزادسازی، موضوع برقراری دولت طرح‌خواهد‌شد؛ افزون‌براین، رهبران حماس معتقدند که چون آنها راه سخت آزادسازی را هموارمی‌کنند، حق اولیه تشکیل دولت، از آن حماس است (موسوی، 1382: 60).

بنابراین مشاهده‌می‌شود که برقراری دولت در نقشه سیاسی جنبش حماس، نتیجه و ثمره آزادسازی فلسطین است و این امر نشان‌می‌دهد که میان هدف آزادسازی اراضی فلسطین و همچنین هدف برقراری دولت، رابطه‌ای به‌هم‌پیوسته و البته قابل‌مناقشه وجوددارد چراکه به‌نظرمی‌رسد رهبران این جبنش به این نتیجه، نایل آمدند که ازاساس، دستیابی به دولت از رهگذر آزادسازی فلسطین، امکان‌خواهد‌داشت، تحقق‌یابد؛ به‌تعبیردیگر، آزادسازی و دولت‌سازی، دوخط ملازم هم هستند که تحقق یکی‌، مقدمه‌ای است برای تحقق دیگری؛ درهمین‌راستا، جنگ و نبرد مسلحانه، راه آزادسازی است که پایان این راه، به برقراری دولت خواهد‌انجامید؛ بنابراین و در همین چارچوب است که رهبران حماس به هنگام صحبت از آزادسازی، به دولت‌سازی نیز گریزی‌خواهندزد.

دراین‌خصوص، امروزه شاهدیم که دو جنبش فتح و حماس بر سر تشکیل دولت وحدت ملی به‌گونه‌ای‌که تمامی گروه‌های سیاسی را در خود جای‌دهد، به‌توافق‌رسیده، دو گروه‌، ضمن کوتاه‌آمدن از مواضع پیشین خود، به این نتیجه می‌رسند، دولتی تشکیل‌دهند که بتواند آرمان آزادسازی اراضی اشغال‌شده را با شرکت تمامی جریان‌های سیاسی این کشور‌ به‌پیش‌برده، محقق‌سازد.

1-2 آزادسازی فلسطین

جنبش حماس که خود را نگهبان میراثی عربی- اسلامی می‌داند، مقاومت نیروهای فلسطینی را نماینده اندیشه‌های اسلام‌گرایان به‌شمارمی‌‌آورد و براساس این است که به مناسبت مراسم گرامی‌داشت شهادت تعدادی از نیروهای گردان‌های عزالدین قسام، نایب‌رئیس دفتر سیاسی حماس، طی سخنانی‌، بر ادامه مقاومت تا آزادسازی فلسطین تأکیدکرد و خود هنیه نیز، طی مراسمی در منزل شیخ احمد یاسین بیان‌کرد که مقاومت برای ما (نیروهای عضو حماس)، به‌مثابه ابزاری است برای آزادسازی فلسطین یا اینکه خالد مشعل، طی سخنانی درخصوص انتفاضه سوم بیان ‌کرده‌است که :«این انتفاضه نشان‌داد، ریشه همه مشکلات ما در اشغالگری و شهرک‌سازی است و تا زمانی‌که این اشغالگری و طرح شهرک‌سازی ادامه‌داشته‌باشد، مقاومت و انتفاضه هم تا آزادی سرزمین و مقدسات فلسطین ادامه‌خواهد‌داشت».[1]

درهمین‌خصوص‌، دکتر موسی ابومرزوق، پیش از بازداشت خود در تاریخ 25/7/1995 در ایالات متحده می‌گوید: «نمی‌توانیم با قاطعیت بگوییم که ملت فلسطین به‌تنهایی نمی‌تواند فلسطین را آزادکند یا با قاطعیت بگوییم، ملت فلسطین به‌تنهایی می‌تواند فلسطین را آزادکند. ما در هیچ‌‌‌‌‌یک از دو مورد با قاطعیت سخن‌نمی‌گوییم، زیرا اگر بگوییم ملت فلسطین نمی‌تواند فلسطین را آزادکند و باید از عمق عربی و اسلامی بهره‌مند شود، این مسئله ممکن است، ملت فلسطین را به‌سوی رخوت، انفعال و چشم‌دوختن به امدادهای بیرونی سوق‌ده ،زیرا صاحبان اصلی این مسئله بیش از هرکس، مسئولیت آن را بردوش‌می‌کشند و این ملت (شرعی) و در درجه اول، مکلف به دفاع از خود و وطن خود و رویارویی با طرح صهیونیسم است. عامل خارجی به‌مثابه عامل پشتیبان باقی‌می‌ماند که ممکن است در پاره‌ای شرایط و از طریق ارائه کمک‌ها و امدادهای مهم، جنبه حاد و جدّی به‌خودگیرد و بخش محوری روند آزادسازی را به خود اختصاص‌دهد؛ همچنین ما با قاطعیت نمی‌گوییم که ملت فلسطین به‌تنهایی می‌تواند فلسطین را آزادکند زیرا این رویکرد، عمق عربی و اسلامی را از مسئولیت‌هایش در قبال مسئله فلسطین معاف‌می‌کند؛ بدین‌ترتیب، ملت فلسطین همراه با عمق عربی و اسلامی در کنار یکدیگر، مسئولیت آزادسازی فلسطین را پس از آماده‌سازی شرایط اصلی آن ازسوی صاحبان درجه یک فلسطین اجرامی‌کنند. به‌هرحال نباید از نقش عمق عربی و اسلامی در روند آزادسازی غفلت‌کرد زیرا طرح صهیونیسم، فقط فلسطینی‌ها را هدف قرارنمی‌دهد‌ بلکه اعراب و مسلمانان نیز در دایره هدف‌های صهیونیسم قراردارند؛ ازاین‌رو می‌گوییم که ممکن است (بدون قاطعیت)، ملت فلسطین، سرزمین خود را آزادکند و هویت خود را اثبات‌کرده، طرح خود را سامان‌دهد چراکه تنها جایگزین عامل خارجی‌، عامل درونی فلسطینی‌هاست» (موسوی، 1382: 62).

لازم به ذکر است که حماس با وحدت عربی یا برقراری امت واحده ی عربی، مخالف نیست، ولی بر این باور است که عامل درونی بر دو عامل پیرامونی و خارجی، اولویت دارد. البته این، به معنی نادیده انگاشتن دو عامل مذکور نیست. حتی شاهدیم که برخی رهبران این جنبش‌، این نکته را که ممکن است در آینده، آزادسازی فلسطین به دست یکی از کشورهای منطقه صورت‌گیرد، رد‌نکرده، بیان‌می‌کنند که حتی ممکن است، چنین اتفاقی در سایه بیداری اسلامی رقم‌بخورد؛ البته بایدتوجه‌داشت که چنین امری به این معنی نیست که درنهایت، عامل خارجی بر عامل داخلی تأثیرخواهد‌گذاشت و آزادسازی فلسطین، محقق خواهد‌شد بلکه رهبران این جنبش معتقدند که سازه‌های سیاسی و نظامی داخلی فلسطین‌، پایه اصلی راه‌حل‌هاست که کارآمدی آن، با پشتیبانی عمق عربی و اسلامی افزایش‌خواهد‌یافت.

1-3 هویت عربی _ اسلامی

یکی دیگر از بنیان‌های نظری جنبش حماس، تأکید بر دو هویت عربی و اسلامی در تعامل و همگون با هم است به‌طوری‌که رهبران این جنبش، هماره بر این بودند که فلسطین، یک کشور مسلمان عرب است؛ ازاین‌رو، در راهبردهای دفاعی خود، هیچ‌‌‌‌‌گاه درخواست کمک از کشورهای عربی را کنار‌نگذاشته‌اند بلکه برعکس تأکیددارند که با کشورهای عربی رابطه‌داشته‌باشند؛ البته ازآنجاکه آرمان این جنبش، تشکیل دولتی اسلامی است و [رهبران آن] در این راه، تلاش‌هایی بسیار نیز انجام‌داده‌اند، تأکید و تمرکز بر هویت عربی‌، هیچ‌‌‌‌گاه به معنی گرایش‌های پان‌عربیستی این جنبش نبوده‌است بلکه همگونگی این دو‌، محل تمرکز آنهاست؛ درهمین‌راستا، از دیدگاه حماس، چون قدس به فلسطین، محدود نیست، مسئولیت دفاع از آن، تنها متوجه فلسطینی‌ها نیست بلکه مسلمانان همه در برابر آن وظیفه‌دارند؛ ازاین‌رو، در عرصه بین‌المللی، خود را یک کشور عرب مسلمان می‌داند که به‌هیچ‌‌‌‌وجه برادران عرب خود را رهانخواهد‌کرد و به همین سبب است که این جنبش بیان‌کرده‌است که درصورت تهدیدشدن یکی از کشورهای منطقه با این دو ویژگی، این جنبش از آن کشور حمایت‌خواهد‌کرد.

همچنین، حماس معتقد است که مسئله فلسطین، محوری‌ترین آرمان امت عرب و جهان اسلام است؛ با چنین نگاهی، این جنبش، قلمرو فعالیت خود را در دو سطح مردم و ساختار رسمی سیاسی پی‌می‌گیرد.

 در عرصه اول‌، حماس می‌کوشد با کشورهای عربی، به‌ویژه کشورهای پیرامونی فلسطین به‌طورمستقیم ارتباط برقرارکرده، بر موضع‌گیری آنها به‌خصوص مخالفت با صلح (با اسرائیل) تأثیربگذارد.

عرصه  دوم حماس، یعنی عرصه ارتباط با توده‌های مردم، بیشترین نزدیکی را با خط‌مشی این جنبش دارد. همکاری مشترک با جنبش‌های اسلامی و عرب در منطقه به‌منظور مقابله با موافقت‌نامه‌های فلسطینی _ اسرائیلی و دیگر توافق‌های امضاشده و در معرض امضا از رویکردهای مهم حماس به‌شمارمی‌ رود؛ درواقع حماس به‌طورعمده، روی این جنبش‌ها تکیه‌می‌کند، زیرا معتقد است که این جنبش‌ها، ابتکار عمل آینده منطقه را طی چند دهه آینده و شاید طی سال‌های آتی به‌دست‌خواهند‌گرفت؛ هدف مشترک این نیروها در چشم‌انداز آتی‌، مبارزه با عادی‌سازی مناسبات با اسرائیل و تهاجم فرهنگی خواهد‌بود؛ به‌هرحال‌، آنچه مهم است، اینکه جنبش حماس بر ایدئولوژی عربی در کنار اسلام تأکیددارد.

1-4 جهاد و شهادت

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های تأکیدی اسلام‌گرایان فلسطین به‌خصوص جنبش مقاومت اسلامی، پیکار در راه مبارزه با متجاوزان است که در قالب جهاد مفهوم‌پردازی‌می‌شود؛ نگرش رهبران این جریان در قبال جهاد، این‌گونه است که آنها جهاد را به‌مثابه قالبی برای ترسیم روند پیروزی می‌دانند چراکه کشتن در راه جهاد، شهادت است که خود پیروزی بزرگ نامیده‌می‌شود «فوز عظیم» و بهره‌مندی از آن در مقابله، نیروساز بوده، تربیت‌کننده است؛ در نگاه این جنبش، همگونگی جهاد و شهادت در فرایند مبارزه، هم زمینه‌ساز تشکیل دولتی است که آرمان دیرین آنان بوده‌است و هم مانعی پایدار در برابر نفوذ نظامی اشغالگران (عزام، 2007: 179)خواهدبود؛ ازاین‌رو می‌توان‌گفت که دو مقوله جهاد و شهادت در هندسه سیاسی حماس، سنگ بنای اقدام در مسیر تشکیل دولت اسلامی و تحقّق آرمان‌هایِ بنیادین این جنبش محسوب‌می‌شوند.

2- نظریه‌پردازان فرهنگ سیاسی حماس

1-2 شیخ احمد یاسین

شیخ احمد یاسین (رهبر معنوی حماس) به‌رغم فلج‌بودن، پس از گذراندن تحصلات ابتدایی در فلسطین، برای ادامه تحصیل راهی قاهره شد و به‌مدت یک سال در دانشگاه «عین الشمس» به تحصیل پرداخت. او به دلیل فقر نتوانست به تحصیلات خود ادامه‌دهد. شیخ احمد یاسین در جریان اقامت در مصر با جمعیت «اخوان‌المسلمین» مصر پیوند دوستی برقرارکرده، سپس در دهه 1970، «مجمع اسلامی» را در فلسطین تأسیس‌کرد که بعدها این مجمع به سازماندهی بسیج نظامی جوانان فلسطین پرداخت. شیخ احمد یاسین درآغاز دهه 1980 و در اوج پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان اسلامی «مجد المجاهدین» را تأسیس‌کرد؛ پس از چهار سال، رژیم صهیونیستی، وی را به اتهام داشتن اسلحه و مواد منفجره دستگیر و زندانی‌کرد و او یک سال را در زندان‌های اسرائیلی سپری‌کرد؛ سپس به تشکیل جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس» پرداخت که در11 دسامبر 1987 در آغاز انتفاضه اول، این جنبش به‌طوررسمی، موجودیت خود را اعلام‌کرد.

سال 1968 میلادی، طی تغییر و تحولی داخلی در ساختار تشکیلاتی اخوان‌المسلمین، اسماعیل خالدی، جای خود را به شیخ احمد یاسین داد. یاسین که آرمان تشکیلات را فراتر از ساختار اخوان می‌دید، هم‌زمان با روی‌کارآمدن، ضمن تشکیل کمیته‌های متعدد، جوانان مستعد و عضو جنبش را به‌خدمت‌گرفت. ایشان که معتقد بودند تنها راه تغییر شرایط آن زمان جهان عرب، جهاد است، ضمن فراهم‌آوردن زمینه‌های انجام عملیات جهادی، بسترهای فکری- ارزشی لازم را در میان نیروهای خود گسترش‌داده، طی روندی تدریجی ارتقابخشید؛ درهمین‌راستا می‌توان‌گفت که انتفاضه 1987، نتیجه کارهای تشکیلاتی شیخ یاسین بود.

در منظومه فکری شیخ احمد، جهاد، ابزاری است برای آزادسازی فلسطین به‌منظور نیل به اندیشه تشکیل دولت اسلامی‌؛ ازاین‌رو بیان‌شده:[2] «دولت فلسطینی می‌خواهد ‌مرزهای آن، مرزهای معروف فلسطین باشد؛ به همین دلیل تا اتمام مرحله آزادسازی فلسطین، به وظیفه خود ادامه‌می‌دهیم».

2-2 خالد مشعل

خالد مشعل، متولد ۱۹۵۶ رام‌الله بوده که هنگام سپری‌کردن دوره تحصیلات دانشگاهی‌اش در کویت، رهبری اتحادیه دانشجویان فلسطینی این سامان را برعده‌داشت. او به‌عنوان یکی از اولین اعضای حماس، در سال 1996، رئیس دفتر تشکل شد.

خالد مشعل که در دوران مدیریت سیاسی خود سعی‌کرده‌است، تمامی اطراف عربی _ اسلامی را با جنبش حماس همراه‌سازد، با موضع‌گیری‌های متناقض، ازسوی برخی همراهان دیرین جنبش مانند ایران و سوریه، کارت تذکر گرفت ولی باوجوداین، نگرش ایشان درخصوص مقولاتی نظیر تشکیل دولت اسلامی در فلسطین، آزادسازی تمامی اراضی اشغالی فلسطین، مبارزه با رژیم صهیونیستی و همچنین تمسّک به جهاد برای تحقق آرمان آزادی و تشکیل دولت اسلامی، در چارچوب همان رویکرد کلی جنبش قراردارد.

براساس این، مشعل معتقد است که مقاومت اسلامی فلسطین، تا آزادسازی کامل سرزمین‌های اشغالی از نبرد و مبارزه با نیروهای صهیونیستی دست‌برنخواهد‌داشت و درهمین‌راستا، جهاد و مبارزه با نیروهای دشمن را به‌مثابه برگی زرین در تاریخ سیاسی نیروهای این جنبش شمرده، معتقد است که شهادت‌، نماد پیروزی و نیل به حیات جاودان در اندیشه حماس است؛ علاوه‌براین، طی سخنانی بیان‌کرده‌است که جهاد تا روز قیامت ادامه‌خواهد‌داشت (جرابعة، 2010: 73).

3-2 عبدالعزیز رنتیسی

 دکتر عبدالعزیز علی عبدالحفیظ الرنتیسی در تاریخ 23/10/1947 در روستای یبنا (بین عسقلان و یافا) دیده به جهان گشود؛ خانواده اش پس از جنگ 1948 به نوار غزه، پناهنده شد و در اردوگاه آوارگان خان یونس سکنی‌گزید. آقای رنتیسی در سال 1976 به غزه بازگشت و به شاخه فلسطینی اخوان‌المسلمین که در مصر شکل‌گرفته‌بود، پیوست؛ بعدها و در کنار شیخ احمد یاسین، جنبش حماس را پایه‌گذاری‌کردند؛ او پس از شهادت شیخ یاسین تلاش‌کرد تا روحیه انقلابی‌گری و مبارزه‌طلبی را بیش‌ازپیش به جمهور مردم القاکند؛ ازاین‌رو‌، دسته‌های اعتراض و تظاهرات ضد رژیم صهیونیستی را راه‌اندازی‌کرد؛ البته ناگفته‌نماند که در همان دوران رهبری شیخ احمد یاسین، دکتر رنتیسی، سخن‌گوی این جنبش و سرپرست شاخه سیاسی آن بود. روحیه مبارزه‌طلبی و جهادی ایشان به‌گونه‌ای بود که بیان‌کرد: «مقاومت و اسلحه، تنها راه برای کسب پیروزی و آزادی سرزمین ماست» یا اینکه پس از شهادت شیخ احمد یاسین، گفت که جنبش حماس، به اسرائیل، چنان درسی‌خواهد‌داد که اسرائیلیان در هیچ‌‌‌‌کجا امنیت‌نداشته‌باشند؛خود چنین گفته‌ای موجب شد که اسرائیل از همان روزهای آغازین مسئولیت ایشان‌، ترور ایشان را در صدر برنامه‌های امنیتی خود قرار دهد.

پس از حادثه المقطوره، رهبران اخوان در نوار غزه، جلسه‌ای به ریاست رنتیسی ترتیب‌داده، تصمیمی را مبنی‌بر آغاز انتفاضه در نوار غزه اتخاذکردند و پس از شکل‌گیری مقاومت اسلامی، انتفاضه از سرگرفته‌شد که درپی آن، مرحله‌ای نو از روند مبارزاتی فلسطینی‌ها دوباره آغازشد.

2-4 اسماعیل هنیه

اسماعیل عبدالسلام احمد هنیه، ملقب به ابو العبد در سال ۱۹۶۳ در غزه (اردوگاه الشاطئ) به‌دنیا‌آمد؛ محل اصلی زندگی خانواده‌اش پیش از آوارگی، روستای الجوره در عسقلان اشغالی بوده‌است؛ وی از مارس سال 2006 تا ژوئن 2007، نخست‌وزیر دولت خودگردان فلسطین بود.

هنیه که از همراهان و مسئول دفتر شیخ احمد یاسین بود، در میان مردم فلسطین، به میانه‌روی، مشهور است‌؛ ازهمین‌رو، وی همواره بر وحدت فلسطینیان تأکیدکرده‌است.

ایشان درخصوص جنبش حماس بیان‌می‌کند که اگرچه حوزه فعالیت این جنبش،  به اراضی فلسطین، محدود است‌، آرمان فلسطین برای تمامی جوامع اسلامی _ عربی قابل‌احترام بوده، می‌بایست تمامی کشورهای اسلامی _ عربی از هیچ‌‌‌‌کمکی به انتفاضه دریغ‌نکنند؛ درهمین‌خصوص، مقاومت و جهاد را مسیری برای آزادسازی فلسطین دانسته، می‌گوید که مقاومت، سیاست دائمی ملت فلسطین است؛ ایشان در دیداری که سال 1390 با رهبر معظم انقلاب داشته‌اند، سه راهبرد جنبش حماس و مقاومت فلسطینی را این‌گونه برشمرد: «آزادی همه سرزمین‌های فلسطینی از بحر تا نهر‌، تأکید بر مقاومت و نپذیرفتن گفتگوهای سازش و تأکید بر اسلامی‌بودن قضیه فلسطین، سه راهبرد اصلی ما هستند».[3]

2-5 عزت رشق

عزت رشق که از رهبران و مؤسسان جنبش حماس در فلسطین به‌شمارمی‌‌رود، تأکید بر «مقاومت، مبارزه و جهاد در راه خدا» را رمز پیروزی بر دشمن صهیونیستی برشمرده، معتقد است که فلسطین، محوری است عربی _ اسلامی که ضروری است تا تمامی کشورهای عربی  و اسلامی منطقه به آن اهمیت‌دهند؛ درهمین‌راستا می‌گوید: «مضمون پیامی که برای دشمن صهیونیستی داریم، نابودی و زوال است. تا زمانی‌که آنها به روند جنایت‌های خود ضد ملت فلسطین ادامه‌می‌دهند و هزاران هم‌وطن ما را در زندان‌های خود حبس‌می‌کنند، حماس از هیچ‌‌‌‌تلاشی برای مقاومت و بیرون‌راندن اشغالگران فروگذار‌ی‌نخواهدکرد. مقاومت، گزینه‌ای است که کارایی‌اش درزمینه نابودی اشغالگران و به‌لرزه‌درآوردن پایه‌های رژیم سست و بی‌بنیانشان به‌اثبات‌رسیده‌است.».

علاوه‌براین‌، می‌توان نگرش ایشان درخصوص مقوله شهادت را در این گفته‌های او شاهد بود: «حماس در این راه‌، بنیان‌گذار خود و برترین رهبرانش را تقدیم‌کرد و همچنان هم به فداکاری‌های خود ادامه‌می‌دهد و برای بیرون‌راندن اشغالگران و نابودی آنها از همه‌چیز خود مایه‌می‌گذارد تا ملت فلسطین در سرزمین خویش، آزاد و عزتمند زندگی‌کنند» (الجرباوی، 2009: 226).

2-6-موسی ابومرزوق

دکتر موسی ابومرزوق که یکی دیگر از رهبران حماس است، بر دو مقوله آزادی و مقاومت تأکیدداشته، بیان‌می‌کند که «ملت فلسطین به‌رغم تمامی سختی‌ها و مشکلات، قهرمانانه پایداری‌کرده، با خون فرزندانش، مسیر آزادی را ترسیم‌می‌کند»؛ همچنین درباره کمک کشورهای عربی به فلسطین در مقابله با نیروهای رژیم صهیونیستی، نبود جدیت در این مبارزه را مایه تأسف دانسته، ضمن اشاره به ضعف اسرائیل، بر مقاومت و جهاد نیروهای فلسطینی تأکیدمی‌کند (صایغ، 2010: 84)؛ علاوه‌براین، ایشان، مقاومت جنبش حماس در برابر اسرائیل را به‌خصوص در جریان جنگ اخیر غزه، به‌مثابه الگو و نمادی می‌داند که می‌توان از آن به‌عنوان سمبلی برای مبارزه یادکرد؛ ازاین‌رو، یادآور می‌شود که هیچ‌‌‌‌کس نمی‌تواند مقاومت را خلع‌سلاح‌کند و تنها راه پیش روی ما، تقویت مقاومت و پیشرفت آن است (الفالوجی، 2002: 128).

   3. مدل مفهومی پژوهش جایگاه جهاد و شهادت در روند دولت‌سازی حماس

واکاوی منظومه فکری جنبش حماس به‌عنوان جنبشی مبتنی‌بر اندیشه مذهب اهل سنت‌، نشان‌می‌دهد که این جنبش، به‌دنبال تشکیل دولتی اسلامی است که برپایه هویت عربی _ اسلامی، آزادی و اندیشه عدالت‌خواهی تلاش‌دارد تا با مبارزه با نیروهای صهیونیستی و آزادسازی اراضی اشغالی فلسطین از طریق جهاد و شهادت، چنین آرمانی را محقق‌سازد؛ براساس این می‌توان‌گفت که قالب نظری و چارچوب نگرشی این جنبش در اقدام‌های سیاسی_ نظامی خود‌، طبقِ الگویی که در ادامه می آید، قابل ترسیم است.

3-1 مقاومت

یکی از اصول نظری که جنبش حماس در راهبردهای سیاسی و نظامی خود، هماره بر آن تأکید‌داشته و اصراردارد که بخشی وسیع از مواضع خود را تحت رایت آن‌ به‌تصویرکشد، مقاومت است؛ مفهوم مقاومت در این نگاه، پایداری بر مواضع و مبانی نظری گفتمان اسلامی خود در راه دفاع از میهن، سرزمین، دین و آیین است؛ به همین دلیل می‌توان‌گفت که اندیشه مقاومت در نظام فکری و منظومه کنشی این جنبش، از همان روزهای نخستین، در سرفصل نگرش و کنش آن به‌مثابه بینشی مبتنی‌بر باورهای دینی وجودداشته‌است. ویژگی‌های «مقاومت» در نگاه حماس، شامل اسلامی‌شدن مبارزه‌ها، نقش مساجد در مبارزه‌ها، انتقال مبارزه‌ها از خارج به داخل سرزمین‌های اشغالی، مردمی و فراگیرشدن مبارزه و استمرار و تداوم مبارزه‌هاست (دبیری مهر،1342: 141 و 142).

3-2 هویت عربی _ اسلامی

در نگاه جنبش حماس‌، مسئله فلسطین، اساسی‌ترین و محوری‌ترین آرمان امت عربی و همچنین جهان اسلام است؛ ازاین‌رو، به‌رغم اینکه نشر گفتمان اسلام‌گرایی و ارزش‌های اسلامی در فلسطین را در سرفصل اقدام‌های خود دارد، هیچ‌‌‌‌گاه اسلام را از عرب‌گرایی جدانمی‌کند بلکه برعکس اصرار‌دارد که بر همگونگی و هم‌افزایی این دو مقوله در مسیر نیل به آرمان آنها که تشکیل دولتی اسلامی است، تأکیدداشته‌باشد (دکمجیان،1390: 355)؛ به همین دلیل، در بیانیه‌ها و ادبیات سیاسی حماس، بر مسئله فلسطین، به‌عنوان محوری برای تحقق آزادی جهان اسلام به‌خصوص قدس شریف، تأکید و تمرکزمی‌شود و همچنین از دیدگاه این جنبش، مسئولیت در برابر قدس، جنبه فلسطینی یا جنبه عربی ندارد، بلکه مسئولیتی است که تمامی اعراب و مسلمانان در برابر آن وظیفه‌دارند و ضروری است تا نسبت‌به آن، به‌طورچدی اهتمام‌داشته‌باشند چراکه قدس‌، نماد جهان عرب و اسلام است.

3-3 آزادی

یکی دیگر از مؤلفه‌های اساسی و مبنایی در اندیشه حماس، آزادی است که به‌طور مشخص در قالب آزادی اراضی اشغالی فلسطین نمود پیدا‌می‌کند. آزادی در نگاه این جنبش، رسیدن هر فرد به حقی است که طبیعت دراختیار او قرارداده‌است؛ ازاین‌رو به دلیل شرایط سیاسی _ امنیتی شکل‌گرفته برای مردم فلسطین، آنچه از آزادی در تعریف و مرام این جنبش رخ‌ می‌نماید، همان تعریف حداقلی از آن است، به این معنی که مردم فلسطین، چیزی را فراتر از حق خود نمی‌خواهند بلکه تمامی تلاش‌ها و راهبردهای آنها برای رسیدن به آرمان خود که همان آزادسازی اراضی اشغال شده‌است، تجمیع‌می‌شود.

بدبن‌ترتیب، هدف اولیه حماس، اجبار صهیونیست‌ها به عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی است؛ آنها برای دستیابی به این هدف، به روش‌هایی گوناگون، متوسل شده‌اند؛ این جنبش در روند آزادسازی به پایه‌های ایدئولوژیک، ملی‌گرایانه، ناسیونالیستی و سیاسی تکیه‌کرده، مقاومت در برابر اشغالگری را فریضه‌ای دینی اعلام‌کرده‌ و بنابراین تلاش‌کرده‌است تا نه‌تنها مردم فلسطین که توده‌های مردم جهان را برای حمایت از خود همراه‌سازد؛ ازهمین‌رو، این جنبش سعی‌دارد تا دو مقوله جهاد و شهادت را برای نیل به این دو امر و رسیدن به هدف نهایی که همان تشکیل دولت اسلامی است، میان مردم و نخبگان سیاسی _ امنیتی نشردهد و به‌نوعی، باور عمومی را در مسیر جهاد در راه خدا و شهادت در مسیر دفاع از دین، آیین و حیثیت ملی قرارداده، تثبیت‌کند. 

 

 

شکل1 : تشکیل دولت اسلامی

منبع:نگارندگان

 

الف- نقش جهاد و شهادت در روند دولت‌سازی حماس

1- جایگاه جهاد در جنبش حماس

جهاد در فرهنگ سیاسی اسلام، به‌مثابه قله حضور در عرصه جامعه و کمک به باور و وطن بوده و همیشه در مذاهب مختلف اسلامی به آن تأکیدشده‌است. در اندیشه اهل سنت هم، جهاد، جایگاهی رفیع دارد به‌گونه‌ای‌که جهادگران میدان نبرد سخت و نرم، صراطی مستقیم را می‌پیمایند که سرانجام آن‌، بهشت برین است؛ ازاین‌رو، جنبش حماس به‌عنوان مجموعه‌ای با مذهب سنی، جهاد در راه خدا را بهترین اقدام برشمرده، از آن به‌عنوان دروازه‌ای برای آزادسازی اراضی اشغالی و تشکیل دولت اسلامی یادمی‌کند؛ جنبش حماس با این باور دینی و سیاسی خود که سرزمین فلسطین «سرزمین وقفی اسلامی است که هیچ‌‌‌‌دولت یا سازمانی نمی‌تواند از یک وجب آن چشم‌پوشی‌کند» و نیز «جهاد، تنها راه آزادی سرزمین فلسطین است و بازپس‌گیری مقدسات آن و آزادسازی فلسطین، جز از راه جهاد و بسیج نیروهای اسلامی در راه پیکار آزادی‌بخش، ممکن نیست»، درواقع آزادسازی همه فلسطین را هدف راهبردی (استراتژیک) خود می‌داند که برای تحقق آن هم در استراتژی و هم در تاکتیک تلاش‌می‌کند. روحیه جهاد در این نگاه، چون بر نوعی باور مستحکم دینی استوار است، به صلابت در عملکرد نیز منتهی‌خواهد‌شد به‌گونه‌ای‌که حماس، معتقد است که پیروزی در پیکار ضد صهیونیسم، به‌رغم شرایط بازدارنده حاکم بر ملّت فلسطین و ملت‌های عرب و اسلام‌، قطعی است.

درهمین‌راستا، این جنبش از روش مقاومت در چارچوب جهاد در راه خدا به‌مثابه پایه تعامل با اشغالگران بهره‌می‌گیرد زیرا از دیدگاه این جنبش‌، اسرائیل برپایه اشغال، تروریسم و زور استوار شده‌است. جنبش حماس، معتقد است که انجام این تکالیف بر همه مسلمانان، واجب است. در مرام‌نامه حماس آمده‌است: «روزی که دشمنان، بخشی از اراضی مسلمانان را غصب‌می‌کنند، جهاد فریضه عینی همه مسلمانان است و در مقابل غصب سرزمین فلسطین ازسوی یهودیان، پرچم جهاد بایدبرافراشته‌شود و روح جهاد در امت برای شتافتن به مبارزه با دشمنان و پیوستن به صفوف مجاهدان دمیده‌شود» (النواتی، 2002: 75).

حماس، جهاد و مقاومت را به معنای وسیع آن می‌فهمد و می‌گوید: «جهاد، فقط حمل سلاح و پیکار با دشمن نیس؛ گفتار نیک، نوشته‌های ارزنده و کتاب‌های مفید و همیاری و همبستگی، همه و همه درصورت خلوص نیت برای برافراشتن پرچم خدا، جهاد در راه خدا به‌شمارمی‌‌روند»؛ این جنبش‌، بارها تأکیدکرده‌است که خط مقاومت و جهاد، کارآمدترین روش در راه تحقق آزادی و بیرون‌راندن اشغالگران است (خسروشاهی‌، 1388: 42)؛ درواقع، حماس به مقوله جهاد به‌مثابه انباشتی از عزم و اراده می‌نگرد که کارآمدی آن با گذشت زمان آشکار می‌شود؛ در این نگاه، هنگامی‌که منظومه‌ای از ستارگان جهاد به‌حرکت‌درمی‌آیند، منظومه‌هایی دیگر برای پیوستن به آنها تشکیل‌می‌شوند و بدین‌ترتیب، جهاد و مقاومت‌، راهی است که ملت‌ها با به‌کارگیری آن، حیات بالنده پیدامی‌کنند و درمقابل، دشمنان به‌ستوه‌خواهندآمد.

حماس بر این باور است که عملیات شد اشغالگران، پایه اصلی برنامه رویارویی با طرح صهیونیسم به‌شمارمی‌‌رود و ازسوی‌دیگر، پایه بهبود فعالیت‌ها و نیروهای امت برای قیام و ایستادگی در کنار ملت فلسطین و رهایی‌اش از چنگ اشغالگران محسوب‌می‌شود؛ البته بایداشاره‌کرد که جهاد در اندیشه حماس‌، با گفتمان مقاومت پیوندخورده‌است به‌گونه‌ای‌که رهبران کنونی این جنبش، منظومه مقاومت را سنگ آسیاب جنگ و جهاد دانسته، برای نمونه بیان‌می‌کنند که دلیل پیروزی نیروهای فلسطینی در جنگ 22روزه، مقاومت و هم‌صدایی فلسطینی‌ها در این مسیر بوده‌است و درهمین‌راستا، گروه‌های فلسطینی اعتقاددارند که فلسطین، جز با ادامه راه مقاومت و پایداری‌، به صاحبان اصلی خود بازنخواهد‌گشت و راهکار سازش، ملت فلسطین را به جایی نخواهد‌رساند (أبوشنب، 2000: 162).

ازسوی‌دیگر، به‌دنبال شهادت عزالدین قسام، شاهد قیام فلسطینی‌ها ضد ارتش انگلیس و صهیونیست‌ها هستیم (جبارین، 2012: 293)؛ بدین‌ترتیب، به هنگام جستجو درباره مصادیق جهاد در فرهنگ سیاسی حماس بایدتوجه‌داشت که ازاساس، جهاد و مبارزه با روح و روان فلسطینی‌ها پیوندیافته‌است به‌گونه‌ای‌که امروزه نمی‌توان جهاد و مبارزه را به برخی گروه‌های سیاسی مانند حماس محدودساخت ولی ازآنجاکه جنبش حماس، به‌طورصرف، گروهی مبارزاتی و مجموعه‌ای نظامی نیست‌، مقوله جهاد و مصادیق آن در اندیشه و عمل آنها‌، به‌گونه‌ای دیگر نمود دارد.

به‌هرحال، طبق تعریف جنبش حماس از جهاد، مصادیق عملی جهاد را می‌توانیم در عرصه نظری و سیاست‌ورزی و همچنین، نبردهای میدانی، شاهد باشیم؛ براساس این، می‌توان مصادیق عملی جهاد را در منظومه گفتمانی این جنبش در دو بُعد سیاست‌ورزی و نبرد میدانی دید؛ ازاین‌رو، رایزنی‌های سیاسی رهبران این گروه در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی، در نگاه این جنبش، جهاد است؛ درهمین‌راستا، فعالیت‌های کلی سیاسی با هدف مبارزه ضد اشغالگران اسرائیلی نیز جهاد به‌شمارمی‌‌رود؛ تظاهرات، اعتصاب‌ها و شعارنویسی‌ها ازجمله این فعالیت‌ها هستند که جنبه مدنی و سیاسی دارند؛ نمونه‌های عملی این اقدام‌ها را می‌توان در تظاهرات و راه‌پیمایی مردم، هنگام تشییع نیروهای خود یا در پاسخ به حملات ناجوانمردانه صهیونیست‌ها به زنان و کودکان فلسطینی و اسارت آنها شاهد بود.

چارچوبی دیگر که فلسطینی‌ها برای جهاد تعریف‌کرده‌اند، نبرد نظامی و مبارزه میدانی است که به‌خصوص با  شکل‌گیری گردان‌های عزالدین قسام، بیشتر و بیشتر هم شده‌است؛ از زمان تشکیل این گروه، گردان‌های قسام، به‌مثابه بازوی نظامی حماس ضد اشغالگران صهیونیستی به‌شماررفته‌اند؛ البته ناگفته‌نماند که جنبش حماس در تعامل با اشغالگران، تنها زمانی به فعالیت نظامی تن‌داد که همه ابزارهای مسالمت‌آمیز سیاسی بدون آنکه نتایجی ملموس برای ملت فلسطین داشته‌باشند، به‌کارگرفته‌شدند.

2- جایگاه شهادت در جنبش حماس

ازاساس در اندیشه اسلامی، شهادت در مرتبه‌ای والاتر از مرگ و نابودی (که در جامعه مدرن، مفاهیمی تابو و نامرئی به‌شمارمی‌‌روند) بوده، به‌نوعی، مرگ در اسلام، حرکت برای زیستن در حیاتی برتر است؛ درهمین‌راستا، مرگ در مسیر جهاد در راه خدا، شهادت نام‌گرفته، فرهنگ جامعه را رنگ و بویی دیگر می‌دهد؛ جنبش حماس به‌عنوان جریانی اسلام‌گرا، از این مقوله مستثنی نبوده، شهادت را دروازه‌ای برای ورود به بهشت ترسیم‌می‌سازد؛ ازاین‌رو، هماره رهبران این گروه و همچنین نیروهای میدان مبارزه ،بیان‌می‌کنند که چون پایان مسیر ما‌، شهادت است و در سرایی جاویدان سکنی‌خواهیم‌گزید، پس مرگ، رسیدن به مطلوب برتر است.

براساس این، مقاومت و پایداری بر آرمان‌های دینی و ارزش‌های مذهبی و همچنین امنیت ملی خود را اصلی تغییرناپذیر به‌حساب‌می‌آورند؛ برمبنای همین نگاه، شهادت یکی از ارزش‌های اجتماعی اصلی و تأثیرگذار تکثیرشده در عرصه اجتماعی فلسطین است، الگوی رایج مرگ در دوران مدرن را متحول‌ساخته، به‌طورمشخص، منظومه فکری سربازان صهیونیستی و سیاست‌های این رژیم را در مقابله با مردم فلسطین به‌چالش‌می‌کشاند چراکه این خود، به نیروهای جهادگر صلابت‌می‌دهد که هر روز بر قدرت نبرد و اراده دفاع از حیثیت ملی‌شان تأکیدمی‌کنند؛ تحت چنین اندیشه‌ای است که حماسه و اقدام‌های شهادت‌طلبانه نیروهای مردمی فهم‌می‌شود چراکه در قالب معنایی شهادت در نظام اندیشگانی جنبش حماس، مرگ به معنی نیل به برترین جایگاه در سرای باقی است و به‌نوعی، حیات دوباره است.

بر این مبناست که شیخ احمد یاسین هماره اشاره‌می‌کرد که هنگام افزایش توانمندی، روش مبارزه خود با صهیونیست‌ها را از سنگ به سلاح پیشرفته تغییرخواهندداد؛ این نوع نگاه، به خوبی، نگرش حماس راجع به مقوله ی مرگ و شهادت را به تصویر می کشد؛ بنابراین می‌توان‌گفت که در نگاه این جنبش، شهادت، سرانجام دفاع از آرمان فلسطین و وطن و حفظ امنیت ملی و تلاش برای تشکیل دولتی مبتنی‌بر اندیشه اسلامی است؛ طبق این نگاه هرعضو حماس با دفاع و فداکارکردن تن خود برای دفاع از میهن و در راه حق، به اسطوره و اسوه دیگران تبدیل‌می‌شود و راه راستین را برای آیندگان کدگذاری‌می‌کند.

جهاد، وسیله‌ای برای همین منظور است که ممکن است به شهادت هم منجرشود؛ البته بایدتوجه‌داشت که این تعابیر به‌طورالزامی، به معنی کشته‌شدن در میادین جنگ نیست؛ براساس این است که می‌توان مدعی بود، در نگرش حماس، شهادت و جهاد در قلمرو حقیقت، قابل‌فهم و درک هستند و بیرون از آن، نامفهوم‌اند و ازاساس، شهادت زمانی رخ‌می‌دهد که جهاد، پیش‌گام باشد و جهاد هم، همان جنگ برای حقیقت است.

آنچه درخصوص شهادت و بروز و ظهور بیرونی آن، لازم است، یادآوری‌شود، این موضوع است که گاهی‌اوقات، جایگاه شهید و سن و سال آن‌، بازتابی متفاوت را به‌دنبال‌خواهد‌داشت به‌گونه‌ای‌که نمی‌توان میان شهادت کودکی شیرخوار با ییرمردی کهن‌سال، تمایزی درنظرگرفت چراکه حس عاطفی و درک احساسی ناشی از شهادت یک کودک بی‌گناه، به‌مراتب بیشتر است؛ برای همین، اقدام‌های رژیم صهیونیستی با اندیشه نسل‌کشی فلسطینی‌ها، در به‌شهادت‌رساندن کودکان و زنان، بیشتر مردم این کشور را ضد این رژیم به قیام برمی‌انگیزد. 

3- نقش جهاد و شهادت در تشکیل دولت اسلامی حماس

3-1 نقش جهاد در تشکیل دولت اسلامی

همان‌طورکه در سطور گذشته نیز یادآوری‌کردیم، سیبل هدف جنبش حماس‌، تشکیل دولتی اسلامی است که خواهان اجرای احکام و اصول دین مبین اسلام در خاک فلسطین است؛ این دولت، برپایه آیین اسلام سنی و هویت عربی، پایدار خواهد‌بود؛ ازاین‌رو، جنبش حماس، هماره در کنار هویت اسلامی خود‌، بر هویت عربی مردم فلسطین نیز تأکید‌می‌کند و به همین سبب، شاهدیم که جهاد خود را جهاد در راه خدا برای پاسداشت همین هویت عربی – اسلامی و جلوگیری از خدشه‌دارشدن آن می‌نامد (القصاص،2007: 88). ازآنجاکه (همان‌طورکه پیش‌ازاین یادآور شدیم) جهاد در اندیشه حماس، به‌طورصرف، نبرد در میدان را شامل نمی‌شود بلکه تلاش‌های فرهنگی _ سیاسی هم در زیرمجموعه جهاد تعریف‌می‌شوند، تلاش‌های این جنبش در مسیر مشروع‌سازی برای خود، زمینه‌ای به‌منظور تشکیل دولت اسلامی و نیز، به‌مثابه جهاد به‌شمارمی‌‌روند لذا می‌توان‌گفت که جهاد در نگرش و کنش این جنبش، به‌مثابه پلکانی برای نیل به دولت اسلامی است و ازاساس، بدون جهاد مبتنی‌بر گفتمان مقاومت، امکان تحقق دولت اسلامی وجودندارد چراکه در بدو امر می‌بایست اراضی اشغالی را از دست نیروهای اشغالگر رهایی‌بخشید و سپس، به تشکیل دولت اقدام‌کرد.

بنابراین و با عنایت به اینکه تحقق مشروعیت سیاسی، یکی از هدف‌های مهم نیروی سیاسی پس از اعلام موجودیت است، نیروهای مقاومت اسلامی فلسطین‌، به‌خصوص رهبران آنها، تمام تلاش خود را دراین‌راستا از طریق پیگیری اقدام‌های نظامی و غیرنظامی صرف‌می‌کنند چراکه طی چنین شرایطی، روابط ساختاری میان مشروعیت نیروهای سیاسی _ نظامی و میزان مقاومت آنها در برابر اشغالگران شکل‌می‌گیرد. مشارکت وسیع و فعال جنبش حماس در انتفاضه و هزینه‌هایی که این جنبش در شکل بازداشت، تبعید و شکنجه پرداخت‌کرده و فهرستی بلند از شهدای تقدیمی و نیز همکاری و همیاری مدیریتی و نظامی به فلسطینی‌ها، همگی عواملی هستند که پایگاه اجتماعی حماس را متسحکم‌ساخته‌اند. تحقق مشروعیت سیاسی برای جنبش حماس، نخستین و مهم‌ترین گام در راه اجرای برنامه‌های این جنبش در عرصه اجتماعی است؛ با تحقق این هدف، جنبش حماس، جایگاهی رفیع در معادله سیاسی داخلی (سرزمین‌های اشغالی) و بین‌المللی پیداخواهد‌کرد.

بنابراین، نادیده‌گرفتن حماس در ساخت‌وساز سیاسی صحنه فلسطین و روند حل‌وفصل نهایی مسئله فلسطین، ناممکن به‌نظرمی‌رسد؛ ازاساس، خود چنین اقدام‌هایی در منظومه بینشی _ نگرشی حماس، به‌مثابه جهاد در راه خدا به‌شمارمی‌‌رود چراکه این اقدام هم‌، مانند اقدام نظامی، در مسیر تشکیل دولت اسلامی است و در‌همین‌راستا شاهدیم که جنبش حماس‌، جهاد را در دو عرصه  نظامی و غیرنظامی برای نیل به دولتی اسلامی پی‌می‌گیرد.

3-2 نقش شهادت در تشکیل دولت اسلامی

اثرگذاری شهادت در روند تشکیل دولت اسلامی فلسطین در دو سطح نیروبخشی و دیگری آرامش امنیتی، نمودخواهد‌یافت به این معنی که با شهادت نیروهای فلسطینی و مردم طی حملات اسرائیلی‌ها، راه نیل به دولتی اسلامی، ارزشمند شده، این موجب خواهد‌شد تا نیروهای حاضر در معرکه و میدان جنگ، مسیر حرکت خود را راهی سبز بدانند که پایان آن، همین آرمان شهادت و سکونت در بهشت است؛ چنین فضایی، موجب خواهد‌شد تا روند مبارزه و جهاد، موجی دیگر پیداکند؛ همچنین می‌توان اثری را که شهادت در عمومیت‌بخشی به آرامش امنیتی _ روانی میان مردم و سیاست‌مداران حماس و عموم فلسطینی‌ها دارد نیز ازجمله نقش‌های شهادت در تشکیل دولت اسلامی فلسطین درنظرگرفت که ازسوی جنبش حماس پیگیری‌می‌شود؛ این آرامش، موجب خواهد‌شد تا به‌رغم مصیبت‌های بسیار و شرایط سخت زندگی، مردم و نیروهای نظامی _ سیاسی، هیچ‌‌‌‌گاه از اقدام‌های خود برای دفاع از فلسطین و تحقق دولت اسلامی، کوتاه‌نیایند؛ دلیل آن هم، این است که خود مقوله شهادت، در بنیان‌های اعتقادی و نظام ارزشی مردم مسلمان این دیار ریشه‌دارد لذا چنین شرایطی موجب خواهد‌شد تا شهادت و شهادت‌طلبی‌، جایگاهی رفیع در میان مردم این کشور به‌خصوص اسلام‌گرایان داشته‌باشد.

علاوه‌براین، در اندیشه رهبران این جنبش و به‌طورکلی مردم فلسطین، قداست خون شهید موجب می‌شود تا گام‌های اولیه برای تشکیل دولت اسلامی که همان آزادسازی اراضی اشغالی است، سریع‌تر و راحت‌تر برداشته‌شود به‌گونه‌ای‌که خالد مشعل می‌گوید: «خون این شهید (رنتیسی) و دیگر شهدا به‌ثمرنشست و غزه را آزادکرد» (هلال، 2006: 83).

نتیجه‌گیری

جنبش حماس به‌عنوان شاخه اخوان‌المسلمین فلسطین، ازجمله جنبش‌های سیاسی منطقه خاورمیانه به‌شمارمی‌‌رود که در کنار گروه‌های سیاسی _ نظامی دیگری همچون: فتح‌، خود را رهبر دفاع از قدس شریف و سرزمین فلسطین می‌داند؛ این گروه، بر این باور است که مسئله فلسطین، به حوزه جغرافیایی این کشور، محدود نیست بلکه به‌مثابه حیثیت جهان اسلام است؛ ازاین‌رو، هماره بر هویت عربی _ اسلامی خود و جنبششان تأکیدداشته، تمرکزمی‌کنند؛ این جنبش که تنی چند از رهبران آن، ازجمله شیخ احمد یاسین، عبدالعزیز رنتیسی و کسانی دیگر، آن را تأسیس‌کرده‌اند، از همان بدو تأسیس تلاش‌کرده‌است تا خود را جامع تمامی گروه‌های سیاسی فلسطینی که آرمان آزادسازی فلسطین را درسردارند، قراردهد؛ ازاین‌رو در عرصه داخلی، تسامح مذهبی رهبران سیاسی این جنبش را شاهدیم.

بنابراین، جنبش حماس، چون خود را مدافع قدس و سرزمین فلسطین می‌داند و آرمانش را تشکیل دولتی اسلامی برمی‌شمرد، در این مسیر‌، اقدام‌های سیاسی و نظامی برنامه‌ریزی‌شده و چارچوبمندی داشته‌است که دفتر سیاسی به رهبری خالد مشعل‌ سعی‌می‌کند تا بخش سیاسی و دیپلماتیک را پی‌بگیرد و شاخه نظامی (گردان‌های عزالدین قسام) تلاش‌می‌کند تا نبردهای نظامی و میدانی را مدیریت‌کند؛ به همین دلیل است که رهبران این جنبش، هماره بر دو مقوله جهاد و شهادت و به‌خصوص جهاد تأکید‌دارند.

 جهاد در اندیشه حماس، به‌طورصرف، جهاد نظامی و نبرد میدانی نیست بلکه اقدام‌های سیاسی و رایزنی‌های دیپلماتیک را نیز شامل شده، شهادت به‌عنوان بهترین و بزرگ‌ترین هدیه این مجاهدت است؛ این دو مؤلفه در سیری منطقی، دروازه ورود به تشکیل دولت اسلامی هستند که به‌نوعی، اولین مرحله دولت‌سازی را با آزادسازی فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی رقم‌می‌زنند؛ بدین‌ترتیب‌، «جهاد» در نگاه جنبش حماس‌، عصای مبارزه و «شهادت» جاده مقاومت است.



[1] . http://www.isna.ir/news/94121208196/ مشاهده‌شده در تاریخ 22/12/1394

[2] . http://ghassam.persianblog.ir/post/12/ مشاهده شده در تاریخ 22/12/1393

[3] . http://ghassam.persianblog.ir/post/12/ مشاهده شده در تاریخ 22/12/1393

-      دبیری مهر، امیر (1392)؛ مؤلفه‌های فرهنگی گفتمان مقاومت اسلامی در خاورمیانه؛ تهران: پژوهشگاه فرهنگ‌، هنر و ارتباطات.

-      دکمجیان، هرایر (1390)؛ جنبش‌های اسلامی معاصر در جهان عرب؛ بررسی بنیادگرایی اسلامی؛ ترجمه حمید احمدی؛ تهران: کیهان.

-      خسروشاهی، سید‌ هادی (1388)؛ جنبش مقاومت اسلامی از آغاز تا انتفاضه؛ تهران: نشر معارف.

-      موسوی، سید حسین (1382)؛ سیری در اندیشه سیاسی جنبش حماس؛ تهران: مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه.

1-    منابع عربی

-      أبوشنب، إسماعیل (2000)؛ حرکة المقاومة الاسلامیة «حماس»؛ رام‌الله: المرکز القومی للدراسات و التوثیق.

-      بلقزیز، عبدلاله (2007)؛ فتح و حماس و الصراع علی طعم قاتل؛ القدس: 13/1/2007.

-      جبارین، شعوان (2012)؛ الاستراتیجیة القانونیة الفلسطینیة... الاحتیاج و الاهمیة...؛ فلسطین: مسارات.

-      جرابعة، محمود (2010)؛ حرکة حماس: مسیرة مترددة نحوالسلام؛ رام‌الله: المرکز الفلسطینی للبحوث و الدراسات السیاسیة و المسحیة.

-      الجرباوی، علی (2009)؛ حماس: مدخل الاخوان‌المسلمین إلی الشرعیة السیاسیة؛ رام‌الله: الدراسات الفلسطینیة.

-      صایغ، یزید (2010)؛ ثلاث سنوات من حکم حماس فی غزّة؛ بیروت: مرکز الزیتونة للدراسات و الاستشارات.

-   القصاص، أشرف إبراهیم (2007)؛ «دور المقاومة الفلسطینیه فی التصدی للعدوان الاسرائیلی علی لبنان من عام 1978-1982»؛دراسة تاریخیه،غزة: الجامعة الاسلامیه

-      الفالوجی، عماد (2002)؛ درب الأشواک: حماس، الانتفاضة، السلطة؛ رام‌الله: دارالشروق.

-      المقادمة، ابراهیم (1998)؛ معالم فی الطریق الی تحریر فلسطین‌؛ غزه: جامعة غزة.

-      النحوی، عدنان (1980)؛ فلسطین بین المنهج الربانی و الواقع؛ بیروت: دارالشروق.

-   هلال، جمیل (2006)؛ التنظیمات و الاحزاب السیاسیة الفلسطینیة بین مهام الدیمقراطیة الداخلیة و الدیمقراطیة السیاسیة و التحریر الوطنی؛ رام‌الله: مواطن.

-      یوسف، مصعب حسن (2011)؛ ابن حماس‌؛ بیروت: دارالشروق.

2-    منابع الکترونیکی

-      مشعل، خالد سخنرانی در برنامه «درمسیر صلاح الدین» مشاهده‌شده در تاریخ 22/12/1394: http://www.isna.ir/news/94121208196

-      جعفری سمیع، محمدحسین؛ «شهید شیخ احمد یاسین»، سایت عزالدین قسام: http://ghassam.persianblog.ir/post/12/

-   تارنمای الکترونیکی دفتر مقام معظم رهبری؛ «هنیه، اسماعیل، در دیدار با مقام معظم رهبری»: http://www.leader.ir/fa/content/9144/leader.ir