نقش راهبرد رسانه‌ای در شکل‌گیری جنبش‌های نوین اجتماعی در خاورمیانه‌ عربی و شمال آفریقا از منظر ژئوپلیتیک عمومی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

2 دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس

3 دانش آموخته جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

فرایندهای تصمیم سازی، ساخت قدرت و مناسبات دولت ـ ملت (در حوزه مشروعیت‌بخشی و مشروعیت ‌زدایی) از رابطه قدرت میان دولت و ملت، به‌عنوان دو جزء بنیادی یک واحد سیاسی مدرن، متأثر است؛ ازاین‌رو همواره، نوعی هماوردی ژئوپلیتیکی میان نهاد دولت و ملت در جریان است که بسته به نوع رقابت، شکل (فرم) نظام سیاسی را متأثرخواهد‌کرد. نقش‌آفرینی عرصه عمومی و ملت‏ها تحولی است که در ادبیات ژئوپلیتیک از آن با عنوان ژئوپلیتیک عمومی یادمی‌شود. ژئوپلیتیک عمومی با تعریف منتقدانه، به بررسی روابط قدرت مؤثر در شکل‌گیری ادراک ‌های ژئوپلیتیکی افراد و گروه‌ها در پیوند با رسانه می‌پردازد؛ دراین‌میان، تحولات سیاسی کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه عربی طی چند سال گذشته (هرچند)، هریک ویژگی های خاص خود را داشته و بسیاری از حکومت ها سرنگون شده اند اما نمی توان در قالب ادبیات سنتی انقلاب به واکاوی تحولات یادشده پرداخت؛ ازاین‌رو، این نوشتار با رویکردی تبیینی و با روش توصیفی- تحلیلی، درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش است که «از منظر ژئوپلیتیک عمومی، چه عاملی به وقوع جنش های اجتماعی و ساختارشکن خاورمیانه و شمال آفریقا منجرشده‌است؟»؛ در پاسخ، این فرض را مطرح‌کرده ایم که شکل‌گیری جنبش‌های خاورمیانه عربی و سرنگونی نظام‌های اقتدارگرا و ناکارآمد عربی، در تقابل میدان‌های قدرت میان دو حوزه نخبگان حکومتی و لایه‌های مردمی یک ساخت سیاسی ریشه‌دارد که دراین‌راستا رسانه‌ها نقشی اساسی ایفاکرده‌اند؛ بنابراین از منظر ژئوپلیتیکی، تحولات یادشده، درنتیجه رویارویی‏ها و تنش‏های حوزه ژئوپلیتیک عمومی و حوزه ژئوپلیتک دولت‌محور (خاص) شکل‌می‌گیرند.

کلیدواژه‌ها


ستیزه‌ها و تلاطم‌های جامعه، همواره از نوسان‌های مفهوم قدرت در لایه‌های تشکیل‌دهنده ساخت یک واحد سیاسی، متأثر است. از منظر سیاست داخلی و درخصوص کنش دولت و ملت، قدرت، ابزاری به‌منظور مدیریت و حکمرانی بر کشور است. هرگاه رابطه قدرت ازسوی دولت برای ملت رویکردی تهدیدآمیز و تنگنـاگونه داشته‌باشد، عرصه عمومی به آن واکنش نشان‌خواهد‌داد؛ وقتی عرصه عمومی از نظر میزان قدرت به آستانه‌ای برسد که نهاد دولت اقتدارگرا را به‌چالش‌بکشد، ساخت سیاسی با دگرگونی، روبه‌رو خواهد‌شد؛ این دگرگونی‌ها در طیفی از تغییرهای اصلاح طلبانه آرام تا انقلاب‌ها و جنش‌های ساختارشکنانه قرارمی‌گیرند؛ ازاین‌رو، واکنش عرصه عمومی در هماوردی با قدرت دولت در چارچوب مفهوم ژئوپلیتیک عمومی نمودمی‌یابد؛ دراین‌میان، رسانه­ها در میدان هماوردی ژئوپلیتیک دولت ـ ملت به‌عنوان ابزاری ژئوپلیتیکی نقش‌آفرینی‌می‌کنند؛ به‌طوری‌‌که رسانه­ها در جهت­دهی به ادراک، نگرش و به‌تبع، الگوهای رفتار اجتماعی و سیاسی افراد، به‌گونه‌ای برجسته کارکرددارند. مهم‌ترین کارکرد رسانه، انتقال پیام است. رسانه به‌واسطه پیامی که دارد، انسان را در برقراری ارتباط با محیط سیاسی ـ اجتماعی‌اش یاری‌می‌رساند. برخاسته از گسترش فزاینده فناوری­های اطلاعات و ارتباطات (فاوا)، رسانه­ها سرشتی گسترنده و پُرشمار یافته­­اند و با درنوردیدن مرزهای سیاسی، جُستار حاکمیت و قدرت مطلق را به‌چالش‌کشیده­اند. پیدایش و گسترش شبکه­های اجتماعی در فضای مجازی، یکی از آشکارترین پیامدهای توسعه زیرساخت­های اینترنت بوده‌است؛ ازاین‌رو طی دو دهه اخیر، نظام رسانه‌ها در عرصه ژئوپلیتیک عمومی، مخاطبانی بسیار را به‌سوی خود کشانده‌است که پیدایش شبکه­ها و جنبش‌های نوین اجتماعی از نمودهای آن به‌شمارمی‌­روند. جنبش‌های اجتماعی، تحرک و کُنشی جمعی برای گذار از وضعیت نامطلوب و دستیابی به منافع یا اهداف مشترک هستند. نام­هایی مانند جنبش‌های کارگری، آنارشیستی، سیاهان، حقوق مدنی، ضد جنگ، زنان، طرف‌داران محیط زیست و...، تنها بخشی از نامورترین و گسترده­ترین جنبش‌های معاصر بوده­اند؛ دراین‌میان، رسانه‌های نوین در قالب فضای مجازی و شبکه­های اجتماعی در تسهیل فروپاشی نظام­های اقتدارگرا، حفظ ارتباط اعضا و همچنین هدایت و شکل­گیری جنبش، بسیار کارآمد نشان‌داده­اند. تحولات سیاسی- اجتماعی کشورهای عربی در چند سال اخبر نیز، جدیدترین نوع جنبش‌های اجتماعی است که در واکنش به ناکارآمدی نظام­های اقتدارگرا و در چارچوب مسائل سیاسی-اجتماعی این جوامع شکل‌گرفته­اند. با توجه به ماهیت جنبش‌های اخیر و نقش رسانه‌ها در شکل‌گیری این جنبش‌ها، رویکرد ژئوپلیتیک عمومی از مهم‌ترین رویکردهایی است که می‌تواند در شناخت علل وقوع این جنبش‌ها مؤثر باشد؛ ازاین‌رو پرسش اصلی تحقیق حاضر، این است که «از منظر ژئوپلیتیک عمومی، چه عاملی، به وقوع جنش­های اجتماعی و ساختارشکن خاورمیانه و شمال آفریقا منجرشده‌است؟»؛ متناسب با این پرسش، فرضیه تحقیق را می‌توان بدین‌صورت بیان‌کرد: از منظر ژئوپلیتیک عمومی، رسانه‌های گروهی با متأثرکردن جغرافیای ذهنی افراد و گروه‌ها، نقش اصلی را در وقوع جنبش‌های اجتماعی اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا ایفاکرده‌اند؛ بنابراین می‌توان هدف این پژوهش را بررسی کارکرد راهبرد رسانه‌ای در شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی خاورمیانه عربی و شمال آفریقا مطرح‌کرد.

الف- پیشینه تحقیق

درخصوص مسئله پژوهش، تحقیق‌هایی صورت‌گرفته‌اند؛ دراین‌راستا جمشیدیان در پژوهشی با عنوان بیداری اسلامی و سهم فنّاوری و تکنولوژی‌های ارتباطی در آن، تأثیر رسانه‌های ارتباطی و فنّاوری‌های نوین بر انقلاب‌های عربی (بیداری اسلامی) را بررسی‌کرده‌است و با بیان تأثیرگذاری اساسی این رسانه‌ها از این قیام‌ها، با نام «انقلاب‌های فیس‌بوکی و توییتری» یادمی‌کند. فیس‌بوک، سهمی مهم در سازماندهی حمایت‌های مردمی از انقلاب مردم مصر، لیبی، بحرین، سوریه، تونس و عربستان برعهده‌داشت (جمشیدیان،66:1393 ).

خلیل‌نیا و حیدری در پژوهشی با عنوان تحلیل جنبش اجتماعی مصر در چارچوب نظریه‌های متاخر جنبش اجتماعی جان فوران نتیجه‌گیری‌می‌کنند که حضور و مشارکت اقشار مختلف در جنبش اجتماعی ضد رژیم مبارک در مصر به دلیل نارضایتی انباشته‌شده طی چند دهه اخیر به دلیل قابلیت‌های بسیجی، شبکه‌سازی و اشاعه‌دهنده اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بوده‌است (خلیل‌نیا و حیدری،69:1391).

همچنین موثقی گیلانی و عطارزاده در پژوهشی با عنوان نقش و تأثیر فضای مجازی بر جنبش‌های اجتماعی نتیجه‌گرفته‌اند که تعامل موفق بین فضای مجازی و جنبش اجتماعی، از انطباقی پویا میان کارویژه‌های گروه‌های اجتماعی و سیاسی در جهان واقعی و جهان مجازی، ناشی است (موثقی گیلانی و عطارزاده،147:1391).

عبدالهی و همکاران در پژوهشی با عنوان نقش رسانه‌های نوین در جنبش‌های اجتماعی اشاره‌می‌کنند که جنبش‌های اجتماعی برای تداوم فعالیت خود و به‌ثمرنشاندن حرکت‌های اعتراضی، به رسانه‌های گروهیِ جریان اصلی نیازمندند چراکه این رسانه‌ها بخش وسیعی از مردم را در طبقات مختلف دربرمی‌گیرند (عبدالهی و همکاران، 145:1391).

آقایی و همکاران در پژوهشی با عنوان واکاوی نقش اینترنت و رسانه‌های اجتماعی جدید در تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا چنین نتیجه‌می‌گیرد که نقش اجتماع‌سازی شبکه‌های اجتماعی در برخی از کشورهای منطقه، موجب ایجاد بحران شد و در کنار عوامل دیگر، زمینه را برای سقوط و اصلاحات سیاسی برخی از رژیم‌های منطقه فراهم‌آورد (آقایی و همکاران،7:1394).

نایینی نیز در پژوهشی با عنوان ژئوپلیتیک ارتباطات و رسانه‌های نوین و نقش آن در شکل‌گیری قدرت با نگاهی امنیتی به‌نتیجه‌می‌رسد که نظام‌های نوین ارتباطی و رسانه‌ها منشأ تحولات عظیم درعرصه قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی در جهان شده‌اندو با ظهور پیامدهای منفی خود برای امنیت و استقلال جوامع انسانی، مشکلاتی را به‌وجود‌آورده‌اند (نایینی، 37:1389).

پژوهش‌های بالا هرچند بر نقش رسانه‌های جمعی در وقوع جنبش‌های سیاسی به‌طور موردی و ازلحاظ نظری (تئوریکی) تأکیدمی‌کنند، آنچه این تحقیق را از تحقیق‌های پیشین متمایزمی‌سازد، رویکرد آن در بررسی این مسئله از منظر ژئوپلیتیک عمومی و به‌صورت کل‌نگر است. با توجه به اینکه کنش‌ها و نقش‌آفرینی انسان (افراد و گروه‌ها) به‌عنوان بازیگر فضایی (فضای جغرافیایی)، بازتاب‌های سیاسی مختلفی می‌تواندداشته‌باشد، ازاین‌رو نقش‌آفرینی انسان، جنبه‌ای ژئوپلیتیک پیدامی‌کند. چگونگی تأثیرگذاری افراد گروه‌ها بر ساخت‌های سیاسی، تحت تأثیر عواملی مختلف صورت‌می‌گیرد که از مهم‌ترین آنها رسانه‌ها هستند که امروزه درمقام منبع مهم جهت‌دهنده جغرافیای ذهنی افراد عمل‌می‌کنند؛ درواقع از این منظر، نقش و فرایند تأثیرگذاری رسانه‌ها و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی در بازنمایی اخبار و وقایع، بر جغرافیای ذهنی افراد اثرمی‌گذارد و به‌تبع آن، نقش‌آفرینی ژئوپلیتیکی افراد و گروه‌ها در فضای عینی در قالب وقوع حرکات سیاسی ازجمله جتبش‌های سیاسی- اجتماعی به‌وقوع‌می‌پیوندد؛ ازاین‌رو درخصوص تحولات اخیر خاورمیانه، به چگونگی نقش رسانه‌ها، به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی، بر فضای فکری کاربران و انعکاس آن بر نقش‌آفرینی سیاسی افراد و گروه‌ها که در جنبش‌های اجتماعی اخیر تبلوریافته‌است، توجه‌می‌شود؛ بنابراین در این تحقیق، مشخص می‌شود که چگونه گفتمان ژئوپلیتیکی مبتنی‌بر فرهنگ عمومی جامعه متأثر از نقش رسانه‌ها، بر گفتمان دولت‌محور غلبه‌کرده، شکل‌گیری و درنهایت، نقش‌آفرینی جنبش‌های اجتماعی را موجب خواهد‌شد.

ب- روش تحقیق

این تحقیق از نوع توصیفی ـ تحلیلی بوده و روش گردآوری داده­ها و اطلاعات به‌صورت کتابخانه­ای و در چارچوب استفاده از کتب، مقالات و منابع اینترنتی بوده‌است.

ج- مبانی نظری

1- ژئوپلیتیک

ژئوپلیتیک، علم مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت و سیاست و کنش­های ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر است (حافظ­نیا، 1385 :36). ژئوپلیتیک، آموزه‌ای است که به‌وسیله ‌آن، پدیده قدرت در چارچوب تمایزها و ویژگی‌های سرزمینی یا جغرافیایی مطالعه‌می‌شود (Sheikh, 2003: 31)؛ به‌عبارت‌دیگر، ژئوپلیتیک از نقش­آفرینی‌های سیاسی- محیط در چارچوب مفهوم قدرت سخن‌می‌گوید (مجتهدزاده، 1381: 21) و به مطالعه نظام­های ژئوپلیتیک می­پردازد. نظام ژئوپلیتیک مجموعه‌ای متمرکز بر روابط میان منافع بازیگران سیاسی، علایق مرتبط با فضا و عناصر جغرافیایی است (Vladimir, http://www.websters-online-dictionary.org)؛ براساس این، برهم‌کُنشی قدرت، سیاست و فضای جغرافیایی، بُن­مایه ژئوپلیتیک به‌شمارمی‌­روند که دراین‌میان، تکثر حوزه مفهومی قدرت، تکثرِ گستره عملکردی ژئوپلیتیک در عرصه فضا‏ را به‌دنبال‌داشته‌است.

یکی از عوامل مهم و مؤثر در ژئوپلتیک و به‌تبع آن، سیاست داخلی و خارجی کشورها، عامل انسانی است که آثار آن از نظر کمی و کیفی، قابل‌بررسی است؛ به‌عبارتی، مهم‌ترین عامل در ژئوپلیتیک، انسان است زیرا تمام پدیده‌های محیط طبیعی (چه ثابت و چه متغیر)، در یک قطب و انسان به‌تنهایی در قطب دیگر قراردارد. عوامل اساسی ژئوپلیتیک، ایجاد زیربناهای اجتماعی  و نهادهای سیاسی و فراهم‌آمدن زمینه اتخاذ خط‌مشی سیاسی را باعث می‌شوند. نهادهای اجتماعی برپایه رژیم سیاسی، سازمان اقتصادی، عادات، تاریخ و اعتقادهای یک ملت پایه‌گذاری‌می‌شوند و ازآنجاکه در بسترهای جغرافیایی متنوعی به‌وجودمی‌آیند با یکدیگر تفاوت‌دارند. هرچه عوامل همبستگی نهادهای اجتماعی در جامعه‌ای بیشتر باشد، آن جامعه، کمتر مورد سوءاعمال نفوذ مادی و معنوی سیاست‌های خارجی قرار خواهد‌گرفت؛ به‌عبارتی، تمام عوامل مؤثر بر سیاست‌های جغرافیایی در بافت سیاسی و اجتماعی، معنا و مفهوم پیدامی‌کنند (اطاعت،54:1376).

2- ژئوپلیتیک دولت‌محور (ژئوپلیتیک خاص)

حوزه مفهومی ژئوپلیتیک دولت‌محور، نشان‌دهنده دیدگاه‏های رسمی نخبگان و رهبران سیاسی درخصوص محیط ژئوپلیتیک کشور و مناسبات آن با نظام جهانی است؛ این مناسبات و کُنش­ها تابعی از راهبرد و موقعیت ژئوپلیتیک دولت­ها و نیز ساختار نظام ژئوپلیتیک جهانی به‌شمارمی‌­روند (Dodds , 2000:42)؛ ژئوپلیتیک در این حوزه به تبیین هماوردی و گسترش حوزه نفوذ آن دسته از بازیگران و کنش‌گران سیاسی می­پردازد که درپی کسب قدرت از رهگذر بهره­گیری از اهرم‌ها و فرصت‌های جغرافیایی هستند؛ به‌گونه­ای‌که برای آنها قدرت و امکان چیرگی بر رقیب را فراهم‌­کند. آنها برای تصرف فرصت‌ها و مقدورها، در مکان و فضای جغرافیایی به رقابت می­پردازند و می­کوشند در فضاهای جغرافیایی، نفوذی گسترده‌تر داشته‌باشند و آنها را به قلمرو اعمال اراده خود بیفزایند و برعکس، رقبا را از فضاهای مورد منازعه برانند (حافظ­نیا، 1385: 84)؛ در این حوزه از ژئوپلیتیک، رویکرد نظامی و سخت‌افزارانه در جهت­دهی به سیاست­ها و راهبردها به‌گونه‌ای برجسته­ نموددارد و رقابت قدرت‏ها برای سلطه بر مناطق یا جهان است (مجتهدزاده، 1381: 32).

3- ژئوپلیتیک عمومی (مردمی)

ژئوپلیتیک عمومی ازجمله حوزه­های نوپدید در عرصه مطالعات‏ ژئوپلیتیک، به­ویژه ژئوپلیتیک انتقادی به‌شمارمی­رود O’Tuathail 1999,112)). با فروپاشی شوروی، گسترش روند مردم‌سالاری در عرصه اطلاع‌رسانی و فضای مجازی از میانه دهه 1990، به «حوزه ژئوپلیتیک عمومی در پویایی بُن‌مایه‌های ژئوپلیتیک» توجه‌شد.

 درون­مایه ژئوپلیتیک عمومی بر این فرض، استوار است که قدرت در لایه­های پایین جامعه نهفته ­است؛ ازاین‌رو، در برابر مفهوم ژئوپلیتیک سنتی که قدرت را در ساخت دولت و قلمروخواهی (میرحیدر و افضلی، 1390: 2)، نخبگان سیاسی و رسمی دولت (ژئوپلیتیک خاص) متمرکز می­داند، قرارمی­گیرد. ژئوپلیتیک عمومی، به واکاوی استدلال‌های عملی ژئوپلیتیک درخصوص کنش‏ها و تعامل‌های فزاینده روزانه مردم با رسانه‌ها (دیداری، شنیداری و نوشتاری) و درک و دیدگاه عمومی مردم درباره رویدادهای سیاسی می‏پردازد (Brown & Purcell, 2010:66).

ژئوپلیتیک عمومی، تأثیر رسانه‌ها را بر ایجاد و تداوم درک و فهم غالب ژئوپلیتیکی بررسی‌می‌کند (McFarlane:2003,1). ژئوپلیتیک عمومی، دانشی راجع‌به شیوه‌هایی است که در آن ادراک‌های غیرحرفه‌ای از موضوع‌های ژئوپلیتیک، از طریق فرهنگ عمومی، تولید و بازتولیدمی‌شوند ؛ اولافلاین دراین‌راستا می‌افزاید که ژئوپلیتیک عمومی، به تصاویری (تصورات)، مربوط است که شهروندان عادی از کشور خود و دیگران دارند O’Loughline,2003,54))؛ این اتفاق نیز وجود دارد که رسانه، مبحثی جدایی ناپذیر از ژئوپلیتیک عمومی است؛ چنان‌که کلاس دادز معتقد است: ژئوپلیتیک عمومی، اهمیت رسانه را در شکل‌گیری ادراک و تعامل ما با جهان  مطرح‌می‌کند  (Dodds,2006,78) و در تأیید آن، جرارد توآل، ژئوپلیتیک عمومی را عبارت از  ساخت و انتشار گفتمان ژئوپلیتیک، در فرهنگ عمومی به‌وسیله رسانه‌های جمعی می‌داند O´Tuathail,1998,18)).

بنابراین، ژئوپلیتیک عمومی در دو سطح زیر تعریف‌پذیر است:

1-  ژئوپلیتیک عمومی، بازنمایی ژئوپلیتیکی ازسوی رسانه برای هدایت ادراک‌هاست و هدف در این رهیافت، کسب قدرت است.

2- ژئوپلیتیک عمومی، بازنمایی موضوع (سوژه) ژئوپلیتیکی تولیدشده در رسانه است و هدف در این سطح و تعریف، ساخت‌شکنی و کشف روابط قدرت است.

 براین‌پایه، انگاره‌ها و باورهای غیر‏رسمی ژئوپلیتیک که ماهیتی غیرنخبگی در سطح سیاسی دارند و افلب، حوزه کنش‌گری توده‌ها به‌شمارمی‌‌روند، عرصه پژوهشِ ژئوپلیتیک عمومی است؛ ازاین‌رو، ژئوپلیتیک عمومی، آن دسته از اشکال عمومی و درک غیرتخصصی موضوع‌های ژئوپلیتیکی و رابطه متقابل میان فرهنگ عمومی جامعه با نوع ادراک افراد را بررسی‌می‌کند که مردم، آنها را تولید و بازتولیدمی‌کنند (Dittmer, & Dodds,2008:457).

4- الگوی روابط ژئوپلیتیک عمومی و دولت‌محور

در قالب روابط دولت ـ جامعه، دو عامل شورش مردم و فروپاشی دولت، شرط لازم برای رویداد انقلاب است (skocpol,1979:68)؛ عامل اول، معرف حوزه­ عمومی و عامل دوم، معرف حوزه­ نخبگان حکومتی است. ازآنجاکه ساخت دولت، عرصه مشترک و هماهنگ مفهومی و پژوهشی ژئوپلیتیکِ دولت‌محور (خاص) و ژئوپلیتیکِ عمومی است، ناگزیر میان این دو حوزه، الگوهایی خاص از برهم‌کُنشی برقرار است:

1- الگوی تعاملی: در این الگو، حوزه عمومی و خصوصی، ادراک ژئوپلیتیکِ همسانی از موضوع‌ها و مسائل ژئوپلیتیک دارند؛ ادراک مشترک باعث می‌شود که در فرایند تصمیم­گیری­های سیاسی، تعارضی آشکار نمودنیابد؛ در چنین الگویی، منافع حداکثری دولت در نظام ژئوپلیتیک منطقه­ای و جهانی تأمین‌خواهد‌شد.

2- الگوی ستیزه‌جویانه: برخلاف الگوی پیشین، حوزه عمومی و خصوصی، ادراک ژئوپلیتیک همسانی از امور و مسائل ژئوپلیتیکی به‌نمایش‌نمی‌گذارند که نتیجه آن در شکل اختلال در روند تصمیم­گیری‌های سیاسی نمودمی­یابد؛ پیدایش چنین وضعیتی، زمینه بروز شکاف و منازعه در ساختار دولت- ملت است که نمودهای آن در قالب نافرمانی مدنی، آشوب، انقلاب و جنبش‌های اجتماعی سربرمی­آورد.

5- ژئوپلیتیک (عمومی) و رسانه­ها

به موازات پیچیده­ترشدن ساخت اجتماعی جوامع و تنوع حوزه‌های قدرت، رسانه­ها از نوعی ابزار ساده پیام‌رسانی به ابزار سیاسی قدرت، ماهیت خود را تغییرداده­اند به‌گونه­ای‌که در کنترل کُنش­ها و مناسبات اجتماعی، مؤلفه‌ای جدید از قدرت سیاسی جوامع به‌شمارمی‌­روند؛ آنها واژگان، نمادها و اصطلاح‌هایی را می­آفرینند تا مردم و گروه‌های اجتماعی را به سمت الگوهای فکری خاص و مسیرهایی که برای ایشان درنظرگرفته‌اند، رهنمون شوند (بورن، 1379 :100).

رسانه­ها با قرارگرفتن در میانه جامعه فکری و سازمان قدرت، فرصت و امکان تبادل نظر و تعامل فکر- قدرت را فراهم‌می­کنند؛ مؤلفه‌ای که می‌تواند با تصویرسازی‌های متنوع خود، جریان قدرت را در جوامع تغییردهد (تامپسون، 1380: 89). برداشت­ها و کُنش­های روزانه مردم به میزانی زیاد تابع کارکرد و اهداف گردانندگان رسانه­های گروهی یا نخبگان ژئوپلیتیک خاص و عام است که بر خلق پندار ژئوپلیتیک، مفاهیم استعلایی و انضمامی تمرکزمی‌کند و برخاسته از آن، سیاست‌های داخلی و خارجی، طراحی و عملیاتی می­شوند؛ برای نمودهای عینی چنین تحولاتی، می‌توان به جنگ سوم خلیج فارس (حمله آمریکا به عراق)، تهاجم به افغانستان و ایجاد جو روانی بین‌المللی از بی‌اطمینانی پویش­های هسته­ای ایران توسط ژئوپلیتیک عمومی آمریکا اشاره‌کرد؛ براساس این، پیوند قلمرو معنایی تصویرسازی رسانه­ای (پندار ژئوپلیتیک) تبیین‌کننده ابعاد جایگاه رسانه­ها در ژئوپلیتیک عمومی است. عنصر تصویرسازی ذهنی در نظام رسانه­ها از آن رو مهم است که کنش‌های اجتماع‌های انسانی در دوران مدرن به دلیل پیچیدگی جوامع و تعدد عوامل، برپایه تصاویر شکل‌می‌گیرند و تعریف‌می­شوند (هوور و لاندبای، 1382 :188). کانون­های قدرت از رهگذر کنترل ابزار‌های ارتباط گروهی و به‌تبع، محتویات و پیام‌های آنها توان نفوذ، هدایت و شکل‌دهیِ به افکار عمومی را به‌دست‌می‌آورند (Fourie, 2001: 122). جنبش‌هایی اجتماعی موسوم به انقلاب رنگی در اروپای خاوری از بارزترین مصداق­های کارکرد رسانه­ها در چارچوب ژئوپلیتیک عمومی است. انقلاب رنگی یا مخملی[1] به‌عنوان نوعی براندازی غیرخشنونت­آمیز و دگرگونی بدون خون­ریزی، برایند پویش­های سیاسی رسانه­ها در فرایند مشروعیت‌زدایی از حاکمیت و تغیر رژیم در کشورهای یادشده بود که طی راه‌پیمایی خیابانی و با نقش محوری رسانه­های مخالف حکومت مستقر انجام شد (Dale, 2009: 87)؛ ازاین‌رو، رسانه‏ها در تقویت حوزه آزادی­های مدنی، تقویت دموکراسی و فرایند انتخابات در گستره ژئوپلیتیک عمومی، کارکردی ویژهای یافته‏اند. بی‌گمان، با پیشرفت فزاینده فناوری‏های رسانه‏ای و ارتباطی، آگاهی جوامع نسبت‌به آنچه در عرصه سیاسی رخ‌می­دهد، بیش از گذشته خواهد‌شد که این تحول، زمینه پویش سیاسی فزاینده توده­ها در قالب جنبش‌های اجتماعی و انتقادی نسبت‌به قدرت مسلط نهاد حکومت­ است.

شکل 1: فرایند تأثیر رسانه‌ها بر کنش‌های سیاسی از منظر ژئوپلیتیک عمومی

 

 

(منبع:ترسیم از نگارندگان)

 

6- کارکرد رسانه‏های نو در عرصه حاکمیت

فناوری­های ارتباطی نوین، انحصار حاکمیت در معرفی و تفسیر رخدادها را ازمیان‌برده که نتیجه آن در قالب مصونیت نسبی جامعه در برابر فشار حکومت نمودیافته‌است. پیام­های الکترونیک، شبکه‌های ماهواره و طرح (پروژه) اینترنت برخلاف کتاب، نشریات و گردهمایی‌ها به‌آسانی، کنترل‌پذیر نیستند (نصری، 1390 :39). رسانه‏های نوین (ماهواره و اینترنت) در عرصه‏های اطلاعاتی و ارتباطی، دگرگونی در ماهیت تعامل انسان با محیط پیرامون و شتاب تغییرهای نهادی در ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را موجب شده­اند؛ درنتیجه این تحولات، وزن ژئوپلیتیکی توده مردم افزایش‌یافته به‌گونه­ای‌که اقتدار و قدرت حاکمیت را به‌چالش‌کشیده­است؛ به‌عبارت‌دیگر، پندارها و انگاره‏های ژئوپلیتیک مردمی و عمومی، ساخت قدرت سیاسی را در جوامع مدرن دگرگون‌کرده به‌طوری‌که هماوردی­های میدان قدرت حوزه عمومی در کنار عرصه قدرت حوزه حاکمیتی، محیط ژئوپلیتیک داخلی کشورها را شکل‌می‌دهند. برخلاف رسانه­های سنتی که حکومت­ها تا اندازه­ای زیاد توانایی کنترل آنها را داشته­اند، رسانه­های مجازی مانند توییتر، فیس‌بوک، ارتباطات ایمیلی و... به‌طورعمده، خارج از اراده کنترلی حاکمیت‌ها هستند و تغییرهایی عمیق را در محتوای، بستر و سلسله‌مراتب موضوع‌ها ایجادکرده‌اند؛ اهمیت این موضوع به اندازه­ای است که شاهد پیدایش واژه دولت مجازی هستیم. گسترشِ روزافزون شبکه جهانی اینترنت، اهمیت این حوزه را نشان‌می‌دهد.

اینترنت به‌عنوان رسانه­ای مدرن، قابلیت­هایی بی­همتا دارد که کانون مناسبات قدرت در جوامع را دگرگون‌کرده‌است؛ مرزهای خود را فراسوی حوزه‌های سنتی مربوط به اختیارهای قانونی حکومت­ها توسعه‌داده و الگوهای ویژه خود را درزمینه اداره امور پدیدآورده‌است (مشیرزاده و ابراهیمی، 1389 :142). فناوری پوشاندن اطلاعات و برنامه­هایی نظیر نیوتلا و فرینت به کاربران اینترنت امکان‌داده‌است، به‌صورت ناشناس به مبادله اطلاعات بپردازند؛ این‌گونه برنامه­ها، فضایی پهناورتر دراختیار افراد قرارمی دهند و کنترل اینترنت برای حکومت­ها را دشوارمی­کنند؛ در این شبکه­ها، افراد و گروه‌ها بدون حضور فیزیکی یا ساخت نهادی، برای اقدام مشترک به هم می‌پیوندند. رسانه­های مدرن، فعالان جنبش‌ها را قادرمی­کنند تا به ایجاد اجتماع‌ها و انجمن­های مجازی اقدام‌کنند؛ این انجمن­ها نمود کالبدی ندارند و در درون شبکه‌های الکترونیکی تشکیل‌می‌شوند. ازآنجاکه ایجاد انجمن­ها آسان و سریع است و می­توان برای هر هدفی به ساخت آنها پرداخت، «این انجمن­ها»، افراد، گروه‌ها، شرکت­ها و ...را قادرمی‌سازند تا منافع، اهداف، دیدگاه­ها و اندیشه­های خود را به‌طورمستقل بیان‌کنند و حکومت را با چالش و بحران روبه‌روکنند (نای، 1387:14).

رسانه‌های نوین، زمینه ارتباطات نامحدود فردبه‌فرد (از طریق رایانامه)، یک فرد به تعداد بیشتری افراد (از طریق هوم‌پیج شخصی یا همایش الکترونیکی) یا ارتباط شمار زیادی از افراد با یک فرد (از طریق پخش برنامه الکترونیکی) را فراهم‌می‌کنند؛ دیگر آنکه امکان ارتباط شمار بسیاری از افراد را از رهگذر اتاق گفتگوی هم‌زمان مهیامی‌سازند. پیام‌های اینترنتی، از این امکان بهره‌مندند که با دخالت شماری کمتر از واحدهای میانجی (فرد و سازمان)، بیشتر و سریع­تر جریان‌یابند (نای، 1387:89). زین‌پس، مناسبات ساخت قدرت سیاسی در کشورها به‌طورصرف، عرصه‌ نقش­آفرینی‏ حکومت‌ها نخواهد‌بود بلکه قدرت به شکلی گسترده­تر توزیع‌خواهد‌شد و حوزه قدرت مردمی یا ژئوپلیتیک عمومی، انحصار سنتی قدرت توسط دولت‏ها را با چالشی فزاینده‌تر روبه‌رومی‌کند.

7- جنبش‌های نوین اجتماعی

جنبش‌های نوین اجتماعی، تلاش یا کنش جمعی آگاهانه برای ایجاد تغییرهای مطلوب یا جلوگیری از بروز تغییرهای نامطلوب اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستند که گاه از روش‌های فرانهادین برای نیل به اهداف خود استفاده‌می­کنند. در همه جوامع، جنبش‌های اجتماعی از نمودهای حیات اجتماعی و سیاسی به‌شمارمی‌­روند (مشیر‌زاده، 1381: 44)که گاه ماندگاری حکومت را با چالش مواجه‌می­کنند؛ نگاهی گذرا به ویژگی‌های بنیادی این جنبش‌ها نشان‌می­دهد در آنها فردیت، خواسته‌های فردی و هویت فردی، نقشی بنیادین داشته­اند و پیش‌ازآنکه برپایه تلقی طبقاتی شکل‌گرفته‌باشند، برپایه پویش برای دموکراتیک‌کردن زندگی روزانه و گسترش وجوه مدنی در برابر وجوه سیاسی، استفاده از موضوع‌های فرهنگی و نمادین که با هویت سروکار ندارد برای بسیج نیرو به‌جای نارضایتی‌های اقتصادی شکل‌می‌گیرد. در این جنبش‌ها نقش فرد در برابر گروه، به‌شدت برجسته شده، بر جنبه‌های شخصی و خصوصی افراد تأکیدمی‌شود؛ ضعیف‌شدن پیوند سازمانی و منطقه­ای در این جنبش‌ها به پدیده­ای به نام «عنصر خودمرجعی» انجامیده‌است که در آن، متقاعدشدن فرد، بسیار اهمیت‌دارد (لارنا و دیگران، 1387: 23).

جستجوی جمعی برای هویت در جنبش‌های نوین اجتماعی، کارکردی بنیادین در شکل­گیری جنبش دارد به‌گونه­ای‌که در بسیج نیروها بر موضوع‌های فرهنگی و نمادین تأکیدمی­شود. موضوع‌هایی که با احساس تعلق به گروه اجتماعی متمایز از گروهی دیگر یا نطام فکری حاکم، برجسته شده­اند، به عامل بسیج‌کننده تبدیل‌شده، نظام فکری و فرهنگی حاکم را به‌چالش‌می­کشند (Melucci, 1999: 156)؛ الگوهای کنشی بسیج در این جنبش‌ها بر عدم خشونت و نافرمانی مدنی استوار است که با هنجارهای رایج رفتاری و به‌کارگیری احساسات تند و خشونت­آمیز مخالف است و از راهبرهای موفق گذشتة افرادی همانند گاندی و کروپوتکین بهره‌می­گیرد (Melucci, 1999: 23)؛ برپایه همین ویژگی­هاست که کنش‌های جنبش‌های نوین اجتماعی از انقلاب­ها که اغلب با خشونت همراه است متمایز می‌شوند.

د- تجزیه‌وتحلیل

1- بی­ثباتی در خاورمیانه

خاورمیانه که گستره آن را از خاور به افغانستان، پاکستان و اقیانوس هند و در باختر تا صحرا و شمال آفریقا محدود دانسته­اند (درای‍س‍دل‌ و ج‍رال‍د۱۳۷۴ :74)، گستره­ای جغرافیایی با تنوع سرزمینی و فرهنگی پیچیده­ و متشکل از نواحی ژئوپلیتیکی متعدد و نواحی فرهنگی گوناگون است؛ ازاین‌رو، خواست­ها و نیازهای حکومت­ها و ملت­های آن با هم متفاوت‌اند؛ در مقیاس کشوری هم، بیشتر کشورهای خاورمیانه، تنوع ناحیه­ای و سرزمینی دارند (کاویانی­راد، 1387: 67). عواملی همانند بی‌ثباتی سیاسی، وجود بحران­های چندوجهی، نظام‌های سیاسی طایفه‌محور، رکود اقتصادی، خودکامگی حاکمان، ناکارآمدی نظام‌های سیاسی، بیکاری و فقر، بی‌سوادی، مهاجرت نخبگان، وجود گروه‌های مافیایی و ...، بیشتر کشورهای خاورمیانه را در کانون بحران­های کنونی و آینده در مقیاس منطقه­ای و جهانی قرارداده‌است.

نیاز است، یادآوری‌شود که کانون پژوهش حاضر، به‌طورعمده بر خاورمیانه عربی، استوار است. حکومت­های عرب خاورمیانه از نظر ساخت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با چالش­ها و شکاف­هایی بسیار مواجه‌اند. ناکارآمدی، بی‌کفایتی و فساد دستگاه دولتی به‌عنوان نوعی نارضایتی عمومی در تمام کشورهای ثروتمند و فقیر به‌چشم‌می­آید و حکومت مرکزی، همچنان خشونت فیزیکی را اعمال‌می‌کند. افزایش نرخ رشد جمعیت در منطقه به‌ویژه در کشورهایی فقیر مانند الجزایر، مصر، اردن، مراکش و... که خدماتی کمتر به مردم ارائه‌می­شود، رواج‌دارد. از نظر اقتصادی، حکومت‌های عربی، بسیار فربه هستند؛ آنها به‌استثنای بخش کشاورزی، در دیگر حوزه­ها به‌مثابه کارفرما عمل‌می­کنند؛ بنابراین، شهروندان از قِبَل دولت، منتفع می شوند؛ ازاین‌رو، فساد و ناکارآمدی دستگاه دولتی بر اقتصاد مردم نیز تأثیرمی­گذارد؛ این حکومت­ها از رهگذرِ اعمال نظارت بر شرکت‌های متعلق به بخش عمومی و در برخی موارد به‌واسطه جریان نفت و دیگر بخش­هایی که مستقیم، به خزانه دولت وابسته‌اند، بر اقتصاد رسمی کشور تسلط‌دارند؛ نظامی اقتصادی که از آن با عنوان «حکومت رانتیر» یادمی­شود. حکومت رانتیر در منطقه خاورمیانه، نقشی تعیین‌کننده در توسعه اقتصادی و گسترش آزادی‌های سیاسی داشته‌‌است؛ تأثیر اقتصادی چنین وضعیتی را می­توان در وابستگی حکومت به رانت‌های به‌طورعمده برآمده از نفت مشاهده‌کرد که منبع اصلی درآمد حکومت­های عربی به‌شمارمی‌‌رود.

ازآنجاکه بخش اعظم درآمدهای ملی، خاستگاه مردمی ندارد، اغلب الزامی هم برای پاسخ‌گویی دستگاه حاکم در برابر مردم احساس‌نمی‌شود. داده‌ها و یافته‌های موجود نشان‌می­دهند که حکومت‌های رانتیر، چندان به گسترش آزادی در نظام‌های سیاسی خود تمایل‌ندارند زیرا رانت، مؤلفه­ای پایدار برای اقتدارگرایی حاکمیت است؛ ازاین‌رو، کارکرد و جایگاه حکومت­های رانتیر از بازدارنده‌های بنیادی اصلاحات در این کشورهاست. به موازات اقتصاد رسمی، اقتصاد غیررسمی نیز، یکی از آفت­های نظام اقتصادی این کشورها به‌شمارمی‌‌رود؛ برای نمونه در کشور مصر، اقتصاد غیررسمی از نظر اندازه به‌طورمعمول با اقتصاد رسمی برابری‌می­کند. رشد مداوم بخش غیررسمی درنهایت، زمینه شکست و درماندگی بخش رسمی را فراهم‌می­کند (منسفیلد، 1385 :158).

نظام­های سیاسی کشورهای عربی از نظر گونه­شناسی، طیفی از اقتدارگرایی مهارنشده را دربرمی‌گیرند که راه را برای بحران­های عمیق در جامعه هموارمی­کنند؛ درواقع، یکی از علل مهم بی­ثباتی وآشفتگی سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه، اعمال قدرت مهارنشده حکومت است که در ساختارها و رویه­های سیاسی آنها به‌وضوح مشاهده‌می­شود؛ ازاین‌رو، ماهیت ناکارآمد حاکمیت و ساخت حکومت و قدرت سیاسی در کشور‌های خاورمیانه را باید از نقاط ضعف اساسی ساختاری آن به‌شمارآورد. آنگاه که حاکمیت، قابل‌انتساب به مردم نباشد بلکه در انحصار خاندان یا گروهی خاص باشد، به‌طورمعمول، منابع قدرت آن نیز به یک الیگارشی (جَرگه­سالاری) خاص تعلق‌دارند که این امر زمینه را برای شکل­گیری و ظهور ارکان اقتدارگرایی فراهم‌می­کند که در آنها آزادی اجتماع‌ها و آزادی بیان نتها در محدوده‌ای باریک برتافته‌می­شود. تفکیک قوا و استقلال قضایی در این کشورها مشاهده‌نمی‌شود؛ برهمین‌اساس، ساختارهای سیاسی کشورهای عرب خاورمیانه، با مردم‌سالاری یا حتی فرایند تغییرهای دموکراتیک، بسیار فاصله‌دارند؛ ازاین‌رو، بحران مشروعیت در بیشتر کشورهای خاورمیانه، بسیار گسترده نموددارد (حافظیان، 1388 :238).

 

2- کارکرد ژئوپلیتیکی رسانه‏ها در جنبش‌های خاورمیانه­ عربی

در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، گردبادِ آشوب­های اجتماعی گسترده­ای در کشورهای جنوب‌غربی آسیا و شمال آفریقا، وزیدن‌گرفت؛ جرقه این اعتراض‌ها در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۰ با  خیزش مردم تونس و به‌دنبال خودسوزی فردی به نام محمد بوعزیزی در اعتراض به فساد و بدرفتاری پلیس آغازشد؛ به دلیل وجود وضعیت مشابه در دیگر کشورهای منطقه، اعتراض‌ها با زنجیره‌ای از ناآرامی‌ها در الجزایر، اردن، مصر، یمن، بحرین، لیبی، عربستان و سوریه و در سطحی کوچک‌تر در دیگر کشورهای عرب ادامه‌یافت. در بسیاری از موارد روزهای اوج اعتراض‌ها با نام «روز خشم» توصیف‌می­شد؛ طی این مدت، جوانان خشمگین عرب توانستند با بهره‌گیری از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی همانند فیس‌بوک و توییتر در ساماندهی فعالان جنبش‌های خاورمیانه­ عربی، نقش اساسی بیافرینند. بسیاری از معارضان فعال یمنی بیان‌کردند، هنگامی‌که برای نخستین‌بار از طریق فیس‌بوک برای برپایی تظاهرات فراخوان‌دادیم، بسیاری از افراد، برداشتی درست از تعداد کسانی‌که این دعوت را اجابت‌می‌کنند، نداشتند اما نتیجه، شگفت‌آور بود. ساعاتی پیش از زمان برگزاری راه‌پیمایی، صدها تَن از جوانان در میدان دانشگاه صنعا گردآمده‌بودند ( www.telegraph.co.uk)؛ متأثر از رخدادهای یادشده، تاکنون حکومت‌های مصر، تونس و لیبی درنتیجة این اعتراض‌ها سقوط‌کرده‌اند و سایر کشورها نیز، مانند بحرین، با تظاهرات مردمی، درگیر است. اهمیت نقش فناوری­های مربوط به ITC به اندازه­ای بود که می­توان به پیشنهاد 150 میلیارددلاری پادشاه عربستان برای خرید کامل شبکه اجتماعی فیس‌بوک با هدف مخدوش‌سازی موج رسانه‌ای خیزش­های عربی و عدم اشاعه این خیزش­ها به کشور عربستان اشاره‌کرد ( www.zdnet.com).

جدول 1: تأثیر جنبش‌های مردمی بر تحولات کشورهای عربی 

تاریخ

کشور

نوع اعتراض

پیامد

18 دسامبر 2.10

 

تونس

خودسوزی محمد بوعزیزی و آغاز اعتراض‌های خیابانی

فرار بن‌علی، سرنگونی حکومت و برگزاری انتخابات سراسری

28 دسامبر 2010

 

الجزایر

 

تظاهرات خیابانی

پایان قانون وضعیت اضطراری ازسوی رئیس‌جمهور

(منبع: نگارندگان)

ادامهجدول 1: تأثیر جنبش‌های مردمی بر تحولات کشورهای عربی 

تاریخ

کشور

نوع اعتراض

پیامد

13 ژانویه 2011

 

لیبی

اعتراض به فساد و وضعیت مسکن

شرق لیبی به دست مخالفان افتاد که نبردی شش‌ماهه تا سرنگونی قذافی را به‌دنبال‌داشت

7 ژانویه 2011

اردن

تظاهرات خیابانی

تغییرهایی در هیئت دولت اردن

17 ژانویه 2011

 

عمان

 

تظاهرات خیابانی

                      

افزایش حقوق و دست‌مزدها و اصلاحات سیاسی توسط سلطان قابوس

14 ژانویه 2011

 

 

یمن

تظاهرات خیابانی و اختلاف در داخل حکومت ضد رئیس‌جمهور، علی عبدالله صالح

 

پس از اعتراض‌های خونین مردمی در یمن، علی عبدالله صالح با کناره‌گیری از قدرت موافقت‌کرد و دولت وحدت ملی در این کشور برای دوره انتقالی شکل‌گرفت

21 ژانویه 2011

 

عربستان

اعتراض‌های خیابانی و خودسوزی و کشتار معترضان

آغاز اعتراض‌ها در ناحیه شیعه‌نشین قطیف، محدودیت‌های گسترده امنیتی و اجتماعی در سراسر کشور را به‌دنبال‌داشت

25 ژانویه 2011

 

مصر

 

اعتراض‌ها و قیام ملی

سقوط حکومت حسنی مبارک و پیروزی انقلاب مصر، برگزاری انتخابات مجلس، انتخاب محمد مرسی، نامزد اخوان‌المسلمین

30 ژانویه 2011

 

مراکش

خودسوزی و تظاهرات خیابانی

انجام اصلاحات سیاسی توسط رژیم پادشاهی مراکش و پیروزی اسلام‌گرایان در انتخابات مجلس

14 فوریه 2011

بحرین

تظاهرات خیابانی سراسری

مقابله خشونت‌آمیز با تظاهرکنندگان و تداوم اعتراض‌های مردمی

(منبع: نگارندگان)

بخشی عمده از سازماندهی رخدادهای مربوط به جنبش‌های اجتماعی خاورمیانه­ عربی در فضای مجازی و شبکه­های اجتماعی به شکل اعلامیه، فراخوان، اخبار، اطلاعات جنبش، چگونگی وضعیت نیروهای انقلابی و نیروهای دولتی، موقعیت­های جغرافیایی- ارتباطی و پیام­ها نمودیافت؛ برای نمونه در سایت فیس‌بوک، صفحه‌ای با عنوان «پروژه آماده‌سازی هواپیما برای هر رئیس‌جمهور» برپا شد که طعنه‌ای به رهبران و دیکتاتورهای کشورهای عرب‌ به‌شمارمی‌‌رود؛ در این صفحه از حسنی مبارک، رئیس‌جمهور مصر خواسته‌شده‌بود به فکر بستن چمدان‌هایش باشد؛ کاربران بسیاری هم خطاب به زین‌العابدین بن علی، رئیس‌جمهور مخلوع تونس گفتند که به مبارک بگوید، هواپیمایی هم منتظر توست؛ همچنین کاربران در صفحه فیس‌بوک با اشاره به قانون حالت فوق‌العاده که از سی (۳۰) سال پیش تاکنون در مصر پابرجاست، نوشتند: «ما خواهان لغو حالت فوق‌العاده هستیم، ما با قلع‌وقمع در مصر مخالف‌ایم و ما می‌‌خواهیم آزاد باشیم». در مدت زمان ۲۴ ساعت، ۲۵ هزار نفر به این صفحه فیس‌بوک پیوستند؛ همچنین، بسیاری از کاربران عرب فیس‌بوک، به نشانه همبستگی با مردم تونس، به‌جای تصاویر خود از پرچم این کشور استفاده‌‌کرده­اند ( www.telegraph.co.uk).

جدول 2: تعداد کاربران اینترنت در کشورهای خاورمیانه­ عربی

نام کشور

تعداد کاربران اینترنت

کل جمعیت

متوسط سن

مصر

000.136.20

869.471.80

24

تونس

000.500.3

500.432.10

9.24

الجزایر

000.700.4

470.895.34

1.27

لبنان

000.000.1

553.223.4

8.21

لیبی

900.353

925.419.6

2.24

مراکش

000.213.13

592.992.31

6.26

اردن

000.642.1

000.951.5

8.21

سوریه

000.469.4

262.092.21

5.21

یمن

000.349.2

220.580.23

8.17

عربستان

000.774.9

000.391.25

9.24

(منبع: (http://www.khabaronline.ir/news-126393.aspx))

بااین‌حال، به‌نظرمی­رسد که منسجم­ترین و بارزترین نمود هدایت معترضان از رهگذر فضای مجازی، به رخدادهای مصر و جنبش موسوم به 6 آوریل، مربوط باشد. جنبش جوانان ۶ آوریل، گروه فیس‌بوکی مصری است که احمد ماهر در بهار ۲۰۰۸، آن را برای پشتیبانی از کارگران شهر صنعتی «المحله الکبری» که برای اعتصاب در تاریخ ۶ آوریل برنامه‌داشتند، طراحی‌کرد. وبلاگ‌نویسان و خبرنگاران از فیس‌بوک، توییتر، فلیکر، تارنماها و دیگر ابزارهای رسانه برای گزارش اعتصاب و هشدار به شبکه‌ها درباره فعالیت پلیس، سازماندهی حفاظت قانونی و جلب نظرها به اقداماهایشان استفاده‌کردند. تا ژانویه ۲۰۰۹، این گروه، حدود هفتادهزار عضو به‌طورعمده جوان و تحصیل‌‌کرده داشت که بیشتر آنها تا پیش‌ازآن در سیاست، فعال نبودند و نگرانی اصلی آنها در «نبود آزادی بیان، خویشاوندسالاری در حکومت و رکود اقتصادی کشور» نمودیافته‌بود؛ همچنین اعضای گروه، چند راه‌پیمایی عمومی را برای آزادسازی خبرنگارانِ در بند و اعتراض‌های مرتبط با جنگ غزه (۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹) در اعتراض به اسرائیل سازماندهی‌کردند؛ این گروه با توزیع بیست‌هزار بروشور یک روز پیش از جمعه خشم، مکان­هایی را که باید معترضان حاضر شوند و آنچه بایدفراهم‌کنند، در آن تشریح‌‌کردند؛ آنها مردم را برمی­انگیختند تا اطلاعات خود را از رهگذر ایمیل به‌جای فیس‌بوک و توییتر منتشرکنند تا از مداخلات دولتی جلوگیری‌کنند (www.nytimes.com).

وزارت خارجه ایالات متحده نیز هم‌زمان با گسترش اعتراض‌های مردمی، صفحه عربی «توییتر» خود را راه‌اندازی‌کرد و در نخستین متن منتشر‌شده آن به زبان عربی، خطاب به مردم کشورهای عربی یادآورشده‌است که ....«واشنگتن متوجه «نقش تاریخی» شبکه‌های اجتماعی در دنیای عرب شده‌است و ما می‌خواهیم با شما گفتگوکنیم» ( www.guardian.co.uk)؛ در انقلاب لیبی نیز، شبکه­های اجتماعی و ارتباطات مجازی، نقشی پررنگ داشتند (www.aljazeera.com). در تونس فعالان اینترنتی، اطلاعات خود را درباره اینکه چگونه معترضان می‌توانند از نوشابه کوکاکولا به‌عنوان یک روش محافظت از خودشان در برابر گاز اشک‌آور پلیس استفاده‌کنند، با دیگران به‌اشتراک‌گذاشتند (www.slate.com).

در لیبی، نرم‌افزار گوگل‌ارت، ابزاری راهبردی برای انقلابی‌ها به‌شمارمی‌­رفت. نرم‌افزار گوگل‌ارت[2] به کاربر امکان‌می‌دهد، نقاط مختلف جهان را با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و نقشه‌های جغرافیایی، مشاهده و گشت‌وگذارکند؛ با استفاده از این برنامه می­توان تصاویر واقعی ضبط‌شده از کره زمین را با قابلیت بزرگ‌نمایی مشاهده‌کرد. گوگل‌ارت با آخرین برنامه‌ اینترنتی و تصاویر ماهواره‌ای در آغاز آمریکای شمالی و اینک، همه نقاط جهان را پوشش‌می­دهد؛ این سرویس که سال‌ها فقط دراختیار سازمان‌های جاسوسی قرارداشت، امروز به شکل رایگان دردسترس همه‌ مردم قراردارد و هرکس می‌تواند در هر نقطه از جهان، این تصاویر را دریافت‌کند؛ براساس این، می‌توان شهرها، خیابان­ها و سکونت‌گاه­های انسانی را آن­گونه‌که هست، مشاهده‌کرد؛ ازسوی‌دیگر، همکاری این برنامه با موتور جستجوی گوگل، این امکان را فراهم‌می‌کند تا هنگامی‌که شهری از نظر ‌گذرانده‌می­شود، فرد بتواند کافی‌شاپ­ها، رستوران­ها، خواروبارفروشی­ها و هزاران مرکز تجاری کنار آنها را بیابد و همچنین می­توان با کلیک‌کردن روی هریک از آنها جزئی­ترین اطلاعات درباره هریک را از موتور جستجو گوگل دریافت‌کرد؛ انقلابی‌ها این ابزار را در لیبی استفاده‌کردند به‌گونه‌ای‌که مخالفان رژیم سرهنگ قذافی نیز در شهر مصراته برای تعیین محل استقرار ادوات نظامی هواداران دولت از گوگل‌ارت استفاده‌می­کردند. انقلابی‌های لیبی با بهره‌گیری از گوگل‌ارت ‌توانستند اهداف خود را با دقت بالا شناسایی‌کنند (www.theaustralian.com).

در مصر نیز شبکه اجتماعی فیس‌بوک، نقشی بسزا در سازماندهی و هدایت جنبش معترضان برعهده‌داشت؛ در این کشور، قتل جوانی به نام خالد سعید، مشابه رویداد خودسوزی محمد بوعزیزی در تونس، زمینه شکل­گیری خیزش مردمی شد. خالد سعید، بازرگانی در اسکندریه بود که 10 ژوئن 2010 به‌ دلیل نپرداختن پول به دو مأمور پلیس مصری در یک کافی‌نت، ضرب‌وشتم و بر اثر جراحات وارده کشته‌شد (www.thenational.ae)؛ اتهام او پخش فیلمی از فساد پلیس، روی اینترنت بود ( www.bbc.co.uk)؛ دراین‌باره، شخصی با نام مستعار «الشهید»[3]) که هیچ‌‌‌‌یک از فعالان مصری از هویت واقعی او اطلاعی‌ندارند)، صفحه‌ای در فیس‌بوک به یاد او و با شعار «ما همه خالد سعید هستیم» ایجادکرد که به‌‌رغم اختلال در اینترنت مصر، بیش از 375 هزار عضو را به خود جلب‌کرد و نخستین اعلام همگانی برای حضور در روز «جمعه خشم»، روی این صفحه اعلام‌شد ( www.facebook.com)؛ این صفحه، نیروی محرکه اصلی در اطلاع‌‌رسانی، هدایت نیروهای انقلابی و محل تجمع اخبار و اعلان‌های مربوط به رویدادهای جاری مصر بود که از رهگذر فضای مجازی ساماندهی و هدایت‌می­شد.

مقام‌های مصری، اینترنت و خدمات تلفن همراه را برای سرکوبی و فرونشاندن اعتراض‌های ضددولتی بستند اما این اقدام‌ها دیر به‌اجرادرآمدند .معترضان، اخبار آنلاین اعتراض‌های روز جمعه (جمعه خشم) را منتشرکردند و فهرست میدان‌های عمومی را که مردم بایدگردمی­آمدند، به همه اطلاع‌دادند؛ این فراخوان‌­ها در توییتر و فیس‌بوک از ابتدای صبح جمعه منتشرشدند؛ توجه به چنین ویژگی­هایی بود که موجب شد، خبرگزاری رویترز در گزارشی درباره انقلاب مصر، انقلاب مردم این کشور را «انقلاب فیس‌بوکی» بنامد و پدری مصری نیز ازلحاظ نقش مهم فیس‌بوک درکامیابی معترضان در تصرف برخی شهرها در مصر، نام دختر نوزاد خود را فیس‌بوک گذاشت ( www.cnn.com).

 افزون‌بر فضای مجازی، تلویزیون ماهواره عرب، محملی نوین برای شکل­گیری تجربه و هویت مشترک در میان اعراب بوده‌است؛ دراین‌میان، کانال الجزیره به دلیل پوشش پیوسته ناآرامی‌های خیابانی در برخی کشورهای عربی (جز بحرین) به کنش‌گر اصلی غیرحضوری در خیابان­های عربی تبدیل‌شد؛ به‌گونه­ای‌که بسیاری از کارشناسان تحولات خاورمیانه بر این باورند که بدون الجزیره، سیاست و دیپلماسی عمومی در خاورمیانه نمی­تواند مطالعه‌شود؛ این شبکه به دلیل به‌کارگیری ابزارهای رسانه­ای جدید، توانسته از نظر بین‌المللی، سرآغاز آگاهی از مردم‌سالاری در جوامع عرب شود (ابراهیمی، 1390: 126)؛ به‌هرروی، یافته‌های موجود، گویای آن است که جوامع عرب، حکومتی می­خواهند که شأن و نیاز طبقات مختلف اجتماعی­اش همخوانی‌داشته‌باشد (نصری، 1390: 41).

 قرارگیری خیزش­های مردمی در کشورهایی مانند مصر، تونس، بحرین، یمن، اردن و پادشاهی مغرب و الجزایر در میدان دید رسانه­ها، به افزایش آگاهی و اشراف اطلاعاتی معترضان منجرشد به‌طوری­که حکومت­های سرنگون‌شده قادرنشدند، وقایع و اتفاق‌های رخ‌داده را بپوشانند.

نتیجه‌گیری

رسانه­ها، وسایل ارتباطی نوین و شبکه­های مجازی، به‌واسطه­ی سرعت ارتباطی بالا نقشی بسیار مهم در تحرک جنبش‌های اجتماعی خاورمیانه­ عربی داشته‌اند؛ این راهبرد رسانه­ای نوین با شکستن مرزهای زمانی و مکانی، محملی برای گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده­ ساختار قدرت در جوامع هستند. نقش راهبرد رسانه­ای در شکل­گیری جنبش‌های خاورمیانه­ عربی به حدی بود که برخی تحلیل‌گران از آن به‌عنوان انقلاب توییتری یا فیس‌بوکی یادکردند؛ براساس این بایدگفت که نقطه مشترک این جنبش‌ها نقش رسانه‌های الکترونیکی نوین در شکل‌گیری آنهاست که لایه­های پایینی جامعه از آن برای کنش­گری ژئوپلیتیکی در برابر ساخت قدرت رسمی استفاده‌می­کنند.

حوزه ژئوپلیتیک عمومی بر این نکته، متمرکز است که بخشی از قدرت در لایه­های پایین جامعه، نهفته است. هر واحدی (فرد یا سازمان) برخلاف ساخت سیاسی پیشامدرن که ملت فاقد قدرت مؤثر بود، در ساخت دولت مدرن ملت، کنش‌گری فعال در مناسبات قدرت و سیاست محسوب‌می‏شود؛ دراین‌میان، رسانه­های عمومی به‌عنوان ابزار عرصه عمومی، میدانی از قدرت را فراهم‌ساخته که انحصار قدرت کلاسیک هیئت حاکمه را به‌چالش‌کشیده‌است؛ این عرصه با عنوان ژئوپلیتیک عمومی در جهت­دهی به خواست­ها و آرمان­های مردم، نقشی اساسی یافته­است. رشد و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، امروزه در قالب اینترنت، ماهواره و خلق شبکه­ها و جنبش‌های نوین اجتماعی که حکومت­ها کمتر توان کنترل و شناسایی آنها را دارند، مقوله سنتی حاکمیت و قدرت مطلق را به‌چالش‌کشیده‌اند و به شهروندان برای بیان نیازها و دیدگاه­‌هایشان کمک‌می­کنند؛ این وضعیت در روند تحولات کشورهای عربی خاورمیانه، به‌خوبی بازتاب‌یافت. ماهیت اقتدارگرایانه نظام‌های سیاسی کشورهای عربی خاورمیانه به‌گونه­ای است که چندان برای جُستار آزادی‌های سیاسی مجالی‌نمی­دهند و هزینه نقد نظام­هایِ سیاسی اغلب ناکارآمد را به‌شدت بالابرده‌اند؛ ازاین‌رو، قطب ملت به‌عنوان جزئی از ساختار یک واحد سیاسی با اتکا به افزایش وزن ژئوپلیتیکی خود، به قدرت مسلط حکومت واکنش نشان‌می‌دهد؛ این واکنش‌ها به نوع و هدف تقابل دولت ـ ملت بستگی‌دارد؛ براساس این، حوزه کنش‌گری ژئوپلیتیک عمومی، ساخت قدرت و سیاست کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا را درهم‌شکسته و سرنگونی بسیاری از حکومت­های اقتدارگرا را به‌دنبال‌داشته­است.



1. velvet revolution

1. Google Earth

1. El Shaheed

-      ابراهیمی، نبی‌الله (1390)؛ «تأثیر شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های ماهواره­ای در وقوع و تکوین انقلاب­های عربی»، فصلنامه مطالعات راهبردی؛ ش 2.

-      اطاعت، جواد (1376)؛ ژئوپلتیک و سیاست خارجی ایران؛ نشر مفید.

-   آقایی، داوود و همکاران (1391)؛ «واکاوی نقش اینترنت و رسانه‌های اجتماعی جدید در تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا»، فصلنامه روابط خارجی؛ ش 14.

-   بورن، اد (1379)؛ بعد فرهنگی ارتباطات برای توسعه؛ ترجمه مهرسیما فلسفی؛ چ 1، انتشارات سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز تحقیقات مطالعات و سنجش برنامه‌ای.

-       پورلک­سلیمانی، فاطمه (1390)؛ قدرت نرم در استراتژی خاورمیانه­ای آمریکا؛چ 1، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-      تامپسون، جان (1380)؛ رسانه­ها و مدرنیته؛ ترجمه مسعود اوحدی؛ تهران: انتشارات سروش.

-      حافظ‏نیا، محمدرضا (1385)؛ اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک؛ چ 1، مشهد: انتشارات پاپلی.

-      حافظیان، محمدحسین (1388)؛ دولت، نخبگان و توسعه در خاورمیانه؛ تهران: انتشارات معاونت پژوهش‌های سیاست خارجی.

-       حمیرا مشیرزاده و نبی‌الله ابراهیمی (1389)؛ تحول مفاهیم در روابط بین‌الملل؛ چ 1، پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-      جمشیدیان، مهرداد (1393)؛ «بیداری اسلامی و سهم فنّاوری و تکنولوژی‌های ارتباطی در آن»، فصلنامه مطالعات رسانه و امت؛ ش 1.

-   درای‍س‍دل‌ آلاس‍دی‍ر و اچ‌. ب‍ل‍ی‍ک ج‍رال‍د (۱۳۷۴)؛ ج‍غ‍راف‍ی‍ای‌ س‍ی‍اس‍ی‌ خ‍اورم‍ی‍ان‍ه‌ و ش‍م‍ال‌ آف‍ری‍ق‍ا؛ ت‍رج‍م‍ه‌ دره‌ م‍ی‍رح‍ی‍در؛ تهران: دف‍ت‍ر م‍طال‍ع‍ات‌ س‍ی‍اس‍ی‌ و ب‍ی‍ن‌ال‍م‍ل‍ل‍ی‌، وزارت‌ ام‍ور خ‍ارج‍ه‌.

-       دهشیار، حسین (1385)؛ «آمریکا و خاورمیانه؛ رویکردها و راهبرها»، مجله اطلاع‌رسانی و کتابداری کتاب ماه علوم اجتماعی؛ ش 106 تا 108.

-   سردارنیا، خلیل‌الله و مصطفی حیدری (1394)؛ «تحلیل جنبش اجتماعی مصر در چارچوب نظریه‌های متأخر جنبش‌های اجتماعی جان فوران»، فصلنامه سیاست، دوره چهل‌وپنجم.

-      کاویانی راد، مراد (1387)؛ «تحلیل ژئوپلیتیک تحولات کردستان عراق»، فصلنامه راهبرد دفاعی؛ ش 20

-      لارنا انریک و دیگران (1387)؛ جنبش‌های نوین اجتماعی؛ ترجمه سید محمدکمال سروریان و علی صبحدل؛ تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-   عبدالهی، رضا و همکاران (1391)؛ «نقش رسانه‌های نوین در جنبش‌های اجتماعی (مطالعه موردی جنبش تسخیر وال استریت)»، فصلنامه مطالعات فرهنگ ارتباطات؛ ش 18.

-      مجتهد‌زاده، پیروز (1381)؛ جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی؛ چ 1، انتشارات سمت.

-      محسنیان راد، مهدی (1382)؛ ارتباط‌شناسی؛ انتشارات سروش.

-       مشیرزاده­، ‌حمیرا (1381)؛ درآمدی نظری بر جنبش‌های اجتماعی؛ نشر پژوهشکده انقلاب اسلامی و امام خمینی.

-       منسفیلد، پیتر (1385)؛ تاریخ خاورمیانه؛ ترجمه عبدالعلی اسپهبدی؛ انتشارات علمی و فرهنگی.

-   میرحیدر، دره، رسول افضلی و اسکندر مردای (1390)؛ «ژئوپلیتیک از نگاهی دیگر: تمرکززدایی از دانش قدرت»، پژوهش‌های جغرافیای انسانی؛ ش 78.

-   موثقی گیلانی، سید احمد و بهزاد عطارزاده (1391)؛ «نقش و تأثیر فضای مجازی بر جنبش‌های اجتماعی؛ مطالعه موردی مصر»، پژوهشنامه علوم سیاسی؛ ش 27.

-       نای، جوزف (1387)؛ قدرت در عصر اطلاعات از واقع­گرایی تا جهانی‌شدن؛ ترجمه سعید میرترابی؛ پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-       نصری، قدیر (1390)؛ «تأملی نظری در ماهیت و روند تغییر در جهان عرب»، فصلنامه مطالعات راهبردی؛ ش 2.

-       هوور، استوارت و نات لاندبای (1382)؛ رسانه، دین و فرهنگ؛ ترجمه مسعود آریایی‌نیا؛ تهران: نشر سروش.

2. منابع انگلیسی

-        Cresswell John Timothy (2008) In place/out of place:geography, ideology and transgression, Volume 2 University of Minnesota Press, Minneapolis

-        Dale Helle C, (2009), Public Diplomacy 2.0: Where the U.S. Government Meets "New Media", http://www.heritage.org/Research/Reports/2009/12/Public.

-        Dittmer, J., & Dodds, K. (2008). Popular geopolitics past and future: Fandom, identities and udiences. Geopolitics

-        . Dodds, Klaus (2006) Geopolitics very short introduction, Oxford,London.

-        Dodds Klaus ( 2000) Geopolitics in a changing world ,Publisher:Prentice Hall, the University of Michigan

-         Fourie, P.J. (Ed), Media Studies. Volume One: Institutions, Theories and Issues. Landsdowne: Juta Education, 2001.

-        G. O’Tuathail (1999)Understanding critical geopolitics: geopolitics and risk society Journal of Strategic Studies, 22 .

-         Joanne P Sharp (1993) Publishing American identity: popular geopolitics, myth and The Reader’s Digest Political Geography, 6.

-        K. Dodds (1996) The 1982 Falklands War and a critical geopolitical eye: Steve Bell and the If … cartoons, Political Geography, 15

-        McFarlane,tomas, (2003). The battle for Seattle: protest and popular geopolitics in The Australian newspaper, Flinders University, School of Geography Population and Environmental Management, GPO Box 2100, Adelaide SA5001, Australia

-        Melucci, Alberto. (1999) “Nomads of the Present” London: Hutchinson Radius.

-        O’Loughlin, John, (2003), Geopolitical Fantasies, National Strategies and Ordinary Russians in the Post-Communist Era, Institute of Behavioral Science University of Colorado

-        O´Tuathail, Reynolds, (1998), Writing critical geopolitics: Carleton university Ottawa, Political Geography vol 15 Issues7

-        Purcell, Darren , Brown Melissa Scott &Gokmen, Mahmut (2010),  Achmed the dead terrorist and humor in popular geopolitics. GeoJournal .

-        Sheikh N.S, ( 2003) the politics of islam. Pan-Islsmic Foreigan Policy in a World of States, London: Routledge Curzone,

-        Skocpol, Theda ( 1979) States and Social Revolutions: A Comparative Analysis, of France, Russia, and China. Cambridge, England: Cambridge UniversityPress.

-        Vladimir Toncea, Geopolitical evolution of borders in Danube Basin, PhD 2006.at: http://www.websters-online-dictionary.org/definitions/geopolitics

3.منابع الکترونیکی

-        http://articles.cnn.com/201102-21/world/egypt.child.facebook_1_facebook-page-wael-ghonim-social-media?_s=PM:WORLD, Report: Egyptian dad names child 'Facebook' February 21, 2011 http://itna.ir/vdcg3t9q.ak9774prra.html.27/3/1390

-        http://www.aljazeera.com/programmes/listeningpost/2011/09/2011938838405146.html,”Libya: Media on the frontlines of revolution” 03 Sep 2011

-        http://www.bbc.co.uk/news/15467022 ,”Egypt jails police over activist Khaled Said's death". 26 October 2011.

-        http://www.guardian.co.uk/world/2011/feb/09/us-state-department-twitter-arabic ,”US state department begins tweeting in Arabic” 9 February 2011

-        http://www.khabaronline.ir/news-126393.aspx ۱۳۸۹/۱۱/۸ اینترنت و شورش در ممالک عربی خاورمیانه و شمال آفریقا

-        http://www.nytimes.com/2009/01/25/magazine/25bloggers-t.html?pagewanted=all , Shapiro, Samantha M. "Revolution, Facebook-Style". The New York Times (The New York Times Company). Retrieved February 15, 2008. (January 22, 2009)

-        http://www.slate.com/articles/news_and_politics/explainer/2011/02/numb_and_coke.html,” Numb and Coke,Can you really fight off tear gas with a can of soda?”, Brian Palmer Feb. 7, 2011

-        http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/africaandindianocean/egypt/8280741/Egyptian-activists-inspired-by-Tunisia-for-day-of-wrath.html,” Egyptian activists inspired by Tunisia for 'day of wrath” 25 Jan 2011

-        http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/africaandindianocean/tunisia/8262977/Arab-web-users-say-Tunisia-shows-time-up-for-leaders.html, Arab web users say Tunisia shows time up for leaders, 16 Jan 2011

-        http://www.theaustralian.com.au/in-depth/middle-east-in-turmoil/google-points-way-for-libyan-rebel-artillery-in-fight-against-gaddafi/story-fn7ycml4-1226076662239” Google points way for Libyan rebel artillery in fight against Gaddafi, June 17, 2011

-        http://www.thenational.ae/news/world/middle-east/anger-on-the-streets-of-cairo ,”Anger on the streets of Cairo". The National (Abu Dhabi) Matt Bradley. 2010-06-13. Retrieved 2010-07-13.

-        http://www.zdnet.com/blog/facebook/saudi-king-did-not-offer-150-billion-forfacebook/287," Saudi king did not offer $150 billion for Facebook” February 28, 2011, Emil Protalinski