مدلسازیِ ژنومهای ژئوپلیتیکِ تأثیرگذار بر سیاست خارجی ایران و عراق

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه فردوسی مشهد.

4 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

ژنوم ژئوپلیتیک، نقشه­ عوامل ثابت و متغیّر جغرافیایی تأثیرگذار بر سیاست و برخاسته از جغرافیای یک کشور است که سیاست خارجی را تحت ‌تأثیر قرارمی‌دهد. شناخت دیدگاه‌های ژئوپلیتیک نشأت‌گرفته از ژنوم­های ژئوپلیتیک همسایگان و شناسایی کدهای ژئوپلیتیک موجود در کشورهای هدف می­تواند نقشی مؤثر در اتخاذ سیاست خارجی هم‏راستا با وزن ژئوپلیتیک ایفا‏کند. با توجه به اشتراک در پیشینه‌ تاریخی، فرهنگی و نژادی عراق با ایران و نفوذ قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه­ای در این کشور، شناسایی و مطالعه­ نقشه‌ ژنگانِ ژئوپلیتیک این کشور برای جهت­دهی به سیاست خارجی ایران، ضروری است. نگارندگان، با تأکید بر تحلیل کدها و ژنوم‌های ژئوپلیتیک موجود در جغرافیای سیاسی ایران و عراق کوشش‏کرده‏اند تا در قالب مدلی با ‌عنوان مدل تقابل کد/ ژنوم‌های ایران و عراق، پیامدهای این تقابل و تأثیر آن بر سیاست خارجی دو کشور را تحلیل‏کنند

کلیدواژه‌ها


همان‌طور‌که هر موجودی با توجه به خصیصه­های انحصاری و ذاتی ‌خود، دارای ویژگی‌هایی است یا هر ماده­ای، دارای یک طیف تعیین‌شده‌ مشخصه‌هاست که همچون اثرانگشت برای آن ماده منحصر‌به‌فرد است و با توجه به این طیف می‌توان ساختار و ویژگی‌های آن ماده‌ مجهول را شناسایی‏کرد، کشورها نیز، براساس ژنوم‌های ژئوپلیتیک منحصربه‌فرد خود، یک شخصیت سیاسی و طیفی از توان تأثیرگذاری در عرصه‌ سیاست خارجی خود دارند. ژنوم‌های ژئوپلیتیک یک کشور از جانب کشورهای رقیب به‌عنوان کدهای ژئوپلیتیک تلقی شده، از تقابل این ژنوم‌ها و کدها، فضایی استراتژیک براساس تعامل یا تضاد، بر یک منطقه­ جغرافیایی، حاکم می‏شود؛ بازیگران سیاسی و کشورها تحت‌تأثیر این فضای استراتژیک واکنش‏ها و رفتارهای ژئوپلیتیک خاصی نظیر جنگ، منازعه، همگرایی، واگرایی و رقابت، از خود بروزمی­دهند. ژنوم­های ژئوپلیتیک عبارت‏اند از: مشخصه‌ها و عوامل ثابت و متغیر جغرافیاییِ تعبیه‌شده بر بدنه­ جغرافیایی سیاسی و طبیعی یک کشور که تحت ‌تأثیرهای مثبت و منفی این عوامل بر قدرت ملی کشورهاست که از ژئوپلیتیک به‌عنوان علم مطالعه­ روابط قدرت‏ها یادمی‌شود.

بحران عراق سبب شد، کشورهای گوناگون به دلایل مختلف، درگیر موضوعِ پویاییِ هم‏زمان دو پویشِ سیاست و جغرافیا در عراق شوند. بی‌گمان، پیدایشِ بن‌مایه‌های ژئوپلیتیک جدید عراق پس از سقوط صدام حسین، در این زمینه، نقش اساسی دارد؛ درواقع، در نقشه‌ ژنتیک سیاست و جغرافیا در عراقِ جدید، موتاسیونی جالب رخ‏داده که سبب شده‏است همه‌ کشورهای همسایه‌ عراق، خود را به‌نوعی، درگیر رقابت تازه‌ ژئوپلیتیک تصور‏کنند. ترکیه به ‌دلیل مسئله‌ کردها، اردن و مصر به‌دلیل انزوای سنّی‌ها، لبنان و سوریه و فلسطین به‌ دلیل قدرت‌گرفتن شیعیان در عراق جدید، اسرائیل به ‌دلیل نگرانی از شکل‌گیری یک ائتلاف جدید قدرت در منطقه‌ خلیج فارس (Barzegar,2008:79) و عربستان، قطر، بحرین و امارات متحده‌ عربی به ‌دلیل واهمه از شکل‌گیری هلال شیعی (برزگر،1387: 28-29؛ Alpher:2008:135)، همگی سبب شده‌اند بتوان از یک عراق بسیار متمایز با دوران پیشین نام‏برد.

 

با درنظرگرفتنِ عواملی مانند تقابل ایران و آمریکا، تغییر در آرمان‏های حماس، کاهش و خلع‌سلاح‌های هسته‌ای، صلح اعراب و اسرائیل، موضوع حل‌نشده‌ حاکمیت در دریای چین، هنوز هم خاورمیانه قلب تپنده‌ سیاست در جهان معاصر است (خلیلی،1390: 102). ایران که در قلب خاورمیانه قراردارد با 15 کشور مستقل، هم‏مرز و با 24 دولت، همجوار است. اگر دولت‏های ایران، تنها اهمیتِ واقعیت جغرافیایی را به‏طور عمیق درک‏می‌کردند، در رفتار درازمدت استراتژیک آنها، دگرگونی‌هایی عمیق به‏وجودمی­آمد (کریمی‌پور،1379: 23)؛ حال، اگر تعداد همسایگان یک کشور، کمتر باشد، موقعیت نسبی بهتری خواهدداشت. زیرا با افزایش تعداد همسایگان، به‌دلیل اینکه اغلب، خواسته‌هایی متفاوت دارند، احتمال افزایش اختلاف میان این کشور با یکی یا تعدادی از آنها پدید‏می‌آید (زین‌العابدین،1389: 131). عراق از نظر ژئوپلیتیک، مهم‏ترین همسایه ایران است که بیشترین طول مرز مشترک ایران نیز با این کشور رقم‏خورده‏است (1589کیلومتر)؛ این در حالی است که دو قوم مهم کرد و عرب هر دو کشور نیز هم‏مرز هستند (سالارنژاد،1389: 4). محدودیت عراق در دسترسی به آب‏های آزاد، موضع فرودست در مباحث هیدروپلیتیک، ماهیت تحمیلی مرز در کشورهای خاورمیانه، بیشترین جمعیت و شیعه، مسائل مربوط به قوم کرد و عرب، بحث‏های الحاق‏گرایی و دیاسپورا از مسائلی است که بر سیاست خارجی دو کشور ایران و عراق سایه‏افکنده‏است.

در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، نگارندگان، با تأکید بر تحلیل کدها و ژنوم­های ژئوپلیتیک موجود در جغرافیای سیاسی ایران و عراق کوشش‏کرده‏اند تا میزان تأثیر ژنوم‌های ژئوپلیتیک در سیاست خارجی دو کشور را ارزیابی‏کرده، به این پرسش پاسخ‏دهند که «در عرصه­ تقابل سیاست خارجی، اهرم­های ژئوپلیتیک تا چه ‌اندازه تأثیرگذارند؟» به‌نظرمی­رسد، کد/ ژنوم‏های ژئوپلیتیک، تأثیری بسزا در سیاست خارجی این کشورها داشته‏باشند. نگارندگان کوشیده‌اند تا در قالب مدلی با عنوان «مدل تقابل کد/ ژنوم‏های ایران و عراق»، پیامدهای این تقابل و تأثیر آن بر سیاست خارجی دو کشور را تشریح‏کنند.

 

الف- مبانی نظری

ژنوم ژئوپلیتیک، نقشه‌ جغرافیایی ژنتیک سیاست در یک کشور است که تأثیری بسزا در شکل‌بخشیدن به رفتارهای نظام سیاسی در نظام بین‌الملل دارد؛ بنابراین همان‏گونه‏که انسان­ها، مطابق با نقشه‌ ژنتیک خود عمل‏می‌کنند، کشورها را نیز کدهای ژنتیک راهبری‏می‌کنند[1] (خلیلی،1390: 101). ژنوم ژئوپلیتیک تحت شرایطی اگر بتواند میان منافع و اهداف ملی یک کشور یا بازیگر سیاسی با ارزش‏ها و مزیت‏های جغرافیایی کشورها و بازیگران دیگر وابستگی ژئوپلیتیک[2] ایجاد‏کند، این وابستگی متقابل جغرافیایی، فلسفه‌ همکاری و تعامل بین‌المللی و توسعه و تکامل سیستم جهانی می‌شود (حافظ­نیا،1385: 146). ازآنجاکه ژئوپلیتیک، دانشی است که به سیاستمدار رخصت‏می‌دهد، از موقعیت‌های جغرافیایی سرزمین، حساسیت‏های استراتژیک دریایی و خشکی و منابع کم­یاب اقتصادی و انرژی و آبی بهره‏بگیرد تا سیاست خارجی حکومت یا برتری‌خواهی‌های سیاسی منطقه‌ای و جهانی قدرت را جامه عمل بپوشاند (مجتهدزاده،1381: 129)، بنابراین در منطق این دانش، وابستگی در نقطه‌ مقابل قدرت، استقلال و آزادی عمل قراردارد. کشورهای وابسته به مزیت‏های جغرافیایی دیگران درصورتی‌که فاقد عوامل و مزیت‏های جغرافیایی تعادل‌بخش و متوازن‌کننده باشند در موضع ضعف قرارگرفته، سیاست ملی و خارجی آنها منفعل شده، منافع و اهداف ملی آنها با تهدید مواجه می‌شود (حافظ­نیا،1385: 146).

کد ژئوپلیتیک[3] عبارت‏است از دستور کار عملیاتی سیاست خارجی یک کشور که در ماورای مرزهای خود، مکان‏های جغرافیایی را ارزیابی‏می‏کند. کد ژئوپلیتیک به‌نوعی نتیجه‌ استدلال ژئوپلیتیک عملیاتی است که شامل مجموعه‌ای از پیش‌فرض‏های سیاسی-جغرافیایی مربوط به زیرساخت سیاست خارجی یک کشور است. کدهای ژئوپلیتیک هر کشور، مختص آن است و کشورها سعی‏می‌کنند برای رسیدن به منافع و اهداف خود بر کدهای ژئوپلیتیک دیگران تأثیر گذاشته، آنها را مورد هدف قراردهند (حافظ‌نیا،1385: 144)؛ درواقع، ژنوم ژئوپلیتیک یا نقشه‌‌ ژنگانِ یک کشور به‌عنوان کدهایی ژئوپلیتیک از جانب کشورهای رقیب و همسایه قلمداد گشته، برنامه‌های تصوری و ذهنی سیاست خارجی یک کشور نسبت‏به کشور هدف را راهبری‏می‏کنند؛ یعنی یک کشور براساس نقشه‌ ژنگانِ خود، سیاست خارجی خود را سازماندهی‏می‌کند و کشور رقیب هم با توجه به کدهای ژئوپلیتیک موجود در آن کشور، سعی بر خنثی‌سازی سیاست‏های خارجی آن کشور دارد. ژئوپلیتیک برای دستیابی به یک سیاست خارجی اثربخش و کارآمد بر شناسایی محدودیت‌ها و امکانات به‌وجودآمده از وضعیت و موقعیت‌های در حال ‌تحول منطقه‌ای و جهانی تأکیددارد. درک ژئوپلیتیک از سیاست خارجی کشورها به تحلیل واقع‌بینانه از فضای جغرافیایی پیرامون یک واحد سیاسی، در مقیاس عملکردی نیازمند است. از این جهت، ژئوپلیتیک به‌عنوان یک عرصه‌ مطالعاتی می‌تواند راهبردهای سیاست خارجی کشورها را تعیین و اولویت اساسی آن را مشخص‏سازد (قالیباف و پورموسوی،1387: 55). جان ‌ِکلام، تحلیل‏های ژئوپلیتیک را رابطه‌ قدرت سیاسی بین‌المللی با محیط جغرافیایی تشکیل‏می‌دهد.

آرمان‌گرایان و واقع‌گرایان، به‌عنوان دو دسته از نظریه‌پردازان تأثیرگذار در روابط بین‌الملل، انسان‏ها و کشورها را درخصوص محیط زیست مورد بررسی قرارمی‌دهند. آرمان‌گرایان معتقدند که با تغییر محیط سیاسی بین‌المللی می‌توان رفتار کشورها را تغییرداد. واقع‌گرایان نیز بر این باورند که موقعیت جغرافیایی کشورها اگر تنها عامل تعیین‌کننده‌ رفتار کشورها نباشد، دست‌کم محدودکننده‌ رفتار سیاسی آنهاست؛ علاوه‏براین، موقعیت جغرافیایی، یکی از عناصر مهم تشکیل‌دهنده‌ قدرت ملی است که قلمرو منافع ملی کشورها را معین‏می‌کند؛ پس اگر رفتار سیاست خارجی کشورها تا حدود زیادی تابع شرایط زیست محیطی و جغرافیایی است، درنتیجه سیاست‏گذاران همواره باید در چارچوب این عوامل و شرایط تصمیم‌گیری‏کنند. نظریه‌پردازان ژئوپلیتیک که اغلب در طیف مکتب واقع‌گرایی قراردارند، رفتار سیاست خارجی کشورها را تابعی از شرایط و موقعیت جغرافیایی آنها می‌دانند و تصمیم‌گیری تصمیم‌گیرندگان را در چارچوب الزامات ژئوپلیتیک تحلیل‏می‌کنند (دهقانی‌فیروزآبادی،1382: 54). درک ژئوپلیتیک از سیاست خارجی کشورها به تحلیل واقع‌بینانه از فضای جغرافیایی پیرامون یک واحد سیاسی، در مقیاس عملکردی نیازمند است؛ از این جهت ژئوپلیتیک به‌عنوان یک عرصه‌ مطالعاتی می‌تواند راهبردهای سیاست خارجی کشورها را تعیین و اولویت‌های اساسی آن را مشخص‏سازد. در تلقی بین‌المللی، از قدرت به‌عنوان موتور محرک نظام بین‌الملل و هدف اصلی رفتار دولت‏ها برای کسب منافع و رفع تهدیدها یادمی‌شود. ازآنجاکه مهم‏ترین خصیصه‌ قدرت، پویایی است این ویژگی باعث می‌شود تا جایگاه کشورها در سلسله‌مراتب قدرت در نظام بین‌الملل پیوسته تغییرکند. درک ژئوپلیتیک نسبت‏به نظام بین‌الملل به‌عنوان شاکله‌ برآمده از قدرت در حال ‌تحول دائمی‌جایگاه کشورها، حاوی بصیرتی عمیق برای سیاست خارجی دولت‏هاست. هدف نهایی ژئوپلیتیک از تشریح ساختار نظام روابط بازیگران و چارچوب‌های جغرافیایی قدرت، ارائه‌ این دید به سیاست‏گذاران است که منابع قدرت برآیند چه عناصری هستند و چگونه بر شکل­گیری سیستم ژئوپلیتیک جهانی و روابط قدرت در سطح جهانی و منطقه‌ای و نیز مناسبات بین‌المللی تأثیرمی‌گذارند (قالیباف و پورموسوی،1387: 55).

ب- پیشینه­ پژوهش

نامی(1387)، مار (1380)، مرادیان (1390)، کاتبی و راستینه (1388)، علوی­پور (1388)، خسروی (1388)، دهقانی‌فیروزآبادی (1382)، کریمی­پور (1379)، سجاد­پور (1384)، تیشه‌یار و ظهیری‌نژاد (1384)، همگی، به ‌لحاظ ساختاری، ژئوپلیتیک را پایدارترین عنصر تعیین‌کننده‌ سیاست خارجی به‌شمار‏آورده‌، نشیب ‌و فرازهای سیال‌بودن کانون‌های قدرت را سبب‌ساز پیدایش رابطه‌ای بسیارپویا میان سیاست خارجی ایران و ژئوپلیتیک تلقی‏کرده‏اند؛ اما، نگارندگان، با درنظرگرفتن نوعی فراتحلیل ژئوپلیتیک و بهره‌گیری از مدل تعامل و تقابل ژنوم و کد ژئوپلیتیک که برساخته‌ای نوآورانه است کوشش‏کرده‌اند، نشان‏دهند برمبنای بن‌پارهای ژئوپلیتیک، سیاست خارجی دو کشور عراق و ایران از چه ویژگی‌هایی در برابر هم بهره‏مندند و درواقع، برتری و فراتری از آن کیست.

پ- محیط‌شناسی تحقیق: عراق و ایران

جهان انسان‌ها در چارچوب پراکندگی‌های فضایی واکنش‌های متقابل خود، از شبکه‌ سنگفرش‌گونه­ای شکل یافته است که نماد نمایان آن را کشورها تشکیل‏می­دهند؛ هریک از کشورها با نشانه­های نمادین خود با مرزهایی شناخته‏شده و از هم مجزا می­شوند (حیدری،1391: 533). در شاخص ساختار کشورها که عوامل، تکوین و انسجام فضا و روابط میان آنها را مشخص‏می‌سازد، عامل موقعیت، جایگاه استواری را به خود اختصاص‏می‌دهد. در نگاه ژئوپلیتیک موقعیت در میان هویت کشورها، فضاها و مکان‏ها از بنیادی‏ترین عوامل محسوب می‌شود و دیگر عوامل تحت‌ تأثیر موقعیت قراردارند (نامی و محمّدپور،1387: 1). عراق دارای موقعیت جغرافیایی و سیاسی مهمی ‌در منطقه‌ی خاورمیانه است؛ این کشور از طرف شمال به ترکیه، از غرب به سوریه و اردن، از جنوب به عربستان، از جنوب شرقی به کویت و از شرق به ایران محدود است. کل مرزهای عراق 3859 کیلومتر است که از این میان، 1589 کیلومتر با ایران مرز مشترک دارد. طول نوار ساحلی این کشور در خلیج ‌فارس که تنها مسیر دسترسی به آب‏های آزاد است حدود 58 کیلومتر است که در بعضی منابع براساس حریم جزر و مد، نوار ساحلی عراق را میان 20 تا 48 کیلومتر برآوردمی‌کنند که با این حساب، کشور عراق دارای موقعیتی به‏نسبت بری یا خشکی است (نامی و محمّدپور،1387: 3). دارابودن طولانی‌ترین مرزهای کشور عراق با ایران و واقع‌شدن بیشتر شهرهای پرجمعیت این کشور در مشرق و در کنار مرزهای ایران ازجمله نقاط ضعف ژئوپلیتیک کشور عراق است که آن ‌را از لحاظ مسائل دفاعی و امنیتی آسیب‌پذیرمی‌سازد (علوی­پور، 1388: 117).

ایران کشوری تأثیرگذار، قدرتمند و بازیگری توانمند در خاورمیانه است (قالیباف و پورموسوی،1387: 54) که با مساحتی برابر با 1648195 کیلومتر مربع و مرزهایی به‌طول8731 کیلومتر (حافظ­نیا،1381: 308) با مجموع 15 کشور مستقل و 24 دولت، همجوار است (کریمی­پور، 1379: 23). از نقطه‏نظر طبیعی کشور ایران، دارای بستری ناامن از لحاظ جغرافیایی است به‏طوری‏که از حدود 43 حادثه‌ طبیعی در جهان، ایران به‌صورت بالقوه در معرض 33 بلا (سیل، زلزله، گردباد، طوفان) قراردارد. سرزمین ایران به دلیل بستر طبیعی و موقعیت جغرافیایی خود، همواره دارای شرایط ناپایدار و بی‌ثبات بوده، در معرض رویدادهای ناگوار طبیعی گوناگون قرارداشته‏است. به‌ لحاظ موقعیت نسبی نیز، ایران در جایگاه فوق­العاده استراتژیک در خاورمیانه قرارگرفته‏است؛ وسعت آن در خاورمیانه بعد از عربستان بی‌همتاست و دارای مرزهایی طولانی با مناطق محوری است؛ همچنین بر یکی از مهم‏ترین تنگه­های جهان، تسلط کامل دارد و جهت‌گیری ارتفاعات آن، موقعیت دفاعی مناسبی را پدیدآورده‏است. سطح تحصیلات بالا، همراه با تاریخ غنی، نیز به آن قدرتمندی ویژه­ای بخشیده‏است؛ این ویژگی که مرهون تعامل سازنده با سایر ملت‏هاست در کنار نظامی ‌دموکراتیک و بهره‏مند از 13 درصد منابع انرژی جهان باعث شده تا در نظریه‏های اولیه ژئوپلیتیک، جایگاهی محوری یابد (قالیباف و پورموسوی،1387: 63)؛ درعینِ‌حال، کشور ایران با 57 منبع تنش و مشاجره پایه­ای با همسایگانش، (به‏طور تقریبی در قبال هر همسایه، ده منبع مشاجره‌ فعال یا پنهان (کریمی‌پور،1379: 137))، از تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین کشورهای منطقه‌ خاورمیانه به‌شمارمی‏آید.


ت- ژنوم‌های ژئوپلیتیک مؤثر بر سیاست خارجی ایران و عراق

به ‌نظر برخی تحلیلگران، تنوع و تکثر قومی ‌در خاورمیانه نه‌تنها مانع تکوین دولت ملی شده و کشورها را در معرض بی‌ثباتی داخلی و مداخله‌ خارجی قرارداده، بلکه عامل بروز کشمکش‏ها و منازعات میان ‌دولتی نیز بوده‏است (خسروی،1388: 64). در تقسیم‌بندی قومیتی کشور عراق، 75 درصد ساکنان آن عرب، 20تا 25 درصدکرد و 5 درصد باقیمانده را ترکمن‌ها، آسوری‌ها و دیگر اقوام شکل‏می‌دهند (علوی‌پور،1388: 111). ژنومِ ژئوپلیتیک وجود قومیت‏ها و مذاهب مختلف و متعارض در این کشور، خود عامل ایجاد نابسامانی‌های گوناگون در عراق و منطقه شده‏است.

1- قوم بلوچ و مداخله‌ی عراق

مداخله‌ خارجی در بلوچستان ایران از روابط ایران و کشورهای عربی منطقه خلیج ‌فارس و اطراف آن سرچشمه‏می‌گیرد. نمونه‌ای از تأثیر درگیری‌های منطقه‌ای در طرح مسئله‌ قومیت را در بلوچستان ایرانرا  می‌توان در روابط ایران با عراق پس از روی‏کارآمدن حزب بعث در سال 1968 جست‌وجوکرد. درحالی‌که ایران در اواخر دهه‌ 1960‌و اوایل دهه‌ 1970 میلادی از کردها در عراق حمایت‏می‌کرد و از این طریق، اندیشه‌ هویت ملی آریایی کردها را در برابر عرب‌ها تقویت‏می‌کرد، حزب بعث عراق نیز فعالانه از رؤسای طوایف ناراضی و نخبگان تحصیل‌کرده‌ بلوچ که به سیاست‌های شاه معترض بودند حمایت و بلوچ‌ها را در ایجاد سازمان‌های سیاسی یاری‏می‌کرد. گرچه عراق در این ماجرا دخالت بیشتری داشت، سایر کشورهای عرب ازجمله سوریه و برخی شیوخ عرب در خلیج ‌فارس نیز از بلوچ‌های ناراضی در ایران حمایت‏می‌کردند. این کشورها درمجموع به تبلیغ اندیشه‌ای می‌پرداختند که ریشه‌ نژادی بلوچ‌ها را به اعراب منتسب‏می‌کرد (علوی‌پور،1388: 322). حامیان عرب امیدوار بودند یک هویت مشخص عرب- سنی را در برابر اکثریت فارس- شیعی برای بلوچ‌ها بیافرینند. نویسندگان عرب بر آن بودند که با ارائه‌ شواهدی مبتنی‏بر عرب‌بودن بلوچ‌ها، نظریه‌ آریایی‌بودن آنها را بی‌اعتبار‏سازند؛ آنها ضمن ابراز تأسف از این که بلوچ‌ها زبان عربی خود را فراموش‏کرده‌اند، از این جهت امیدوار بودند که بلوچ‌ها هنوز بسیاری از عناصر هویت فرهنگی و مذهبی عربی خود را حفظ‏کرده‌اند. مهم‏ترین سازمان سیاسی بلوچ ایرانی، یعنی جبهه‌ آزادی‌بخش بلوچستان، تحت حمایت سیاسی، مالی و نظامی‌حزب بعث عراق در اواخر دهه‌ 1960 و اوایل دهه‌ 1970 فعال شد؛ این جبهه مرکز اصلی خود را در بغداد قرارداد و برای تبلیغ مسائل قومی ‌در بلوچستان ایران، برنامه‌ای رادیویی تدارک‏دید. بیشتر فعالان سیاسی بلوچ در این سال‌ها در عراق یا شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس پایگاه داشتند؛ آنها در پایگاه‌های نظامی ‌این کشور آموزش‏می‌دیدند و رهسپار بلوچستان ایران می‌شدند تا ضد رژیم شاه به عملیات نظامی ‌دست‏بزنند؛ این سازمان سیاسی در قاهره و دمشق نیز دفتر داشت و مقام‏های سوری به آن، به‌عنوان نماینده‌ یک حکومت ایالتی در تبعید، موقعیت شبه‌دیپلماتیک داده‏بودند. حزب بعث عراق در مبارزه با شاه تلاش‏کرد ائتلافی ضدشاه متشکل از گروه‌های مختلف زبانی و مذهبی در ایران تشکیل‏دهد؛ به این منظور، سرلشکر پناهیان، عضو سابق ارتش ایران و فرقه‌ دموکرات آذربایجان و عضو حزب توده یک گروه سیاسی به ‌نام «جبهه‌ ملی خلق ایران» در بغداد تشکیل‏داد؛ این گروه، شاخه‌ای به ‌نام «حزب دموکراتیک بلوچستان» به‌وجود‏آورد و نشریه‌ای به‌ نام راه اتحاد به تمام زبان‌های رایج در ایران منتشرساخت؛ جبهه‌ آزادی‌بخش بلوچستان نیز به‌منظور جلب حمایت سیاسی، نظامی ‌و مالی از عراق و سایر کشورهای عرب، شعار عرب‌بودن بلوچ‌ها را مطرح‏کردند؛ این جبهه همچنین از ادعاهای عراق و سایر کشورهای عرب نسبت‏به خوزستان ایران یا به قول عرب‌ها «عربستان» حمایت‏کرد و ادعاهای عراق مبنی‏بر تعلق کامل بر شط‌العرب را پذیرفت.

2- قوم کرد و استفاده‌ ابزاری دو کشور

در خاورمیانه، مطالبات قومی ‌برای کسب حقوق سیاسی، همواره تحت لوای ناسیونالیسم عرب سرکوب‏شده‏است؛ بنابراین مناقشات قومی ‌در فضای پس از جنگ‏های جهانی، هنوز هم مسئله‌ای اساسی محسوب می‌شود. مسئله‌ کردها نمونه‌ بارز مناقشات است (میلتون و کلیف،1385: 91) کردها از آغاز، همواره به‌عنوان وسیله‌ فشار دولت‏های همسایه بر دولت عراق مورد استفاده قرارگرفته‌اند. ازجمله مهم‏ترین بهره‌گیری کشورهای همسایه را می‌توان در حمایت دولت ایران از شورشیان کرد عراق در دهه‌ 1970 دانست که درنهایت، دولت عراق را مجبورکرد معاهده‌ 1975 الجزایر با ایران را بپذیرد که براساس آن، خط مرزی دو کشور در اروندرود به‌گونه‌ای تنظیم‏شد که رضایت دولت ایران را به‌همراه‏داشته‏باشد (علوی‌پور،1388: 116). ادامه‌ رقابت ایران و عراق پس از سال1357 بر کردهای هر دو کشور تأثیرگذاشت. حزب دموکرات کردستان ایران و کومله پایگاه‌های نظامی ‌خود را در عراق مستقرکرده‏بودند و از بغداد کمک نظامی ‌و مالی دریافت‏می‌کردند؛ ایران نیز از حزب دموکرات کردستان عراق و در مواردی از اتحادیه‌ میهنی کردستان حمایت‏می‌کرد. تحول ژئوپلیتیک دهه پایانی قرن بیستم و جنگ‏های اول و دوم خلیج فارس در 1991 و 2003 که به سقوط صدام منجرشد، همراه با آرزوی دیرینه کردها برای نیل به استقلال، زمینه را برای ایجاد خودگردانی کردها و تأسیس حکومت منطقهای فدرال در شمال عراق فراهم‏کرد. شکل‏گیری این حکومت خودمختار که به‏ظاهر با حمایت گفتمان غالب نظام بین‏الملل بوده، با تثبیت موقعیت آن در قانون اساسی عراق، کسب امتیازهای برجسته ازجمله به‏رسمیت‏شناخته‏شدن حکومت منطقه‏ای آنها و اصل فدرالیسم، قانونی اعلامشدن نیروی نظامی کردها و رسمی‏شدن زبان کردی در کنار مشارکت گسترده کردها در هرم قدرت حکومت مرکزی عراق جدید، باعث شده‏است که دولت منطقه‏ای کردستان به مرکز سیستم کردستان و همچنین به کانون تحول و تأثیرگذاری بر دیگر عناصر این سیستم تبدیل‏شود. درخصوص اقوام کرد دولت باید با هوشیاری کامل در سیاست خارجی خود نسبت‏به کشورهای عراق و ترکیه، زمینه دخالت نیروهای فرامنطقه‏ای را در این مرزها به‏حداقل‏رسانده، در سیاست داخلی با اتخاذ سیاست‏های مدبرانه، حضور نیروهای کرد را در مدیریت‏های ملی و مشارکت مردم محلی را در اداره امور منطقه افزایش‏دهد تا از این طریق، ضمن ایجاد اعتماد و تقویت همگرایی، همبستگی ملی، جایگزین همبستگی محلی شود.

3- قوم عرب و ادعاهای انضمام‌طلبانه کشور عراق

هرچند موضوع تجزیه خوزستان و پیونددادن آن با بین‏النهرین از قرن نوزدهم مدنظر بریتانیا بود و در سال‏های 1303،1325،1329 و 1338 ه.ش دولت‏های عراق با پشتیبانی ضمنی بریتانیا و برخی دولت‏های عربی مانند مصر، سوریه، کویت و لیبی آن را پیگیری‏می‏کردند؛ از آغاز تکوین حزب بعث، فکر تجزیه خوزستان و الحاق آن به عراق به‏عنوان هدفی کلی همواره مدنظر بوده‏است. در جریان جنگ هشت ساله، دولت و رسانه‏های عراق بارها به طرح این آرمان پرداختند. به‏نظرمی‏رسد عراق در حمله به ایران دو هدف حداکثری و حداقلی ارضی و مرزی داشت؛ هدف حداکثری آن، الحاق جلگه خوزستان به‏ویژه قلمرو عرب‏نشین آن به عراق و هدف حداقلی، فسخ قرارداد سال 1975 الجزایر بود (کریمی­پور،1379: 45). ادعای آزادسازی و الحاقگرایانه دولت عراق در زمان جنگ هشت ساله، از عواملی است که موضوع بحران و جنگ میان ایران و عراق را پیچیده‏می‏سازد. هر دو کشور بهطور آشکار سعی‏کرده‏اند از تقسیم‏های فرقه‏ای و قومی یکدیگر بهره‏برداری‏کنند. هنگامی‏که عراق با عبور از مرز شطالعرب (اروندرود) به استان خوزستان که بیشتر، عرب‏زبان هستند، داخل شد، تصریح‏کرد که هدفش آزادسازی «عربستان» است (سالارنژاد،1389 :158). ادعای سرزمینی نسبت‏به استان نفت‏خیز خوزستان و اختلاف بر سر تعیین مرزهای آبی، شرایطی بسیار دشوار را در روابط دو کشور ایران و عراق رقم‏زده‏است (خسروی،1388: 76).

4- فرادستیِ هیدروپلیتیک ایران و فرودستیِ عراق

استفاده از منابع آبی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه به دلایل متعدد، مانند متکی‏بودن به حوضه آبی خارج از مرزهای سیاسی، شیوه‏های بهره‏برداری سنتی و نادرست، اجرای پروژه‏های متعدد آبرسانی و انتقال آب، افزایش سریع جمعیت به‏خصوص جمعیت شهری، تلاش برای تأمین نیروی هیدروالکتریک و... به مسئلهای سیاسی و استراتژیک مبدل‏شده‏‏است (احمدیان،1388: 50)، چون عراق هیچ رودخانهای ندارد که از داخل آن کشور سرچشمه‏گرفته‏باشد و رودخانه‏هایی که به عراق وارد می‏شوند، از ایران و ترکیه سرچشمه‏گرفته‏اند (جعفری ولدانی،1388: 65) این مسئله در سیاست خارجی و مناسبات دو کشور عراق و ایران نیز، حساسیتی درخور توجه دارد؛ چراکه اغلب رودخانه‌های جاری در عراق از کشورهای همسایه سرچشمه‏گرفته‌اند و به‌نوعی عراق را در گروگان خود قرارداده‌اند؛ بنابراین در مواقع ضروری می‌توانند اهرم فشارهای لازم را بر عراق واردکنند. رودخانه‌های آوارچای، لاوین‌چای، بانه‌چای، همچنین رودهای چومان و شیخان که شاخه‌های اصلی زاب کوچک‌اند، نیز قزل‌سو و رودخانه‌های آب‌شمشیر، لیله، زمکان، آب زرشک، هواسان، الوند، قوره‌پور، دیره، تنگاب، چم امام حسن، کنگاگوش، کانی‌شیخ، سده، تلخ‌آب، گدارخوش، چم سرخ، کنجان‌چم، گاوی، چنگوله، میمه و دویرج، از خاک ایران سرچشه‏می‌گیرند و به خاک عراق وارد می‌شوند. برداشت‏های کلان‌مقیاس ایران از آب رودخانه‌های وارده به عراق، می‌تواند موضوع مناقشه‌های نوینی باشد که حتی منابع قدیمی‌ مشاجره را تحت‌الشعاع خود قراردهد (نامی و محمّدپور،1387: 334).

افزایش مصرف آب در عراق و عدم‌استفاده‌ی بهینه از آن، موجب بروز اختلاف‏های میان این کشور و ایران شده‏است. دولت عراق به‏تازگی ادعاکرده‏است که ایران با انجام برخی اقدام‏ها روی رودخانه‌های مرزی، موجب کاهش میزان آب ورودی به عراق شده‏است. معاون وزارت امورخارجه‌ ایران، ضمن رد این ادعا آمادگی ایران را برای انجام مذاکرات فنی درخصوص تقسیم فنی آب رودخانه‌های مرزی با عراق و سهم دو کشور اعلام‏کرده‏است. وی با اشاره به توافق ایران و عراق در مارس 2008 برای حل همه‌ مشکلات میان دو کشور براساس معاهده‌ 1975 افزوده که در موافقت‏نامه‌ تقسیم آب رودخانه‌ها منعقده در سال 1975، میزان سهم هریک از دو کشور مشخص نیست و کمیسیونی متشکل از کارشناسان دو دولت در حال‌ تعیین سهم هریک از دو طرف هستند (جعفری‌ولدانی،1388: 66).

کردها نیز که جایگاهی ویژه‌ در دولت مرکزی عراق دارند، از قرارداد 1975 بیش از هر چیز، خواهان اجرای موافقت‏نامه‌ استفاده از آب رودخانه‌های مرزی آن هستند؛ زیرا آب سدهای دربندیخان و دوکان در منطقه‌ کردستان عراق از کوه‏های کردستان ایران سرچشمه‏می‌گیرند و در سال‏های اخیر در ملاقات با مسئولان کشور ایران، به‏کرات این خواسته را تکرارکرده‌اند؛ بنابراین مسئولان مذاکره‌کننده‌ کشور باید به این موضوع عنایت‏داشته‏باشند که به طرف عراقی پاسخ‏دهند که قرارداد مزبور براساس نص صریح آن به‌هم‌پیوسته، جامع و یکپارچه است و لازم است همه‌ بندهای آن هم‏زمان به‏اجرادرآیند تا بی‌جهت به طرف مقابل، امتیازی داده‏نشود (سجادپور و امیری‌مقدّم، 1388: 34). دنبال‌کردن طرح‌هایی مانند سد دوستی در گوشه شمال شرقی ایران در مرز مشترک ایران و ترکمنستان، در طول مرزهای غربی ایران در همجواری با حکومت حریم کردستان، موجب همکاری بیشتر، رواج توسعه در دوسوی مرز و باعث رشد احساس ایران‌دوستی در میان شهروندان کرد در آن سوی مرز می‌شود و از طرفی از هدررفتن آب‏های رودخانه‌های دایمی‌و فصلی جلوگیری‏می‌کند؛ درعوض به‌نظرمی‌رسد اگر کشور ایران به سیاستی مشابه سیاست افغانستان درخصوص هیرمند و ساخت کمال­خان و احتکار حق‌آبه‌ ایران، روی‏بیاورد، با توجه به پیوستگی قومی ‌و عاطفی مردم دو طرف مرز اعمال نظارت حکومت مرکزی در غرب کشور با چالش مواجه شده، موجب همگرایی بیشتر کردها بدون توجه به نقش حکومت مرکزی می‌شود؛ این سیاست از طرف حکومت حریم کردستان، خصمانه قلمداد شده، موجب بروز بحران ژئوپلیتیک دیگری در منطقه می‌شود؛ از بازتاب‏های این بحران ژئوپلیتیک، رخت‏بربستن توسعه، کاهش تولید محصولات کشاورزی و نارضایتی کردهای دو طرف مرز و تشدید احساس همگرایی در میان آنهاست.

به‌طورکلی، حدود 36 رودخانه‌ی مرزی در غرب ایران وجوددارند که به سمت کشور عراق سرازیر می‌شوند. چگونگی بهره‌برداری مشترک از آب رودخانه‌هایی که در غرب کشور وجوددارند می‌تواند هم به‌عنوان عنصری برای ایجاد دشمنی و هم به‌عنوان ابزاری در جهت گسترش روابط میان دو کشور ایران و عراق مورد بهره‌برداری قرارگیرد و درصورت نرسیدن این دو کشور به تفاهم در‏خصوص چگونگی بهره‌برداری مشترک از این رودخانه‌ها، در آینده مشکلاتی در روابط میان آنها پدیدخواهدآمد.

جدول 1. ویژگی‌های برخی از رودخانه‌های مرزی ایران و عراق

 

ردیف

نام رود

موقعیت جغرافیایی

درازا در ایران
(کیلومتر)

مرز مشترک ایران و عراق
(کیلومتر)

1

زاب کوچک

آذربایجان غربی

155

45

2

قزلجه سو

کردستان

28

15

3

کنگاگوش

کرمانشاه

79

75

4

الوند

کرمانشاه

117

55

5

قوره تو

کرمانشاه

45

34

6

زیمکان

کرمانشاه

10

-

7

سیروان

کرمانشاه

95

42

8

چنگوله

ایلام

82

-

9

تلخاب

ایلام

50

4

10

کنجان چم

ایلام

69

205

11

دویرج

ایلام

202

25

12

میمه

ایلام

161

25

 

منبع: (جعفری ولدانی، 1388: 66)

 

5- کیفیت دسترسی کشورهای عراق و ایران به خلیج ‌فارس

گرفتاری ژئوپلیتیک عراق در دسترسی به خلیج ‌فارس به‌دلیل ساحل بسیار کوتاه، بغداد را به فکر دستاوردهای ارضی در کویت و دو جزیره­ وربه و بوبیان انداخت؛ درواقع، بخشی از علل حمله‌ عراق به کویت، ناشی از تلاش رهبری عراق برای رفع این گرفتاری ژئوپلیتیک بود؛ راه‌حل استراتژیک دیگری که مورد توجه هر دو کشور ایران و عراق قرارگرفت منحرف‌ساختن جریان شط‌العرب (اروندرود) بود. به‌دنبال بحران 1969 روابط دو کشور بر سر رود اروندرود، ایرانیان به مطالعه‌ امکان منحرف‌ساختن کارون به رودخانه بهمن‏شیر پرداختند تا هم این رودخانه را قابل‏کشتیرانی‏سازند و هم شط‌العرب را از جریان آب کارون محروم‏کرده‏باشند و به این طریق از دردسر شط‌العرب خلاصی‏یابند؛ البته این طرح، خیلی زود بایگانی شد. به‌طورکلی انجام چندین فقره عملیات نظامی‌عراق ضد کویت همراه با تمایل ضمنی بغداد به حاکمیت بر استان خوزستان ایران، تردیدی باقی‏نمی‌گذارد که چگونه دولت عراق تلاش‏دارد فضای تنفسی خود را در خلیج‌ فارس وسیع‏ترسازد (مجتهدزاده، 1373: 148)؛ بنابراین بزرگ‏ترین تنگنای جغرافیایی کشور عراق، کوتاه‌بودن سواحل آن نسبت‏به قلمرو سرزمینی است. این کشور، ایران و کویت را مانع دسترسی آزادانه‌ خود به خلیج‌ فارس می‌داند چراکه برای استفاده از بندر بصره باید از آب‏های ایران و برای استفاده از بندر ام‌القصر باید از آب‏های ساحلی کویت استفاده‏کند (علوی‌پور، 1388: 113). با توجه به این موضوع، امنیت در خلیج‌ فارس به معمایی تبدیل‏شده که عدم ارائه‌ راه‌حلی مناسب به دخالت هرچه بیشتر کشورهای فرامنطقه‌ای و گسیختگی پیوندهای کارآمد میان کشورهای منطقه منجرشده‏است (ابراهیم‌فر،1387: 9). در مقایسه با کشور عراق، یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد ایران، همانا دارابودن مرز طولانی در خلیج ‌فارس و دریای عمان است که ایران را به آب‏های آزاد متصل‏می‌کند و به تعبیر اسپایکمن، ایران را از موقعیت بحری نیز بهره‏مندمی‌نماید؛ داشتن چنین ویژگی مهمی، ایران را نسبت‏به دیگر کشورهای همسایه و حتی منطقه­ جنوب غربی آسیا به‏خصوص کشور عراق متمایزکرده‏است (گل­وردی،1389: 11). موقعیت خلیج‌ فارس و دریای عمان در جنوب بهترین و مطمئن‌ترین موقع سیاسی را برای مرزهای جنوبی فراهم‏آورده‏است (اخباری و نامی، 1388: 179). دراختیارداشتن تنگه‌ راهبردی هرمز و بهره‏مندی از موقعیت گذرگاهی، ایران را به بهترین گلوگاه اقتصادی و انرژی جهان مسلط‏کرده‏‏است. اهمیت راهبردی تنگه هرمز جان کالینز را به اظهارنظر وادارکرده‏است: «تنگه‌ هرمز ممکن است ما را در جنگی زودهنگام گرفتارکند. در صورت وقوع، عوامل مختلف نظیر جغرافیا، انرژی، اقتصاد و امنیت درهم می‌آمیزند و موقعیتی حساس را به‌وجودمی‌آورند» (گل‌وردی،1389: 12).

ث- سیاست خارجی ایران

به‌ لحاظ ساختاری، ژئوپلیتیک، پایدارترین عنصر تعیین‌کننده‌ سیاست خارجی بوده‏است. نشیب ‌و فرازهای سیال‌بودن کانون­های قدرت، رابطه­ای متحول و متغیر میان سیاست خارجی ایران و ژئوپلیتیک به‌وجودآورده و بر ادراک نخبگان سیاست خارجی از تحولات ژئوپلیتیک، در سامانه‌ نهایی حرکت سیاست خارجی ایران، تأثیری درخور توجه داشته‏است؛ بنابراین، باید بتوان توازن لازم در حل چالش‌هایی مانند تنهایی استراتژیک و ژئوپلیتیک ایران، تعیین حوزه‌های تمرکز توجه ژئوپلیتیک، پرورش نگرش به سامانه‌ ژئوپلیتیک در محافل تصمیم‌گیری، ژئوپلیتیک حل تعارض‏های و جهانی‌شدن و مدیریت چالش‌های جدید ژئوپلیتیک ازجمله ژئوپلیتیک جدید شیعه، تنش‌های هیدروپلیتیک، ژئوپلیتیک قومیت و ... را برقرارکرد (سجّادپور، 1384: 126).

از ابتدای تأسیس جمهوری اسلامی ‌ایران، عواملی متعدد در شکل‌گیری سیاست خارجی ایران اثرگذار بوده‏اند. عامل ایدئولوژی اسلامی ‌در کنار دیگر عوامل داخلی مانند ناسیونالیسم، ژئوپلیتیک، اقتصاد به‌ویژه وابستگی به درآمدهای نفتی، فرهنگ، قومیت و رقابت‏های سیاسی جناح­های مختلف، اهمیتی خاص داشته‏است. عامل خارجی به‌معنای نظام بین‌الملل (منطقه­ای و جهانی) نیز بر رفتار خارجی ایران تأثیری بسزا داشته‏است. با پیروزی انقلاب اسلامی، ‌سیاست خارجی جمهوری اسلامی ‌ایران به‌دنبال کسب آزادی عمل بیشتر کشور در روابط خارجی خود و اتخاذ نقشی فعالانه­تر و مستقلانه­تر بود و می­خواست در روابط بین­الملل، صاحب ابتکار عمل باشد؛ این مسئله موجب شده تا نوعی بیگانه‌ترسی ذاتی و درونی‌شده و ناخشنودی از خارج که در تاریخ گذشته ایران ریشه‏داشته و در انقلاب اسلامی ‌ایران از اهمیتی ویژه­ بهره‏مند بوده‏است، راهنمای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ‌ایران شود. ژئوپلیتیک در روند گسترش‌طلبی قدرت‏های بزرگ در قرن نوزدهم و بیستم و درگیرکردن ایران در «بازی بزرگی» که بازیگران آن قدرت‏های جهانی بودند، نقشی مؤثر ایفاکرد. تحول‏های نظام بین­الملل و تحولات سیاسی و اجتماعی ایران و مهم‌تر از همه، انقلاب اسلامی ‌و جایگزین‌شدن جمهوری اسلامی ‌با گرایش استقلال‌طلبی با دیدگاه‏های به‏طور کامل، متفاوت از گذشته، هریک به‌نحوی این کشور را در تعامل سازگار یا ناسازگار با قدرت‏های جهانی درگیرکرده‏اند.

جمهوری اسلامی، ‌الگوی انطباق رضایت‌آمیز را که از دید آن تسلیم‌طلبانه و به ازدست‌رفتن استقلال ملی منجرمی‌شد، کنارگذاشت و الگوی نه‌شرقی و نه‌غربی را که به‌معنای نفی سلطه‌ی ابرقدرت‏هاست، جایگزین آن ساخت. ازآن­جاکه رویکرد ارزشی و ایدئولوژیک انقلاب که نمود خود را در آرمان‏هایی مانند تشکیل ام‌القری اسلامی، حمایت از مستضعفان و مظلومان، مبارزه با قدرت‏های ظالم، استکبارستیزی، صدور انقلاب اسلامی ‌و تلاش برای بیداری ملل اسلامی ‌در عرصه‌ سیاست خارجی نشان‏داد، با مقدورهای ملی و محیط بین‌المللی سازگاری نداشت، موضع­گیری سایر کشورهای منطقه و هر دو ابرقدرت جهانی را به‌همراه‏آورد؛ مخالفت این کشورها با انقلاب اسلامی ‌و تلاش‌هایی که برای براندازی آن صورت‏گرفت تصمیم‌گیرندگان را به این نتیجه رساند که همه‌ آنها ضد ایران هستند و مخالفت با آنها و نظام سلطه، ضرورتی ملی و دینی است؛ نتیجه‌ این نوع نگاه، جهت‌گیری اعتراضیِ سیاست ‌خارجی ایران بود. با گذر از شرایط انقلابی و تثبیت نظام به‌تدریج الگوی اعتراضی جای خود را به مدارا با جهان و تنش‌زدایی در روابط با سایر کشورها داد؛ این الگو توانست با طی‌کردن گفتگوهای انتقادی و سازنده، مذاکره و مفاهمه، زمینه‌ سوء‌تفاهم‏های میان ایران و سایر کشورها را رفع‏کرده، ایران را به بازیگری فعال در عرصه‌ بین‌المللی تبدیل‏کند.

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ‌در مقاطعی در حالتی واکنشی  نسبت‏به استراتژی‌های سلطه‌طلبانه، حالتی غیرواقع‌گرایانه و شعاری یافته، لذا قادر نبوده به‌نحوی واقع‌گرایانه، امکانات و محدودیت‌های ژئوپلیتیک خود را در منطقه بشناسد؛ این عدم درک، باعث شده که سیاست خارجی ایران بدون توجه به واقعیت‏ها و امکانات دیگران، به تلاش‏هایی خارج از توان خود برای شکل‌دادن به نظم مطلوب در خاورمیانه دست‏زند که نه‌تنها منتهی به هدف نیست بلکه هراس کشورهای همسایه و تحمیل هزینه‌هایی را به کشور نیز باعث می‌شود. ایران طی سده‌ اخیر، دو نوع رویکرد را در سیاست خارجی خویش برگزیده‏است: الگوبودن و ملی‌نگری؛ نگرش جهان‌نگری. در حالت اول دغدغه‌ نخبگان و حاکمان، ساختن ایرانی الگو و اثربخش در منطقه یا جهان بوده‏است؛ در رویکرد دوم، دغدغه‌ نخبگان و حاکمان و روشنفکران ایران، ساخت ایرانی جهانی بوده‏است. برخی از آنان معتقد بودند که ایران باید کانون جهان اسلام شود و بیداری اسلامی‌را رهبری کرده، قدرت‏های بین‌المللی را سر جای خود بنشاند. می‌توان با بهره‏گیری از ابتکار هالستی در پردازش نقش‌های کشورها در سیاست خارجی در باب ایران، دو نقش ویژه یعنی «مدافع اعتقادی خاص و دولت الگو» را ویژه‌ سیاست خارجی ایران اسلامی ‌انقلابی ‌دانست که به‌نحوی مضمر در هر دو نقش، نوعی نگاه فراوطنانه نهفته است (خلیلی،1390: 13) از نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ‌ایران نیز، عناوینی مانند اسلامی‌بودن (شیعی‌بودن) نظام سیاسی، حضور مؤثر ولایت فقیه، حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، حفظ وحدت و همبستگی ملی در حوزه‌ ارزش­های اساسی قراردارند به‌گونه­ای‏که هرگاه عوامل خارجی، این ارزش­های اساسی را مورد تهدید قراردهند، امنیت خارجی جمهوری اسلامی ‌ایران به‏خطرخواهدافتاد (مرادیان، 1390: 180).

ج- سیاست خارجی عراق

عراق به‌ دلیل وزن سیاسی و ظرفیت بالقوه‌ اقتصادی، نظامی ‌و جغرافیایی‌اش، یکی از بازیگران اصلی در منطقه خاورمیانه است و ازاین‌رو، به ‌همان میزان که از دگرگونی‌های منطقه تأثیرمی‌پذیرد، خود بر آن تأثیرگذار است (خسروی، 1388: 60). سیاست خارجی عراق در 1980-1975 مرحله­ عملگرایانه­ای داشته‏است به‌طوری‌که توسعه‌ سریع اقتصادی عراق، روابط آن کشور با غرب و فاصله‌ روبه‌ازدیاد آن از اتحاد شوروی، همگی پس از سال 1975 در یک سیاست خارجی معتدل و واقع‌گرایانه انعکاس‏یافت؛ این تغییر در خلیج ‌فارس بسیار قابل‌توجه بود، جایی که روابط با ایران، عربستان سعودی و شیخ‌نشین‏های محافظه­کار خلیج ‌فارس بهبودیافت. کمپ دیوید نیز بیشتر از هر عامل دیگری عراق را با سیاست اعراب همگون‏ساخت. در نوامبر 1978، رژیم عراق به‏منظور تشکیل اجلاسی متشکل از تمام حکومت‏های عرب (به‌جز مصر) برای نشان‌دادن عکس‌العمل نسبت‏به معاهده‌ کمپ­دیوید، اولین قدم را برداشت. عراق برای بار دیگر، مجبور شد تا موضع خود را در قبال مسئله فلسطین تعدیل‏کند، به حمایت خود از گروه تندرو نهضت فلسطین به رهبری ابونضال پایان‏دهد و روابط خود را با عرفات بهبودبخشد (مار، 1380: 365)؛ اما آنچه در طول تاریخ یک سده‌ گذشته‌ عراق، بیشتر جلب‏توجه‏می‌کند، رفتار خارجی تهاجمی ‌و ستیزه‌جویانه­اش در نیمه‌ قرن بیستم است (خسروی،1388: 60). سیاست خارجی تهاجمی ‌عراق در دهه‌های گذشته همواره عامل نگرانی برای کشورهای همسایه‌ آن و همچنین ثبات و امنیت منطقه‌ای بوده‏است. نگاهی عمیق به بحران‏های پیش‌آمده در دهه‌های اخیر، مانند سه جنگ خانمان‌سوز و روابط خصمانه‌ عراق با کشورهای همسایه، نشان‏می‌دهد که تقلیل‌دادن عوامل این بحران‌زایی‏های مکرر به ایدئولوژی بعثی حاکم بر این کشور از دهه‌ 1970 تا سال 2003 نوعی ساده‌انگاری است و ریشه‏های بحران را باید در جاهایی دیگر بررسی‏کرد. وضعیت خاص ژئوپلیتیک عراق، ازجمله عواملی است که در این میان می‌تواند به‌ویژه مورد توجه قرارگیرد. موقعیت ژئوپلیتیک کشور عراق، ازجمله عواملی است که همواره سیاست خارجی این کشور را به شکل‌های متفاوت، متأثرساخته‏است؛ البته تأثیر این عامل در کنار عواملی مانند ایدئولوژی و رهبری در مقاطع تاریخی مختلف به نوسان‏هایی دچار بوده، ولی به‏طور تقریبی همیشه به‌عنوان یکی از عوامل تعیین‌کننده‌ سیاست خارجی عراق به‌حساب‏آمده‏است. وجود منابع عظیم نفتی در عراق، مشکلات این کشور در دسترسی به آ‏ب‏های آزاد، وجود مرزهای طبیعی و تحمیلی با همسایگان و اختلاف بر سر نحوه‌ استفاده از رودهای مشترک، وجود اقوام و مذاهب مختلف در این کشور که زمینه‌ای مناسب برای پدیدآمدن واگرایی‌ها در داخل کشور است می‌توانند به‌عنوان ویژگی‌های ژئوپلیتیک و عوامل بروز چالش میان عراق و همسایگانش برشمرده‏شوند که سیاست خارجی این کشور را به‌شدت تحت ‌تأثیر قرارمی‌دهند. تاریخ معاصر عراق به‌خوبی نشانگر آن است که شرایط ویژه‌ ژئوپلیتیک عراق، فارغ از نوع حکومتی که در این کشور بر سر کار بیاید، همواره از عوامل تعیین‌کننده‌ سیاست خارجی این کشور بوده‏است و بررسی دقیق این ویژگی‌ها می‌تواند ما را در تحلیل آن یاری‏رساند (علوی‌پور، 1388: 108). به‌هرحال این واقعیت را درخصوص عراق و سمت‌گیری سیاست خارجی آن نباید منکر شد که این کشور در لحظه‌ تأسیس[4] با مشکل ضعف ژئوپلیتیک متولد شد و تا لحظه‌ای که این مشکل تداوم یابد، امیدها برای توسعه و پیشرفت آن برمبنای صلح و تفاهم با همسایگان تا حدود زیادی رنگ‏خواهدباخت (علوی‌پور، 1388: 119) بنابراین سیاست‌ خارجی عراق جدید نیز، همانند دوران پادشاهی و جمهوری، تا حدود زیادی از منابع پایدار و ثابت داخلی و جغرافیایی، متأثر است و ناسازگاری میان هویت و حاکمیت یا دولت و ملت، دشواری‌های ژئوپلیتیک، اقتصاد وابسته به نفت و هویت و ارزش‏های مشترک عربی از مؤلفه‌ها و ویژگی‌های اصلی آن هستند و به‌رغم تغییر ساختار حقوقی، این عناصر و ویژگی‌ها چندان تغییری نیافته، بعید است در آینده­ نزدیک، دگرگون شوند (خسروی، 1389: 59). می‌توان‏گفت سه متغیر «بقای رژیم، جلوگیری از فروپاشی جامعه و سرزمین عراق و ممانعت از مداخله‌ خارجی»، نقشی مهم ‌در شکل‏گیری و جهت‏[دهی] سیاست خارجی عراق دارند؛ بنابراین عوامل و مؤلفه‌های جغرافیایی، همواره نقشی اساسی و مستقیم در سیاست خارجی کشور عراق به‏خصوص نسبت‏به همسایگان مشترک در حوزه‌ خلیج ‌فارس ایفاکرده‏است.

نتیجه‌گیری

نگارندگان در مقاله‌ حاضر کوشیدند تا با استفاده از تحلیل کدها و ژنوم ژئوپلیتیک، مدلی نظری برای بازنمایی نحوه‌ تأثیرگذاری این مؤلفه­ها بر سیاست خارجی کشورهای ایران و عراق ارائه‏کنند. یافته‌ اصلی مقاله چنین است: کشورهای ایران و عراق هریک دارای ژنوم­های ژئوپلیتیک منحصربه‌فردی هستند که این ژنوم‏ها برای کشور رقیب به ‌مثابه­ یک کد ژئوپلیتیک محسوب شده، در سیاست‌ خارجی، تأثیرگذاری بسزا دارند؛ بر این اساس، مدل زیر برای تبیین چگونگی تأثیر کدها و ژنوم‏ها بر سیاست خارجی ایران در قبال کشور عراق ارائه‏می‌شود.

مدل شماره‌ 1. چگونگی تأثیر کد/ ژنوم‏های ژئوپلیتیک در سیاست خارجی ایران

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طراحی مدل: (نگارندگان)

برمبنای این مدل، دستگاه دیپلماسی کشور به شناسایی کدهای ژئوپلیتیک کشور مورد هدف (عراق) براساس ژنوم‏های ژئوپلیتیک کشور خودی اقدام‏می‏کند. کدها و ژنوم‏های ژئوپلیتیک به‌عنوان عواملی مؤثر بر جریان تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی تأثیرمی­گذارند؛ از این رهگذر براساس توانایی­های ژنومیک ‌و پتانسیل­های تأثیرپذیر از توان ژنومی ‌که از آنها به‌عنوان کدهای ژئوپلیتیک یاد می‌شود، اصول سیاست‌خارجی کشور شکل‏می‌گیرد؛ یافته­ دیگر مقاله، این است ‌که در جریان تقابل کدها و ژنوم­های ژئوپلیتیک تأثیرگذار بر سیاست خارجی ایران و عراق، براساس برتری نسبی موقعیت و وزن ژئوپلیتیک بیشتر ایران، و گرفتاری ژئوپلیتیک کشور عراق در زمینه‌ دسترسی به خلی‌فارس و پیوندهای مذهبی شیعیان[5] و نژادی کردها با از ایران، در صورت استفاده از موقعیت و وزن ژئوپلیتیک در سیاست‏گذاری‏های ایران در عرصه‌ سیاست خارجی، توانایی تغییر رفتار عراق به‌وسیله‌ ایران وجود‏دارد.

کشورها به‌عنوان بازیگران اصلی عرصه­ بین­الملل ناگریزند با دیگر بازیگران در مقیاس‏های محلی، منطقه­ای و جهانی تعامل‏داشته‏باشند که از طریق دستگاه دیپلماسی کشور، کانال­های ورود به این عرصه مشخص و طراحی می‌شوند. در این مدل حلقه­ مرکزی و منشأ شکل­گیری سیاست خارجی یک کشور نشان‏داده‏می­شود که در حلقه­ مرکزی، تصمیم‌سازان و تصمیم­گیران سیاسی، با هر مرام سیاسی و گرایش حزبی و ایدئولوژی وجوددارند؛ اما این تصمیم­گیران و تصمیم­سازان سیاسی از آزادی عملی نامحدود بهره‏مند نبوده، سیاست‏ها و اندیشه‌های آنها در مسیر ورود به کانال سیاست خارجی به‌وسیله­ عواملی به نام کدهای ژئوپلیتیک کشورِ هدف و ژنوم­های ژئوپلیتیکِ کشور مقصد محدود می­شوند؛ درواقع، ژنوم­ها و کدهای ژئوپلیتیک به‌عنوان تابلوهای دو طرف کانال سیاست خارجی قلمدادمی­شوند که نمایان­گر محدودیت‏ها و مقدورات‌اند. تابلوهای قرارگرفته در سمت ژنوم­های ژئوپلیتیک، در اتخاذ استراتژی افزایش قدرت ملی در راستای توسعه­ دامنه­ نفوذ در عرصه­ سیاست خارجی نقش‏ایفامی­کنند؛ درحالی‌که، ژنوم‌های ژئوپلیتیک در اتخاذ استراتژی کاهش قدرت کشور رقیب و هدف به‌کارگرفته‏می­شوند؛ درواقع، شناسایی کد و ژنوم‌های ژئوپلیتیک در عرصه­ سیاست خارجی از عوامل اصلی ایجاد انگاره­های ژئوپلیتیک و نگرش­های استراتژیک خاص نسبت‏به سایر رقبا به‌خصوص همسایگان رقیب هستند؛ به‌طوری‌که از پتانسیل تحت ‌تأثیر قراردادن موازنه‌ قدرت و چانه‌زنی دیپلماتیک دستگاه‏های دیپلماسی کشورها بهره‏مندند.

در این مدل کدهای ژئوپلیتیک متعددی بر پیکره­ جغرافیای سیاسی عراق متصورند که اهم آنها عبارت‏اند از: قوم کرد و مذهب شیعه؛ ازطرفی در کشور ایران نیز ژنوم­های ژئوپلیتیک متعددی که در تقابل با کدهای کشور عراق وجوددارند که عبارت‏ند از: تعدد قومیت‌های بومی ایرانی با دنباله‌ فرامرزی و مرکزیت شیعه؛ حال اگر تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان سیاسی در استراتژی‌های اتخاذشده خود، سیاست‏هایی اتخاذکنند که به فعال‌سازی ژنوم­های ژئوپلیتیک در راستای تأثیرگذاری بر کدهای ژئوپلیتیک کشور عراق منجرشود، در عرصه­ سیاست خارجی توان تفوق سیاست‏های ایران به چند برابر افزایش‏می‌یابد؛ به‌طور نمونه ازآنجاکه قوم کرد، قومی آریایی است که با دیگر اقوام ایرانی، نژاد مشترک، پیشینه­ تاریخی و تمدنی مشترک و خاطرات سیاسی مشترک دارد و ازطرفی در جغرافیای سیاسی ایران در حاشیه­ کشور قرارداشته، درصد کمی از جمعیت ایران را شامل می‏شود، قبایل کرد ایران دارای اختلاف مذهبی و تعدد لهجه‏اند و کمترین خطر را برای کشور ایران می‌توانند بیافرینند؛ درحالی‌که قوم کرد در عراق قسمت اعظم شمال و غرب عراق و مناطق نفت‌خیز را شامل می‌شود، حدود 20درصد از جمعیت عراق کردند، تاریخ سیاسی خشونت و به‌تبع آن خاطرات سیاسی متحدکننده­ای ضد حکومت مرکزی عراق دارند و از توان تأثیرگذاری زیادی در سیاست خارجی و داخلی عراق بهره‏مندند؛ بنابراین یکی از کدهای تأثیرگذار بر سیاست خارجی عراق و تحت ‌تأثیر قراردادن سیاست‏های این کشور، استفاده از اهرم قومیت است. نمونه‌ آن، حمایت از شورش کردهای عراق در زمان پهلوی دوم و تحت ‌تأثیر قراردادن سیاست کشور عراق در جریان قرارداد 1975 الجزایر است؛ این مزیت درخصوص سایر کدها و ژنوم­ها به ‌نفع ایران وجوددارد. البته اگر یک کشور از شناسایی و به‌کارگیری ژنوم­های ژئوپلیتیک خود در عرصه­ سیاست خارجی عاجز باشد، آن ژنوم­ها از طرف کشور رقیب به‌عنوان کدهای ژئوپلیتیک ارزیابی‏شده، سیاست‏های خود را در راستای تحت ‌تأثیر قراردادن کشور هدف از آن ناحیه تدوین‏می‏کنند.

در پاسخ به این پرسش که «چگونه بحث فرصت‌ها و چالش‌ها را می‌توان از مدل نظری بیرون‏آورد؟، چنین استدلالی را می‌شود ارائه‏کرد که فرصت‌آفرینی یا چالش‌آفرینی ژنوم­ها و کدهای ژئوپلیتیک تحت ‌تأثیر عواملی چند است که اصلی‌ترین آنها عبارت‏اند از: فضای استراتژیک حاکم بر منطقه، نوع و سطح رابطه­ سیاسی کشورهای همسایه، پیمان‌های سیاسی و نظامی و وابستگی کشور همسایه به قدرت­های فرامنطقه‌ای، تضادهای ایدئولوژیک و ذخایر و منابع طبیعی مشترک در مرزها؛

 

 

 

مدل شماره‌ 2 تقابل کد/ ژنوم­های ژئوپلیتیک برتر ایران و عراق

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طراحی مدل: (نگارندگان)

این عوامل می­توانند ژنوم­ها و کدهای ژئوپلیتیک را در راستای چالش‌آفرینی یا فرصت‌آفرینی برای کشورهای همسایه فعال‏کنند؛ به‌طوری‌که ممکن است کشورها تحت ‌تأثیر انگیزه­ها، نیروها، اهداف و منافع در یکی از سه حالت همکاری، رقابت و تعارض قراربگیرند (قوام،1383: 245). درواقع، اگر نیروهای سیاسی فعال در یک سازه­ ژئوپلیتیک اعم از درونی و بیرونی، براساس خصیصه‌های ساختاری و کارکردیِ درون‌منطقه‌ای با یکدیگر به تفاهم و همسویی برسند و نوعی همبستگی و وابستگی متقابل توأم با درک مشترک نسبت‏به امور منطقه فراهم‏آید، سازه­ ژئوپلیتیک به‌صورت تک‌معیاری و چندمعیاری به کمال همگرایی می‌رسد و بسترساز یک سازمان منطقه‌ای می‌شود؛ یعنی باید تلاش‏های توجیهی و دیپلماتیک، رایزنی‏ها و لابی‏ها و سیاست‏های تنش­زدایی در روابط توسعه‏یابد و نوعی خودآگاهی درون‌منطقه­ای برای ضرورت توسعه­ همکاری متقابل و برقراری صلح و امنیت در منطقه شکل‏گیرد (حافظ­نیا،1385: 112). با توجه به تحول‏های شکل‌گرفته در کشور عراق، فرصت‏های زیادی در راستای همکاری‌های بیشتر در تمام عرصه­ها شکل‏گرفته که در مقایسه­ کدها و ژنوم‏ها نمایان است که قدرت تأثیرگذاری و چانه‌زنی ایران در عرصه­ سیاست خارجی درخصوص کشور عراق بسیار بالاتر است. هرچند در عرصه‌هایی مانند شکل‌گیری حکومت کردستان در عراق و برقراری نظام فدرالیسم یا ناحیه‌ای در آن کشور و حضور قدرت‏های فرامنطقه‌ای، چالش‌هایی برای کشور ایران ممکن است به‌وجودآید. از یافته‌های دیگر پژوهش، شناسایی و دسته‌بندی پتانسیل­های مرتبط با فرصت‏ها و تهدیدهای شکل‌گرفته در مرزهای همجوار با کشور عراق است که در قالب دو جدول زیر می‌آیند.

جدول 2: فرصت‌های ایران در مرزهای همجوار با کشور عراق (منبع و ترسیم: نگارندگان)

ردیف

فرصت‌ها

1

شکوفایی قابلیت ترانزیتی استان‌های کردنشین و خوزستان به‌دلیل همجواری با کشور عراق و موقعیت دسترسی به آب‏های آزاد، به‌منظور فقرزدایی از این استان­ها و گسترش ارتباط با کشورهای حوزه‌ی جنوب خلیج ‌فارس

2

تقویت نقش ترانزیتی ایران و دولت کردستان و تقویت بازارچه­های مرزی

3

امکان استفاده از قابلیت نژاد مشترک با کردهای عراق و تجانس مذهبی با شیعیان در جهت منزوی‌ساختن عنصر سنی در عرصه­ سیاست‏گذاری خارجی کشور عراق

 

ادامه جدول2: فرصت‌های ایران در مرزهای همجوار با کشور عراق

ردیف

فرصت‌ها

4

شرایط ممتاز ایران برای تصدی نقش در بازرگانی ملی و ترانزیت خارجی میان اروپا و آسیای مرکزی با آسیای شرقی و جنوبی و امکان ایجاد و توسعه‌ مبادلات قانونی درزمینه‌ برق و گاز

5

استفاده از ظرفیت‏های بندری کشور ایران درراستای توسعه­ مبادلات اقتصادی کشور عراق و کم‏رنگ‏شدن تنش­های نشأت‌گرفته از بحران ژئوپلیتیک اروندرود

6

انتقال گاز طبیعی از منطقه عسلویه و استان ایلام به عراق

8

امکان اتصال خط آهن از آذربایجان غربی به شمال کشور عراق

9

وجود فضاهای طبیعی بدیع دریایی و تاریخی برای توسعه‌ صنعت توریسم

10

وجود مرقد مطهر امام رضا (ع) و حضرت معصومه(ع) در ایران و مرقد ائمه‌ اطهار (ع) در راستای جذب توریست‏های مذهبی

منبع: (نگارندگان)

جدول 3. تهدیدهای همجواری ایران با عراق، منبع و ترسیم: نگارندگان

ردیف

تهدیدات با منشأ خارجی و داخلی

1

مجاورت با محور انتشار افکار پان‌عربیسم و تجزیه‌طلبانه­ قوم کُرد

2

سرمایه‌گذاری عظیم دیگر کشورها درزمینه‌ اقتصادی و کمک بلاعوض به عراق و حضور نظامی‌آمریکا

3

عدم وجود ارتباطات بانکی، مالی و پولی مناسب با کشورهای همجوار

4

توجه صرف به بازارهای کشورهای همسایه و عدم حضور کشور مقابل در بازارچه‌های منتهی به مرز

5

پایین‌بودن سطح بهداشت در مناطق مجاور مرزهای خارجی ایران و انتقال انواع بیماری ها به داخل مرزهای کشور

6

ترددهای مرزی و مبادلات میان طوایف استان‏های کردنشین و عرب‌نشین با کشور عراق و مشکل‌شدن اعمال حاکمیت و کنترل مرزی

7

تأثیرگذاری عقب‌افتادگی و توسعه‌نیافتگی مرزنشینان عراق بر فرهنگ ساکنان مناطق مرزی به ‌دلیل وجود ارتباط میان آنها

8

بروز اختلاف و برخورد میان کشورهای منطقه و بروز ناآرامی‌های سیاسی(عراق، سوریه و ترکیه)

9

وجود گروه‏های تروریستی و معاند مانند: حزب پژاک و کومله و دموکرات کردستان

ادامه جدول3. تهدیدهای همجواری ایران با عراق، منبع و ترسیم: نگارندگان

ردیف

تهدیدات با منشأ خارجی و داخلی

10

تعصب‏های شدید مذهبی با گرایش وهابی از طریق حمایت عربستان سعودی در ابعاد گوناگون در عراق

11

پراکندگی قوم کرد در سه کشور ایران، عراق و ترکیه و اشتراکات قومی، زبانی و مذهبی

12

احیای قدرت فرقه‌های القاعده، احزاب سنی و وهابیون افراطی با همراهی و موافقت کشورهای اشغالگر عراق

13

حضور قدرت‌های مداخله‏گر مخالف ایران در عراق به‌دلیل عدم حضور به‌موقع و مناسب ایران در خلاء قدرت ایجادشده و احتمال پیوستن عراق به پیمان نظامیِ آمریکا‌محور ناتو و تکمیل حلقه‌ محاصره فیزیکی ایران

14

حضور و نفوذ جاسوسان و سرمایه‌گذاران اسرائیلی در منطقه­ خودمختار کردستان عراق

16

تأثیرگذاری شکل‌گیری دولت کردستان عراق در افزایش مطالبات قوم کرد در ایران

17

افزایش شدید هزینه‌های بهداشتی و درمانی به‌ دلیل ارائه‌ خدمات به اتباع خارجی در استان‌های غربی در مواقع بروز بحران‏های اساسی در عراق

18

تنوع و تکثر جریان‌های سیاسی، مذهبی و  فرهنگی و عدم اعمال کنترل بر این جریان‏ها به‌همراه منازعات، تعارض‏ها و واگرایی اجتماعی ناشی از آن

19

عدم‌ وجود ارتباط ریلی با داخل کشور و کشور عراق به ‌دلیل ضعف ساختارهای ارتباطی در استانهای کردنشین

20

افزایش میزان استفاده از آب رودخانه‌های مرزی و شکل‌گیری تعارض‏های هیدروپلیتیک به‌دلیل وابستگی شدید عراق

21

تقدم سیاست‏های امنیت‌محور بر سیاست‏های توسعه‌محور در استان‏های هم‌مرز با کشور عراق

منبع: (نگارندگان)



[1] . مضمونی اینچنین، چندان بی‌سابقه هم نیست؛ سخن از « خاستگاه ژنتیک یک دولت» (گالاهر و دیگران، 1390: 109)، نمودی از آن است. کد ژئوپلیتیک در تعبیر تایلور، عبارت از دستور کار عملیاتی سیاست خارجی یک کشور است که در ماورای مرزهای خود، مکان‌های جغرافیایی را ارزیابی‏می‏کند (Taylor,1994:330). شاید تعریف «مجموعه‌ پیش‌فرض‌های سیاسی-جغرافیایی مربوط به زیرساخت سیاست خارجی یک کشور» (Taylor & Flint, 2000: 62)، رویه‌ای دیگر از همان تعبیری باشد که نگارندگان مقاله، «ژنوم ژئوپلیتیک» نام‏نهاده‌اند.

[2] . Geopolitical Dependency.

[3]. Geopolitical Code.

[4] . در این زمینه، نگرش‌هایی چند درباره‌ معضلِ ژنتیک در زایمان دولت/کشور عراق وجوددارد؛ برخی از «دست‌ساز و مصنوعی‌بودن دولت در عراق» (Stansfield, 2007) نام به‌میان‏می‌آورند؛ برخی، از «عراق به‌منزله‌ کشور برساخته‌ انگلیسی‌ها پس از پایان قیمومیّت‌شان بر عراق در سال 1920» (Dodge, 2003)، یادمی‌کنند؛ و برخی، به «یکپارچگی عراق حتّی پیش از قیمومیّتِ انگلیسی‌ها و پیوندهای گسترده‌ میان کردها و عرب‌ها در دوران پیش از تشکیل امپراتوری عثمانی» (Haj,1997)، باور‏دارند؛ امّا کفّه ترازو در استدلال‌های همپیوند با ماهیّت ژنتیک ساختار دولت‌سازی و ملّت‌سازی (کشورسازی) بیشتر تقویت‌کننده‌ هویّت تصنّعی و نمایشیِ عراق است؛ در این زمینه تاریخچه‌ درازآهنگ درگیری‌های بسیار خشونت‌بار قومی و نژادی و مذهبی (Baram,1997; Zubaida, 2002) می‌تواند نشانه‌هایی بسیار قدرتمند را پیش چشم پژوهشگران بیاورد.

[5] . پس از تهاجم آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین، درواقع، شیعیان به‌نوعی جهش ژنگانی در ساختار قدرت سیاسی در عراق، دست‏یافتند؛ زیرا، تا پیش از سرنگونی حزب بعث، شیعیان، پنج دشواری اساسی درجهتِ زیستِ دسته‌جمعی در عراق داشتند: حضور ضعیف در ساخت قدرت سیاسی، وضعیت بد اقتصادی، حاشیه‌نشین‌شدن شیعیان به‌دلیل رشد و نمو پان عربیسم سنّی‌گرای بعثی، محروم‌سازی شیعیان از برخی از حقوق شهروندی، و سکولاریزاسیونِ تضعیف‌کننده‌ نهاد‌ه‌ها و پایگاه دینی شیعیان به‌منزله‌ برآمده‌ طبیعی از نظریه و پراتیک حزب بعث (Jabbar,2003: 69-70).

- منابع فارسی

-      ابراهیمی‌فر، طاهره (1387)، «نظم نوین امنیتی در خلیج‌فارس بعد از اشغال نظامی‌عراق»، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال سوم، شماره‌ 2، بهار1387.

-      احمدیان، محمدعلی(1388)، ویژگی‏های جغرافیایی کشورهای اسلامی، مشهد: سخن‌گستر، چ4.

-      اخباری، محمّد و محمّدحسن نامی‌(1388)، جغرافیای مرز با تأکید بر مرزهای ایران، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.

-      برزگر، کیهان (1387)، ایران، عراق جدید و نظام سیاسی-امنیتی خلیج‌ فارس، تهران: دفتر گسترش تولید علم معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی.

-      تیشه‌یار، ماندانا؛ و مهناز ظهیری‌نژاد (1384)، سیاست خارجی عراق: بررسی نقش ژئوپلیتیک عراق در روابط با همسایگان، تهران: مؤلفان.

-   جعفری ولدانی، اصغر (1388)، «استفاده از منابع آب رودهای مرزی ایران و عراق و حقوق بین‌الملل»، پژوهش حقوق و سیاست، سال یازدهم، شماره‌ 26، بهار و تابستان 1388.

-      حافظ­نیا، محمدرضا (1385)، اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک، مشهد: پاپلی.

-   حیدری، جهانگیر (1391)، «راهبرد تبدیل مرزهای تهدید استراتژیک به مرزهای امن (مطالعه موردی: مرزهای غربی کشور)»، مجموعه مقالات پنجمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران، رشت: دانشگاه آزاد اسلامی.

-      خسروی، غلامرضا (1389)، «مؤلفه‏های داخلی پایدار و مؤثر بر سیاست خارجی عراق جدید»، مطالعات راهبردی، سال سیزدهم، شماره1، بهار.

-      خلیلی، محسن (1390)، «بن‌مایه­ دگرگون‌شونده­ ژنوم ژئوپلیتیک در خاورمیانه­ عربی»، مجموعه مقالات همایش اسلام و تحولات خاورمیانه، تهران: سوم اسفند.

-      دهقانی‌فیروزآبادی، سیّدجلال (1382)، «منطق ژئوپلیتیک در سیاست خارجی عراق: علل و پیامدها»، مطالعات خاورمیانه، سال دهم، شماره‌ 2، تابستان.

-      زین‌العابدین، یوسف (1389)، ژئوپلیتیک، (ایده-کاربرد)، رشت: دانشگاه آزاد اسلامی.

-   سالارنژاد، مؤمن (1389)، تأثیر الگوی نظام سیاسی فدرال احتمالی عراق بر امنیت داخلی ایران، پایان‌نامه‌ کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.


-   سجّادپور، سیّدمحمّدکاظم؛ رضا امیری­مقدم (1388)، «نقش سازوکارهای حقوقی در حل وفصل منازعات ژئوپلیتیک، مطالعه موردی: عهدنامه مرزی حسن هم­جواری 1975 الجزایر»، ژئوپلیتیک، سال پنجم، شماره 2، پاییز.

-      سجّادپور، سیّدمحمّدکاظم (1384)، «ژئوپلیتیک وسیاست خارجی ایران: تداوم و تغییر»، ژئوپلیتیک، سال دوم، شماره1، بهار.

-      علوی‌پور، سیّدمحسن (1388). «ژئوپلیتیک عراق و امنیت در منطقه‌ خلیج ‌فارس». مطالعات خاورمیانه، سال شانزدهم، شماره‌ 2.

-      قالیباف، محمّدباقر و سیّدموسی پورموسوی (1387)، ژئوپلیتیک نوین خاورمیانه و سیاست خارجی ایران، پژوهش‏های جغرافیایی، شماره‌ 66.

-      قوام، سیّدعبدالعلی (1383)، اصول سیاست خارجی و سیاست بین‌الملل، تهران: سمت، چ 10.

-   کاتبی، محمود و احمد راستینه (1388)، «دکترین تعامل سازنده در سیاست خارجی ایران و ژئوپلیتیک نوین عراق»، تحقیقات سیاسی و بین‏المللی، شماره 3، پاییز.

-      کریمی‌پور، یدالله (1379)، مقدمه‌ای بر ایران و همسایگان (منابع تنش و تهدید)، تهران: دانشگاه تربیت معلم.

-      گالاهر، کارولین و دیگران (1390)، مفاهیم اساسی در جغرافیای سیاسی، ترجمه‌ محمّدحسن نامی ‌و علی محمّدپور، تهران: زیتون سبز.

-      گل­وردی، عیسی (1389)، «مرزها، آسیب‌ها و کارکردها»، بر­نامه‌ سیاست‏گذاری سیاسی دفاعی و امنیتی، سال اول، شماره‌2، زمستان.

-      مار، فب (1380)، تاریخ نوین عراق، ترجمه‌ محمّد عباسپور، مشهد: بنیاد پژوهش‏های اسلامی.

-   مجتهدزاده، پیروز (1373)، کشورها و مرزها در منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس، ترجمه حمیدرضا ملک محمّدی نوری، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی.

-   مرادیان، محسن (1390)، «مدل‏سازی ریاضی برای سنجش امنیت خارجی، مطالعه موردی جمهوری اسلامی ایران». ژئوپلیتیک، سال هفتم، شماره1، بهار.

-      مورلی، میلتون ادوارد  و پیتر هینچ کلیف (1385)، بحران در خاورمیانه، ترجمه‌ شهرزاد رستگار شریعت‌پناهی، تهران: قومس.

-      نامی، محمّدحسن و علی محمّدپور (1387)، جغرافیای کشور عراق با تأکید بر مسائل ژئوپلیتیک، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.

2- منابع لاتین

-       Alpher, Y. (February 6, 2008), “Stopping Iran Must be the Objective in Iraq”, the Strategic Interest.

-       Baram, A. (1997), “Neo- tribalism in Iraq: Saddam Hussein’s tribal policies 1991-96”, International Journal of Middle East Studies, vol. 29, No. 1, pp.1-31.

-       Barzegar, K. (2008), “The Shia Factor”, Eurasian review of Geopolitics, Issue 1, 2008, pp. 76-83.

-       Dodge, T. (2003), Inventing Iraq: The Failure of Nation Building and a History Denied, New York: Columbia University Press.

-       Haj, S. (1997), The Making of Iraq, 1900-1963: Capital, Power, and Ideology, Albany: State University of New York Press.

-       Jabbar, F. (2003), The Shiite Movement in Iraq, London: Saqi Books.

-       Stansfield, G. (2007), Iraq: People, History, Politics, Cambridge: Polity Press.

-       Taylor, P. (1994), Political Geography, London: Longman.

-       Taylor, P.; Flint, C. (2000), Political Geography, London: Pearson Education Limited.

-       Zubaida, S. (2002), “The fragments imagine the nation: the case of Iraq”, International Journal of Middle East Studies, Vol. 34, No. 2, pp. 205-215.