سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال عراق از منظر موازنه تهدید ( 2018-2003)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری روابط بین‌الملل دانشگاه تهران

2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه تهران

چکیده

بیشتر تحلیل­گران غربی به ویژه آمریکایی، عمدتاً از منظر واقع­گرایی تهاجمی به سیاست خارجی ایران در عراق می­نگرند. این نویسندگان اهداف و راهبردهای سیاست خارجی ایران را بیشینه­سازی قدرت در راستای هژمونی منطقه­ای، شدیداً فرقه­گرایانه و تهاجمی ارزیابی می­کنند. مقاله حاضر برخلاف رویکرد فوق، از دریچه موازنه تهدید «استیون والت»  به سیاست خارجی ایران در عراق از سال 2003 تا 2018 می­نگرد. آنچه راهبرد اصلی سیاست خارجی ایران در قبال عراق را شکل داده است، پاسخ به تهدیداتی بوده است که در دو سطح خارجی- غیر عراقی و عراقی، منافع و امنیت ملی ایران را هدف قرار می­داد. این تهدیدات در سطح غیر­عراقی به حضور نظامی آمریکا در عراق و در پیش­گیری سیاست تغییر رژیم در قبال ایران باز می­گشت. درسطح عراقی نیز، شکل‌گیری دوباره یک دولت تهدیدساز در بغداد یا دولتی وابسته به آمریکا و امکان تجزیه کشور در اثر گرایش­های  تجزیه­طلبانه کردها و ظهور داعش، از جمله نگرانی­های مقامات تهران بودند. این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است که جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی خود در قبال تحولات داخلی عراق پس از سقوط صدام، چه اهدافی را دنبال نموده است؟ مقاله ضمن بهره­گیری از آمارها و داده­های مستند، با روش توصیفی- تحلیلی  این فرضیه را به آزمون قرار خواهد داد که جمهوری اسلامی ایران به دلیل رفع تهدیدات پیرامون خود، هدفی را که در سیاست خارجی خود در قبال تحولات داخلی عراق، پس از سقوط صدام دنبال نموده، حفظ تمامیت ارضی عراق از طریق حمایت از یک دولت دوست و متحد در این کشور بوده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Islamic Republic of Iran's Foreign Policy towards Iraq From the perspective of Balance of Threat Theory (2003-2018)

نویسندگان [English]

  • Ayoub Menati 1
  • naser Hdian 2
1 Ph.D. in International Relations, Faculty of Law and Political Science, University of Tehran
2 Faculty Member of the Faculty of Law and Political Science, University of Tehran
چکیده [English]


Most Western analysts, especially Americans, look at mainly from the perspective of the offensive realism of Iran's foreign policy in Iraq. These authors assess the goals and strategies of Iran's foreign policy by maximizing power in the context of regional hegemony, highly sectarian and Offensive. Contrary to the above, the present paper looks at the Balance of Threat Theory Steven Walt's to Iran's foreign policy in Iraq from 2003 to 2018. What has shaped the main foreign policy strategy of Iran towards Iraq was a response to threats targeting Iran's interests and national security at two external levels - non-Iraqi and Iraqi. These threats on the non-Iraqi front led to the American military presence in Iraq and the prevention of regime change policy towards Iran. At the Iraqi level, the reappearance of a threatening government in Baghdad or a US-affiliated state and the possibility of breakdown of country from Kurdish separatist tendencies and the emergence of ISIS were among the concerns of the authorities in Tehran. The significant question of this paper is what goals the Islamic Republic of Iran have pursued its foreign policy towards the Iraq's vicissitude after the debacle of Saddam Hussein. Based on the paper's hypothesis, the aim pursued by the Islamic Republic of Iran in its foreign policy towards Iraq's vicissitude after Saddam's debacle was to preserve of Iraq's territorial integrity through the support of a friendly and allied government.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Iran's foreign policy
  • New Iraq
  • Iraq's territorial integrity
  • Arab nationalism
  • the United States of America

سرنگونی رژیم بعث در عراق در سال 2003، علیرغم خوشنودی ایران و ایجاد فرصت­هایی جهت بازتعریف نقش منطقه­ای، مجموعه­ای از تهدیدات با ماهیت نظامی، سیاسی، امنیتی را برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرد. علاوه بر تهدیدات گذشته که از سوی عراق متوجه منافع و امنیت ملی ایران می‌شد، تهدیدات جدید نیز، منشأ نگرانی‌ها بودند. این تهدیدات را می­توان در دو سطح دسته­بندی کرد: 1- سطح خارجی و غیر عراقی( حضور نظامی آمریکا در عراق و زمزمه­های در پیش گرفتن سیاست تغییر رژیم در قبال ایران) 2- سطح عراقی (نگرانی از سر برآوردن یک دولت تهدیدساز یا وابسته به آمریکا و تجزیه این کشور در اثر استقلال­طلبی کردها و ظهور داعش).

حضور نظامیان آمریکا در عراق و احتمال حمله نظامی به ایران، در صدر نگرانی‌های اولیه دولتمردان ایران در سال­های بعد از اشغال عراق و شکل‌گیری ساختار سیاسی جدید این کشور بود. آمریکا همه مؤلفه­های تهدید از منظر والت را دارا بود. به علاوه مقامات ایرانی برداشتی تهدیدآمیز از تهاجم آمریکا به عراق و حضور گسترده نظامی در این کشور داشتند. این احساس تهدید باعث شد که ایران از طریق حضور و نفوذ گسترده در سطح سیاست داخلی عراق و کاربست ابزارهای مختلف در پی ایجاد توازن با آمریکا و کاهش نقش و نفوذ این کشور باشد.

در سطح عراقی نیز، ایران نگرانی­های عمده­ای داشت که می­توان به شکل‌گیری یک دولت وابسته سکولار با گرایش­های  ناسیونالیسم عربی- عراقی اشاره کرد. این دولت می­توانست متأثر از سیاست‌های آمریکا، عامل فشارهایی بر تهران باشد و دوباره در نقش دولتی تهدید­ساز به مانند گذشته ظاهر شود. علاوه بر این، ایران نگرانی­هایی در خصوص خطر تجزیه عراق داشت که می‌توانست بر امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران تأثیری چشمگیر بگذارد. از این منظر استقلال کردستان عراق می‌توانست ناسیونالیسم کردی را در کردستان ایران تشدید و سطح مطالبات قومی را در آینده افزایش دهد. شکل‌گیری یک دولت سنی‌ در مناطق مرکزی عراق نیز (در اثر فروپاشی کشور) به طور بالقوه می‌توانست پایگاهی برای ناسیونالیست­های عرب و اسلام­گرایی سنی افراطی باشد، که رویکردی خصمانه به ایران دارند. دو رویداد ظهور داعش در سال 2014 و تشکیل خلافت در بخش­های وسیعی از این کشور و استقلال­طلبی کردها با برگزاری همه­پرسی، این تهدیدات را بالفعل ساختند. داعش، به واسطه گرایش‌های  شیعه­ستیزانه و نیات تجاوزگرانه نسبت به ایران یک چالش عمده امنیتی برای ایران و متحدینش در عراق ایجاد کرد. در صورت تحکیم خلافت داعش، کل پروژه ایجاد دولت دوست و متحد ایران در عراق با شکست کامل مواجه می­شد.

سؤال  اصلی مقاله حاضر این است که جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی خود در قبال تحولات داخلی عراق پس از سقوط صدام، چه اهدافی را دنبال نموده است؟ فرضیه مقاله این است که جمهوری اسلامی ایران به دلیل رفع تهدیدات پیرامون خود، هدفی را که در سیاست خارجی خود در قبال تحولات داخلی عراق، پس از سقوط صدام دنبال نموده، حفظ تمامیت ارضی عراق از طریق حمایت از یک دولت دوست و متحد در این کشور بوده است. این راهبرد ریشه در نگرانی­های امنیتی جمهوری اسلامی ایران داشته است. مقاله حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی بعد از بحث از چارچوب نظری، به بحث از تهدیدات متوجه امنیت و منافع ملی ایران در دو سطح غیرعراقی و عراقی می­پردازد.

الف- چارچوب نظری

یکی از نظریاتی که می­تواند با حک و اصلاح تا حدودی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در قبال عراق بعد از 2003 تبیین نماید، نظریه موازنه تهدید است. «استفن والت» یکی از مهم‌ترین نظریه­پردازان واقع‌گرایی تدافعی محسوب می­شود.

مهم­ترین گزاره­های نظریه والت عبارتند از: 1.دولت­ها نه به قدرت بلکه به تهدید پاسخ می­دهند. 2.سطح تهدید، تحت تأثیر قدرت انبوه، نزدیکی جغرافیایی، توان تهاجمی و نیات تجاوزکارانه قرار دارد. 3.پاسخ دولت­ها به تهدید یا به شکل موازنه (شکل­گیری اتحاد) و یا دنباله­روی از دولت تهدید کننده است. 4.ایدئولوژی یکسان، کمک­های گسترده اقتصادی- نظامی و سطح بالای نفوذ و لابی سیاسی، از عناصر مؤثر در شکل­گیری اتحاد علیه دولت تهدیدگر است. نظریه موازنه قوا پیش بینی می­کند دولت­ها علیه قدرتمند­ترین دولت در نظام بین­الملل متحد می­شوند، اما نظریه موازنه تهـدید پیش­بینی می­کنـد که آن­ها علیه تهدیدکننـده­ترین دولت متحد می­شوند. بنابراین، نظریه دوم می­تواند به این سؤال  پاسخ دهد که چرا یک دولت ممکن است علیه دیگر دولت که لزوماً قوی­ترین نیست، اما تهدیدکننده­ترین است اقدام به موازنه نماید (Walt, 1987: 5-7).

از دیدگاه والت «قدرت گرچه عنصر مهمی است اما همه آن نیست. دقیق­تر این است که بگوییم دولت­ها له یا علیه دولتی دست به ائتلاف می­زنند که بزرگترین تهدید علیه آنان است (Walt, 1987: 21). البته والت نظریه توازن قوا را نه غلط، بلکه ناقص می­داند؛ زیرا قدرت تنها عامل یا حتی مهم‌ترین آن در شکل­گیری موازنه نبوده، بلکه یکی از عوامل مؤثر آن است. سطح تهدید، تحت تاثیر قدرت انبوه، نزدیکی جغرافیائی، توان تهاجمی و نیات تجاوزکارانه قرار دارد.

والت در ابتدای کتاب «ریشه­های اتحادها»  این سؤال را مطرح می­کند که کشورها در مقابل کدام تهدیدات در پی کسب حمایت دولت دیگـر برخـواهند آمد؟(Walt, 1987: 3)  این سؤال را این­گونه  نیز می­توان طرح نمود که وجود چه عناصری نشانه تهدیدگری یک دولت است؟ والت در پاسخ به این سؤال  چهار منبع تهدید را به شرح زیر برمی­شمرد (Walt, 1990: 21–26).

قدرت انبوه: به معنی منابع کلی یک دولت و شامل جمعیت، قابلیت­های صنعتی- نظامی و توانمندی تکنولوژیک است. هر چه قدرت انبــوه یک کشور بیشتر باشد، میزان تهدیدی که متوجه سایر دولت­ها می­کند، نیز بیشتر است .(Walt, 1985: 9)

نزدیکی جغرافیایی: به فاصله سرزمینی موجود بین رقبای بالقوه گفته می­شود. هر چه فاصله بیشتر باشد، توان اعمال قدرت محدودتر و در نتیجه، تهدید بالقوه نیز محدودتر خواهد بود. به عبارتی، والت ظرفیت تهدید­زایی را با فاصله جغرافیائی دولت تهدیدکننده مرتبط می­داند.(Walt 1990:23)

قدرت تهاجمی: به معنی حد و اندازه قابلیت­های تهاجمی است. به هر میزان که قدرت تهاجمی بیشتر باشد، سطح تهدید یک دولت افزایش می­یابد. قدرت تهاجمی ارتباط نزدیکی با قدرت انبوه و نزدیکی جغرافیائی دارد  .(Walt 1990: 24)

نیات تهاجمی: به معنی نحوه تلقی و برداشت دولت­ها از دشمن بالقوه است. متغیر نیات تهاجمی بخشی از نظریه استفن والت است که او را از مادی­گرائی دور ساخته و رویکرد­های معناگرا- سازه انگارانه را به ذهن متبادر می­سازد. این ناشی ازمفهوم تهدید است که شاید حتی بیشتر از مفهوم قدرت معناگرایانه باشد       .(Walt 1990: 25–26)

برخلاف تحلیل­های صورت گرفته در مورد سیاست خارجی ایران را در عراق بر اساس نظریه واقع­گرایی تهاجمی، واقع­گرایی تدافعی و به­ ویژه  نظریه موازنه تهدید بهتر می­تواند سیاست خارجی ایران را در قبال عراق جدید تببین نماید. همان­طور  که گفته شد، ایران نه تنها در سطح غیر عراقی نگران اشغال عراق از سوی آمریکا و سیاست تغییر رژیم دولت بوش بود. علاوه بر این، تجزیه این کشور نیز می­توانست برای ایران چالش­زا باشد.

در چارچوب مقابله با تهدیدات بالقوه و بالفعل مذکور، راهبرد اصلی سیاست خارجی ایران، حفظ تمامیت ارضی عراق از طریق تقویت یک دولت دوست و متحد ایران در بغداد بوده است. حمایت از چنین دولتی نه تنها می­توانست به کاهش نفوذ آمریکا کمک کند و مانع از طرح­ها و فشارهای ضد ایرانی این کشور بر علیه ایران، از طریق ایجاد دولتی وابسته گردد، بلکه نگرانی­های ایران در خصوص حفظ تمامیت ارضی عراق را برطرف می­ساخت و زمینه­ساز  فصل جدیدی از مناسبات حسنه با ایران نیز می­شد.

ب- تهدید در سطح خارجی- غیر­عراقی

یکی از نگرانی­های ایران از حمله آمریکا به عراق، حضور نظامیان آمریکایی در مجاورت مرزهایش بود. آمریکا همه مؤلفه­های تهدید از منظر والت، از جمله قدرت کلی، مجاورت جغرافیایی (حضور نظامی گسترده در عراق)، قدرت تهاجمی و نیات تجاوزکارانه نسبت به ایران را دارا بود. به علاوه مقامات ایرانی برداشتی تهدیدآمیز از تهاجم آمریکا به عراق و حضور گسترده نظامی در این کشور داشتند. در ادامه به سیاست خارجی آمریکا در این سال­ها در قبال ایران و تلاش جمهوری اسلامی در ایجاد توازن و کاهش نقش آمریکا در تحولات این کشور خواهیم پرداخت.

با به قدرت رسیدن نومحافظه­کاران در کاخ سفید، برخلاف دولت کلینتون که از ژوئن 2000 مواضع نرمی در قبال ایران اتخاذ کرده بود، دولت بوش از همان آغاز ورود به کاخ سفید، مواضع و اظهارات تندی علیه ایران اتخاذ کرد؛ و ایران را به عنوان یک دولت سرکش[1] معرفی کرد (camrava,2008: 4).

سیاست­ها و ایدئولوژی تهاجمی دولت بوش، که بعد از حوادث 11 سپتامبر جنبه عملی نیز در افغانستان و بعدها در عراق به خود گرفت، مایه نگرانی مقامات تهران بود. علیرغم اقدامات متعدد ایران بعد از 11 سپتامبر از جمله محکومیت صریح اقدامات هراس­­پرورانه در عین محکومیت حمله آمریکا به افغانستان، تأکید بر محوریت سازمان ملل در مبارزه با هراس­پروری، حمایت از میانجی­گری اتحادیه اروپا در امور افغانستان و حتی کمک ایران به نیروهای بین­المللی به رهبری آمریکا در جنگ افغانستان علیه طالبان و فرآیند بازسازی افغانستان از توافق بن تا توکیو در جهت سیاست دیپلماسی بازدارنده و غیره، اما از سوی مقامات کاخ سفید به عنوان محور شرارت قلمداد شد (غرایاق زندی، 1390: 254-255).

علاوه بر مواضع فوق، بحث­های مربوط به طرح خاورمیانه بزرگ در همین مقطع در محافل سیاسی و دانشگاهی آمریکا و خاورمیانه رواج یافت که منشأ تفسیرها و سوء­ظن­های  عمده­ای از سوی کشورهای خاورمیانه در خصوص سیاست­های آینده آمریکا در منطقه شد. علیرغم بیانات تند مقامات کاخ سفید و محور شرارت خواندن ایران، عملا در سال اول فعالیت، این دولت راهبرد منسجمی در قبال ایران نداشت و مشخص نبود در آینده استراتژی نومحافظه­کاران چه سمت و سویی خواهد یافت. اما با حمله به عراق در مارس 2003 و پیشروی سریع نیروهای آمریکایی در ماه­های اولیه و سقوط سریع بغداد، ایالات متحده سیاست تغییر رژیم در قبال ایران را دنبال می­کرد. اگرچه دولت آمریکا به روشنی راهبردش را در این زمینه تدوین نکرده بود، اما شماری از مقامات ارشد و بانفوذ واشنگتن، شروع به بیان اظهارات و انتشار مطالبی در پیوند با تغییر رژیم در ایران نمودند. که می­توان به کتاب مشترک «پرل و فروم»  تحت عنوان «پایان شر: چگونه در جنگ علیه ترور پیروز شویم»[2]، اشاره کرد. آن­ها نوشته­اند: مشکل در ایران فراتر از بحث سلاح است. مشکل یک رژیم تروریستی است تا جستجوی سلاح؛ رژیمی که باید برود (Kamrava, 2008: 5).

بعد از سقوط سریع بغداد در همان هفته­های اول، مقامات ایران احساس خطر کردند. چرا که ایران خود را در محاصره آمریکا می­دید و برخی از رهبران آمریکایی نیز اظهاراتی دال بر سیاست تغییر رژیم در ایران مطرح نمودند. حسن دانایی­فر سفیر سابق ایران در عراق معتقد است: «طبیعتاً حضور نظامی آمریکایی­ها در خلیج فارس و ایجاد پایگاه­های نظامی آنها در افغانستان و حضور نظامی آنها در عراق برای ما نگرانی  دارد؛ این را نمی­توان گفت که کسی بگوید ما نگران حضور آمریکایی­ها در منطقه نیستیم و ما به دوستانمان در عراق اصرار داشتیم که حضور نظامی آمریکا در خاک آن کشور مغایر با روابط دوستانه­ای است که سال­های سال است با همدیگر داریم» (دانایی­فر، 1397، مصاحبه شخصی).

لذا علیرغم موضع بی­طرفانه  ایران در خصوص جنگ، اشغال عراق توسط آمریکا، خوشایند جمهوری اسلامی ایران نبود، چرا که با حضور آمریکا در خلیج فارس، نفوذ در آسیای مرکزی و اشغال افغانستان و سپس حمله به عراق، امنیت ملی ایران در معرض تهدید بود ( جوادی ارجمند،1392: 233).

بعد از شکست ارتش عراق و آغاز روند سیاسی این کشور، ایران به دیپلماسی فعال و سیاست حضور در ابعاد مختلف در معادلات سیاسی عراق روی آورد. در این راستا ایران همواره اشغال عراق از سوی آمریکا را مورد انتقاد قرار داد و از برگزاری انتخابات و تشکیل یک دولت برخاسته از اراده مردم عراق به حمایت پرداخت. جمهوری اسلامی ایران اولین کشوری بود که شورای حکومتی عراق را به رسمیت شناخت و یک هیأت ویژه سیاسی را به عنوان اولین هیأت رسمی بعد از سقوط صدام و به منظور دیدار با اعضای این شورا به عراق اعزام کرد (امیر عبداللهیان، 1388: 47).

از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران علیرغم مخالفت با تهاجم آمریکا به عراق، از فرصت­های همکاری نیروهای هم­پیمان عراقی خود  برای همکاری با آمریکا و کار کردن درون سیستم سیاسی مورد حمایت این کشور استقبال کرد. بعضی از گروه­های مورد حمایت ایران دست به سازماندهی و آمادگی جهت تاثیرگذاری بر آینده سیاسی در عراق شدند. سپاه «بدر» با نامگذاری مجدد خود تحت عنوان سازمان بدر سعی کرد که کمتر بر ماهیت نظامی خود تأکید کند و عمدتاً بر توسعه سیاسی و اجتماعی سازمان متمرکز شود (Fishman and Felter, 2008: 27) .

هدف­های ایران، از طریق برگزاری انتخابات و به قدرت رسیدن احزاب شیعه که اکثریت جمعیت این کشور حامی آنها بودند، همراه با نیروهای سیاسی کرد نزدیک به ایران قابل تحقق بود. در همین راستا، ایران پیشگام به رسمیت شناختن دولت عراق بود، در شرایطی که کشورهای عرب منطقه و هم­پیمان آمریکا مانند عربستان، قطر و امارات، از گشایش سفارتخانه و اعزام سفیر به این کشور طفره می­رفتند، ریاست جمهوری و وزیر امور خارجه ایران  بعد از تشکیل دولت عراق به این کشور سفر کردند (سعید ایروانی، 1387: 9).

در این راستا با برگزاری انتخابات در سال 2005 ائتلاف یکپارچه عراق اکثریت آرا را کسب و با نیروهای سیاسی کرد یک دولت ائتلافی را در بغداد تشکیل دادند که روابط حسنه­ای با ایران برقرار کرد. ایران در این مقطع سعی کرد این نیروها را به همدیگر نزدیک و از قدرت­گیری جریان­های سیاسی عراقی که رویکردی خصومت آمیز با ایران داشتند یا جریان­های وابسته به غرب جلوگیری نماید. سیاستی که در انتخابات 2010، 2014 و 2018 نیز، از سوی ایران دنبال شد.

مقامات آمریکایی که از نفوذ ایران در عراق ناخشنود بودند، به طور مداوم ایران را به حمایت از شبه نظامیان و دامن زدن به بی­ثباتی و مشارکت در حمله به نیروهای ائتلاف و آمریکا متهم می­ساختند. چنان ­که در گزارش 25 اکتبر 2007 وزارت خزانه­داری آمریکا بیان داشت: «نیروهای سپاه قدس تأمین­کننده حمایت مرگباری در شکل تسلیحات، آموزش، منابع مالی و هدایت گروه­های خاصی از شبه نظامیان شیعه عراقی هستند؛ کسانی که نیروهای عراقی، ائتلاف و مردم مدنی بی­گناه را مورد هدف و به قتل می­رسانند» (Alfone, 2017).

«کیگان» نویسنده آمریکایی در مورد حمایت ایران از شبه نظامیان و جنگ نیابتی آن ها علیه نیروهای آمریکا در سال 2007 نوشت: «مقامات نظامی آمریکا برآورد کرده­اند که سپاه قدس تجهیزات و منابع مالی به ارزش 750 هزار دلار تا 3 میلیون دلار آمریکایی را برای گروه­های خاص ماهانه، بعد از سال 2003 هزینه و تأمین می­کند» (Kagan, 2007: 5).

در راستای نشان دادن حسن نیت و تعهد ایران در قبال ثبات عراق و برطرف­سازی نگرانی­های آمریکا، ایران در سال 1386 درباره مسائل امنیتی عراق، چهار دور مذاکرات را با آمریکا انجام داد. اگرچه روند تحولات و درگیر شدن بیش از پیش آمریکا در مسائل عراق، سناریوی حمله نظامی و تغییر رژیم در مورد ایران را در دور دوم ریاست جمهوری بوش غیر ممکن ساخت، اما یکی از نگرانی­های ایران، به حضور نیروهای آمریکایی در این کشور باز می­گشت.

در این زمینه توافقنامه امنیتی دولت «نوری المالکی» با آمریکا در خصوص آینده نیروهای فوق در عراق، از موضوعاتی بود که ایران در خصوص آن ملاحظات جدی داشت. ایران مخالف امضای توافقنامه فوق بود. دولت ائتلاف عراق یکپارچه به نخست­ وزیری نوری­المالکی که از حمایت­های ایران نیز برخوردار بود، امضاء این توافق­نامه  را متناسب با منافع عراق ارزیابی نمود و در نوامبر 2008 آن را امضاء کرد؛ اما سعی کرد که ملاحظات ایران را در توافق­نامه  لحاظ کند. مثلا زبان این توافق­نامه  طوری بود که در آن مطرح شده بود از عراق به عنوان پایگاه  جهت حمله به کشورهای دیگر(تلویحاً ایران) استفاده نخواهد شد (ماده 27 این توافق­نامه) و یک جدول زمانی برای عقب نشینی نیروهای نظامی آمریکایی از عراق بر اساس درخواست ایران تعیین شد (یزدان فام،1390: 172-170).

حسن دانایی­فر سفیر پیشین ایران در عراق لحاظ شدن ملاحظات ایران در توافق را تأیید و اظهار می­دارد:

«بله طبیعتاً همان بندی که در توافق­نامه امنیتی آمده است، پیشنهاد ایران بوده و طبیعتاً ما این نگرانی­ها را داشتیم. نگاه کنید که در دوره مبارزه معارضین عراقی با  حکومت صدام هیچ یک از کشورهای اروپایی یا امریکا و یا کشورهای عربی به غیر از سوریه اجازه نمی­دادند معارضین عراقی وارد آن کشورها شوند. در آن زمان اکثر این معارضین چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب وارد ایران شدند و پایگاه، سازماندهی، آموزش و حمایتشان در ایران بود. لذا اینها رابطه بسیار مستحکم و ویژه­ای با ما داشتند و قطعاً نگرانی­های ما را درک می­کردند و در مذاکرات­ خود، نگرانی­های ما را هم اعمال می­کردند و یا تلاش می­کردند اعمال کنند» ( دانایی فر، 1397: مصاحبه شخصی).

پ- تهدیدات در سطح عراقی

در سطح عراقی، ایران بعد از سال 2003 با تهدیداتی مواجه بود که ظهور دوباره یک دولت تهدید­ساز و دشمن در بغداد یا وابسته به آمریکا و تجزیه این کشور از جمله آن بودند. ابتدا به بحث از تهدید در سطح ملی عراق، سپس تجزیه عراق خواهیم پرداخت. در سطح ملی، عراق با توجه به نزدیکی جغرافیایی، توان و امکانات بالقوه اقتصادی و نظامی، نیات تهاجمی که همیشه در بین برخی از رهبران و حکومت­های سابق این کشور نسبت به ایران وجود داشت، همواره منشأ تهدیدهای امنیتی جدی برای ایران بود و مؤلفه­های تهدید از منظر والت را دارا بود.

یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی ایران بعد از سال 2003، جلوگیری از شکل­گیری دولتی تهدیدساز به مانند گذشته یا وابسته به آمریکا، از طریق حمایت از یک دولت دوست در بغداد بود. ایران در این راستا با حضور مؤثر در عرصه سیاسی عراق، از همان ابتدا سعی کرد که قدرت از نیروهای ائتلاف به یک دولت منتخب مردم عراق واگذار شود و در نزدیک کردن احزاب و گروه­های سیاسی شیعه و کرد به همدیگر و تقویت موضع آن­ها در انتخابات­های سال 2005 نقش مهمی داشت.

حسن کاظمی قمی سفیر سابق ایران در عراق این مطلب را نیز تأیید و بیان می­کند:

«که در این مقطع، کاهش نفوذ ایالات متحده در روند سیاسی عراق و تشکیل یک دولت متحد و دوست در بغداد که مواضع خصمانه سابق را در خصوص ایران نداشته باشد و نگرانی­های ایران را در خصوص تهدیدات امنیتی حضور نیروهای آمریکایی در عراق را درک کند، از مهم­ترین اهداف سیاست خارجی ایران در تعامل با نیروهای سیاسی مختلف عراقی و حضور مؤثر در معادلات سیاسی این کشور بود» (کاظمی قمی،1397: مصاحبه شخصی).

این هدف از این­رو اهمیت راهبردی داشت، آمریکا همواره سعی داشت با مشارکت دادن نخبگان سنی و سکولار شیعه که مواضع غیردوستانه­ای در قبال ایران داشتند، از نفوذ ایران در عراق بکاهد. نیروهای فوق، با گرایش­های ناسیونالیسم عربی و اسلام­گرایی سنی در عرصه سیاسی عراق، پیوسته با سیاست­های ایران در عراق و نفوذ فزاینده آن در میان شیعیان ابراز نگرانی می­کردند. جریان­های سیاسی فوق طیف وسیعی را شامل می­شدند، از جمله حزب اسلامی عراق که دارای گرایش­های  اسلام­گرای سنی بود و در خلال سال­های 2006 تا 2010 با تشکیل جبهه توافق، نماینده اعراب سنی در صحنه سیاسی عراق بود. علاوه بر این، جریان ناسیونالیست سکولار که به وسیله جبهه دیالوگ ملی نمایندگی می­شد، به همراه تشکل­های دیگر ناسیونالیست عرب و طرفداران بعث بودند (Al-qarawee, 2014 ).

در کنار این نیروها می­توان به ائتلاف عراقیه به رهبری ایاد علاوی و شخصیت­های ناسیونالیست عراقی که مقامات عالی­رتبه­ای در آغاز شکل­گیری دولت جدید عراق داشتند، اشاره کرد. به عنوان مثال، در جولای 2004 وزیر دفاع موقت عراق «حازم الشعلان» بیان داشته که ایران دشمن شماره یک کشورش باقی مانده است؛ از تروریسم حمایت و دشمنان را وارد عراق می­کند؛ ایشان ادعا کرده است که مداخلات آشکار ایران در امور عراق را دیده­ است. این کشور را به مداخله جهت از بین بردن دموکراسی در عراق متهم نموده است. الشعلان در جریان درگیری نیروهای «مقتدی صدر» با نیروهای آمریکایی در نجف در سال 2004، ایران را متهم به فرستادن سلاح برای شورشیان شیعه در نجف کرد. مقامات ایرانی این ادعاها را تکذیب و از الشعلان به عنوان عامل آمریکایی نام بردند. سایر مقامات عراقی همچون «غازی الیاور»، رئیس جمهور موقت و «ایاد علاوی» در سال های 2004 و 2005 و سال های بعد از انتخابات 2010، نگرانی­های خود را از رفتارهای ایران در عراق ابراز داشتند. الیاور، ایران را متهم به کمک­های مالی به احزاب و شخصیت­های نزدیک به تهران و تزریق مقداری پول به مبارزات انتخاباتی عراق در راستای ایجاد یک حکومت شیعه همانند حکومت ایران نمود (Crisis Group Middle East Report, 2005: 1-5).

می­توان ادعا کرد حمایت ایران از ائتلاف یکپارچه عراق و احزاب کردی، بیشتر به واسطه این عامل در انتخابات فوق صورت می­گرفت، که این گروه­ها گزینه­ای بهتر از نیروهای ناسیونالیست سکولار عرب یا گروه های سنی هستند چرا که این گروه­ها رویکردی غیردوستانه در قبال ایران  دارند. از سوی دیگر در این مقطع گذار، ایران از به قدرت رسیدن نیروهای سکولار طرفدار آمریکا و تحکیم موقعیت آن­ها در سیستم سیاسی عراق نگران بود.

به قدرت رسیدن یک دولت دوست و متحد ایران برای اولین بار در تاریخ عراق (با اکثریت شیعی) زمینه را برای گسترش مناسبات با عراق در ابعاد مختلفی فراهم کرد. در سال 1386 پس از چهل سال، رئیس جمهور ایران به عراق سفر کرد و جو خوش­بینی و اعتماد بین رهبران بغداد و ایران گسترش یافت. بعد از این سفر نیز، مقامات بلندپایه دو کشور از قبیل وزیر امور خارجه ایران، نخست وزیر و رئیس مجلس ملی عراق از دو کشور دیدن و بر گسترش روابط تأکید کردند. در سفر احمدی­نژاد ضمن تأکید بر تحکیم و گسترش روابط، قراردادهای متعدد سیاسی، اقتصادی و امنیتی نیز منعقد شد (دهقان، 1389: 30).

در دو دورۀ نخست وزیری «المالکی»، در کنار برخی اختلافات محدود، مناسبات چندجانبه ایران با دولت بغداد گسترش یافت. تهران و بغداد به شیوه­ای فعال، برای گسترش مناسبات اقتصادی همکاری کردند. تا ژانویه 2010، دو کشور بیشتر از 100 قرارداد همکاری را امضاء کردند. برای اولین بار در نیم قرن اخیر، عراق یک دوست و نه یک دشمن برای ایران بود (Esfandiary and Tabatabai, 2015: 4-6).

در دوره نخست­وزیری «حیدرالعبادی» نیز، به واسطه کمک­های سیاسی، نظامی، اطلاعاتی ایران جهت شکست داعش و عملیات آزادسازی شهرهای عراق از این گروه تروریستی که بخش عظیمی از خاک عراق را اشغال کرد، مناسبات ایران بیش از پیش با دولت بغداد تحکیم گردید. نقش مهم ایران در حفاظت از تمامیت ارضی عراق در جریان مسأله استقلال­خواهی  کردستان هم، نه تنها نیروهای سیاسی دوست ایران را در عرصه سیاسی این کشور تقویت کرد، بلکه ایران را به متحدی استراتژیک و قابل اتکا برای دولت بغداد تبدیل ساخت.

بعد از انتخابات سال 2018 و روی کار آمدن دولت عادل «عبدالمهدی» نیز این همکاری­ها در سطوح بسیار عالی ادامه پیدا کرد؛ به طوری که حسن روحانی رئیس جمهوری ایران در شرایطی که پس از خروج امریکا از برجام و اعمال تحریم­های شدید علیه ایران، در ۲۲ اسفند ۹۷ سفر سه‌ روزه خود به عراق را به پایان رساند. این سفر رئیس‌جمهور به یکی از مهم‌ترین همسایه‌های ایران موجب تحکیم روابط دوجانبه درحوزه‌های مختلفی از روابط سیاسی گرفته تا مناسبات اقتصادی و از ارتباطات فرهنگی گرفته تا پیوندهای اجتماعی شد. این سفر نقطه اوج توسعه روابط دوجانبه به حساب می‌آید و آمریکا و عربستان با وجود تلاش‌های زیاد نتوانستند نفوذ ایران در منطقه به خصوص در عراق را کاهش دهند. 

به لحاظ روابط اقتصادی ایران و عراق نیز از ابتدای شکل­گیری عراق جدید به همکاری در این زمینه پرداختند و این روند به ویژه بعد از تحمیل رژیم تحریم­ها بر ایران در سال 2011 بیشتر گردید. به دنبال تشدید تحریم­ها، ایران در جستجوی جایگزین کردن شرکای تجاری سنتی­اش در منطقه یعنی ترکیه و امارات با عراق بود. امروزه عراق یکی از پنج شریک تجاری اصلی ایران است (Esfandiary and Tabatabai, 2015: 4-6).

طبق گزارش تحلیلی خبرگزاری فارس از میزان صادرات ایران در سال 97، عراق مقصد 17 درصد صادرات ایران از سال 88 تا 96 به شمار می‌رود که بعد از چین دومین طرف تجاری ایران از این حیث محسوب می‌شود. همچنین آمارهای سال جاری نیز نشان می‌دهند در 10 ماهه ابتدایی، میزان صادرات ایران به عراق بیش از 7.5 میلیارد دلار بوده که از کل صادرات ایران به این کشور در سال گذشته بیشتر است . از سوی دیگر، بر اساس آمارهای بین المللی از سال 2007 تا 2018 عراق با 65 میلیارد دلار واردات، دومین مقصد کالاهای ایرانی به شمار می‌رود. با این حال مقایسه حجم صادرات ایران و ترکیه به عراق از سال 2007 تا 2018 نشان می‌دهد که ترکیه با وجود داشتن فقط یک گذرگاه مرزی با عراق، توانسته در این مدت بیش از 93 میلیارد دلار صادرات به این کشور داشته باشد. این درحالی است که ایران 15 گذرگاه مرزی با عراق دارد (خبرگزاری فارس،14/12/1397).

همچنین «محمدرضا مودودی» سرپرست سازمان توسعه صادرات در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، با مقایسه ارزش متوسط کالاهای صادراتی کشورمان به عراق در سال گذشته اظهار کرده است:

در سال ۹۷، ارزش متوسط کالاهای صادراتی کشور به ازای هر تن، ۳۶۰ دلار بود و این درحالی است که ارزش متوسط هر تن کالای صادراتی ایران به عراق ۵۰۰ دلار بوده است. ایشان همچنین به این موضوع اشاره می­کند که در سال ۹۷، صادرکنندگان کشورمان توانستند کالاهای با ارزش‌افزوده بالاتر به کشور عراق صادر کنند. به گفته وی سهم عراق در تجارت با ایران بیش از ۵۰ درصد افزایش داشته و ایران توانست ۲۹ درصد سهم بازار عراق را در سال ۹۷ از آن خود کند (خبرگزاری تسنیم،16/01/1398)؛ و این نشان می­دهد که در سال97 کشور عراق بعد از چین بزرگ‌ترین واردکننده محصولات و کالاهای ایرانی بوده است و از نظر تنوع کالاهای وارداتی، در جایگاه نخست بین کشورهای واردکننده کالاهای ایرانی قرار گرفته است و رکورد ۹ میلیارد دلار صادرات ایران به عراق ثبت شده است.

علاوه بر این ایران و عراق در زمینه­های دیگر از جمله برق، گاز، نفت و توریسم درمانی همکاری دارند. که همکاری دو کشور در حوزه انرژی بعد از خروج آمریکا از برجام با چاش­های زیادی مواجه شده است. اکنون سایه سنگین فشارها و تحریم­های ایالات متحده آمریکا و وزارت خزانه­داری این کشور به عنوان مانعی جدی بر سر راه روابط اقتصادی عراق و ایران به ویژه در حوزه مناسبات بانکی و ارزی عمل می­کند و در این مدت نیز فشارهای واشنگتن تاثیرات منفی جدی را بر این روابط داشته است. دولت امریکا برای کاهش روابط اقتصادی ایران و عراق به ممنوع ساختن تعاملات دلاری پرداخته و در تلاش است تا واردات گاز و برق از ایران را نیز به تدریج محدود کند.

در این ارتباط می­­توان به دیدار آقای «ریک پری» وزیر انرژی ایالات متحده در ملاقات با مقامات دولت جدید در عراق  اشاره کرد که در این دیدار خواستار افزایش تولید نفت توسط آن­ها و صادرات نفت به ترکیه شد. او در این سفر حامل پیام قاطع دولت ترامپ به حکومت عراق مبنی بر عزم جدی آمریکا برای کاهش وابستگی عراق در زمینه انرژی به منظور مقابله با نفوذ ایران در عراق بود. آمریکا در این راستا به طور جدی از دولت عراق می­خواهد که صادرات نفت خود را بالا ببرد، تولید داخلی برق را افزایش دهد و مصرف گاز را کاهش دهد تا در این زمینه به ایران وابسته نباشد و در نتیجه نفوذ ایران در عراق کاهش یابد. وزیر انرژی آمریکا همچنین خواستار افزایش مشارکت و همکاری عراق با شرکت­های آمریکایی شد (www.energy.gov,2018).

ت- تهدیدات ناشی از تجزیه عراق برای ایران

بخشی از راهبرد اصلی سیاست‌خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال عراق، حفظ تمامیت ارضی عراق بود که با ظهور داعش و همه­پرسی اقلیم کردستان با چالش مواجه شد. در پایین به تهدید داعش و واکنش ایران به آن پرداخته می­شود، سپس به بحث از استقلال­طلبی کردها خواهیم پرداخت. شکل‌گیری یک دولت سنی‌گرا در مناطق مرکزی عراق با ظهور داعش، عملاً عراق را در معرض فروپاشی قرار داد. این دولت، بالقوه می‌توانست پایگاهی برای ناسیونالیست‌های عرب و اسلام­گرایی  سنی افراطی باشد، که رویکردی خصمانه به ایران  دارند.

داعش همچنین، به واسطه گرایش­های  شیعه­ستیزانه، نیات تجاوزگرانه نسبت به ایران، نزدیکی جغرافیایی، قدرت نظامی و تهاجمی، یک چالش عمده­ای برای ایران و متحدینش در عراق از جمله کردها و شیعیان یا دولت متحد ایران در بغداد ایجاد کرد. در صورت تحکیم خلافت داعش، کل پروژه ایجاد دولت دوست و متحد ایران در عراق و دغدغه حفظ تمامیت ارضی عراق، با شکست کامل مواجه می شد. ایران در این مساله از طریق شکل دادن ائتلافی از اقلیم کردستان و دولت عراق دست به ایجاد توازن و مقابله با تهدید مشترک کرد.

 

ث- ظهور داعش و خطر فروپاشی عراق

ظهور و پیشروی­های خیره کننده داعش در مناطق مختلف عراق در سال 2014، تمامیت ارضی عراق را با خطر جدی مواجه ساخت. داعش با استفاده از تسلیحات پیشرفته و کمک­های لجستیکی و نظامی کشورهای منطقه و فرامنطقه­ای توانست به سرعت در کشورهای عراق و سوریه نفوذ کند و مناطق وسیعی را تحت کنترل خود درآورد. این مسائل باعث شد که دولت­های شیعی عراق و سوریه در معرض فروپاشی قرار بگیرند و با این کار محور مقاومت در معرض فرسایش و تهدید می­گرفت. با حمله داعش به عراق موجی از فرقه­گرایی و تفرقه شکال گرفت و فشارهای دیپلماتیک علیه شیعیان و سیاست خارجی ایران افزایش یافت و با اقدامات بی­سابقه­ای از جمله قتل و عام شیعیان در عراق، تهدیدات مربوط به امنیت و منافع ملی ایران عینیت یافت.

محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه ایران معتقد است که داعش محصول دو چیز است: اول تهاجم آمریکا به عراق و حضور نیروهای خارجی که یک عنصر محرکه برای مقاومت را ایجاد کرده است و دوم احساس عدم توازنی که در میان برخی کشورهای منطقه بعد از سقوط صدام غلبه یافته است؛ آن­ها سعی می­کنند که وضع موجود را تغییر دهند (sfandiary and Tabatabai, 2015: 6).

با پیشروی داعش و زمزمه­های حمله به بغداد، لحن مقامات ایرانی و نگرانی­های آن­ها از به قدرت رسیدن دوباره گروه­های جهادی در عراق با همکاری بعثی­ها یا تجزیه این کشور بیشتر شد. ایران در کمک به نیروهای کرد و عراقی در مقابله با داعش، از همان آغاز تردیدی به خود راه نداد و فعالانه آن­ها را تشویق به مبارزه با این گروه کرد. با اینکه نیروهای سیاسی کرد به ویژه حزب دموکرات کردستان عراق و نیروهای اسلامگرای کرد، در ابتدا مخالف درگیر شدن با داعش بودند و مقامات کرد صراحتاً اعلام کردند که ما وارد جنگ مذهبی تحت لوای جنگ ترور نمی­شویم. اما بعد از حمله داعش به چند شهر کردها از جمله شنگال و به خطر افتادن پایتخت اقلیم کردستان (اربیل) تصمیم به جنگ با داعش را با تمام قوا اتخاذ کردند. ایران اولین کشوری بود که جهت مبارزه با داعش به حکومت اقلیم کردستان بنا به گفته «مسعود بارزانی» کمک تسلیحاتی کرد .(Geranmayeh, 2014)

کمک­های ایران چنان تعیین­کننده بود که از پیشروی­های داعش به سمت «بغداد» و «اربیل» جلوگیری کرد. سپاه پاسداران به ویژه نیروی قدس به فرماندهی سردار قاسم سلیمانی، نقش مهمی در آموزش و فرماندهی نیروهای عراقی در خلال جنگ داعش داشتند. به ویژه آموزش نیروهای داوطلبی که برای جنگ داعش از سوی نیروهای سیاسی عراقی (از جمله صدری­ها، کتائب حزب الله، کتائب الامام علی، سازمان بدر، عصائب اهل حق) در استان­های مختلف عراق استخدام می­شدند. همچنین فرماندهان نیروی قدس سپاه، مستقیماً در برخی مراکز اصلی درگیری همچون محاصره «آمرلی» در شمال عراق فعال بودند؛ جایی که نیروی کرد و شبه نظامیان شیعه عراقی با ورود سردار سلیمانی نهایتاً داعش را شکست دادند (Adelkhah, 2015).

این فعالیت­ها بخشی از حضور و ایفای نقش ایران در جنگ علیه داعش در عراق بوده است. ایران در خلال جنگ همواره کمک­های اطلاعاتی مهمی به نیروهای کرد و عراقی کرده است. گزارش­های مختلفی از استقرار نیروهای اطلاعاتی ایران جهت ردیابی ارتباطات نیروهای داعش و بعضاً جلوگیری کردن از آن، از سوی رسانه­های مختلف منتشر شد. همچنین رسانه­هایی نیز، از فرستادن هواپیماهای بدون سرنشین ساخت ایران به عراق، جهت مقابله با داعش خبر دادند (Adelkhah, 2015).

ایران در خلال جنگ داعش هزینه­های زیادی متحمل شد. تنها چهل تن از مشاوران نظامی سپاه به نیروهای «حشد­الشعبی» از 15 مارس 2014 تا 3 اگوست 2017 در عراق جان باختند (Alfoneh, 2017). سپاه پاسداران و سردار سلیمانی در سازماندهی و تشکیل نیروهای حشد­الشعبی، آموزش و ارائه مشاوره در خلال جنگ و آزادسازی موصل و سایر شهرهای اشغال شده از سوی این گروه افراطگرا نقش مهمی داشتند. برخی از مقامات حشد­الشعبی به این مسأله اذعان کرده­اند ( Roggio and Weiss, 2015).

ج- استقلال­خواهی کردستان عراق و بازگشت خطر تجزیه

همه­پرسی در کردستان عراق نیز، در زمره وقایعی بود که راهبرد اصلی سیاست خارجی ایران را در عراق با چالش مواجه می­ساخت. نگرانی­های ایران دارای سه بعد داخلی ایرانی- عراقی، منطقه­ای و بین­المللی بود. در سطح داخلی ایرانی، مقامات ایران از تأثیرات این مسأله بر امنیت ملی ایران و تشدید گرایش­های  ملی­گرایانه کردی و دامن زدن به خواست­های واگرایانه در کردستان ایران نگران بودند. در بعد امنیت داخلی عراقی نیز، تجزیه کرستان عراق، امکان چند پاره شدن عراق و تجزیه مناطق سنی نشین را دامن می­زد. در صورت چنین سناریویی، این مناطق حوزه نفوذ رقبای منطقه­ای ایران و نیروهای عربگرا و سنی­گرایی می­شد، که می­توانست در آینده تهدیداتی را متوجه ایران سازند.

نگرانی منطقه­ای ایران در بعد منطقه­ای، به حمایت اسرائیل از تأسیس دولت کردی باز می­گشت. تهران از طرح­های ژئوپولتیکی اسرائیل در منطقه شمال عراق نگران بود،که اسرائیل با حمایت عمومی از همه­پرسی، در پی پاسخی به سال­ها حضور ایران- حزب الله در مرزهای شمالی­اش باشدNadimi, 2017) ). در بعد بین­المللی نیز، سوءظن مقامات تهران نسبت به سیاست آمریکا در عراق و احتمال تبدیل چنین دولتی به متحد غرب، اسباب نگرانی دیگر ایران بود.

از دید رهبران کرد، علیرغم فدرالی بودن سیستم سیاسی عراقی بعد از 1382 و مبارزه کردها با داعش و هزینه­های زیاد در این راه، حکومت مرکزی عراقی حاضر به برگزاری رفراندوم و اجرای ماده 140 قانون اساسی، جهت پایان دادن به اختلافات بر سر سرزمین­های مورد اختلاف نشده است. همچنین دولت مرکزی از تسهیم منابع نفتی به نحو عادلانه یا پرداخت بودجه کردستان که از سال 2014 قطع شده بود، طفره رفته است وحمایت کافی به لحاظ آموزشی، سلاح و مالی از نیروهای پیشمرگ به عمل نمی­آورد. با اتمام عملیات آزاد سازی موصل از کنترل داعش، رهبران کرد بحث برگزاری همه پرسی جهت استقلال از عراق را مطرح ساختند. این در حالی بود که برخی از مناطق از جمله «حویجه» از شهرهای استان «کرکوک» همچنان در دست داعش باقی مانده بود.

در 7 ژوئن 2017 مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان اعلام کرد که رفراندوم استقلال اقلیم کردستان در 25 سپتامبر 2017  برگزار خواهد شد. وی معتقد بود که این رفراندوم حق قانونی و طبیعی مردم ماست و بعد از آن ما می­خواهیم روی نتایج رفراندوم به شیوه­ای مسالمت­جویانه مذاکره کنیم و این مسأله را با بغداد از طریق صلح­آمیز و نه خشونت حل و فصل کنیم (Macdiarmid, 2017).

  دولت عراق برگزاری رفراندوم را غیر قانونی و از همان آغاز انجام چنین امری را در تضاد با یکپارچگی و تمامیت ارضی عراق دانست و به مخالفت با آن پرداخت. دولت­های منطقه نیز، به دلایل مختلف از جمله دلایل امنیتی با در پیش گرفتن چنین سیاست­هایی از سوی بخشی از مقامات اقلیم کردستان به مخالفت پرداختند. علیرغم این مخالفت­ها و نگرانی شورای امنیت سازمان ملل متحد، رفراندوم در 25 سپتامبر 2017 برگزار شد. رأی­گیری مناطق مورد اختلاف بغداد و اربیل از جمله کرکوک و سایر شهرهایی را که کردها در نتیجه جنگ داعش آنها را کنترل می­کردند، در برگرفت. این مسأله حساسیت­های موضوع را دوچندان کردKajjo, 2014) ).

مقامات ایرانی از همان آغاز در سطوح مختلف سیاسی و نظامی با بحث همه­پرسی و استقلال کردستان عراق مخالفت کردند. آیت­الله خامنه­ای در دیداری که 30 خرداد 1396 با حیدر­العبادی نخست وزیر عراق داشتند بر لزوم حفظ یکپارچگی سرزمین عراق تأکید کردند و ابراز داشتند: «جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان همسایه، با برخی زمزمه‌ها مبنی بر برگزاری همه­پرسی برای جدایی یک بخش از عراق مخالف است و دامن زنندگان به این موضوع را مخالفان استقلال و هویت عراق می­داند» (آیت­الله خامنه­ای، 1396، پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری).

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، در گفت و گو با ایرنا گفت:

 «همه­پرسی در کردستان، مخالف قانون اساسی عراق بود و نه تنها کمکی به مردم کردستان نمی­کند، برای امنیت عراق هم قابل توجیه نیست. وی همچنین تأکید کرد: این حرکت خطرات زیادی برای امنیت عراق و منطقه خواهد داشت. توقع ما این است که مذاکرات با احترام به قانون اساسی عراق بخصوص اصل اول قانون اساسی عراق، که بر وحدت ملی و تمامیت ارضی عراق به عنوان اصول غیر قابل تغییر تأکید دارد، شروع شود بدون اینکه این اتفاقی که افتاده است، تأثیری بر مذاکرات یا آینده داشته باشد»(خبرگزاری ایرنا، 1396).

دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، «علی شمخانی» نیز، در آخرین موضع­گیری در خصوص موضع ایران در قبال برگزاری همه­پرسی در اقلیم کردستان عراق با تکرار مواضع ایران، ابراز داشت:

 «ایران به عنوان دوست و هم‌پیمان برادران کرد که همواره و در سخت‌ترین شرایط در کنار آنها بوده است، برگزاری رفراندم را تأمین‌کننده منافع اقلیم کردستان ارزیابی نمی‌کند و با آن مخالف است. شمخانی، برگزاری رفراندم را موجب شکل­گیری تهدیدات جدید و شکننده علیه اقلیم کردستان عنوان کرد. شمخانی با تبیین اقدامات و فعالیت‌های سیاسی و دیپلماتیک ایران از طریق گفت‌وگوی نزدیک با مسئولین اقلیم کردستان، دولت عراق، و همسایگان این کشور افزود: ایران به طور قطع صرفاً، دولت واحد، یکپارچه و فدرال عراق را به رسمیت می‌شناسد و با اشاره به موضع غیر قابل تغییر ایران در خصوص ضرورت حفظ تمامیت ارضی و وحدت سرزمینی عراق افزود: هرگونه خدشه به این اصل راهبردی، موجب بازبینی و تغییر جدی در روند همکاری موجود میان ایران و اقلیم کردستان عراق خواهد شد» (وب سایت مردم سالاری، 1396).

در روزهای مانده به موعد اعلام شده برگزاری همه­پرسی، ایران و ترکیه رزمایش نظامی در مرزهای مشترک خود با کردستان عراق برگزار کردند تا آمادگی برای مقابله با هرگونه ایجاد بی­ثباتی در منطقه را اعلام کنند. انجام همه­پرسی در موعد مقرر در اقلیم کردستان و مناطق مورد اختلاف، دولت مرکزی عراق را بر آن داشت تا با درخواست از ایران و ترکیه، کلیه مرزهای هوایی کردستان عراق از طریق دو کشور همسایه را مسدود نمایند؛ اتفاقی که به سرعت از سوی شورای عالی امنیت ملی ایران و مقامات ترکیه اجرایی و اعلام شد (وب سایت مشرق، 1396).

بعد از برگزاری همه­پرسی ، دولت عراق نتایج آن را به رسمیت نشناخت و مجموعه­ای از اقدامات تنبیهی را علیه دولت اقلیم کردستان در پیش گرفت. بغداد همچنین، از طریق ایران و ترکیه سعی در منزوی ساختن اقلیم نمود. نهایتاً در ماه اکتبر 2017 نیروهای ارتش و حشد­الشعبی توانستند کرکوک و مناطقی را که کردها بعد از سال 2014 به تصرف درآورده بودند، دوباره کنترل نمایند. نیروهای دوست ایران که از گروه­های مهم تشکیل دهنده حشد­الشعبی بودند، از جمله «سازمان بدر»، «کتائب حزب الله» و «عصائب اهل الحق» نقش مهمی در کنترل این مناطق و عقیم­سازی طرح تجزیه عراق داشتند (Spyer, 2017).

نقش مهم ایران در اعمال فشار بر اقلیم کردستان و کمک به نیروهای عراقی جهت تضمین تمامیت ارضی این کشور در تحولات فوق به ویژه تصرف شهر کرکوک و مناطق دیگر باعث شد، که برخی از ناظران خارجی، برنده تحولات فوق را ایران تفسیر کردند و از گسترش نفوذ بیشتر ایران در آینده عراق سخن به میان آورند (Gramer, 2017).

جمهوری اسلامی ایران با توجه به شرایط کنونی منطقه، که ناامنی و بی‌ثباتی مشخصه‌ بارز آن است، نسبت‌ به برگزاری این همه‌پرسی نگاهی دوراندیشانه‌تری داشت و با وجود اینکه عدم دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر همواره یکی از اصول سیاست خارجی ایران بوده است. اما برخی از موضوعات داخلی کشورهای همسایه با توجه به پیوستگی آن با مناطق دیگر نمی‌تواند صرفاً به‌عنوان یک مسئله‌ داخلی تفسیر شود. مسئله‌ کردها نمونه‌ای از مسائل داخلی با تأثیرات منطقه‌ای و بین‌المللی است.

ازاین‌رو ایران اعلام کرد که برگزاری این همه‌پرسی در شرایط کنونی باعث بی‌ثباتی خواهد شد. ایران با توجه به روابط دوستانه‌ای که با اقلیم کردستان دارد، در شرایط کنونی برگزاری این همه‌پرسی را باعث نوعی بی‌نظمی سیاسی- امنیتی در منطقه می‌داند. دلیل این مسئله نیز به بین‌المللی بودن مسئله‌ی کردها برمی‌گردد. اجرای همه‌پرسی و شروع فرایند استقلال کردستان عراق می‌تواند بر موضوع کردها در ایران، ترکیه و سوریه اثرگذار باشد. این مسئله نیز ناگزیر به تشدید بی‌ثباتی در خاورمیانه منجر خواهد شد و نظم کنونی را دچار تغییراتی خواهد کرد. ضمن اینکه شرایط سیاسی- امنیتی عراق در شرایط کنونی نیز به ‌گونه‌ای است که برگزاری همه‌پرسی می‌تواند باعث تنش‌های سیاسی گسترده­ ای،که زمینه‌ساز تنش‌های امنیتی خواهد بود؛ شود. به همین دلیل نگاه ایران به این مسئله تابعی از شرایط امنیتی و نظم منطقه‌ای بود.

نتیجه­گیری

سرنگونی رژیم بعث در عراق در سال 2003، در کنار فرصت­ها، مجموعه­ای از تهدیدهای جدید را برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرد. برخلاف دیدگاه­های رایج در میان نویسندگان غربی و جهان عرب، که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در عراق بر اساس نظریه واقع­گرایی تهاجمی تحلیل و آن را تهاجمی و فرقه­گرایانه می­دانند، مقاله مذکور سیاست خارجی ایران را تدافعی می­داند و معتقد است، نظریه موازنه تهدید بهتر می­تواند سیاست خارجی ایران را در قبال عراق جدید تبیین نماید.

یکی از مشکلات کاربرد این نظریه در پژوهش حاضر این است، که این نظریه بیشتر در تبیین ایجاد توازن از طریق ائتلاف­سازی بین دولت­ها علیه دولت تهدیدگر به ویژه  در سطح قدرت­های بزرگ راهگشا است . از این منظر، به مانند سایر نظریه­های  دیگر، دارای محدودیت­هایی جهت تبیین راهبرد و سیاست خارجی ایران در عراق بعد از 2003 است. اما از سوی دیگر، این نظریه با توجه به نگرانی­های امنیتی عمیق ایران در خصوص تهدیدات ناشی از حضور ایالات متحده آمریکا در عراق و بحث تغییر رژیم در ایران و سطح عراقی (چالش­های چند لایه امنیتی عراق برای امنیت و منافع ملی ایران در گذشته و بعد از سال 2003)، بهتر می­تواند راهبرد و سیاست خارجی ایران در عراق را تببین نماید.

تهدید در دوسطح 1- خارجی یا غیر­عراقی: که از سوی تهاجم نظامی آمریکا و حضور گسترده این کشور در عراق و مرزهای ایران ایجاد شد. تهدید فوق، همراه با سیاست خارجی تهاجمی نومحافظه­کاران در کاخ سفید و بیان آشکار سیاست تغییر رژیم در ایران و پروژه خاورمیانه جدید بود. مقامات ایران نه تنها نگران بودند، بلکه بعدها در خلال امضاء توافق­نامه  امنیتی آمریکا و عراق در سال 2008 در خصوص حضور نظامی آمریکا در عراق، ملاحظات جدی داشتند و نسبت به این مسأله حساس بودند.

حضور آمریکا در عراق همه مؤلفه­های تهدید از منظر والت، از جمله قدرت کلی، مجاورت جغرافیایی (حضور نظامی گسترده در عراق)، قدرت تهاجمی و نیات تجاوزکارانه نسبت به ایران را دارا بود. به علاوه مقامات ایرانی برداشتی تهدیدآمیز از تهاجم آمریکا به عراق و حضور گسترده نظامی در این کشور داشتند. این احساس تهدید باعث شد که ایران از طریق حضور و نفوذ گسترده در سطح سیاست داخلی عراق و کاربست ابزارهای مختلف در پی ایجاد توازن با آمریکا و کاهش نفوذ و نقش آن، در این کشور باشد. دست زدن به توازن نیز، نه با دولت­های خاصی علیه آمریکا، بلکه با گسترش رابطه با نیروهای سیاسی عراقی نزدیک به خود، تشویق آنها جهت ائتلاف­های گسترده­ای برای تشکیل دولت و حمایت از یک دولت دوست در بغداد بود.

در سطح داخلی یا عراقی: تهدیدات امنیتی عراق برای ایران، پیشینه درازی در گذشته داشت. عراق با توجه به قدرت کلی یا همان مجموع منابع، مجاورت جغرافیایی، توان و قدرت اقتصادی و نظامی- تهاجمی و نیات تجاوزکارانه­ای که همیشه در بین برخی از رهبران و حکومت­های سابق این کشور نسبت به ایران وجود داشت، همواره منشأ تهدیدهای امنیتی جدی برای ایران بود. که از جمله این تهدیدات می­توان به اختلافات مرزی، مسأله کردها و تأثیرات آن بر مسأله اقلیت­های ایران، ادعاهای مقامات مختلف این کشور در خصوص اعراب و خوزستان و حمایت از مخالفان سیاسی ایرانی و گروه­های سیاسی تجزیه­طلب، تحریک اعراب منطقه علیه ایران در فرآیند رقابت دو کشور در منطقه خاورمیانه در دوره رژیم پهلوی اشاره کرد.

این چالش­ها ایران را همواره با مخاطرات زیادی مواجه کرد. در دوران بعد از انقلاب نیز، به شکل حمایت از گروه­های سیاسی مخالف در اوایل انقلاب و جنگ هشت ساله با ایران، تداوم پیدا کرد. ایران همواره در دوره پهلوی و جمهوری اسلامی از طریق حمایت از اقلیت­های کرد و شیعه و سیاست موازنه و مهار، سعی در دفع تهدیدات داشت. بعد از اشغال این کشور از سوی آمریکا در سال 2003 و نگرانی­ها از امکان به قدرت رسیدن عناصر ضد ایرانی در بغداد یا تجزیه این کشور، باعث اتخاذ سیاست­هایی در قبال عراق شد که قبل از هر چیز در راستای جلوگیری از شکل­گیری دوباره یک دولت تهدید­گر یا تضعیف تهدیدهایی بوده است که می­توانستند بر امنیت و تمامیت ارضی ایران تأثیرگذار باشند.

در چارچوب مقابله با تهدیدات بالقوه و بالفعل مذکور، راهبرد اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، حفظ تمامیت ارضی عراق از طریق حمایت از یک دولت دوست و متحد ایران در بغداد بوده است. حمایتی از چنین دولتی، نه تنها می­توانست به کاهش نفوذ ایالات متحده آمریکا کمک و مانع از طرح­ها و فشارهای ضد ایرانی این کشور بر علیه ایران، از طریق ایجاد دولتی وابسته گردد، بلکه نگرانی­های ایران در خصوص حفظ تمامیت ارضی عراق را برطرف می­ساخت. یک دولت دوست می­توانست زمینه­ساز فصل جدیدی از مناسبات حسنه با جمهوری اسلامی ایران نیز باشد. این سیاست ایران در انتخابات­های عراق از سال­های 2005 تا 2018 به خوبی دنبال شد به ­طوری که  که در انتخابات 2018 علی­رغم تلاش­های آمریکا  و عربستان پس خروج ترامپ از برجام برای کاهش نفوذ ایران در عراق، باز هم یک دولت دوست و متحد ایران در این کشور سرکار آمد و این امر در شریط جدید تحریم­های آمریکا  علیه ایران بسیار حائز اهمیت است.

از سوی دیگر، حفظ تمامیت ارضی برای ایران از آنجا حیاتی بود که از سوی استقلال خواهی کردها و افراط­گرایی اسلامی سنی و ظهور داعش که عملاً عراق را در معرض فروپاشی قرار داد، مورد چالش قرار گرفت. مسأله کردها از این لحاظ حائز اهمیت است  که تجزیه عراق و استقلال کردستان می­توانست بر مسأله کردهای ایران نیز تاثیر مستقیمی بگذارد و سطح مطالبات سیاسی کردها را در ایران افزایش دهد. این روند همچنین می­توانست به تشدید مسأله قومیت­ها در ایران کمک کند.

ظهور داعش نیز، نه تنها عملاً عراق را در سراشیب تجزیه و فروپاشی قرار داد، بلکه به واسطه گرایش­های شیعه ستیزانه ، نیات تجاوزگرانه نسبت به ایران، نزدیکی جغرافیایی و قدرت نظامی -  تهاجمی، یک چالش عمده­ای برای ایران و متحدینش در عراق از جمله کردها و شیعیان یا دولت متحد ایران در بغداد ایجاد کرد. علاوه بر این در صورت تحکیم خلافت داعش، کل پروژه ایجاد دولت دوست و متحد ایران در عراق با شکست کامل مواجه می­شد. ایران در این مسأله از طریق شکل دادن ائتلافی از اقلیم کردستان و دولت عراق دست به ایجاد توازن و مقابله با تهدید مشترک کرد.

ایران در راستای پیشبرد راهبرد سیاست خارجی خود، همواره از ابزارهای ایدئولوژی یکسان - اسلام­گرایی-، کمک­های اقتصادی- نظامی و سطح بالای نفوذ و لابی سیاسی از طریق حضور مؤثر در معادلات سیاسی داخلی عراق بهره گرفته است. مقاله حاضر، نه تنها به بحث از نگرانی­های اولیه ایران در خصوص حضور و نقش آمریکا در این کشور و تلاش جهت رفع تهدیدات خود و کاهش نقش این کشور بر روند تحولات عراق پرداخت، بلکه راهبرد اصلی سیاست خارجی ایران را که مبتنی بر حمایت از یک دولت دوست در بغداد و دفاع از تمامیت ارضی این کشور که پیوند ارگانیکی با امنیت و تمامیت ارضی ایران دارد، با تکیه بر ابزارهای مختلف مورد بحث قرار داد.

 

پیشنهادات

۱- ضرورت رعایت ملاحظات واقع­گرایانه و عمل­گرایانه در برخورد با دولت عراق و تمامی نیروهای سیاسی این کشور.

۲- حمایت از ائتلاف شیعی- کردی در تشکیل دولت­های آینده و تقویت نیروهای سیاسی دوست ایران در ائتلاف فوق. تداوم یک دولت دوست و متحد در آینده نیز، وابسته به قدرت این نیروها در عرصه سیاسی عراق دارد.

3- تحکیم مناسبات دوستانه با اقلیم کردستان. این مناسبات بعد از همه­پرسی کردستان، برای مدتی کوتاه دچار تنش گردید، اما حفظ رابطه دوستانه چه از منظر منافع و امنیت ملی ایران و چه تأثیرگذاری بیشتر ایران در عرصه سیاسی آینده عراق ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد.

4- ضرورت گسترش رابطه ایران با گرایش های  منتقد سیاست ایرانی از جمله نیروهای سیاسی مختلف سنی.

5- ضرورت توجه بیشتر به ملاحظات اقتصادی در مناسبات با اقلیم کردستان و عراق و تقلیل دادن رویکردهای امنیتی به مسائل این کشور.

6- اجتناب از مداخلات بی­رویه و بیان اظهارات نسنجیده پیرامون مسائل عراق از سوی مقامات سیاسی و نظامی ایرانی؛ چراکه  برخی از اظهارات تحریک آمیز، بارها واکنش مقامات عراقی را برانگیخته است.

7- ضرورت توجه به ظهور گفتمان­ها و جریان­های سیاسی جدید و تأثیرگذار در آینده عراق که می­توان به گفتمان ناسیونالیسم عراقی- شیعی اشاره کرد. این گفتمان بتدریج در حال شکل­گیری است و می­تواند برای جمهوری اسلامی ایران چالش­هایی ایجاد کند. این گفتمان عناصری از عربیت، عراقی بودن و تشیع عراقی را در منظومه فکری خود صورت­بندی  کرده است. امروزه نمایندگان این گفتمان در حوزه سیاسی، جریان سائرون مقتدا صدر است، اما به واسطه نارضایتی­های مردم از ضعف گفتمان­های اسلام­گرا،  ناکارآمدی ، اقتدارگرایی و فساد اقتصادی بعد از سال 2003، در آینده بیشتر نیروهای سیاسی عراقی به این سمت حرکت می­کنند.

8- امروز روابط ایران و عراق برغم فشارهای آمریکا و خروج این کشور از برجام از بهترین شرایط در حوزه های سیاسی و دیگر بخش­ها برخوردار است. و اکنون عراق در دوره پساداعش است و حدود ۳۰۰ میلیارد دلار اعتبار برای بازسازی نیاز دارد، با این حال جمهوری اسلامی ایران باید به سمت سرمایه گذاری­ها و تولید مشترک در حوزه­های مختلف در این کشور گام بردارد.



[1] . rogue state

[2] . An End to Evil: How to Win the War on Terror

-  امیر عبداللهیان، حسین(1388)، «موافقتنامه امنیتی بغداد- واشنگتن، رفتارشناسی آمریکا در عراق جدید»، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیست و سوم، شماره 1.

-    بهبود روابط اقتصادی ایران و عراق با لغو روادیدسفر روحانی به عراق گره گشا می‌شود؟ (14/12/1397)، خبرگزاری فارس، در دسترس است در:

    https://www.farsnews.com/news/13971213000920                                              

-     تیشه بار، ماندانا، ظهیری نژاد، مهناز (1384)، سیاست خارجی عراق: بررسی نقش ژئوپولتیک عراق در روابط با همسایگان، تهران: نشر ذره.

-     جوادی ارجمند، محمد جعفر( 1392)، روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران با دول همجوار (1357-1390)، تهران، نشر میزان.

-   سرپرست سازمان توسعه صادرات، جزئیاتی از ارزش متوسط کالاهای صادراتی ایران به عراق در سال ۹۷ را تشریح کرد، (16/01/1398)، خبرگزاری تسنیم، در دسترس است در:

-    سعید ایروانی، امیر ( 1387) «رویکرد آمریکا در حوزه تحولات عراق؛ راهبرد ضد ایرانی»، همشهری دیپلماتیک، سال سوم، شماره 24.

-    دانایی­فر، حسن(1397)، سفیر پیشین ایران در عراق، مصاحبه شخصی توسط نگارنده.

-    دهقان، یدالله (1389)، بررسی روابط سیاسی ایران و عراق در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بیم المللی ابرار معاصر تهران.

-   رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نخست وزیر عراق؛ به امریکایی‌ها اعتماد نکنید؛ منتظر فرصت برای ضربه‌زدن هستند، 30 /3/ 1396، در دسترس است در:

    http://www.leader.ir/fa/content/18565

-     غرایاق زندی، داوود(1390)، سیاست خارجی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران، تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-     کاظمی قمی، حسن(1397)، سفیر پیشین ایران در عراق، مصاحبه شخصی توسط نگارنده.

-     واکنش ظریف به همه‌پرسی اقلیم کردستان عراق(10/7 /1396)، خبرگزاری ایرنا، در دسترس است در:  https://www.irna.ir/news/82682223/

-   واکنش صریح ایران به همه‌پرسی اقلیم کردستان عراق(27/6/1396)،وب سایت مردم سالاری، در دسترس است در: http://www.mardomsalari.net/4417

-   یزدان فام، محمود(1390)، چشم انداز مناسبات نظامی- امنیتی عراق و آمریکا، در چشم انداز عراق آینده، بررسی روندهای داخلی و خارجی، به اهتمام غلامرضا خسروی، تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.

 

-      Adelkhah,  Nima(2015), Iranian Intervention in Iraq against the Islamic State: Strategy, Tactics and Impact, Terrorism Monitor Volume: 13 Issue: 2,available at:

https://jamestown.org/program/iranian-intervention-in-iraq-against-the-islamic-state-strategy-tactics-and-impact.

-      Bruno, Alessandro(2015),The Ba’athist Roots of Islamic State, August 31,available at: https://www.geopoliticalmonitor.com/the-baathist-roots-of-islamic-state/.

-      Esfandiary, Dina and Ariane Tabatabai(2015), Iran’s ISIS policy, International Affairs 91: 1, The Royal Institute of International Affairs. Available at: https://www.chathamhouse.org/sites/.../INTA91_1_01_Esfandiary_Tabatabai.pdf.

-      Fishman, Brian and felter, Joseph (2008), Iranian Strategy in Iraq Politics and “Other Means”, October 13, Combating Terrorism Center at West Point.https://fsi-live.s3.us-west-1.amazonaws.com/s3fs- public/Felter_Iranian_Strategy_in_Iraq.pdf

-      Gramer, Robbie and Paul Mcleary (2017), Iraqi-Kurdish Clash in Kirkuk Opens Door to More Iranian Influence,  October 16,available at: http://foreignpolicy.com/2017/10/16/iraqi-kurdistan-clash-kirkuk-open-door-to-more-iranian-influence-slows-fight-against-islamic-state-isis-terrorism-middle-east/

-      Geranmayeh, Ellie(2017), irans strategy against the islamic state, ECFR Council ,available at: http://www.ecfr.eu/article/commentary_irans_strategy_against_the_islamic_state320

-      Iran in Iraq: How Much Influence ( 2005), Middle East Report N°38, 21 March, available at: https://www.crisisgroup.org/.../Iran/Iran-Iraq-how-much-influence.

-      Kagan, Kimberly (2007), Iran’s Proxy War against the United States and the Iraqi Government, Washington, DC: Institute for the Study of War and WeeklyStandard, note 7.

-      Kamrava, Mehran(2008), The United States and Iran: A Dangerous but ContainedRivalry, Middle East Institute,No. 9.

-      Kajjo, Sirwan(2014), The Rise of ISIS, a Golden Opportunity for Iraq’sKurds,availableat:http://carnegieendowment.org/sada/55954.

-      Macdiarmid, Campbell (2017),MasoudBarzani: Why It’s Time for Kurdish Independence, availableat:https://foreignpolicy.com/2017/06/15/masoud-barzani-why-its-time-for-kurdish independence/.

-      Nadimi, Farzin (2017), Iran's Military Options Against Kurdish Independence,available at: http://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/irans-military-options-against-kurdish-independence

-      Readout of Secretary Perry’s Visit to Iraq and Kurdistan, energy.gov, (2018/12/11), available at: https://www.energy.gov/articles/readout-secretary-perry-s-visit-iraq-and-kurdistan, December 11,2018.

-      Spyer, jonathan (2017),The Fall of Kirkuk: Made in Iran, October 18, available at: https://www.the-american-interest.com/2017/10/18/fall-kirkuk-made-iran/

-      WALT, Stephen M. (1985). “Alliance Formation and the Balance of World Power” International Security, Vol.9, No.4, pp.3–43.

-      WALT, Stephen M. (1987). The Origins of Alliances, Ithaca, NY: Cornell University Press.

-      WALT, Stephen M. (1990). The Origins of Alliances, Ithaca, NY: Cornell University Pres.