بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و نگرش به فرهنگ دموکراتیک (موردمطالعه شهروندان شهرستان سمنان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار جامعه‏ شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران

3 دانشیار جامعه‏ شناسی سیاسی، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد

چکیده

امروزه در حوزه علوم اجتماعی و علوم سیاسی بسیاری از مطالعات نظری و میدانی بر روی بحث  فرهنگ سیاسی دموکراتیک متمرکز شده است. جامعه ما به دلیل وجود ساختار سیاسی اقتدارگرایانه و عدم شکل‏گیری نهادهای دموکراتیک، باعث عدم تحقق دموکراسی گردیده است. از این رو این پژوهش به دنبال آن است که نقش سرمایه اجتماعی را در نگرش به فرهنگ دموکراتیک در میان شهروندان شهرستان سمنان مورد بررسی قرار دهد و به ­این ­ترتیب به تقویت و ترویج فرهنگ دموکراتیک بپردازد. دو متغیر سواد رسانه‏ای و عام‏گرایی نیز به­­عنوان متغیر مستقل ثانویه مورد بررسی قرار می‏گیرند. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- علّی و از لحاظ روش‌، یک تحقیق پیمایشی‌ است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل‌ کلیه شهروندان سمنانی در سال 1397 است. انتخاب نمونه با تلفیق نمونه‌گیری خوشه­ای و طبقه‌بندی نامتناسب صورت گرفته است‌. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر به دست آمد. ابزار مورداستفاده‌ برای جمع‌آوری‌ اطلاعات و داده‌ها در این تحقیق‌، پرسشنامه و مصاحبه‌ است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هرچه سرمایه اجتماعی، سواد رسانه‎ای و عام‏گرایی افزایش یابد، نگرش به فرهنگ دموکراتیک نیز بیشتر مورد پذیرش قرار می‏گیرد و بالعکس.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


موضوع گذار به دموکراسی  به سال­های پس از انقلاب فرانسه در سال 1789 برمی‌گردد که بعد از آن کشورهای دارای نظام استبدادی به دموکراسی تمایل پیدا کردند. کشور ما هم از جمله این کشورهاست که در جهت گذار به دموکراسی در قالب چهار موج (انقلاب مشروطیت، نهضت ضد استعماری نفت، انقلاب اسلامی 57 و خرداد 76) تلاش‌هایی را به منصه ظهور رسانیده است. و علی‏رغم تلاش­های صورت گرفته در طی صد سال، به نظر می­رسد که دموکراسی در ایران تحکیم نشده و هم‌اکنون ایران باید در مقوله کشورهایی قرار گیرد که برخی و نه همۀ ویژگی­های نظام سیاسی دموکراتیک را احراز کرده­اند (Tessler, 2002: 24).

اگر دموکراسی در ایران نهادینه نشده، ممکن است یکی از دلایل آن سطوح پائین نگرش­ها و رویکردهای سیاسی دموکراتیک در بین شهروندان جامعه ایرانی باشد، زیرا اگر توسعه دموکراتیک را به دو بخش سخت‏افزاری (نهادها و ساختارهای سیاسی دموکراتیک) و نرم‏افزاری (فرهنگ سیاسی) تقسیم کنیم، می­توان گفت که ساختار دموکراتیک بدون فرهنگ دموکراتیک نمی­تواند اتفاق افتد و نهایتاً به استقرار دموکراسی بیانجامد.

سرمایه اجتماعی یک پدیده ذهنی است که از مجموعه­ای از ارزش­ها و نگرش­های مؤثر یا تعیین‌کننده شهروندان در مورد نحوه ایجاد ارتباط با یکدیگر تشکیل‌ شده­است، نگرش­ها و ارزش­های مربوط به اعتماد و بده-بستان بین افراد به‏طور ویژه­ای مهم هستند. زیرا این‌ها برای ثبات اجتماعی و سیاسی و همکاری اهمیت اساسی دارند.

به‌این‌ترتیب سرمایه اجتماعی بر آن دسته از نگرش­ها و ارزش­های فرهنگی تأکید می­کند که شهروندان را به همکاری، تفاهم و همدلی با یکدیگر متمایل می­سازد، یعنی رفتار با همدیگر به‌عنوان همشهریان تا بیگانگان. بنابراین مؤلفه سرمایه اجتماعی اهمیت دارد، زیرا نیرویی را به وجود می­آورد که باعث همدلی و پیوند اعضای جامعه با یکدیگر می­گردد و افراد را از محاسبه‎گران خودخواه و خودپرست و دارای وجدان اجتماعی و حس تعهد متقابل ضعیف به اعضای جامعه­ای که دارای منافع و تصورات مشترک درباره روابط اجتماعی و حس مشترک­اند تغییر می‏دهد. اتحاد بین افراد جنبه­های اساسی سرمایه اجتماعی هستند همان‌گونه که زیمل (1950) نوشت: اعتماد یکی از مهم­ترین نیروهای ساختگی در جامعه است.

در پژوهش حاضر که برخی از ابعاد سرمایه اجتماعی مورد مداقه قرار می­گیرند، این مقوله می­تواند از این نظر که سبب انسجام اجتماعی از طریق مفهوم اعتماد و مشارکت اجتماعی، می‌گردد، نقش مهمی در بین شهروندان داشته باشد. ازنقطه‌نظر کارکردی، اهمیت سرمایه اجتماعی در آن است که بار مثبت و نتایج مفیدی را برای ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی (با داشتن سرمایه اجتماعی مثبت و کارا) به دنبال داشته و سبب وحدت، انسجام اجتماعی و رسیدن به اهداف مؤثری در جامعه می­شود.

به همراه بعد نظری فرهنگ دموکراتیک، سرمایه اجتماعی که خود مقوله­ای مهم در شکل‎گیری فرهنگ دموکراتیک است، در ایجاد ارزش­ها و رفتارهای دموکراتیک، انجمن­های داوطلبانه، در زمینه­ مشارکت اجتماعی و سیاسی نیز می­تواند نقش‌آفرین باشد و دارای کارکردهایی مفید و پشتوانه­ای مثبت و پایدار از نظر سیاسی برای یک نظام سیاسی دموکراتیک گردد و بدین ترتیب شرایط تحقق دموکراسی را فراهم آورد.

این پژوهش، با هدف مطالعه بررسی ابعاد گوناگون سرمایه اجتماعی و نگرش به فرهنگ دموکراتیک، به دنبال شناخت ابعادی از سرمایه اجتماعی است که از نگرش شهروندان شهرستان سمنان می­توانند به فرهنگ دموکراتیک بیانجامند و زمینه‌هایی از ابعاد فرهنگ سیاسی دموکراتیک که نهایتاً منجر به تعمیق دموکراسی می­شوند، موردمطالعه قرار گیرند. بنابراین سؤال اصلی پژوهش این است که آیا سرمایه اجتماعی با نگرش به فرهنگ دموکراتیک رابطه معناداری دارد؟

الف- پیشینه تحقیق

در پژوهش حاجی‏زاده (1397)،  بین سرمایه اجتماعی و نگرش به دموکراسی در بین دانشجویان دانشگاه تهران رابطه وجود دارد. بین انواع اعتماد، مشارکت در نهادهای مدنی، شبکه هنجارها و اعتماد متقابل با نگرش به دموکراسی در بین دانشجویان دانشگاه تهران نیز رابطه معنی‏داری وجود دارد. ذوالفقاری (1394) سرمایه اجتماعی را در قالب چهار بُعد اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و آگاهی بررسی و تأثیر هریک از این ابعاد را بر نگرش به دموکراسی سنجیده است. یافته­های تحقیق حاکی از آن است که بین سرمایه اجتماعی و نگرش به دموکراسی به لحاظ آماری رابطه وجود دارد به این معنی که بین سرمایه اجتماعی و نگرش به دموکراسی بین دانشجویان دانشگاه‏های سراسری، علوم­پزشکی، آزاد اسلامی، پیام نور در جمهوری اسلامی ایران به لحاظ آماری رابطه وجود دارد. تحقیق نجات محمدی­فر و نجفی (1393) نشان می‏دهد سرمایه اجتماعی و مشروعیت نظام سیاسی کشور ارتباط معناداری دارد به این صورت که سرمایه اجتماعی با مشروعیت سیاسی در دو بعد عقلانی و کاریزماتیکی آن رابطه معنادار دارد امّا با بُعد سُنتی از مشروعیت سیاسی این معناداری وجود ندارد. تحقیق عظیمی (1391) نشان می‏دهد با افزایش سرمایه اجتماعی در میان دانشجویان، سطح شهروندی دموکراتیک آنان نیز افزایش می­یابد. از طرف دیگر با افزایش اعتماد اجتماعی، بعد نگرش شهروندی دموکراتیک که ناظر بر حقوق شهروندی است افزایش می­یابد. و با افزایش مشارکت مدنی، بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک که ناظر بر تکلیف شهروندی است نیز بیشتر می­شود. کلانتری (1391) میزان رواج فرهنگ سیاسی دموکراتیک را با تأکید بر سه ارزش دموکراتیک: تساهل، مدارا، و مشارکت سیاسی بررسی می‏کند. برای تحلیل تحولات فرهنگ سیاسی، میزان رواج این سه ارزش‏ دموکراتیک در سه نسل از مردم ساری: نسل اول افراد 17 تا 33 سال، نسل دوّم افراد 34 تا 47 سال و نسل سوّم افراد 48 سال و بالاتر، بررسی شده است. یافته‏های تحقیق حاکی از آن است که تمایل به ارزش‏های دموکراتیک در هر سه نسل زیاد است و به این لحاظ می‏توان در فرضیه ثبات ارزش‏های سیاسی نسل‏ها تردید داشت و این فرضیه را مطرح کرد که نسل‏ها  می‏توانند در اثر تغییرات اجتماعی، ارزش‏های خود را تغییر دهند.

کوهن و همکاران[1] (2017)، به این نتیجه رسیدند که آینده دموکراسی در آمریکا بر حمایت جمعی از نهادهای آن و ماهیت همه‎جانبه شهروندی دموکراتیک تأکید دارد. هنگامی‌که شهروندان به‌ طور کلی سیستم را مشروع و قابل تحمل می‏بینند، با وجود سرسخت‏ترین دشمنان آن، دموکراسی می‏تواند ثبات قابل‌توجهی به دست آورد. اما وقتی‌که این پایه‏های فرهنگی فرسایش یابد، سرنوشت دموکراسی خیلی مشخص نیست. گزارش سازمان «مرسی کورپ» (2017) نشان می‏دهد که سرمایه اجتماعی-هنجارها، روابط و شبکه‏هایی که افراد را قادر به عملکرد جمعی می‏سازد- به طور فزاینده‏ای با توسعه مثبت و نتایج خوب زیستن ارتباط دارد. جوامع با سرمایه اجتماعی بالاتر، سلامت بیشتر، درگیری‏های خشونت‏آمیز کمتر و جرم کمتر، دسترسی‏ به تحصیلات بیشتر و رشد اقتصادی بیشتری را تجربه می‏کنند. شواهد حاکی از آن است که جوامعی که سرمایه متنوعی از شبکه‏های اجتماعی و انجمن‏های مدنی را در اختیار دارند، در موقعیت بهتری برای مقابله با فقر و آسیب‏پذیری، حل اختلافات و استفاده از فرصت‎های جدید قرار دارند. ویجیان پیلای و همکاران[2] (2011) که در فاصله سال‏های 2006-2005 در پیمایشی در چهار کشور آمریکای لاتین به سنجش رابطه سرمایه اجتماعی و نگرش‏های دموکراتیک پرداخته‏اند، ارزش‏های دموکراتیک را با چهار سؤال درباره 1- میزان دموکراتیک بودن قوانین محلی، 2- نگرش به آزادی اندیشه، 3- نگرش به آزادی بیان و 4- نگرش به آزادی مذهب موردسنجش قرار داده‏اند. الکس وان سیکل[3] (2003) به‌منظور بررسی تأثیر فعالیت در انواع مختلف سازمان‏های جامعه مدنی (سیاسی، اجتماعی و اقتصادی) بر توسعه فرهنگ سیاسی دموکراتیک از داده‏های موج 1995-1997 درباره پیمایش ارزش‏های جهانی در ده کشور آمریکای لاتین استفاده کرد. در این تحقیق، ارزش‏ها و هنجارهای دموکراتیک (بحث سیاسی، اعتماد میان فردی، مدارا و حمایت از نهادهای دموکراتیک) به‌عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده‏اند. نتایج تحلیل دومتغیری نشان داد که رابطه معناداری بین مشارکت در سازمان‏های جامعه مدنی و بحث سیاسی، اعتماد سیاسی و حمایت از دموکراسی وجود دارد.

ب- مبانی نظری

جمع‎بندی نظرات جامعه‎شناسان کلاسیک و مدرن در ارتباط با سرمایه اجتماعی و فرهنگ دموکراتیک حکایت از آن دارد که هر یک به برخی از ابعاد سرمایه اجتماعی تأکید نموده­اند. لذا با نگرش به نقطه‌نظرهای هر کدام به‌طور مجمل، و ارتباطی که بین این ابعاد و فرهنگ دموکراتیک وجود دارند، می­توان مؤلفه­های موردنیاز را شناخت.

مارکس سعی می­کند تا قوت­ها و ضعف­های همبستگی بین طبقه تحت سلطه را تبیین کند، او در تبیین این همبستگی میان طبقات مختلف و تبیین انسجام میان طبقات «درخود» و «برای خود» به‌نوعی از مؤلفه­های سرمایه اجتماعی بهره می­­برد (Lin, 1992).

دورکیم معتقد است که اعضای جامعه با پیوندهایی که ورای پیوندهای بزرگ‌تر قرار دارند به یکدیگر پیوسته می‌شوند و تشکیل جامعه می‏دهند. او به بیان اهمیت اخلاق برای حفظ و تقویت گروه­های انسانی پرداخته و معتقد است که پیوندهای سُست‎شده و اخلاقی در برخی موارد، به‌جز با برقراری یک انضباط تازه و تثبیت‎شدنی پایه‎های آن مُیسر نیست (دورکیم، 1381).

دوتوکویل بر تعامل در انجمن­های داوطلبانه به‌عنوان نوعی چسب اجتماعی که باعث پیوستگی جامعه می‏شود، اشاره می­کند. او در کتاب دموکراسی در آمریکا به مؤلفه­های مذکور جهت برقراری دموکراسی اشاره دارد. توکویل با تفاوت در نوع تعاملات میان افراد در جوامع آمریکا و اروپا، به پیوستگی اجتماعی که یکی از مؤلفه­های سرمایه اجتماعی است، توجه دارد.

زیمل بر معاملات متقابل اشاره می­کند که این نوع از سرمایه اجتماعی بر پویائی عضویت گروهی متمرکز است. معاملات متقابل، تعهدات و انتظاراتی هستند که با پشتوانه هنجارها که از راه مبادله بین شبکه­های اجتماعی پدیدار می­شوند، به دست می­آید. او از بده-بستان در ارتباطات متقابل اجتماعی بحث می­کند.

از نظر وبر سرمایه اجتماعی، مبتنی بر تمایزی است که وبر میان عقلانیت ذاتی و رسمی در بازار تعاملات و اعتماد لازم‏الاجرا، قائل است. بدین‎معنا که نهادهای رسمی از سازوکارهای قانونی و عقلانی بهره می­برند، در حالی که گروه­های خاص‏گرایانه از روش‏های اجتماعی استفاده می­کنند.

از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی به‌عنوان مجموع منابع بالقوه و بالفعلی است که اعضای یک گروه را به هم پیوند داده و هر یک از اعضاء را برای مراجعه به سرمایه اجتماعی مشترک آماده می­کند، جایگاهی که برای سرمایه اجتماعی در نظرگاه بوردیو وجود دارد بر گستره پیوندها یا شبکه­های اجتماعی استوار است (Bourdieu, 1986). بوردیو معتقد است که ارزش­های ارتباطی یک فرد یا حجم سرمایه اجتماعی یک عامل به تعداد ارتباطات فعال‌شده و حجم سرمایه فرهنگی، اقتصادی هر ارتباط بستگی دارد. و برای نمایش تعامل بین ارتباطات و سرمایه مالی و فرهنگی، اعضای حرفه‌هایی مانند پزشکان و وکلا را مثال می­زند که با بهره­گیری از سرمایه اجتماعی (ارتباطات، مقبولیت و اقدام) اعتماد و اطمینان مشتریان را در یک سطح بالای جامعه به‏دست می­آورند.

فوکویاما معتقد است که قدرت و کارایی سرمایه اجتماعی در یک جامعه به میزان پای بندی اعضای جامعه به هنجارها و ارزش‏های مشترک و توانایی آن‌ها برای چشم‌پوشی از منافع شخصی و در راستای خیر و سعادت همگانی بستگی دارد. از نظر فوکویاما سرمایه اجتماعی مجموعه­ای از ارزش­ها و هنجارهای غیررسمی که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان آن‌ها مجاز است، در آن سهیم هستند. اعتماد، ارزش­ها و هنجارهای مورد تأکید فوکویاما به‌عنوان عوامل مهم تشکیل‌دهنده سرمایه اجتماعی خواهند بود (کتابی و همکاران: 1383).

از دیدگاه پاتنام از خصیصه­های مهم سرمایه اجتماعی این است که پیوند میان افراد را تقویت می­کند و همکاری جمعی، اعتماد اجتماعی و قابلیت مدنی آن‌ها را افزایش می‏دهد. پاتنام مقوله سرمایه اجتماعی را مرتبط با جمع و جامعه می‏داند و آن را به‌عنوان یک کالای عمومی معرفی می­کند، به نظر او سرمایه اجتماعی نتایج سودمندی همانند افزایش امنیت، کاهش جرم و افزایش مشارکت سیاسی را برای جامعه تسهیل می­کند. از نظر او اعتماد و ارتباط متقابل در شبکه‎های اجتماعی به‌عنوان منابعی هستند که در کنش­های افراد جامعه وجود دارند. اعتماد مردم به یکدیگر، مردم به حکومت و نهادهای اصلی جامعه، اعتماد نهادهای مذکور به یکدیگر و اعتماد حکومت و این نهادها به مردم، وجوه مختلف اعتماد اجتماعی را تشکیل می‏دهند. از طرف دیگر درستکاری، صداقت، انصاف و عدالت، ارزش­های اعتمادآفرین هستند که می­توانند همکاری بین مردم و نهادهای مختلف را فراهم سازند. پاتنام عناصر سرمایه اجتماعی را تعهد و اعتماد متقابل، ارزش­ها و هنجارهای مشترک، احساس تعلق، صداقت، تعاملات اجتماعی و مواردی از این قبیل می­داند که آن‌ها را در سه مؤلفه­های اصلی یعنی: اعتماد، هنجارها و شبکه­ها، جمع‌بندی می­کند. پاتنام هم‌چنین بر دو نوع شبکه افقی (مساوات طلب) و عمودی (انحصارطلب) اشاره می­کند. در شبکه­های افقی شهروندانی عضویت دارند که از قدرت و وضعیت برابری برخوردارند و از نظر او شبکه­های افقی در قالب مشارکت مدنی، یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی هستند و هر چه این شبکه­ها در جامعه  متراکم­تر باشند، احتمال همکاری مردم در جهت رسیدن به منافع متقابل بیشتر است (پاتنام،1380).

به اعتقاد لین سرمایه اجتماعی از طریق روابط اجتماعی به دست می­آید. او سرمایه اجتماعی را از خلال نوع شبکه­ها، ماهیت و خصوصیت روابط و پیوندهای موجود میان افراد توضیح می‌دهد. و معتقد است  که سرمایه اجتماعی در تولید اعتبار اجتماعی برای افراد نقش مهمی دارد (Lin, 2001).

پاکستون سرمایه اجتماعی را در بردارنده دو مؤلفه مهم که معرف تقسیم سُنتی ساختار و محتوا در نظریه اجتماعی و نیز ابعاد کمی و کیفی سرمایه اجتماعی هستند، می­داند. او با توجه به این دو مؤلفه، سرمایه اجتماعی را در قالب ارتباط متقابل بین افراد و اعتماد متقابل و هنجارها و عواطف مثبت موردتوجه قرار می‏دهد (غفاری، 1389).

از دیدگاه گیدنز اعتماد در نظام­های مدرنیته متأخر، اعتماد غیرشخصی و به دیگران ناشناس یا به‌عبارت‌دیگر «بی‏توجهی مدنی» جنبه بنیادی روابط اعتماد و بین فردی است که از ماهیت رشد یابنده نظام­های انتزاعی ریشه گرفته‏اند. در این شرایط جلب اعتماد به‌جای حفظ اعتماد در نظام­های گذشته اهمیتی اساسی می­یابد. به اعتقاد گیدنز در فرهنگ‏های سُنتی چهار زمینه محلی در ارتباط با اعتماد غالب هستند (نظام خویشاوندی، اجتماعات محلی، سُنت، کیهان‌شناسی مذهبی). گیدنز هم‌چنین معتقد است که ارتباط ناب منوط به اعتماد متقابل است و اعتماد متقابل هم به ­نوبه خود رابطه نزدیکی با صمیمیت دارد. او معتقد  است که در جوامع جدید و فاصله‌گیری زمانی- مکانی اعتماد بسیار مهم است. نیاز به اعتماد با این فاصله­گیری ارتباط دارد (گیدنز،1377).

با توجه به گزینش برخی از دیدگاه­های مرتبط با سرمایه اجتماعی (تعداد دیدگاه­ها بسیار بیشتر است) و بررسی اجمالی آن، می‏توان برخی از دیدگاه­های مرتبط با فرهنگ دموکراتیک را نیز مدنظر قرار داد:

پاتنام بر اساس یک بررسی پژوهشی تطبیقی عملکرد نهادهای حکومت در ایتالیا (شمال و جنوب)، معتقد است که وجود زمینه مناسب و بخصوص وجود سنت­های مدنی است که موجب مشارکت شهروندان در مسائل عمومی، پیروی از قوانین و نیز ایجاد شبکه­های اجتماعی و سیاسی افقی شده­اند. این عوامل به همراه درستکاری و همبستگی، جوامع مدنی دموکراتیک را ایجاد نموده‏اند (پاتنام، 1379). پاتنام بر عامل فضیلت مدنی تأکید می­کند، فضیلت مدنی شامل اقدامات و فعالیت­هایی مانند مشارکت اجتماعی و سیاسی، اطاعت از قانون، همکاری، تعهد به منافع عامه مردم است. از دیدگاه پاتنام سرمایه اجتماعی نهفته در هنجارهای شبکه­های مشارکت مدنی پیش‏شرط توسعه اقتصادی، گسترش فرهنگ سیاسی دموکراتیک و در نهایت حاکمیت کارآمد و دموکراتیک خواهد بود (پاتنام،1380).

نئوتوکویلی­ها بر وجه ساختاری سرمایه اجتماعی تأکید دارند و سرمایه اجتماعی را همانند انجمن­ها و تشکل­های مدنی برابر می‏نگارند (پاتنام1379). از نظر تز اجتماع‌گرایان هنگامی‌که تعداد این انجمن­ها و تعداد اعضایشان در جامعه افزایش یابد، آن‌ها به انتشار ارزش­های اخلاقی و اجتماعی از جمله اعتماد کمک خواهند کرد و این انجمن­ها به همراه ارزش­های مدنی یا فرهنگ دموکراتیک که در جامعه انتشار می‏دهند، عامل کلیدی در گسترش و عملکرد دموکراسی خواهند بود.

آلموند و وربا نیز در کتاب فرهنگ سیاسی تأکید می­کنند که افرادی که عضو نهادهای داوطلبانه هستند، احساس شهروندی بیشتری داشته و در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز هم آگاهی و هم مشارکت بیشتر خواهند داشت «همان‌گونه که توکویل بیان می‏دارد نهادهای داوطلبانه باعث ایجاد بستر گفتگو هم در درون خود و هم به سبب رقابت بین گروهی با نهادهای دیگر، سبب تقویت فرهنگ گفتگو، تساهل و بده بستان خواهند شد و زمینه مشارکت سیاسی و اجتماعی را برای شهروندان فراهم خواهند کرد» (Almond & Verba, 1963).

هابرماس به بررسی نقش رسانه­ها در گسترش فرهنگ دموکراتیک پرداخته است. وی در بحث از حوزه عمومی معتقد است که اگر حوزه عمومی تحت سلطه و سیطره تعداد معدودی از رسانه­ها و تشکیلات عظیم و قدرتمند قرار گیرد، این حوزه به‌وسیله و ابزاری برای دستکاری منافع و اذهان عمومی تبدیل می­شود و هر گروه ذی‌نفع خاصی می­کوشد با دست پیدا کردن بر وسایل ارتباط‌جمعی، منافع خصوصی را به‌عنوان منافع عمومی جلوه دهد که این تأثیرپذیری منفعلانه، یکی از ویژگی­های حکومت­های توتالیتر و اقتدارگر است، که به‌سادگی مردم را به گله­های رام شدنی تبدیل می­کنند (هابرماس، 1384).

یونسکو در سی و چهارمین جلسه اجلاس عمومی خود در سال 2007، مدیران خود ر ا به حمایت بیشتر از سواد رسانه‏ای و اطلاعاتی با هدف ارائه فرصت به کاربران برای قضاوت آگاهانه در خصوص رسانه و منابع اطلاعاتی و گسترش مشارکت مدنی در رسانه­ها ، دعوت کرد (ویلسون[4] و همکاران، 2013). یونسکو بر این باور است که سواد رسانه‏ای و اطلاعاتی نقشی مهم در ایجاد یا توسعه فرهنگ دموکراتیک و جوامع مدنی فعال دارند (یونسکو، 2007). سواد رسانه‌ای را می‌توان قدرت مخاطب در تجزیه‌وتحلیل پیام‌های رسانه‌های مختلف همراه با نگاه انتقادی به محتوی آن‌ها دانست. درواقع می‌توان گفت سواد رسانه‌ای شناخت عمیقی از آنچه در فضای رسانه‌ای می‌گذرد به ما می‌دهد (طلوعی، ۷:۱۳۹۰). در جهان رسانه‌ای به میزان زیادی از پیام‌های رسانه‌ای اشباع می‌شویم و این وضعیت ایجاب می‌کند تمهید ویژه‌ای مانند آموزش سواد رسانه‌ای برای مدیریت اطلاعات در نظر بگیریم. سواد رسانه‌ای می‌تواند به مخاطبان رسانه‌ها بیاموزد که از حالت انفعالی و مصرفی خارج شده و به معادله متقابل و فعالانه‌ای وارد شوند که در نهایت به نفع خود آنان باشد. به دیگر سخن، سواد رسانه‌ای کمک می‌کند تا از سفره رسانه‌ها به‌گونه‌ای هوشمندانه و مفید بهره‌مند شد (شکرخواه، ۱۳۸۵).

با عنایت به چارچوب نظری فوق می­توان گفت که: در تحقیق حاضر در جمع­بندی کلی، دیدگاه اصلی غالب، دیدگاه پاتنام در مقوله سرمایه اجتماعی و دیدگاه روزنبام و مانهایم در مقوله فرهنگ سیاسی دموکراتیک خواهد بود.

باتوجه به چارچوب نظری فوق، فرضیه‏های زیر مورد بررسی قرار گرفتند:

1- به نظر می‏رسد میان سرمایه اجتماعی و نگرش به فرهنگ دموکراتیک رابطه معناداری وجود دارد.

2- به نظر می‏رسد میان سواد رسانه‏ای و نگرش به فرهنگ دموکراتیک رابطه معناداری وجود دارد.

3- به نظر می‏رسد میان عام‏گرایی و نگرش به فرهنگ دموکراتیک رابطه معناداری وجود دارد.

پ- روش انجام تحقیق

روش پژوهش، پیمایش است. با توجه به موضوع تحقیق می‏توان گفت که نوع پژوهش توصیفی و علّی است. جمع‌آوری اطلاعات از افراد خانواده‏های ساکن در شهرستان سمنان صورت می‏گیرد، بنابراین واحد مشاهده فرد (یکی از افراد خانواده‏های ساکن در این شهر) است. ازآنجاکه در مورد افراد، بررسی و تحلیل صورت می‏گیرد و تعمیم نتایج به افراد است، سطح تحلیل خُرد است. پژوهش حاضر، مقطعی است، زیرا در یک مقطع زمانی مشخص یعنی سال 97 صورت گرفت. همچنین ازآنجاکه مطالعه روی جمعیتی وسیع (شهروندان سمنانی) صورت گرفت، تحقیق از نظر میزان ژرفایی از نوع پهنانگر است. در نهایت‌ با توجه به اینکه به ‏دنبال‌ شناخت و کمک‌ به حل مسئله‏ای اجتماعی است‌ در دسته تحقیقات کاربردی قرار می‌گیرد.

جامعه آماری پژوهش حاضر که از آن نمونه‎ای نمایا یا معرف به دست می‏آید، شهروندان20 سال به بالای ساکن در شهرستان سمنان است که، بر اساس آمار و اطلاعات جمعیتی، سازمان مدیریت و برنامه­ریزی استان سمنان و بر اساس سرشماری95 ، برابر 142264 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر به دست آمد.

انتخاب نمونه با تلفیق نمونه‌گیری خوشه‌ای و طبقه‌بندی نامتناسب  صورت گرفت. به این ‏صورت‏ که شهرستان سمنان به پنج منطقه شمال، مرکز، جنوب، شرق و غرب براساس نقشه جغرافیایی تقسیم گردید. تعداد حوزه‎های موردمطالعه بر اساس سرشماری سال95، در شهرستان سمنان 149حوزه است. با توجه به تعداد حوزه‎های سرشماری (149 حوزه)، تعداد 50 حوزه انتخابی (1/3) به‌طور تصادفی و بر اساس توزیع میزان جمعیت انتخاب گردید که این تعداد در هر منطقه نیز مشخص می‏باشند. تعداد و میزان کل جمعیت 50 حوزه انتخابی سرشماری برابر 74371 نفر است که توزیع آن در هر منطقه آورده شده است. برای بررسی تعداد نمونه‎های موردمطالعه در حوزه‎های انتخابی، در هر حوزه تعدادی بلوک، بر اساس نقشه‎های موجود به‌طور تصادفی، تعیین شد و بر اساس تعداد بلوک‎های انتخاب‌شده تعداد خانوارهای هر بلوک مشخص شدند.

 

1- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

نگرش به فرهنگ دموکراتیک: طبق نظر مانهایم فرهنگ دموکراتیک عبارت است از اصولی هم چون برابری ماهوی همه انسان‏ها، و مشارکت همگان در همه موارد تصمیم‎ساز، به رسمیت شناخته شدن استقلال افراد به‌عنوان عناصر سازنده جامعه است (مانهایم، 1393: 14). از نظر روزنبام فرهنگ سیاسی دموکراتیک، شیوه­های مهمی است که افراد را به‌طور ذهنی نسبت به عناصر اساسی نظام سیاسی‌شان جهت می‏دهند (Rosenboum,1975:5). نگرش به فرهنگ دموکراتیک منعکس‏کننده ترجیحات هنجاری افراد، آگاهی‏ها و اعتقادات آن‌ها در ارتباط با مؤلفه­های فرهنگ دموکراتیک است. با توجه به تعاریف نظری نگرش، نگرش آمیزه‏ای از سه عنصر اساسی: شناختی (عقاید، آگاهی­ها یا اطلاعاتی که از سوی افراد کسب می­شود)، عاطفی یا ارزیابی (احساس، عواطف درباره شخص، اندیشه، واقعه و ...) و رفتاری (تعهد و آمادگی افراد برای اقدام) است.

جدول ۱: شاخص‏سازی مفهوم نگرش به فرهنگ دموکراتیک

مفهوم

ابعاد

خرده ابعاد

مولفه‏ها

نگرش به فرهنگ دموکراتیک

شناختی

آزادی

بیان آزادانه

آزادی تظاهرات

آزادی مطبوعات

حق مخالفت با حکومت

آزادی انتخابات

وجود احزاب مخالف

برابری اجتماعی

تأمین حقوق برای همه بدون توجه به مذهب، نژاد، جنس

محدودیت قدرت برای رهبران

جلوگیری از اعمال‌نفوذ ثروتمندان در ساختارهای حکومتی

جلوگیری از اعمال‌نفوذ رهبران برای واگذاری مشاغل حکومتی به بستگان

تساهل (مدارا)

دادن اجازه به برگزاری اجتماعات به شکل‎های مخالف

اجازه به سخنرانی افراد غیر هم‏عقیده

برگزاری تجمعات و اعتراضات توسط احزاب غیر هم‌عقیده

 

 

 

 

ادامه جدول ۱: شاخص‏سازی مفهوم نگرش به فرهنگ دموکراتیک

مفهوم

ابعاد

خرده ابعاد

مولفه‏ها

نگرش به فرهنگ دموکراتیک

شناختی

مشارکت مدنی

اجازه به شرکت افراد در انجمن­های مدرن مدنی

مشارکت افراد در انجمن‏های سُنتی مدنی

مشارکت آگاهانه افراد در همایش­های عمومی

پایبندی به قواعد بازی

موافقت با حفظ آرای عمومی و عدم تقلب در آن‌ها

انجام کلیه فعالیت­ در چارچوب قانون

ایجاد ظرفیت برابر برای اکثریت افراد جامعه در تصمیم‏گیری­ها

برابر در نظر گرفتن شهروندان در برابر قانون

عاطفی

آزادی

بیان آزادانه

آزادی تظاهرات

آزادی مطبوعات

برابری اجتماعی

تأمین حقوق برای همه بدون توجه به مذهب، نژاد، جنس

برابری جنسیتی

تساهل (مدارا)

دادن اجازه به برگزاری اجتماعات به شکل‎های مخالف

نرمش در تعاملات اجتماعی

مشارکت مدنی

اجازه به شرکت افراد در انجمن­های مدرن مدنی

مشارکت افراد در انجمن‎های مدنی

مشارکت افراد در احزاب مختلف

پایبندی به قواعد بازی

اجرا و تسری قانون برای همه آحاد جامعه

انجام کلیه فعالیت­ در چارچوب قانون

ایجاد ظرفیت برابر برای اکثریت افراد جامعه در تصمیم‏گیری­ها

برابر در نظر گرفتن شهروندان در برابر قانون

رفتاری

آزادی

آزادی در تصمیم‏گیری

آزادی بیان

برابری اجتماعی

تأمین حقوق برای همه بدون توجه به مذهب، نژاد، جنس

تقسیم مساوی وظایف خانگی

برابری جنسیتی

ادامه جدول ۱: شاخص‏سازی مفهوم نگرش به فرهنگ دموکراتیک

مفهوم

ابعاد

خرده ابعاد

مولفه‏ها

 

 

تساهل (مدارا)

اجازه به سخنرانی افراد غیر هم‏عقیده و مخالف

معاشرت با افراد غیر هم‌عقیده

مشارکت مدنی

مشارکت افراد در انجمن‎های سُنتی مدنی

مشارکت افراد در انجمن‎های مدرن مدنی

مشارکت افراد در فعالیت‎های مدنی

پایبندی به قواعد بازی

موافقت با حفظ آرای عمومی و عدم تقلب در آن‌ها

اجرا و تسری قانون برای همه آحاد جامعه

 

 

سرمایه اجتماعی: از دیدگاه پاتنام، سرمایه اجتماعی عبارت است از ویژگی­هایی از سازمان اجتماعی چون اعتماد، هنجارها و شبکه­ها که می‎توانند کارایی جامعه را از طریق تسهیل کنش­های تعاونی بهبود دهند (فیلد، 1386: 12-11). سرمایه اجتماعی به‌طورکلی به‌عنوان مجموعه­ای از قوانین و هنجارها، الزامات (تعهدات)،روابط متقابل و اعتماد حک شده در روابط اجتماعی، ساختارهای اجتماعی و سلسله‌مراتب نهادی جامعه تعریف‌شده است که اعضای آن را قادر به دستیابی به اهداف جمعی و فردی‌شان می­سازد (Colman, 1990: 134).

از نظر پاتنام سرمایه اجتماعی عبارت است از آن جنبه­هایی از سازمان اجتماعی (از قبیل هنجارها، شبکه‏های اجتماعی و اعتماد متقابل) که همیاری و هماهنگی افراد را برای دست‌یابی به منافع مشترک تسهیل می‏کنند. با توجه به این تعریف، پاتنام نقش تعیین‌کننده‌ای برای سرمایه اجتماعی در جهت بهبود کیفیت زندگی روزمره و هرچه دل‌پذیرتر کردن آن قائل است (پاتنام و همکاران، 1384).

متغیر سواد رسانه‏ای: این 4 بخش- دسترسی، تجزیه‌وتحلیل، ارزیابی و تولید محتوا- با یکدیگر یک رویکرد مهارت‎محور به سواد رسانه‎ای را شکل می‎دهند. هر بخش سایر قسمت‎ها را به‌عنوان جزئی از فرآیند یادگیری غیرخطی و پویا پشتیبانی می‎کند. مثلاً یادگیری تولید محتوا به فرد کمک می‎کند تا آنچه دیگران تولید کرده‎اند را به‌صورت حرفه‎ای تجزیه‌وتحلیل کنند؛ مهارت‎های تجزیه‌وتحلیل و ارزیابی، استفاده از اینترنت و گسترش دسترسی‎ها را به روی فرد باز می‎کند.


جدول ۲: شاخص‎سازی مفهوم سرمایه اجتماعی

مفهوم

ابعاد

خرده ابعاد

شاخص‏ها

سرمایه اجتماعی

گروه‎ها و شبکه‏ها

تشابه خصوصیات هم‌گروهی‌ها

من نسبت به دوستانم احساس نزدیکی و همرنگی می‏کنم.

تعداد دوستان صمیمی فرد

تعداد افراد مایل به کمک مالی

اگر دچار مشکل شویم، خویشاوندانمان وقت خود را جهت حل آن برای ما اختصاص می‏دهند.

اگر لازم باشد بستگانمان به بهترین نحو در راستای منافع ما عمل خواهند کرد.

تعداد افراد توانمند در کمک مالی

آشنایانی که ما را می‏شناسند، احتمالاً مبلغ موردنیاز را به ما قرض می‏دهند.

تعداد مراجعین جهت دریافت کمک

خانواده من در محل زندگی جهت کمک به همسایگان خود کوشا هستیم.

اعتماد و انسجام

اعتماد بین شخصی

اگر مطلبی را ندانم به‌صراحت به دیگران می‎گویم؛ نمی‎دانم.

نیت افراد در دوستی‎ها، واضح و مشخص است.

اعتماد تعمیم‌یافته

اطرافیان خود را صادق ارزیابی می‏کنم.

اگر از کسی خوشم نیاید، سعی می‏کنم طوری رفتار کنم که او متوجه شود.

اعتماد نهادی

اعتماد به نیروی انتظامی، اعتماد به مساجد و برنامه­های آن، اعتماد به بازاریان، اعتماد به روحانیت، اعتماد به دانشگاه­ها، اعتماد به بیمارستان­ها، اعتماد به ادارات دولتی

انسجام

خانواده، منبع آرامش و راحتی من است.

اطرافیانم برای من به‌عنوان یک شخص ارزش قائل­اند.

اقدام جمعی و همکاری

کمک به دیگران، تعامل با دیگران، درخواست همکاری با ناآشنایان

رابطه من با والدینم دوستانه است.

در کارها به اعضای خانواده کمک می‏کنم.

حاضرم در کارهای گروهی شرکت کنم.

با درخواست و تقاضای کمک از سوی ناآشنایان موافقم.

علاقه دارم تا با دیگر افراد و غریبه‌ها در کارها همکاری کنم.

اطلاعات و ارتباطات

استفاده از رسانه‏های اطلاعاتی

از رسانه‏های اطلاعاتی مثل روزنامه، مجله، اینترنت و ... استفاده می‏کنم.

 

                                                                     

ادامه جدول ۲: شاخص‎سازی مفهوم سرمایه اجتماعی

مفهوم

ابعاد

خرده ابعاد

شاخص‏ها

سرمایه اجتماعی

اطلاعات و ارتباطات

برقراری ارتباط با وسایل ارتباطی

از طریق اینترنت (ایمیل، چت) با دوستانم در ارتباط هستم.

از طریق تلفن همراه (برقراری تماس، ارسال پیامک) با دوستانم در ارتباط هستم.

انسجام اجتماعی و انعطاف‏پذیری

میزان ملاقات‌ها برای اهداف مختلف

در روابط خود موجب آشنایی و دوستی‏های جدید می‏شویم.

در مؤسسات و  نهادهای مختلف دوستانی دارم که جهت انجام امور با ما همکاری می‏کنند.

انسجام درون‌گروهی

در موقعیت‎های اجتماعی مختلف مایلم مطابق نظر دیگران رفتار کنم.

از این‌که با دوستانم باشم و در اجتماعات آنان شرکت کنم لذت می‎برم.

در گروه دوستان تصمیم‎گیری را با مشورت یکدیگر انجام می‏دهیم.

توانمندسازی

میزان احساس شادی و قدرت تصمیم‎گیری و تغییر شرایط به نفع خود

با دوستانم به گرمی و آغوش باز ارتباط برقرار می‎کنم.

اگر در گروه دوستان تصمیمی گرفته شود که مطابق خواست من نباشد، تصمیم آنان را در جهت نظر خود تغییر می‎دهم.

 

 

 

1- دسترسی: زمانی که دسترسی در شکل ابتدایی صورت می‎گیرد فرصتی ایجاد می‎شود تا سواد رسانه‎ای رشد و توسعه یابد و مخاطب به‌صورت مداوم به شکل معنی‎داری شیوه دسترسی خود به پیام رسانه‎ها را به‌روز کند.

2- تجزیه ‌وتحلیل: عموم مردم در حال ارتقا سواد رسانه‎ای خود در زمینه‏های پیام‏های وسیع و گوناگونی همچون اینترنت هستند تا با دانش نسبی بتوانند از میان انبوه پیام‎ها دست به گزینش بزنند و آن‎ها را تفسیر کنند.

3- ارزیابی: هدف از بررسی سواد رسانه‏ای و موضوعاتی که به آن پرداخته می‎شود باید مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد. ارزیابی انتقادی بر حجم قابل‌توجهی از دانش مرتبط با زمینه‎های گسترده اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و تاریخی که در آن تولید محتوای رسانه‎ای صورت می‎گیرد، استوار است.

4- تولید محتوا: اگرچه در تعریف سواد رسانه‏ای صحبتی از تولید متون دیده نمی‌شود اما این نکته که افراد می‎توانند از طریق سواد رسانه‏ای محتوای آنلاین تولید کرده و مفاهیم موردنظر خود را مبادله کنند موردتوجه بسیاری از صاحب‌نظران قرارگرفته است (Vraga, Tully, Kotcher, Smithson, & Broeckelman-Post, 2015).

جدول ۳: شاخص‎سازی مفهوم سواد رسانه‏ای

مفهوم

ابعاد

شاخص‏ها

سواد رسانه‎ای

دسترسی

معمولاً برای تکمیل اطلاعات از انواع رسانه‏ها استفاده می‎کنم.

وقت و زمان مناسب برای استفاده از رسانه‎های موردعلاقه قرار می‎دهم.

تجزیه‌وتحلیل

رسانه‏های معتبر را منبع کسب اطلاعات قرار می‏دهم.

پیام‏هایی که از رسانه‎های مختلف دریافت می‏کنم را موردبحث و بررسی قرار می‏دهم.

ارزیابی

شناخت کافی از چگونگی کشف درستی و نادرستی اطلاعات دارم.

از اثرات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی اطلاعات بر افکارم اطلاع دارم.

تولید محتوا

پیام‏هایی را تولید می‏کنم و در شبکه‏های مجازی به اشتراک می‏گذارم.

بیشتر پیام‏هایی را برای دیگران می‏فرستم که خودم تولید کرده باشم.

 

 

جدول ۴: شاخص‎سازی مفهوم عام‏گرایی

مفهوم

شاخص‎ها

عام‏گرایی

به نظر من رئیس یک اداره باید تا آنجا که امکان دارد کار اداری بستگان و اقوام خویش را خارج از نوبت انجام دهد.

به نظر من افسر راهنمایی و رانندگی باید بین دوستان و آشنایان نزدیک با دیگران در زمینه رعایت قوانین، تمایزی قائل نگردد.

به نظر من بهتر است هر کس در کار، شریک و همکار خود را از اقوام و همشهریان خود انتخاب کند تا از غریبه‏ها.

به نظر من زندگی در کنار همسایه‏هایی که از اقوام و نزدیکان هستند بهتر است.

فکر می‏کنم سنت‏ها و آداب‌ورسوم قومی و محلی ما این روزها به‌اندازه گذشته، چندان معتبر نیست.

به نظر من هر کس اول متعلق به کشور خود است تا متعلق به قوم، استان یا شهرستان خود باشد.

 

 

 

متغیر عام‏گرایی: عام‎گرایی در مقابل خاص‏گرایی، یکی از متغیرهای الگویی پارسونز است. این متغیرها با ورود به عرصه انتخاب کنشگر، انتخاب‏های وی را تحت تأثیر قرار می‏دهد؛ با ورود به نظام شخصیتی کنشگر، به خلق عادت انتخاب می‏انجامد؛ با ورود به سطح جمعی، به تعریف نقش می‏پردازند و با ورود به سطح فرهنگی، به تکوین ملاک‏های ارزشی منتهی می‏شوند. در حالت عام‏گرایی، برخلاف خاص‏گرایی که در آن ملاک‏های قدردانی بر ملاک‏های شناختی تقدم و اولویت دارند، تقدم با ملاک‏های شناختی است و این ملاک‏ها بر قدردانی تقدم و اولویت دارند (محمدی اصل، 1390: 62-60).

2- اعتبار[5] و قابلیت‌ اعتماد‌[6]

به‌منظور بررسی ابعاد و مؤلفه‌های درنظرگرفته‎شده برای متغیر وابسته (نگرش به فرهنگ دموکراتیک)، از روش تحلیل عاملی تأییدی بهره گرفته شد. «هدف خلاصه کردن مقدار زیاد اطلاعات و تقلیل آن‌ها به حداقل تعداد عامل به‌منظور پیش‎بینی است. در این روش، محقق از عامل‏ها و یا ابعاد زیربنایی متغیرها شناخت قبلی دارد و با استفاده از روش تحلیل عاملی آن‌ها را محک می‏زند. درواقع، در این روش تعداد عامل‏ها را تحلیل‏گر مشخص می‎کند، بدین معنی که تحلیل‏گر قبل از اینکه تحلیل عاملی را به کار گیرد، می‎داند که چه تعداد عامل را باید به کار برد. این شیوه را تحلیل عاملی تأییدی می‏نامند» (منصورفر، 1388: 300). بدین‏منظور حجم نمونه‏ای معادل 50 نفر از شهروندان سمنانی که به‌صورت تصادفی انتخاب شدند، به سؤالات پرسشنامه پاسخ دادند. میزان KMO و معنی‏دار بودن آزمون بارتلت، نشان داد داده‏ها مناسب تحلیل عاملی هستند. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری، مبین متغیر نگرش به فرهنگ دموکراتیک هستند.

در این پژوهش برای تعیین قابلیت اعتماد از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. «در روش آلفای کرونباخ بین نمره تک‌تک گویه‏ها با کل نمره ابزار یا آزمون همبستگی گرفته می‎شود و در آن فرض بر این است که انتظار می‏رود افرادی که در گویه معینی نمره معینی را می‎گیرند در گویه‏های دیگر نیز آن‌گونه عمل نمایند، چون همه گویه‏های ابزار طراحی‌شده در راستای سنجش یک چیز یا خصیصه‏ی معین هستند. در اصل، وقتی آلفای کرونباخ محاسبه می‏شود، درواقع بین نمره هر گویه با کل نمره هر فرد همبستگی گرفته می‎شود و بین آن و تغییرپذیری کل تک‌تک گویه‏ها مقایسه صورت می‏گیرد» (همان: 167). با انجام یک تحقیق مقدماتی با حجم نمونه‌ای معادل 30 نفر از شهروندان سمنانی که به‌صورت تصادفی انتخاب شدند، میزان آلفای کرونباخ برای متغیرها بالای 70/0 به دست آمد، که در علوم انسانی میزان آلفا موردقبول است (ادریسی، 1386).

ت- یافته‏های تحقیق

1- یافته‏های توصیفی

جدول ۵: توزیع فراوانی و درصدی متغیرهای زمینه‏ای

 

جنسیت

منطقه سکونت (در سمنان)

وضعیت تأهل

 

مرد

زن

شرق

شمال

غرب

جنوب

مرکز

مجرد

متأهل

جداشده از همسر

همسر فوت‌شده

فراوانی

191

185

86

118

44

63

67

149

207

14

8

درصد معتبر

50.8

49.2

22.8

31.2

11.6

16.7

17.7

39.4

54.8

3.7

2.1

 

 

 

با توجه به حجم نمونه بررسی‌شده طبق نتایج به‌دست‌آمده از جدول فوق، تقریباً نیمی از نمونه را مردان و نیمی دیگر را زنان تشکیل داده‏اند. 31 درصد حجم نمونه از شمال سمنان، 22 درصد شرق سمنان، 17 درصد مرکز سمنان، 16 درصد جنوب سمنان و 11 درصد از غرب سمنان هستند. 54 درصد حجم نمونه متأهل هستند و تقریباً 40 درصد مجرد هستند.

جدول ۶: توزیع فراوانی و درصدی نگرش به متغیرهای اصلی

 

نگرش به فرهنگ دموکراتیک

سرمایه اجتماعی

سواد رسانه‏ای

عام‏گرایی

 

پایین

متوسط

بالا

پایین

متوسط

بالا

پایین

متوسط

بالا

پایین

متوسط

بالا

فراوانی

49

262

67

36

222

120

47

267

64

79

254

45

درصد معتبر

13

69.3

17.7

9.5

58.7

31.7

12.4

70.6

16.9

20.9

67.2

11.9

 

طبق نتایج به‌دست‌آمده از جدول فوق، نگرش به فرهنگ دموکراتیک میان 69 درصد پاسخگویان متوسط است. سرمایه اجتماعی 58 درصد پاسخگویان در حد متوسط است. سواد رسانه‏ای 70 درصد پاسخگویان در حد متوسط است. عام‏گرایی 67 درصد پاسخگویان در حد متوسط است.

2- یافته‎های استنباطی

2-1- بررسی فرضیه‏ها

به نظر می‏رسد بین سرمایه اجتماعی و نگرش به فرهنگ دموکراتیک رابطه وجود دارد.

 

 

جدول ۷: آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین سرمایه اجتماعی و نگرش به فرهنگ دموکراتیک

 

سرمایه اجتماعی

نگرش به فرهنگ دموکراتیک

r

.414**

Sig

.000

N

378

 

نگرش به فرهنگ دموکراتیک در فاصله اطمینان 95 درصد با سطح معناداری0.000Sig= با سرمایه اجتماعی همبستگی معناداری دارد و با توجه به قدر مطلق ضریب همبستگی که برابر است با 0.41r= شدت رابطه قوی ارزیابی می‏شود. علامت این ضریب که مثبت است گویای جهت مستقیم رابطه بین دو متغیر است. به‌عبارت‌دیگر هرچه سرمایه اجتماعی افزایش یابد، نگرش به فرهنگ دموکراتیک نیز بیشتر موردپذیرش قرار می‏گیرد و بالعکس.

به نظر می‏رسد بین سواد رسانه‎ای و نگرش به فرهنگ دموکراتیک رابطه وجود دارد.

جدول ۸: آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین سواد رسانه‎ای و نگرش به فرهنگ دموکراتیک

 

سواد رسانه‎ای

نگرش به فرهنگ دموکراتیک

r

.329**

Sig

.000

N

378

 

نگرش به فرهنگ دموکراتیک در فاصله اطمینان 95 درصد با سطح معناداری0.000Sig= با سواد رسانه‎ای همبستگی معناداری دارد. با توجه به قدر مطلق ضریب همبستگی که برابر است با 0.32r= شدت رابطه متوسط ارزیابی می‏شود. علامت این ضریب که مثبت است گویای جهت مستقیم رابطه بین دو متغیر است. به‌عبارت‌دیگر هرچه سواد رسانه‎ای افزایش ‏یابد، نگرش به فرهنگ دموکراتیک نیز بیشتر موردپذیرش قرار می‏گیرد و بالعکس.

به نظر می‏رسد بین عام‏گرایی و نگرش به فرهنگ دموکراتیک رابطه وجود دارد.

جدول ۹: آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین عام‏گرایی و نگرش به فرهنگ دموکراتیک

 

عام‏گرایی

نگرش به فرهنگ دموکراتیک

r

.267**

Sig

.000

N

378

 

نگرش به فرهنگ دموکراتیک در فاصله اطمینان 95 درصد با سطح معناداری0.000Sig= با عام‏گرایی همبستگی معناداری دارد. با توجه به قدر مطلق ضریب همبستگی که برابر است با 0.26r= شدت رابطه متوسط ارزیابی می‏شود. علامت این ضریب که مثبت است گویای جهت مستقیم رابطه بین دو متغیر می‏باشد. به‌عبارت‌دیگر هرچه عام‏گرایی افزایش ‏یابد، نگرش به فرهنگ دموکراتیک نیز بیشتر موردپذیرش قرار می‏گیرد و بالعکس.

2-2- رگرسیون چند متغیره تحقیق

به نظر می‏رسد متغیرهای سرمایه اجتماعی، سواد رسانه‏ای و عام‏گرایی بر نگرش به فرهنگ دموکراتیک مؤثر است.

با توجه به معناداری آزمون همبستگی پیرسون بین متغیرهای سرمایه اجتماعی، سواد رسانه‏ای و عام‏گرایی با نگرش به فرهنگ دموکراتیک که پیش‌شرط آزمون رگرسیون است، حال در اینجا جهت تعیین میزان تأثیر سرمایه اجتماعی، سواد رسانه‏ای و عام‏گرایی بر نگرش به فرهنگ دموکراتیک از رگرسیون خطی با روش Stepwise استفاده شده­است. به کمک این روش سه مدل برای تبیین متغیر وابسته پیشنهاد شده­است؛

- سرمایه اجتماعی؛

- سرمایه اجتماعی، عام‎گرایی؛

- سرمایه اجتماعی، عام‎گرایی، سواد رسانه‏ای.

جدول ۱۰: مدل رگرسیون پیش‌بینی‌شده

مدل

مجذورضریب تعیین (R2)

ضریب تعدیل‌یافته

3

.267

.261

 

با توجه به نتایج جدول بالا، مقدار ضریب تبیین (R2) به‌دست‌آمده برای تبیین نگرش به فرهنگ دموکراتیک در مدل بالا R2=0.26 است؛ درواقع نگرش به فرهنگ دموکراتیک به میزان 26% توسط سرمایه اجتماعی، عام‎گرایی، سواد رسانه‏ای تبیین می‏شود.

2-3- تحلیل مسیر

تحلیل مسیر در این مقاله در سه مرحله انجام می‏شود که با توجه به ضرایب Beta  استخراج‌شده از جداول رگرسیونی اثرات مستقیم و غیرمستقیم هریک از متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته به‌صورت زیر محاسبه شده­است:

 

جدول ۱۱: تحلیل مسیر مرحله اول

 

ضرایب رگرسیونی استانداردنشده

ضرایب رگرسیونی استانداردشده

t

Sig.

B

Std. Error

Beta

مقدار ثابت

51.529

7.610

 

6.771

.000

سرمایه اجتماعی

.300

.051

.288

5.863

.000

سواد رسانه‏ای

.815

.167

.239

4.872

.000

عام‌گرایی

1.474

.257

.259

5.738

.000

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۱. نمودار تحلیل مسیر مرحله اول

جدول ۱۲: تحلیل مسیر مرحله دوم

 

ضرایب رگرسیونی استاندارد نشده

ضرایب رگرسیونی استانداردشده

t

Sig.

B

Std. Error

Beta

مقدار ثابت

69.961

6.766

 

10.340

.000

سواد رسانه‏ای

1.373

.153

.420

8.969

.000

عام‌گرایی

.851

.255

.156

3.334

.001

در این مرحله سرمایه اجتماعی متغیر وابسته و سواد رسانه‏ای و عام‏گرایی متغیرهای مستقل هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۲. نمودار تحلیل مسیر مرحله دوم

جدول ۱۳:تحلیل مسیر مرحله سوم

 

ضرایب رگرسیونی استاندارد نشده

ضرایب رگرسیونی استانداردشده

t

Sig.

B

Std. Error

Beta

مقدار ثابت

29.409

1.702

 

17.279

.000

عام‎گرایی

-.172

.086

-.103

-2.010

.045

 

در این مرحله سواد رسانه‏ای متغیر وابسته و عام‏گرایی متغیر مستقل است.

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۳. نمودار تحلیل مسیر مرحله سوم

جدول ۱۴: مجموع تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته

متغیر مستقل

اثرات مستقیم

اثرات غیرمستقیم

مجموع تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم هر متغیر

سرمایه اجتماعی

28/0

_

28/0

عام‎گرایی

25/0

01/0

26/0

سواد رسانه‏ای

23/0

-

23/0

 

در نهایت ضرایب رگرسیونی مدل تحقیق به‌صورت زیر است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۴. نمودار نهایی تحلیل مسیر

نتیجه‎گیری

نتایج توصیفی حاکی از آن است که تقریباً نیمی از نمونه را مردان و نیمی دیگر را زنان تشکیل داده‏اند. 31 درصد حجم نمونه از شمال سمنان، 22 درصد شرق سمنان، 17درصد مرکز سمنان، 16 درصد جنوب سمنان و 11درصد از غرب سمنان هستند. 54درصد حجم نمونه متأهل و تقریباً 40درصد مجرد هستند. تقریباً 50درصد حجم نمونه دارای تحصیلات لیسانس هستند.

نگرش به فرهنگ دموکراتیک میان 69درصد پاسخگویان متوسط است. سرمایه اجتماعی 58 درصد پاسخگویان متوسط است. سواد رسانه‏ای 70 درصد پاسخگویان است. عام‏گرایی 67 درصد پاسخگویان متوسط است.

نتایج فرضیه‏ها نشان می‏دهد که هرچه سرمایه اجتماعی، سواد رسانه‎ای و عام‏گرایی افزایش یابد، نگرش به فرهنگ دموکراتیک نیز بیشتر موردپذیرش قرار می‏گیرد و بالعکس.

مدل به‌دست‌آمده از تحلیل مسیر نشان می‏دهد هر سه متغیر سرمایه اجتماعی، عام‏گرایی و سواد رسانه‏ای به شکل مستقیم بر نگرش به فرهنگ دموکراتیک تأثیر می‏گذارند. دو متغیر عام‏گرایی و سواد رسانه‏ای به شکل غیرمستقیم نیز بر متغیر وابسته مؤثر هستند. متغیر عام‏گرایی از طریق تأثیر بر سرمایه اجتماعی و سواد رسانه‏ای بر متغیر وابسته مؤثر است و متغیر سواد رسانه‏ای از طریق تأثیر بر سرمایه اجتماعی بر نگرش به فرهنگ دموکراتیک تأثیر می‏گذارد. به‌طورکلی هر سه متغیر تأثیری مستقیم و مثبت بر نگرش به فرهنگ دموکراتیک دارند. ازلحاظ میزان تأثیرگذاری، متغیر سرمایه اجتماعی با 28 درصد بیشتر از دو متغیر دیگر مؤثر است و متغیر عام‏گرایی با 26 درصد بیشتر از متغیر سواد رسانه‏ای بر متغیر وابسته تأثیر می‏گذارند و در نهایت متغیر سواد رسانه‏ای به میزان 23 درصد بر نگرش به فرهنگ دموکراتیک تأثیر می‏گذارد.

به‌منظور مقایسه نتایج تحقیق حاضر با پیشینه پژوهش می‏توان به پژوهش‏های زیر اشاره کرد: نتایج حاجی‎زاده (1396) نیز نشان می‏دهد که بین سرمایه اجتماعی و نگرش به دموکراسی در بین دانشجویان دانشگاه تهران رابطه وجود دارد. همچنین نتایج و یافته­های تحقیق ذوالفقاری (1394) حاکی از آن است که بین سرمایه اجتماعی و نگرش به دموکراسی به لحاظ آماری رابطه وجود دارد ازاین‌رو می­توان نتیجه گرفت که بین سرمایه اجتماعی و نگرش به دموکراسی بین دانشجویان دانشگاه­های سراسری، علوم پزشکی، آزاد اسلامی، پیام نور در جمهوری اسلامی ایران به لحاظ آماری رابطه وجود دارد. یافته­های تحقیق عظیمی (1391) نشان می‏دهد با افزایش سرمایه اجتماعی در میان دانشجویان، سطح شهروندی دموکراتیک آنان نیز افزایش می­یابد. گزارش سازمان «مرسی کورپ» (2017) نشان می‏دهد که سرمایه اجتماعی-هنجارها، روابط و شبکه‏هایی که افراد را قادر به عملکرد جمعی می‏سازد- به‌طور فزاینده‏ای با توسعه مثبت و نتایج خوب زیستن  ارتباط دارد. جوامع با سرمایه اجتماعی بالاتر، سلامت بیشتر، درگیری‏های خشونت‏آمیز کمتر و جرم کمتر، دسترسی‏ به تحصیلات بیشتر و رشد اقتصادی بیشتری را تجربه می‏کنند. شواهد حاکی از آن است که جوامعی که سرمایه متنوعی از شبکه‏های اجتماعی و انجمن‏های مدنی را در اختیار دارند، در موقعیت بهتری برای مقابله با فقر و آسیب‏پذیری، حل اختلافات و استفاده از فرصت‎های جدید قرار دارند. ویجیان پیلای و همکاران (2011) که در فاصله سال‏های 2006-2005 در پیمایشی در چهار کشور آمریکای لاتین به سنجش رابطه سرمایه اجتماعی و نگرش‏های دموکراتیک پرداخته‏اند، ارزش‏های دموکراتیک را با چهار سؤال درباره 1- میزان دموکراتیک بودن قوانین محلی، 2- نگرش به آزادی اندیشه، 3- نگرش به آزادی بیان و 4- نگرش به آزادی مذهب مورد سنجش قرار داده‏اند. نتایج تحلیل الکس وان سیکل (2003) نشان داد که رابطه معناداری بین مشارکت در سازمان‏های جامعه مدنی و بحث سیاسی، اعتماد سیاسی و حمایت از دموکراسی وجود دارد.

بررسی نظریه‏های موجود نیز نشان می‏دهد که سرمایه اجتماعی به‌طورکلی به ارتباط متقابل بین افراد و کنش‎های آن در یک جامعه می­پردازد، از دیدگاه نظریه‏پردازان کلاسیک (مارکس، دورکیم، زیمل، ماکس وبر) گرفته تا نظریه‏پردازان مدرن (بوردیو، فوکویاما، پاتنام، کلمن، بیکر، لین، گیدنز، اینگلهارت و ...) همگی بر وجود سرمایه اجتماعی به‌عنوان یک منبع مفید و یا بالقوه‌ای که می­تواند در تسهیل کنش­های اجتماعی میان افراد و جامعه نقش مهمی ایفا کند، تأکید ورزیده­اند.

آلموند و وربا به این نتیجه رسیدند که عضویت در سازمان‎ها به‌طور مثبت، صلاحیت­ها و توانایی مدنی افراد را تحت تأثیر قرار می‏دهد. شخص از نظر ذهنی اعتقاد دارد که می­تواند بر حکومت تأثیر داشته باشد، ولی ممکن است لزوماً به پیامد عملی نیانجامد. ولی همین آمادگی ذهنی زمینه توانایی سیاسی (مشارکت سیاسی) افراد را افزایش می‏دهد (Almond & Werba, 1965: 300-324). برم و ران تعدادی از متغیرها از جمله مدارا، اعتماد متقابل، عضویت و مشارکت در سازمان‎های جامعه مدنی را که بر فرهنگ سیاسی دموکراتیک تأثیر دارند، مورد تأکید قرار می‏دهند. اینگلهارت و ولزل معتقدند هرچه در کشوری اعتماد اجتماعی بین افراد بالاتر باشد و رضایت‏مندی از زندگی بیشتر باشد، امکان شکل‏گیری نهادهای دموکراتیک بیشتر است (Inglehart & Welzel, 2002).

پیشنهاد‌ها و راهکارها

ازآنجایی‌که یکی از ابعاد نگرش به فرهنگ دموکراتیک، بعد رفتاری است، استفاده از روش‎های کیفی در کنار روش کمی به درک این مفهوم و شناخت واقعی‏تر آن کمک می‏کند. یکی از ابعاد نگرش به فرهنگ دموکراتیک، مشارکت مدنی است. به‌منظور تقویت این بعد، باید در جهت فراهم کردن زمینه مشارکت بخش‏های دولتی و غیردولتی مثل مانند سازمان های مردم نهاد و انجمن فعالان مدنی، مساجد و مراکز دینی تلاش جدی نمود. آزادی و برابری دو بعد از نگرش به فرهنگ دموکراتیک هستند. این ابعاد در بیشتر مواقع در مباحث سیاسی مطرح هستند، حال‌آنکه آزادی و برابری به‌عنوان امری اجتماعی از درون فرهنگ خانواده باید موردتوجه قرار گیرد. توجه یکسان به فرزند دختر و پسر در خانواده و حذف تقسیم‎بندی‏های دست و پاگیر جنسیتی بهتر است از خانواده شروع شود تا قابل تسری به جامعه باشد. در این سواد رسانه‎ای رابطه‏ای مستقیم و مثبت با نگرش به فرهنگ دموکراتیک دارد. ازآنجاکه استفاده از رسانه‏های مختلف به‌ویژه شبکه‏های اجتماعی مجازی رو به فزونی دارد، پیشنهاد می‏شود میزان و نحوه استفاده افراد از فضای مجازی باید موردتوجه قرار گیرد و آموزش‏های لازم در اختیار آنان قرار گیرد. کتاب آموزشی «تفکر و سواد رسانه‏ای» که در دوره دوم آموزش متوسطه تدریس می‏شود اقدام مهمی است که بهتر است در ابعاد وسیع‏تر و برای گروه‏های سنی مختلف همراه با آموزش‏های نظری و عملی نیز طراحی شود چراکه بسیاری از بزرگسالان نیز به این آموزش‏ها نیاز دارند.



[1] . Chohen, Mollie, J., et.al.

[2] . Pilai.V & et. al.

[3] . Alex Van Sickle

[4] . Wilson

[5] . Validity

[6] . Reliability

-    ادریسی، افسانه (1386)، جزوه آمار پیشرفته، تهران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال.

-    پاتنام، رابرت؛ لئوناردی، روبرت و نانتی، رافائلا (1380)، «دموکراسی و سنت­های مدنی» ترجمه محمدتقی دلفروز، تهران انتشارات روزنامه­ی سلام.

-    حاجی‏زاده، حمدالله (1397)، بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و نگرش به دموکراسی، پایان‏نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شاهد.

-    دورکیم، امیل (1381)، درباره تقسیم‌کار اجتماعی ترجمه باقر پرهام، تهران: نشر مرکز.

-  ذوالفقاری، علی (1394)، «بررسی رابطه سرمایه اجتماعی بر نگرش به دموکراسی» مطالعه موردی دانشجویان ج.ا.ایران»، پایان‏نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران.

-    شکرخواه، یونس (۱۳۸۵). سواد رسانه‌ای، یک مقاله‌ی عقیده‌ای. فصلنامه رسانه، ۱۷ (۴)، ۲۷-۳۲.

-    طلوعی، علی (۱۳۹۱). سواد رسانه‌ای، درآمدی بر شیوه‌ی یادگیری و سنجش. تهران: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها.

-  عظیمی،‏هاجر (1391)، «بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با شهروندی دموکراتیک (مطالعه موردی دانشگاه تهران)»، پایان‏نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شاهد.

-    فیلد، جان (1386)، «سرمایه اجتماعی» ترجمه غلامرضا غفاری و حسین رمضانی، تهران، نشر کویر.

-  کتابی، محمود؛ گنجی، محمد؛ احمدی، یعقوب و معصومی، رضا (1383)، دین، سرمایه اجتماعی و توسعه اجتماعی فرهنگی، مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان، ش 17، 192-169.

-    کلانتری، میترا (1391)، ارزش­های دموکراتیک نسل­ها (مطالعه موردی در شهر ساری)، پایان‏نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه مازندران.

-    گیدنز، آنتونی (1377)، «پیامدهای مدرنیته»، ترجمه محسن ثلاثی، چاپ اول، نشر مرکز.

-    مانهایم، کارل (1393) «دموکراتیک شدن فرهنگ»، ترجمه پرویز اجلالی، تهران، نشر نی.

-    محمدی‏اصل، عباس (1390)، گنج رایگان: درآمدی بر جامعه‏شناسی ایران امروز، تهران: جامعه‏شناسان.

-  محمدی­فر، نجات و نجفی، داوود (1392)، بررسی رابطه ابعاد سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی (مطالعه موردی: دانشگاه اصفهان)، فصلنامه توسعه اجتماعی (توسعه انسانی سابق)، دوره 7، شماره 3، بهار، 181-155.

-    منصورفر، کریم (1388)، روش‏های پیشرفته آماری همراه با برنامه‏های کامپیوتری، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

-    هابرماس، یورگن (1384)، دگرگونی ساختاری حوزه عمومی کاوشی در باب جامعه بورژوایی، ترجمه جمال محمدی، نشر افکار.

 

-      Almond, G.A. & Verba, S. (1963), The Civic Culture. Political Attitudes and Democracy in Five nations (Princeton University Press).

-      Bourdieu, Pierre (1986), Forms of capital. Richards (ed). Hand book of theory and research for the sociology of education, New York: green wood press.

-      Chohen, Mollie, J., Noam Lupu, Elizabeth, J. Zechmiester (2017), The political culture of democracy in the Americas, 2016/17, A Comparative Study of Democracy and Governance.

-      Colman, James (1990), Foundations of Social Theory. Cambridge: Harvard University Press.

-      Inglehart, R., P. Norris & C. Welzel (2002), “Gender Equality and Democracy.”, Comparative Sociology 1(3-4):235-265.

-      Lin, N. (2001), Social capital. A theory of social structure and action. Cambridge: Cambridge University Press.Colman, James (1998),

-      MERCY CORPS (2017), SOCIAL CAPITAL AND GOOD GOVERNANCE A Governance in Action Research Brief.

-      Pillai, K. and et al. (2011), Democratic attitudes and social capital in Latin America International Social Work 54(6).

-      Rosenboum, Walter, (1975), Political Culture, New York: Preaeger Publisher.

-      Sickle, Alex Van (2003), The Micro-Foundations of Democratic Development, University of California at Irvine.

-      Tessler, M. (2002), “Islam and Democracy in the Middle East: The Impact of Religious Orientations, an Attitudes Toward Democracy in four Arab Countries”, Comparative Politics, 34:254-337. 

-      UNESCO-Paris agenda. (2007), The Paris Agenda.Recommendations for Media Education.

-      Vraga, Tully, Kotcher, Smithson, & Broeckelman-Post, 2015

-      Wilson, C. (2012), Media and Information Literacy: Pedagogy and Possibilities. Communicar,20(39), 15-22.