نقش رهبری سید حسن نصرالله در به‌کارگیری قدرت هوشمند حزب‌الله در مواجهه با مخالفان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی انقلاب اسلامی دانشگاه شاهد

2 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شاهد

چکیده

مقاله حاضر به‌منظور شناخت نقش سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان در به‎کارگیری قدرت هوشمند حزب‌الله در مواجهه با مخالفان نگاشته‌شده و درصدد بوده، به این پرسش پاسخ‌دهد که «نقش سید حسن نصرالله در به‎کارگیری قدرت هوشمند حزب‌الله در مواجهه با مخالفان چگونه بوده‌است؟»؛ برای یافتن پاسخ این پرسش از روش کیفی از نوع اسنادی­- تحلیلی استفاده و داده­ها با ابزار فیش­برداری جمع‌آوری‌شده‌است. یافته­های پژوهش بیان‌می‌کنند که سید حسن نصرالله در مواجهه با مخالفان، تلفیقی از قدرت سخت و نرم را با اعمال ترکیبی از دو سبک رهبری تراکنشی و الهام­بخش، متناسب با شرایط مخالفان (داخلی و خارجی) اعمال‌کرده‌است.
«قدرت سخت» سید حسن نصرالله با به‌کارگیری دو مهارت سازمانی و سیاسی­ در سخنرانی­های عید مقاومت 2000 تا 2018 در مواجهه با مخالفان و «قدرت نرم» او با بهره از سه مهارت «هوش احساسی، ارتباطات و چشم­انداز» و نیز بهره‌برداری از هوش محیطی در مواجهه با مخالفان، اعمال‌شده‎است. او در مواجهه با مخالفان، بیشتر از قدرت سخت و سبک رهبری تراکنشی استفاده‌کرده و درصورت اعمال قدرت نرم نیز، روش‌های ضد‌الهام‎بخش را در برابر مخالفان به‌کاربرده‌است

کلیدواژه‌ها

موضوعات


دستیابی به قدرت و ماندن در آن، دغدغه بسیاری از رهبران سیاسی در جوامع گوناگون است. درخصوص اینکه رهبری بتواند ازیک‌سو پیروانش را مجاب‌کند که بتوانند به او در نیل به اهدافش یاری‌رسانند و ازسوی‌دیگر، مخالفانش نیز به توانایی‎اش در گسترش دامنه قدرتش، معترف باشند، از جهاتی گوناگون مطالعه‌شده‌است. بسیاری از اندیشمندان سیاسی، اجتماعی و مدیریت و برنامه‎ریزی، نظریاتی را در باب روش‎های دستیابی به قدرت، گسترش دامنه نفوذ آن به تعداد بیشتری از افراد و نیز چگونگی مانایی در قدرت ابرازداشته‎اند؛ برخی، آن را به ویژگی‎های موروثی و غیراکتسابی شخصیتی یا سبک رهبری و برخی دیگر، آن را به آموزش و آگاهی از شیوه‎های قابل‌یادگیریِ عمل در گروه، مربوط دانسته­اند.

نای، معتقد است کسانی‌که رهبری را با قدرت نرم جذب مترادف می‎دانند، بخشی از واقعیت را نادیده‌گرفته‎اند چراکه «رهبری اثربخش، درعمل به آمیزه‎ای از مهارت‎های قدرت نرم و سخت، نیازمند است» که نای آن را با عنوان «قدرت هوشمند» معرفی‌کرده‌است (نای، 1387:13)؛ او معتقد است که تلفیق روش‎های عمل سخت (مانند تهدید و تنبیه) با روش‎های اعمال قدرت نرم (مانند تشویق و پاداش‎دهی) می‎تواند مخاطبان یک رهبر را با او در دستیابی به اهداف مشترک هم‎سوکند و جداسازی این روش‎ها به‌طورتقریبی غیرممکن است.

افرادی که در اطراف هر رهبر حضوردارند، بسته به نوع رابطه‎شان با او در دسته‎هایی متفاوت قرارمی‎گیرند؛ این دسته‎ها عبارت‌اند از: «هواداران، مخالفان و بی‎طرف‎ها» که متناسب با هریک از این گروه­ها، رهبر، موظف است که نوعی از روش­های اعمال قدرت را به‎کارگیرد.

قدرت رهبری و عملکرد سید حسن نصرالله در دستیابی به اهداف حزب‌الله لبنان و تطبیق آن اهداف درراستای منافع ملی لبنان، طی دو دهه اخیر، باعث شده تا مجامع بین‌المللی، او را فردی مؤثر در تصمیم‌های سیاسی لبنان و نیز در عرصه سیاست بین‌الملل بشناسند؛ صاحب‌نظران و تحلیلگرانی متعدد، این موضوع را تصدیق‌کرده، وی را حایز ویژگی‎های شخصیتی ممتاز در اعمال رهبری و اثرگذاری بر مخاطبان دانسته‎اند؛ نعیم قاسم، او را چهره‎ای شناخته‌شده در جهان عرب و اسلام و دارای کلامی اثرگذار نزد افکار عمومی خوانده‌است (قاسم، 1393: 34)؛ اغلب صاحب‌نظران، دلیل اثرگذاری کلام او را صداقت در قول و عمل معرفی‌کرده‎اند که از فرهنگ شیعی و اسطوره‎های دینی، متأثر است،؛ به‌طوری‌که باعث شده‌است، سخنش ازسوی مخالفان و دشمنان لبنان و حزب‌الله پذیرفته‌شود (جعفرپورکلوری، 1390: 249)؛ ازسوی‌دیگر، عدم وابستگی او به گروه‎های سیاسی و فرقه‌‎های دینی متعدد در لبنان و درعین مراوده و احترام به همه‎ آنها (بیدقی‎قره‎باغ، 1391: 128)، باعث افزایش اثرگذاری او در افکار عمومی لبنان و غیرمسلمانان نیز شده‌است.

مخالفان سید حسن نصرالله، شامل مخالفان داخلی و خارجی او هستند که از افراد، گروه­ها و کشورهای مخالف وی تشکیل‌شده، در طیفی از سطوح مختلف مخالفت با سید حسن نصرالله (از مخالفت سیاسی تا دشمنی) قرارمی‎گیرند.

نگارنده تلاش‌کرده‌است تا با مطالعه سخنرانی­های دبیرکل حزب‌الله لبنان در جشن آزادسازی جنوب لبنان در سال­های 2000 تا 2018، مهارت­های لازم برای رهبری را از نظر نای که سید حسن نصرالله در این سخنرانی­ها به‎کار‎گرفته‌است، استخراج‌کرده، چگونگی اعمال قدرت سخت و نرم را در مواجهه با مخالفان (که سید حسن نصرالله در این جشن از آنها بهره‌برده‌است)، به‌نمایش‌گذارد. مقاله­ حاضر درپی پاسخ‌گویی به این پرسش است که «نقش سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان در به‎کارگیری قدرت هوشمند حزب‌الله در مواجهه با مخالفان چگونه است؟».

الف- مبانی نظری و روش

جوزف نای، مفهوم «قدرت نرم» را سال‎ها پیش از بحث درخصوص مفهوم قدرت هوشمند، در مارس 1990 در مقاله‎ای[1] در نشریه آتلانتیک طرح‌کرده‌بود؛ نای در این مقاله تأیید‌کرده‌بود که اگر آمریکا 2 درصد از درآمد ناخالص ملی خود را برای آموزش داخلی و کمک‎رسانی و اطلاع‎رسانی به کشورهای دیگر اختصاص‌دهد، به قدرتی مؤثرتر و عمیق‏تر از قدرت سخت دست‌خواهدیافت که او آن را با عنوان قدرت نرم معرفی‌کرد (Nye، 1990)؛ او در همان سال (1990)، کتابی را با عنوان التزام به رهبری[2] منتشر‌کرد که در آن، مفهوم قدرت نرم را بیشتر توضیح‌داد؛ نای در این کتاب نیز تلاش‌کرده‌است که نشان‌دهد برخلاف تصورها و بحث‎های رایج درباره افول قدرت آمریکا، نه‌تنها کاهش قدرت رخ‌نداده‌است بلکه علاوه‌بر افزایش قدرت در ابعاد نظامی و اقتصادی، در بعد سوم قدرت، یعنی  قدرت نرم، قوی‎ترین کشور دنیا و حتی بی‎همتا است؛ او در این کتاب تصریح‌کرده‌است که دستیابی به این قدرت، موجب کسب اعتماد بیشتر و فراهم‌آمدن افکار عمومی بهتر در کشورهای دیگر می‌شود (Nye، 1990).

نای در سال 2004 در کتابی با عنوان قدرت نرم[3] به تشریح ابعاد و سطوح قدرت نرم، با توجه به تغییرهای عمده در عرصه بین‌الملل متأثر از جهانی‌شدن و انقلاب فناورانه (تکنولوژیک) و نیز عواقب نادیده‌انگاشتن کاربست قدرت نرم در سیاست خارجی پرداخت (Nye، 2004) و در سال 2008 با انتشار کتاب قدرت رهبری،[4] رابطه رهبری را با قدرت نرم و سخت و انتخاب سبک رهبری و درنتیجه، کاربست قدرت هوشمند توسط رهبر تشریح‌کرد (نای، 1387)؛ او برای اولین‌بار در این کتاب، مفهوم قدرت هوشمند را طرح‌کرد.

1. دیدگاه جوزف نای درخصوص قدرت هوشمند

از نظر نای، قدرت با منابع تولید آن (مانند ثروت، جایگاه اجتماعی و مقام رسمی)، مترادف نیست. به‌الزام کسانی‌که بیشترین منابع قدت را دارند، به نتیجه مطلوب که همان تغییر رفتار دیگران است، نمی‎رسند؛ او تأکیددارد که «تمایز میان قدرت‌داشتن بر کشورها و قدرت‌داشتن بر نتیجه‎ها باید مشخص شود» (نای، 1382: 366)؛ چراکه بسیاری از افراد، با پاداش یا تهدید از اهداف خود دست‌نمی‎کشند و به تغییر رفتار تن‌نمی‎دهند؛ نای برای این وضعیت، مفهوم «قدرت نرم» را در مقابل «قدرت سخت» مبتنی‌بر تهدید و تشویق مطرح‌می‎سازد؛ به نظر او، استفاده از تهدید به محروم‌شدن از پاداش یا تشویق، در حیطه قدرت سخت قرارمی‎گیرد اما گاه با ترتیب‌دادن برنامه‎ای مدون، می‎توان بدون استفاده از این تهدید و تطمیع، به نتایج مطلوب رسید و این یعنی «کسب نتایج دلخواه به‌وسیله جذب دیگران، نه تحریکشان با انگیزه‎های مادی» و همراه و همکارساختن آنها، به‌جای مجبور‌کردن افراد به انجام کار (نای، 1389: 86).

قدرت نرم، اغلب از ابزارهایی مانند جذابیت شخصیتی، فرهنگ، ارزش‎های گروهی و اخلاقیات تبعیت‌می‎کند. پیروان رهبری که دارای جذابیت است، کاری را می‎خواهندانجام‌دهند که رهبر یادشده می‎خواهد؛ ازسوی‌دیگر اگر «رهبر، نماینده‎ ارزش‎هایی باشد که دیگران می‎خواهنددنبال‌کنند» (نای، 1387: 73)، به تطمیع و تهدیدی کمتر نیازخواهدداشت.

نای تأکیدمی‎کند که قدرت نرم، با نفوذ یا فقط متقاعد‌کردن دیگران یا تهییج آنها با حرف‌زدن، مترادف نیست هرچند اینها را در دل خود دارد؛ بلکه جذب دیگران با استفاده از منابع ملموس و غیرملموس نیز هست (نای، 1386: 110)؛ به نظر او، «قدرت نرم می‎تواند بر نوعی احساس جذابیت، عشق یا وظیفه در یک رابطه تکیه‌داشته‌باشد و به ارزش‌‎هایی درباره درست‌بودن مشارکت در این ارزش‌‎ها و اهداف مشترک، متوسل شود» (نای، 1387: 74)؛ وی تصریح‌می‎کند که قدرت نرم رهبران در حوزه‎های گوناگون، متفاوت است؛ ممکن است یک رهبر در حوزه‎ای دارای قدرت نرم بالا و در جایی دیگر، فاقد این حد از توانایی باشد (نای، 1387: 79).

بنابراین از نظر نای، قدرت سخت و نرم، وابسته و مکمل یکدیگرند همان‌طورکه رهبران و پیروان نیز بسته به نوع زمینه رابطه­شان، مکمل یکدیگرند؛ دروافع، این زمینه یا محیط است که تعیین‌می‎کند به‌کارگیری کدام‌یک از دو قدرت سخت و نرم، اثربخشی بیشتری خواهدداشت؛ اگر یکی از این دو نوع اعمال قدرت به دیگری صدمه‌بزند، رهبری‌کردن، دشوار خواهدشد چراکه میان آنها برتری‎ای وجودندارد. «قدرت نرم در ذات خود، خوب نیست و همیشه هم بهتر از قدرت سخت نیست» (نای، 1387: 91)، بلکه انتخاب به‌موقع و متناسب با هدف هریک از آنها، موفقیت در دستیابی به اهداف را ممکن‌می‎سازد؛ نای این «توانایی ترکیب قدرت سخت و نرم را در راهبردی مؤثر» «قدرت هوشمند» می‎نامد (نای، 1386: 111).

 

 
   

 

 

 

 

 

نمودار تعریف قدرت هوشمند از دیدگاه نای

منبع:نگارندگان

1-1. کاربست مفهوم قدرت هوشمند در رهبری     

جوزف نای، قدرت هوشمند را تلفیق صحیح و به‌اندازه‎ دو قدرت سخت و نرم می‎داند بدین‌ترتیب که این دو نوع قدرت، همراه و مکمل یکدیگر به‌کارگرفته‌شوند و هیچ‌یک، نادیده انگاشته‌نشوند؛ او معتقد است که رهبری نیز، رابطه‎ای، اجتماعی است که به تلفیق دو قدرت سخت و نرم و به‌عبارت‌دیگر به‌کارگیری قدرت هوشمند، نیازمند است و رهبر، فردی است که «به یک گروه در خلق و دستیابی به اهداف مشترک کمک‌می‎کند» و آنها را برای دست‌یافتن به این اهداف بسیج‌می‎کند (نای، 1387‌: 45).

نای، رهبری را رابطه‎ای اجتماعی می‎داند که دارای سه مؤلفه کلیدی «رهبران، پیروان و متنی که در آن تعامل‌می‎کنند» است (نای، 1387: 15)؛ او معتقد است که لازم نیست رهبر، به‌الزام، یک فرد واحد باشد یا حتی لازم نیست که تعیین‌کننده‎ اهداف باشد، بلکه می‎توان اهداف را از خود گروه الهام‌گرفت؛ وی، رهبری را همان «قدرت جهت‌دادن و بسیج دیگران به‌سوی یک هدف» می‎داند که ممکن است از مقامی رسمی یا غیررسمی نشأت‌گرفته‌باشد و تأکیدمی‎کند که به‌الزام، کسانی‌که دارای جایگاهی رسمی در یک گروه هستند، رهبر واقعی آن گروه نیستند و ممکن است فرد یا افرادی در گروه، جایگاه هدایتگر و بسیج‎کننده را داشته‌باشند (نای، 1387: 50).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار مؤلفه­های رهبری از دیدگاه جوزف نای

منبع:نگارندگان

 

جوزف نای، رهبرانی را که از قدرت نرم بیشتری استفاده‌می‏کنند، رهبران الهام­بخش و رهبرانی را که از قدرت سخت بیشتر استفاده‌می‎کنند، رهبران تراکنشی می‏نامد. رهبر الهام‌بخش یا دگرگون­کننده، پیروان را به‌سوی اهداف گروهی سوق‌می‎دهد، حتی اگر اهداف و منافع شخصی به‌خطرافتد؛ اما رهبر تراکنشی، پیروان را با افزایش یا کاهش منافع شخصی‎شان، هدایت‌می‎کند. رهبران الهام‌بخش، پیروان را رشد‌داده، به‌دنبال تغییر شرایط فعلی هستند (نای، 1387: 127 تا 134)؛ البته او تأکیدمی­کند که این محیط است که رهبر را در انتخاب سبک رهبری اثربخش‎تر هدایت‌می‏کند؛ برای نمونه، رهبری الهام­بخش یا استفاده از قدرت نرم، در دوره‎های تحول سریع یا مقطعی اجتماعی و سیاسی، بهتر کاربرددارند (نای، 1387: 136).

جوزف نای، وظایف رهبران را در مقابل گروه به سه دسته تقسیم‌می‏کند:

1-  خلق هدف و وسیله‎ دستیابی به آن؛

2-  تقویت هویت و همبستگی گروهی؛

3-  فرماندهی و بسیج کار جمعی (نای، 1387: 51).

وی محک رهبربودن یا نبودن یک فرد در گروه را تأثیرپذیری و اثرگذاری بیشتر یک گروه در تعریف اهداف و دستیابی به آنها به دلیل مشارکت آن فرد می‎داند (نای، 1387: 51) و تصریح‌می‎کند «کسانی‌که در یک رابطه، قدرتی بیشتر دارند، از جایگاهی بهتر برای ایجاد و مقاومت در برابر تغییر بهره‌مندند» و همچنین «احتمالی کمتر وجوددارد که قدرتمندترها، دیدگاه‎های دیگران را بپذیرند» (نای، 1387: 67).

‎نای اشاره‌ می‎کند که قدرت، تنها فرمان‌دادن نیست؛ بسته به اینکه مخاطب چه کسی باشد و دستیابی به نتیجه چگونه رخ‌داده‌باشد، معنای قدرت تأثیرمی‌پذیرد؛ برای نمونه، میان کسی‌که در اثر فرمان یک دیکتاتور کشته‌می‎شود و کسی‌که خود، خواهان شهادت است و به فرمان همان دیکتاتور کشته‌می‎شود، تفاوت وجوددارد؛ دومی نمی‎تواند نشان‌دهنده‎ قدرت آن دیکتاتور باشد؛ به نظر او، قدرت به‌طورنزدیک به «زمینه رابطه» بستگی‌دارد و زمینه‏ نیز به جایگاه و نقش افراد در موقعیت بستگی‌دارد، مانند نقش یک پدر در خانواده و جایگاهش در برابر فرزندان و نقش همان پدر در محل کار که ممکن است فرمان‎بر یک یا چند مقام بالاتر از خود در سازمان باشد (نای، 1387: 69).

2-1. مهارت­های لازم برای رهبران در اعمال قدرت

نای، مهارت‎هایی را لازمه‎ کاربست قدرت نرم و سخت توسط رهبران می‎داند؛ از نظر او برای به‌کارگیری قدرت نرم، سه مهارت ویژه وجوددارند که رهبران می‎توانند با توسل به آنها بر دیگران تأثیربگذارند:

1.  هوش احساسی؛

2.  ارتباطات؛

3.  چشم‌انداز.

«مهارت‏‏های سازمانی و سیاسی» نیز دو مهارت اساسی در به ‌کارگیری قدرت سخت هستند.

جوزف نای، هوش احساسی را ناشی از دو مؤلفه‎ «تسلط بر خود» و «برقراری ارتباط با دیگران» می‎داند که به رهبر امکان‌می‎دهند تا علایق و ارزش‎های خود را به دیگران (خواه پیروان و غیرآنها) منتقل‌کند و بدین‌وسیله آنها را مجذوب خود نماید. «هوش احساسی»، می‎تواند ذاتی یا محصول یادگیری باشد و به‎‌مرور در اثر کسب تجربه افزایش‌یابد؛ به کمک این مهارت، رهبر می‎تواند کاریزمای خود را در محیط‎های متفاوت کنترل‌کند.

منظور او از مهارت «ارتباطات»، توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران از طرق کلامی و غیرکلامی است؛ سخنوری، رفتار بدن و استفاده از نمادها و نشانه‎ها در ارتباط با دیگران از این نمونه‎اند؛ مراد از «چشم‎انداز» نیز داشتن مهارت نشان‌دادن تصویری از وقایع است که برای پیروان و غیر آنها الهام‎بخش است یا به اندیشه و ارزش‎های مورد نظر رهبر، معنامی‎بخشد؛ این مهارت برای ایجاد اهداف مشترک در مخاطبان، بسیار کمک‌کننده است؛ به‌این‌ترتیب او می‎تواند به کمک چشم‎انداز، وضعیت موجود را به سمت تغییر هدایت‌کند. حدود و ابعاد چشم‌انداز یک رهبر به نوع رهبری او (الهام‌بخشی یا تراکنشی) بستگی‌دارد و ممکن است دور یا نزدیک باشد.

جوزف نای، مهارت‏های سازمانی و سیاسی را برای سبک رهبری تراکنشی (اعمال قدرت سخت) برشمرده‌است؛ به نظر او، «مهارت سازمانی» همان توانایی مدیریت ساختار، گردش اطلاعات (رو به بیرون و رو به درون) و نظام پاداش‎دهی در گروه است؛ او هم به حفظ ساختار سازمانی توجه‌دارد و هم بر جریان اطلاعات (خواه گزارش‌‎های افراد از بیرون گروه و خواه، گزارش‎های لازم برای خروج از گروه) مدیریت‌دارد و هم پاداش‎ها و تنبیه‎ها و محرومیت‎ از پاداش‎ها را در همه‎ سطوح  کنترل‌می‌‌کند.

از نظر نای، «مهارت سیاسی» شامل توان استفاده از اجبار یا زور در برابر پیروان یا دست‌کم، «چانه‌زنی» برای حفظ موقعیت برتر است؛ حتی گاهی، رهبر به‌تنهایی قادر نیست، این کار را انجام‌دهد اما گروهی را با خود همراه‌می‎کند و با بهره‎گیری از موقعیت گروه یا ائتلاف بزرگ‌تر، دیگران را به پذیرش خواسته‎ خود مجبورمی‌کند؛ او می‎تواند با طراحی دقیق این نظام‌ها (سیستم‎ها)، محیط پیرامون را شکل‎دهد؛ جوزف نای، همچنین از مهارتی نام‌می‎برد که تلفیقی از پنج مهارت پیشین است و آن «هوش محیطی» است؛ به نظر او، رهبری که بتواند شرایط اثرگذاری بر محیط را بشناسد، بتواند فرصت (شانس) اثرگذاری خلق‌کند و نیز سبک رهبری خود را با نیازهای پیروان تطبیق‌دهد، دارای هوش محیطی (یا شم سیاسی) است (نای، 1387: 137 تا 160).

2. آشنایی با مخالفان سید حسن نصرالله

مخالفان مقاومت اسلامی لبنان و سید حسن نصرالله به‌عنوان دبیرکل حزب‌الله لبنان، شامل سه دسته­ «کشورها، گروه‌ها و افراد»است؛ ازسوی‌دیگر، مخالفان او را می­توان در دو دسته­ «مخالفان داخلی و خارجی» تقسیم‌کرد که دسته اول از «گروه­ها، احزاب و افراد مخالف شخص دبیرکل یا مخالف مشی حزب‌الله و مقاومت در داخل لبنان» تشکیل‌شده‌اند و گروه دوم، شامل «کشورها و افراد دشمنِ منافع ملی لبنان، به‌ویژه اسرائیل، آمریکا، برخی کشورهای اروپایی (مانند انگلستان، فرانسه و ...) و برخی کشورهای عربی (مانند عربستان، امارات و...) و نیز سیاست‌مداران و سردمداران مخالف نصرالله و مقاومت اسلامی در منطقه جنوب‌غرب آسیا (مانند نخست­وزیران (ایهود باراک، نتانیاهو و...) و وزرای کابینه اسرائیل (شارون، شامیر و...) و سایر مسئولان این کشور، رؤسای‌جمهوری ایالات متحده و پادشاهان و مسئولان عربستان و امارات» هستند.

در رأس مخالفان داخلی نصرالله، هواداران جریان 14 مارس و احزاب تابع آن قراردارند که پس از ترور رفیق حریری در سال 2005، به‌منظور خروج نیروهای سوری از لبنان با یکدیگر متحد شدند و تحول‌هایی را در لبنان رقم‌زدند و تاکنون نیز به پیروی از سعد حریری، در مقابل حزب‌الله و شخص سید حسن نصرالله در موضع مخالفت قراردارند؛ مخالفان او در احزابی ازجمله «المستقبل، نیروهای لبنانی، حزب و حزب سوسیالیست ترقی‎خواه» فعالیت‌می­کنند.

مخالفان سید حسن نصرالله در زمان‎ها و مناسبت‎ها یا اتفاق‌های گوناگون سیاسی- اجتماعی که در لبنان رخ‌می‎دهد، به‌صراحت در بیانیه‎ها و سخنرانی‎ها، موضع مخالف خود را با او، حزب‌الله و مقاومت اسلامی اعلام‌می‌کنند و این تقابل (چه ازسوی مخالفان داخلی و چه ازسوی مخالفان خارجی نصرالله) نزد مردم لبنان و مطبوعات این کشور شناخته‌شده ‌است.

3. روش تحقیق

این تحقیق با روش کیفی و از نوع اسنادی- تحلیلی انجام‌شده‌است؛ بدین‌ترتیب که مبانی و مفاهیم نظری، از کتب و مقالات متناسب با موضوع و مفاهیم مرتبط با آن با ابزار فیش‌برداری به‌دست‌آمده‌است و سخنرانی‎های سید حسن نصرالله در جشن آزادسازی جنوب لبنان در 25 مه سال‎های 2000 تا 2018 نیز از پایگاه­های رسمی اینترنتی مقاومت لبنان، گردآوری و تحلیل‌شده‌است. به‌منظور اطمینان از جداسازی (تفکیک) صحیح داده‎ها توسط نگارنده، مطالعه‎ سخنرانی‎ها (برای استخراج مؤلفه‎های قدرت سخت و نرم نصرالله)، پنج‌بار تکرارشده‌است. تحلیل داده‎های به‌دست‌آمده و تفکیک‌شده، مرحله‎ پسین در اجرای این تحقیق بوده‌است؛ در پایان، مدل مفهومی رهبری سید حسن نصرالله در به‌کارگیری قدرت هوشمند حزب‌الله لبنان در مواجهه با مخالفان به‌دست‌آمد.

4. مدل مفهومی رهبری سید حسن نصرالله در به‌کارگیری قدرت هوشمند حزب‌الله لبنان در مواجهه با مخالفان

‌‌

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(منبع: نگارندگان)

ب- قدرت سخت سید حسن نصرالله در تقابل با مخالفان

طبق تعاریف جدید، مفهوم قدرت سخت، دیگر به بعد فیزیکی رفتار یا استفاده از قدرت نظامی در زمان جنگ، منحصر نیست؛ بلکه ابعادی دیگر از قدرت که همان توبیخ و پاداش‎دهی افراد هستند نیز در زیرمجموعه (ذیل) قدرت سخت تعریف‌می­شوند؛ بنابراین در مقاله­ حاضر و هنگام بحث از قدرت سخت دبیرکل حزب‌الله لبنان در تقابل با مخالفان، قدرت نظامی حزب‌الله یا قدرت درون­گروهی سید حسن نصرالله مورد توجه قرار نگرفته و به قدرت سخت رهبری او در زمان صلح پرداخته‌شده‌است.

ارتباطی که نای، میان اعمال قدرت سخت و رهبری تراکنشی برقرارمی‎سازد، رهبران را ملزم‌می‌کند که مهارت‎هایی را برای اعمال این نوع از قدرت بر مخاطبان استفاده‌کنند؛ این مهارت‎ها در دو بعد‎ مهارت سازمانی (به معنی توانایی مدیریت ساختار، کنترل گردش اطلاعات و نظارت بر نظام پاداش و تنبیه) و نیز مهارت سیاسی (به معنی توان استفاده از اجبار یا چانه­زنی برای حفظ موقعیت برتر) دسته‌بندی‌می­شوند. مطالعه سخنرانی‎های سید حسن نصرالله در عید مقاومت سال­های 2000 تا 2018 نشان‌داده‌است که او در تقابل با مخالفان از این مهارت‎ها بهره‌می‎برد.

1. به‎کارگیری مهارت سازمانی در تقابل با مخالفان

1-1. مدیریت ساختار سازمانی

سخنرانی‎های سال‌روز آزادسازی جنوب لبنان (در 25 مه 2000) نشان‌می‎دهند، سید حسن نصرالله در مقام دبیرکل حزب‌الله لبنان، مدیریت سازمانی خود را بر ساختار این حزب در مواجهه با مخالفان نیز به‌نمایش‌می‎گذارد؛ او همواره کوشیده‌است، در درجه نخست، تقابل پیوسته (بلافصل) این حزب و هوادارنش با اسرائیل را از طریق اعلام مواضع و اهداف سازمان، به مخالفان داخلی و خارجی دیکته‌کند و در درجه دوم، مرزهای فعالیت سازمانی حزب‌الله و وظایف دولت را از یکدیگر جداکند. ازآنجاکه اغلب دولت‎های روی‌کارآمده در لبنان، با حزب‌الله و مقاومت اسلامی (به‌ویژه سلاح ایشان)، مخالف بوده‎اند، دولت­ها و افراد شاخص آ­نها درزمره­ مخالفان داخلی نصرالله شمرده‌شده­اند؛ بنابراین اعلام مواضع رسمی و سازمانی حزب‌الله در تقابل با مخالفان (داخلی و خارجی) و تأکیدهای سید حسن نصرالله بر وظایف حکومت به‌طورجداگانه بیان‌شده‎اند.

1-1-1. اعلام مواضع رسمی و اهداف حزب‌الله در تقابل با مخالفان

سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان در سخنرانی‎هایش از مقام رسمی خود در این حزب استفاده‌کرده و اهداف و برنامه‎های حزب‌الله و مقاومت لبنان را برای مخالفان داخلی و خارجی اعلام یا تکرار‌کرده‌است. او همواره تاکید‌کرده که حزب‌الله از روز نخست شکل‎گیری، در تقابل دائمی با اسرائیل مستقر است و مسئله­ اسرائیل را هرگز از صدر اولویت‎هایش خارج‌نکرده‌است؛ وی ایستادگی بر این موضع را در تمامی سخنرانی‎های عید مقاومت، طی سال‎های 2000 تا 2018 تکرار‌کرده‌است. ازجمله موضع­گیری­ها و اعلام اهداف مقاومت نصرالله در عید التحریر، می­توان به موارد زیر اشاره‌کرد:

-   فریب‌نامیدن موضع­گیری ایهود باراک (صلح‌نامیدن عقب­نشینی و فرار نیروهای اسرائیلی) و اعلام تداوم تخاصم اسرائیل تا آزادی کامل مناطق تحت اشغال لبنان و بازگشت همه­ پناهندگان فلسطینی به سرزمینشان و نیز آزادی تمام زندانیان مقاومت اسلامی از بند رژیم اشغالگر قدس (نصرالله، 2000)؛

-   تأیید و تبیین دلایل شرعی و عقلانی استفاده از عملیات استشهادی توسط مقاومت اسلامی در فلسطین و لبنان (نصرالله، 2002)؛

-   تأکید بر استمرار نبرد با اسرائیل و محفوظ ماندن حق دفاع از لبنان برای حزب‌الله و مقاومت لبنان (نصرالله، 2003)؛

-   اذعان بر بازدارندگی سلاح مقاومت در برابر اسرائیل و پایبندی حزب‌الله به مقررات انتخاباتی به‌منظور حفظ منافع مردم لبنان (نصرالله، 2005)؛

-   اعلام موضع آشتی­جویانه­ حزب‌الله و تأکید بر فعالان حزب‌الله و مقاومت برای آگاه­سازی مردم در دوری از تفرقه و نیفتادن به دام دشمنی طیفه­ای و حزبی، تا به‌نتیجه‌رسیدن گفتگوهای آشتی ملی  (نصرالله، 2006)؛

-   اعلام تداوم دو راهبرد اصلی مقاومت (بیرون‌راندن دشمن و دفاع از همه­ لبنانیان در برابر تجاوزهای اسرائیل)، دعوت از مردم منطقه و کشورهای عربی (مانند عراق و فلسطین) برای استفاده از الگوی مقاومت لبنان (نصرالله، 2008)؛

-   تأکید بر هدف اصلی مقاومت (مقابله با تجاوزهای اسرائیل) و کارآمدی سلاح مقاومت در دستیابی به این هدف و نیز استقلال حزب‌الله از ارتش و دولت با وجود تلاش برای مسلح‌شدن ارتش و عدم تضعیف آن، برای دفاع از لبنان و قرارگرفتن در کنار سلاح مقاومت (نصرالله، 2009)؛

-   تهدید اسرائیل به هدف‌قراردادن کشتی­های تجاری و نظامی­اش درصورت محاصره­ سواحل لبنان (نصرالله، 2010)؛

-   تأکید بر درستی روش و هدف مقاومت در برابر اسرائیل و بی­نتیجه‌بودن هرگونه گفتگو (مذاکره) با این رژیم و دروغ‌خواندن شایعه­ خواست حزب‌الله برای تشکیل حکومت (نصرالله، 2011)؛

-   اعلام همکاری حزب‌الله با دولت از سال 2000 در آزادسازی جنوب و گفتگو با مخالفان سلاح مقاومت و حزب‌الله تا رسیدن به هدف مشترک حول معادله­ ارتش، ملت و مقاومت (نصرالله، 2012)؛

-    تصریح بر نبود راهبردی مشخص ازسوی دولت­های لبنان برای مقابله با اسرائیل و اعلام همکاری با حکومت درصورت تشکیل دولتی قدرتمند و عدالت­جو (نصرالله، 2013)؛

-   تأکید بر لزوم خروج از خلأ سیاسی و ایجاد توافق بر سر قانون انتخابات جدید و نیز عدم اراده و خواست حزب‌الله برای تشکیل دولت در لبنان (نصرالله، 2014)؛

-   تبیین خطر جدی داعش برای کل منطقه و همه­ فرقه­های مذهبی و تشویق سایر گروه­ها و کشورها به موضع­گیری شفاف در برابر این خطر (نصرالله، 2015)؛

-   اعلام مخالفت با ضامن‌قراردادن آمریکا و کشورهای اروپایی و عربی برای حل منازعات داخلی لبنان، به دلیل تباه‌شدن کشورهایی مانند عراق و افغانستان توسط همین کشورها به بهانه دموکراسی یا بهبود وضعیت امنیتی (نصرالله، 2016)؛

-   تأکید بر خواست حزب‌الله برای توافق همه­ گروه­های لبنانی بر سر یک قانون جدید انتخاباتی (نصرالله، 2017 و 2018)؛

-   اعلام همکاری با دولت و سایر گروه­های سیاسی برای حل‌وفصل پرونده­های فساد اقتصادی (نصرالله، 2018).

1-1-2. جداسازی (تفکیک) وظایف سازمانی حزب‌الله از حکومت

سید حسن نصرالله در سخنرانی‎های عید مقاومت و آزادسازی جنوب لبنان از سال 2000 تا 2018، به‌دفعات از مقام سازمانی خود برای بیان وظایف حکومت و دولت لبنان (که اغلب در موضع مخالف حزب‌الله و مقاومت قرارداشته‎اند) در برابر مردم و عدم پوشش (عهده‎گیری) این مسئولیت‎ها توسط حزب‌الله استفاده‌می‎کند؛ وی همواره تأکید‌کرده‌است که به‌رغم تلاش حزب‌الله برای مقابله با نفوذ اسرائیل به کشور، این گروه در قبال برقراری امنیت عمومی کشور یا بازسازی و توسعه مناطق جنگ‌زده و دور از جنگ و نیز بنای ساختارهای حکومتی یا دخالت غیرقانونی در آنها مسئولیتی‌ندارد و به‌تناوب گفته‌است که مسئولیت این امور به عهده حکومت، دولت و بهره‎گیری از روندهای قانونی است که ازآن‌جمله می­توان موارد زیر را برشمرد.

-   تأکید بر تشکیل دادگاه توسط دولت برای محاکمه­ مزدوران، تأکید بر اینکه حزب‌الله جایگزبن حکومت نیست و مسئولیت برقراری امنیت در مناطق جنگ­زده و نیز توسعه و بازسازی این مناطق به عهده­ حکومت است (نصرالله، 2000)؛

-   درخواست از دولت برای مسئولیت­پذیری و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم (نصرالله، 2008)؛

-   مسئول‌دانستن گروه 14 مارس (که به‌قدرت‌رسیده و دولت را دردست‌داشته) برای رفع مشکلات مردم در مناطق جنگ­زده و محروم لبنان (نصرالله، 2009)؛

-   دعوت از حکومت و گروه­های سیاسی برای خروج از خلأ سیاسی به‌منظور برقراری امنیت اجتماعی مردم (نصرالله، 2011)؛

-   تأکید بر مسئولیت حکومت و دولت در حفاظت از نیروهای سیاسی و دفاترشان و برقراری امنیت اجتماعی (نصرالله، 2012)؛

-   تبیین کم­کاری­های دولت در تجهیز ارتش و آماده­سازی نیروهای انسانی آن، عدم تلاش دولت برای توسعه مدنی و رفاهی (تجهیز بیمارستان­ها، تأسیسات زیربنایی و ایجاد اشتغال و ...) به‌ویژه در مناطق مرزی و عدم مسئولیت­پذیری دولت در برقراری امنیت این مناطق (نصرالله، 2013)؛

-   تأکید بر مسئولیت دولت در بررسی پرونده­های قضایی و رسیدگی به وضعیت رفاهی حقوق­بگیران، خارج از درگیری­ها و اختلاف‌های سیاسی (نصرالله، 2014)؛

-   تأکید بر مسئولیت دولت در مبارزه با داعش در مناطق اشغال‌شده­ شمال لبنان توسط این گروه و تنهانگذاشتن حزب‌الله در نبرد با داعش (نصرالله، 2015)؛

-   مسئول‌دانستن دولت در پیگیری وضعیت اسرا و مفقودان در مناطق تحت اشغال داعش در شمال لبنان و نیز موضع­گیری شفاف در برابر داعش (نصرالله، 2016 و 2017)؛

-   اعلام مخالفت با بیانیه نهایی نشست (کنفرانس) ریاض و مسئول‌دانستن دولت در موضع­گیری نسبت‌به این بیانیه و اعلام عدم اطلاع از محتوای آن (نصرالله، 2017)؛

-   تأکید بر مسئولیت دولت در حمایت از افراد و سازمان­ها و مؤسسات گنجانده‌شده در فهرست تحریم حامیان تروریسم (نصرالله، 2018).

بنابر آنچه مشاهده‌شد، دبیرکل حزب‌الله لبنان، طی سال­های متوالی در عید مقاومت، از مهارت سازمانی خود برای بیان مواضع رسمی گروه مطبوع خویش (مقاومت اسلامی) و نیز جداسازی وظایف و مسئولیت­های دولت، از وظایف حزب‌الله و مقاومت اسلامی استفاده‌کرده‌است.

1-2. کنترل و مدیریت گردش اطلاعات (رو به بیرون و رو به درون)

1-2-1. افشای اطلاعات فعالیت‎های پنهانی مخالفان

سید حسن نصرالله در مواردی متعدد در جشن آزادسازی جنوب لبنان، اطلاعاتی را درخصوص فعالیت‎های گروه‎های مخالف مقاومت افشا‌کرده‌است؛ این امر در درجه نخست، بیانگر آن است که گزارش‎ها و اطلاعاتی که از جبهه مخالفان و دشمنان به او می‎رسند، چنان قابل‌اعتماد هستند که او آنها را از بلندگوی (تریبون) عمومی اعلام‌می‌کند و  از نادرستی آنها واهمه­ای‌ندارد؛ بدین معنا که گزارشگران او در حزب‌الله، وظایف خود را به‌درستی و با دقت بالا انجام‌می‎دهند و دوم اینکه افشای این اطلاعات، مخالفان داخلی و خارجی او را تحت فشار افکار عمومی قرارمی‎دهد و نصرالله با استفاده از این روش، می­تواند افکار عمومی را به‌سوی اهداف خود در چالش‎های سیاسی درخصوص حزب‌الله و مقاومت اسلامی هدایت‌کند؛ ازجمله مصادیق استفاده از این روش توسط دبیرکل حزب‌الله لبنان، می‎توان به موارد زیر در سال‎های متوالی سخنرانی در جشن آزادسازی جنوب لبنان اشاره‌کرد:

-   بیان اطلاع از تلاش‎های مخالفان داخلی و دولت لبنان برای سازش با اسرائیل، پیش از پیروزی مقاومت در 25 مه 2000 و اجرای قطعنامه 425 (نصرالله، 2003)؛

-   افشای اطلاعات درخصوص خصومت‎آفرینی‎های عمدی میان فرقه‎های مذهبی و سیاسی در لبنان و تلاش مخالفان برای توسل به آمریکا و نهادهای بین‌المللی برای ضمانت در منازعات و واسطه‌قرارگرفتن میان فرقه‎ها (نصرالله، 2006)؛

-   بیان اطلاع از همکاری برخی لبنانی‎ها در تصویب قطعنامه 1559 (نصرالله، 2009)؛

بیان اطلاع از تلاش‎های پشت پرده‎ مقاومت و حزب‌الله برای جلوگیری از پایان جنگ سال 2000 و درخواست از اسرائیل برای خارج‌نشدن از جنوب لبنان تا حصول نابودی کامل حزب‌الله (نصرالله، 2010)؛

-   افشای تلاش برای واداشتن حزب‌الله به گفتگو با اسرائیل و عدم خروج بدون شرط اسرائیل از جنوب لبنان (نصرالله، 2010)؛

-   بیان اطلاع از گفتگوهای نمایندگان کشورهای عرب با دولت لبنان برای اطمینان از عدم وقوع جنگ میان حزب‌الله و اسرائیل (نصرالله، 2010)؛

-   افشای برگزاری نشست سفیر آمریکا (خانم کنیلی) با رئیس‌جمهور لبنان پیش از انتخاب وزرا با هدف کسب اطلاع از چگونگی انتخاب وزرا به‌ویژه وزیر کشور لبنان (نصرالله، 2011)؛

-   افشای تلاش‏های نیروهای سیاسی مخالف حزب‌الله برای تحریک مذهبی و طایفه‎ای در مناطق گوناگون لبنان به نفع حزب مطلوبشان در انتخابات (نصرالله، 2012)؛

-   افشای اطلاعات پشت پرده‎ مخالفتِ معارضان سوری با گفتگوی سیاسی و مذاکره با دولت سوریه (نصرالله، 2013)؛

-   بیان اطلاع از پشتیبانی‎های مالی، تسلیحاتی و لجستیکی عربستان و آمریکا از معارضان و تروریست‎های داعش (نصرالله، 2014)؛

1-2-2. افشای اطلاعات از فعالیت­ها و قدرت حزب‌الله در برابر مخالفان

بررسی سخنرانی‎های سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان در عید مقاومت طی سال‌های 2000 تا 2018 نشان‌داده‌است که او با پنهان‌کردن یا به‌رخ‌کشیدن اطلاعات درخصوص قدرت تسلیحاتی یا آمادگی نیروی انسانی حزب‌الله و مقاومت در برابر مخالفان، به تخریب اعتماد‌به‌نفس و وحشت­آفرینی میان اردوگاه مخالفان پرداخته‌است؛ نصرالله این روش را اغلب در برابر اسرائیل (که در صدر مخالفان مقاومت و حزب‌الله و شخص دبیرکل آن قراردارد) به‌کارگرفته‌است؛ ازسوی‌دیگر، نشت این اطلاعات برای سایر مخالفان در حکم خبری برای نشان‌دادن برتری موقعیت حزب‌الله و مقاومت، باقی مانده‌است.

برای نمونه می­توان به مواردی ازجمله: تشریح چگونگی خروج نیروهای اسرائیل از جنوب لبنان (بدون هیچ قیدوشرط) و پیشنهاد به فلسطینی­ها برای انجام عملیات استشهادی و بازپس­گیری وطنشان (نصرالله، 2000)، تأکید بر عدم موازنه راهبردی (استراتژیک) و تسلیحاتی میان دو اردوگاه حزب‌الله و اسرائیل (نصرالله، 2000، 2003، 2006، 2012، 2015 و 2018)، تأکید بر برتری قوای اخلاقی و روحی نیروهای مقاومت اسلامی نسبت‌به نیروهای اسرائیل (نصرالله، 2003)، افشای اطلاع از تهدیدهای آمریکا و اسرائیل ضد سوریه و ایران و بعیددانستن حمله به این کشورها و درعین‌حال اعلام آمادگی حزب‌الله و مقاومت لبنان برای حضور در هر جنگ دیگر (نصرالله، 2008)، افشای ساخت و دراختیارداشتن سلاح­های جدید و پیشرفته و رونمایی‌نکردن از آن تا هنگام نبرد با اسرائیل (نصرالله، 2010)، اعلام حضور فقط چندهزار رزمنده حزب‌الله در نبرد 2000 (نصرالله، 2012)، تأکید بر عدم انفعال مقاومت در برابر هرگونه توهین و تجاوز نسبت‌به ملت­های منطقه و وفاداران مقاومت در طول مرزهای بین‌المللی (نصرالله، 2014)، اعلام آمادگی کامل و برتری قدرت نیروهای مقاومت نسبت‌به هر زمان دیگر از نظر کیفی و کمی (نصرالله، 2015) و افشای تفاوت فاحش و کمبود تجهیزات مقاومت نسبت‌به اسرائیل در سال 2000 (نصرالله، 2018)، اشاره‌کرد.

صراحت نصرالله در نحوه­ گردش اطلاعات و تکرار تفوق نظامی، تسلیحانی و روانی نیروهای مقاومت بر نیروهای دشمن، علاوه‌بر ترساندن اسرائیل درباره جنگ با لبنان، موجب بازدارندگی سلاح مقاومت از وقوع یا برنامه‎ریزی برای جنگ شده‌است به‌طوری‌که با وجود اجرای رزمایش‌های منظم توسط جبهه داخلی اسرائیل، سران این کشور اعلام‌کرده‎اند که «ما خواهان جنگ نیستیم» و ازسوی‌دیگر، مردم اسرائیل نیز به نیروهای خود، بی‎اعتماد شده، از مقاومت وحشت‌دارند.

2. استفاده از مهارت سیاسی در تقابل با مخالفان

آنچه نای، مهارت سیاسی می‎نامد، توانایی استفاده از اجبار یا زور در برابر مخاطب یا دست‌کم چانه‌زنی برای حفظ موقعیت برتر است؛ حتی گاهی، رهبر به‌تنهایی قادر نیست که این کار را انجام‌دهد اما گروهی را با خود همراه‌می‎کند و با بهره‎گیری از موقعیت گروه یا ائتلاف بزرگ‌تر تلاش‌می‎کند تا دیگران را به پذیرش خواسته‎ خود مجبورکند. بررسی سخنرانی‎های سید حسن نصرالله در سال‌روز آزادسازی جنوب لبنان در 25 مه هر سال نشان‌داده‌است که او در مواجهه با مخالفان این مهارت را به‌کارگرفته‌است؛ بدین‌منظور، او در برابر دشمنان خارجی (اسرائیل و آمریکا) به توسل به زور توجه‌کرده و در برابر مخالفان داخلی، شیوه چانی‌زنی را برای حفظ موقعیت برتر درپیش‌گرفته‌است.

سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان برای تحمیل خواسته­های مقاومت به اسرائیل (عدم تجاوز مجدد اسرائیل به خاک لبنان و کشورهای همسایه و نیز عدم پذیرش گفتگو و سازش با اسرائیل توسط مقاومت)، «شکست­ها و حجم خسارات این رژیم را در جنگ سال 2000 با لبنان، 2005 با فلسطین، 2006 با لبنان، 2008 با غزه و 2012 با غزه در سال­های متعدد برشمرده‌است (نصرالله، 2000، 2003، 2006، 2010، 2011، 2012، 2014 و 2015)؛ ترس نیروهای اسرائیل از مرگ (نصرالله، 2003، 2006)، ناکارآمدی برگزاری رزمایش‌های متعدد در جبهه داخلی اسرائیل و تمسخر دولت این رژیم توسط مردمش (نصرالله، 2010) و فروپاشی راهبرد گورین مبنی‌بر فرار دائمی اعراب از نیروهای اسرائیل (نصرالله، 2011)» را به رخ رؤسای رژیم اسرائیل و ساکنان مناطق اشغالی فلسطین و نیز سایر مخالفان کشیده‌است تا بدین‌وسیله آنان را به دوری از نبرد با جبهه مقاومت و وحشت از شکست مجدد مجبورکند.

ازسوی‌دیگر، نصرالله در برابر مخالفان لبنانی خود و مقاومت اسلامی، شیوه­ چانه­زنی را برای حفظ موقعیت برتر و تحمیل خواسته­های خود به ایشان در دستور کار قرارداده‌است. مطالعه­ سخنرانی­های جشن آزادسازی جنوب لبنان در سال­های 2000 تا 2018 نشان‌داده‌اند که موضوع اصلی و تکرارشونده برای چانه­زنی با مخالفان داخلی، «سلاح مقاومت» و عدم تحویل یا کنارگذاشتن آن توسط حزب‌الله و مقاومت اسلامی است که نصرالله بارها به آن توجه‌کرده‌است؛ او در سخنرانی­ عید مقاومت طی سال­های 2000، 2002، 2003، 2005، 2009، 2010، 2012 و 2013 بر حفظ سلاح مقاومت، عدم استفاده از آن ضد مردم لبنان، عدم تحویل آن به دولت یا ارتش تا زمان تشکیل حکومتی مقتدر و دارای ارتش مجهز و متعهد به تقابل با اسرائیل و حفاظت از مرزهای لبنان تأکید‌کرده‌است.

ج- قدرت نرم سید حسن نصرالله در تقابل با مخالفان

طبق نظریات جوزف نای، قدرت نرم، نوعی از اعمال قدرت است که با سبک رهبری الهام­بخش به‌طور تنگاتنگ ارتبا‌ط‌دارد؛ رهبران سیاسی و رهبران سازمانی از این نوع قدرت، چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح استفاده‌می‌کنند و می­تواند براساس جذابیت ارزشی یا توانایی طراحی و اجرای برنامه­های سیاسی، بنیان‌ نهاده‌شده‌باشد؛ از نظر او، داشتن قدرت نرم، با نفوذ بر افراد یا فقط متقاعد‌کردن و تهییج آنها با سخن‌راندن مترادف‌نیست؛ بلکه جذب دیگران با به‌کارگیری منابع ملموس و غیرملموس نیز هست (نای، 1386: 110)؛ براین‌اساس، اعمال قدرت نرم بر دشمنان، برای سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، شامل به‌کارگیری تمام ابزارهایی است که بتواند به‌واسطه آنها دشمنانش را به‌سوی اهداف و ارزش­های مطلوب حزب‌الله سوق‌دهد. مطالعه سخنرانی­های جشن آزادسازی جنوب در سال­های 2000 تا 2018 نشان‌داده‌است که این جهت­دهی، هم بر مخالفان داخلی و هم بر مخالفان و دشمنان خارجی او اعمال‌شده‌است.

1. بهره‌برداری از مهارت هوش احساسی

به  نظر نای، هوش احساسی از دو مؤلـفه‎ تسلط بر خود و برقراری ارتباط با دیگران نشأت‌می‌گیرد که به رهبر گروه، امکان‌می‌دهد، علایق و ارزش‎های خود را به دیگران انتقال‌دهد تا بتواند آنها را به جانب خود مجذوب‌کند؛ بهره‌مندی از این مهارت، می‎تواند رهبر گروه را در مدیریت کاریزمای خویش در محیط‎های متفاوت، مددرساند؛ به نظر نای، این ویژگی ممکن است ذاتی یا اکتسابی و تقویت‌شده باشد.

1-1. تسلط بر خود در تقابل با مخالفان

سید حسن نصرالله در تقابل با مخالفان خود از کاربست مهارت هوش احساسی دریغ‌نورزیده‌است. او به کمک این ویژگی (که بحث بر سر اکتسابی یا ذاتی‌بودن آن در اینجا مطرح نیست) توانسته‌است با خلق کاریزما از خود، نزد مخالفان، هم بر نفوذ کلام خود بیفزاید هم دشمنانش را به‌واسطه این کاریزما به‌وحشت‌اندازد؛ بدین‌ترتیب، او توأمان با بهره­برداری از هوش احساسی خویش، کارایی مهارت سیاسی و سازمانی خود را در برابر مخالفان افزایش‌می­دهد.

خلق کاریزما در نظر مخالفان سید حسن نصرالله، به‌واسطه­ عمل به وعده­هایی که به‌طورعلنی در سخنرانی­هایش به مخالفان ارائه‌داده، صورت‌گرفته‌است؛ چه اینکه عواملی دیگر نیز ممکن است در افزایش آن، دخیل باشند اما ازآنجاکه پی ارتباط مستقیم نصرالله با دشمنان، به‌طورصرف، سخنان اوست، در این پژوهش نیز، به خلق کاریزما در سخنرانی­ها توجه‌شده‌است.

مطالعه سخنرانی­ دبیرکل حزب‌الله لبنان در جشن آزادسازی جنوب لبنان در سال 2000 نشان‌داده‌است که او از همان اولین سال پیروزی به خلق کاریزما پرداخته‌است؛ نصرالله در این جشن به سخنان ایهود باراک مبنی‌بر اینکه لبنانی­ها باید عقب­نشینی اسرائیل را به معنای صلح بینگارند، اشاره‌کرده و تهدیدها و هراس­افکنی­های او ضد لبنان پس از این گفته‌ها را یادآوردشده و گفته‌است: «من در برابر خط و نشان و وعده­هایش به شما و همه کسانی‌که این سخنان را می‌شنوند، می‌گویم: برادران و خواهران، شیخ عبدالکریم عبید، ابو علی دیرانی، سمیر قنطار و همه‌ اسرای موجود در زندان‌های اسرائیل ان‌شاءالله به‌زودی، نزد شما بازخواهندگشت. مزارع شبعا ان‌شاءالله به‌زودی به لبنان بازخواهدگشت. باراک و دولت باراک، گزینه‌‌ای دیگر ندارند» (نصرالله، 2000).

سید حسن نصرالله چهار سال بعد با عملی‌شدن این وعده، قدرت خود را به رخ مخالفان کشید و کاریزمای خویش را نزد مخالفان افزایش‌داد؛ او حتی در پایان این سخنرانی، برای تبریک پیروزی به هوادارانش گفته‌است: «این پیروزی که تمام امت را در آستانه‌ مرحله‌ پیروزی‌های پیش رو و اسرائیل را در آستانه‌ مرحله‌ شکست‌های آینده قرارداد، بر لبنانیان، عرب، مسلمانان، مسیحیان و همه‌ مظلومان عالم ... مبارک باشد» (نصرالله، 2000)؛ بدین‌ترتیب، او بار دیگر با پیش‌بینی شکست­های اسرائیل در آینده و پیروزی­های لبنان در روزهای بعد و تحقق این پیش­بینی­ها، کاریزمای وحشت‌آفرین خود را نزد مخالفان تأیید‌کرده‌است.

او از سال 2000 تا 2008، بارها آزادی اسرای لبنانی را وعده‌داده و از بسیاری از آنها نام‌برده‌است؛ در طول این مدت، سه مرتبه، عملیات تبادل اسرا انجام‌شده و وعده­های او تحقق‌یافته‌است؛ این موضوع بازهم بر هیمنه­ کاریزماتیک نصرالله در نظر سربازان ارتش اسرائیل افزوده‌است.

نصرالله در سال 2010 با استناد به سخنان نتانیاهو، وجود ترس از کاریزمای خود و مقاومت را برای دشمنانش به‌رخ‌کشیده‌است. او به تعداد رزمایش‌های برگزارشده در جبهه داخلی اسرائیل پس از جنگ 33روزه با لبنان اشاره‌کرده و اذعان‌کرده‌است که اسرائیل به دلیل قرارداشتن در وضعیت ترس و اضطراب عمومی، مجبور است، این رزمایش‌ها را برای یافتن نقاط ضعف خود تکرارکند؛ درحقیقت باوجوداینکه تلاش‌‌می‌کنند به جهانیان نشان‌دهند که هنوز در موضع قدرت هستند، ترس خود را به همگان نشان‌داده­اند؛ او مبنای این سخن خود را گفته‌های سران اسرائیل و نتانیاهو مبنی‌بر دوری‌جستن از جنگ و طلب آرامش در مرزهای شمالی فلسطین اشغالی قرارداده و تأکید‌کرده‌است: «نتانیاهو همیشه در سخنانش طوری حرف‌می­زند که انگار او همیشه پیروز است ... البته این حرف­ها را فقط به این خاطر به‌زبان‌می­آورد که به مردم اسرائیل اطمینان‌دهد، ما هنوز قوی هستیم و ترس را از وجود آنها بزداید طوری‌که گاهی‌اوقات، بسیاری از مردم اسرائیل به حرف­های او می­خندند ...؛ اسرائیل، خودش دیگر حاضر به این جنگ نیست، حاضر به این آبروریزی نیست و خودش مطمئن است و می­داند که اگر به جنگ واردشود، دوباره سرشکسته از جنگ خارج‌خواهدشد» (نصرالله، 2010)؛ او با این طرز خطاب‌قراردادن اسرائیل و نتانیاهو علاوه‌بر تحقیر او و کشورش، کاریزمای شخصیت خود را نزد افکار عمومی اسرائیل افزایش‌داده‌است.

1-2. برقراری ارتباط با مخالفان

منظور از توانایی برقراری ارتباط با مخالفان، خطاب‌قراردادن آنهاست به‌گونه‌ای‌که خود را به‌طورمستقیم یا غیرمستقیم، مخاطب سخن سید حسن نصرالله بدانند و سخنان او را پیگیری‌کنند یا چهره ایشان را نزد هوادارانشان تخریب‌کند.

برای نمونه، نصرالله در اولین سخنرانی عید مقاومت در 25 مه 2000 به آنتوان لحد اشاره‌کرد و اقرار او، مبنی‌بر خیانت اسرائیل در رها‌کردن ارتشـش در صحنه نبرد توسط اسرائیل با وجود 25 سال خدمت به اسرائیل را گواهی برای خیانت آنتوان لحد به مردم لبنان و نیز تخریب چهره­ او قرارداده‌است (نصرالله، 2000).

دبیرکل حزب‌الله لبنان در سخنرانی خود در عید مقاومت 2006، بر دلایل برگزاری جشن در شهر صور، بسیار تأکید‌کرد و ازجمله به عملیات احمد قصیر در این شهر اشاره‌کرده، سپس حضور شارون در این منطقه و اشک­های او بر مردگان را یادآوری‌کرده‌است؛ نصرالله با این کار، چهره­ شارون و سایر فرماندهان ارتش اسرائیل را در نظر ساکنان سرزمین­های اشغالی (به دلیل کشته‌شدن حدود صد افسر و سرباز به اعتراف اسرائیل) تخریب‌کرده و 1982 را سرآغاز طرح شکست اسرائیل بزرگ و رسیدن به 25 مه 2000 اعلام‌کرده‌است (نصرالله، 2006).

سید حسن نصرالله در جشن آزادسازی جنوب که در سال 2010 برگزارشده به تخریب چهره­ ژنرال أشکنازی، ایهود باراک و نتانیاهو پرداخته‌است؛ او شکست أشکنازی را در سال 2000 یادآوری‌کرده‌است؛ ایهود باراک را «هالو» خطاب‌کرد که تصمیم‌گرفت از لبنان عقب‌نشینی‌کند و نتانیاهو را «ترسو»یی خواند که حتی توان‌نداشته‌است، برای عقب­نشینی هم تصمیم­گیری‌کند؛ او بدین طریق به‌طورمستقیم اشغالگران را خطاب‌قرارداده و ضمن برقراری ارتباط با آنها تحقیرشان‌کرده‌است (نصرالله، 2010).

دبیرکل حزب‌الله لبنان در سخنرانی خود در عید مقاومت 2011 به سخنان شامیر و نتانیاهو درباره افول قدرت اسرائیل در منطقه اشاره‌کرده و عظمت پیروزی سال 2000 را به لبنانیان نشان‌داده‌است. نصرالله تصریح‌کرده‌است که «اسحاق شامیر گفت: اسرائیلِ پس از عقب‌نشینی از لبنان مانند اسرائیلِ پیش از عقب‌نشینی نیست؛ او منظورش فقط در لبنان نیست بلکه منظورش اسرائیل و قدرت و هیبت او در منطقه است که مقاومت، آن را سرنگون‌کرد ...؛ شامیر می­گوید اگر رئیس گورین، زنده شود، خواهددید که راهبرد (استراتژی) اسرائیل سقوط‌کرده چون اساس فکر گورین، غلبه و سلطه فکری بر عرب­هاست ... ولی می­بینیم که در سال 2000، سربازان اسرائیل فرار‌کردند و اسرائیل شکست‌خورد» (نصرالله، 2011)؛ او سپس به سخنان نتانیاهو در لابی ایپک (دو روز پیش از سخنرانی نصرالله در این جشن) اشاره‌کرده که گفته‌است: «مسیر تاریخ اسرائیل از زمانی‌که از لبنان عقب­نشینی‌کرد، تغییر‌کرده است و اسرائیل، دیگر مانند سابق در نگاه عرب­ها کشوری قوی نیست» (نصرالله، 2011) و سخنان وی برای مظلوم­نمایی در برابر ایران و سوریه و موشک­های ایشان را نشان‌دهنده ترس او اعلام‌کرده‌است؛ نصرالله با این کار، دوباره چهره مسئولان اسرائیل را در نظر ساکنان مناطق فلسطین اشغالی و سایر شنوندگان سخنانش تحقیر و تخریب‌کرده‌است.

سید حسن نصرالله در یازدهمین سالروز آزادسازی جنوب در 25 مه 2012، باری دیگر به عملیات استشهادی احمد قصیر در شهر صور، اشاره و تصاویر منتشرشده از شارون را یادآوری‌کرد که «او با چهره­ای ناامید و درمانده بر خرابه­های ساختمان و لاشه­ مردگان، حاضر شده، اشک‌می‌ریخته‌است؛ او همچنین به عقب‌نشینی اسرائیل از لبنان و رها‌کردن ارتش آنتوان لحد بدون اطلاع ایشان اشاره‌کرد و لبنانیانی را که با اسرائیل همکاری‌می­کردند، به‌طورمستقیم خطاب‌قرارداد و به آنان یادآوری‌کرد، اسرائیلی که برایش کارمی­کردند، به «کشته‌شدن، یتیم‌شدن فرزندان و بیوه‌شدن زنان ایشان» اهمیت‌نمی‌دهد؛ نصرالله در این روز به سخنان اسحاق شامیر در سال 2000 اشاره‌کرده که گفته‌بود: «فکرش را هم نمی­کردم، روزی را ببینم که حکومت و ارتش اسرائیل که دشمنان و دوستان ما ... آن را ارتش شکست­ناپذیر می­دانستند، در مقابل طرفی عربی، مجبور به فرار شود» (نصرالله، 2012)؛ او با این کار، اول اینکه در طول سخنرانی خود به‌تناوب به برقراری ارتباط مستقیم با دشمنانش پرداخته و دوم اینکه چهره­ افراد مسئول در اسرائیل را در نظر هوادارنشان و نیز سایر شنوندگان سخنانش تخریب‌کرده‌است.

2. بهره‌برداری از مهارت ارتباطات در تقابل با مخالفان

منظور جوزف نای از مهارت «ارتباطات»، توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران چه با استفاده از کلام و چه غیر آن است. نحوه­ سخنوری، رفتار بدن، به‌کارگرفتن نمادها و بهره‎برداری از فضاهای خاص، نمونه­هایی از روش­های برقراری ارتباط مؤثر با مخاطبان هستند.

ازآنجاکه نمونه­ این پژوهش، متن سخنرانی­های سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان در جشن سالانه­ آزادسازی جنوب، طی سال‌های 2000 تا 2018 است، رفتار بدن و لحن او بررسی‌نشده‌است و در این بخش، به‌طورصرف به استفاده­ نصرالله از نمادها و نحوه­ ایراد سخنرانی و توان برقراری ارتباط با مخالفان پرداخته‌شده‌است.

2-1. برقراری ارتباط مؤثر (کلامی و غیرکلامی) با دشمنان

به نظر نای، بخشی دیگر از توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، به استفاده از عوامل غیرکلامی، مانند زبان بدن، نگاه، فضای سخن و نمادهای استفاده‌شده در هنگام سخنرانی، مربوط است.

دبیرکل حزب‌الله لبنان از این روش نیز برای افزایش اثرگذاری سخن و نشان‌دادن نفوذ کلام خود در دشمنان، بی‌بهره نبوده‌است؛ ازآنجاکه نمونه­ پژوهش حاضر، متن سخنرانی­های سید حسن نصرالله در جشن آزادسازی جنوب لبنان در 25 مه سال­های 2000 تا 2018 است، نوع بهره­برداری او از زبان بدن و لحن و آهنگ سخن در این جشن­ها، در این پژوهش مطالعه‌نشده‌است؛ اما با توجه به امکان مشاهده تصاویر برخی از سخنرانی­ها و نیز تعدد مکان­های برگزاری جشن آزادسازی جنوب لبنان در 25 أیار هر سال، درباره نمادها و مکان­های این جشن­ها بحث‌شده‌است.

انتخاب مکان برگزاری عید مقاومت در 25 مه سال­های 2000 تا 2018، یکی از نمادهایی است که دبیرکل حزب‌الله لبنان در تقابل با مخاطب هوادار، به آن تأکیدکرده‌است اما این موضوع برای مخاطبِ دشمن نیز، پیام­هایی به‌دنبال‌دارد. بررسی مکان­های برگزاری جشن آزادسازی نشان‌داده‌است که این جشن در سال­های متعدد به‌طورتقریبی در کل نواحی آزادشده و هم‌مرز با اسرائیل برگزارشده‌است؛ «بنت جبیل در سال 2000، منطقه الصفیر در 2002، شهر بعلبک در بقاع 2003، بنت جبیل جنوبی در 2005، صور در 2006، بنت جبیل در ضاحیه جنوبی 2008، بعلبک در بقاع 2009، بقاع (مقام حضرت شیث علیه‌السلام) 2011، بقاع غربی 2013، نبطیه در 2015، بقاع (مقبره نبی شیث علیه‌السلام) 2016 و شهر هرمل 2017» ازجمله مکان­های برگزاری عید مقاومت، طی سال­های 2000 تا 2018 هستند که روی نقشه لبنان، در طول مرز اسرائیل با لبنان و سوریه حرکت‌کرده‌است؛ به‌طوری‌که می­توان‌گفت: در طول این مدت، جشن آزادسازی در کل مناطق اشغالی (سابق) برگزارشده‌است؛ این جابه‌جایی مکانی جشن­ها، برای مخالفان سید حسن نصرالله و به‌ویژه اسرائیل، امری تحقیرآمیز است چراکه در درجه اول، یادآور شکست سنگین در این مناطق و عقب­نشینی فرارگونه از آنهاست و در درجه دوم، تسلط حزب‌الله و نفوذ آن در این مناطق را به رخ اسرائیل می­کشد.

 

2. بهره‌برداری از مهارت چشم‌انداز در تقابل با مخالفان

منظور از «چشم‎انداز»، مهارت نشان‌دادن تصویری از وقایع است که برای مخاطبان، الهام‎بخش است یا به اندیشه و ارزش‎های مدنظر رهبر معنامی‎بخشد. او می‎تواند به کمک چشم‎انداز، وضعیت موجود را به سمت تغییر هدایت‌کند. حدود و ابعاد چشم‌انداز یک رهبر، به نوع رهبری او (الهام‌بخشی یا تراکنشی) بستگی‌دارد و ممکن است، دور یا نزدیک باشد.

سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان در تقابل با مخالفان، همواره تلاش‌کرده‌است از تصویرسازی منفی با هدف برتری القای اندیشه­ها و ارزش­های خود به دشمن بهره‌ببرد؛ او این کار را با تخریب تصویرسازی­های دشمن در جامعه عرب، لبنان یا جامعه هدف دشمن انجام‌داده‌استغ همچنین با تکرار این روش و دستیابی به این تصاویر، کاریزمای خود را در نظر مخالفان افزایش‌داده، ترس آنها را از این تصویرسازی به ترسی واقعی تبدیل‌کرده‌است.

برای نمونه، اسرائیل در طول سالیان اشغال سرزمین­های فلسطین و لبنان تلاش‌‌کرده‌است، شکست‌ناپذیری خود را نزد جامعه عرب به‌اثبات‌برساند و با القای حتمی‌بودن شکست، از بروز جنگ اعراب با اسرائیل جلوگیری‌کند اما پس از تحمیل شکست در 25 مه 2000، و خروج پیش از زمان ارتش اسرائیل (45 روز زودتر از زمان اعلام‌شده در توافق)، این هیمنه شکست.

سید حسن نصرالله در تمامی سخنرانی­های آزادسازی جنوب لبنان از سال 2000 تا 2018 بر شکسته‌شدن هیمنه­ اسرائیل بزرگ و آغاز دوران پیروزی­ها بر اسرائیل تأکید‌کرده‌است. وقوع شکست اسرائیل در هریک از جنگ­­های پس از سال 2000 در مقابل لبنان و مقاومت (مانند جنگ 33روزه با لبنان، جنگ 22روزه با غزه، جنگ 8روزه با غزه و..)، صحت تصویرسازی­های سید حسن نصرالله را درباره افول قدرت و زوال ارتش اسرائیل تأیید‌کرده و این امر، حتی پذیرش پیش‌بینی­های او را در جامعه مخالفان و تحقیر و تمسخر رهبران اسرائیل توسط ساکنان سرزمین‌های فلسطین اشغالی و دوستانشان درپی‌داشته‌است.

ازجمله عباراتی که سید حسن نصرالله برای تخریب تصویر اسرائیل بزرگ در طول این سال­ها به‌کاربرده‌است، می­توان به موارد زیر اشاره‌کرد:

-   «این پیروزی...، اسرائیل را در آستانه­ مرحله شکست­های آینده قرارداد...؛ از تهدید و خط‌ونشان‎های اسرائیل نترسید؛ امروز آنها هستند که در طول این مرزها و نوار هراسا‌انند.... اگر اسرائیل به مرزهای لبنان تجاوزکند، هزینه­هایی سنگین پرداخت‌خواهد‌کرد» (نصرالله، 2000).

-   «امروز ... هیچ‌جایی برای شکست در لبنان و فلسطین و در این منطقه در برابر دشمن صهیونیست وجودندارد» (نصرالله، 2003).

-   «در چنین روزی، اسرائیل بزرگ سقوط‌کرد و در مدتی کوتاه پس از آن، اسرائیل عظمت خود را ازدست‌داد» (نصرالله، 2006).

-   «هدف جنگ تابستان سال 2006 ازمیان‌بردن مقاومت و زمینه مردمی آن بوده‌است ... پس از این جنگ، اسرائیل به شکست خود اعتراف و تلاش‌کرد که نقایص خویش را برطرف‌کند» (نصرالله، 2009).

-   «اسرائیل الآن در وضعی خطرناک قراردارد و آینده‌ای خوب نخواهدداشت و البته ما به این آینده به‌طورکامل ایمان‌داریم و می­دانیم که آینده اسرائیل، نابودی است» (نصرالله، 2010).

-   «دیگر زمان خوف و ترس از اسرائیل تمام شد ... و می­گوییم خانه­ اسرائیل همان‌طورکه در قرآن آمده‌است، از خانه عنکبوت سست­تر است» (نصرالله، 2011).

-   «اسرائیل بزرگ به‌پایان‌رسید، دوران مرزهای منتهی به رودها تمام شد، به دیوارهای مرزی پناهنده شده­اند و دیوارها نیز از وجود آنان ... محافظت‌نخواهد‌کرد» (نصرالله، 2012).

-   «به‌هیچ‌وجه از این دشمن نترسید؛ این افسانه به‌تاریخ‌پیوست و به حکایت پیش از خواب کودکان ما تبدیل‌شد؛ این دشمن، دیگر جرئت ورود ندارد و خود هم می­داند که جرئت ورود ندارد» (نصرالله، 2014).

-   «در چنین روزهایی باید ... آن برهه را یادآوری‌کنیم و به ... تبدیل ارتش شکست‌ناپذیر به لشکر شکست­خورده که با خواری از جنوب لبنان گریخت بپردازیم» (نصرالله، 2016).

-   «همه چیز به‌پایان‌رسید، در دشمن، حالت وحشت و عدم اعتماد به ارتش و ملتش به‌وجودآمد و دیگر توان تحمل‌کردن را ندارد» (نصرالله، 2018).

3. بهره‎برداری از مهارت هوش محیطی

جوزف نای، مهارت هوش محیطی را مهارتی جامع و شامل تمامی مهارت­های لازم برای رهبران، مضاف بر داشتن درک شرایط مخاطبان می­داند؛ «شناخت شرایط اثرگذاری بر مخاطب، خلق فرصت (شانس) اثرگذاری و تطبیق سبک رهبری با شرایط محیطی»، سه بعد عملیاتی هوش محیطی از نظر نای هستند؛ سید حسن نصرالله نیز از این مهارت، بی­بهره نیست؛ چه اینکه بارزترین خصوصیت او، داشتن این ویژگی به‌طورکامل ملموس و شاخص است.

مطالعه سخنرانی­های سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان در جشن آزادسازی جنوب لبنان در سال­های 2000 تا 2018 نشان‌داده‌است که او در تقابل با مخالفان از هوش محیطی خود به‌طورمستمر استفاده‌کرده‌است؛ او با شناختی که از محیط مخالفان و اتفاق‌های جاری در منطقه و مرتبط با دشمنانش داشته، توان اثرگذاری خود بر محیط را 1- در توصیف واقعی وضعیت منطقه در هر سال؛ 2- در ارائه تحلیل از وضعیت با استفاده از اطلاعات پنهان و آشکار و 3- در پیش­بینی آینده­ واقعه­ مورد بحثش در هر سال نشان‌داده‌است؛ اینکه پیش­بینی­های او در موضوع‌های مختلف مرتبط با مخالفان به‌حقیقت‌پیوسته، باعث شده‌است تا علاوه‌بر کاریزمای دهشت­آفرین در میان مخالفان، سخنان او به‌دقت ازسوی مخالفان رصدشده، جدی‌گرفته‌شوند؛ این موضوعی است که نصرالله نیز بارها به آن اشاره‌کرده و توجه مخالفان به حقیقت سخنانش را به سایر مخاطبان (هواداران و بی‎طرف‎ها و مخالفان داخلی) گوشزد‌کرده‌است.

ازسوی‌دیگر، سخنرانی­های دبیرکل حزب‌الله لبنان در عید مقاومت هرسال نشان‌داده­اند که او با انتخاب موضوع بحث و تکرار آن (درصورت تداوم موضوع) و متناسب با اندازه­ اهمیت آن، توان خود را در خلق فرصت اثرگذاری و تطبیق سبک رهبری‌اش متناسب با شرایط محیطی به‌رخ‌کشیده‌است.

نصرالله از سال 2000 تا 2005 که ترور رفیق حریری در آن سال واقع‌شده، موضوع سخنان خود خطاب به مخالفان را در جشن آزادسازی جنوب لبنان در هریک از این سال­ها، به تثبیت پیروزی، القای آغاز دوره­ شکست­های دائمی به اسرائیل و پاسخ به شبهات درخصوص عملکرد حزب‌الله و مقاومت در آزادسازی جنوب و جداسازی وظایف دولت از حزب‌الله اختصاص‌داده‌است.

او از سال 2006 تا 2011، بیشترین تمرکز خود را در سخنرانی­های جشن آزادسازی در تقابل با مخالفان، نبه افشای نقشه­های پشت پرده برای تخریب مقاومت، اصرار بر شکست این فعالیت­ها، تلاش برای انجام عملیات ضد جنگ روانی مخالفان (در تفرقه­افکنی و استفاده از فضای طایفه­ای و حزبی لبنان) و وحدت‌آفرینی برای به‌سامان‌رسیدن وضعیت  اختلاف‌های داخلی به‌ویژه بر سر انتخابات و تشکیل دولت­ها» اختصاص‌داده‌است.

نصرالله از سال 2012 و پس از ظهور داعش در سوریه و عراق و انتشار آن در سایر کشورها (با اعلام بیعت در مناطق مختلف) تا سال 2018 کوشیده‌است که خطر جدی و بزرگ این گروه را (در راستای اهداف منطقه­ای آمریکا برای حمایت از اسرائیل) نشان‌دهد؛ بنابراین افشای نقشه­های راهبردی جاری در منطقه، دسیسه­های مقطعی و نیز تلاش برای افشای تفرقه­افکنی­های دشمنان کشورهای عرب و اسلامی را در دستور کار خود قرارداده‌است.

آشکارشدن نقشه­هایی که او پیش از دیگران به وجود آنها اشاره‌کرده و نیز تحقق پیش‌بینی‌هایش در محکوم به شکست بودن آنها، به‌ویژه پیش­بینی شکست قطعی اسرائیل و مولود جدید منطقه، یعنی داعش در برابر مقاومت، علاوه‌بر نمایش هوش محیطی، کاریزمای او را نزد مخالفان، بسیار افزایش‌داده‌است.

نتیجه­گیری

مقاله حاضر در پاسخ به این پرسش که «نقش سید حسن نصرالله در به‎کارگیری قدرت هوشمند حزب‌الله لبنان در مواجهه با مخالفان چگونه بوده‌است؟» نگاشته‌شده‌است؛ بدین منظور، اعمال قدرت سخت و نرم نصرالله در مواجهه با مخالفان در سخنرانی‎های سالروز آزادسازی جنوب لبنان در سال­های 2000 تا 2018 مطالعه‌شد. تطبیق روش‎های اعمال قدرت با نظریه نای نشان‌داد که نصرالله در این سخنرانی­ها: 1- از تلفیقی از هر دو قدرت سخت و نرم برای مواجهه با مخالفان استفاده‌کرده‌است؛ 2- بیشترین نوع قدرت به‌کارگرفته‌شده توسط او در برابر مخالفان و دشمنان، قدرت سخت با کاربست سبک رهبری تراکنشی بوده، درصورت اعمال قدرت نرم، روش­هایی ضدالهام­بخش را در تقابل با ایشان به­کارگرفته‌است؛ بدین معنا که حتی روش­های اعمال قدرت نرم استفاده‌شدة او در مواجهه با مخالفان، اغلب در جهت تخریب، ترساندن و شکستن هیمنه ایشان در نظر نیروهایشان و نیز سایر مخاطبان بوده­اند.

یافته­های این مقاله نشان‌داده­اند که سید حسن نصرالله برای اعمال قدرت سخت خود، دو مهارت سازمانی و سیاسی را به‌کارگرفته‌است؛ او مهارت سازمانی خویش را از طریق اعلام مواضع حزب‌الله لبنان در مواجهه با مخالفان و جداسازی وظایف ایشان از وظایف حکومتی و نیز کنترل و مدیریت خود بر ساختار سازمانی حزب‌الله به مخالفان نشان‌داده‌است و همچنین با افشای اطلاعات رو به درون و رو به بیرون برای ترساندن مخالفان و نیروهایشان، تسلط خود را بر گردش اطلاعات آشکارکرده‌است.

دبیرکل حزب‌الله لبنان برای نمایش مهارت سیاسی خود در تقابل با مخالفان، توان اعمال زور بر ایشان را با یادآوری و تکرار متناوب شکست­های ایشان اعمال‌کرده‌است تا بدین‌وسیله از اقدام عملی مجدد ازسوی دشمنان یا بروز درگیری نظامی جدید از جانب اسرائیل جلوگیری‌کند و ازسوی‌دیگر، او برای حفظ موقعیت برتر خود در برابر مخالفان داخلی و خارجی، از اولین روز جشن آزادسازی جنوب لبنان در سال 2000 به چانه­زنی بر سر سلاح مقاومت و برشمردن دلایل کنارنگذاشتن آن پرداخته‌است.

سید حسن نصرالله برای اعمال قدرت نرم خود در تقابل با مخالفان، مهارت­های هوش احساسی، ارتباطات و چشم­انداز را به کار گرفته اما روش­های انتخابی او در اعمال این وجه از قدرتش در برابر مخالفان، ضد الهام‌بخش بوده­اند. تخریب تصاویر ذهنی دشمنان و مخالفان داخلی، انتخاب مکان­های برگزاری جشن در نوار مرزی برای به رخ کشیدن شکست به دشمنان و مخالفان، تخریب چشم­انداز­های دشمن (اسرائیل) در شکست ناپذیری و به تصویر کشیدن آینده­ای سیاه و تؤام با ترس از شکست دائمی برای دشمنان لبنان، ازجمله این روش­ها بوده­اند.

نصرالله با شناخت دقیق از تاریخچه سیاسی و اجتماع مخالفان و اتفاقات جاری در منطقه، هوش محیطی خود را به نمایش گذاشته و توان اثرگذاری خود بر محیط را اولا در توصیف واقعی وضعیت منطقه در هر سال، ثانیا در ارائه تحلیل از وضعیت با استفاده از اطلاعات پنهان و آشکار و ثالثا درپیش­بینی آینده­ی واقعه­ی مورد بحثش در هر سال، نشان داده‌است. تحقق پیش­بینی­های او در رابطه با مخالفان، باعث افزایش کاریزمای دهشت­آفرین او در میان مخالفان و رصد جدی سخنان او ازسوی مخالفان شده‌است.

وی همچنین با انتخاب دقیق موضوع بحث در هر عید مقاومت و تکرار آن (درصورت تداوم موضوع)، متناسب با اندازه­ اهمیت آن، توان خود را در خلق فرصت (شانس) اثرگذاری و تطبیق سبک رهبری اش متناسب با شرایط محیطی به‌رخ‌کشیده‌است.



[1] . این مقاله با عنوان The Misleading Metaphor of Decline در نشریه Atlantic منتشرشده‌است.

[2] . Bound to Lead

[3] . Soft Power

[4] . The Powers to Lead

-     برزگر، کیهان (1389)؛ «جوزف نای و قدرت هوشمند آمریکا (مصاحبه اختصاصی با نای)»، پژوهش‌نامه سیاست خارجی؛ ش 24، ص83 تا 92.

-     بیدقی‎قره‎باغ، آزیتا (1391)؛ رهبری انقلابی سید حسن نصرالله؛ رهبر جنش حزب‌الله لبنان، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد؛ دانشگاه شاهد.

-     جعفرپورکلوری، راشد (1390)؛ آزادترین مرد جهان؛ بررسی زندگی مبارز محبوب و قهرمان عرب، سید حسن نصرالله؛ چ 2، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

-   قاسم، نعیم (1393)؛ «مصاحبه اختصاصی با شیخ نعیم قاسم قائم‌مقام دبیرکل حزب‌الله لبنان؛ جبهه عزت و مقاومت در مواجهه تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل قراردارد»»، نشریه فرهنگ اسلامی؛ ش 13، ص 27 تا 46.

-     نای، جوزف (1382)؛ «قدرت نرم»، نشریه راهبرد؛ ترجمه محمد حسینی مقدم؛ ش 29، ص363  تا 380.

-     نای، جوزف (1386)؛ «منافع قدرت نرم»، فصلنامه مطالعات بسیج؛ ترجمه ناصر بلیغ؛  سال دهم، ش 36، ص 107 تا 116.

-   _________  (1387)؛ رهبری و قدرت هوشمند؛ ترجمه محمودرضا گلشن‎پژوه و الهام شوشتری‎زاده؛ تهران: مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر.

 

-      Nye, Joseph (1990) 1, Bound to lead: The Changing Nature of American Power, Basic Books, New York

-      --------------- (1990) 2, "The Misleading Meta Phor of Decline", Atlantic Monthly, March.

-      --------------- (2004), Soft Power: The Means to Success in World Politics, the University of Mishigan, Digitalized 23oct 2008.

 

-   نصرالله، سید حسن (2000)؛ «بیانات سید حسن نصرالله در جشن مقاومت و آزادسازی جنوب لبنان»، پایگاه مقاومت اسلامی لبنان؛ 25 مه، [دسترسی 29 خرداد 1397]، برگرفته از لینک: http://www.moqawama.ir/?speech=790306

-   _________ (2002)؛ «کلمة السید نصرالله فی عید المقاومة والتحریر»، العلاقات الاسلامیه حزب‌الله لبنان؛ 25 مه، [دسترسی 7 تیر 1397]، برگرفته از لینک: https://mediarelations-lb.org/article.php?id=1054&cid=144#.Wy7aNKczbDc

-   _________  (2003)؛ «کلمة الامین العام لحزب‌الله فی الاحتفال الشعبی بمناسبة الذکرى الثالثة لانتصار المقاومة والتحریر»، موقع المقاومه الاسلامیه فی لبنان؛ 25 مه، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک:

      https://www.moqawama.org/essaydetails.php?eid=2062&cid=141

 

-   _________  (2005)؛ «النص الکامل لکلمة الامین العام لحزب‌الله فی الذکرى السنویة الخامسة لعید المقاومة والتحریر»، موقع المقاومه الاسلامیه فی لبنان؛ 25 مه، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک:

     https://www.moqawama.org/essaydetails.php?eid=2095&cid=141

 

-   _________ (2006)؛ «کلمة الأمین العام لحزب‌الله السید حسن نصرالله فی العید السادس للمقاومة والتحریر»، موقع المقاومه الاسلامیه فی لبنان؛ 25 مه، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک: https://www.moqawama.org/essaydetails.php?eid=2130&cid=141

 

-   _________ (2008)، «کلمة السید نصرالله فی عید المقاومة والتحریر»، العلاقات الاسلامیه حزب‌الله لبنان، 25 مه، [دسترسی 7 تیر 1397]،  برگرفته از لینک: 

     https://mediarelations-lb.org/article.php?id=6374&cid=144#.Wy7es6czbDc

 

 

-   _________  (1388)؛ «بیانات سید حسن نصرالله در جشن مقاومت و آزادسازی جنوب لبنان»، همشهری آنلاین؛ 5 خرداد، [دسترسی 26 تیر 1397]، برگرفته از لینک:

http://hamshahrionline.ir/print/82430/world/westasia?model=WebUI.Models.Details.DetailsPageViewModel

-   _________  (2010)؛ «کلمه الامین العام لحزب‌الله السید حسن نصرالله فی السنویة العاشرة للتحریر»، موقع المقاومه الاسلامیه فی لبنان؛ 25 مه، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک: https://www.moqawama.org/essaydetails.php?eid=16982&cid=141

-   _________ (2011)، «النص الکامل لکلمة الأمین العام لحزب‌الله سماحة السید حسن نصرالله فی عید المقاومة والتحریر»، موقع المقاومه الاسلامیه فی لبنان، 25 مه، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک:

     https://www.moqawama.org/essaydetails.php?eid=20819&cid=142

 

-   _________ (1391)، «سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان در عید مقاومت و آزادسازی دوازدهمین سالگرد آزادسازی جنوب لبنان»، پایگاه مقاومت اسلامی لبنان، 5 خرداد، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک:http://www.moqawama.ir/?speech=910305

-   _________ (1392)، «سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان، در عید مقاومت و آزادسازی، سیزدهمین سالگرد آزادسازی جنوب لبنان»، پایگاه مقاومت اسلامی لبنان، 5 خرداد، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک: http://moqawama.ir/?speech=920304

-   _________  (1393)، «سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان، در عید مقاومت و آزادسازی، چهاردهمین سالگرد آزادسازی جنوب لبنان»، پایگاه مقاومت اسلامی لبنان، 5 خرداد، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک: http://www.moqawama.ir/?speech=930304

-   _________  (1394)، «سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان، در عید مقاومت و آزادسازی، پانزدهمین سالگرد آزادسازی جنوب لبنان»، پایگاه مقاومت اسلامی لبنان، 5 خرداد، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک: http://www.moqawama.ir/?speech=940303

 

 

 

-   _________ (1395)، «سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان، در عید مقاومت و آزادسازی، شانزدهمین سالگرد آزادسازی جنوب لبنان»، پایگاه مقاومت اسلامی لبنان، 5 خرداد، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک: http://www.moqawama.ir/?speech=950305

-   _________ (2017)، «کلمة السیدحسن نصرالله فی احتفال عید المقاومة والتحریر»، العلاقات الاسلامیه حزب‌الله لبنان، 25 مه، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک: https://mediarelationslb.org/article.php?id=14645&cid=144#.Wy7l3aczbDc

 

 

-   _________ (2018)، «کلمة الأمین العام لحزب‌الله سماحة السیدحسن نصرالله التی ألقاها عبر الشاشة لمناسبة عید المقاومة والتحریر» العلاقات الاسلامیه حزب‌الله لبنان، 25 مه، [دسترسی 3 تیر 1397]، برگرفته از لینک:

    https://mediarelations-lb.org/article.php?id=14875&cid=144#.Wy7mV6czbDc