جمهوری اسلامی ایران و عراق نوین: تبیینی بر کاربرد قدرت نرم در عراق نوین درراستای تحقق ارزش‌های انقلاب اسلامی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 . استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس

2 کارشناس ارشد روابط بین¬الملل دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

امروزه به­ویژه با توجه به تحول­های جهان اسلام، نزدیکی جوامع مسلمان به­مثابه ضرورتی تعیین­کننده در عرصه بین­المللی احساس­می­شود؛ این در حالی است که قدرت نرم به­مثابه چهره­ای جدید از اِعمال قدرت در سطح بین­المللی مطرح می­شود که با تأکید بر بنیان­های ناملموس قدرت، بیانگر لزوم به­کارگیری شیوه­هایی مقبول و درعین­حال، مشروع­تر در جهت حصول به اهداف در حوزه سیاست خارجی است و کار ویژه اصلی آن شکل­دهی ترجیح­های دیگران بوده، دارای منابعی مانند دین و فرهنگ، ارزش­های سیاسی و سیاست خارجی است. در فضای دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی ایران می­تواند با درنظرگرفتن اهداف ارزشی خود درخصوص سایر جوامع اسلامی از منابع قدرت نرم بهره­گیری­کند و با توجه به نقش و جایگاه استراتژیک عراق در جهان اسلام و وجود اشتراک­های عدیده­اش، بیش از سایر جوامع اسلامی می­تواند مورد توجه ایران قرارگیرد؛ در این ارتباط، این نوشتار، باورمند است که به دلیل وجود منابع متعدد قدرت نرم ایران در عراق به­کارگیری و مدیریت صحیح آنها دستاوردهایی مثبت و پایدار را برای تحقق ارزش­های اسلامی انقلاب ایران در­بر­خواهدداشت و به بهترین، مشروع­ترین و درعین­حال، پایدارترین شکل ممکن، تأمین­کننده اهداف مورد نظر خواهدبود؛ در این ارتباط، مسئله این پژوهش، شناخت منابع قدرت نرم ایران در عراق نوین است که می­تواند زمینه­ای برای تحقق ارزش­های متعالی انقلاب در جهان اسلام باشد

کلیدواژه‌ها


مقدمه

«منافع ملی»، مهم­ترین عامل تعیین­کننده سیاست خارجی دولت­ها به­شمارمی­آیند که به­عنوان «ارزش­های اساسی جامعه»[1]، راهنمای اصلی آنها در روابط بین­المللی هستند (بهزادی، 1374: 263)؛ این منافع گاه به­طور صرف، جنبه داخلی دارند و گاه جنبه  فراملی می­یابند، بیانگر ارزش­های انسانی‌ترند. انقلاب اسلامی ایران برای ملت ما ارزش­های انسانی مبتنی­بر مکتب اسلام را عرضه­کرد که در عین  اینکه منافع ملت ایران­اند، منافع تمام جوامع اسلامی و حتی غیراسلامی نیز محسوب­می‌شوند زیرا به نوع  انسان و رهایی او توجه­دارند نه به گروهی خاص؛ ازطرف­دیگر دستیابی به منافع ارزش­ها نیز خود به داشتن قدرت، نیازمند است. لذا قدرت، تعیین­کنندۀ گسترۀ منافع ملی است (جمالی، 1380: 251).

به­طور سنتی در روابط بین­الملل، منبع عمده قدرت جوامع سیاسی قدرت سخت آنها در قالب عناصر چهارگانه فرهنگی، نظامی، سیاسی و اقتصادی بوده­است؛ اما امروزه به دلایلی نظیر حرکت بین المللی به سوی   جهانی­شدن، انقلاب اطلاعاتی، گسترش سریع وسایل ارتباط جمعی، ناتوانی قدرت آشکار، توان رزمی و نیز حضور نهادهای جهانی غیردولتی در عرصه سیاست بین­الملل (Nye,2002:62-61)، توزیع منابع قدرت در موضوع­های مختلف بسیار تغییرکرده­است (نای،41:1389)؛ به­صورتی­که ساختارهایی متفاوت از نوع پیشین در عرصه قدرت در حال شکل­گیری هستند که برخی، از آنها با عنوان «رخنه» در نوع کهن قدرت یا «انقلاب» در ماهیت قدرت یادکرده­اند؛ درحقیقت ما شاهد یک جابه­جایی در منابع و نحوه به­کارگیری قدرت در اشکالی دیگر هستیم (تافلر، 1370، 45 تا 47)، به­نحوی­که برخی معتقدند امروزه به­کارگیری اسلحه برای دستیابی به اهداف ملی یا دفاع از آنها از طریق ایجاد نفوذ منفی و سمت­دهی تحکم­آمیز به اعمال سایر دولت­ها، مشروع نیست (هالستی، 472:1373)؛ بر این اساس با مراجعه به طیف متنوع آثار موجود در باب قدرت، مشخص می­شود که توجه به قدرت نرم و منابع عدیده آن، گفتمانی تازه­ را برای تأمین ارزش­های یک جامعه شکل­می­دهد و درنتیجه، چهره­ای تازه­ از قدرت مطرح می­شود که دو مشخصه بارز دارد: 1) اجتماعی­بودن: یعنی قدرت نرم در شبکه­ای از روابط اجتماعی معنامی­گیرد و 2) هنجاری­بودن: یعنی هنجارها و ارزش­ها در تولید قدرت نرم نسبت­به ابزارها به­مراتب مؤثرترند (نای، 1389، 8 و9)؛ درنتیجه ضرورت به­کارگیری قدرت نرم در سیاست خارجی برای رسیدن به منافع و به­ویژه تحقق ارزش­ها یا کسب نتایج مطلوب همراه با کاهش هزینه­های اجرا و رفع تبعات منفی و مخرب به‌کار‌گیری خشونت، آشکار می­شود؛ این موضوع به­ویژه برای جامعه ما که از اهداف متعالی و ارزش‌های معنوی غیرمبتنی­بر زور و اجبار بهره­مند است، جنبه انسانی و مکتبی داشته، مخاطب آنها نه­تنها همه مسلمانان که تمام بشریت­اند اهمیتی جدی دارد.

بنابراین بررسی منابع قدرت درخصوص هر جامعه­ای که موضوع تعامل و رابطه با ما (به­ویژه در دنیای اسلام) است، اهمیت­دارد؛ اما هرچه ارتباطات فرهنگی، ارزشی و سیاسی این جوامع با ما بیشتر باشد، بر اهمیت مسئله افزوده می­شود لذا در این نوشتار، «عراق نوین» (عراق پس از صدام) به­ویژه با توجه  به موقعیت راهبردی آن و نیز حضور نیروهای غربی در آن مورد توجه قرارگرفته­است. بر این مبنا، پرسش اصلی این نوشتار این است: «جمهوری اسلامی ایران دارای چه منابع و امکاناتی در عرصه  قدرت  نرم درخصوص عراق نوین برای تحقق ارزش­های انقلاب اسلامی است؟».

در پاسخ به این پرسش، فرضیه­ ما، باور به وجود سه دسته منبع نرم قدرت، یعنی منابع ارزشی- اعتقادی، منابع فرهنگی- اجتماعی و منابع سیاسی است که به­کارگیری هماهنگ و متناسب همراه با مدیریت راهبردی صحیح آنها می­تواند ما را به اهداف خویش درراستای تحقق ارزش­های انقلاب اسلامی برساند؛ لذا هدف از این مقاله، تشخیص و شناخت همین منابع مهم قدرت برای مدیریت راهبردی مناسب و حصول نتیجه است؛ روش مورد استفاده در این پژوهش به­منظور استنباط، تحلیل و نتیجه­گیری، روش توصیفی- تحلیلی و چارچوب نظری آن نیز، نظریه قدرت نرم جوزف نای است.

الف: مبانی نظری و روش

قدرت نرم، موضوعی تازه در علم سیاست به­ویژه در حوزه منازعات بشری نیست (Nye,1990:167). و ایده جذابیت به­مثابه قدرت، قرن­ها پیش از تبیین نظری آن وجودداشته­است اما به­صورت جدی، این مفهوم را اولین بار جوزف نای[2] در سال ۱۹۹۰ در کتابی، با نام تغییر ماهیت قدرت آمریکایی مطرح­کرد و سپس در سال ۲۰۰۴ آن را در کتاب قدرت نرم: راه موفقیت در سیاست‌های جهانی بسط­داد. پیش از نای، برخی متفکران با عناوینی دیگر از قدرت مبتنی­بر جذب سخن­گفته­اند؛ برای نمونه، میان مفهوم قدرت نرم جوزف نای و مفهوم «هژمونی» گرامشی، شباهت وجوددارد و این شباهت در به­کارگیری مجموعه­ای کلی از اصول، مانند طرح­ها، ارزش­ها و نهادهای مشترکی است که با رضایت یا با عمل قانونی توسط گروه­های مختلف به­عنوان منابع قدرت، به­منظور نفوذ و کنترل دیگران استفاده­می­شوند (Zahran and Ramos,2010:12)، نای قدرت را به دو نوع سخت و نرم تقسیم­می­کند؛ در نگاه  او، اقناع، مبنای قدرت نرم و تهدید و اجبار، مبنای قدرت سخت هستند. او قدرت نرم را این­گونه تعریف­کرده­است: «توانایی ایجاد خواست­های مطلوب از طریق به‌کارگیری طرح (هنجارها- ارزش­ها و باورها)، فرهنگ و سیاست خارجی (دیپلماسی) که درمجموع هریک موجد و مولد جاذبه[3] هستند (Nye,2002:60)؛ پس قدرت نرم به­طور دقیق، همان نفوذ[4] نیست، زیرا نفوذ می­تواند شامل قدرت سخت نیز باشد. قدرت نرم شامل توانایی­های جذب­کردن است و جذب، اغلب باعث اقدام یا مشارکت همراه با رضایت می­شود؛ بنابراین قدرت نرم، دارایی­هایی است که جذابیت تولیدمی­کنند لذا می­توان­گفت که قدرت نرم به­نوعی، قابلیت شکل­دادن به علایق دیگران است (نای، 1389: 43 و44).

بایددانست که در بررسی نقش قدرت در جامعه، محور کلیدی را منابع ایجادکننده قدرت تشکیل‌می­دهند و منظور از منابع نیز سرچشمه­هایی درون جامعه هستند که قدرت را به­وجودمی­آورند؛ یعنی قدرت از آنها می­تراود و شکل­می­گیرد؛ بر همین مبنا قدرت نرم نیز دارای منابعی گوناگون است؛ برای نمونه در عرصه فردی زبان، یکی از منابع قدرت است. اما زبان هم منبع قدرت نرم است و هم منبع قدرت سخت،  زیرا هم سلطه مبتنی­بر جبر را به­دنبال­دارد و هم مشارکت و همکاری مبتنی­بر جذب را. به­طورکلی، منابع  اصلی قدرت نرم را به دو دسته فرهنگی (اعم از دینی، ایئولوژیک و آداب و رسوم و...) و سیاسی (اعم از نگرش­ها، ارزش­ها و سیاست عملی در داخل و خارج)  می­توان­تقسیم­کرد.

به عقیده نای «قدرت نرم در یک کشور می­تواند از سه منبع پدیدآید: فرهنگ آن کشور (آن بخش­هایی که برای دیگران دارای جذابیت است)، ارزش­های سیاسی (در مواردی که در داخل و خارج کشور مورد توجه باشند) و درنهایت، سیاست خارجی (درصورتی­که قانونی و مسئولانه به‌نظربرسد)» (نای، 1389: 51)؛ براساس این چارچوب نظری:

اول، قدرت، منحصر به قدرت سخت و سنتی نیست و شامل قدرت نرم هم می­شود.

دوم، تأثیر قدرت نرم، پایدارتر، مؤثرتر و بی­خطرتر است. زیرا قدرت نرم درواقع جذابیت­های یک کشور در نگاه دیگران است.

سوم، هزینه استفاده از قدرت نرم کمتر است. در نگاه نای اگر بتوان کاری انجام­داد که دیگران آنچه را ما می­خواهیم، بخواهند، دیگر به استفاده از زور و قدرت نظامی نیازنداریم و این موضوع، باعث کاهش هزینه­ها در پیگیری اهداف سیاست خارجی خواهدشد.

چهارم، در عرصه بین ­الملل، دولت­ها حق­دارند و می­توانند از جذابیت­های مادی و معنوی خود به­منظور افزایش مشروعیت اقدام­های خود و درنتیجه، افزایش قدرت و تأمین منافع ملی خویش در محیط بین­الملل استفاده­کنند.

پنجم، جوامعی که دارای فرهنگ، اندیشه و ارزش­های سیاسی هستند که به هنجارهای غالب جهانی نزدیک­ترند و نیز جوامعی که بیشترین دسترسی را به امکانات ارتباطی دارند یا جوامعی که در سیاست خارجی، موفق­ترند، می­توانند در حوزه به­کارگیری قدرت نرم، موفق باشند؛ در این میان نیز اندیشه و ارزش­ها اساسی­ترند و جمهوری اسلامی ایران نیز آنها را دارد.

ششم، قدرت نرم هر جامعه­ای از ارزش­های سیاسی، فرهنگ و اعتقادهای (شناخت و جهان­بینی) و سیاست خارجی آن جامعه نشأت­می­گیرد؛ البته هریک از منابع  اصلی قدرت نرم با لحاظ شروطی مهم، قابل­تحقق به قدرت واقعی و کاربردی هستند؛ برای نمونه، نای در باب فرهنگ، معتقد است که:

اول اینکه همه بخش‌های یک فرهنگ ملی قابل‌تبدیل به قدرت نرم نیست بلکه آن بخش‌هایی از فرهنگ که برای دیگران جذابیت‌دارند از منابع قدرت نرم محسوب‌می‌شود؛ دوم اینکه، فرهنگ‌های محلی و ناحیه‌ای کمتر قابل‌تبدیل به قدرت نرم هستند. ارزش‌های سیاسی، منبعی از منابع قدرت نرم به‌شمار‌می‌آیند به شرطی که در داخل و خارج کشور، مورد توجه و مشروع باشند و درنهایت اینکه سیاست خارجی یک کشور در صورتی مولد قدرت نرم است که در چشم و دیدگاه دیگران قانونی و مسئولانه به‌نظر‌برسند (2011:84 Nye,).

هفتم، با توجه به اصول بالا درمی­یابیم که جهموری اسلامی ایران به­عنوان یک کشور-ملت در عرصه بین­المللی برای رسیدن به اهداف ملی و تحقق ارزش­های انقلاب اسلامی خویش  برمبنای جهان­نگری و ارزش شناسی خود حق­دارد و می­تواند از منابع قدرت نرم خویش درخصوص هر نظام دیگری و به­ویژه جوامع اسلامی استفاده­کند اما با توجه به وضعیت جوامع اسلامی، مناسب­ترین گزینه برای به­کارگیری قدرت نرم ایران، کشور عراق است.

هشتم، منابع قدرت نرم ایران در عراق، مطابق این چارچوب عبارت­اند از: دین و فرهنگ، ارزش‌های سیاسی و سیاست­هایی که در معادلات داخلی و بین­المللی این کشور می­توانند به سود ایران جاذبه ایجادکنند و از طریق اقناع و جذبه و بدون لزوم استفاده از زور و تهدید، اهداف و منافع ملی ایران را تأمین­کنند؛ یعنی آن­گونه­که نای مطرح­می­سازد، سیاست خارجی؛ به­علاوه ما این منابع را با توجه  به نقش برجسته دین و ارزش­های عقیدتی و مکتبی به سه دسته کلی دینی- فرهنگی، ارزش­های سیاسی و سیاست خارجی تقسیم­کرده­ایم.

ب- منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران

1- انقلاب اسلامی ایران و  قدرت نرم

برخلاف جوامع غربی مانند آمریکا، قدرت نرم ما به­طور عمده به منبع دین و ارزش­های سیاسی و اجتماعی مرتبط با آن، متکی است. لذا گفته­شده­است: «منابع اصلی و شناخته­شده قدرت نرم ایران به‌طور عمده از «اسلام و معنویت» سرچشمه­می­گیرند» (Mohamadi, 2008). امروزه جمهوری اسلامی ایران، پرچم­دار الگویی جدید از اندیشه و عمل در جهان است که توانست نظریه صلاحیت و کارآمدی دین را در تأسیس، بنیان و استقرار منابع نوین و متنوع قدرت، نمایندگی و هدایت­کند (سیدنژاد، 96:1388)؛ ریشه این امر به بنیان­های انقلاب اسلامی بازمی­گردد؛ انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان انقلابی برای دین، معنویت و ارزش­ها نه­تنها در اعتقادهای اسلامی ریشه­دارد بلکه محرک و هدف خود را نیز در دین جستجومی­کند. اندیشه انقلاب اسلامی به­عنوان نمونه­ای تازه از نظام حکومتی در چشم­انداز جهانی از سرچشمه اسلام ناب محمدی[5] نشأت­گرفته­است؛ ازدیگرسو، انقلاب اسلامی با شکستن انحصارگرایی در عرصه روابط بین­الملل و برهم­زدن معادلات نابرابر و ناعادلانه جهانی و منطقه­ای توانست اعتمادبه­نفس را در مسلمانان تقویت­کند و با طراحی نوعی نظم بین­الملل فارغ از سلطه قدرت­های استکباری براساس سیاست «نه شرقی و نه غربی»، بارقه امید را در دل میلیون­ها مسلمان و مستضعف بیدارنگه­دارد؛ از این منظر، تحقق انقلاب اسلامی ایران را می­توان تجلی قدرت نرم به معنای توانایی جذب دیگران بدون تهدید یا پرداخت هزینه محسوس دانست؛ ازاین ­رو، «استفاده از قدرت نرم به­منظور نشان­دادن مشروعیت سیاست­های انقلاب اسلامی را می­توان چهره­ای جدید از قدرت قلمدادکرد که دربرگیرنده مؤلفه­های فرهنگی،­ ایدئولوژیک، ­سیاسی­­ و عقیدتی است» (دهشیری، 66:1385)؛­ برخی دیگر با توجه به مبانی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران به منابعی نظیر، «ایدئولوژی، اعتبار­ملی، روحیه ملی، خصوصیات ملی، هویت ملی، ساختارحکومت، موقعیت جغرافیایی و مشروعیت نظام سیاسی»، اشاره­کرده­اند (حجازی،4:1387)؛ درحالی­که برای تحقق قدرت نرم زمانی می­توان از وجود منابع سخن گفت که به­صورت بالقوه امکان و توانایی تأثیر و جذب مردم سرزمین­های دیگر را داشته­باشند؛ برای نمونه، حس عدالت­خواهی جهانی که برخاسته از فرهنگ شیعی و ایرانی ماست می­تواند منبعی برای تحقق قدرت نرم محسوب­شود.

2- منابع قدرت نرم ایران در عراق

 همان­طورکه گذشت، منابع قدرت نرم در عین اینکه منبع قدرت هستند، می­توانند موضوع جذب دیگران یا مخاطبان واقع شوند لذا بعد فراملی دارند؛ از این حیث، هر ظرفیت و توان بالقوه و قابل‌تحققی که می­تواند دیگران را به­گونه­ای مجذوب­سازد که خواست ما را خواست خود بدانند، منبع قدرت نرم محسوب­می­شود. در یک بررسی کلی، امروزه ظرفیت­ها و منابع بالقوه نرم­افزاری ایران درخصوص کشور عراق به­اختصار عبارت­اند از: پیوندها و هم­گرایی دینی، فرهنگی و سیاسی میان دو کشور، موقعیت عقیدتی و مبارزاتی و فرهنگی ایران در عراق، مذهب مشترک، تعامل­ها و مبادلات فرهنگی تاریخی میان این دو، وجود احزاب و گروه­های مبارز شیعی، وجود قوم کرد، وجود عتبات عالیات، حوزه­های علمیه، مراجع تقلید و عالمان دینی، تشکیل انجمن­های دوستی و انجمن­های پارلمانی مشترک، تبلیغ آرمان­ها، ارزش­ها و اهداف متعالی انقلاب اسلامی، ارائه تصویر مثبت و مطلوب از خود، طراحی و اتخاذ سیاست­های مقبول و مشروع، مبادلات حوزوی و دانشگاهی میان نخبگان این دو کشور، بهره­مندی از شبکه­های خبری گسترده و بین­المللی، همایش­ها و نمایشگاه­های فرهنگی، تسهیلات گردشگری و توریستی، سیاست­های صحیح خارجی مشروع و مورد توجه مردمان عراق، حمایت از روند دموکراسی، صلح و تمامیت ارضی عراق، ارائه مشوق­های اقتصادی، سرمایه­گذاری و مشارکت در بازسازی و عمران، ارائه خدمات بشردوستانه در بحران­های داخلی یا حوادث ناگوار طبیعی، بی­طرفی مثبت در بحران­های بین­المللی این کشور و سایر موارد مشابه.

به دلیل گستردگی و تنوع ظرفیت­های قدرت نرم، بسیار دشوار است که بتوان در این نوشتار به تک­تک آنها پرداخت. به همین سبب، ما برمبنای چارچوب نظری خویش منابع را به سه دسته کلی عقیدتی- ارزشی، فرهنگی- اجتماعی و ارزش­های سیاسی و سیاست خارجی تقسیم­می­کنیم و در هر دسته، مهم­ترین منابع را مورد توجه قرارمی­دهیم؛ برای نمونه در عرصه عقیدتی- ارزشی یا دینی مذهب تشیع، اسلام انقلابی، در حوزه فرهنگی، حوزه و مرجعیت، فرهنگ و تاریخ مشترک، وجود نهادهای مذهبی  و در حوزه ارزش­های سیاسی و سیاست خارجی، وجود گروه­ها، قومیت­ها و احزاب سیاسی شیعی طرف­دار جمهوری اسلامی ایران و حمایت از آنها و نیز حمایت از عراق در عرصه  بین‌­المللی و پیشتازی در منطقه مورد نظر است.

2-1- حوزه دینی- فرهنگی

 «دین»، مجموعه باورهای بنیادین جامعه و کنش­های مبتنی­بر آنهاست؛ «فرهنگ»، مجموعه­ای از آداب و رسوم، اخلاقیات، اعتقادها، ارزش­ها و نمادهایی تلقی­می­شود که از طریق جامعه­پذیری از نسلی به نسب دیگر منتقل می­شوند (قوام، 293:1384). دین و فرهنگ، مشتمل بر منابع مهم قدرت نرم هستند. وقتی فرهنگ یک کشور ارزش­های جهانی را شامل شوند و بنیاد سیاست­های آن را علایق و ارزش­های مشترک جهانی تشکیل­دهند، احتمال اینکه نتایج مطلوب تحصیل شود، افزایش­می­یابد (نای،52:1389). فرهنگ ما شامل مجموعه­ای از ارزش­های ایرانی- اسلامی و انقلابی است که مردم ایران در آن سهیم­اند و به­درستی، مطلوبیت و جهان­شمولی آنها باوردارند. ایرانیان به سی قرن «هنر، فرهنگ و معرفت و استمرار هویت فرهنگی خود در طول تاریخ، تأسیس نخستین دولت جهانی در بیش از 2500 سال پیش، سازماندهی نخستین جامعه بین­المللی که به ادیان و فرهنگ­های اقوام تحت حاکمیت خود احترام­می­گذاشت، آزادسازی یهودیان از اسارت بابلی­ها و تأثیرگذاری بر تمدن­های یونانی، عرب، مغول و ترک صرف­نظر از تأثیرگذاری بر فرهنگ غرب از طریق سهم ایرانیان در تمدن اسلامی» مباهات­می­کنند (رمضانی، 14:1388)؛ از این حیث، درخصوص عراق نیز باید یادآور شد که این سرزمین به لحاظ تاریخی و فرهنگی، ارتباطی قوی و گسترده با ایران داشته­است. بین­النهرین به مدت هزاران سال، پاره­ای از حوزه تمدنی ایران محسوب­می­شده­است؛ ایرانیان، این سرزمین را «سورستان» نام­نهاده­بودند[6] (محمدی ملایری، 57:1375)؛ به همین دلیل، ایران و عراق دارای مشابهت‌ها و همسانی­هایی فراوان در حوزه فرهنگی و تمدنی هستند. ملت­ها و کشورهایی که پیشینه فرهنگی و تمدنی طولانی و درخشانی دارند، قدرت، قابلیت و ظرفیت فرهنگی آنان افزون­تر است و ارجحیت فزون­تری برای گسترش مناسبات و منافع فرهنگی - تمدنی قائل­اند. مهم­ترین محورهای همبستگی دینی، فرهنگی و تاریخی میان ایران و عراق عبارت­اند از:

-   وجود مذهب تشیع  امامیه و ارتباطات خاص معنوی میان شیعیان هر دو کشور، به­ویژه نگرش تشیع  پویا و انقلابی یا سیاسی.

-   وجود عتبات عالیات در شهرهای نجف، کربلا، سامرا و کاظمین در عراق و شهرهای قم، مشهد و شیراز در ایران که باعث ایجاد رفت­وآمدهای زیارتی مردمان این دو کشور شده­است.

-   وجود بافت فرهنگی- اجتماعی مشابه در دو کشور، با توجه به سوابق تاریخی و اینکه در طول قرون متمادی، همواره عراق، بخشی از سرزمین ایران محسوب­می­شده­است.

-   تعداد زیاد ایرانیان مقیم عراق به­ویژه در شهرهای مذهبی این کشور.

-   وجود حوزه­های علمیه در دو کشور و ارتباطات دیرینه و خاص میان آنها.

-   مرجعیت و زعامت واحد مذهبی شیعی که خود، موجب ایجاد همدلی و هماهنگی میان شیعیان هر دو کشور می­شود.

 -   و نهایت اینکه، شیعیان عراق از گذشته و در مقابل عثمانیان و در دوران معاصر در زمان صدام، همواره به دولت­های ایرانی و شیعیان ایرانی و به­عنوان حامی و پشتیبان نگاه­می­کرده­اند (بلداجی، 286:1384).

از منابع فرهنگی و مذهبی به دلیل اختصار، تنها به چند منبع اساسی­تر یعنی مذهب مشترک تشیع، عتبات  عالیات، حوزه­های علمیه و مرجعیت و روحانیت می­پردازیم.

 

2-1-1- مذهب مشترک (تشیع)

انقلاب اسلامی ایران، نخستین انقلابی محسوب­می­شود که آشکارا شریعت و تعالیم اسلامی را به‌عنوان قانون اساسی خود برگزیده­است (شریعتی، 57:1388). ازآنجاکه عقیده مشترک دینی و مذهبی، نقش بنیادین در ایجاد همبستگی میان پیروان هر دین ایفامی­کند، یکی از عوامل بنیادین ملت‌سازی در ایران و عراق، مذهب تشیع است و ایران هسته اصلی جهان تشیع محسوب­می­شود (زین العابدین، 1386: 33، 34 و 36). مهم­ترین تحول گفتمان شیعه در قرن بیستم، تحول از سیاست‌گریزی و تمایل به ضرورت دخالت در مسائل سیاسی با هدف تشکیل حکومت دینی است؛ ازاین­رو، گفتمان ولایت فقیهان عادل، گفتمان سیاسی غالب شیعه در این دوره است که با پیروزی انقلاب اسلامی به گفتمان حاکم تبدیل­شد (موسوی،297:1387)؛ نتیجه این تلاش، طرح هلال شیعی است که از تأثیر قدرت نرم ایران در منطقه نشان­دارد و خود می­تواند به­عنوان عاملی بس مثبت در جریان قدرت نرم به­کارآید. هلال شیعی، ­رؤیایی ­است ­که ­امروزه ­در عراق، ایران و بخش­هایی از لبنان و سوریه طرف­دار دارد (جمالی، 10:1386)؛ در همین ارتباط، پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نمونه ملموس و عینی را برای الگوسازی مطرح­کرد (احمدی و قزوینی حائری، 56:1389)؛ این است که گفته­شده­: درواقع، حرکت انقلابی و شیعی مردم عراق (جنبش شیعیان) نشأت­گرفته از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است (نجفی، 131:1386)؛ ازسوی­دیگر باید این نکته را یادآور شد که «نقش شیعیان و رهبران مذهبی» به­عنوان یکی از متغیرهای اساسی در جامعه­شناسی عراق و تحول­های سیاسی این کشور محسوب­می­شود (غلامی قمی، 168:1386)؛ این نقش، پس از سقوط حزب بعث، بسیار پررنگ­تر شده­است؛ برای نمونه، امروزه نقش شیعیان و مرجع دینی آنها آیت ا...سیستانی به­صورت آشکار در تحول­های عراق احساس­می­شود؛ درنتیجه، هر دو می­توانند از عوامل تأثیرگذار بر تصمیم‌های دولت عراق باشند؛ به­علاوه در ساختار قانونی و اجرایی عراق بعد از صدام، براساس قانون اساسی جدید عراق، بلوک اصلی پارلمان که از سوی شیعیان اداره­می­شود حق معرفی نخست وزیر را دارد (همان: 187 و188).

2-1-2- عتبات عالیات و شهرهای مذهبی

 عراق، اصلی­ترین مرکز شیعه در طول ده قرن نخست اسلام بوده­است (مریجی،13:1387). هیچ کشور و منطقه دیگری از جهان اسلام (به­جز مدینه منوره که از لحاظ معنوی و تعدد قبور پیشوایان شیعه، به عراق شبیه است)، همانند عراق دارای شش مرقد از مراقد ائمه اهل بیت (ع) نیست. شهرهای نجف، کربلا، کوفه، بصره و حله از شهرهایی مهم هستند که پیش­بینی­می­شود تحول­های سیاسی عمیق در عراق هنوز هم به تصمیم­گیری ساکنان آنها بستگی تام و تمام داشته­باشد. شیعیان عراق به­طور عمده در این شهرها ساکن هستند و از دیدگاه ایران، تاریخ، مذهب و فرهنگ جنوب عراق به­طور مستقیم در حوزه نفوذ ایران قراردارد (Abedin,2000:1-5)؛ وجود این شهرها با دارابودن اکثریت شیعه­نشین می­تواند وزنه­ای مناسب در تحققق طرح­های اسلامی و شیعی مورد نظر ایران و پیروی از منویات جمهوری اسلامی ایران باشد و درراستای تحقق ارزش­های انقلاب اسلامی به‌کارگرفته­شود.

2-1-3- حوزه­های علمیه و مراجع دینی

شهر نجف در مقابل الازهر (که مرکز علمی اهل سنت است)، مرکز مذهب تشیع بوده، به­عنوان پایگاه اصلی تشیع، شناخته­شده­است. روابط مداوم مراکز اندیشه و دانش دو کشور ایران و عراق، یعنی نجف و قم موجب شده که ایرانیان، تأثیری فراوان بر عراقی­ها داشته­باشند، زیرا آمیختگی مذهبی و احساسات مشترک دینی به پدیده سیاسی خاصی در عراق منجرشده­است و به این ترتیب، زعامت مذهبی و علمی در عراق به دست ایرانیان افتاده­است؛ ازسوی­دیگر، اقامت و وجود ایرانیان به­ویژه مراجع، عالمان دین و طلاب در سراسر عراق و به­ویژه در شهرهای مذهبی، موجب گسترش نفوذ ایرانیان شده­است لذا اغلب، «حرکت­های اعتراض­آمیز نسبت­به حضور بیگانگان یا ضد حکومت، به رهبری مراجع دینی با تابعیت از کشور ایران صورت­گرفته­است» (غلامی قمی، 171:1386). حوزه علمیه نجف در دهه­های ابتدای قرن بیستم به یک مرکز رهبری عمده برای جریان­های معاصر عراق تبدیل­شده و علمای شیعه (که اغلب، ایرانی هستند) با فتاوای دینی- سیاسی خود، فضایی جدید در عراق به­وجودآوردند، حوزه­های عراق به­طبع، منشأ پیدایش احزاب و گروه­های سیاسی شده، شهر نجف به­عنوان مرکز تحول­ها و توفان­های سیاسی بوده و خواهدبود (مریجی،47:1387). زیرا قدرتمندترین قطب سیاسی در عراق مرجعیت این کشور هستند (رازانی، 108:1384).

البته پس از انقلاب اسلامی ایران، حوزه علمیه شهر نجف، تحت­الشعاع مرکزیت حوزه قم قرارگرفت؛ هرچند این وضعیت پس از سال 2003 میلادی و حضور آیت ا... سیستانی تا حدود زیادی به حالت اولیه بازگشت؛ درهرحال وجود هر دو حوزه و وجود عالمان و طلاب هر دو کشور در آنها از مهم­ترین منابع قدرت نرم برای حکومت شیعی ایران محسوب­می­شوند؛ البته آنچه برای قدرت نرم ایران در این خصوص زنگ خطر است اینکه این اشتراک مذهبی نباید تبدیل به رقابت میان این دو حوزه تبدیل­شود (Sulivan.2009)؛ زیرا حوزه علمیه عراق خود، امتدادی از وضعیت فرهنگی و سیاسی ایران است (حکیم، 27:1382). منابع قدرت روحانیت عراق که درعین­حال باعث ایجاد و افزایش قدرت نرم ایران خواهندشد به­طور خلاصه عبارت­اند از: سازمان و تشکیلات مستحکم روحانیون عراقی، نهاد مرجعیت، استقلال مالی روحانیون، شخصیت کاریزماتیک مراجع، مردمی­بودن نهاد روحانیت و اعتقاد به مهدویت (قنبری،1381 : 272 تا 278).

مرجعیت در این عرصه، نقشی تعیین­کننده دارد؛ برای نمونه، آیت ا... سیستانی، به­رغم اصرار و درخواست­های مکرر مقام­ها و مسئولان آمریکایی، هرگز حاضر به دیدار با آنها نشد؛ اما هنگامی که کمال خرازی، وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران در سفری سه روزه از عراق دیدارکرد، مورد استقبال گرم و صمیمی ایشان قرارگرفتند به­نحوی­که جراید و روزنامه­های بین­المللی از این سفر به‌عنوان دیداری خانوادگی، میان اعضای یک خانواده نام­بردند (­Peterson,2005). آیت ا... سیستانی همچنین در پاسخ استفتائی در باب نگارش قانون اساسی این کشور بیان­کرد که نیروهای اشغالگر از هیچ­گونه شایستگی برای تعیین اعضای مجلس نگارش قانون اساسی بهره­مند نیستند و باید این مهم توسط خود عراقی­ها یا منتخبان آنها انجام­پذیرد (Diamond,2005:11).

2-2- حوزه ارزش­های سیاسی

 ارزش­های سیاسی درواقع، خود بخشی خاص از فرهنگ یا فرهنگ سیاسی جامعه هستند. اما ازآنجا­که اهمیت این دسته از منابع به­مراتب در حوزه گفتمانی قدرت نرم از فرهنگ محض بیستر است و نیز در چارچوب نظری ما هم به­عنوان حوزه­ای مستقل مطرح شده، در اینجا به­اختصار به این حوزه می­پردازیم. در خصوص این حوزه همچنین نکته مهم قابل­بحث این است که در عرصه رقابت با  آمریکا، آمریکایی­ها از حوزه اول نسبت­به ما قوی­ترند و بیشتر تلاش­می­کنند؛ منابع این حوزه نیز متعددند؛ اما ما در اینجا تنها به انقلاب اسلامی و هویت ما، عدالت­خواهی جهانی و مردم­سالاری دینی می­پردازیم.

2-2-1- انقلاب اسلامی و هویت جدید

هویت ازاساس به فهم و درک افراد از خودشان و به یک وجود مشخص و متمایز اشاره­دارد. هویت شیوه­ای است که فرد، یا جامعه خویش را تعریف­می­کند و بازمی­شناسد. هر آنچه ما را از دیگران متمایزمی­سازد، هویت ماست. هویت به سه سطح فردی، اجتماعی و ملی تقسیم­می­شود. بالاترین سطح هویت، هویت ملی است (هرسیج و تویسرکانی، 158:1389). اگر تاریخ تمدن­های انسانی را مرورکنیم، می­توانیم با اطمینان ادعاکنیم که در میان هویت­های اجتماعی کلانِ شناخته­شده، هویت مربوط به تمدن ایرانی پیچیده­ترین الگوی تحول و تأثیرگذاری را داشته­است. ایران و ایرانیان در طول تاریخ طولانی و پربار خود، گنجینه­ای عظیم را بر تمدن جهان چه از نظر مادی و چه معنوی افزوده­اند و ایرانیان به خود می­بالند که در تمدن جهان سهمی بی­نظیر داشته­اند. حوزه تمدنی وسیع ایران که از چین، کشمیر و فلات پامیر تا آناتولی امتداددارد، از مؤلفه­های هویت ایرانی و نیز از عناصر قدرت نرم ایران محسوب­می­شود (همان،161)؛ در این ارتباط، انقلاب اسلامی ایران نقشی بسیار مهم را ایفاکرده­است یعنی به­نوعی به احیا و بازسازی هویت ایرانی در جهان معاصر پرداخته­است. انقلاب اسلامی ایران با هویتی دینی شناخته­شده­ و پیوندی ناگسستنی با مذهب تشیع و اندیشه­های آریایی- ایرانی به­عنوان زمینه­ساز شکل­گیری آن دارد.

این در حالی است که انقلاب اسلامی ایران، جذبه­ای خاص برای مردم عراق داشته و دارد. جنبش شیعیان عراق و گروه‎های معارض عراقی و مردم عراق پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران، به دلایل گوناگون، مهم‎ترین کانون پذیرش و ترویج آمال و اهداف این انقلاب در جهان اسلام بوده­اند. قیام مردم عراق در عاشورای 1979 و سرکوب و کشتار خونین مردم این کشور و اعدام علامه سید ‌محمدباقر صدر چندی پس از پیروزی انقلاب اسلامی از تأثیرهای عمیق انقلاب در روند بیداری اسلامی در عراق نشان­داشته­است. با عنایت خاص مردم عراق به انقلاب اسلامی، آنها درعمل به هویت ما تعلق­خاطر نشان­داده­اند و راه تحقق هویتی واحد را پیموده­اند. وقوع جنگ تحمیلی خود نشانگر تلاش برای جلوگیری از ورود انقلاب و ارزش­های آن به عراق بوده­است.

2-2-2- عدالت­طلبی جهانی

عدالت از بنیادی­ترین ارزش­های موجود در اندیشه سیاسی و حکومت­مداری ایرانیان است به‌گونه­ای­که بارها در منابع باستانی مانند اوستا، کتیبه­ها و سنگ­نبشته­ها به لزوم اجرای آن اشاره‌شده‌است و انعکاس این مهم در نظام شهریاری ایرانیان، نمود عینی یافته­است؛ برای نمونه، داریوش بزرگ، پادشاه هخامنشی در سنگ نوشته­هایی که از خود به­جاگذاشته­است پیوسته از خدا می­خواسته که او را در برقراری عدالت در میان مردمان او یاری­رساند. مقدسی معروف به «البشاری» تاریخ­دان و جغرافیانویس عرب در سده­های نخستین اسلامی از قول خلیفه دوم آورده­است: «انی تعلمتُ العدل من کسری» (من عدالت را از کسری آموخته­ام) (مجتهدزاده، 4:1385). در شاهنامه فردوسی که نماد و آئینه تمام­عیار تبلور فرهنگ و هویت ایرانی محسوب­می­شود از زبان و مرام پهلوانان و شهریارانی نظیر سام، زال، رستم و اسفندیار آمده­است که هدف اصلی حکومت باید دین‌داری و «داد و دهش» باشد زیرا دین­داری و داد و دهش است که موجب خشنودی مردم و درنتیجه، مقبولیت، مشروعیت و دوام حکومت خواهدشد (رستگار، 35:1384)؛ پس از آن، چه در دوران نخستین اسلامی و چه در دوران معاصر، عدالت­خواهی ایرانیان در مذهب تشیع، تبلور و عینیت­یافت. اهمیت و برجستگی مفهوم عدالت در مذهب تشیع تا بدان جاست که یکی از اصول پنج­گانه آن را عدالت تشکیل­داده­است؛ انعکاس این مفهوم در نظام انقلابی ایران هم در قانون اساسی و هم در سخنان بنیان­گذار و رهبران آن نمود کامل یافته­است (امام خمینی، 1370 : 9/24).

وقوع انقلاب اسلامی ایران، سبب طرح مجدد گفتمان کهن و ریشه­دار عدالت اسلامی شد و این گفتمان را به­عنوان رقیب جدی برابری­طلبی چپ (مارکسیستی) و عدالت­خواهی لیبرالیستی مطرح­ساخت. ایران همواره حامی، مبلغ و مروج عدالت گستری و عدالت­خواهی در این کشور همسایه و شیعی بوده­است. از منظر جمهوری اسلامی ایران، راه تحقق عدالت در عراق در اعمال حاکمیت قانون، تساوی تمامی قومیت­های عراقی در برابر آن، توزیع صحیح منابع و امکانات اقتصادی، آموزشی و فرصت­های سیاسی است. با توجه به ساختار قومیتی عراق، این مهم ازجمله نیازهای واقعی عراق امروزی محسوب­می­شود. ایرانیان با سابقه درخشان خود در عرصه عدالت و عدالت­گستری اکنون با حمایت­های همه­جانبه خود برای ایجاد عدالت در این کشور و تبدیل این موضع به یک سنت، ضمن ارائه الگوی عینی و موفق از مسیر عدالت­محوری، در ارائه مفاهیم و راهکارهای اجرایی و عملی گسترش دادگری و بیدادستیزی در عراق تشنه عدل و عدالت نیز موفق عمل­کرده­اند؛ درنتیجه، نفوذ و محبوبیتی که از این طریق نصیب ایران شده­است ازجمله بزرگ­ترین سرمایه­های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در این کشور به­شمارمی­آید.

2-2-3- مردم­سالاری دینی

درحالی­که در سر آغاز قرن بیستم، هنوز هیچ ملتی در سراسر آسیا با مردم­سالاری آشنایی­نداشت و درحالی­که ایالت متحده آمریکا، همچنان اسیر درون­گرایی خود بود­، ایرانیان با دست­زدن به انقلاب مشروطه، حرکت به سوی مردم­سالاری را شروع­کردند و در راهی گام­نهادند که سرمنزلش نمی‌توانست جز واقعیت­یافتن یک دموکراسی بومی و دینی در ایران باشد؛ از این منظر، مردم­سالاری، میراث خاص غرب نیست و درواقع، میراث مشترک بشری است؛ ایرانیان نیز در شکل­گیری این پدیده هویتی در طول تاریخ نقشی مهم برعهده­داشته­اند.

البته شکل تحقق­یافته مردم­سالاری در ایران تحت تأثیر آموزه­های اسلامی- شیعی و انقلاب اسلامی ایران، نوعی منحصربه­فرد است که با عنوان «مردم­سالاری دینی» شناخته­می­شود. مردم­سالاری دینی، در حکومت جمهوری اسلامی ایران ریشه­دارد و مؤلفه­های آن بر دو پایه بناگذاشته­شده­اند: یکی «جمهوریت» و دیگری «اسلامیت»؛ یعنی ساختار سیاسی و نحوه آرایش نهادهای آن، جمهوری است اما محتوای آن، اسلامی است؛ مهم­ترین نوآوری انقلاب اسلامی در این خصوص ترکیب جمهوریت با اسلام است (عیوضی، 292:1389)؛ در این نوع مدل حکومتی بر مشروعیت الهی و مقبولیت مردم در چهارچوب مقررات الهی به­صورت توأمان تأکیدمی­شود.

انقلاب اسلامی ایران نمونه­ای موفق و الگویی جدید از دموکراسی را به جهان ارائه­داده­است که در آن «خدا» و «انسان» هر دو محورند. براساس قانون اساسی و همچنین سند چشم­انداز بیست ساله، ایران باید مروج و الگوی عینی مردم­سالاری دینی بر اساس آموزه­های اسلامی- ایرانی باشد (دهشیری، 42:1384). با توجه به زمینه­ها و بسترهای فرهنگی و مذهبی مشترک میان دو کشور ایران و عراق مردم­سالاری دینی به­عنوان رقیبی جدی در مقابل تفکر لیبرال دموکراسی آمریکا این ظرفیت را دارد که سبب جذب و اقناع عموم مردم و نخبگان عراقی شود. اهمیت ایجاد و تبلیغ الگوی مردم‌سالاری دینی با توجه به طرح و گفته­های مقام­های آمریکایی که قصددارند اصول دموکراسی آمریکایی را در ساختار سیاسی و حکومتی عراق به­عنوان سرمشق و نمونه­ای موفق برای سایر جوامع و ملت­های خاورمیانه و رقیبی برای مردم­سالاری دینی جمهوری اسلامی ایران مطرح­کنند چند برابر خواهدشد (­ایروانی، 163:1388).

ترویج و اجرای صحیح الگوی مردم­سالاری دینی در ایران، اشتیاق جهانیان و به­ویژه، ملت مسلمان عراق را به نقش­آفرینی بیشتر و مؤثرتر جمهوری اسلامی ایران در صحنه بین­المللی و داخلی این کشور افزایش­خواهدداد و از این طریق، جمهوری اسلامی ایران، توانایی اقناع و جذب مخاطبان عراقی را درخصوص به­کارگیری نمونه ترویجی مردم­سالاری دینی و همچنین به طریق مؤثرتر، توانایی شکل­دهی به اولویت­های آنان در نحوه حاکمیت مطلوب را به­دست­خواهدآورد.

2-3- حوزه سیاست خارجی

 در این حوزه به منابعی از قدرت نرم توجه­می­شود که در عرصه سیاست خارجی و روابط متقابل دو جامعه و دو نظام سیاسی مطرح­اند و به­نوعی به تأثیر حکومت و نظام  سیاسی و تصمیم­های آن نسبت­به جامعه مقابل بازمی­گردند. به لحاظ تاریخی، سیاست خارجی ایران از زمان صفویه به این سو، یک سیاست خارجی شیعه­محور بوده­است و در ادامه، امروزه، منافع ملی ایران با ژئوپلیتیک نوین شیعه، به­طور عمیق پیوندخورده­است و بدین دلیل است که ایران، همواره خواهان آن است که در میان شیعان جهان به­خصوص در عراق تأثیرگذار باشد؛ ما در این حوزه  نیز تنها به سه منبع مهم توجه‌می‌کنیم که عبارت­اند از: اصل حمایت، جلوگیری از مداخله اجانب و وجود احزاب سیاسی و گروه‌­های مبارز عراقی.

2-3-1- اصل حمایت

 این اصل با مقاصد زیر و به­عنوان رکن مهم سیاست خارجی ایران در عراق مورد توجه قرارمی‌گیرد. به لحاظ سیاسی حمایت از رژیم عراق و نظام سیاسی این کشور می­تواند زمینه تقویت روابط و مناسبات دو کشور و ایجاد اعتماد در میان رهبران عراقی را نسبت­به ایران به­وجودآورد و درعمل به منبعی مهم برای تحقق ارزش­های انقلاب اسلامی در عراق در رقابت با آمریکا و غرب تبدیل­شود. به لحاظ مذهبی اصل حمایت از شیعیان و مستضعفان و پشتیبانی از مرجعیت شیعه عراقی و حفظ و ارتقای جایگاه آن در عراق، امری مهم برای جمهوری اسلامی ایران است. به لحاظ سیاسی، حمایت از شیعیان، از طرفی به­منظور جلوگیری از روی­کارآمدن یک رژیم سنی مذهب مخالف با ایران و معارض با شیعیان در عراق و ازطرف­دیگر، برای حمایت از شیعیان در جهت زمینه­سازی برای حضور مؤثر و کارآمد آنها در ساختار سیاسی عراق است که از این منظر با اولویت­های انقلابی ایران نیز سازگار است؛ از نتایج دیگر حمایت، اطمینان­یافتن از یکپارچگی عراق و جلوگیری از تجزیه این کشور است. زیرا گذشته از وقوع خطر جنگ داخلی در عراق، ایران کردستانی مستقل را تحمل‌نخواهدکرد؛ به این دلیل که ایجاد کشور مستقل کردستان، ممکن است به تضادها و حرکات استقلال­خواهانه کردهای ایرانی بینجامد.

مشارکت در بازسازی عراق از ابعاد مهم حمایت است که خود حاصل  نیاز روزافزون عراق به بازسازی و ترمیم خرابی­هایی است که در نتیجه چندین دهه سیاست­های جنگ­طلبانه حزب بعث بر این کشور تحمیل­شده­است، این مشارکت، ایران را قادرخواهدکرد علاوه­بر کسب سودهایی سرشار از مشارکت در بازسازی عراق، از این فرصت برای گسترش نفوذ خود در عراق به­ویژه در مناطق شیعه‌نشین استفاده­کند؛ همچنین [تلاش برای ایجاد] عراقی آباد و پیشرفته از پیش­شرط‌­های اساسی همکاری‌­های مسالمت­آمیز میان ایران با این کشور است.

به­علاوه ایران برمبنای اصل حمایت با گسترش نفوذ خود در عراق می­تواند ضمن اشراف بر فعالیت­ها و اقدام­های مجاهدین خلق (منافقین) در عراق از هرگونه خرابکاری آنها ضد خود جلوگیری­کند و به لحاظ حقوقی و سیاسی، زمینه­های اخراج و تعقیب قضایی آنها را نیز فراهم­سازد؛ در این زمینه، قانون اساسی عراق تأکید­دارد که عراق به مبارزه با تروریسم، پایبند است و سعی­می­کند تا از تبدیل­شدن عراق به مرکز، گذرگاه یا صحنه فعالیت­های تروریستی جلوگیری­کند (قانون اساسی عراق، ماده 7 :بند2).

2-3-2- جلوگیری از مداخله اجانب در عراق

 سیاست جمهوری اسلامی ایران در عراق همواره بر اصولی مبتنی بوده که ضمن حفظ استقلال و امنیت عراق، امنیت و ثبات خود را نیز تأمین­کند، زیرا امنیت و ثبات ایران در گرو امنیت و ثبات عراق و منطقه است. به همین دلیل، جمهوری اسلامی ایران هرگونه مداخلات منطقه­ای و فرامنطقه­ای چه به­صورت مستقیم و چه غیرمستقیم در این کشور، مخالف بوده و هست و این مخالفت می­تواند به‌عنوان منبعی مهم در عرصه تولید قدرت نرم برای ایران به­کارگرفته­شود؛ برای نمونه، تا پیش از خروج نیروهای نظامی آمریکایی از عراق در سال 2011 میلادی، یکی از مهم­ترین اهداف جمهوری اسلامی ایران در برنامه­ریزی­های سیاست خارجی، شکست­دادن و زمین­گیرکردن نیروهای آمریکایی در عراق و درنهایت، خروج آنها از عراق به­منظور تأمین امنیت ملی خود و عراق بود؛ زیرا ایران بارها اعلام­کرده­بود تا هنگامی که نیروهای بیگانه آمریکایی در عراق باشند، نه برای عراق و نه برای ایران، امنیت وجودنخواهدداشت؛ اکنون پس از خروج آمریکای­ها از عراق، جمهوری اسلامی می­خواهد مطمئن شود که در آینده نیز نیروهای نظامی آمریکایی در عراق حضورنخواهدیافت و در این کشور همسایه، پایگاه­های نظامی احداث­نخواهندکرد (Milanai.2005:30-36)؛ ازطرفی، امروزه شواهدی دال بر حضور سیاسی- اطلاعاتی و اقتصادی اسرائیل در شمال عراق وجوددارند که به زیان ایران خواهد­بود و استقلال عراق را نیز تهدیدخواهدکرد. با توجه به سابقه این قبیل ارتباطات میان اسرائیل و مبارزان کرد که در گذشته نیز ضد رژیم بعث و صدام به مبارزه دست­می­زدند، نگرانی و تهدید منافع ملی و تمامیت ارضی ایران را درپی­داشته­است (کوزه گر، 55:1389).

2-3-3- احزاب سیاسی و گروه­های مبارز

زمینه­های نفوذ ایران در گروه­های سیاسی شیعه عراق به سال 1980میلادی بازمی­گردد. به­علاوه هدف اصلی سیاست خارجی ایران، از همان آغاز به کار حکومت جدید انقلابی، تبلیغ و گسترش اسلام انقلابی بوده و هست (اسپوزیتو، 47:1388). صدور انقلاب و پشتیبانی از «مردم مظلوم جهان» یکی از اصول بنیادین انقلاب اسلامی ایران است (Chubin.2009:165)؛ با توجه به این مهم می­توان این­گونه استنباط­کرد که یکی از مهم­ترین دلایل حمایت از احزاب و جنبش­های عراقی، گسترش معارف و اندیشه­های انقلابی و دفاع از مردم تحت ستم حزب بعث عراق بوده، با پیروزی انقلاب اسلامی، واحد نهضت­های آزادی­بخش سپاه پاسداران عهده­دار کمک به گروه­های عراقی مخالف رژیم صدام شد (نادری، 172:1386). ایران در زمان صدام حسین، پناهگاهی برای رهبران تبعیدی عراق محسوب­می­شد و این مبارزان از حمایت­های مادی و معنوی ایران بهره­مند می‌شدند (Katzman.2010).

مهم­ترین احزاب و گروه­های مورد بحث در این  عرصه عبارت­اند از:

-   جماعت العلماء عراق: این حزب در 1958 ایجادشد اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، امیدی تازه­ و راهی جدید در فعالیت­های آن آغازشد به­طوری­که برخی از علمای این حزب به دستور سید محمدباقر صدر مأمورشدند تا به ایران مهاجرت­کرده، سازماندهی، ارتباط و آموزش نیروهای اسلامی عراق را در داخل ایران برعهده­گیرند (مریجی، 1387­: 85 تا 88).

-   حزب الدعوه الاسلامیه: این حزب در سال 1957 میلادی در نجف اشرف به رهبری سید محمدباقر صدر تشکیل­شد (فولر و فرانکه، 175:1383). به اعتقاد برخی از نویسندگان، نظریه «گواهی مرجع» شهید سیدباقر صدر از لحاظ نظری و عملی با نظریه «ولایت فقیه» امام خمینی(ره) هماهنگ است؛ به­علاوه آیت ا... صدر به چارچوب ایدئولوژیک نظام اسلامی در ایران کمکی عمده­ کرد. به­نحوی­که وی را پدرخوانده فکری قانون اساسی ایران دانسته­اند (دکمجیان، 1366 :198)؛ پس از پیروزی انقلاب عده زیادی از اعضای این حزب، خواستار تغییر در اساس­نامه حزبی منطبق با الگوگیری از انقلاب اسلامی شدند (مریجی، 1387: 88 تا 92)؛ علاوه­براین الگوگیری، انقلاب ایران سبب احیاء، تشدید و توسعه فعالیت این حزب شد (حشمت­زاده، 84:1387)؛ به­گونه­ای­که پس از پیروزی انقلاب ایران، موجی جدید از ناآرامی­ها در میان مردم شیعه عراق به رهبری این حزب به­وقوع­پیوست. تظاهرکنندگان، خواستار اصلاح­های اجتماعی و استقرار یک حکومت اسلامی شدند و دولت عراق با توجه به تشویق علنی  قیام شیعیان از سوی امام خمینی (ره) و ارتباط نزدیک ایشان با حزب الدعوه، این حزب را همچون ستون پنجمی می­دانست که هدفش ادغام عراق در ایران بود (غلامی قمی، 182:1386).

-   سازمان عمل اسلامی: این سازمان در اواخر دهه 1960 میلادی، مقارن با اوج فشارهای حزب بعث بر مخالفان، به­ویژه مبارزان اسلامی تشکیل­شد و رویکرد کنونی آن تأکید بر «مبارزات فرهنگی» است که اساس آن از تفکرهای انقلاب اسلامی ایران درزمینه ایجاد شرایط تحقق فضای فرهنگی اقتباس­شده­است (مریجی، 1387: 92 و93).

-   مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق: این نهاد در1361ه.ش (1982 میلادی) تشکیل­شد (همان: 329). شاخه نظامی این سازمان، با نام «سپاه بدر» با حمایت­های ایران و آموزش­های نظامی شاخه برون­مرزی سپاه ایران (سپاه قدس) پاگرفت و در جنگ ایران و عراق به نفع ایران در جبهه­ها به نبرد پرداخت (زیباکلام و عبدا... پور، 53:1388)؛ هدف از تشکیل این سازمان، ایجاد مرکز ثقلی برای ارتقای هم­گرایی میان گروه­ها و اشخاص مستقل معارض اسلامی به­منظور سرنگونی صدام و تحقق حکومت اسلامی در عراق بود. «مبنای عقیدتی این سازمان برمبنای نظریه «ولایت فقیه» قرارگرفته­است» (مریجی، 1387: 92 تا 94).

-  جماعت صدر ثانی و سپاه مهدی: اینان پیروان سید مقتدی صدر، شخصیت سیاسی و مذهبی اسلام‌گرای عراقی و یکی از بانفوذترین رهبران شیعیان عراق و شناخته‌­شده­ترین بازمانده خاندان صدر هستند. روابط ایران با مقتدای صدر، رهبر این سازمان و یکی از روحانیون بلندپایه عراق که همواره مخالف دائمی حضور نظامی آمریکا در عراق نیز به­شمارمی­آمد یکی از منابع قدرت نرم ایران محسوب­می­شود (Katzman.2005). مقتدای صدر در واکنش به تهدیدهای نظامی آمریکا ضد ایران به­صورت شفاف و قاطع اعلام­کرده­بود که در صورت حمله نظامی آمریکا به ایران، سربازان آمریکا را در عراق مورد هدف و حمله قرارخواهدداد (بشری و قهرمان پور،195:1387).

برخی از این گروه­ها در ساختار جدید قدرت عراق حضوردارند؛ این گروه­ها در دوران تبعیدشان در ایران، ارتباطی قابل­توجه با رهبران ایرانی به­دست­آورده­اند.حضور و نفوذ ایران در گروه­ها و سازمان­های عراقی هم در بعد سیاسی (به­صورت توافق­نامه و همکاری­های سیاسی) و هم به­صورت نظامی (مانند سپاه بدر)، مشاهده­می­شود (­Katzman.2005)؛ به­علاوه، ایفای نقش از سوی ایران در میان احزاب سیاسی و مذهبی تأثیرگذار عراقی، می­تواند باعث ایجاد آرامش، امنیت و تفاهم سیاسی در عراق شود و این خود به تحقق اهداف انقلاب کمک­می­کند.

پ- زمینه­های تحقق قدرت نرم ایران

برای عینی و عملی­شدن منابع نرم قدرت، علاوه­بر تصمیم­های سیاسی، اقدام­های رهبران ایران در عرصه  سیاست خارجی و وجود احزاب و گروه­های عراق، ایران دارای کانال­هایی گوناگون در عراق بوده­است (Katzman.2010)؛ یکی از عوامل مهم در این عرصه نهادها هستند (Nye,2004:256)؛ به‌ویژه نهادها و سازمان­های دولتی و غیردولتی ایرانی که درزمینه گسترش مذهب تشیع و همچنین به‌منظور اشاعه فرامرزی آن فعال­اند، مانند: «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و مجمع جهانی اهل بیت (ع)»؛ به­علاوه مسئله اعزام مبلغ به خارج از کشور توسط «مرکز بین­المللی تبلیغ»، بخشی دیگر از زمینه­های تحقق قدرت نرم ایران را باید در عملکرد «سازمان حج و زیارت» مشاهده­کرد (احمدی، 55:1389).

یکی دیگر از عوامل عینی و بالفعل­شدن قدرت نرم مذهبی جمهوری اسلامی ایران را عوامل اقتصادی، سرمایه­گذاری و اقدام­های عمرانی ایران در عراق و به­طور عمده در شهرهای شیعه­نشین و کردنشین این کشور تشکیل­می­دهد؛ زیرا اقدام­های اقتصادی (در قالب کمک­های مالی یا وام­های بلاعوض (اقدام­های عمرانی و ...) نیز در افزایش قدرت نرم یک کشور مؤثرند (نای، 87:1389)؛ برای نمونه  ایران در چند سال اخیر شروع به ساخت نیروگاه­های برق در عراق کرده­است؛ به­گونه­ای­که امروزه تأمین انرژی بصره به ایران بستگی­دارد.

اما سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در عراق مهم­ترین عامل تحقق و اجرای قدرت نرم ایران در این سرزمین محسوب­می­شود. سیاست خارجی خود در عرصه عمل در قلب دیپلماسی یا تعارض (جنگ) تحقق­می­یابد (ر.ک.وایت، 1379: 17تا 19) اما تحقق قدرت نرم تنها از طریق دیپلماسی ممکن می­شود و به بیانی: «دیپلماسی چهره عملی و استراتژیک (راهبردی) سیاست خارجی است» (جمشیدی، 1390: 34). امروزه دیپلماسی در سه بعد اساسی جلوه­گر می­شود که عبارت­اند از دیپلماسی سیاسی یا رسمی، دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه­ای و دیجیتالی. به­طورکلی دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه­ای همراه با دیپلماسی رسمی به­عنوان سه بنیاد اساسی تحقق عملی قدرت نرم ایران در عراق محسوب­می­شوند.

نتیجه­گیری

قدرت نرم، زمانی تحقق­می­یابد که کشوری قادر باشد از طریق دین و فرهنگ، ارزش­ها و نهادسازی در روابط خود با سایر کشورها به­منظور دستیابی به اهداف و منافع ملی خود اصل «جذابیت» و «اقناع» را در­پیش­گیرد. به­کارگیری قدرت نرم در جهت تحقق ارزش­های انقلاب اسلامی در عراق برای ما، عاری از لحن دشمنانه و دستوری خواهدبود و تداعی سلطه نخواهدکرد؛ همچنین محیطی خلاقانه­تر و انعطاف­پذیرتر را برای اجرای سیاست­های ایران فراهم­می­سازد و درعین­حال، مضامینی متعدد و متنوع­تر از فرهنگ ایرانی- اسلامی را به لایه­های فرهنگی و هویتی این کشور انتقال­خواهدداد.

ایران در ارتباط با عراق، منابع متعدد و حائز اهمیت در حوزه قدرت نرم دارد، اما قدرت نرم ایران در عراق هنگامی محقق می­شود که دولت و ملت این کشور مجاب شوند ایده­آل­های ایران را از طریق باور­پذیری درونی و اعتقاد قلبی بپذیرند و در راه عینی­شدن آنها خود را با ایران سهیم بدانند. از این منظر، بسیاری از تحلیل­گران معتقدند ایران وارد مرحله جدیدی در سطح نظام بین­المللی شده­است که در حال جایگزین­شدن با آمریکا در عراق است، با این تفاوت که پشتوانه این حضور، تسخیر قلوب ملت و دولت عراق خواهدبود؛ درنتیجه تحقق قدرت نرم ایران در عراق باید به­گونه­ای برنامه­ریزی شود که توان مقابله با قدرت نرم آمریکا و متحدانش را داشته­باشد. مهم­ترین برگ برنده ایران در این زمینه تسلط بر افکار مسئولان و مردمان عراق است، مؤلفه­ای که آمریکا با توجه  به عملکرد خویش  نمی­تواند بدان دست­یابد؛ البته تبدیل منابع قدرت بالقوه ایران به قدرت عینی، مستلزم طراحی سیاستی خوب و رهبری کارآمد به­ویژه در سطح سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی است، زیرا نوع و محتوای سیاست­های ایران در داخل و خارج از عراق می­تواند قدرت نرم را تقویت یا تضعیف­کند. از طرفی غرور ناشی از وجود این منابع به­صورتی­که برای مردمان عراق هجمه و تداعی تسلط ایجادکنند، به تضعیف قدرت نرم ایران در این کشور منجرخواهدشد؛ ازطرف­دیگر بی­اعتمادی ایجادشده توسط حزب بعث نسبت­به اهداف ایرانیان به همراه درک ناصحیح از فرهنگ انقلاب اسلامی بدین سان که در عراق این­گونه القاشود که جمهوری اسلامی ایران به­دنبال تحمیل و ایجاد فرهنگ، زندگی و حکومتی شبیه به مدل رسمی خود است، نیز می­تواند در کم و کیف قدرت نرم ایران مؤثر واقع شود لذا پیگیری و تأکید ایران بیشتر باید بر قانون­مداری، گسترش و ترویج مردم­سالاری دینی، عدالت‌گستری و اصل حمایت، همراهی با ساختار سیاسی، مرجعیت و روحانیت و گروه­های سیاسی عراقی قرارگیرد. سیاست­گذاری­های منطقی در مورد به کارگیری این منابع باعث افزایش قدرت نرم ایران خواهدشد.

 

 



[1] . Values Core

[2] . Joseph Nye

[3] . Attractive

[4] . Influence

[5]- به تعبیر امام خمینی (ره).

[6] . برای آگاهی راجع­به سلسله­های پادشاهی ایرانی مسلط بر بین­النهرین و عراق کنونی در پیش از اسلام، نگاه­کنید به؛ علی ظریف الاعظمی (1350)؛ «کارنامه دولت­های ایرانی در عراق»؛ ترجمه و نگارش محمد بدیع، تهران: چاپ میهن.

- منابع فارسی

-   احمدی، فرج ا... و یاسر قزوینی حائری (1389). «فرایند تدوین قانون اساسی عراق». فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره 40، شماره 2، صص 19 تا37.

-   احمدی، عباس (1389). «نقش مذهب در گسترش حوزه نفوذ، مطالعه موردی: تشیع و ایران». فصلنامه ژئوپلیتیک، سال ششم، شماره 1، صص 37 تا 74.

-      اسپوزیتو، جان. ال (1388). انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، مترجم محسن شانه چی، تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران (انتشارات باز)، چ 3.

-      ایروانی، امیر سعید (1388). «عملیات آمریکا در عراق و تأثیر آن بر ایران». فصلنامه روابط خارجی، سال اول، شماره 2، تابستان، صص: 153 تا 183.

-      حکیم، سید محمدباقر (1382). «شیعیان عراق، آرمان­ها و چالش­ها». فصلنامه شیعه­شناسی، سال اول، شماره 1، صص 25 تا 40.

-      برزگر، کیهان (1385). «عراق چشم به راه فرصت­سازی ایران». روند اقتصادی، شماره 17، بهمن ماه، صص: 17 تا 21.

-   برنا بلداجی، سیروس (1384). «روابط جمهوری اسلامی ایران و عراق نوین (چالش­ها، فرصت­ها و تهدیدها)»­. مجلس و پژوهش، سال دوازدهم، شماره 49 و50، صص: 273 تا 300.

-   بشری، اسماعیل و رحمان قهرمان پور (1387). سلاح­های هسته­ای جدید و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران: معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی و مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.

 

-      بهزادی مددی، حمید (1374). اصول روابط بین­الملل و سیاست خارجی، تهران: چاپ کارون.

 

-      پورسعید، فرزاد (1389). «برآورد استراتژیک عراق آینده». فصلنامه مطالعات راهبردی، سال سیزدهم، شماره 1، شماره مسلسل 47، صص 176 تا 211.

 

-   تافلر، آلوین (­1370­). تغییر ماهیت قدرت (دانش، ثروت و خشونت در آستانه قرن بیست­ویکم)، مترجمان حسن نورائی بیدخت و شاهرخ بهار، تهران: مرکز ترجمه و نشر کتاب.

 

-   جعفری ولدانی، اصغر (1371). «روابط ایران و عراق از آتش بس تا پذیرش دوباره قرارداد  1975». اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره 59 و 60، مرداد و شهریور ماه، صص: 52 تا 60.

-      جمالی، جمال (1386). «هلال شیعی و هژمونی آمریکا». فصلنامه شیعه­شناسی، سال پنجم، شماره 20، صص 7 تا 31.

-      جمالی، حسن (1380). تاریخ و اصول روابط بین­الملل، قم: مرکز تحقیقات اسلامی.

-      جمشیدی، محمدحسین (1390). دیپلماسی پیامبر(ص)، تهران: شرکت چاپ و نشر بین­الملل.

-   حجازی، حسین (1387). «ظرفیت­های قدرت نرم­افزاری جمهوری اسلامی ایران در مقابله با تهدیدات نرم آمریکا». گزارش جمهور، شماره 26 و 27، هجدهم و بیست­وچهارم فروردین، صص 3 تا 28.

-      حشمت زاده، محمدباقر (1387). تأثیر انقلاب اسلامی بر کشورهای اسلامی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

-      دکمجیان، هرایر (1366). جنبش­های اسلامی در جهان عرب، ترجمه حمید احمدی، تهران: انتشارات کیهان.

-      دهشیری، محمدرضا (1385). «جایگاه قدرت نرم در انقلاب اسلامی ایران». مجله حضور، شماره 57.

-   -------------- (1384). «الزامات فراروی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در پرتو سند چشم­انداز بیست ساله». فصلنامه اندیشه انقلاب اسلامی، شماره 16 و 14، بهار و تابستان، صص: 41 تا 66.

 

-   دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال (1387). چارچوبی مفهومی برای ارزیابی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: دفتر گسترش تولید علم (وابسته به معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی).

 

-      رازانی، احسان (1384). پیامدهای حضور نظامی آمریکا در عراق بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران: سازمان عقیدتی و سیاسی ناجا.

 

-   رستگار، نصرت ا... (1384). «مشروعیت حکومت از دیدگاه فردوسی، کسب قدرت شاهان ایران باستان به روایت شاهنامه». آئینه میراث، دوره جدید، سال سوم، شماره 2، تابستان، صص 9 تا 40.

 

-      رمضانی، روح ا... (1388). «درک سیاست خارجی ایران». فصلنامه روابط خارجی. شماره 1، بهار، صص 11 تا 20.

-   زیباکلام، صادق و محمد رضا عبدا... پور (1388). «بررسی نقش هم­گرایی کردها و شیعیان عراق در موفقیت سیاست­گذاری­های امنیتی ایران در قبال عراق». فصلنامه سیاست. دوره 39، شماره 4، صص 47 تا 62.

-      زین العابدین، یوسف (1386). «منافع ملی ایران و ژئوپلتیک نوین شیعه». فصلنامه شیعه­شناسی، سال پنجم، شماره 19، صص 33 تا 49.

-      سید نژاد، سید باقر (1388). «سلفی گری و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران». مطالعات راهبردی، سال سیزدهم، شماره 1، شماره مسلسل 47، صص 95 تا 122.

-   شریعتی، شهروز (1388). «معرفت­شناسی بنیان­های فکری گفتمان مقاومت اسلامی در انقلاب ایران» مجموعه مقالات همایش بین­المللی مقاومت، تهران: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری. دفتر برنامه­ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی. صص 57 تا 82..

-      فولر،گراهام.ای و فرانکه و رحیم ورند (1383). «شیعیان عراق». فصلنامه شیعه­شناسی، ترجمه خدیجه تبریزی، سال دوم، شماره 6، صص 155 تا 189.

-      قنبری، آیت (1381). «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران». فصلنامه علوم سیاسی، سال پنجم، شماره 20، زمستان، صص 267 تا 281.

-      قوام، عبدالعلی (1384). «فرهنگ: بخش فراموش­شده یا عنصر ذاتی روابط بین­الملل». فصلنامه سیاست خارجی، سال نوزدهم، شماره 2، تابستان، صص 291 تا 303.

-      عیوضی، محمدرحیم (1389). «مقایسه مردم­سالاری دینی و لیبرال دموکراسی». راهبرد یاس، شماره 21، صص 291 تا 311.

-   غلامی قمی، مصطفی (1386). «نقش شیعیان و رهبران مذهبی در تحولات سیاسی و اجتماعی عراق در سده اخیر». فصلنامه شیعه­شناسی، سال پنجم، شماره 17، صص 167 تا 194.

-      کوزه گر، ولی (1389). «روابط ایران با حکومت اقلیم کردستان عراق». گزارش، سال نوزدهم، شماره 219، مرداد ماه، صص 45 تا 55.

-   مجتهدزاده، پیروز (1385). «دادگری پدیده­ای از هویت ایرانی» (بخش دوم)، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره 223 و 224، فروردین و اردیبهشت ماه، صص 4 تا 17.

-   مریجی، شمس ا... (1387). مبانی فکری و زمینه­های اجتماعی جریان­های معاصر عراق، قم: موسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم).

-      محمدی ملایری، محمد (1375). تاریخ و فرهنگ ایران در دوره انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، تهران: توس.

-   موسوی، سید محمد (1387). «تحول گفتمان سیاسی تشیع در قرن بیستم». فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی. دوره 38، شماره اول، صص 297 تا 316.

-      نادری، احمد (1386). گفتمان جنبش شیعی عراق، بررسی انسان شناختی، تهران: انتشارات نزدیک.

-   نای، جوزف (1389). قدرت نرم؛ ابزارهای موفقیت در سیاست بین­الملل. ترجمه سید محسن روحانی و مهدی ذوالفقاری، تهران: دانشگاه امام صادق(ع)، چ 3.

-      نجفی، فیروز (1386). «تأثیر انقلاب اسلامی بر جنبش شیعیان عراق». پژوهش­نامه تاریخ، سال سوم، شماره 10، صص 131 تا 153.

-      هالستی، کی.جی (1373). مبانی تحلیل سیاست بین­الملل، ترجمه بهرام مستقیمی و مسعود طارم سری، تهران: وزارت امور خارجه.

-   هرسیج، حسین و مجتبی تویسرکانی (1389). «تأثیر مؤلفه­های هویت­ساز ایرانی بر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران». فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دوره 3، شماره 9، بهار، صص 151 تا 180.

-      وایت، برایان (1379). دیپلماسی، سیدحسین محمدی نجم، تهران: دوره عالی جنگ سپاه.

2- منابع انگلیسی

-      Abedin. Mahan(2002). “Iranian views on regime change in Iraq ”.Jointly published by united state committee for a free lebanan and the middle east forum.vol.4.no 11.

-      Chubin.Shahram(2009). “Iranspower in contex”.survival.vol.5.no.1pp:165-190.

-      Diamond,Larry(2005). “Building democracy after conflict, lessons from Iraq” Journal of democracy.Vo:16, no:1, January, pp: 9-23.

-      Lock, Edward (2010). “ Soft power and strategy developing a strategic concept of power” in: Soft power and U.S.A foreigan policy, theoretical, historical and contemporary perspective. london andnew york: Routledge.

-      Mohammadi, Manouchehr (2008). “The source of power in Islamicrepublicofiran”.iranian journal of international affairs.vol.16.no.2 pp:1-21.

-      Milani.Mohsen (2005). “Iran.the status quo power”.Current History.pp:30-36

-      ­Nicool.Alexander(2007). “Iranian­ influence in Iraq”.Stratigic  Studies. vol.13. issue:10.

-      Nye. Joseph(2011). The  Future  of  power.United States: public affairs.

-      ---------------- (2010). “The future of soft power in us foreign policy”. In: Soft power and U.S.A foreigan policy, theoretical, historical and contemporary perspective. Routledge, londonand new york, firist published

-      ---------------- (2004). “Soft power and American foreign policy”. Political science quarterly. Vol: 119, no: 2 , pp: 255-270.

-      ---------------- (2004). “Soft power: the means to success in world politics”. public affairs.New york.pp:191-197

-      ­---------------- (2002). “The Information Revolution and American soft power”.asia-pacific review.vol.9.no:1.

-      ---------------- (1990). “Soft power”.Foreign policy.no.80 autumn.pp:153-171

-      Roberto, Keohane and Joseph Nye(1988). “Power and interdepence in the information age”.Foregin affairs.V.12.NO.5

-      Zahran, Geraldo and Ramos, Leonardo (2010).  “From  Hegemony to soft power implications of a conceptual change” . in: Soft power and U.S.A foreigan policy, Theoretical, historical and contemporary perspective.LondonandNew york: Routledge.

3- منابع الکترونیکی

-      Katzman. Kenneth.(2010). “IranandIraqrelations”. congressional research service.www.crs.gov.

-      -------------------------- (2005) “Iransinfluence in Iraq”. report for congress. received through the www.crs.com. order code:RS.22323-november.15

-      Peterson, Scott (2005). “Iranflexesits soft power in Iraq”. The Christian acience monitor. 20may: www.Csmonitor.com/2005/0520/p06s02-woiq.html

-      Sulivan,Marisa.(2009). “Iransoft power inIraq”.

     www.irantracker.org/analysis/iran.