زمینه و بسترهای فکری، ساختاری و کارگزاری ایجاد سازمان کمیته-های انقلاب اسلامی ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی انقلاب اسلامی دانشگاه شاهد.

2 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شاهد

چکیده

هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی زمینه‌ها و بسترهای فکری، ساختاری و کارگزاری سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی است. وقوع انقلاب­ها همواره با پیدایش نهادها و سازمان­های خودجوش و مردمی با ارزش­های خاص انقلابی همراه ‌است. یکی از سازمان­های مهمی که پس از پیروزی انقلاب­ها پدیدمی­آید، سازمان­های شبه­نظامی و شبه‌پلیسی متشکل از انقلابیون و توده مردم است. کمیته­های انقلاب اسلامی از اولین سازمان­هایی بود که به‌ضرورت برای حل مسائل نظامی و امنیتی و تأمین امنیت، آسایش و رفاه مردم پس از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل‌شد. با توجه به جایگاه سازمان­های دفاعی و امنیتی در تداوم و رشد انقلاب و همچنین نقش آنها در نگهبانی از انقلاب و حفظ دستاوردهای آن، مطالعه­ آنها ضروری به‌نظرمی­رسد. روش انجام تحقیق، کیفی و از نوع پژوهش تاریخی است. ابزار گردآوری اطلاعات فیش­برداری و مصاحبه است. طبق یافته­های پژوهش، زمینه‌های فکری و ایدئولوژیکِ تشکیل سازمان کمیته­های انقلاب، همان ایدئولوژی انقلاب اسلامی است. در برسی زمینه های ساختاری، ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بررسی شد. از میان ساختارهای سیاسی،  رهبری و شورای انقلاب در تشکیل کمیته های انقلاب نقش مهمی داشتند اما دولت موقت با ادامه کار کمیته ها مخالف بود. از میان ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، حوزه های علمیه، دانشگاه ها، مساجد و حسینیه ها در تشکیل و ادامه کار کمیته ها نقش مهمی ایفا کردند.در بررسی زمینه هاس کارگزاری این نتیجه حاصل شد که نخبگان سیاسی از جمله رهبران انقلاب و اعضای شورای انقلاب و روحانیون و توده های مردمی در تشکیل و سازماندهی کمیته ها نقش کلیدی داشته اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


تمامی انقلاب­های جهان در روزهای نخست پیروزی، نهادها و سازمان­هایی تشکیل‌می­دهند تا به پاسداری از اهداف انقلاب بپردازند؛ انقلاب اسلامی ایران نیز به‌رغم داشتن مشکلات گوناگون و دخالت گروه­های مختلف فکری در مبارزات انقلابی و درنتیجه، سهم­خواهی آنان از پیروزی انقلاب، از این قاعده مستثنی نبود و برای حفظ، قوام و تداوم خود، به سازمان­هایی نیازمند بود تا از کید دشمنان درامان‌بماند.

انقلاب اسلامی به‌دنبال تمایل عمومی افراد جامعه به حاکم‌شدن ارزش­هایی جدید که ازاساس با ارزش­های رژیم سابق مغایرت‌داشتند، پیروز شد؛ این پیروزی، باعث ایجاد تغییر در اهداف حکومت و سازمان­های تابع آن شد و نیازهای این تغییر بنیادی موجب شد که اهداف و ارکان سازمان­های موجود، دگرگون شوند و علاوه‌برآن، سازمان­هایی نوین نیز تشکیل‌شوند (ناظمی اردکانی، 1386: 8).

به‌طورکلی یکی از نهادها و سازمان­های مهم که پس از پیروزی انقلاب­ها پدیدمی­آید، نهادها و سازمان­های شبه‌نظامی و شبه‌پلیسی متشکل از انقلابیون و توده مردم است. ازآنجاکه رژیم پیشین، بر نیروهای نظامی و پلیسی خویش، متکی بوده، آخرین سنگرهای دفاعی­اش نیروهای مسلح است به‌طورطبیعی، نیروهای نظامی که مردم و انقلابیون به آنها اعتماد و اطمینان‌داشته‌باشند، روی‌کارمی­آیند؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز نهادهایی نوین و جدید مبتنی‌بر ارزش­های والای اسلامی با روحیه عدالت­طلبی تشکیل‌شدند (ترابی و رحمانی،1386: 113).

کمیته‌های انقلاب، یکی از سازمان‌های مهمی بود که بی‌درنگ پس از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل‌شد؛ این سازمان وظیفه‌داشت از امنیت و آسایش عمومی شهروندان، نگهبانی و صیانت‌کند و با عناصر مخلّ امنیت و ضدانقلاب در سراسر کشور به‌مقابله‌برخیزد (ترابی و رحمانی،1386: 119). توده­های عظیم مردم به‌صورت خودجوش، درون مساجدِ محله­های کشور، کمیته­ها را تشکیل‌دادند. عدم آمادگی لازم ازسوی نیروهای رسمی پلیس در آن زمان، یعنی شهربانی و ژاندارمری، باعث ضرورت تشکیل این سازمان شد؛ اقشاری مختلف که در تشکیل و حیات این سازمان مردمی، مؤثر بودند عبارت‌اند از: روحانیان متعهد، برخی از زندانیان سیاسی رژیم پیشین، استادان دانشگاه و دانشجویان، کارگران، کارمندان و تمامی افرادی که دلسوز انقلاب اسلامی بودند (ترابی و رحمانی،1386: 112).

ازآنجاکه انقلاب اسلامی ایران، انقلابی اجتماعی بود، تمامی ساختارهای نظام به تغییر اساسی، دچار شد و افرادی انقلابی که پیش‌تر درزمینه فعالیت حکومت سابقه‌نداشتند، روی‌کارآمدند؛ درنتیجه، تمامی سازمان‌هایی جدید که شکل‌گرفتند، نوپا و تازه بودند و برمبنای انقلاب و ارزش‌های آن و به‌منظور حفظ انقلاب و خدمت به مردم تشکیل‌شدند؛ بنابراین شایسته است که پژوهشگران حوزه تاریخ و انقلاب اسلامی، تاریخچه و نحوه تشکیل این سازمان‌ها و همچنین خدمات آنها را مستند و مکتوب‌سازند؛ درواقع درصورت عدم تحقیق و پژوهش درخصوص سازمان‌های انقلابی، ممکن است تاریخچه و نحوه شکل‌گیری آنها مبهم باقی‌بماند و نسل‌های آینده از واقعیت انقلاب اسلامی و سازمان‌های انقلابی بی‌خبربمانند؛ همچنین ممکن است افراد و سازمان‌های سودجو، تاریخ‌سازی غیرواقعی انجام‌دهند و حقیقت انقلاب را پنهان‌کنند که این موارد ازجمله تبعات منفی عدم توجه به انقلاب و سازمان‌های انقلابی است. متأسفانه تابه‌حال تحقیق‌هایی کامل درباره نحوه شکل‌گیری سازمان‌های انقلابی انجام‌نشده‌است و به همین دلیل، نویسنده بر آن شد که درخصوص زمینه‌های شکل‌گیری و گسترش یکی از این سازمان‌ها پژوهش‌هایی را به‌عمل‌آورد.

با توجه به این مطالب،مسئله تحقیق آن است که زمینه­های فکری، ساختاری و کارگزار تشکیل کمیته های انقلاب اسلامی چیست؟

الف- مبانی نظری

1-   زمینه و بسترهای فکری و ایدئولوژیک

هیچ نظام سیاسی، بدون داشتن پشتوانه‌ای نظری دوام‌ندارد و ازآنجاکه هر انقلابی درپی تخریب نظام سیاسی مستقر و ایجاد یک نظام سیاسی دیگر است، به‌ناچار باید برای نظام مطلوب آینده خود پشتوانه‌ای فکری و نظری داشته‌باشد، درغیراین‌صورت، نظام پس از انقلاب، موفق نخواهدبود؛ به همین ترتیب برای تشکیل سازمان­ها و نهادها در نظام جدید، باید نوعی مبانی فکری و ایدئولوژیک وجودداشته‌باشد.

نهاد یا سازمان انقلابی، مجموعه­ای انتزاعی از ارزش­ها، هنجارها و اعتقادهای سازمان‌یافته است که برای حفظ انقلاب و دستاوردهای آن پدیدمی­آید. بدیهی است که ارزش­ها و اعتقادهای نهادها و سازمان­های انقلابی، نشأت‌گرفته از ارزش­های انقلاب و به‌طورکلی، ایدئولوژی انقلاب و انقلابیون است؛ همچنین اینکه سازمان­های انقلابی زیر نظر رهبر انقلاب تشکیل‌می­شوند و افراد تشکیل‌دهنده‌ آنها نیز همان کسانی هستند که در پیروزی انقلاب، بسیار نقش‌داشته­اند؛ ازاین‌رو می­توان‌نتیجه‌گرفت زمینه‌های فکری تشکیل سازمان­های انقلابی، همان زمینه­های فکری و ایدئولوژیک انقلاب هستند که به‌طورمعمول، رهبر انقلاب انها را تشریح‌می‌کنند.

2-   زمینه و بسترهای ساختاری

به‌طورکلی، انقلاب­ها به انقلاب سیاسی و انقلاب اجتماعی تقسیم‌می‌شوند؛ در انقلاب سیاسی، حداکثر، نوع نظام سیاسی تغییرمی­کند؛ هدف انقلابیون در این انقلاب­ها، گاه تنها این است که حاکمان را تغییردهند و گاه در میزان قدرت ساخت­ها تغییری ایجادکنند یا مقامی را در حکومت ایجاد یا لغوکنند؛ اما در انقلاب­های اجتماعی، علاوه‌بر تغییر در حکومت، تغییرهایی اساسی در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز روی‌می­دهند (ملکوتیان، 1381: 258)؛ ازاین‌رو در انقلاب­های اجتماعی، انقلاب با پیروزی بر رژیم حاکم پایان‌نمی­یابد و در این شرایط، دغدغه­ی انقلابیون، ایجاد نوعی حکومت و درحقیقت اجرای آرمان­های انقلابی خویش است؛ آنها برای این منظور به ایجاد سازمان­های انقلابی دست‌می­زنند. بدیهی است که ساختارهای جدید به‌وجودآمده در ایجاد این سازمان­ها بسیار نقش‌دارند و درواقع، ساختارها می­توانند با ایجاد سازمان­ها، مخالف یا موافق باشند.

3-   زمینه و بسترهای کارگزاری

پیچیدگی‌هایی بسیار در جوامع امروزی نسبت‌به گذشته به‌وجودآمده‌است؛ به همین نسبت، فرایند تصمیم­گیری در این جوامع نیز، پیچیده شده‌است. در گذشته عوامل مؤثر در فرایند تصمیم­گیری، بسیار محدود بودند بنابراین، نقش اساسی این عوامل و ارزیابی نقش و میزان تأثیر آنها به‌آسانی امکان‌پذیرمی­نمود اما در جوامع پیچیده امروزی، این عوامل چنان درهم‌تنیده‌اند که پی‌بردن به نقش و میزان تأثیرگذاری آنها دشوار شده، همچنین شناسایی و تفکیک آنها نیز به‌صراحت، مقدور نیست (قاسمی،1383: 158).

محققان این حوزه در پاسخ به این پرسش که «چه عواملی و به چه میزانی در تصمیم­گیری دخیل هستند؟»، مدل­هایی گوناگون عرضه‌کرده­اند اما این مدل­ها قابل‌تعمیم به هر جامعه­ای نیستند و همچنین، برای توضیح و تبیین همه­ عوامل مؤثر در فرایند تصمیم­گیری در موارد مختلف قدرت‌ندارند. محققان در بررسی فرایند تصمیم­گیری، به روش چندمتغیری توجه‌کرده‌اند. یکی از عواملی که درباره آن، به‌عنوان عامل و متغیر تأثیرگذار در فرایند تصمیم­گیری مطالعه‌می‌شود، موضوع نخبگان است.

درباره نقش نخبگان در فرایند تصمیم­گیری و تصمیم­سازی، دیدگاه­هایی بسیار وجوددارند؛ یکی از این دیدگاه­ها نخبگان را نه صاحب نقش انحصاری و دارای اراده‌‌ای مطلق در تصمیم­گیری و نه آنکه بی­اختیار و تابع شرایط محیطی دانسته­ بلکه آنان را عاملی مؤثر در کنار دیگر عوامل تأثیرگذار بر فرایند تصمیم‌سازی و تصمیم­گیری دانسته‌است (قاسمی،1383: 159 و16 ().

در این پژوهش با تأکید بر این دیدگاه، نقش و جایگاه نخبگان به‌عنوان عاملی مؤثر در تصمیم­گیری بررسی‌شده‌است. لازم است، یادآوری‌شود که در این پژوهش از لفظ کارگزار به‌جای نخبه استفاده‌شده‌است. «کارگزار»، کسی است که کنشی را انجام‌می­دهد. «کنش»، تمام روابط انسانی­ای را دربرمی‌گیرد که کنش‌گران، معنایی ذهنی برای آن روابط، قائل می­شوند (Weber,1947:8). در این مقاله، منظور از کارگزاران، نخبگان سیاسی و به‌طورکلی افرادی است که درزمینه­های مختلف شکل‌گیری سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی، نقشی ایفاکرده­اند.

4-   مدل نظری پژوهش

با توجه به مطالبی در که در بخش پیشین آورده‌شد، می‌توان‌گفت: به‌طورکلی، سه عامل در شکل‌گیری یک سازمان انقلابی دخیل‌اند که عبارت‌اند از: ایدئولوژی، زمینه‌های ساختاری و کارگزاران.

  نمودار 1: مدل نظری زمینه های فکری، ساختاری و کارگزاری سازمان انقلابی

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع:نگارندگان

ب- روش­شناسی

تحقیق حاضر براساس هدف، «بنیادی» و براساس ماهیت و روش، «کیفی» و از نوع پژوهش تاریخی است؛ به دلیل مصاحبه با یکی از اعضای فعال سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی از روش پیمایش نیز استفاده‌شده‌است؛ برای انجام این پژوهش، دو ابزار فیش­برداری به‌صورت عمده و مصاحبه به‌کارگرفته‌شده‌اند. ابتدا کتاب، مقاله، پایان­نامه، خاطرات، سایت­های الکترونیکی و اسناد مربوط مطالعه‌شده و با استفاده از ابزار فیش­برداری، داده­های تحقیق گردآوری‌شده‌اند. در بخش‌هایی از تحقیق که اطلاعاتی موجود نبوده، از ابزار مصاحبه استفاده‌شده‌است. جامعه­ تحقیق، بر جامعه­ متنی و جامعه مورد مصاحبه، مشتمل است. جامعه­ متنی، «اسناد، کتب، مقالات و... » را دربرگرفته. برای جامعه­ مورد مصاحبه با یکی از اعضای فعال کمیته­های انقلاب اسلامی، مصاحبه انجام‌گرفته‌است.

ج- یافته­های تحقیق

1- زمینه و بسترهای فکری و ایدئولوژیک ایجاد سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی

1-1- ایدئولوژی سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی

هر انقلابی، خود موجد فکرهای نو، طرح‌های (ایده­های) تازه، فرهنگ انقلابی و نهادها و سازمان­های جدید و انقلابی است. آنچه انقلاب را غنامی­بخشد و در تحقق آرمان­هایش استوار و کوشا به صحنه­ عمل واردمی‌کند، همین مجموعه فکرها، نهادها و سازمان­ها هستند؛ هرچه حضور این مجموعه در میدان انقلاب، قوی­تر و بیشتر باشد، انقلاب با قدرت بیشتر و مطمئن از راهی که درپیش‌گرفته، به‌سوی ساختن آینده­ای مطلوب خواهدتاخت؛ اگر انقلابی بتواند تمامی تشکیلات حکومتی خود را مبتنی‌بر همین فکرها، نهادها و سازمان­ها بناکند، انحراف از مسیر اصلی، غیرممکن می­‌شود و هرچه بیشتر به تشکیلات رژیم سرنگون‌شده اتکا‌داشته‌باشد، احتمال انحراف، بیشتر خواهدبود (رحیمی، 1361: 59).

در انقلاب اسلامی ایران، سازمان­های انقلابی، زاییده انقلاب هستند. نیازها، بحران­ها، کمبودها، ضرورت­ها و به‌خصوص مسئولیت­ها و رسالت­های افراد مؤمن درخصوص اسلام و انقلاب اسلامی، نهادها و سازمان­ها را به دست توانای آنها ایجادکرده‌است؛ ازاین‌رو، مشابهت و سنخیتی تام و تمام میان انقلاب اسلامی و نهاد و سازمان انقلابی وجوددارد که آنها را به‌طورعمیق به یکدیگر پیوندمی‌دهد (رحیمی، 1361: 59)؛ درنتیجه می­توان‌گفت که فکر و ایدئولوژی تشکیل نهاد و سازمان انقلابی، بر ایدئولوژی انقلاب اسلامی، منطبق است و با آن منافاتی‌ندارد.

ایدئولوژی تشکیل سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی درراستای ایدئولوژی انقلاب اسلامی بود. یوسف ترابی از نیروهای فعال کمیته­های انقلاب اسلامی درباره ایدئولوژی تشکیل سازمان کمیته­های انقلاب، معتقد است، ایدئولوژی مکتب تشیع و اسلام ناب محمدی (ص) که همان ایدئولوژی انقلاب اسلامی است، ایدئولوژی تشکیل کمیته­ها بود (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق: 3/3/1394).

1-2- منابع ایدئولوژی سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی

در قسمت پیشین بیان‌شد که ایدئولوژی سازمان کمیته­­ها همان ایدئولوژی انقلاب اسلامی است درنتیجه برای بررسی منابع ایدئولوژی این سازمان، منابع ایدئولوژی انقلاب اسلامی مطالعه‌می­شوند. به‌طورکلی یک نهضت عمیق فکری و اجتماعی از ذخایر معنوی و فرهنگی­ خود تغذیه‌می­کند و واضح است که اسلام ازاین‌جهت، بی­نهایت قوی و غنی است. اسلام به‌عنوان مجموعه عناصری که فرهنگ و ایمان نام‌دارد، بسیار غنی است؛ همچنین، عناصر سازنده انقلابی و پیکارجویی که ایدئولوژی اسلام و تاریخ اسلام را شکل‌داده­اند، به‌طورکامل به آن حالت استثنایی می­دهند و آن را از همه فرهنگ­ها و مذهب­های دیگر تاریخ ممتازمی­کنند (شریعتی، 1361: 234).

پیش از وقوع انقلاب ایران، دین اسلام، نوعی ایدئولوژی مذهبی محسوب‌‌می‌شد؛ اما انقلاب ایران توانست جنبه‌های‌ بالقوه سیاسی آن را به‌فعلیت‌‌درآورد؛ همچنین، تفکر شیعی با انسجام‌ ساختاری خود در ایران نشان‌داد که‌ می‌تواند یکی از انقلاب‌های‌ بزرگ تاریخ را رقم‌بزند. اسلام شیعی، دربردارنده مجموعه‌ای عظیم از طرح‌ها و نگرش‌های اعتقادی است؛ ازاین‌رو توانایی‌دارد، نوعی ایدئولوژی اسلامی را برای تعالی انسان و حرکت او به‌سوی کمال حقیقی ارائه‌دهد که این سعادت و کمال، به‌طورصرف، اهداف دنیوی و مادی گروه یا قشری خاص را دربرنمی‌گیرد، بلکه مبتنی‌بر اهداف دنیوی و دینی تمام جامعه‌ بشری است.

برای شناخت مبانی فکری و ایدئولوژیک انقلاب ایران، لازم است اعتقادها، باورها، ارزش­ها و عناصر ایدئولوژی مذهب تشیع مطالعه‌شوند؛ مبانی این اعتقادها، باورها و ارزش­ها، مجموعه آیات قرآن کریم و روایات ائمه معصوم(ع) است که امام خمینی (ره) و دیگر ایدئولوگ­های انقلاب، ازجمله شهید مرتضی مطهری و دکتر علی شریعتی، آنها را تبیین و تشریح‌کرده‌اند. واضح است که افکار و اندیشه‌های امام (ره) به‌عنوان ایدئولوگ اصلی انقلاب اسلامی، در بعثت پیامبر(ص)، تفکر ناب امام علی (ع) و فرزندان آن حضرت به‌ویژه امام حسین (ع) ریشه‌داشته، با فطرت انسان‌های مظلوم و خداخواه همخوانی‌دارد.

در قرآن کریم، آیات مربوط به قیام ضد ظلم برای ایجاد عدالت و احیای حقوق مظلومان، ایثار، شهادت‌طلبی و جهاد در راه خداوند، فراوان دیده‌می­شود؛ درواقع، ترویج و تفسیر همین آیات بود که زمینه­ بروز نوعی ایدئولوژی اسلامی را در زمان انقلاب فراهم‌آورد؛ چنان‌که امام خمینی (ره)، شهید مطهری و دکتر شریعتی با بهره­گیری از همین آیات و روایات و حوادث تاریخی اسلام مانند عاشورا، غدیر و...، مبنای ایدئولوژی انقلاب اسلامی را پایه­ریزی‌کردند.

1-3- ایدئولوگ­های انقلاب اسلامی

شکل­گیری اندیشه­ انقلابی و پرورش تفکر اسلامی، محصول تلاش متفکران و اندیشمندانی بود که با توجه به دارابودن ویژگی­های خاص، مورد توجه و اقبال عموم مردم جامعه قرارگرفتند؛ درواقع می­توان‌گفت که این اندیشمندان، ایدئولوژی‌پردازان انقلاب اسلامی بودند که توانستند طرحی فراگیر و همگانی ارائه‌دهند، مردم را ضد رژیم حاکم بسیج‌کنند و سرانجام، ایده (طرح) خود درخصوص نوع حکومت و نظام را به‌فعلیت‌برسانند. اغلب پژوهشگران حوزه­ انقلاب اسلامی، ایده­ حکومت اسلامی را به امام خمینی (ره) و نظریه ولایت فقیه ایشان منتسب‌می­دانند، اما نقش افرادی دیگر را که در ترویج و گسترش این ایده نقش‌داشتند، نبایدفراموش‌کرد؛ کسانی مانند مرتضی مطهری و علی شریعتی که با فعالیت­های خود در مراکز علمی و مذهبی توانستند خیلی عظیم از مردم را با انقلاب اسلامی همراه‌کنند.

غلبه سیاست در اندیشه­های مذهبی امام خمینی (ره)، او را از سایر رهبران دینی در دوران گذشته و معاصر متفاوت‌می­سازد. ایدئولوژی امام (ره)، ایدئولوژی‌ای بود که توانست افکار و اذهان بسیاری از مسلمانان خارج از ایران را نیز به خود جلب‌کند؛ ایشان تفسیری انقلابی و ظلم‌ستیز از مذهب تشیع، ارائه‌داده، در روند ایدئولوژیک شدن شیعه، نقشی حائز اهمیت ایفاکردند. در سال­های نزدیک به انقلاب، تعداد مقلدان امام (ره) روزبه‌روز بیشتر می­شدند؛ درواقع ایشان برای مردمی که تشنه­ عدالت و آزادی بودند، سمبل حرکت و انقلاب و سیاست و ربط آنها با دین بود (اخوان مفرد، 138: 51).

مرتضی مطهری را می­توان به‌عنوان یکی دیگر از ایدئولوگ­های انقلاب اسلامی نام‌برد؛ او متفکری دینی بود که اعتقادداشت، اسلام، مکتبی است که می­تواند مسلمانان را از این وضع انحطاطی نجات‌دهد؛ به شرطی که به تعالیم اولیه­ اسلام برگردیم و دوباره آنها را احیاکنیم. شهید مطهری، تفسیری تازه­ از حکومت اسلامی، دموکراسی و رهبری ارائه‌داد؛ درواقع او خواهان استقلال و جدایی از افکار غرب بود. شهید مطهری از غرب انتقادمی­کرد و به دلیل استعماری‌بودن و جنبه­های مادی و مصرفی تمدن غرب، آن را یکی از موانع اصلی رشد و توسعه­ کشور می­دانست (مجتبی­زاده، 1381: 135).

پس از شخصیت امام خمینی (ره)، علی شریعتی را باید در زمره­ یکی از نیروهای انقلاب به‌شمارآورد. اصلی مهم در وقوع همه­ انقلاب­های اجتماعی وجوددارد و آن، نقش آگاهی در تولد انقلاب­هاست؛ به‌بیان‌دیگر، دوره­ ارشاد، مانند سکوی پرتابی است که نسل جوان را به‌سوی اسلام و انقلابی­گری سوق‌می‌دهد؛ همچنین به‌عنوان ظرف ذهنی انقلاب اسلامی به‌شمارمی‌آید که طی آن، مفاهیم ایدئولوژیکی و حرکت­زای انقلاب احیامی‌شود. دوره‌ ارشاد در انقلاب ایران را شریعتی، عهده‌دار شد (حسین­زاده، 1374: 89).

شریعتی تلاش‌کرد، مردم را از پایگاه اسلام انقلابی و نه اسلام سنتی، برای مقابله با رژیم مجهز‌کند. او با شفاف‌کردن روحانیت و برطرف‌کردن بدبینی­هایی که روحانیان و روشن‌فکران، نسبت‌به هم داشتند، موجب آشتی میان این دو گروه شد (حسین­زاده،1374: 123)؛ او تشیع را نماینده روح تعالیم اسلام و همه صفاتی می­دانست که در قرآن به «حزب­الله» نسبت‌داده‌شده‌است. دکتر شریعتی با تکیه بر آیات قرآنی و نهج‌البلاغه و استفاده از شخصیت­های مورد احترام، مانند حضرت علی (ع)، حضرت زینب (س) و ابوذر با بینشی تأویلی بر ایدئولوژیک‌کردن مباحث تأکیدکرده، ایدئولوژی را موتور محرک دین معرفی‌کرد (شریعتی،۱۳۷۲: 189).

2- زمینه و بسترهای ساختاری ایجاد سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی

2-1- ساختار سیاسی

منظور از ساختار سیاسی، نهادهای سیاسی ازقبیل «احزاب، قوای مقننه، مجریه، تشکیلات اداری و... » هستند. در این قسمت، نقش و واکنش ساختارهای سیاسی کشور ازجمله نهاد رهبری، شورای انقلاب، دولت موقت و... در به‌وجودآمدن سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی بررسی‌می­شود.

2-1-1- نهاد رهبری

اولین نهادی که در روند مبارزات ملت مسلمان ایران شکل‌گرفت، نهاد رهبری بود که از اوایل دهه­ چهل در شخصیت عالِم دینی و مبارزی همچون امام خمینی (ره) متجلی شد. امام خمینی (ره) در طول نهضت، همواره برای­ حفظ و نگهداری دستاوردهای مبارزات دوران گذشته دغدغه‌داشتند و نسبت‌به آن، مرتب گزارش‌می­دادند و توصیه‌می­کردند که زحمات و تلاش­های انجام‌شده باید به هر نحو ممکن حفظ‌شوند؛ ایشان پس از پیروزی انقلاب نیز همین نظر را داشتند و به همین دلیل برای حفظ زحمات و مشقّات مردم در جهت پیروزی انقلاب و دستاوردهای آن، فرمان تشکیل نهادهایی بسیار ازجمله کمیته­های انقلاب اسلامی را صادرکرده، در طول دوران رهبری خود، همیشه از آن حمایت‌کردند.

امام خمینی (ره) در روز 23 بهمن 1357 و تنها یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طی فرمانی شش‌ماده­ای، تکلیف شرعی و تعهد ملی مردم و نیز شرایط خلع سلاح عمومی را روشن‌کردند؛ پیرو این فرمان، مردم معتقد و مسلمان به مساجد هجوم‌آورده، به‌طورخودجوش برای حفظ دستاوردها و تداوم انقلاب از هیچ کوششی دریغ‌نکردند؛ در همین ایام بود که با ابتکار مردم مبارز و روحانیتِ در صحنه، در مساجد و اماکن دولتی مجموعه­هایی با عنوان کمیته­های انقلاب ایجادشد و تمامی امور را دراختیارگرفت (مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1393: 55).

2-1-2- شورای انقلاب

شورای انقلاب چنان‌که از نامش برمی­آید، به اقتضای شرایط انقلاب و با کارویژه‌ها و اهدافی مناسب همین مسائل تشکیل‌شد؛ اعضای این نهاد انقلابی، اغلب از ایدئولوژی­پردازان انقلاب بودند و پس از پیروزی نیز برای کشور برنامه­هایی‌داشتند. شهید مطهری که عضو شورای انقلاب بود، طرح اولیه ایجاد کمیته­های انقلاب را مطرح‌کرد؛ همچنین در انتخاب فرمانده کمیته به پیشنهاد ایشان عمل‌شد. به‌طورکلی می­توان‌گفت که نهاد شورای انقلاب در ایجاد کمیته­های انقلاب اسلامی نقشی‌نداشته‌است اما برخی اعضای آن در ایجاد و سازمان‌دهی کمیته نقشی بسزا ایفاکرده و به‌عنوان منبع فکری این سازمان عمل‌کرده­اند.

کمیته­های انقلاب اسلامی، ریشه­اش در کمیته استقبال از امام خمینی (ره) بود؛ این کمیته پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برای استقبال از ورود امام (ره) تشکیل‌شده‌بود (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق:2/3/1394). کمیته استقبال از امام (ره) دراصل، بخشی از مجموعه نهادهای شورای انقلاب محسوب‌می­شد و درنتیجه نمی­توان نقش شورای انقلاب را در ایجاد سازمان کمیته­های انقلاب نادیده‌گرفت.

2-1-3- دولت موقت

دولت موقت، اولین دولت پس از انقلاب اسلامی است؛ با آنکه قرار بود این دولت در انحصار گروهی خاص نباشد، به‌عکس از عناصری سیاسی و ملی تشکیل‌شده‌بود که در برابر جریان ضدانقلاب، نرمش نشان‌می­داد و در برابر نهادهای برآمده از انقلاب، موضع مخالفت می­گرفت؛ این موضع­گیری، زمانی اهمیت خود را نشان‌داد که نهادهای انقلابی، از نظر چارت سازمانی و تشکیلاتی با دولت موقت، هیچ ارتباطی‌نداشتند و به‌طورمستقیم از رهبر و سران انقلاب دستورمی­گرفتند و این موضوع برای دولت موقت که خود را متولی کشور و انقلاب می­دانست، قابل‌قبول نبود.

یوسف ترابی، معتقد است که دولت موقت و در رأس آن، مهندس بازرگان، ابتدا نظری مخالف درخصوص کمیته­های انقلاب نداشتند؛ زیرا شهربانی و ژاندارمری نیمه‌متلاشی شده‌بودند و روحیه­ای‌نداشتند که امنیت جامعه را تأمین‌کنند و ازطرفی، پاسداران کمیته تلاش‌می‌کردند تا در جامعه امنیت برقرارکنند؛ اما از اواخر سال 1358، مخالفت‌هایی ازسوی دولت موقت شنیده‌می‌شد و آنها نسبت‌به برخی اقدام‌های کمیته هشدارمی­دادند؛ به‌طورنمونه می­گفتند: نیروهای کمیته آموزش‌ندیده‌اند و دوره‌های لازم را نگذرانده‌اند، خودسرانه عمل‌می­کنند و باعث بروز بی‌نظمی می­شوند (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق:2/3/1394).

به‌عبارتی، دولت موقت احساس‌می­کرد که قدرت  سیاسی و مدیریتی را به‌تنهایی دردست‌ندارد و این برای دولت موقت، خطری بزرگ به‌حساب‌می­آمد؛ زیرا هیچ­گاه حاشیه­ای امن برای انجام فعالیت‌های گوناگون دولت موقت وجودنداشت و هرلحظه ممکن بود، عده­ای انقلابی، معترضانه مقابل رفتار و عملکرد آنها بایستند؛ درواقع، دولت موقت، کمیته‌های انقلاب اسلامی را قدرتی برتر از خود می­دید؛ لذا حاضر نبود، کمیته را بپذیرد و همیشه با کمیته­های انقلاب اسلامی مخالفت­هایی‌داشت. نصرالله لک، از فرماندهان کمیته انقلاب اسلامی، دراین‌خصوص می­گوید:

حرف دولت موقت، این بود که مملکت نمی­تواند چند دولت داشته‌باشد. قدرت باید در دست دولت، متمرکز شود تا بتواند انجام وظیفه کند؛ اما سیاست­های دولت موقت با آرمان­های امام و انقلاب، متناسب نبود و با اینها در تضاد بود. آن‌قدر جسارت پیداکرده‌بودند که به پاسدارها و ارزش­ها توهین‌می­کردند و می­گفتند: حکومت نعلین داردمی­آید. خودشان را به‌نحوی صاحب همه­ انقلاب می­دانستند. قصد خدمت نداشتند و می‌خواستند برنامه­ای‌بریزند که نظام استحاله‌شود و خودشان بتوانند برداشت­های پیشین را در حیطه­‌ای وسیع­تر توسعه‌بدهند (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با نصرالله لک، شماره بازیابی: 14677).

البته نصرالله لک تأکیدمی­کند که در اوایل، کمیته، بازوی دولت موقت بود و اختلاف‌هایی ایجاد‌نشده‌بود ولی وقتی دیدند کمیته‌ها گاهی با خواسته­های آنها همخوانی‌ندارند و در همه امور، مطیع دولت نیستند، آنها را خودسر و یاغی نامیدند (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با نصرالله لک، شماره بازیابی: 14676).

به‌هرروی، دولت موقت با آخرین توان خود کوشید تا کمیته­ها را حذف‌کند و در این راستا فشارهایی زیاد به آنها تحمیل‌کرد؛ ازجمله اینکه مستقیم با امام خمینی (ره) وارد مذاکره شد تا ایشان را متقاعدکند که نیروهای کمیته بایدمنحل‌شوند. درحالی‌که کمیته‌ها، بسیار برای حفظ انقلاب زحمت‌کشیده‌بودند و نبود این نیروی مقدس به معنای حذف انقلاب و خداحافظی با آرمان­های انقلاب در همان اوان انعقاد نطفه بود. خوشبختانه ‌به­رغم تلاش دولت موقت برای حذف و ازمیان‌برداشتن کمیته­ها، آنها ماندند و انقلاب اسلامی را در گذر از بحران­ها یاری‌کردند.

2-1-4- احزاب و گروه­های سیاسی

آغاز سلسله جنبش‌ها و قیام‌های مردمی از سال 1342 تا به‌ثمررسیدن آن در بهمن‌ماه سال 1357، دوره­ای بود که احزاب و گروه­ها فعالیت­هایی مختلف داشتند. در خلال سال­های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، ضرورت وجود گروه­ها و سازمان­های منسجم سیاسی به‌منظور هدایت انقلاب درصورت رسیدن به پیروزی و تشکیل نظام اسلامی، بیش‌ازپیش احساس‌شد؛ در همین راستا افراد انقلابی ازجمله شهید مطهری، شهید مهدی عراقی و جلال­الدین فارسی، از طریق ارتباطی که با امام خمینی (ره) در خارج از کشور داشتند، نظر ایشان را درباره­ ضرورت ائتلاف و وحدت، به گروه­های مبارز مسلمان در داخل اطلاع‌دادند؛ دراین‌میان، گروه­هایی مختلف تشکیل‌شدند و همچنین، گروه­های سیاسی که از پیش‌تر وجودداشتند، به فعالیت و مبارزه خود افزودند (سعیدی، 1385: 75).

از میان این گروه­ها، دو گروه سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جامعه­ روحانیت مبارز را می­توان‌نام‌برد که طبق تحقیق‌های انجام‌شده، بیشترین نقش را در سازماندهی کمیته­های انقلاب برعهده‌داشتند.؛ یوسف ترابی دراین‌باره می­گوید:

برخی از اعضای گروه­های سیاسی معتقد به خط امام به کمیته­ها پیوستند ولی در به‌وجودآمدن آن نقشی‌نداشتند؛ برای مثال، گروه منصورون و صف که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل‌داده‌بودند، به‌دنبال فرصتی بودند که به انقلاب خدمت‌کنند؛ به‌عبارت‌دیگر، اعضای گروه­ها و سازمان­های سیاسی، به‌صورت شخصی وارد کمیته­ها می­شدند و به حزب و گروه خود کاری‌نداشتند؛ احزاب، گروه­ها و نهادها هم هیچ بیانیه و اطلاعیه­ای موافق یا مخالف کمیته‌ها منتشرنکردند؛ درواقع، کمیته­ها از متن مردم جوشیده‌بودند و به جناح، حزب وگروهی خاص وابستگی‌نداشتند. (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق:2/3/1394).

با توجه به مطالب بالا اگرچه نمی­توان برای احزاب و گروه­های سیاسی، نقشی در تأسیس سازمان کمیته­های انقلاب درنظرگرفت، اعضای آنها در این سازمان، نقشی بسیار ایفاکرده­اند که درادامه به چند مورد اشاره‌می­شود.

2-1-4-1- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نامی بود که هفت گروه مسلح شامل «امت واحده، توحیدی خلق، منصورون، فلاح، بدر، موحدین و صف»، در فروردین سال 1358 بر خود نهادند و اعلام وحدت کردند (سعیدی، 1358: 75)؛ اعضای هفت گروه مزبور، کوششی فراوان برای حفاظت از رهبر انقلاب، هنگام ورود به ایران و در ایام اقامت ایشان در مدارس رفاه و علوی انجام‌داده‌بودند و بسیاری از آنها در زمره­ مؤسسان و فعالان سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی قرارگرفتند.

با توجه به آمادگی­هایی که اعضای سازمان مجاهدین در مسائل نظامی داشتند، نقشی مؤثر را در تشکیل کمیته­های انقلاب برعهده‌گرفتند. افرادی چون: مرتضی الویری (عضو شورای مرکزی کمیته‌های انقلاب و عضو شورای فرماندهی سپاه در سال 1358)، بهزاد نبوی، سردار محمدباقر ذوالقدر، حسین زیبایی­نژاد (سردار نجات)، سردار علی عسگری، سردار حسن حمیدزاده، شهید قلم­بر، شهید محمد فدایی و... در رده­های بالایی کمیته، مسئولیت و فعالیت‌داشتند (سعیدی، 1385: 89).

2-1-4-2- جامعه روحانیت مبارز: با شکست قیام 15 خرداد ۱۳۴۲، روشن شد که دلیل شکست این قیام، عدم وجود تشکیلاتی منسجم بوده‌است. در سال ۱۳۵۶ با تأکید امام خمینی (ره) و با حمایت از شهید مطهری، نخستین هسته­ جامعه­ روحانیت مبارز شکل‌گرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جامعه­ روحانیت مبارز، دغدغه­ای جز پیگیری فرایند تثبیت نظام اسلامی درسرنداشت؛ ازاین‌رو نیروهایش را در مرکز حساس حکومتی برقدرت‌نشاند تا تجربه‌های تلخ گذشته، یعنی برکناری روحانیت تکرارنشود (کردی، 1386: 122).

با توجه به ناامن‌کردن جامعه ازسوی گروه­های سیاسی، مقوله­ امنیت داخلی به‌ویژه در شهرها یکی از مهم‌ترین دغدغه­ها بود. جامعه روحانیت مبارز با قرارگرفتن در رأس کمیته­ها توانست رفته‌رفته این نگرانی را برطرف‌کند. آیت­الله مهدوی کنی که از اعضای جامعه­ روحانیت مبارز بود، به‌عنوان فرمانده کمیته مرکزی انتخاب‌شد؛ همچنین دیگر اعضای جامعه­ روحانیت که در دوران مبارزه، تجارب لازم تشکیلات را کسب‌کرده‌بودند، به‌طورعمده مسئولیت مناطق چهارده­گانه کمیته­های تهران را برعهده‌گرفتند که از آنها اشخاص زیر را می­توان‌نام‌برد: مصطفی ملکی، محمد مفتح، سید هادی خسروشاهی، علی غیوری، محمد حقی، عباسعلی عمید زنجانی، علی­اصغر مروارید، رضی شیرازی، عبدالمجید ایروانی، جلالی خمینی، موحدی کرمانی و باقری کنی (کردی،1386: 124).

2-2- ساختار اجتماعی و فرهنگی

در این قسمت، نقش ساختار اجماعی و فرهنگی کشور، شامل «گروه­های اجتماعی، تشکل‌های فرهنگی»، مراکز اجتماعی و فرهنگی شامل «مساجد، حوزه علمیه، دانشگاه­ها، هیئت­های مذهبی و حسینیه­ها» در به‌وجودآمدن سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی مطالعه‌می­شود.

2-2-1- حوزه­های علمیه؛ روحانیت

درخصوص حوزه­ها می­توان‌گفت فارغ‌التحصیلان حوزه­ها مانند روحانیان و طلبه­ها در تشکیل کمیته­ها نقش‌داشتند یا پس از تشکیل کمیته‌ها در آن حضوریافتند. امام خمینی (ره) در هر نهادی، یک نماینده ولی فقیه داشتند که فردی روحانی بود و سلامت دینی و رعایت ارزش­های انقلابی را در سازمان­ها و نهادها مواظبت‌می­کرد (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق:2/3/1394).

روحانیت در بُعد فکری و ایدئولوژیک انقلاب و مکتب تشیع که به‌عنوان منبع فکری انقلاب بود، نقشی مهم برعهده‌داشت؛ مانند امام خمینی (ره)، شهید مطهری، شهید بهشتی و... که همه تربیت‌شده‌ حوزه­ها بودند و در پیروزی انقلاب، نقشی مهم ایفاکردند و همچنین آیت­الله طالقانی، موسوی اردبیلی، منتظری، مشکینی و علمای دیگری که در پیروزی انقلاب نقش‌داشتند؛ همین روحانیان در سازمان­های انقلابی به‌ویژه سازمان کمیته­ها نیز بسیار فعالیت‌می‌کردند؛ چنان‌که فرماندهان کمیته­ها، اغلب روحانی بودند. (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق:2/3/1394).

درمجموع می­توان‌گفت، نخستین قشری که در کمیته­های انقلاب اسلامی حضوری سازنده و نقشی تعیین­کننده داشتند، علما و روحانیان مبارز شیعه بودند. آن دسته از علمایی که به امام خمینی (ره) علاقه‌مند بوده، به انقلاب اسلامی اعتقادداشتند، از ابتدای تشکیل کمیته‌ها، در رأس آن قرارگرفتند.

2-2-2- دانشگاه­ها؛ دانشجویان و استادان

نقش پیشروی اجتماعی، یکی از کارکردهای ثانوی، اما طبیعیِ دانشگاه­هاست. در جوامع و کشورهای گوناگون، دانشگاه­ها طلایه­دار حرکت­های پیشروانه، نوگرایانه، اصلاحی یا انقلابی هستند؛ در کشور ما نیز دانشجویان، چنین نقشی را ایفاکردند و در جریان شکل­گیری و اوج­یابی نهضت اسلامی ایران، به شکل­های گوناگون در آن، سهیم شدند و نقش پیشروانه خود را ایفاکردند. پس از پیروزی انقلاب و شکل­گیری سازمان­های انقلابی، یکی از گروه­هایی که به‌طورخودجوش، به این سازمان­ها جذب شدند، دانشگاهیان بودند.

به‌طورکلی دانشجویان در پیروزی انقلاب، نقشی بسیار مهم برعهده‌داشتند. آن دسته از استادان متدیّن و انقلابی دانشگاه­ها که روحیه­ انقلابی داشتند و حاضر بودند برای دفاع از انقلاب سلاح به‌دست‌بگیرند، به جمع پاسداران کمیته­های انقلاب پیوستند؛ علاوه‌براینها تعدادی طلبه و دانشجویانی  بسیار به کمیته‌ها وارد­شدند؛ کسانی چون: محمد شریعتمداری، جواد جلال، حسین صادقی، سید جلال صادقیان، حسین کلانترزاده‌، سید محمّد موسوی، مجتبی محمودی، حسین اسماعیلی، سید علی سقائیان، فرید مشایخ‌، محمدتقی فلاح‌، حمید روحانی‌، طیب احمدی‌، شهید حجت­الله محمدی، شهید ناصر دادرس، شهید احمد جاوید‌، شهید نواب مطلق و... (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با یوسف ترابی، شماره بازیابی: 14678).

2-2-3- مساجد، حسینیه­ها و هیئت­های مذهبی

با توجه به ماهیت سیاسی دین اسلام، مسجد به‌عنوان کانون و محور فعالیت­های دینی، اجتماعی و سیاسی، نقشی مهم در تاریخ پرفرازونشیب اسلام برعهده‌داشته‌است؛ این نقش به دلیل سرنوشت ویژه و تاریخ پرحادثه مذهب تشیع و درگیری­های فراوان آن با نظام­های حاکم ظالم و غیرمشروع، بیشتر اهمیت‌دارد. در تاریخ اسلام، مسجد پیوسته پایگاه بسیج مردم و تجمع نیروهای مجاهد و همچنین محلی برای تجهیز وسیع امکانات توسط عناصر ناراضی و انقلابی بوده‌است (مهری، 1383: 19)؛ در بهمن سال 13۵۷ نیز، مساجد، بار دیگر به هویت اصلی خویش بازگشته، الهام‌بخش حرکت دینی و انقلابی مردم شدند و روحانیت و روحانیان به‌عنوان پیش‌قراولان انقلاب اسلامی از سنگر مساجد به هدایت انقلاب پرداختند. یوسف ترابی درخصوص نقش مساجد در تشکیل کمیته­های انقلاب اسلامی می­گوید:

اگر بخواهیم خاستگاه و محل تولد کمیته­ها را مشخص‌کنیم، می‌توانیم مساجد را نام‌ببریم. به‌طورمعمول، تظاهرات انقلابی از مساجد آغازمی­شد و هنگامی‌که انقلاب، پیروز شد نیز کمیته­ها از درون مساجد متولدشدند. هر مسجدی در تهران، کانون تشکیل یک کمیته محلی بوده، فرمانده آن، یک روحانی مورد وثوق مردم بود؛ بنابراین، مسجد و روحانیت، خاستگاه اصلی کمیته­ها بود (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق:2/3/1394).

حجت­الاسلام ناطق نوری از اعضای فعال کمیته نیز، به نقش مساجد در تشکیل کمیته­های انقلاب اشاره‌می­کند: «ازآنجایی‌که مساجد نقشی بسزا در پیروزی انقلاب اسلامی داشتند، لذا از همان اوایل، مساجد به محل رجوع و اداره­ انقلاب تبدیل‌شدند و تشکیل کمیته­ها در آنها پیشنهادشد» (میردار، 1385: 177).

درخصوص حسینیه­ها و هیئت­های مذهبی می­توان‌گفت، ازآنجاکه کمیته، سازمانی مردم­نهاد امنیتی بود، بخشی قابل‌توجه از اعضای آن، افراد مذهبی و هیئتی بودند؛ برخی از هیئت­هایی که در حسینیه­ها و مساجد فعالیت‌داشتند، عبارت‌اند از: حسینیه عزاداران متوسلین به قمربنی‌هاشم، حسینیه شبستری­ها، قمی­ها، محلاتی­ها و... . بسیاری از پاسداران کمیته‌ها عضو هیئت­های مذهبی محلات خودشان بودند؛ درواقع، این افراد احساس‌کرده‌بودند که انقلاب به مراقبت‌، پاسداری و دفاع  جدی، نیازمند است و از امنیت کشور و جمهوری اسلامی نوپا‌ بایدمراقبت‌کرد؛ به همین دلیل به‌صورت خودجوش به کمیته‌ها واردشدند (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق:2/3/1394).

2-2-4- گروه­های اجتماعی و تشکل­های فرهنگی

سازمان کمیته­های انقلاب، بی‌درنگ پس از پیروزی انقلاب تشکیل‌شد و هنوز گروه و تشکل‌های اجتماعی و فرهنگی جدیدی شکل‌نگرفته‌بودند؛ در دوره پهلوی نیز اگرچه گروه­های اجتماعی و سازمان­های مردم­نهاد وجودداشتند، به‌شدت دولتی بودند. به‌طورکلی سازمان­های مردم­نهاد در کشورهای جهان سوم که جامعه­ مدنی در آنها ضعیف است، به دولت، بسیار وابستگی‌دارند. پیش از پیروزی انقلاب، سازمان­ها و اصنافی (سندیکاهایی) مانند سندیکاهای کارگری، سازمان­های مذهبی، سازمان­های مردم­نهاد و...وجودداشتند ولی اینها تحت ‌نظر دولت بودند و وزارت اطلاعات شاه، به‌طورعمیق بر آنها نظارت‌داشت؛ بنابراین، نهادهای جامعه مدنی نمی­توانستند به‌طورجدی فعالیت‌داشته‌باشند (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق: 2/3/1394).

3- زمینه و بسترهای کارگزاری ایجاد سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی

3-1- قشرهای فعال در ایجاد سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی

کمیته­های انقلاب اسلامی، نیرویی خودجوش و متشکل از مردم بود و به‌گونه‌ای نبود که از پیش برنامه­ریزی‌شده و افرادی خاص گزینش‌شده‌باشند. بسیاری از علما، روحانیان، سیاسیون مبارز و افراد عادی جامعه به دلیل علاقه به انقلاب، به میدان واردشدند و می­توان‌گفت که هدف مشترکِ «حفظ دستاوردها و پیشبرد آرمان­های انقلاب اسلامی» آنها را گردهم‌آورده‌بود.

مهم‌ترین اقشاری که به کمیته­های انقلاب پیوستند، عبارت‌بودند از: عموم مردم از طبقات محروم و متوسط جامعه‌، علما و روحانیان متعهد و مردمی، شخصیت­های سیاسی، اجتماعی و انقلابی، برخی از زندانیان سیاسی آزادشده از زندان­های رژیم پهلوی، استادان دانشگاه­ها و آموزگاران مدارس کشور، دانشجویان و دانش­آموزان، کارگران و کارمندان، دهقانان و کشاورزان (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق:3/3/1394).

حضور علما و روحانیان متعهد و نخبگان علمی، سیاسی و انقلابی در میان اقشاری مختلف که در کمیته­های انقلاب حضوریافته‌بودند، امتیاز و نعمتی ارزشمند برای کمیته محسوب‌می­شد؛ این نخبگان علمی و سیاسی، سامانه تشکیلاتی کمیته را سازماندهی‌کردند و عهده­دار اداره­ معاونت­ها و بخش­های مختلف این سازمان انقلابی شدند و با تربیت نیرو، بسیاری از نهادهای دیگر انقلاب اسلامی را نیز تغذیه‌کردند. با توجه به اهمیت قشر علما و نخبگان علمی و سیاسی و نقش آنها در تشکیل و سازماندهی سازمان کمیته­های انقلاب، در پژوهش حاضر، این قشر به‌عنوان کارگزاران یا نخبگان اصلی این سازمان درنظرگرفته‌شده­اند و درادامه به آنها پرداخته‌می­شود.

3-2- نقش کارگزاران در طراحی ایده و تأسیس سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی

اگرچه کمیته­های انقلاب به‌صورت خودجوش و مردمی در مساجد کشور به‌وجودآمدند، نمی‌توان نقش رهبران انقلابی و در رأس آنان، امام خمینی (ره) را در ایجاد سازمانی برای برقراری امنیت و آرامش پس از پیروزی انقلاب اسلامی نادیده‌گرفت. با مجاهدت­های مردم و روحانیت، انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی نهایی رسید. پس از پیروزی انقلاب و تسخیر پادگان­ها، سلاح زیادی به دست مردم افتاد و بیم آن می­رفت در خلأ وجود نیروی نظامی متمرکز، امنیت کشور به‌خطرافتد و تهدیدی از این ناحیه، متوجه انقلاب شود.

زمانی‌که امام دستوردادند، مردم اسلحه­ها را به مساجد تحویل‌دهند، گروه­های سیاسی که فرصتی مناسب برای جمع­آوری سلاح یافته‌بودند، مقرهایی ساختند و اسلحه­ها را از مردم تحویل‌گرفتند و آنها را انبارکردند؛ نیروهای انقلابی از این وضعیت، ناراضی بودند؛ درنتیجه ازسوی شهید مطهری، تشکیل کمیته­های انقلاب اسلامی به امام (ره) پیشنهادشد (کردی،1386: 123).

شهید مطهری به‌عنوان یکی از نخبگان فکری و اجرایی انقلاب اسلامی، طرح (ایده) تأسیس نهادی مسلح را مطرح‌کرد. حجت­الاسلام علم­الهدی، از اولین نفرات کمیته و مسئول کمیته­ مسجد لرزاده، دراین‌باره می­گوید: «پس از پیروزی انقلاب و ایجاد شرایط ناامنی، شهید مطهری خدمت امام (ره) عرض‌کرد، الان وقت آن است که نهادی مسلح تحت فرماندهی روحانیت تشکیل‌بدهیم» (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با سید احمد علم­الهدی، شماره بازیابی: 14662). به‌یقین می­توان‌گفت، تمامی کسانی‌که در روزهای اول پس از پیروزی انقلاب حضورداشتند و ماجرا را شاهد بودند، از شهید مطهری به‌عنوان اولین کسی‌که پیشنهاد تشکیل کمیته را به امام (ره) عرضه‌کرد، نام‌می‌برند.

درنهایت، کمیته­های انقلاب اسلامی که می­توان‌گفت، پیش از پیروزی رسمی انقلاب در 22 بهمن، به‌صورت خودجوش و غیررسمی ازسوی جوانان انقلابی و زیرنظر روحانیت انقلابی در مساجد کشور شکل‌گرفته‌بودند، با تدبیر امام خمینی (ره) و شهید مطهری رسمیت‌یافتند؛ درواقع کمیته­ها نیروهای مردمی و خودجوش بودند که مردم، آنها را تشکیل‌داده‌بودند؛ امام، کار مردم را تنفیذکردند و بعد هم دستوردادند برای نظم امور، کمیته­ مرکزی تشکیل‌شود تا نیروهای انتظامی نظم‌بگیرند.

هر نهاد، سازمان و تشکیلاتی، در ابتدای شکل‌گیری، به فرمانده و مسئول نیازدارد؛ سازمان کمیته­های انقلاب باوجوداینکه خودجوش و مردمی بود، از این قاعده مستثنی نبود زیرا کمیته­هایی که در سطح شهر تشکیل‌شده‌بودند، در اجرای برنامه­های انقلابی خود با مشکلاتی روبه­رو بودند و گاهی در عملیات اجرایی با کمیته­های هم‌جوار خود تداخل‌داشتند؛ لذا وجود یک مرکز و انتصاب یک مسئول به‌عنوان سرپرست تمامی کمیته­های انقلاب ضروری‌می­نمود تا بتواند آنها را به‌صورت نظام‌مند‌درآورد و به فعالیت­هایشان انسجامی بیشتر ببخشد؛ در این زمینه، شهید مطهری با ارائه گزارشی، وضعیت موجود را به‌ استحضار امام رساند.

حجت­الاسلام علم­الهدی درباره انتخاب فرمانده کمیته­ها می­گوید: «شهید مطهری، پس از پیشنهاد تشکیل کمیته به امام گفت: کسی‌که برای تأسیس این نهاد، خوب است، آقای مهدوی کنی است» (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با سید احمد علم­الهدی، شماره بازیابی: 14662). در شرایط آن زمان، انتصاب مسئول کمیته، بسیار حساس بود؛ گروهی که طرف‌دار سازمان مجاهدین خلق بودند، اصرارداشتند تا حجت­الاسلام لاهوتی به این سمت منصوب‌شود. آیت­الله مهدوی کنی در کتاب خاطرات خود، نحوه انتخاب فرمانده کمیته را این­گونه شرح‌می­دهد:

امام در آن وقت در مدرسه علوی تشریف‌داشتند. ما با دوستان در روز دهم یا یازدهم اسفند نشسته‌بودیم، ناگهان مرحوم مطهری سراسیمه واردشدند و گفتند: چرا نشسته­اید؟ امکان‌دارد فاجعه­ای رخ‌دهد؛ گفتیم چه شده؟ گفتند: بعضی از این وزرای نهضت آزادی با آقای لاهوتی در محضر امام هستند و امام، حکم فرماندهی نیروهای انقلابی را برای آقای لاهوتی نوشته­اند و قراراست، ساعت 12 از رادیو پخش‌شود و این فاجعه است، ایشان فرمودند: یکی از شماها مسئولیت کمیته­ها را بپذیرید، بعد فکری دیگر می­کنیم؛ به تک‌تک گفتند، شما قبول‌می­کنید؟ تا بالاخره، قرعه­ فال به نام بنده افتاد (خواجه‌سروی، 1385: 227).

درواقع می­توان‌گفت که شهید مطهری علاوه‌بر پیشنهاد تأسیس کمیته­های انقلاب اسلامی، فرمانده آن را نیز به امام خمینی (ره) پیشنهادداد؛ به اعتقاد آیت­الله مهدوی کنی، دلیل پذیرش این امر ازسوی امام (ره) به جهت ایمان و علاقه­ای بود که ایشان به شهید مطهری داشتند.

3-3- نقش کارگزاران در فعالیت­های آموزشی، فرهنگی و تربیتی سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی

در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، هدف از تشکیل سازمان کمیته­های انقلاب، مبارزه با بحران­های نظامی بود اما با گذشت زمان و با مشاهده­ عدم وجود امنیت در حوزه­های اجتماعی، فرهنگی و...، این نهاد، حوزه فعالیت‌های خود را گسترش‌داده، تمام تلاش خود را به‌کارگرفت تا امنیت را در تمامی حوزه­ها به جامعه برگرداند. کارگزاران و نیروهای کمیته، به‌طورگسترده در حوزه­های آموزشی، فرهنگی و تربیتی در کمیته­ها و همچنین در جامعه نقش‌داشتند که در این قسمت به آن پرداخته‌می‌شود.

سازمان کمیته، تشکیلات و سازمانی شبه‌پلیسی، شبه‌نظامی و انقلابی متناسب با شرایط و مقتضیات دوران پرجوش‌وخروش انقلاب بود و مانند هر تشکیلاتی دیگر، به آموزش نیازداشت؛ به همین سبب، کمیته­های انقلاب اسلامی برای ارتقای سطح معلومات و مهارت­های نیروهای پاسدار، دوره­های مختلف آموزشی را دایرمی­کرد. سردار آیت گودرزی، درباره­ آغاز فعالیت­های آموزشی کمیته می­گوید:

پس از انقلاب، تمرکزمان را روی آموزش گذاشتیم. آموزش را از حدود تیرماه سال 1358 آغازکردیم. هفت یا هشت نوع آموزش را هم‌زمان شروع کردیم. دوره­های عمومی به‌صورت سه‌روزه بود که در ولی‌آباد برگزارمی­شد؛ بعدها دوره‌ها به‌صورت یک‌هفته­ای شد؛ سپس آموزش­ها را به پادگان نصر بردیم که حدود یک ماه ادامه پیدا‌کرد لذا اولین دوره­های آموزشی ما درحقیقت، آموزش­های 48ساعته و 72ساعته بود؛ سپس، همین­طور ادامه‌یافت تا دوره­های تخصصی شش‌ماهه و بعد هم دانشکده­ افسری ایجادشد (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با آیت گودرزی، شماره بازیابی: 14897).

در بدو تشکیل سازمان کمیته­ها، نیروهای متخصص در امور نظامی و امنیتی وجودنداشتند لذا کمیته به کمک برخی از نیروهای متدین و انقلابی رژیم سابق به آموزش پاسداران اقدام‌کرد؛ یوسف ترابی در این زمینه می­گوید: «برخی از نیروهای مسلمان و انقلابی قوای مسلح رژیم سابق که دارای تجربه نظامی­گری بودند، درزمینه‌ آموزش نیروهای کمیته به‌ خدمت پرداختند» (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با یوسف ترابی، شماره بازیابی: 14678).

همچنین، ستاد مشترک ارتش، طی دوره­های یک‌ماهه، دوماهه و سه‌ماهه از نیمه­ دوم سال 1358، دوره­های تخصصی شغلی و مهارتی را در قالب بازجویی، تعقیب و مراقبت، جمع­آوری اطلاعات و قفل و کلید برگزارکرد. کلاه­سبزهای ارتش به‌مدت سه سال در سال 1359، دوره­ ویژه­ رهایی گروگان را با هدف تربیت مربی نیز برگزارکردند. از نیروهای کمیته­های انقلاب اسلامی، کسانی بودند که پیش از پیروزی انقلاب، آموزش­های نظامی دیده‌بودند و به آموزش پاسداران می­پرداختند؛ از این موارد می­توان شهید سعید گلاب­بخش معروف به محسن چریک را نام‌برد؛ یوسف ترابی درخصوص فعالیت این شهید بزرگوار و دیگر افراد فعال در این زمینه می­گوید:

از قول یکی از پاسداران بزرگوار کمیته انقلاب اسلامی نقل‌می‌کنم  که‌ شهید سعید گلاب‌بخش که در لبنان، آموزش چریکی دیده‌بود، همراه با بردارش به نیروهای کمیته، سلاح­شناسی و تیراندازی آموزش‌می­داد. او دوره­های ویژه و تخصصی شامل نفوذ و تخریب و دوره­های تربیت مربی نظامی را از تیرماه سال 1358 به‌مدت یک ماه برگزارکرد. از اواسط سال 1358، پادگان نصر تشکیل‌شد و افرادی مانند آقایان حسین صادقی، سیدی، رودباری، غیاثی و... در آن به فعالیت پرداختند؛ در این پادگان، آموزش­های 25‌روزه در موضوع‌های آشنایی با احکام و مسائل اسلامی و شرعی، آموزش قرآن، آموزش سلاح­شناسی، تجسس، پیدا و خنثی‌کردن بمب و مقابله با ترور ارائه‌می­شد (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته‌های انقلاب اسلامی، توسط محقق:3/3/1394).

بعد از آموزش­های ابتدایی، آموزش­های تخصصی هم در پادگان نصر ارائه‌شد؛ به‌تدریج، سازمان و ساختار تشکیلاتی کمیته‌های انقلاب، تغییرهایی پیدامی­کرد. معاونت طرح و برنامه به‌وجودآمد و اقدام‌هایی به‌منظور بهینه­سازی روش­های اجرایی و آموزشی انجام‌شد؛ همچنین اقدام‌هایی در ستاد مرکزی کمیته به‌عمل‌آمد و واحد فرهنگی کمیته به معاونت فرهنگی و آموزشی تغییرنام‌داد؛ یوسف ترابی درخصوص این تغییرها می­گوید:

از سال 1365، معاونت فرهنگی و تربیت‌ بدنی، به معاونت آموزش تبدیل‌شد و حجت­الاسلام الهی و آقای محمد قصری نقشی مهم در شکل­گیری معاونت آموزش کمیته­ انقلاب داشتند؛ به‌عبارتی هرچه از سال 1358 به سمت سال­های 1364 و 1365 می­رویم، ساختار کمیته­ها منسجم­تر می­شود و ساختار علمی منطقی­تری برای انجام مأموریت­ها پیدامی­کند (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با یوسف ترابی، شماره بازیابی: 1468).

کمیته انقلاب اسلامی در کنار فعالیت­های انقلابی، امنیتی و انتظامی و مبارزه با مواد مخدر و... فعالیت­های فرهنگی و تربیتی شایان ‌توجهی برای تقویت امنیت داخلی صورت‌داده‌است. سردار آیت گودرزی دراین‌باره می­گوید:

شاید اولین کار فرهنگی را در کشور، کمیته شروع‌کرد. تمام کمیته‌ها موظف شدند، کار فرهنگی کنند. هرکس درحد بضاعت خودش کارمی­کرد. بالاترین بُعد فرهنگی کمیته را روحانیت به‌عنوان محرک، مُبلّغ و عامل اصلی برعهده‌داشت. ضمن اینکه وجود، هست و ظاهر نیروهای کمیته، بُعد فرهنگی و آموزشی داشت (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با آیت گودرزی، شماره بازیابی:14897).

یوسف ترابی نیز بر نقش علما و روحانیان تأکیدمی­کند و معتقد است، بخشی از کارگزاران و اعضای کمیته­ها که از حوزه­های علمیه آمده‌بودند، در مسائل فرهنگی و تربیتی نقشی مهم برعهده‌داشتند؛ درواقع می­توان‌گفت که نقش روحانیت در کمیته، بیشتر نقش هدایتی و فرهنگی بود؛ به‌طورمثال اینکه ارزش­ها و احکام شرعی در مأموریت­ها رعایت‌شود و پاسداران در مواجه با ضدانقلاب و مردم دچار گناه نشوند؛ حضور روحانیان باعث می­شد در این مسائل، نوعی فرهنگ­سازی صورت‌گیرد و همچنین، نیروهای انسانی، تربیتی خوب پیداکنند (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته­های انقلاب اسلامی، توسط محقق:3/3/1394).

برخی از زندانیان سیاسی مسلمان  نیز که با پیروزی انقلاب اسلامی از زندان­ها آزاد شده‌بودند به دلیل پیشینه­ مبارزاتی، تجربه­هایی گران‌بها درزمینه مسائل اطلاعاتی، امنیتی و عملیاتی داشتند و علاوه‌بر فعالیت در معاونت­های اطلاعات و عملیات، معاونت پشتیبانی و تدارکات، در معاونت فرهنگی نیز بسیار فعالیت‌می­کردند؛ کسانی مانند «احمد احمدی فصیح‌، سید علی بهشتی‌، مهندس خالدی، مهندس الویری، علی قنادها، عزت مطهری (عزت شاهیمجتبی ثبوت،‌، سعید گلاب­بخش  و برادرشان دکتر گلاب‌بخش (محسن چریک)» از این دسته‌اند (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با یوسف ترابی، شماره بازیابی: 14678). ترابی درباره گروه‌هایی که در کمیته­های انقلاب اسلامی به فعالیت فرهنگی می­پرداختند، می­گوید:

کارهای فرهنگی در کمیته‌های انقلاب اسلامی با محوریت روحانیت انجام‌می‌گرفت و برخی از دانشجویان متدین و فاضل نیز در این زمینه نقش‌داشتند افرادی مانند‌ دکتر گلاب‌بخش، مهندس خالدی، مجتبی ثبوت، آقای وزیری و حجت‌الاسلام آل اسحاق در امور فرهنگی و تقویت باورهای دینی و اعتقادی، نقشی مهم داشتند و در ستاد مرکزی کمیته انقلاب اسلامی آیت‌الله مهدوی کنی  کلاس اخلاق و برخی دروس کلامی را برای پاسداران برگزارمی‌کردند و حضور شخصیت‌هایی بزرگوار مانند حجت‌الاسلام‌والمسلمین باقری کنی که بسیار ساده‌زیست و خاکی بوده، نفوذ معنو.ی خاصی در میان پاسداران داشت، تأثیرهای تربیتی بسیار مهمی بر پاسداران کمیته‌ها گذاشته‌بود (یوسف ترابی، مصاحبه درخصوص کمیته‌های انقلاب اسلامی، توسط محقق:3/3/1394).

شایان اشاره است که در این شرایط، حضور تعدادی قابل‌توجه از استادان و دانشجویان دانشگاه­های کشور از رشته­های مختلف فنی‌ومهندسی، پزشکی و علوم انسانی در کمیته­های انقلاب اسلامی که از دانش و بینش بالای اجتماعی و سیاسی، بهره‌مند بودند، زمینه­ساز ارتقای سطح بالای آموزشی و تربیتی در میان نیروهای انسانی انقلابی و ایثارگر بود (بختیاری و ترابی، 1385: 224).

نتیجه­گیری

در این پژوهش به مطالعه زمینه­های فکری، ساختاری و کارگزاری ایجاد سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی پرداخته‌شد. به‌طورکلی، انقلاب­ها مستلزم پشتوانه‌ای فکری و نظری هستند تا بتوانند پس از پیروزی انقلاب، نظام سیاسی مطلوب خود را بسازند. بدیهی است ایدئولوژی تشکیل نظام سیاسی و سازمان­ها و نهادهای انقلابی، در ایدئولوژی انقلاب ریشه‌دارد؛ لذا برای بررسی زمینه­های فکری و ایدئولوژیک سازمان­های انقلابی باید به ایدئولوژی انقلاب مراجعه‌کرد. درواقع، سازمان­های انقلابی، زاییده انقلاب هستند؛ بنابراین، ایدئولوژی سازمان­های انقلابی، همان ایدئولوژی انقلاب است.

امام خمینی (ره) به‌عنوان بزرگ‌ترین ایدئولوگ انقلاب اسلامی و افرادی دیگر مانند استاد مرتضی مطهری و دکتر علی شریعتی، ساختن و پرداختن به ایدئولوژی انقلاب اسلامی را انجام‌دادند. ایدئولوگ­های انقلاب اسلامی ایران برای طرح ایدئولوژی انقلابی از منابع قرآنی و روایات ائمه­ معصوم استفاده‌کردند؛ آنها جنبه­ بالقوه سیاسی دین اسلام و مذهب تشیع را به‌فعلیت‌درآوردند. عدالت­طلبی، جهاد، ایثار و شهادت، انجام فریضه­ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، ازجمله عناصری بود که با استفاده از منبع غنی قرآن و روایات ائمه، مبنای ایدئولوژی انقلاب اسلامی قرارگرفت.

در بررسی تأثیر زمینه­های ساختاری بر ایجاد سازمان کمیته­ها، حمایت و مخالفت نهادها و گروه­های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مطالعه‌شد. نهاد رهبری برای حفظ زحمات مردم انقلابی، فرمان تأسیس سازمان­هایی مختلف ازجمله سازمان کمیته­ها را صادرکردند و طی مراحل تشکیل و گسترش این سازمان نیز همیشه و در همه حالات، حمایت خود را دریغ‌نکردند. شورای انقلاب که در حکم مجلس کشور قرارداشت، به‌صورت مستقیم در تشکیل و سازماندهی کمیته­های انقلاب نقشی‌نداشت (زیرا کمیته­ها بسیار سریع و بی‌درنگ، پس از پیروزی انقلاب تشکیل‌شدند) اما نقش برخی اعضای شورای انقلاب ازجمله شهید مطهری را در ایجاد کمیته انقلاب اسلامی و انتخاب فرماندهی آن نمی‌توان‌انکارکرد. دولت موقت که پس از پیروزی انقلاب اسلامی با ریاست مهندس بازرگان فعالیت خود را آغازکرد، ابتدا با شکل­گیری کمیته­ها مخالف نبود اما پس از مدتی، به بهانه­های مختلف ازجمله بی­نظمی نیروها، با  کمیته‌های انقلاب اسلامی مخالفت‌می­کرد.

درخصوص احزاب و گروه­های سیاسی با توجه به اینکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، احزاب و گروه­های سیاسی زیادی وجودنداشتند، لذا فقط به دو گروه مجاهدین انقلاب اسلامی و جامعه­ روحانیت مبارز که اعضای آنها بیشترین نقش را در ایجاد کمیته برعهده‌داشتند، اشاره‌شد. بسیاری از اعضای فعال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در کمیته عضوشدند و اعضای جامعه­ روحانیت مبارز نیز در تشکیل کمیته­ها بسیار نقش ایفاکردند چنان­که فرماندهان مناطق چهارده­گانه­ شهر تهران، همه از روحانیانِ عضوِ جامعه­ روحانیت مبارز بودند.

ساختار اجتماعی و فرهنگی کشور، شامل «دانشگاه­ها، حوزه علمیه، تشکل­­های فرهنگی و اجتماعی، مساجد و... » در ایجاد سازمان کمیته­ها مؤثر بودند؛ اعضای این نهادهای فرهنگی و اجتماعی، مانند طلاب و روحانیان حوزه علمیه، دانشجویان و استادان دانشگاه­ها و... در مراحلی از تشکیل و سازماندهی این سازمان انقلابی، نقشی شایان ایفاکردند.

درخصوص مباحث کارگزاری، این نتیجه حاصل‌شد که کمیته­های انقلاب اسلامی، نیرویی خودجوش و متشکل از مردم بودند که اقشاری مختلف در آنها شرکت‌داشتند اما این علما و نخبگان علمی و سیاسی بودند که به‌عنوان کارگزار، کمیته­ها را سازماندهی و این سازمان انقلابی را با وجود ناملایمات فراوان حفظکردند. شهید مطهری، یکی از کارگزاران اصلی کمیته­ها بود که نه‌تنها در ساختن و ترویج ایدئولوژی انقلاب اسلامی، نقش بسیاری ایفاکرد، بلکه پس از پیروزی نیز از امر هدایت انقلاب فروگذاری‌نکرد؛ او با پیشنهاد تشکیل کمیته­های انقلاب اسلامی و همچنین پیشنهاد شایسته­ترین فرمانده برای این سازمان انقلابی، خدمات زیادی به انقلاب عرضه‌کرد.

با توجه به اینکه نیروهای کمیته، افراد عادی جامعه بودند و هیچ­گونه آموزش نظامی و سیاسی ندیده‌بودند، برای آنها کلاس­های آموزشی نظامی دایرشد و نیروهایی این کار را انجام‌می‌دادند که دوره‌های چریکی و نظامی را گذرانده‌بودند؛ همچنین از نیروهای انقلابی ارتش رژیم پیشین کمک‌گرفته‌می­شد. کارگزاران کمیته در کنار آموزش­های نظامی و امنیتی، فعالیت­های فرهنگی و تربیتی نیز انجام‌می‌دادند. آیت­الله مهدوی کنی به‌عنوان فرمانده کمیته مرکزی و مسئولان کمیته­های چهارده­گانه تهران که همه روحانی بودند، در انجام فعالیت­های فرهنگی، نقشی شایان ایفاکردند؛ همچنین، زندانیان سیاسی رژیم سابق در این زمینه نقش‌داشتند.

سرانجام با همه­­ موافقت­ها و مخالفت­ها، سازمان کمیته شکل‌گرفت، ساختار قانونی پیداکرد، برای آن اساسنامه تصویب‌شد و در آن، دفاتر و معاونت­های مختلف برای رسیدن به اهداف تشکیل‌شدند. سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی پس از انجام خدمات گسترده درزمینه­های مختلف در سال 1370 با سازمان­های ژاندارمری و شهربانی ادغام‌شده، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران را به‌وجودآوردند.

- اخوان مفرد، حمیدرضا (زمستان 1380)؛ «ایدئولوژی انقلابی، امام خمینی، احیای تشیع»، فصلنامه قبسات؛ ش 22.

- بختیاری، حسین و یوسف ترابی (1385)؛ سیر تاریخی آموزش عالی پلیس در ایران تا 1370؛ تهران: دانشگاه علوم انتظامی ناجا.

- ترابی، یوسف و سید احسان رحمانی (پاییز 1386)؛ «کمیته انقلاب اسلامی تجربه­ای مهم در سپهر پلیس جامعه­گرا و مردمی»، فصلنامه دانش انتظامی؛ ش 35.

- حسین­زاده، علی حسین (1374)؛ بررسی کارکردهای اجتماعی دین در اندیشه­های امام خمینی (ره) و دکتر شریعتی، پایان­نامه کارشناسی‌ارشد.؛ نهران: تربیت مدرس، دانشکده علوم اجتماعی.

- خواجه‌سروی، غلامرضا (1385)؛ خاطرات آیت­الله مهدوی کنی؛ چ 1، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

- رحیمی، حسین (شهریور 1361)؛ «انقلاب اسلامی و نهادهای انقلابی»، نشریه دانشگاه انقلاب؛ ش 15.

- سعیدی، مهدی (1385)؛ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (از تأسیس تا انحلال 1358-1365)؛ چ 1، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

- شریعتی، علی (1361)؛ بازشناسی هویت ایرانی-اسلامی؛ تهران: الهام.

- ________ (1372)؛ مجموعه آثار: جهان‌بینی ایدئولوژی؛ ج 23، تهران: شرکت سهامی انتشار.

- قاسمی، حاکم (1383)؛ «نقش نخبگان در فرایند تصمیم­سازی و تصمیم­گیری»، فصلنامه اندیشه انقلاب اسلامی؛ ش 11 و 12.

- کردی، علی (1386)؛ جامعه­ روحانیت مبارز تهران از شکل­گیری تا انشعاب؛ چ 1، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

- مجتبی­زاده، عبدالکاظم (زمستان 1381)؛ «سه متفکر معاصر و دانشجویان: امام خمینی (ره)، استاد مطهری، دکتر شریعتی»، فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی؛ سال ششم، ش 15.

- مرکز اسناد انقلاب اسلامی (زیر نظر جواد منصوری) (1393)؛ تاریخ شفاهی تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

- ملکوتیان، مصطفی (پاییز 1381)؛ «انقلاب از آغاز تا فرجام: مروری بر ویژگی­های هفت‌گانه مشترک انقلاب­ها»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران؛ ش 57.

- مهری، فرشید (1383)؛ مساجد بازار تهران در نهضت امام خمینی (ره)؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

- میردار، مرتضی (1385)؛ خاطرات حجت‌الاسلام‌والمسلمین ناطق نوری؛ چ 2، ج 2؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

- ناظمی اردکانی، مهدی (1386)؛ «تجربه مدیریت نهادهای انقلاب اسلامی به‌عنوان سازمان‌هایی نوین، الگویی برای مهندسی فرهنگی سازمان­ها»، فصلنامه مصباح؛ سال شانزدهم، ش 70.

2- اسناد

- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با سید احمد علم­الهدی، شماره بازیابی: 14662.

- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با یوسف ترابی، شماره بازیابی: 14678 و 1468.

- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با سردار آیت گودرزی، شماره بازیابی: 14897.

- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با نصرالله لک، شماره بازیابی: 14677 و 14676.

3- مصاحبه

-      ترابی، یوسف. مصاحبه درخصوص سازمان کمیته­های انقلاب اسلامی، تاریخ 3/3/1394.

 

- Weber, Max (1947), The Theory of Social and Economic Organization, trans. A. M. Henderson and T. Parsons, New York, Oxford University Press; New York, Free Press(pkb), 1964, First published in German in 1922.