همگرایی و واگرایی پارادایمی احزاب و فعالان حزبی (مطالعه موردی حزب کارگزاران، موتلفه اسلامی، روحانیت مبارز)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 . استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه شیراز

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه شیراز

3 استاد گروه جامعه شناسی دانشگاه شیراز

چکیده

در حال حاضر یکی از ارکان توانمندی نظام سیاسی یک کشور وجود احزاب در عرصه سیاست است. احزاب به خصوص در کشورهای توسعه یافته تا کنون  به خوبی عمل نموده اند؛ زیرا نوعی همگرایی بین جهان بینی سیاسی حزب و فعالان حزبی دراین جوامع وجود دارد که فرایند توسعه سیاسی را هموارتر می کند. لذا پژوهش حاضر تلاشی به منظور تحلیل و مقایسه مبانی فکری و پارادایمی احزاب با مصاحبه های  فعالان سه حزب مطرح بعد از انقلاب (موتلفه اسلامی، روحانیت مبارز، کارگزارن) است. جامعه آماری پژوهش تمام احزاب ثبت شده در وزارت کشورتا سال 97 می‌باشد که سه حزب طبق نظرنخبگان انتخاب گردیده اند. روش بررسی ، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد جهت دار (تلخیصی) است که از نرم افزار maxqda 12(2018)  برای تحلیل استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که مرامنامه های احزاب با مفاهیم مستخرج از مصاحبه ها فعالان حزب همراستا نیست و علاوه بر آن شاهد خلط پارادایمی گسترده ای در مرامنامه و مصاحبه فعالان حزبی هستیم که هیچ کدام از احزاب مبانی فکری و پارادایمی مشخصی استفاده ننموده اند. مفاهیم مستخرج از سه حزب مورد بررسی حزب کارگزاران در مرامنامه بیشتر بر رویکرد اثباتی تاکید دارد؛ اما در مصاحبه با فعالان حزبی کارگزاران سهم رویکرد تفسیری بیشتر است.در حزب موتلفه اسلامی شرایط برعکس حزب کارگزاران است؛ سهم پارادایم اثباتی در مرام نامه کمتر از مصاحبه است.در تشکل روحانیت مبارز[1] نیز سهم تفسیری در مرامنامه برعکس مصاحبه های صورت گرفته است. همچنین در احزاب و تشکلات مورد بررسی هر سه احزاب از ترکیبی از پارادایم های موجود استفاده کرده اند و هیچ یک به صورت مشخص و شفاف از یک پارادایم بهره نبرده اند؛ خلط پارادایمی در مصاحبه و مرامنامه‌های احزاب وجود دارد. البته مبانی فکری استفاده شده در احزاب  داخلی بیشتر دارای رویکردی سکولار هستند که با مفاهیم مدعی نظام اسلامی واهداف فکری و عملی  انقلاب اسلامی سازگار نیست



[1] . تشکل سیاسی روحانیت مبارز با توجه به ویژگی‌هایی که نخبگان سیاسی پیرامون حزب بودن مدنظر دارند؛ می‌تواند جز احزاب قرار گیرد زیرا مختصات حزب بودن را دارا می‌باشد اما خود تشکل روحانیت مبارز با وجود تاثیر‌گذاری سیاسی در سطوح کلان و دارا بودن مختصات حزبی اقدامی جهت ثبت شدن در قالب حزب در وزارت کشور ندارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Paradigmatic Convergence and Divergence of Party and Party Activists

نویسندگان [English]

  • mansoor tabiee 1
  • sina aminizadeh 2
  • mohamad taghi iman 3
1 university of shiraz
2 university of shiraz
3 university of shiraz
چکیده [English]

At present, one of the pillars claimed to be capable of empowering a country's political system is the existence of political parties. Parties, especially in countries with a secular worldview, have so far performed well because there is a convergence of political worldview between the party and party activists in the community that facilitates the process of political development from the point of view of Western scholars. This research is an attempt to analyze and compare the parties' intellectual and paradigmatic foundations with the interviews of the activists of the three post-revolutionary parties (mitalefe eslami, kargozaran, rohaniat mobarez ). The statistical population of the study is all parties registered in the Ministry until 1397. The two parties were elected according to elite opinion. The method of analysis is qualitative content analysis by maxqdo 12 software. The results show thatThe results show that the party document is not in line with the interviews with party activists and We see the paradigmatic confusion in the document and the interview of the party activists. None of the parties has used a specific paradigm. Of course, the intellectual foundations used in the parties all have a secular approach that is incompatible with the notions of the Islamic system and the intellectual and practical aims of the Islamic Revolution.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: Parties. Content Analysis
  • kargozaran
  • motalefe eslami
  • rohaniat mobarez
-        ایوبی، ححجت الله (1379). پیدایش و پایایی احزاب سیاسی غرب .تهران، ایران : نشر سروش.
-    بشیریه، حسین (1374)  دولت عقل ،تهران، نشرعلم نوین، شناسنامه احزاب و تشکل‌های جمهوری اسلامی ایران.(1377)، اداره کل سیاسی کشور، دبیرخانه کمسیون ماده 10 احزاب، تهران، ایران : انتشارات کمیل، چاپ اول،
-        ایمان، محمدتقی (1392)، ارزیابی پارادایمی برنامه توسعه جمهوری اسلامی، ایران، تهران :نشر حوزه و دانشگاه.
-        میرمحمد، داود (1380) «رهیافت نظری تحلیل رقابت سیاسی و وفاق اجتماعی در ایران».مجله مطالعات ملی.3(9).99-72.
-        غیاسی، محمد (1395)، «توسعه سیاسی و جامعه شناسی سیاسی در بستر تحولات اجتماعی» مجله  پژوهش ملل، 2(14).20-35. 
-    نقیب زاده، احمد، سلیمانی، غلامعلی (1388)، «نوسازی سیاسی و شکل‌گیری احزاب در جمهوری اسلامی ایران». مجله سیاست.14(12)، 347- 368.
-        شادلو، عباس (1396).مبانی نظری احزاب سیاسی، تهران.ایران:نشر وزرا .
-    معینی پور، مسعود  (1388)، «بررسی تطبیقی الگوی توسعه سیاسی هانتینگتون با الگوی رشد سیاسی در جامعه مهدوی»، مجله مشرق موعود، 3(12)، 79-106.
-    مرتضویان، سید علی .(1395).« مشارکت سیاسی و نهاد مندی احزاب توده‌گرا در کشورهای جهان سوم»، مطالعات روابط بین ملل، 9(36)، 139- 164.
-        قلجی، حمید (1393)، «بازشناسی ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران بر اساس نظریه زمینه‌ای»، رهیافت انقلاب اسلامی ،8(29)، 43- 66.
-        Bartolini, Stefano. & Mair, Peter. (2001). Challenges to contemporary political parties. Political parties and democracy327.
-        Forman, Jane. & Damschroder, Laura. (2007). Qualitative content analysis. In Empirical methods for bioethics. pp. 39-62.
-        Ockey, James. (2003). Change and continuity in the Thai political party system. Asian Survey43(4), 663-680.
-        Benoit, Kenneth. & Laver, Michael. (2007). Estimating party policy positions: Comparing expert surveys and hand-coded content analysis. Electoral Studies26(1), 90-107.
-        Bourdieu Pierre. (1991) Language and Symbolic Power, Cambridge: Harvard University Press.
-        Bouredieu Pierre. (1996) The State Nobility. Elite Schools in the Field of Power, Cambridge: Polity Press.
-        Diamond, Larry. & Gunther, Richard. (Eds). (2001). Political parties and democracy. JHU Press.
-        Charlot, Jean. (1971). Le phénomène gaulliste. Allen & Unwin Australia p 63-65.
-        Duverger, Maurice. (1965). Institutions politiques. Presses Universiteires de France.p608.
-        Duverger, Maurice. & Stevenson, J. (1955). Droit constitutionnel et institutions politiques (p. 67). Presses universitaires de France.
-        Eldersveld, Samuel. J. (1964). Political parties: A behavioral analysis.p613.
-        Farrell, David. M. & Webb, Paul. (2000). Political parties as campaign organizations. Parties without partisans: Political change in advanced industrial democracies, 102-128.
-        Horowitz, Donald. L. (2001). Ethnic groups in conflict, updated edition with a new preface. Univ of California Press.pp294.
-        Ignazi, Piero. (1996). The crisis of parties and the rise of new political parties. Party Politics2(4), 549-566.
-        Lawson, Kay. & Merkl, P. H. (Eds). (2014). When parties fail: emerging alternative organizations. Princeton University Press.
-        Park, Junpyo. (2018). Changes in political party systems arising from conflict and transfer among political parties. Chaos: An Interdisciplinary Journal of Nonlinear Science28(6), 061105.
-        Ringel, Leopold. (2018). Unpacking the Transparency-Secrecy Nexus: Frontstage and backstage behaviour in a political party. Organization Studies, 0170840618759817.
-        Rokkan, Stein. (2009). Citizens, elections, parties: Approaches to the comparative study of the processes of development. ECPR Press.p470.