سیاست خارجی و مواضع دولت ایران و دولتهای عربی در قبال جنگ سی و سه روزه لبنان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه شاهد

2 کارشناسی ارشد جامعه شناسی انقلاب اسلامی دانشگاه شاهد

چکیده

هدف نوشتار حاضر بررسی مواضع و دیدگاه‌های دولت ایران و دولت‌های عربی در قبال جنگ سی و سه‌ روزه لبنان است. در این جنگ که آمریکا و پشتیبانان غربی رژیم صهیونیستی پیروزی بر حزب‌الله را در ظرف مدت یک هفته پیش‌بینی‌می‌کردند؛ دفاع حساب‌شده حزب‌الله سی و سه روز ادامه‌یافت و رژیم تا دندان ‌مسلح صهیونیستی مجبور به پذیرش شکست شد. در این ‌میان دولت‌های منطقه مواضع متفاوتی را اتخاذ‌کردند. در این‌ راستا بر مبنای نظریه سیاست خارجی و سیاست‌گذاری بین‌المللی روزنا و با روش تحلیل اسنادی ابعاد و کم و کیف این جهت‌گیری‌ها بررسی و برای جمع‌آوری داده‌ها به منابع و مراجع مختلف قابل دسترس مراجعه‌شده‌است. نتایج نشان‌می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران سیاست خارجی خود را بر مبنای ویژگی‌های محیط داخلی و خارجی و جهت‌گیری ایدئولوژیکی خاص خود، به حمایت از مقاومت اسلامی در زمینه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، تبلیغاتی و... در کل منطقه خاورمیانه اعلام‌کرده‌است. از میان کشورهای عربی مواضع شش کشور که نقش بارزتری را در جریان جنگ سی و سه روزه لبنان داشتند انتخاب شدند. مثلث عربستان سعودی، مصر و اردن در جبهه مخالف لبنان دسته‌بندی می‌شوند که با امید به پیروزی رژیم صهیونیستی و آمریکا و حمایت از آنها، به مخالفت با لبنان و جبهه‌گیری پرداختند، اما در کنار اینها کشورهایی مانند سوریه، قطر و یمن از لبنان حمایت‌کردند. موضع‌گیری رسمی و دیپلماتیک، تبلیغاتی و دینی، فتواهای صادرشده از جانب اعراب و ... ازجمله مواضعی است که بدان اشاره‌می‌شود.

کلیدواژه‌ها


آنچه طی سی و سه روز میان رژیم صهیونیستی و لبنان اتفاق‌افتاد یک درگیری ساده نبود جنگ بود؛ جنگی در ابعاد وسیع منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای که به دنبال خود واکنش‌ها، مواضع و نتایج گسترده‌ای را به‌همراه‌داشت. بنابراین ارزیابی در ابعاد گسترده را می‌طلبد. با وجود جنگ‌های گوناگون رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی و همسایگان خود، جنگ سی و سه روزه لبنان از ویژگی‌های منحصربه‌فردی برخوردار است. این جنگ به دلیل گستردگی و مدت طولانی آن به جنگ ششم معروف است و هزینه‌های سنگین و قابل‌ملاحظه‌ای را برای طرفین برجای‌گذاشت. جنگ ششم به تحولات و ایجاد معادلات جدیدی در سطح لبنان، منطقه و جهان موجب شد.

بنابراین جنگ سی و سه روزه و مقاومت حزب‌الله در برابر رژیم صهیونیستی، نقطه عطفی در تحولات و رویدادهای منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود و تأثیر و تأثراتی را در منطقه و جهان برجای‌گذاشته‌است. علاوه بر عملکرد کشورهای جهان، مواضع دولت‌های منطقه که به‌نوعی دارای اشتراکاتی با لبنان هستند در جریان این جنگ حائز اهمیت است، چراکه در کنار الزاماتی چون پیمان مشترک عربی و مسائل اخلاقی که کشورهای عربی را در قبال کشور همسایه متعهد‌می‌سازد؛ امنیت ملی عربی، منافع ملی مشترک و موازنه‌های منطقه‌ای حکم می‌کرد که این کشورها موضع واحدی در برابر رژیم صهیونیستی اتخاذ کند. در پرتو این الزامات قانونی، اخلاقی و عملی، این دولت‌ها باید حداقل در همکاری با لبنان و پشتیبانی سیاسی و اقتصادی از این کشور به‌منظور مقاومت و مقابله با دشمن صهیونیستی کوتاه‌نمی‌آمدند (عبده و رسولی، 1389: 3-2).

بررسی و درک دیدگاه‌ها و مواضع دولت‌های منطقه در قبال جنگ سی و سه روزه لبنان از اهمیت زیادی برخوردار است، چراکه به‌طور مسلم می‌تواند آینده کل خاورمیانه را در میان‌مدت و درازمدت تحت‌تأثیر قراردهد. به‌علاوه مواضع اتخاذ‌شده تأثیرات قابل‌توجهی بر مؤلفه‌های قدرت در داخل کشورها و نیز در روابط منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برجای‌می‌گذارد.

این نوشتار بر آن است تا به این مسئله بپردازد که سیاست خارجی و مواضع دولت ایران و دولت‌های عربی در قبال جنگ سی و سه روزه لبنان چگونه بوده و چه نتایجی را به‌همراه‌داشته‌است؟ بر این اساس پس از بررسی مختصر جهت‌گیری رفتاری دولت‌ها در قالب نظریه سیاست خارجی روزنا که کلیت موضع و رویکرد این دولت‌ها را مشخص‌می‌سازد، به تفکیک ابعاد مختلف موضع‌گیری آنها در قبال جنگ سی و سه روزه لبنان بررسی می‌شود.

الف- مبانی نظری

ازآنجاکه مواضع دولت‌ها برآمده از سیاست خارجی آنهاست، بنابراین سیاست خارجی دولت‌های موردنظر بر اساس نظریه‌ها و مدل‌های سیاست خارجی تبیین‌می‌شود. سیاست خارجی عبارت‌است از یک استراتژی یا یک رشته اعمال ازپیش‌طرح‌ریزی‌شده به‌وسیله تصمیم‌گیرندگان حکومتی، که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بین‌المللی است. سیاست خارجی می‌تواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت‌ها باشد (مقتدر، 1358: 132-131). هالستی در تعریف سیاست خارجی به اقدامات یک دولت در قبال محیط خارجی و شرایط داخلی مؤثر بر اقدامات یادشده می‌پردازد و سیاست خارجی را دربرگیرنده مقاصد و ارزش‌ها می‌داند، به نظر او کسانی که از سوی یک جامعه تصمیم‌می‌گیرند این عمل را بدان دلیل انجام‌می‌دهند که محیط داخلی و خارجی را دگرگون‌سازند یا آن راحفظ‌کنند و یا قواعد و ساختارها را که به یک مجموعه خاص روابط مربوط می‌شود تنظیم‌کنند (هالستی، 1373: 32).

در این زمینه روزنا با عنایت به پیوند میان محیط داخل و خارج به انواع متغیرهای مؤثر در شکل‌گیری سیاست خارجی توجه‌کرده‌است و پنج دسته از متغیرها را نام‌می‌برد که به‌عنوان عوامل شکل‌دهنده رفتارها در سیاست خارجی مطرح‌اند که عبارت‌اند از: متغیر ویژگی‌های فردی رهبران، متغیر نقشی، متغیر حکومتی، متغیر اجتماعی و متغیر سیستمی (قاسمی، 1386: 445).

وی سعی در دستیابی به مفهوم مناسب برای برقرار‌کردن ارتباط میان محیط و سیاست خارجی دارد. بهترین ابزار، مفهوم تغییر است. صرف دسته‌بندی به معنای مفهوم‌سازی نیست. دانستن اینکه محیط خارجی یک جامعه از سیستم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیرونی تشکیل‌شده‌است، به معنی دانستن اینکه چگونه آن جامعه ممکن است به آنها پاسخ‌دهد، نخواهدبود.

تغییر نیز با توجه به تغییرات ایجادشده در مقامات و مستخدمان، رهبران حکومتی و نقش‌ها و نیز محیط اندازه‌گیری می‌شود. حال تغییر در جامعه و محیط آن ممکن است بسیار زیاد و یا کم باشد و بدین ترتیب وی تغییرات را برحسب میزان آنها به‌صورت زیاد یا کم دسته‌بندی‌می‌کنند. حال هر دو نوع تغییر می‌تواند در داخل یا خارج اتفاق‌افتد و به این ترتیب چهار نوع اساسی از چهارچوب محیطی به‌وجودمی‌آید که هریک به سیاست خارجی متمایزی شکل‌می‌دهد.

1- الگوهای رفتار سیاست خارجی

با توجه به چهار نوع چهارچوب محیطی چهار الگوی متفاوت از رفتار سیاست خارجی تشخیص‌داده‌می‌شود که به‌ترتیب: عادی، سرزنده، با تدبیر و متشنج نامیده‌‌‌می‌شود:

1-1- الگوی عادی

به شرایطی اشاره‌دارد که در آن درجه تغییر و تحولات داخلی و خارجی کم است و با کم‌بودن تغییرات داخلی و خارجی، فرایندهای تصمیم‌گیری روزمره حکومت‌ها برای مواجه‌شدن با امور داخلی و خارجی کفایت‌می‌کند. مقام‌های عالی‌رتبه به تدبیر درباره مناسب‌ترین پاسخ به تقاضاهای داخلی و فشارهای خارجی نیازی‌ندارند.

1-2- الگوی با تدبیر

پاسخ به شرایطی است که تغییرات داخلی در سطح پایین است و اما در مقابل تغییرات خارجی بسیار بالاست و به سبب عدم تحمیل تقاضاهای داخلی بر حکومت، مقام‌های مربوط می‌توانند به‌صورت دقیقی نحوه کنش در برابر تغییرات خارجی را بررسی‌کنند.

1-3- الگوی سرزنده

برای توصیف رفتار سیاست خارجی در شرایطی به‌کارمی‌رود که تغییر و تحولات داخلی زیاد و تغییرات و تحولات خارجی پایین است و بدین‌سبب درجه بالای تغییر در داخل به تقاضاهایی منجرمی‌شود که مقام‌های مربوط بایستی برای تغییر محیط و سازگار‌کردن آن با ساختارهای اساسی جامعه، سریع و با توان کافی عمل‌کنند.

1-4- الگوی متشنج

شرایطی است که در آن تغییرات داخلی و خارجی در سطح بالایی قراردارند و رهبران حکومتی بایستی به‌طور سریع به تقاضاهای داخلی و فشارهای خارجی پاسخ مناسب دهند. این الگو خود سرچشمه اولیه تنش در سیستم بین‌‌المللی است (قاسمی، 1389: 443-444).

بر این اساس، در صورت برقراری ارتباط میان دو محیط داخل و خارج این چهار نوع رفتار شکل‌می‌گیرد که با عنایت به عنصر شدت تغییر در هر دو سطح داخلی و خارجی آنها را به شکل زیر می‌توان‌نشان‌داد:

جدول 1- چارچوب محیطی سیاست خارجی

تغییرات خارجی

تغییرات داخلی

کم

زیاد

 

سرزنده

متشنج

زیاد

عادی

باتدبیر

کم

منبع: (قاسمی، 1389: 443)

به‌طور کلی سمت‌گیری کشورها در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌المللی محصول محیط راهبردی است که در درون آن به کنش راهبردی اقدام‌می‌کند. محیط مذکور با ویژگی‌های خاص خود نوع الگوی رفتاری کشورها را مشخص‌می‌کند. ازجمله ویژگی کلی چنین محیطی ثبات راهبردی در درون آن است. مدل سیاست خارجی بر اساس این فرض شکل‌می‌گیرد که سمت‌گیری سیاست خارجی کشورها در عرصه روابط بین‌الملل محصول تعامل دو محیط داخلی و خارجی است.

درحقیقت الگوهای رفتاری از متغیرهای مهم در سیستم روابط بین‌الملل محسوب می‌شوند. بنابراین این سؤال مهم است که علل شکل‌گیری الگوهای رفتاری کدام‌اند؟ در سیر شکل‌گیری الگوهای رفتاری، پیوند بین سطوح خرد و کلان از متغیرهای مهم و مورد توجه است که می تواند نحوه تصمیم‌سازی دولت‌ها را تشریح‌کند.

از پیوند و کنش متقابل بین محیط داخلی و خارجی نوعی ثبات یا بی‌ثباتی استراتژیک حاصل‌خواهدشد که در شکل شماره 1 نشان‌داده‌شده‌است. در این شکل به خوبی می‌بینید که وقتی رفتار استراتژیکی ناشی از محیط داخلی و خارجی کشورها بی‌ثبات باشد، نوعی الگوی رفتاری وابسته شکل‌خواهدگرفت. زمانی که در محیط داخل و خارج هم‌زمان ناآرامی و آشوب وجودداشته‌باشد و یا حتی حالت بی‌ثباتی و ناآرامی فقط در محیط داخل وجودداشته‌باشد، این الگوی رفتاری نقش می‌بندد. اما زمانی که آرامش نسبی در داخل و خارج به‌طور هم‌زمان و یا باثباتی حداقل در محیط داخلی به‌وجودآید و میزان تغییرات و فشارهای وارده اندک باشد ثبات استراتژیک حاصل‌خواهدشد که نتیجه این استراتژی سیاست‌گذاری با ثبات خواهدبود.

شکل1- محیط استراتژیک سیاست خارجی

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: نگارنده

2- رفتارهای سیاست خارجی

روزنا سرانجام به این نتیجه‌می‌رسد که با توجه به دو محیط داخل و خارج و پیوند میان آنها، چهار نوع رفتار انطباقی خارجی را از طرف بازیگران صحنه سیاست بین‌الملل می‌توان تشخیص‌داد که عبارت‌اند از:

2-1- انطباق رضایت‌مندانه

وقتی است که تقاضاهای خارجی بیش از تقاضاهای داخلی حساسیت‌یافته و در نتیجه در چنین موقعیتی چون واحد مذکور با خطر داخلی مواجه‌نیست، خشنودانه تن به انطباق‌می‌دهد.

2-2- انطباق طغیانگرایانه

هنگامی است که تقاضای داخلی بر تقاضای خارجی تقدم‌می‌یابد. در چنین موقعیت اقدام انطباق‌‌‌گرایانه فقط صرف حفظ ساختارهای ضروری نظام می‌شود.

2-3- انطباق محافظتی

که هر دو دسته از تقاضاهای داخلی و خارجی در حدی گسترده حساسیت‌می‌یابند؛ این وضعیت مشخصه بیشتر اجتماعاتی است که دامنه حوادثشان تمامی جوانب زندگی را دربرمی‌گیرد.

2-4- انطباق ارتقایی

که هر دو نوع تقاضاهای داخلی و خارجی از حساسیت خاصی برخوردار نیستند و در اینجا سیاستگذاران خود را قادرمی‌بینند که سناریوهای لازم را برای پاسخ‌گویی به نیازهای سیستم ترسیم‌کنند (قاسمی، 1388: 444-445).

بر این مبنا به خوبی می‌توان با تشریح محیط‌های داخل و خارج کشورهای مورد مطالعه، این تحقیق سیاست خارجی و فرایند سیاستگذاری آنها را در قبال جنگ سی و سه روزه دریافت. بر مبنای این کلیت نظری نحوه تصمیم‌گیری و سیاست خارجی هر دسته از کشورها در قسمت مربوط به خود بررسی و پس از تشریح ویژگی‌های محیط داخلی و خارجی آنها کاربست می‌یابد.

3- نظریه شبکه منطقه‌‌ای و مدل سیستم منطقه‌ای خاورمیانه

مدل تحلیل منطقه خاورمیانه بدون توجه به نظریه شبکه منطقه‌ای امکان‌پذیر نیست. شبکه‌های ژئوپلیتیکی منطقه‌ای در گو‌نه‌های پنج‌‌گانه سامان‌یافته، تصادفی، فاقد معیار، سلسله‌مراتبی و چرخه‌ای طرح می‌شوند (قاسمی، 1387: 102-100). حوزه خلیج فارس شامل کشورهای ایران، عراق، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی،  عمان، قطر و کویت) و همین‌طور یمن است که دارای هم‌جواری جغرافیایی استراتژیک با عربستان و عمان است (قاسمی، 1389: 67). در حوزه خلیج فارس دو بخش مرکز و پیرامون قابل تشخیص است. بخش مرکزی شامل کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، و از سوی دیگر ایران و عراق شکل‌دهنده بخش پیرامونی حوزه تابع خلیج فارس هستند که درعمل به علت ویژگی‌هایی از بخش مرکزی حذف شده‌اند، ولی به دلیل جغرافیایی، در سیستم تابع دارای نقش بوده و درجه اثرگذاری آنها بر نظم منطقه‌ای بسیار بالاست (قاسمی، 1382: 43). از سوی دیگر شامات حوزه‌ای دیگر از شبکه خاورمیانه و شامل سوریه، اردن، مصر و لبنان است که البته در معرض خطر مستقیم رژیم صهیونیستی قرارداشته و علاوه‌براین رژیم، بازیگران غیردولتی ساف، حماس و حزب‌الله را نیز دربرمی‌گیرد ( قاسمی، 1389: 66).

به‌نظرمی‌رسد با استفاده از نظریه سیبرنتیک درباره مسائل منطقه‌ای در قالب حوزه تابع شبکه خاورمیانه بتوان مدلی را برای تحلیل پژوهش حاضر فراهم‌کرد. چنین مدلی در دو سطح محیط داخلی و خارجی نشان‌داده‌می‌شود. چنین محیط‌هایی در همه سیستم‌ها ممکن است به‌وجودآید، اما آنچه مهم است بخش کنترلی سیستم است که نظریه سیبرنتیک توضیح‌دهنده آن است. در صورت کارایی این بخش محیط‌های مختلف تحت کنترل قرارگرفته و با وجود زمینه‌های تعارض و برخورد، برخورد اتفاق‌نخواهدافتاد. اما در صورت ناکارایی بخش کنترلی، بروز تعارضات و برخوردها کاملاً ممکن است. نظریه سیبرنتیک توضیح‌می‌دهد که حوزه خاورمیانه برای جلوگیری از رفتارهای تبعیض‌آمیز باید از مکانیزم‌های کنترل‌کننده استفاده‌کند. این مکانیزم‌ها بر دو قسم است: 1- مکانیزم موازنه قوا؛ 2- مکانیزم‌های استفاده از قدرت‌های مداخله‌گر خارج از سیستم. اگر سیستم توازن قوا کارایی‌نداشته‌باشد آنگاه مکانیزم دخالت قدرت‌های جهانی خود را به سیستم تحمیل‌خواهدکرد.

با توجه به بحث‌های فوق در این پایان‌نامه تلاش می‌شود سیاست خارجی کشورهای صاحب موضع در خلال جنگ سی و سه روزه مشخص شود. به این ترتیب با روشن‌شدن سیاست خارجی این کشورها، دلایل موضع‌گیری متفاوت در برابر جنگ سی و سه روزه تبیین‌خواهدشد. بر اساس مدل تبیینی روزنا سیاست خارجی هر کشور برآیند عوامل و متغیرهای محیط داخلی و محیط خارجی آن کشور است.

شکل 2. شکل‌گیری الگوهای رفتاری در سیاست خارجی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: نگارنده

متغیرهای داخلی از متغیرهای ژئوپلیتیکی، ژئواستراتژیکی، ساختارهای جمعیتی، مسائل ایدئولوژیکی و فرهنگی، مسائل اقتصادی، مسائل سیاسی تشکیل‌می‌شود. عوامل محیط خارجی نیز شامل فشارهای سیستم بین‌المللی و سیستم‌های منطقه‌ای است و بر اساس شکل 3 شرح‌داده‌می‌شود: در این شکل دو حوزه خلیج فارس و شامات از شبکه خاورمیانه آمده‌است. حوزه خلیج فارس شامل بخش مرکزی و بخش پیرامونی است. بخش مرکزی شامل کشورهای عربستان، امارات، بحرین، کویت، قطر، عمان است. بخش پیرامونی شامل دو کشور ایران و عراق و همچنین کشور یمن است. عامل شکل‌دهنده به نظم و امنیت منطقه‌ای، دو سیستم موازنه قوا و سیستم مداخله‌گری هژمونیک در منطقه است. هرگاه سیستم موازنه قوای منطقه‌ای ناکارآمد شود، هژمون فرصت مداخله‌گری در منطقه برای تأمین نظم و امنیت موردنظر خود را پیدامی‌کند. موازنه قوا در ابتدا و قبل از سقوط صدام‌حسین از طریق موازنه میان ایران و عراق انجام می‌شد. پس از سقوط صدام، کشورهای مرکز در اثر احساس عدم امنیت، فرصت حضور و مداخله‌گری مستقیم قدرت هژمونیک، یعنی ایالات متحده را در منطقه پدیدآوردند تا نظم و امنیت موردنظر آنها به نفع ایران برهم‌نخورد.

حوزه شامات نیز دارای قسمت‌های مرکزی و پیرامونی است. کشورهای مرکزی این حوزه شامل مصر، اردن، سوریه و لبنان است. بازیگران غیردولتی فتح، حماس و حزب‌الله نیز نقش خود را در مرکز ایفامی‌کنند. رژیم صهیونیستی پیرامون این مرکز قرارگرفته و با داشتن اتحاد استراتژیک با قدرت هژمونیک، یعنی ایالات متحده و داشتن سلاح هسته‌ای تبدیل به قدرت منطقه‌ای شده‌است. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، موازنه قدرت در منطقه شامات به نفع رژیم صهیونیستی تغییرکرد. قبل از آن اتحاد جماهیر شوروی از سوریه حمایت‌کرده و موازنه قوا را میان طرفین حفظ‌می‌کرد. در دهه‌های 1990 و2000 میلادی ایران از طریق گسترش همکاری‌های خود با سوریه و حمایت از حزب‌الله و حماس عمق استراتژیک خود را تا منطقه شامات افزایش‌داده و به‌عنوان حلقه پیوند میان حوزه خلیج فارس و حوزه شامات مطرح شد و به این ترتیب موازنه قوا تا حدودی به نفع گروه‌های مقاومت و سوریه برقرار شد. جنگ سی وسه روزه رژیم صهیونیستی با حزب‌الله به خاطر بازگرداندن قدرت ایران به منطقه خلیج فارس و برهم‌زدن موازنه به نفع رژیم صهیونیستی بود.


ب- سیاست خارجی دولت ایران نسبت‌به جنگ سی و سه روزه

1- مدل سیاست خارجی دولت ایران در دورۀ جنگ سی و سه روزه

1-1- ویژگی‌های محیط داخلی ایران

ایران از نظر موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک ویژگی‌های منحصربه‌فردی را داراست که سیاست خارجی آن را تحت‌تأثیر قرارمی‌دهد. گستردگی قلمرو جغرافیایی، کثرت جمعیت، دارابودن موقع راهبردی دریایی، زمینی و تنگه‌ای جایگاه برتری به آن بخشیده‌است. فرهنگ، تمدن و تاریخ دیرینه ایران به‌عنوان یک کشور و ملت باستانی و نقش‌آفرین در تاریخ و تمدن جهانی و انسانی موجب تأثیر عمیق عوامل فرهنگی در سیاست خارجی آن می‌شود (دهقانی فیروزآبادی، 1388: 232). علاوه‌براین دولت ایران با توجه به ایدئولوژی اسلامی جهت‌گیری سیاست خارجی خود را بر اساس نشانه‌هایی از تجدیدنظرطلبی نسبت‌به وضع موجود نظام بین‌الملل و سیاست نه شرقی– نه غربی سازمان‌دهی، و فرهنگ مقاومت‌گرایی را تقویت‌کرده‌است (دهقانی فیروزآبادی، 1388: 228).

از دیگر عوامل باثباتی محیط داخلی ایران می‌توان به ویژگی‌های سیستم سیاسی و عامل قدرت اشاره‌کرد. ایران با داشتن جمعیتی دو برابر مجموع کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به‌عنوان یک قدرت منطقه محسوب‌می‌شود. وجود نیروهای مسلح کارآزموده نظامی و قابلیت بهره‌گیری از بسیج مردمی و ساخت انواع تجهیزات نظامی جز قدرت ملی ایران به‌حساب‌می‌آید (صفوی همامی، 1387: 68). افزون بر قدرت داخلی، دولت ایران در زمان جنگ سی و سه روزه با معضل داخلی خاصی که امنیت ملی را تهدیدکند روبرونبوده و ثبات داخلی حکمفرما بوده‌است.

1-2- ویژگی‌های محیط خارجی ایران

ایران به دلیل واقع‌شدن در منطقه استراتژیکی خلیج فارس دائماً تحت فشارهای سیستمیک بین‌المللی و منطقه‌ای قراردارد. مهم‌ترین فشار سیستمی خارجی در سطح بین‌المللی بر ایران فشار حاصله از ساخت کنترلی موجود در سیستم بین‌الملل به محوریت ایالات متحده آمریکاست. از بعد منطقه‌ای نیز ایران دارای جایگاه ژئوپلیتیکی بسیار مهمی است؛ چراکه به‌صورت هم‌زمان با دو سیستم تابعه منطقه‌ای خلیج فارس و شامات در ارتباط است. در سیستم تابعه خلیج فارس شرایط و زمینه‌ها به گونه‌ای است که پیوندی مستحکم میان سیستم بین‌الملل و کارگزار اصلی آن، یعنی ایالات متحده و نظم منطقه‌ای آن فراهم‌می‌کند که خود می‌تواند سبب‌ساز شکل‌گیری تهدیدهای مختلفی باشد (قاسمی، 1381: 43).

شکل 3- ساخت سیستم کنترل منطقه‌ای حوزه‌های خلیج فارس و شامات در دوره جنگ سی و سه روزه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: نگارنده

 

ایران در دوران جنگ سی و سه روزه در محیط عملیاتی سیاست خارجی خود با نوعی فشار ساختاری عمده از جانب محیط بین‌المللی و سیستمی روبروبوده‌است. تهدیدهای سیستمی مختلف، کنش‌های تخاصمی و تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم از طریق واحدهای هم‌جوار منطقه‌ای و یا جهانی، و نیز فشارهای ناشی از بافت کنترلی موجود در سیستم بین‌الملل به محوریت آمریکا به‌عنوان قدرت هژمون در برابر ایران، همگی به‌نوعی به فشار ساختاری و بی‌ثباتی در محیط خارجی ایران منجرشده‌است.

1-3- مدل سیاست خارجی ایران در دوره جنگ سی و سه روزه

با توجه به مطالب فوق تغییراتِ داخلی در ایران در دوره جنگ سی و سه روزه، در سطحی پایین و محیط داخلی باثبات بود. ولی در مقابل فشارهای خارجی در سطحی بالا و محیط خارجی بی‌ثبات بود. مطابق با نظریه این مقاله در چنین شرایطی الگوی سیاست خارجی با تدبیر شکل‌می‌گیرد.

در سیاست با تدبیر انتظار آن است که رفتار انطباقی رضایتمندانه شکل‌گیرد، یعنی آنکه در چنین موقعیتی الگوی رفتاری مستقل شکل‌گرفته و دولت به نحو رضایتمندانه به انطباق با محیط خارجی تن‌می‌دهد، اما درباره ایران دخالت متغیر «ارزش‌های ایدئولوژیکی» باعث‌می‌شود تا ایران اسلامی نظم موجود جهانی را قبول نداشته و به نحو رضایتمندانه با آن همسو نشود. درخصوص سیاست خارجی جمهوری اسلامی می‌توان چنین ابرازنظرکرد که تعامل میان متغیر فشارهای محیط خارجی و متغیر فشارهای محیط داخلی و همچنین متغیر ارزش‌های ایدئولوژیکی باعث‌آن‌شده که سیاست، با تدبیر و الگوی رفتاری، مستقل باشد، اما چون ارزش‌های محیط خارجی با ارزش‌های انقلاب اسلامی ناسازگار است، به انطباق با فشارهای محیط خارجی تن‌ندهد.

در چنین شرایطی به جای الگوی رفتاری انطباق رضایتمندانه، الگوی رفتاری انطباق طغیانگرایانه شکل‌گرفته‌است که مکانیزم و سازوکاری برای سازش میان منافع و اصول از یک سو و توان‌ها، محدودیت‌ها و آسیب‌پذیری‌ها از سوی دیگر است. به عبارتی روشن‌تر، الگوی رفتاری انطباق طغیانگرایانه در راستای دستیابی به اصول، اهداف و آرمان‌هایی است که جنبه تغییر وضع موجود را درخوددارند. متغیر ارزش‌های ایدئولوژیکی باعث آن می‌شود که سیاست خارجی ایران معطوف به تغییر خارج و در نتیجه مخالفت با سیاست‌های هژمون باشد.

بر اساس این مبانی نظری به‌خوبی نحوه موضع‌گیری ایران در برابر لبنان و ابعاد و جنبه‌های مختلف آن قابل بررسی است. در همین راستا دولت ایران حمایت از قدرت‌های موافق منطقه‌ای از جمله حزب‌الله و مبارزه با هژمونی آمریکا و هم‌پیمانان آن ازجمله رژیم صهیونیستی را سرلوحه برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌های خود قرارداده‌است.

 

جدول 2- رابطه میان محیط داخلی و خارجی دولت ایران و شکل‌گیری الگوی رفتاری
در جنگ سی و سه روزه لبنان

                     دولت

محیط

سیاست خارجی کشور ایران

محیط داخلی

باثبات

محیط خارجی

 بی‌ثبات

نتیجه

باتدبیر

منبع: نگارنده

 

 

شکل4- مدل شکل‌گیری الگوی رفتاری انطباق طغیانگرایانه در سیاست خارجی ایران
در دوره جنگ سی و سه روزه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: نگارنده

2- مواضع سیاسی دولت ایران نسبت‌به جنگ سی و سه روزه

2-1- موضع‌گیری رسانه‌ای و تبلیغاتی

2-1-1- رسانه‌های نوشتاری، دیداری و شنیداری

نقش رسانه‌ها در دنیایی که آن‌ها ابزار قدرتمند تأثیرگذاری در عرصه بین‌المللی به‌شمارمی‌رود، در تبلیغات مختلف بازرگانی، سیاسی و فرهنگی و در نتیجه شکل‌دهی افکار عمومی بیش از پیش به‌چشم‌می‌آید. افکار عمومی پدیده‌ای است که در جهان معاصر، نقشی اساسی در جهت‌گیری دولت‌ها، تغییر و تحول‌ها و دگرگونی‌های اجتماعی، ملی، منطقه‌ای و جهانی ایفامی‌کنند. (عمیدی، 1387: 36).

بنابراین رسانه‌های گوناگون در کنار اینکه ابزار انتقال پیام هستند، اگر در زمان انتقال پیام، جهت‌گیری خاصی داشته‌باشند به ابزار قدرت تبدیل می‌شوند که تخریب، تضعیف و یا تقویت‌می‌کنند. در همین راستا در جریان جنگ سی و سه روزه نیز رسانه‌های دولت‌های گوناگون ازجمله ایران در خصوص آگاهی افکار عمومی به انتقال اخبار، رویدادها و جریان‌های جاری پرداختند. در این راستا رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ضمن شرم‌آوارخواندن سکوت مجامع بین‌المللی در قبال ادامه تجاوز به لبنان اظهارداشت: «سید حسن نصرالله به‌انصاف اسلام را آبرومندکرد، انسانیت و مقاومت را نشان‌داد، این مقاومت لبنان زنده‌شدن فرهنگ مقاومت است» (سایت شهید آوینی، روزشمار جنگ سی و سه روزه؛ هجدهمین روز، 09/05/1385). بیژن نوباوه، خبرنگار پرسابقه صدا و سیما افزود: دستاورد مقاومت اسلامی حزب‌الله بسیار بزرگ است و نتیجه هرچه باشد با مقاومت حزب‌الله، رژِم صهیونیستی نابود است. وی تأکیدکرد: مقاومت اسلامی حزب‌الله اینک همان اندیشه انقلاب اسلامی است و قدرت حزب‌الله امروز قدرت جهان اسلام است (خبرگزاری ایسنا، 1385).

علاوه‌ بر این‌گونه فعالیت‌ها، ایران در حمایت و همراهی با حزب‌الله و مقاومت آن و جهانی‌کردن ایثار و شهادت حزب‌الله به تهیه فیلم‌های سینمایی و مستندهایی با همکاری حزب‌الله و لبنان پیرامون جنگ سی و سه روزه اقدام‌کرده‌است. برای مثال می‌توان اکران فیلم سی و سه روز به کارگردانی جمال شورجه در بیروت را نام‌برد. همچنین می‌توان به مستند داستانی شمشیر و اژدهای محمدرضا اسلاملو اشاره‌کرد که با موضع جنگ سی و سه روزه، به اهداف فعلی و آینده انقلاب اسلامی ایران می‌پردازد (سایت خبری تحلیلی عصر ایران، 31/01/1391). اینگونه فعالیت‌ها، نزدیکی اهداف و فعالیت‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله را به‌نمایش‌می‌گذارد.

2-1-2- سازمان‌های دینی و علما

مراجع و روحانیون ایران به طرق گوناگون حمایت خود را از حزب‌الله و مردم مظلوم لبنان اعلام‌داشتند و از این طریق با جامعه شیعی ابراز همدردی‌کردند. این‌گونه موضع‌گیری‌ها در آگاهی و شکل‌دهی به افکار عمومی  نقش به‌سزایی‌داشته و به‌علاوه در همراه‌ساختن اقشار مختلف مردم با مظلومان و مستضعفان مثمرثمر بود.

آیت‌الله مکارم شیرازی تأکیدکردند: امروز مسئله لبنان، نه تنها موضوعی شیعی و اسلامی، که مسئله جهانی و انسانی است و بی‌تفاوتی در برابر این تجاوز آشکار به حقوق انسان‌ها جبران‌ناپذیر است. ایشان گفتند: «اگر مظلومیت و تنهایی مردم لبنان و فلسطین در برابر حملات وحشیانه اسرائیل ادامه‌یابد علمای اعلام، به صدور حکم جهاد دفاعی علیه اسرائیل توجه‌می‌کنند».

آیت‌الله فاضل لنکرانی نیز مقاومت حزب‌الله را مقاومت تمام اسلام در برابر کفر دانسته و مقاومت نیروهای حزب‌الله را تداعی‌کننده مقاومت حضرت علی (ع) دانستند (سایت شهید آوینی، روزشمار جنگ سی و سه روزه؛ سیزدهمین روز، 03/05/1385). این‌گونه موضع‌گیری مراجع و آیات عظام در دوره جنگ سی و سه روزه به وضوح مشاهده‌می‌شد که بیانگر همراهی علما با حزب‌الله بود.

2-2- موضع‌گیری سیاسی و دیپلماتیک

2-2-1- دیدگاه‌ها و سیاست‌های حکومتی و رهبری

مقامات ایرانی همواره از مقاومت اسلامی تجلیل‌کرده و تجاوزات رژیم صهیونیستی به لبنان را محکوم‌می‌کنند. در این بحران ایران نخستین کشوری بود که رژیم صهیونیستی را محکوم‌کرد. با شکست سفر دیپلماتیک رایس به منطقه تحرک دیپلماتیک ایران بیشتر شد. ایران در چارچوب حمایت‌های سیاسی و دیپلماتیک از حزب‌الله و لبنان در تلاش بود با رایزنی کشورهای مهم منطقه نظیر مصر، عربستان و ترکیه مانع از بهره‌برداری مخالفان و منتقدان خارجی حزب‌الله از وضعیت موجود در حوزه مذاکرات مربوط به آتش‌بس و نحوه اجرای قطعنامه 1701 شود (انوشه،1387: 148).

در این راستا، مقامات ایرانی سخنان زیادی گفتند، ازجمله رهبر انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای در تمجید از مقاومت گفت: «بازوان نیرومند حزب‌الله مانع تحقق رؤیای صهیونیستی در ایجاد آشوب و ناآرامی شد». ایشان رژیم صهیونیستی را غده سرطانی و منحوس می‌دانند و زمانی که کشتار جنایتکارانه قانا (30 ژوئیه 2006 میلادی) به‌وقوع‌پیوست، با صدور بیانیه‌ای طولانی آن را به شدت محکوم و یکی از سلسله‌جنایات پی‌درپی نظامیان اسرائیلی توصیف‌کردند و افزودند آنچه در لبنان اتفاق‌افتاد ماهیت حقوق بشری آمریکا را برای همه روشن‌کرد و پرده از چهره طرح خاورمیانه‌ای که آمریکا به دنبال تحقق آن است برداشت. آیت‌الله خامنه‌ای درباره حزب‌الله نیز گفتند حزب‌الله امروز خط مقدم دفاع از امت اسلامی و تمام ملت‌های منطقه است (مسعد، 1389: 409).

محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران، راه‌حل این جنگ را در برقراری آتش‌بس فوری، مجازات جنایتکاران، عذرخواهی و بازگرداندن حقوق مردم لبنان، جبران خسارت‌های سنگین و حفظ عزت و کرامت آنان و به‌رسمیت‌شناختن مقاومت مردمی این کشور می‌دانند (همان، 1389: 411). رئیس مجلس شورای اسلامی وقت نیز با ابراز تأسف از بی‌تفاوتی برخی از کشورهای عربی در قبال جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین و لبنان، موضع‌گیری صریح مجالس کشورهای اسلامی را راجع به عملکرد وحشیانه رژیم صهوینیستی خواستار شد. وی افزود: ملت لبنان با نیروی ایمان در برابر هجوم گسترده اسرائیل ایستاده‌است (سایت شهید آوینی، روزشمار جنگ سی و سه روزه؛ چهاردهمین روز، 4 مرداد 1385).

در سی و سومین روز مقاومت و با اعلام اجرای قطعنامه 1701 برای پایان‌دادن به جنگ سی و سه روزه ازآنجایی‌که مفاد آن بیشتر متمایل به منافع اسرائیل بود مقامات ایرانی واکنش‌هایی را نشان‌دادند. پرویز داوودی معاون اول وقت رئیس جمهور اعلام‌کرد: «قطعنامه اخیر شورای امنیت راه فراری برای رژیم صهیونیستی از شکست‌های پیاپی در برابر حزب‌الله لبنان بود». سخنگوی وزارت امور خارجه وقت کشورمان قطعنامه 1701 را مربوط به مردم و دولت لبنان دانست که باید درباره آن اظهارنظر و تصمیم‌گیری‌کنند، اما گفت: «این قطعنامه نامتوازن است» (همان؛ سی و سومین روز، 23 مرداد 1385).

وزیر امور خارجه وقت ایران تجاوزات رژیم صهیونیستی را تهدیدی برای صلح و امنیت منطقه دانسته و توقف آن را لازم و حتمی می‌داند و درعین‌حال به انجام اصلاحات در قطعنامه شورای امنیت درباره جنگ لبنان معتقد است چون کاملاً یک‌سویه صادرشده و بیشتر در تأمین منافع رژیم صهیونیستی است (همان؛ سی و دومین روز، 22 مرداد 1385). در مجموع می‌توان گفت مقامات جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا عدم رضایت خود از جنگ را اعلام‌، و آن را محکوم‌کردند.

2-2-2- برگزاری نشست‌ها و کنفرانس‌های سیاسی

احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران، با شرکت در اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در مالزی که اندکی بعد از شروع جنگ  تشکیل شد، موضع خود را اعلام‌کرد و گفت که نزاع اعراب و اسرائیل راه‌حلی ندارد، مگر نابودی کامل رژیم صهیونیستی. وی افزود قبل از این کار باید آتش‌بس برقرار شود.

احزاب و تشکل‌های سیاسی ایران نیز در حمایت از حزب‌الله و بررسی ابعاد مختلف جنگ سی و سه روزه همایش «حمایت احزاب از مقاومت در لبنان و فلسطین» در مرکز همایش‌های بین‌المللی صدا و سیما را برگزار، و بر پشتیبانی قاطع خود از مقاومت و مردم لبنان تأکیدکردند. این اجلاس در قطعنامه پایانی خود با تأکید بر تشکیل کمیته‌ای برای رسیدگی به جنایات صهیونیست‌ها و محاکمه عوامل آن به کار خود پایان‌داد (روزنامه کیهان، 11/05/1385: 2). همچنین در تاریخ دوشنبه 16/05/1385 همایش بین‌المللی «تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان؛ پیامدهای منطقه‌ای و جهانی» با حضور پنجاه متفکر و اندیشمند از سی کشور جهان در دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه برگزار شد.

وزیر امور خارجه وقت ایران نیز پس از ورود به بیروت و دیدار و گفت وگوی جداگانه با رئیس جمهور، رئیس مجلس، نخست وزیر و همتای لبنانی خود و شرکت در دو کنفرانس خبری مشترک بر تداوم حمایت جمهوری اسلامی ایران از جنبش مقاومت حزب الله و ملت لبنان تأکید کرد. وی در دیدار با نخست وزیر وقت لبنان، فؤاد سنیوره، حمایت ایران را از برخی بندهای هفت گانه طرح دولت سنیوره اعلام کرد؛ از جمله آتش بس فوری و بی قید و شرط، مبادله ی اسرا و بازگشت آوارگان. اما  برخی نکات مربوط به نیروهای بین المللی ابراز نارضایتی کرد (مسعد، 1389: 411).

2-2-3- ارائه کمک‌های مالی و نظامی

دولت ایران همواره مساعدت‌های مالی و اقتصادی به لبنان و شیعیان این منطقه داشته‌است. باید گفت هدف ایران از این‌گونه کمک‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها در لبنان سودآوری و منفعت اقتصادی نبوده‌است؛ همان‌گونه که مقدار قابل‌توجهی از کمک‌های مالی و غیرمالی بعد از جنگ داخلی به شیعیان لبنان شد. در جریان جنگ سی و سه روزه نیز ایران کمک‌ها و مساعدت‌های فراوانی را به حزب‌الله لبنان داشت. این کمک‌ها از جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیرنقدی و ارسال آن به لبنان، فرستادن دارو و تجهیزات پزشکی، کمک به بازسازی لبنان و ... را شامل‌می‌شود.

در راستای اعطای کمک‌های مالی می‌توان به چنین مواردی اشاره‌کرد: رئیس سازمان امداد و نجات هلال‌احمر 70 تُن مواد غذایی شامل شکر، برنج، خرما، نان و کنسروهای مختلف به لبنان ارسال‌کرد (سایت شهید آوینی، روزشمار جنگ سی و سه روزه؛ هجدهمین روز، 09/05/1385). و همچنین جمعیت هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران 50 تُن دارو و 20 دستگاه آمبولانس به مناطق جنگ‌زده جنوب لبنان فرستاد (سایت شهید آوینی ، روزشمار جنگ سی و سه روزه؛ هفدهمین روز، 08/05/1385). دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر وقت بهداشت ایران در مکالمه تلفنی با وزیر بهداشت کشور لبنان ضمن محکوم‌کردن حملات رژیم اشغالگر قدس به مردم بی‌دفاع لبنان، بر آمادگی ایران برای انتقال و مداوای مجروحان در بیمارستان‌های جمهوری اسلامی ایران تأکیدکرد (روزنامه کیهان، 26/04/1385: 3).

وجوهات شرعیه نیز یکی دیگر از راه‌های کمک‌رسانی ایران به حزب‌الله لبنان بود که ایران حتی قبل از انقلاب اسلامی نیز به این امر مبادرت‌داشته‌است. این وجوهات با اجازه مراجع تقلید صرف امور عمرانی و بهبود وضعیت شیعیان لبنان شد. بهترین نمونه برای بیان فعالیت‌های بازسازی دولت ایران بعد از جنگ سی و سه روزه، موضوع جاده‌سازی است که در این‌باره 11 پروژه اساسی و مهم جاده‌سازی به‌طور کامل اجرا شد. در این‌خصوص آقای مهندس خوش‌نویس نماینده وقت دولت ایران در بازسازی لبنان می‌گوید: « 165 کیلومتر از 587 جاده فرعی و داخلی تکمیل شده و 199 کیلومتر از بزرگ‌راه بعلبک به بزالیه در حال تکمیل است. احداث 109 کیلومتر از 12 جاده دیگر نیز در حال مطالعه و بررسی است. 61 کیلومتر از 72 جاده دیگر نیز در حال اجراست. هم‌اکنون 60 مدرسه به‌وسیله این هیئت در حال بازسازی می‌باشد که البته، درعمل این هیئت تاکنون 140 مدرسه را بازسازی‌کرده‌است» (بیگی، 1389: 255).

پ- سیاست خارجی دولت‌های خاورمیانه عربی نسبت‌به حزب‌الله لبنان

1- ویژگی‌های محیطی دولت‌های خاورمیانه عربی

1-1-ویژگی‌های محیط داخلی و خارجی دولت‌های خاورمیانه عربی موافق حزب‌الله لبنان

محیط داخلی کشورهای موافق حزب‌الله لبنان را در مجموع می‌توان محیطی باثبات برشمرد؛ سوریه به‌عنوان مرکز ارتباطات سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا شناخته‌می‌شود و از لحاظ استراتژیک دارای اهمیت ویژه‌ای است (دفتر مطالعات بین‌المللی وزارت امور خارجه، 1387: 184). با نگاه اجمالی به وضعیت کشورهای عرب خاورمیانه متوجه می‌شویم که فقط سوریه است که در بازی‌های سیاسی منطقه‌ای نقش مستقلی ایفامی‌کند و درعین‌حال صاحب دیدگاه خاص خود است؛ علاوه‌براین ایدئولوژیک‌بودن سوریه (ایدئولوژی بعثی، یعنی ایدئولوژی ناسیونالیسم و سوسیالیسم) از عوامل تقویت و قدرت داخلی این رژیم است که به تقویت روحیه ملی منجرمی‌شود. از لحاظ جمعیتی نیز دارای برتری نسبت‌به رژیم صهیونیستی، اردن و لبنان است. مجموع این عوامل فشارهای محیط داخلی را در دوره جنگ سی و سه روزه کمتر‌کرده و نوعی ثبات داخلی را به‌همراه‌داشت.

درخصوص محیط خارجی سوریه در دوره جنگ سی و سه روزه باید گفت بیش از هر عاملی همسایگی رژیم صهیونیستی بر این کشور تأثیردارد. ازآنجاکه ماهیت رژیم صهیونیستی ماهیتی تجاوزکارانه و چشم‌داشت به خاک دیگران است؛ همیشه تهدیدی راهبردی برای سوریه به‌شمارمی‌آمده‌است. سوریه از سیاست واقع‌گرایانه استفاده‌کرده و در صحنه بین‌الملل به دنبال متحدانی است که از سوریه در برابر این رژیم حمایت‌کند. علاوه بر تهدیدهای رژیم صهیونیستی تیرگی روابط با عربستان و مصر نیز به سوءاستفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی و بهره‌برداری از آن بر ضد سوریه منجرشده‌است. این تنش‌های جهانی و منطقه‌ای به‌نوعی بی‌ثباتی در محیط خارجی این کشور را به‌همراه‌داشته‌است (همان، 1387: 29-25).

محیط داخلی قطر را می‌توان به‌طور نسبی و تا حدودی محیط آرام و باثبات برشمرد. قطر در مرکز خلیج فارس قرارگرفته و از این لحاظ دارای موقعیت استراتژیک و حساسی است. نکته دیگر که قابل یادآوری است اینکه وضعیت خوب اقتصادی آرامش خاصی به زندگی ساکنان آن بخشیده‌است و فشارهای داخلی وارد بر این کشور را به حداقل می‌رساند. در دوره جنگ سی و سه روزه عوامل خارج از محیط مانند اختلافات مرزی با امارات عربی، عربستان و بحرین و همچنین بی‌ثباتی‌های ناشی از حمله رژیم صهیونیستی به خاک لبنان محیط خارجی قطر را تا حدی بی‌ثبات و همراه با تنش روبروساخته‌بود (علوی، 1374: 88-85).

محیط داخلی یمن در دوره جنگ سی و سه روزه و قبل از آن پیوسته در کشمکش و تعارض با دول همسایه به‌خصوص عربستان بوده و به همین دلیل ثبات چندانی را تجربه‌نکرده‌است؛ به‌علاوه یمن اغلب در موضعی تقریباً وابسته، تأثیر پذیرنده و بیشتر قربانی نیروهای خارجی بوده تا قادر به ایستادگی در مقابل آنها. بااین‌حال فشار کشورهای دیگر و نیروهای فراملی به‌طور مکرر در شکل‌دادن دلبخواهی به یمن ناموفق بوده‌اند. بنابراین یمن دارای روابط وابسته، اما معترض به محیط بیرونی خود بوده‌است (کریملو، 1383: 299).

1-2-ویژگیهای محیط داخلی و خارجی دولت‌های خاورمیانه عربی مخالف حزب‌الله لبنان

کشورهای مخالف حزب‌الله لبنان (مصر، عربستان و اردن)، ازجمله بزرگ‌ترین کشورهای خاورمیانه محسوب‌می‌شوند که دارای اهمیت استراتژیکی هستند و از دیرباز مطمع نظر قدرت‌های بزرگ قرارداشتند. راجع به عربستان برخورداری از منابع طبیعی، وجود حرمین شریفین و ثروت‌های عظیم نفت و گاز این کشور را در زمره کشورهای بانفوذ و قوی در منطقه قرارداده‌است (گودوین، 1383: 91). مصر نیز یکی از بزرگ‌ترین کشورهای اسلامی قاره آفریقا و پرجمعیت‌ترین کشور عربی است و به لحاظ فرهنگ و تمدن از رشد و غنای کافی برخوردار است. در این کشور ساختار قومی محسوسی به‌چشم‌نمی‌خورد و ازاین‌رو تقسیم‌بندی قومی– مذهبی به شکل افراطی در آن به‌وجودنیامده‌است و از این لحاظ تنش‌های قومی زیادی وجودنداشته و در مجموع محیط داخلی باثباتی را دارد (کریم‌نیا، 1388: 68). اردن نیز با وجود کمبودهایی که به لحاظ منابع و اقتصاد با آن مواجه است به دلیل برقراری ارتباطات گسترده با دولت‌های گوناگون، از ثباتی نسبی در داخل بهره‌مند است. بنابراین محیط داخلی این کشورها به‌نوعی باثبات محسوب‌می‌شوند. در مقابل محیط خارجی و جایگاه آنان در سیستم بین‌المللی همواره لغزنده و تحت‌تأثیر نحوه تنظیم روابط این دولت‌ها با قدرت‌های هژمون جهانی و بحران‌های منطقه‌ای بوده‌است، بنابراین محیط خارجی این دولت‌ها بی‌ثبات است. بنابراین سیاست خارجی دولت‌های خاورمیانه عربی تحت‌تأثیر دو گروه از ویژگی‌های محیط داخل و محیط بین‌الملل قرارداشته و بر اساس آن شکل‌می‌گیرند. کنش متقابل میان ویژگی‌های محیط داخلی و خارجی نوعی الگوی رفتاری خاص را برای هر کشور رقم‌می‌زند. که در جدول 3 نشان‌داده‌شده‌است.

 

 

 

 

 

 

جدول3- رابطه بین محیط داخلی و خارجی دولت‌های خاورمیانه عربی موافق و مخالف حزب‌الله لبنان و شکل‌گیری الگوی رفتاری در جنگ سی و سه روزه لبنان

                دولت‌ها

 

 

محیط

سیاست خارجی کشورهای موافق حزب‌الله لبنان

سیاست خارجی کشورهای مخالف حزب‌الله لبنان

سوریه

قطر

یمن

مصر

عربستان

اردن

محیط داخلی

باثبات

باثبات

بی ثبات

باثبات

باثبات

باثبات

محیط خارجی

بی‌ثبات

بی‌ثبات

تقریباً باثبات

بی‌ثبات

بی‌ثبات

بی‌ثبات

نتیجه

باتدبیر

باتدبیر

سرزنده

باتدبیر

باتدبیر

باتدبیر

منبع: نگارنده

2- مدل سیاست خارجی دولت‌های خاورمیانه عربی نسبت‌به حزب‌الله لبنان

2-1- مدل سیاست خارجی دولت‌های خاورمیانه عربی موافق حزب‌الله لبنان

تعامل و کنش متقابل محیط داخلی باثبات با محیط خارجی بی‌ثبات در این دولت‌ها، سیاست خارجی با تدبیر را نتیجه‌می‌دهد. در الگوی سیاست خارجی باتدبیر انتظار می‌رود که رفتار انطباقی رضایتمندانه شکل‌گیرد، یعنی در چنین موقعیتی واحد دولت به‌نحو رضایتمندانه‌ای تن به انطباق با محیط خارجی می‌دهد، اما درباره سوریه عامل سومی (علاوه بر دو عامل متغیرهای داخلی و خارجی) تحت عنوان متغیر ایدئولوژیکی که نتیجه سیاست‌های حزب بعث حاکم در این کشور است واردمی‌شود که به عدم قبول نظم جهانی از سوی این کشور و در نتیجه عدم همسویی رضایتمندانه با آن منجرمی‌شود؛ بنابراین سوریه تن به انطباق با فشارهای محیطی نداده و الگوی رفتاری انطباقی طغیانگرایانه را در موضع‌گیری پیرامون جنگ سی و سه روزه برای تغییر محیط خارج برمی‌گزیند.

درباره دولت قطر نیز سیاست با تدبیر که نتیجه تعامل محیط داخل باثبات و محیط خارج بی‌ثبات است، تحت‌الشعاع عامل رقابت‌های منطقه‌ای به‌خصوص رقابت با عربستان سعودی قرارگرفته و به جای الگوی رفتاری انطباق رضایتمندانه، به اتخاذ الگوی رفتاری انطباق طغیانگرایانه به‌وسیله این دولت منجرمی‌شود. درباره کشور یمن، محیط داخلی این دولت بی‌ثبات بوده و در تعامل با محیط خارج آن که تقریباً باثبات بوده‌است، سیاست خارجی سرزنده را نتیجه‌می‌دهد؛ بنابراین دولت یمن بر این اساس الگوی رفتاری انطباقی طغیانگرایانه و همسو با دو دولت قطر و سوریه را برمی‌گزیند. این شکل‌گیری الگوهای رفتاری در مدل زیر نشان‌داده‌شده‌است:

شکل5- مدل شکل‌گیری الگوی رفتاری انطباق طغیانگرایانه در سیاست خارجی دولت‌های خاورمیانه عربی موافق حزب‌الله لبنان در دوره جنگ سی و سه روزه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: نگارنده

2-2- مدل سیاست خارجی دولت‌های خاورمیانه عربی مخالف حزب‌الله لبنان

تعامل میان محیط داخلی باثبات این کشورها با محیط خارجی بی‌ثبات آنها که به‌خصوص با حمله رژیم صهیونیستی به لبنان متزلزل‌تر ازپیش‌شده‌بود، به شکل‌گیری سیاست خارجی باتدبیر در این دولت‌ها منجرشد. این کشورها در محیط عملیاتی سیاست خارجی خود با دو نوع فشار ساختاری عمده روبرو هستند. از بعد محیط خارجی مهم‌ترین فشار ساختاری مربوط به ساختارهای ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و همچنین فشارهای ژئواکونومیک در سطح سیستم جهانی می‌باشند. به دلیل جایگاه منطقه‌ای حساسیت‌های سیستم جهانی بر آنها افزایش‌یافته و لذا در معرض فرایندهای نفوذ و مداخله‌گرایی قدرت‌های موجود در ساختار سیستم جهانی قراردارند. و فشارهای متعدد ناشی از ناکارآمدی چنین محیط‌هایی رفتار آنها را در حوزه سیاست خارجی تحت‌تأثیر جدی قرارمی‌دهد. علاوه‌برآن پیوند میان این دو محیط امکان اتخاذ سیاست خارجی مستقل و پیگیری منافع استراتژیک ملی و منطقه‌ای را با مانع جدی روبرومی‌کند؛ لذا الگوهای رفتاری این کشورها در این قالب نظری قابلیت تحلیل و بررسی‌خواهدداشت.

شکل 6- مدل شکل‌گیری الگوی رفتاری انطباقی در سیاست خارجی دولت‌های خاورمیانه عربی مخالف حزب‌الله لبنان در دوره جنگ سی و سه روزه

 

 

 

 

 

 

 

منبع: نگارنده

 

3-مواضع سیاسی دولت‌های خاورمیانه عربی نسبت‌به جنگ سی و سه روزه لبنان

3-1- موضع‌گیری رسانه‌ای و تبلیغاتی

3-1-1- رسانه‌های نوشتاری، دیداری و شنیداری

دولت‌ها با بهره‌گیری از مطبوعات، روزنامه‌ها و رسانه‌های گوناگون، به اشاعه دیدگاه‌های خود پرداخته و مواضع خود را از این طریق نشان‌می‌دهند در اینجا به برخی از این مواضع که به‌واسطه دولت‌های موافق و مخالف احراز شده اشاره‌می‌شود.

مطبوعات سوریه به شدت سکوت کشورهای عربی را در برابر حملات رژیم صهیونیستی به لبنان محکوم، و از حزب‌الله و مقاوت حمایت‌کردند (بشور، 1389: 326). همچنین هم‌زمان با فتواهای نامناسب مطرح‌شده از جانب برخی فقهای اهل سنت به‌ویژه در عربستان، برخی دستگاه‌های اطلاع‌رسانی به گونه‌ای جانبدارانه و منافقانه عمل‌می‌کردند و نمی‌خواستند حقایق را بیان‌کنند مگر در زمان اضطرار. آنها حتی حقایق را بسیار بد و موذیانه مطرح‌می‌کردند. فقط شبکه ماهواره‌ای قطری الجزیره و همچنین شبکه تلویزیونی المنار که سخنگوی اندیشه و عقیده حزب‌الله است از این امر مستثنی بودند و در این جنگ بسیار فعالانه عمل‌می‌کردند (المسفر، 1389: 386).

همان‌طورکه اشاره‌شد قطر در میان کشورهای عربی موضع متفاوت با عربستان، مصر و اردن اتخاذکرد. این کشور که علاوه بر داشتن روابط تجاری با رژیم صهیونیستی، یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های نظامی ایالات متحده آمریکاست، برخلاف عربستان آشکارا از موضع حزب‌الله و مقاومت لبنان حمایت‌کرد و همین مسئله موجب ناخشنودی ایالات متحده آمریکا شد. قطر همچنین به شبکه الجزیره امکان‌داد که اخبار و تحلیل‌های جنگ را به‌صورت واقعی‌تر ارائه‌کند (مرکز القدس للدراسات السیاسیه، 1385: 5).

در مقابل رسانه‌های دولت‌های مخالف حزب‌الله، در سیاست‌های دولتی سعی در ارائه تصویر منفی از حزب‌الله و مقاومت آن داشته و به‌ نوعی این جنگ را جنگ با اهدافی در سیاست‌های منطقه‌ای سوریه و ایران برمی‌شماردند و به این دلیل سعی‌می‌کردند مسئولیت عدم موضع‌گیری‌های منصفانه را توجیه‌کنند که در این میان بیشترین نقش را می‌توان از آن عربستان سعودی و شبکه العربیه وابسته به آن دانست (بلوردی، 1385: 55).

3-1-2- سازمان‌های دینی و علما

علما و روحانیون کشورهای مختلف ازجمله گروه‌هایی بودند که با ارائه نظرگاه‌ها و نیز صدور فتواهایشان می‌توانستند بر افکار عمومی و همچنین روند حمایت‌های ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی از گروه‌های درگیر در جنگ و اهدافی که برای آن برشمرده‌می‌شد، تأثیر بسیار زیادی داشته‌باشند. در این میان برخی فتواها در حمایت از مقاومت لبنان و برخی هم راجع به سرکوب و دشمنی با این گروه صادرشده‌است. این نوع جبهه‌گیری‌ها نیز به‌مراتب نمایی از موضع دولت‌های منطقه و اعراب بود.

علمای سوریه برای حمایت از مقاومت در لبنان، بیانیه‌ها و فتاوایی صادرکردند و نیز در برابر بیانیه‌های (فتوا) دست‌نشانده‌های عرب که علیه لبنان صادر شد موضع‌گیری‌کردند (یوسف احمد، 1389: 327). مفتی کل سوریه دکتر شیخ احمد بدرالدین حسون، از فتواهای تحریک‌کننده‌ای که تلاش‌می‌کنند تا به مقاومت ضربه‌بزنند و به دلیل شیعه‌بودن افراد آن، کمک به آنها را تحریم‌کردند انتقاد‌کرد و در بیانیه‌ای این‌گونه اعلام‌کرد که از لحاظ شرعی کسانی‌که فتواداده‌اند حق فتوادادن نداشته‌اند، زیرا آنان در مقام فتوادادن نبوده‌اند و اجازه این کار به افرادی معین داده‌شده‌است (آل قطیط، 1388: 73).

برخی از فقهای اهل سنت در ریاض فتواهایی صادرکردند که از چارچوب عادی در بحران‌ها پا را فراتر نهاده‌بود. این فتواها بیانگر موضع‌گیری‌های سیاسی‌اند نه موضع‌گیری دینی؛ زیرا این فتواها پس از موضع‌گیری سران سه کشور مصر، اردن و عربستان صادر شدند. آنها حزب‌الله را مسئول شعله‌ورشدن آتش جنگ در لبنان دانستند و به سرزنش حزب‌الله پرداختند. پس از آن در عربستان، بیانیه‌ای رسمی با نام یک منبع عربستانی صادرشد و سپس دیوان پادشاهی بیانیه‌ای در این خصوص صادرکرد و هر دو بیانیه، تأییدکننده سخنانی بودند که وزیر امور خارجه عربستان در قاهره بیان‌کرده‌بود (یوسف احمد، 1389: 385).

مواضع و واکنش‌های مفتی‌های عربستان سعودی به‌عنوان نهادی مرتبط با ساختار قدرت سیاسی، با رویکرد دولت‌مردان سعودی در قبال بحران لبنان هماهنگی داشت. در فتواهای دینی مفتی‌ها در هفته اول جنگ سی و سه روزه، حزب‌الله گروهی معرفی ‌شد که مسئولیت کامل تجاوز اسرائیل به لبنان را برعهده‌دارد. عبدالله‌بن‌جبرین که پس از شیخ‌عبدالرحمن البراک دومین مرجع جنبش وهابیت محسوب‌می‌شود، با صدور فتوایی ضدحزب‌الله اعلام‌کرد که کمک به «حزب رافضی» و دعا برای پیروزی و موفقیت آن جایز نیست. هرچند مواضع دولت‌مردان و مفتی‌های سعودی به‌تدریج و در طول جنگ با حمایت افکار عمومی از حزب‌الله و موفقیت این حزب در برابر اسرائیل دچار تغییراتی شد، واکنش‌های اولیه سعودی‌ها اهداف و گرایش‌های واقعی آنها را به‌صورتی آشکار نشان‌داد (اسدی، 1386: 7). فتوای دیگری از روحانی عربستان به نام سفر الحوالی صادر شد که طی آن حزب‌الله را حزب شیطان می‌نامد، روزنامه یدعوت آهارونوت دو هفته پس از انتشار، این فتوا را تیترکرد (عبده و رسولی، 1389: 154).

3-2- موضع‌گیری سیاسی، دیپلماتیک و نظامی

3-2-1- دیدگاه‌ها و سیاست‌های حکومتی

سوریه هرچند بر اساس توافق‌نامه همکاری دوجانبه و دفاعی با لبنان مرتبط بود ( افزون بر معاهده عربی)، شرایط و اوضاع داخلی و خارجی اجازه شرکت در جنگ به نفع حزب‌الله را به این کشور نمی‌داد و ازاین‌رو از کشیده‌شدن به جنگی که آمادگی ورود به آن را نداشت خودداری‌کرد. به‌ویژه آنکه به علت توافق‌نامه سوریه و ایران، اگر سوریه در معرض حمله قرارمی‌گرفت پای ایران نیز به جنگ کشیده‌می‌شد. همه این محاسبات و گمانه‌زنی‌های دیگر، سوریه را وادارساخت که از مداخله نظامی خودداری‌کند و به حمایت رسمی و دیپلماتیک و کمک‌های غیرعلنی اکتفا‌کند (عبده و رسولی، 1389: 163).

رقیب خلیج فارسی عربستان در منطقه یعنی قطر، توانست ابتکار عمل در صحنه سیاسی معادلات لبنان را به‌دست‌گیرد و افزایش نسبی جایگاهی در طول و پس از جنگ سی و سه روزه در منطقه و لبنان پیداکرد. دولت قطر بر خلاف مثلث عربستان، مصر و اردن در جنگ سی و سه روزه، با محکوم‌کردن اظهارات برخی از سران کشورهای عربی علیه حزب‌الله سیاست حمایت از لبنان و مقاومت را برگزید. پس از آنکه کفه جنگ به سوی حزب‌الله سنگینی‌کرد قطر با نفوذ رسانه‌ای قابل‌توجه خود توانست از موضع جانبدارانه خود نسبت‌به حزب‌الله بیشترین بهره‌برداری سیاسی را نماید و جای پای جدیدی را برای خود بازکند (شیروانی، 1389: 99).

در جریان این جنگ قطر رودرروی عربستان قرارگرفت و سیاستی مغایر با سیاست این کشور اتخاذ، و در مقابل مقامات عربستان به شدت موضع‌گیری‌کرد. قطر ضمن حمایت از مقاومت، خواستار حفظ سلاح آن شد، درحالی‌که عربستان در اوایل جنگ، عملیات حزب‌الله را ماجراجویی حساب‌نشده دانست. با مقایسه حجم و اندازه کشور قطر با حجم و اندازه کشور عربستان می‌توان به عمق بحران رهبری در جهان عرب پی‌برد (عتریسی، 1388: 213). حمد بن جاسم آل ثانی وزیر امور خارجه قطر در زمان جنگ سی و سه روزه از موضع کشورهای عرب در برابر بحران خاورمیانه و درخواست آنها برای پایان‌دادن به حزب‌الله انتقادکرد. وی موضع کشورهای عربی را چراغ سبزی به رژیم صهیونیستی برای حمله به لبنان دانست. وزیر امور خارجه وقت قطر درخصوص قطعنامه تصویب‌شده برای پایان درگیری‌ها (1701) نیز گفته‌بود: «در این قطعنامه منافع لبنان به‌طور کامل لحاظ نشده و وحدت، ثبات و تمامیت ارضی لبنان به‌کل درنظرگرفته‌نشده‌است». وی تصریح‌کرده‌بود: « در آینده نه چندان دور، زمانی فراخواهدرسید که دیگر رهبران کشورهای اسلامی نیز همچون محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران خواستار محو اسرائیل از صفحه روزگار شوند» (سایت شهید آوینی). موضع دولت قطر را تا حدی می‌توان در زمره موضع‌گیری‌های واقع‌گرایانه درنظرگرفت، و هرچند در مواضع طرفدارانه قطر از حزب‌الله و مقاومت، رد پای منافع دولتی و منطقه‌ای برای خود این کشور دیده‌می‌شود.

رئیس جمهور یمن نیز در دیدار با سمیر قنطار از مقاومت حزب‌الله لبنان در برابر رژیم صهیونیستی طی جنگ سی و سه روزه 2006 میلادی تقدیرکرد و بر مواضع ضد صهیونیستی صنعا تأکیدکرد (خبرگزاری فارس، 02/02/1388). علی عبدالله صالح رئیس جمهور وقت یمن در دیدار خود از قطر و در مصاحبه‌ای با شبکه قطری الجزیره درباره جنگ سی و سه روزه اعلام‌کرد آنچه در لبنان اتفاق‌افتاده‌است به دلیل نبود یکپارچگی اعراب است: «اگر اعراب یکپارچگی قوی‌تری داشتند، اسرائیل نمی‌توانست چنین فجایعی را جلوی چشمان کشورهای عربی انجام‌دهد». او گفت که واکنش اعراب به وضعیت اسفناک لبنان، تنها محکومیت بوده‌است (روزنامه یمن آبزرور، جولای 2006 و سایت اسکای اسکریپر).

سه کشور مصر، اردن و عربستان سعودی به‌عنوان سه محور فعال جهان عرب در برابر شیعیان، در ابتدای بحران لبنان با محکوم‌کردن حزب‌الله، این گروه را مسئول آغاز جنگ قلمدادکردند. در تاریخ جارى براى نخستین‌بار هم‏سویى منافع مشترک عربستان سعودى- مصر- اردن- اسرائیل و آمریکا به ائتلاف برای حمله به ‏حماس و حزب‏ا... منجرشد. موضع‌گیرى این کشورها به‌صورت آشکار نشان‌مى‏دهد برای بى‏تأثیرکردن مقاومت اسلامى، میان آنان اتفاق‌نظر و هماهنگى وجوددارد (کاپلان، 2006: 3).

محور اصلی سیاست مصری‌ها در جریان جنگ حزب‌الله و رژیم صهیونیستی، انتقاد از رژیم صهیونیستی و حمایت از دولت سنیوره بدون حمایت از حزب‌الله بود. مصر از تحرکات عرب‌محوری در جریان این بحران حمایت‌می‌کرد، اما از جریانات اسلام‌محوری و سازمان کنفرانس اسلامی چندان حمایت‌نمی‌کرد (انوشه، 1387: 148). حسنی‌مبارک در ابتدای جنگ، علیه حزب‌الله موضع‌گیری‌کرد و اظهار داشت: «تشدید تنش‌ها در خاورمیانه، این منطقه را در آستانه ماجراجویی‌هایی قرارداده‌است که در خدمت منافع کشورهای عرب نیست» (رضوی و قاسمی، 1387: 53). وی به‌طور غیرمستقیم از حزب‌الله به دلیل صدمه‌زدن به منافع اعراب انتقادکرد و گفت: «آن‌هایی که می‌خواهند مصر برای دفاع از لبنان یا حزب‌الله وارد جنگ شود، آگاه نیستند که هنگامه ماجراجویی برون‌مرزی به‌سرآمده‌است». وی در واکنش به درخواست مردم مصر برای قطع رابطه با رژیم صهیونیستی گفت: وجود کانال‌هایی برای تماس میان مصر و رژیم صهیونیستی در درجه اول و آخر در خدمت به منافع امت عربی و برای نزدیک‌کردن دیدگاه‌ها و ایجاد نقاطی برای توافق است که منافع مشترک ما را تأمین‌کند (خبرگزاری فارس، 28/04/1387).

همچنین وی اظهارکرد: «رابطه مصر با اسرائیل به نفع مصر و جهان عرب است و از این طریق آنها کنترل‌می‌شوند و می‌توان رایزنی‌کرد». وی در پاسخ به فشار برخی مصری‌ها درباره حمله به اسرائیل گفت: «مصر هرگز به اسرائیل حمله نخواهدکرد و در صورت جنگ با اسرائیل، همه چیزمان را ازدست‌خواهیم‌داد» (اخلاقی‌نیا، 1385).

حتی در مقابله با گروه‌های داخلی مصر که موافق حزب‌الله لبنان بودند، مقامات مصری حدود 130 نفر از اعضای اخوان‌المسلمین مصر را به دلیل حمایت از مقاومت اسلامی و محکوم‌کردن رژیم صهیونیستی دستگیرکردند. این گروه با صدور اعلامیه‌ای از دولت‌های عربی خواسته‌بودند برای داوطلبان حضور در جنگ مقدس علیه اسرائیل راه را بازکنند (حجازی، 1385: 186).

حاکمان سعودی نیز با انتشار بیانیه‌ای، ضمن مخالفت با حزب‌الله، اقدامات این گروه را ماجراجویی و به زیان منافع و دستاوردهای کشورهای عرب توصیف‌کردند. حمایت از دولت سینوره، انتقاد از حزب‌الله و محکوم‌کردن حمله رژیم صهیونیستی ازجمله موضع‌گیری‌های دولت عربستان محسوب‌می‌شود (انوشه، 1387: 149).

در کنار این موضع‌گیری رسمی عربستان که خبرگزاری رسمی این کشور به نقل از یک مقام مسئول منتشرکرد، مقامات عربستانی ازجمله سعودالفیصل، وزیر خارجه وقت این کشور، نیز در چندین نوبت مواضع خود را علیه حزب‌الله و شیعیان ابرازداشتند. موضع‌گیری رسمی عربستان فقط به مقامات دولتی محدود نشد، حتی برخی شیوخ و شاهزاده‌های سعودی که مناصب حکومتی نیز دارند در تأکید بر موضع رسمی حکومت، در این بحران موضع‌گیری‌کردند. یکی از این افراد «صالح اللحیدان» رئیس شورای عالی قضات و عضو هیئت علمای بزرگ (کبارالعلما) است که شیعیان جهان ازجمله سه ‌میلیون شیعه سعودی را به وابستگی به ایران متهم‌کرد. او با توصیف حزب‌الله به «حزب شیطان» کمک به آن را خطا و این گروه را عامل تمامی خرابی‌هایی دانست که لبنان در جریان این جنگ متحمل شد (بلوردی، 1385: 51). عربستان سعودی اغلب در موضع‌گیری‌های سیاست خارجی خود به گونه‌ای عمل‌می‌کند که مورد رضایت ایالات متحده آمریکا باشد. البته این موضع‌گیری‌ها با پوششی عربی که قابل‌توجیه هم باشد آغازمی‌شود. نمونه چنین مواضعی، «طرح عادی‌سازی روابط با اسرائیل است» (اسدی، 1386: 7).

اردن ازجمله کشورهای عربی مخالف حزب‌الله بود و با موضع‌گیری‌های خود در طول جنگ سی و سه روزه این موضوع را اثبات‌کرد. اردن در چارچوب بازی‌های منطقه‌ای کمتر موردتوجه‌قرارمی‌گیرد، به همین دلیل در این بحران سعی‌کرد تا جایگاه منطقه‌ای خود را ارتقادهد. ملک عبدالله دوم پادشاه اردن نیز همسو با عربستان و مصر، حزب‌الله را آغازگر جنگ معرفی‌ و اعلام‌کردکه اقدامات حزب‌الله مخالف منافع جهان عرب است و منطقه را به پنجاه سال قبل بازمی‌گرداند. شاه اردن نخستین کسی بود که از ایجاد یک هلال شیعی در خاورمیانه خبرداده و ادعاکرده‌بود این امر باعث بی‌ثباتی کشورهای منطقه می‌شود. بر اساس این ادعا، هلال شیعی از ایران شروع می‌شود و تا شیعیان سوریه امتدادپیدامی‌کند، به حزب‌الله می‌پیوندد و سرانجام حماس را دربرمی‌گیرد. شاه اردن در اوایل جنگ به موازات محکوم‌کردن حملات اسرائیل، اقدامات حزب‌الله را به‌طور غیرمستقیم محکوم‌کرد و آن را برای منافع اعراب در منطقه زیان‌بخش دانست (رضوی و قاسمی، 1387: 53).

درواقع مقامات این سه کشور عربی در این جنگ به مقابله با حزب‌الله پرداختند و رفتارهای سه کشور مهم عربی نشان‌می‌دهد که آنها برای مهار قدرت شیعیان حتی حاضرند اهداف استراتژیک رژیم صهیونیستی را نیز تأمین‌کنند و در برابر مقاومت حزب‌الله جبهه بگیرند (پور قیومی، 1387: 79).

3-2-2- برگزاری نشست‌ها و کنفرانس‌های سیاسی

در آغاز حمله رژیم صهیونیستی به لبنان، به رغم درخواست دولت یمن برای برگزاری نشست فوق‌العاده سران، دولت‌های عربی موافقت لازم را به‌عمل‌نیاوردند (یوسف احمد، 1389: 233). صالح رئیس جمهور وقت یمن در این‌باره گفت: «متأسفانه اجلاس لغوشد فقط به دلیل اینکه تعداد کمی از کشورهای عربی ابتکار یمن را در برگزاری اجلاس پذیرفتند، بنابراین ما ناچارشدیم پیشنهاد خود را پس‌گرفته تا از عدم توافقات بیشتر میان کشورهای عربی جلوگیری شود». صالح فکرمی‌کرد نظرات مختلف کشورهای عربی باعث جلوگیری از برگزاری اجلاس شده‌است. او گفته‌است استدلال کشورهای مخالف برگزاری اجلاس آن بوده‌است که «آنها احساس‌می‌کردند آماده نیستند وارد جنگی شوند که حزب‌الله برای اسارت دو نفر در مقابل اسارت ده هزار نفر اسیر عربی به‌راه‌انداخته‌است». صالح گفته‌بود «مسئله فقط ربودن دو سرباز نیست بلکه نقشه اسرائیل- ساخته‌است»، «نقشه‌ای برای خلق خاورمیانه جدید وجوددارد، که نه تنها برای مقاومت لبنان، سوریه و یا هر کشور عربی خطرناک است، بلکه نقشه تغییر منطقه به‌طور کلی است». عبدالله صالح اضافه‌کرده‌بود «به این علت است که ما برگزاری اجلاس اعراب را برای بحث درباره آتش‌بس، مذاکره با اسرائیل بر طبق تصمیمات اجلاس بیروت درخواست‌کرده‌ایم، به‌خصوص ابتکار شاه‌عبدالله بن عبدالعزیز» (روزنامه یمن آبزرور، جولای 2006 و سایت اسکای اسکریپر).

برخی از کشورهای عربی (عربستان، مصر و اردن) با هماهنگی تعدادی از کشورهای اروپایی طرح صلحی را در کنفرانس رم مطرح‌کردند. از مهم‌ترین مواد طرح هفت‌ماده‌ای کشورهای مصر، عربستان و اردن درباره بحران لبنان به‌منظور ارائه در نشست رم، آتش‌بس و تلاش برای خلع سلاح و تبدیل حزب‌الله به یک جنبش سیاسی بوده‌است (پورقیومی، 1387: 80).

3-2-3- اقدامات نظامی و مالی

درباره کمک‌های مالی و نظامی باید گفت که دولت‌هایی که مخالف حزب‌الله لبنان بودند، نه تنها به لحاظ معنوی و سیاسی در مقابله با این حزب عمل‌کردند، بلکه کمک مادی را به این حزب و در این جنگ حرام می‌دانستند. دبیرکل شورای امنیت ملی عربستان سعودی در دیدار با مقامات رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی از آنان خواست برای نابودکردن حزب‌الله به لبنان حمله‌کنند، درمقابل عربستان نیز تمام هزینه‌های این جنگ را می‌پردازد. اردن به همراه کویت به سفارت‌خانه‌های خود در لبنان آماده‌باش‌دادند و علاوه‌براین رژیم اردن با جناح 14 مارس در کنار آمریکا و عربستان قرارگرفت و ارتباطات مستقیمی را با این جناح برقرار‌کرد (زارعی، کیهان: 17/08/85).

در کنار حمایت‌های همه‌جانبه ملت‌ها، فقط دولت‌های عربی حامی حزب‌الله، سوریه و با درجات پایین‌تر یمن و قطر بودند که عمده کمک‌های یمن و قطر جنبه معنوی داشته‌است، اما سوریه در سطح اجتماعی و انسانی به پذیرش ویژه بیش از 250 هزار تن از لبنانی‌ها اقدام‌کرد که به دلیل جنگ به مهاجرت به سوریه ناچار شدند. علاوه‌براین سوریه کمک‌های نظامی نیز به لبنان داشته‌است (بشور، 1389: 64).


نتیجه‌گیری

تأثیرات جنگ سی و سه روزه به قدری گسترده‌بود که نه تنها در داخل لبنان بلکه در منطقه و محیط بین‌المللی نیز قابل تأمل است. در این میان موضع‌گیری دولت‌ها در قبال این جنگ از اهمیت زیادی برخوردار است. دولت‌ها بر اساس شرایط محیطی و برآیندی که از شرایط و نتایج حاصل از عملکرد سیاسی خود در سطح منطقه و بین‌الملل دارند به اتخاذ سیاست‌ها و مواضع گوناگون پرداختند.

مواضع دولت‌های عربی در قالب دسته‌بندی این دولت‌ها به موافق و مخالف حزب‌الله لبنان بررسی شد. دولت‌های مخالف شامل مثلث عربستان سعودی، مصر و اردن بودند. تعامل محیط داخلی باثبات و محیط خارجی بی‌ثبات در این دولت‌ها سیاست خارجی با تدبیر را نتیجه‌می‌دهد در سیاست خارجی با تدبیر رفتار انطباقی رضایتمندانه شکل‌می‌گیرد و دولت رضایتمندانه به انطباق با محیط خارجی تن‌می‌دهد. بنابراین پیرو این سیاست دولت‌های عربی مخالف با حزب‌الله با توجه به برآیندی که از نتیجه جنگ برای خود داشتند، رژیم صهیونیستی را پیروز میدان می‌دانستند و به همین دلیل با چشمداشتی که به پاداش‌های آمریکا و نتایج مطلوب مقابله با حزب‌الله داشتند، با نشان‌دادن چراغ سبزهایی مانند سکوت در برابر تهاجمات مرگ‌بار نظامی، امتناع از حمایت عملی در قبال حزب‌الله، سانسور شدید اخبار پیروزی‌های حزب‌الله و غیره برای تضعیف حزب‌الله لبنان گام‌برداشتند.

راجع به کشورهای عربی موافق حزب‌الله در دوره جنگ سی و سه روزه، سیاست خارجی حاصل از تعامل ویژگی‌های محیط داخل و خارج برای سوریه و قطر، الگوی رفتاری با تدبیر را نتیجه‌می‌داد، اما برای سوریه عامل ایدئولوژی و برای قطر رقابت‌های منطقه‌ای با همسایگان به‌خصوص با عربستان، به شکل‌گیری رفتار انطباقی طغیانگرایانه و مخالفت با نظم جهانی حاکم منجرشد و درباره یمن نیز سیاست خارجی سرزنده حاصل از محیط داخلی بی‌ثبات (به علت رقابت‌های منطقه‌ای به‌ویژه با عربستان) و محیط خارجی به‌طور تقریبی باثبات (به دلیل حاشیه‌ای‌بودن یمن در منطقه خلیج فارس)، باز هم الگوی رفتاری طغیانگرایانه را به‌وجودآورد. بنابراین در سایه این نوع سیاست‌گذاری‌ها دولت‌های عربی سوریه، قطر و یمن با جبهه مقاومت همراه شدند و به دفاع از ملت مظلوم لبنان پرداختند. از جانب این دولت‌ها برای حمایت از مقاومت در لبنان بیانیه‌ها و فتواهایی صادرشد و نیز در برابر فتواهایی که علیه لبنان از سوی دست‌نشانده‌های عرب صادرشده‌بود، موضع‌گیری‌هایی صورت‌گرفت. وزیران کشورهایی مانند سوریه و یمن اعلام‌کردند اقدامات حزب‌الله ضد رژیم صهیونیستی، مشروع و درست است و با منشور سازمان ملل متحد تعارضی ندارد و در چارچوب قطعنامه‌های بین‌المللی درباره مبارزه مسلحانه ملت‌ها برای آزادسازی مردم و خاکشان است. قطری‌ها در طول جنگ آمادگی کشورشان را برای کمک‌رسانی به مردم لبنان و همچنین شرکت در اجلاس فوق‌العاده سازمان کنفرانس اسلامی اعلام‌کردند. حمد بن جاسم آل ثانی وزیر امور خارجه قطر در زمان جنگ سی و سه روزه از موضع کشورهای عرب در برابر بحران خاورمیانه و در خواست آنها برای پایان‌دادن به موجودیت حزب‌الله انتقادکرد.

دولت ایران نیز بر مبنای کلیات سیاست خارجی خود و ایدئولوژی و آرمان اسلامی تعریف شده نظام مبنی بر حمایت از مظلومین و مقابله با ظلم و ستم، حمایت از حزب‌الله لبنان و مبارزه با رژیم صهیونیستی را سرلوحه برنامه خود قرارداده‌است. برآیند ویژگی‌های محیطی داخلی باثبات و ویژگی‌های محیطی خارجی بی‌ثبات ایران در دوره جنگ سی و سه روزه، به شکل‌گیری سیاست خارجی با تدبیر و رفتار رضایتمندانه در جهت منافع و سیاست‌‌های قدرت‌های بزرگ می‌انجامید. اما ایران به دلیل متغیرهای ارزشی و ایدئولوژیکی خود، به جای رفتار رضایتمندانه در قبال سیاست‌های قدرت‌های بزرگ، رفتار انطباقی طغیانگرایانه در برابر نظم جهانی را برگزید و در این راستا موضع‌گیری اختصاصی ایران در قبال جنگ سی و سه روزه لبنان حاکی از حمایت‌های همه‌جانبه این دولت از حزب‌الله لبنان در تمامی عرصه‌ها و موضع‌گیری مثبت بود. روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و رسانه‌های ایران پیوسته اخبار این رویداد را به اطلاع مردم رسانده و ابعاد جنایات گوناگون رژیم صهیونیستی را به‌نمایش‌گذاشتند. علاوه بر عملکردهای مذکور، فعالیت‌های تبلیغاتی مانند تهیه فیلم و مستند، گزارش و مقالات، ارائه فتواهای مراجع و علما در حمایت از حزب‌الله لبنان نیز انجام شد. به لحاظ سیاسی و دیپلماتیک نیز مقامات ایرانی همواره مراتب حمایت خود را از این گروه ابراز داشتند و تجاوزات رژیم صهیونیستی را محکوم‌کردند. این همکاری در قالب جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیرنقدی، ارسال دارو و تجهیزات پزشکی، کمک به بازسازی و نوسازی لبنان نیز بوده‌است.

- منابع فارسی

- آل قطیط، هشام (1388)، بیانیه‌ها و فتواهای حمایت از مقاومت اسلامی در لبنان، ترجمه زینب، ش و زهرا اسحاقی، چاپ اول. تهران: انتشارات خرسندی.

- اخلاقی‌نیا، مهدی (1385)، «مواضع و دیدگاه‌های اخوان‌المسلمین مصر در جنگ سی و سه روزه لبنان»، فصلنامه مطالعات منطقه‌ای جهان اسلام، سال هفتم، شماره 26 و 27، تابستان و پاییز 1385.

- اسدی، علی‌اکبر (1386)، «رویکرد عربستان سعودی در قبال شیعیان خاورمیانه: دلایل و زمینه‌ها». فصلنامه مطالعات منطقه‌ای جهان اسلام، سال هشتم، شماره 29، بهار 1386.

- المسفر، محمد (1389)، «پیامدهای جنگ در جهان عرب؛ بحث‌ها و تبادل‌نظرها»، در کتاب: ویراستار: طاهره زارعی زواردهی، پیامدهای جنگ اسرائیل علیه لبنان (داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی)، ترجمه محمدرضا بلوردی و صغری روستایی، چاپ اول، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.

- انوشه، ابراهیم (1388)، «جنگ سی و سه روزه لبنان و بازیگران آن»، فصلنامه تحقیقات سیاسی و بین‌المللی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا، شماره نخست، بهار 1388، صص 156-139.

- بشور، معن (1389)، «پیامدهای جنگ بر لبنان»، در کتاب ویراستار: طاهره زارع زواردهی، پیامدهای جنگ اسرائیل علیه لبنان (داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی)، ترجمه محمدرضا بلوردی و صغری روستایی، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.

- بلوردی، محمدرضا (1385)، عربستان سعودی و جنگ رژیم صهیونیستی علیه حزب‌الله لبنان، فصلنامه مطالعات منطقه‌ای جهان اسلام، سال هفتم، شماره 26 و 27، تابستان و پاییز 1385.

- بیگی، مهدی (1389)، قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی لبنان)، چاپ سوم، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).

- پورقیومی، ایوب (1387)، تأثیر جنگ سی و سه روزه بر سیاست خاورمیانه‌ای نومحافظه‌کاران آمریکا، چاپ اول، تهران: انتشارات اعتدال.

- حجازی، حامد (1385)، یک لبنان مقاومت، یک اسرائیل ادعا، بررسی جنگ اسرائیل علیه لبنان و پیامدهای آن، چاپ دوم. تهران: انتشارات بقیه‌العتره.

- دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه (1387)، کتاب سبز سوریه، تهران: وزارت امور خارجه، مؤسسه چاپ و انتشارات.

- دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال (1383)، «سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپا از منظر نوکارکردگرایی»، مجله پژوهش حقوق و سیاست، شماره 12، صص 165-143.

- رضوی، سلمان؛ و قاسمی، علی‌پاشا (1387)، طعم تلخ بزرگ‌ترین شکست (جنگ ششم؛ آغاز سقوط رژیم صهیونیستی). چاپ دوم، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.

- زارعی، سعدالله (1385)، «حزب‌الله و پیروزی سیاسی جدید»، روزنامه کیهان، 17//8/1385، صفحه 2.

- شیروانی، میثم (1389)، قدرت نرم حزب‌الله، پیامدهای سیاسی و امنیتی جنگ سی و سه روزه، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(ع).

- صفوی همامی، سید حمزه (1387)، کالبدشکافی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).

- عبده، محمود و رسولی، حجت (1389)، «کشورهای عربی و جنگ سی و سه روزه»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال هفدهم، شماره اول، بهار 1389، صص168-149.

- عتریسی، طلال (1388)، «جنگی که قاره‌ها را از جایشان تکان‌داد»، در کتاب جمعی از نویسندگان، (1388)، پیروزی مقاومت: پیامدهای راهبردی جنگ سی و سه روزه. چاپ اول، ترجمه صغری روستایی، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.

- علوی، حسن، (1374)، کتاب سبز قطر، تهران: وزارت امور خارجه، مؤسسه چاپ و انتشارات.

- عمیدی، عبدالله، (1387)، «برخورد پیام و رسانه در جنبش حزب‌الله لبنان»، سوره. شماره 41.

- قاسمی، فرهاد (1381)، «طرح مفهومی مطالعه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال نهم، شماره 4، زمستان 1381، صص 58-35.

-______. (1382)، « تأثیر ساختار هژمونیک نظام بین‌الملل بر پدیده نظم در سیستم تابع خلیج فارس»، نشریه اطلاعات سیاسی- اقتصادی، سال هفتم، شماره هفتم و هشتم، پیاپی 188-187ف فروردین و اردیبهشت 1382، صص 53-40.

- ______. (1386)، دیپلماسی و روابط بین‌الملل، چاپ اول، تهران: انتشارات میزان.

- ______. (1388)، اصول روابط بین‌الملل، چاپ اول، تهران: انتشارات میزان.

- ______. (1389)، «مدل ژئوپلیتیکی امنیت منطقه‌ای: مطالعه موردی خاورمیانه»، فصلنامه ژئوپلیتیک، سال ششم، شماره دوم، تابستان 1389، صص 94-57.

- قاسمی، فرهاد و صالحی، سید جواد (1387)، نگرشی تئوریک بر خلیج فارس و مسائل آن، تهران: مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه.

-کاپلان، یوسف (2006)، «اعمال مشترک اسرائیل، آمریکا و رژیم‌های عربی». ترجمه احمد مرجانی‌نژاد، مجله ینی شفق (ترکیه)، تهران: مرکز رسانه‌های خارجی وزارت ارشاد اسلامی.

- کریملو، داوود، (1383)، جمهوری یمن، تهران: وزارت امور خارجه، مؤسسه چاپ و انتشارات.

- کریم‌نیا، حمید (1388)، «موقعیت مصر در مواجهه با سنت و لیبرالیسم»، فصلنامه مطالعات آفریقا، بهار و تابستان 1388.

- گودوین، ویلیام (1383)، عربستان سعودی، ترجمه فاطمه شاداب، چاپ اول، تهران: انتشارات ققنوس.

- مسعد، نیفین (1389)، «پیامدهای منطقه‌ای؛ ایران»، در کتاب: ویراستار: طاهره زارعی زواردهی، پیامدهای جنگ اسرائیل علیه لبنان (داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی)، ترجمه محمدرضا بلوردی و صغری روستایی، چاپ اول، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.

- مرکز القدس للدراسات السیاسیه، (1385)، «بررسی نتایج جنگ ششم»، ترجمه و تلخیص محمدرضا بلوردی، فصلنامه مطالعات منطقه‌ای جهان اسلام (ویژه جنگ سی و سه روزه)، سال هفتم، شماره 26 و 27.

- مقتدر، هوشنگ (1358)، مباحثی پیرامون سیاست بین‌الملل و سیاست خارجی، تهران: انتشارات دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی.

- یوسف احمد، احمد (1389)، «پیامدهای جنگ در جهان عرب»، در کتاب ویراستار: طاهره زارع زواردهی، پیامدهای جنگ اسرائیل علیه لبنان (داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی)، ترجمه محمدرضا بلوردی و صغری روستایی، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.

- هالستی، کی جی (1373)، مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل، ترجمه بهرام مستقیمی و مسعود طارم سری، چاپ پنجم، تهران: وزارت امورخارجه، مؤسسه چاپ و انتشارات.

2- منابع الکترونیکی

- آرشیو روزنامه کیهان.

- خبرگزاری فارس.

- خبرگزاری ایسنا.

- سایت خبری تحلیلی عصر ایران، 31/01/1391 و 20/03/1391.

- سایت شهید آوینی                               roozeh/DarMantaghe/Doost_Doshman.aspx

- سایت اسکای اسکریپر      http://www.skyscrapercity.com/showthread.php?t=380291

- یمن نیوز، 15 جولای 2006.