تحلیل نقش و کارکرد مکان‌های نمادین شهرها در تحولات سیاسی مطالعه موردی: میدان التحریر مصر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی . دانشگاه خوارزمی تهران

3 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری دانشگاه پیام نور تهران مرکز.

چکیده

مکان، بخشی از فضای جغرافیایی و درواقع، بستر شکل‌گیری روابط اجتماعی است. هر مکان با توجه به ویژگی‌ها، کارکردها و تاریخچه آن، دارای هویتی خاص و منحصربه‌فرد است؛ دراین‌میان برخی مکان­ها به دلیل ویژگی­های خاصی که دارند یا سابقه و تحولات ویژه­ای که در آنها اتفاق‌افتاده‌است، هویتی نمادین پیدامی­کنند و این هویت و جلوه نمادین آنچنان در ذهن و خاطره مردم ماندگار می­شود که به‌راحتی از نسلی به نسل دیگر منتقل‌می­شود؛ برای نمونه، میدان آزادی در تهران و کلیسای جامع مسیحی منجی در مسکو به‌عنوان نماد «تعصب، وفاداری و عشق بی­نظیر به آیین و سرزمین اجدادی» نمونه­ای از مکان­­های نمادین هستند که نقشی بارز در نمادسازی و برانگیختن احساسات ملت داشته‌اند. میدان تحریر، بزرگ‌ترین میدان قاهره است که در مرکز این شهر و در شرق رود نیل واقع شده‌است. به دلیل نظام دیکتاتوری مسلط بر این کشور طی سه دهه گذشته، مجالی برای ابراز وجود ملت مصر در قالب تجمع‌های سیاسی وجودنداشته‌است؛ باوجوداین، میدان تحریر در دو یا سه مقطع زمانی محدود، کارکرد سیاسی داشته‌است. انقلاب مردمی ملت مصر در سال 2011، به‌سرعت میدان تحریر را به کانون تجمع معترضان و مخالفان حکومت تبدیل‌کرد، به‌طوری‌که در اندک‌زمانی، نام «میدان تحریر» نه‌تنها در میان مردم مصر بلکه در سراسر جهان به نماد و سمبلی برای مبارزه ضد حکومت­ و طرح مطالبات سیاسی تبدیل‌شد تاجایی‌که معترضان جنبش وال استریت، نام خیابان وال‌استریت را به میدان تحریر آمریکا و معترضان لندنی، نام میدان معروف «ترافالگار» را به میدان التحریر تغییردادند. این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی به‌دنبال تبیین دلیل و چرایی تبدیل‌شدن میدان تحریر قاهره به‌عنوان یک مکان با کارکرد سیاسی و سمبل و نماد مبارزه ضد حکومت است. نتایج پژوهش نشان‌می‌دهند، عواملی مانند ایفای نقش مرکزیت در جریان تحولات سیاسی گذشته، غلبه هویت­ سیاسی این مکان بر سایر کارکردهای اجتماعی، ارتباطی و ...، عاملیت مرکزیت و دسترسی آسان، تراکم جمعیتِ خیابان‌های منتهی به این میدان، تلقین و تزریق روحِ کارکرد سیاسی از جانب رسانه­ها به کالبد این مکان و ... در شکل­گیری این روح و تقویت کارکرد سیاسیِ میدان تحریر دخیل بوده­اند.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

فعالیت انسان در فضا، مکان­های معین و منحصربه‌فرد را در سطح زمین اشغال‌می­کند که هریک دارای مجموعه­ای از ویژگی­ها و اختصاص‌های خاص خود است (میرحیدر، 1380: 9)؛ یعنی بار احساسی مکان با ساختار محلی احساس، مرتبط است و دربرگیرنده محل­هایی مختلف نظیر خانه، محل کار، مدرسه و کلیسا، بازار، میدان و سایر اماکنی است که فعالیت­های انسان، حول آنها صورت‌می­گیرد. از تلفیق ساختار محلی و نوع فعالیت انسانی، احساس مکانی به‌وجودمی­آید که دارای دو بعد جغرافیایی و اجتماعی است (مویر، 1379: 34)؛ بنابراین در فضای یک کشور مکان‌های عمومی متعددی مانند موزه­های ملی، ابنیه­های تاریخی، اماکن مذهبی و ... وجوددارند که مکان­هایی بسیار حساس و کلیدی برای هر ملت­اند، چراکه نمادی از ملت را به مردم خود و جهان پیرامون ارائه‌می­کنند (جونز و همکاران، 1386: 160)؛ برای نمونه، برج آزادی تهران، برج العربی دبی، برج ایفل پاریس، برج پیزای ایتالیا، برج­های دوقلوی کوالالامپور و ... چنان با شکوه و پرمحتوا ساخته‌شده­اند که از حد شهرها فراتررفته، جهانیان، کشور خاص را با آن نماد و المان در ذهن تداعی‌می­کنند (لطفی، 1391: 62).

همچنین مکان، حاوی نمادهایی است که در سختی­ها و خوشی­های افراد قرارداده‌شده­اند بنابراین مکان در اینجا در قالب یک مفهوم انتزاعی، بیانگر مجموعه­ا­ی در حال رشد از تجربیات و معانی مشخص است که فرد آنها را در طول زندگی خود از موقعیت­های مختلف جمع­آوری‌می­کند (حافظ‌نیا و دیگران، 1389: 192). ازآنجاکه ایجاد اتحاد و برقراری انسجام دولت، کارکرد اصلی یک پایتخت ملی است، پایتخت­ها مرکزی می­شوند، برای اشاعه نفوذ و اقتدار سیاسی و فرهنگی که دارای تأثیرهای ملی­سازی هستند (احمدی‌پور، 1386: 8)؛ بنابراین در پایتخت­ها باید به مکان­هایی مشخص که معنایی خاص برای ملت دارند، اشاره‌کرد. نقاط و ویژگی­های خاص تاریخی و جغرافیایی یک ملت که به مکان­هایی خاص، ارزش و معنایی متفاوت و ویژه می­بخشند، بسیار حائز اهمیت‌اند و مورد توجه قرارمی­گیرند؛ برای نمونه، میدان آزادی در تهران و همچنین کلیسای جامع مسیحی منجی در مسکو به‌عنوان نماد «تعصب، وفاداری و عشق بی‌نظیر به آیین و سرزمین اجدادی» و گنبد هزاره در لندن که نماد « بهترین­های بریتانیا و همه خوبی­های تاریخ دوران این سرزمین» است، نمونه‌هایی از مکان­هایی نمادین هستند که نقشی بارز در نمادسازی و برانگیختن احساسات ملت­ها دارند (جونز و همکاران، 1386: 161).

در جریان انقلاب مردمی ملت مصر، میدان «التحریر» قاهره به‌سرعت به محل اعتراض‌های مردم مصر ضد نظام سیاسی و به نماد و سمبل مبارزه برای دستیابی به مطالبات سیاسی تبدیل‌شد. «التحریر» به معنای آزادسازی یا نجات، بزرگ‌ترین میدان قاهره است که در مرکز این شهر قرارگرفته و کارکرد ارتباطی مطلوبی دارد، اما کارکرد سیاسی میدان تحریر از آنجا آغازشد که در سال ١٩٧٧ و درپی افزایش بهای مواد خوراکی، تظاهراتی در این میدان به‌وقوع‌پیوست؛ همچنین تظاهراتی در سال ٢٠٠٣ میلادی در اعتراض به حمله آمریکا به عراق در این میدان برپا شد؛ لیکن در جریان انقلاب ۲۰۱۱ مصر، میدان التحریر به‌سرعت به مکانی نمادین برای مبارزه ضد حکومت حسنی مبارک تبدیل‌شد و کارکرد سیاسی ویژه­ای پیداکرد؛ این سمبل‌سازی فقط مخصوص ملت مصر نبود بلکه حتی درپی اعتراض‌های مردم اروپا، استرالیا و آمریکا در برابر وال استریت، بسیاری از مردم در نیویورک نام خیابان وال استریت را «میدان التحریر آمریکا» خطاب‌کردند و همچنین بسیاری از مردم لندن نیز میدان معروف لندن، یعنی میدان ترافالگار را به نام میدان التحریر نامیدند. این پژوهش از لحاظ ماهیت و روش توصیفی ـ تحلیلی محسوب‌می­شود. جمع‌آوری اطلاعات به شیوه مطالعات کتابخانه­ای و با مراجعه به کتب، مقالات، روزنامه‌ها، سایت‌های اینترنتی و ... گردآوری‌شده‌است. این پژوهش به‌دنبال تبیین دلیل و چرایی تبدیل‌شدن میدان التحریر به‌عنوان یک مکان با کارکرد سیاسی و سمبل و نماد مبارزه ضد حکومت است. مفروض این مقاله، آن است که عوامل و متغیرهایی مانند عامل مرکزیت و دسترسی، سوابق تاریخی و سیاسی، نقش رسانه­ها و فضای کالبدی، ویژگی‌های جمعیتی، موقعیت و کارکرد پایتخت مصر و ... در تبدیل میدان تحریر به نماد اعتراض و کانون تجمع مخالفان حکومت و درخواست مطالبات سیاسی نقش‌داشته‌اند.

الف- تعریف مفاهیم و مبانی نظری

1- تعریف مفاهیم

یکی از مهم­ترین ارکان در پژوهش­های موجود در علوم اجتماعی و جغرافیای انسانی، ارائه تعاریف مختلف و گاه متضاد از اصطلاح‌های مورد استفاده در کالبد تحقیق است. ازآنجاکه برخلاف علوم تجربی در حوزه علوم اجتماعی و جغرافیای انسانی، تعریفی واحد که مورد توافق همگان باشد برای اصطلاح‌هایِ خاصِ رشته­های مختلف این حوزه به‌خصوص در جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی و ... ارائه‌نشده‌است، همین امر باعث می­شود که پیش از پرداختن به یک مطلب، نویسنده ابتدا با ارائه معمول­ترین و گیراترین تعاریف درخصوص واژه­هایی که به‌صورت کلیدی در تحقیق به‌کارگرفته‌شده‌اند، به آسان‌سازیِ فهمِ اصطلاح‌ها برای خواننده اقدام‌کند؛ به همین دلیل در ادامه به تعریف مفاهیمی مانند نماد، مکان نمادیک، مکان، میدان و ... پرداخته‌می­شود.

1-1- تعریف و مفهوم نماد: نماد یک اصطلاح است، اصطلاحی که بار معنایی­اش بسیار فراتر از معنای قراردادی و روزمره­اش است و کیفیتی روانی را بیان‌می­کند (فوردهام، 40:1346). نماد اندیشه آدمی را برمی­انگیزد و انسان را به فراخنای تفکر بدون گفتار می­کشاند و درواقع، کوشش بشر برای یافتن و تجسم مفاهیمی است که از ورای ابهام‌ها و تخیلات و تاریکی­ها او را احاطه‌کرده‌اند (بهزادی، 52:1380). نماد، بیانگر مفاهیم فرهنگی و تاریخی برجسته­ای است که از طریق آنها می­توان به فرهنگ و افکار گذشتگان پی­برد. نمادها را می­توان برابر با اسطوره­ها، تصاویر، مظاهر، نشانه­ها و تمامی جنبه‌های ظاهری و نمادین میراث مادی و معنوی و حامل­های معنایی دانست که مواردی ازقبیل «تصاویر ذهنی و عینی، داستان­ها و نگارش­های تاریخی، ادبیات، فولکور، زبان، ساختمان­ها، آثار، مراکز و ابنیه­های تاریخی، مجسمه­ها، نقاشی­ها، شاهکارهای معنوی و فعالیت­های خلاق هنری» را دربرمی­گیرند (دهشیری، 193:1388). انسان از راه نماد یا نشانه با هستی، طبیعت، نوع خود و خویشتن خود سخن می­گوید؛ این گفتگوها، بی‌وساطت نماد، هرگز مقدور نمی­بود؛ از همین استعداد نشانه‌سازی است که نوع آدمی می­تواند معنای تمامیت ارضی سرزمین مادری خود را به قطعه­ای پارچه­ رنگین منتقل‌کند و هزاران کیلومتر دور از وطن در کنار آن نماد و متأثر از احساسات متضاد به‌هیجان‌آید و فریاد شادی برکشد یا از سر دلتنگی بگرید (وزیرنیا، 64:1381)؛ منشأ، نماد دو نوع است: نمادها روابطی، به‌طور کامل قراردادی هستند یا اینکه روابطی نهادینه شده­اند که در طول زمان، پذیرش عام پیداکرده­اند. در هر دو مورد، نمادها روابط مدنظر خود را در قالبی کوچک، اشاره­ای، تصویری، کنایه­ای، حرکتی و کلامی ارائه‌می­کنند؛ درحقیقت، ارزش نماد نیز به دلیل همین کارکرد آن است، نمادها مظاهر و نشانه­هایی عینی‌اند که منعکس‌کننده احساس و شیوه­های رفتار آدمی هستند؛ به‌عبارت‌دیگر، بشر برای نشان‌دادن خواسته­های درونی خویش از نمادها استفاده‌می­کند، نمادها، رفتارها و هدف­ها را هدایت‌می­کنند (بهمنی و صفاران، 18:1389).

از نظر «دریدا» نماد و نشانه­ها، واسطه میان انسان و واقعیت‌اند (Berten,1995: 7). نشانه­ها انواعی گوناگون داشته، به روش­هایی مختلف تقسیم­بندی‌می­شوند. مشهورترین تقسیم­بندی ازسوی پیرس ارائه‌شده‌است. در این تقسیم­بندی، نشانه­ها در سه دسته نمادین، نمایه­ای و شمایلی طبقه‌بندی‌می­شوند (میرحیدر، 1386: 153). از میان سه نوع نشانه­ یادشده، نوع نمادین دارای اهمیتی ویژه­ در دانشِ جغرافیای سیاسی است، زیرا ازآنجاکه انتزاعی‌بودن ارزش­ها سبب عدم درک کامل شرایط واقعی می­شود، نمادها برای افراد، معانی خاصی پیدامی­کنند و درواقع، تجسم ارزش­ها می­شوند. از طریق نمادها، ارزش­ها از شکل انتزاعی خود خارج‌می­شوند و به‌صورت ملموس و عینی درمی­آیند. نمادها به‌عنوان ابزارهای ارتباطی می­توانند زمینه­های هویت مشترک و یکپارچگی را در میان گروه­ها، سازمان­ها و ملت­ها فراهم‌کنند. مهم‌ترین کارکرد نمادها خصوصیت تجهیزی آنهاست؛ بدین معنا که بهره‌مندی نظام سیاسی از قابلیت بالای نمادین سبب‌می­شود که توانایی تجهیزی آن در شرایط جنگ و صلح افزایش‌یابد و نظام بتواند بر قابلیت و ظرفیتِ تجهیز منابع مادی و معنوی محیط داخلی و بین­المللی برای پاسخگویی بیشتر به نیازهای واقعی مردم خود بیفزاید (قوام، 1389: 282)؛ بنابراین ارتباط و انتقال پیام، شکلی از کنش اجتماعی است که قدرتی نمادین دارد (تامپسون، 1380: 21)؛ در این راستا به‌نظرمی­رسد که مکان­های تاریخی، مسلط و مشهور ازجمله صوری نمادین هستند که با داشتن قدرت نمادین در بازتولید، جهت­دهی، بازنمایی، زنده­سازی هویت مکانی و تأثیرگذاری بر افراد و جوامع که درنهایت به بسیج شهروندان ختم‌می‌شوند و دارای اهمیتی بسیارند. به‌نظرمی­رسد یک مکان مؤثر درصورتی‌که بار سیاسی و ایدئولوژیک داشته‌باشد به عاملی در جهت تجلی و بازنمایی ایدئولوژی­ها و اندیشه­ها تبدیل‌شده، صورت نمادین به‌خودمی­گیرد؛ درواقع، ممکن است به نماد همان ایدئولوژی یا اندیشه تبدیل‌شود.

1-2- مفهوم نماد جغرافیایی: نماد جغرافیایی درواقع یک شاخص مکانی- فضایی و نشانه­ای برای بازتاب فرهنگ، تاریخ و ارزش­ها و شکل‌دهنده هویت است (bonnemaison,2005:45)؛ این مکان می­تواند مکانی مقدس مانند مسجد باشد، مکانی قابل‌رؤیت و بلندمرتبه مانند برج ایفل یا مکانی باشد که یک فضای روحانی را در حافظه تاریخی خود دارد (فیاض و همکاران، 104:1390). حافظه­ تاریخی بر بستر فضا حرکت‌می­کند؛ به‌عبارت‌دیگر، محور زمانی در رابطه­ای پیوسته با محیط فضایی قرارمی­گیرد و به‌نوبه­ خود، آن را تغییرداده، بر آن معناگذاری، نمادگذاری و نشانه­گذاری‌می­کند. فضاهای شهری، محله­ها و شهرها در کلیت خود، منطقه­های ملی یا بین­المللی بدین‌ترتیب به پهنه­هایی بدل‌می­شوند که می­توان آنها را «مکان‌های حافظه» نامید؛ این مکان­ها در بسیاری از موارد به‌صورت‌های مختلف، هنجارمند می­شوند. نام­هایی که بر کشورها، مناطق، شهرها، محله­ها، میدان­ها، خیابان­ها، ایستگاه­های مترو و اتوبوس‌های شهری، بناهای اداری، آموزشی، کاری، و بناهای علمی و تفریحی شهر گذاشته می­شوند و تحولی که این نام­ها در طول تاریخ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی پیدامی­کنند تا اندازه­ای بسیار، حافظه­ تاریخی یک پهنه را مشخص‌می­سازند (فکوهی، 260:1383).

نمادهای جغرافیایی، قلمرو و محدوده­ یک سرزمین را به‌وسیله­ «نشانه­ها» نمایان‌می­سازند که در آن قلمرو یا سرزمین نگاره­شناسی یا شمایل­شناسی را روی زمین بنامی­نهند؛ بنابراین نمادهای جغرافیایی، مرزهای یک قلمرو (انسانی) را نشان‌می­دهند، به آن روح می­دمند، به آن قلمرو و معنا می­بخشند و ساخت می­دهند؛ همچنین، نمادهای جغرافیایی قادرند برای یک مکان، محل یا موقعیتی، نقطه اتکا باشند و از چیزی که از آن ساطع و ناشی می­شود، قدرت و نیرویی بگیرند (bonnemaison,2005:45). مشاهده­ نماد یک سرزمین در اذهان دیگر فرهنگ­ها، در سطح جهان نیز تأثیرگذار است. یک نماد علاوه‌براینکه در محدوده ملی یک سرزمین شناخته‌شده‌است، در سطح جهانی نیز قابل‌شناسایی و عامل تفکیک از سایر فرهنگ­هاست. درج و گنجاندن نماد یک سرزمین و ناحیه فرهنگی در کتاب­ها، بروشورهای تبلیغاتی، فیلم­ها و امروزه نیز از طریق فناوری‌های ارتباطی جدید مانند اینترنت بر «شناخته‌شدن، اثرگذاری و تأکید بر آن»، موجب پذیرش نماد خاص در سطوح ملی و منطقه­ای و بین­المللی شده‌است؛ بنابراین آن نماد به نشانه‌ای از یک سرزمین یا فرهنگ خاص تبدیل‌می­شود. نشانه­هایی مانند اژدها و پاندای چین، برج ایفل فرانسه، بیگ بن انگلستان، اهرام ثلاثه مصر، همگی نشانه­هایی از کشورهای یادشده‌اند؛ البته بایدگفت که این نشانه­ها با معناسازی که از آنها می­شود، معنادار می­شوند و  در پس نشانه­های فیزیکی و عینی، «ذهن آدمی» به تاریخ، فرهنگ، ایدئولوژی و هویت هدایت‌می­شود که فراتر از یک نشانه و نماد است (فیاض و همکاران، 106:1390). ازجمله عناصر مهم هویت‌بخشی شهرها نمادها هستند که به‌صورت شناسنامه­ای گویا از گذشته و حال شهر، نقش اصلی را در معرفی آن به مخاطب برعهده‌دارند. نمادها و المان­های شهری ازجمله بناهای مهم در طراحی معماری و طراحی شهری محسوب‌می­شوند، به‌نحوی‌که گاه حتی از خود شهر پراهمیت­تر جلوه‌می­کنند. چراکه بیانگر هویت، شخصیت و عصاره شهر در یک ساختار نمایان هستند. بررسی و مطالعه درخصوص این نمادها نشان‌می­دهد که بیان این نوع بناها برپایه مفاهیم، سنت­ها، فرهنگ، هویت و تارخ شهر، استوار شده‌است (لطفی و محمدی، 64:1391).

1-3-  مکان به‌عنوان بخشی از فضای جغرافیایی: در فرهنگ لغت جغرافیایی آکسفورد (1997: 327)، واژه مکان، نقطه­ای خاص در سطح زمین تعریف‌شده‌است که محلی قابل‌شناسایی برای موقعیتی است که ارزش­های انسانی در آن بستر شکل‌گرفته، رشدیافته‌اند. مدنی‌پور (1379: 32)، مکان را بخشی از فضا و دارای بار ارزشی و معنایی می­داند و افشار نادری، آن را نتیجه برهمکنش سه مؤلفه رفتار انسانی، مفاهیم و ویژگی­های فیزیکی تصورمی­کند (محمودی‌نژاد، 1388: 48). ولش (1990) جغرافیا را «علم کشف ارتباط میان زمین و ساکنان آن، به‌واسطه مطالعه­ مکان، فضا و محیط» تعریف‌می­کند و آبلر (1992)، موضوع اصلی و مرکز ثقل جغرافیا را بر ویژگی­های مکان­ها و عملکرد متقابل فضای تغییردهنده­ آنها» قرارمی­دهد درحالی‌که فضا را گستره‌ای باز و انتزاعی می­بینیم، مکان، بخشی یا قسمتی از فضاست که به‌وسیله شخص یا چیزی اشغال‌شده‌است و بار ارزشی و معنایی دارد (پوراحمد، 1388: 80).

مکان، بافتی مناسب برای شکل­گیری هویت­های سیاسی و بازشناسی علایق سیاسی فراهم‌می‌سازد و بدین لحاظ، فعالیت­های سیاسی را می­توان حول محور مکان، سازماندهی و تجهیزکرد. هر مکانی از طریق جریان­های گسترده­تری از فعالیت­های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ساخته‌می­شود؛ به‌عبارت‌دیگر، به‌طور عمومی، اعتقاد بر این است که قدرت در چارچوب مکان پی‌ریزی‌می­شود و مورد استفاده قرارمی­گیرد؛ در این زمینه، مارتین جونز و همکاران (1386) معتقدند که هر مکان را می­توان به‌عنوان نقطه­ای خاص و منحصربه‌فرد تلقی‌کرد که درحقیقت، محل تقاطع جریان­هایی مختلف است، خواه این مکان، یک خیابان باشد یا منطقه یا حتی یک قاره؛ پس مکان نقطه تلاقی است؛ درنتیجه، مکان حائز اهمیتی خاص در تحلیل­های سیاسی است، چراکه روش‌های متفاوت به‌وجودآوردن این تقاطع‌ها و حضور بازیگران مختلف با ترکیب‌هایی خاص از روابط در مکانی خاص، دارای پیامدها و آثار سیاسی هستند؛ به همین دلیل، مسی (1994) بر این باور است که لازم نیست یک مکان، مقیاسی خاص و مشخص داشته‌باشد، بلکه می­تواند هر چیزی، از خیابان تا حتی یک قاره را دربرگیرد (افضلی،1391: 165).

مکان، بخشی از فضای جغرافیایی و درواقع، بستر شکل‌گیری روابط اجتماعی است که به‌عنوان دومین جریان شاخص کلیدی جغرافیا، فضا را از تفاسیر، ارزش­ها و هیجان پرمی­کند. مکان­ها بخشی از جهان واقعی­اند که هر شخصی در آنها زندگی‌می­کند و توسط افراد جامعه شناخته، تفسیر، تقدیس و مدیریت‌می­شوند (پوراحمد، 1388: 80). تفاوت مکان­ها تنها به ویژگی­های فیزیکی و مختصات طبیعی آنها نیست، بلکه ویژگی­های انسانی، فرهنگی و تاریخی هستند که به هر مکانی، هویت خاص خودش را می­بخشند و این هویت به مردم ساکن مکان­ها منتقل‌می­شود (پوراحمد، 1388: 80). هر مکان، شامل سه جزء اساسی است که عبارت‌اند از: 1- «محل» که دربرگیرنده­ کوچک‌ترین محدوده­هایی است که روابط اجتماعی در آنها شکل‌می‌گیرند؛ 2- «موقعیت»، منطقه‌ای جغرافیایی که محل‌ها را دربرمی‌گیرد و درون آن، تعامل‌های گسترده‌تر میان اعضای جامعه برقرار می‌شوند و 3- «بار احساسی مکان یا درک مکان» که با ساختار محلی احساس ارتباط‌دارد و دربرگیرنده محل‌هایی مختلف نظیر خانه، محل کار، مدرسه، مسجد و ... است که فعالیت‌های انسان، حول آنها صورت‌می‌گیرد. از تلفیق ساختار ملی و نوع فعالیت انسانی، بار احساسی مکان به‌وجودمی‌آید که دارای هر دو بعد جغرافیایی و اجتماعی است (پیشگاهی فرد، 1386: 673)؛ نیز مکان­های شهری، همراه با مجموعه­های فیزیکی و کالبدی آن، نوعی نمادند که علاوه‌بر کارکردها و عملکردهایی خاص که هریک از سازه­های شهری دارند، ناظر بر معنی‌شناسی شهری نیز هستند؛ ازطرف‌دیگر، هریک از این فضاها، عملکردها و مکان­های شهری، تابع خصوصیات فرهنگی و اجتماعی هستند که به آنها هویت و معنی می­بخشند (کلانتری، 1390: 189)؛ با این وصف، «اماکن و فضاهای شهری» علاوه‌بر بعد مادی، بعد غیرمادی نیز دارند و احساساتی در ساکنان خود ایجادمی­کنند و به‌واسطه این احساسات، نوعی تعلق به مکان در افراد ایجادمی‌شود که به شکل­گیری هویت مکانی می­انجامد؛ این نیروی معنوی، حس مکان نامیده‌می‌شود (احمدی­پور، 1390: 47)؛ بنابراین، چهره و مبلمان شهری و کالبد فضایی و فیزیکیِ شهر، اعم از خیابان­ها و کوچه­ها و اسامی آنها، میادین و مساجد و ابنیه تاریخ و ...، هریک به‌نوبه­ خود باید شهر و مردم شهر را معنی‌کند؛ آن زمان است که بازتاب­های تأثیر این امکان یا نمادهای آنان با کارکردهایی ازقبیل تقویت تبادل نظر و اطلاع­رسانی، انسجام و تفوبض و تزریق احساس قدرت و توانایی به جمعیت­های معترض، تداعی‌کردن فداکاری و ایثارها و حماسه­های شکل‌گرفته در آن مکان و روحیه‌بخشی به معترضان، در رفتار و کردار شهروندان جایگاهی ویژه­ می­یابد.

1-4- میدان به‌عنوان بخشی از فضای شهری: شهر، موجودی زنده است که با سایر اندام­های جامعه پیونددارد و هرگونه کاستی و بیماری در اجزا و فضایِ این پدیده، به‌طور مستقیم به سایر پدیده­های اجتماعی انتقال‌می­یابد و کل این ارگانیزم زنده را بیمار و مضمحل‌خواهدکرد (وحدتی‌اصل، 1380: 4)؛ با این توصیف، این نظر که فضاها «به‌خصوص فضاهای شهری» بر رفتار فرد تأثیرمی­گذارند و می­توانند برای تنظیم رفتار او به‌کارگرفته‌شوند امری پذیرفتنی است (طاهرخانی، 1381: 88)؛ دراین‌میان، میدان به‌عنوان یک فضای شهری در گذشته، نقشی بسیار مهم در حیات اجتماعی و شهری داشته، مهم­ترین مرکز انواع تجمع­های حکومتی، مردمی، نظامی، گذران اوقات فراغت و به‌ویژه اغلب، یکی از مهم­ترین مراکز تجمع­های مذهبی به‌خصوص از دوره صفویه به بعد بوده‌است. بیشتر میدان­های درون شهر به‌عنوان یک فضای شهری، اغلب، نقش و کارکرد فضایی ارتباطی را نیز دارا بودند. همجواری و در بیشتر موارد، یکی‌بودنِ مسیرهای پیاده و سواره موجب می­شد که میدان­ها از جنبه کارکردی به‌عنوان یک فضای شهری، محلی مناسب برای انجام بسیاری از فعالیت­های اجتماعی، اقتصادی و گذران اوقات فراغت باشند. میدان­های طراحی‌شده در گذشته، دارای چهار نمای طراحی‌شده و کامل بودند که معابر متصل به میدان، آنها را نمی­گسست؛ در این حالت، فضای باز میدان، یک فضای باز مرکزی و کم‌وبیش، مانند حیاط خانه­ها، محصور بود، به‌صورتی‌که مردم از لحاظ فضایی، خود را درون یا بیرون آن حس‌می­کردند (سلطانزاده، 1382: 92). میدان‌ها در شهرها برحسب ضرورت‌های مکانی و زمانی، نقش و عملکردهایی مختلف به‌خودگرفته‌اند؛ گاهی به‌صورت مکانی برای عرضه کالا بوده، زمانی، فضایی حکومتی و دیوانی یا مذهبی داشته‌اند، در شهرهای دوره اسلامی، میدان اهمیتی ویژه­ می‌یابد و از این دوره با نقش و عملکردهایی متفاوت مانند تجاری، ورزشی، مذهبی، اداری و حکومتی کارکردهایی متعدد را ایفامی­کند. میدان­های اصلی به دلیل ارتباط با مسجد جامع به‌عنوان اصلی­ترین مکان تجمع مذهبی قرارگرفته، رفته‌رفته نقشی چندمنظوره­ می­یابند که همواره حضور مردم، مهم­ترین عامل زندگی­بخش آنهاست (http://www.daneshju.ir). در دوران معاصر، بسیاری از عملکردهای کلاسیک میدان­ها به بناها منتقل‌شده‌اند و به دلیل وضیعت و موقعیت فعلی، نمی­توان عملکردهای گوناگون و متفاوت اجتماعی دوران گذشته را از آنها انتظارداشت؛ اما امروزه مشاهده‌می‌کنیم که رفته‌رفته میدان، نقشی مؤثر در مجموعه اندام­های شهری یافته، تأثیرهایی زیادی را بر شکل­گیری و سازماندهی فضایی شهر نسبت‌به دوره‌های تاریخی مختلف به‌انجام‌رسانده‌است. میدان به‌عنوان فضایی شهری با حضور و مکث معنی­دار انسان و به‌منظور و مقصودی معین در ارتباط با حرکت جمعیت موجودیت پیدامی‌کند و علاوه‌برآن، جلوه­هایی روشن از یک فضای ایجادکننده ارتباط، تماس و فعالیت آدمی را نمایان‌می­سازد.

2- مبانی نظری

در این پژوهش از دو سازه­ نظری موجود در علم جغرافیا، یعنی نظریه­ پخش و نظریه­ مک لوهان که به تأثیر حائز اهمیت رسانه­ها بر شکل‌گیری افکار عمومی و ذائقه­ سیاسی و اجتماعی افراد انسانی اشاره‌دارند، بهره‌گرفته‌شده‌است و نیز جنبه­ نوآورانه­ [این] پژوهش، تلفیق نظریات موجود در علم جغرافیا با مفهوم نماد و نمادپردازی در علوم اجتماعی به‌خصوص جامعه‌شناسی است که از این رهگذر، درصدد بررسی عللِ تبدیل‌شدن مکان­هایی شاخص به‌عنوان نماد اعتراض و آزادی‌خواهی برآمدیم. اماکن نمادین در مرکز پخش یک پدیده قرارمی­گیرند و پخش یک پدیده از یک مکان شاخص هرچه بیشتر وجه نمادین آن را تقویت‌می‌کند.

2-1- نظریه پخش: انتشار و گسترش یک پدیده و یک نوآوری در سراسر فضای جغرافیایی و در طول زمان، پخش و تراوش گفته‌می­شود (شکوئی، 1385: 111)؛ این مفهوم به‌وسیله جغرافی‌دان سوئدی به نام تورستن هاگراستراند به دلیل تدوین و ارائه مدل «پخش نوآوری­ها» در سوئد مرکزی شناخته‌شده‌است (احمدی­پور، 1388: 155)؛ نظریه پخش یا «اشاعه» یکی از نظریه‏های رایج در باب توضیح چگونگی‏ انتشار نوآوری‏ها و گسترش طرح‏ها و اندیشه‏هاست؛ هرچند خاستگاه اولیه این نظریه در رشته جغرافیای انسانی است، در موضوع‌های رشته­ علوم سیاسی و روابط بین‏الملل نیز کم‌وبیش به‌کارگرفته‌شده‌است (برزگر، 1382: 39)؛ این نظریه، قدرت تبیین و توضیح هرگونه نوآوری فکری یا فیزیکی را دارد و هم دلیل اشاعه، نحوه گسترش، مسیرها و مجاری پخش آن و هم علل توقف و گسترش مجدد آن و نیز پایداری برخی از امواج و زوال برخی دیگر را توضیح‌می‌دهد (پیشین: 43). جغرافی­دانان با توجه به انتشار و گسترش پدیده­های گوناگون در زمان ما که زمینه­های اجتماعی- اقتصادی شدیدی بر بخشی از مردم نواحی جغرافیایی تحمیل‌می­کند بر مواردی متعدد مانند اینکه «پدیده­های جغرافیایی چگونه میان نواحی جریان‌می‌یابند؟، مراکز اصلی این پدیده­ها کجاست؟ و چرا پاره­ای از مراکز، کانون اصلی تراوش پدیده­ها و نوآوری­ها محسوب‌می­شوند؟» (پاپلی­یزدی و سناجردی، 1391: 220) تأکیدمی­ورزند؛ درخصوص این نظریه، ریشه­یابیِ پدیده­های سیاسی که در قالب شورش، انقلاب و اعتراض بروزمی­کنند، اهمیتی بسزا درراستای پی‌بردن به چرایی موضوع دارند. مرکز اصلی بروز تحرک‌های انقلابی مصر، میدان التحریر بود چراکه به‌صورت نمادین و در طول زمان­های مکرر، آبستن تجمع و اعتراض‌ها ضد وضع موجود بوده‌است. در پخش ناحیه­ای که طی آن اطلاعات، مواد، کالا، مد، امراض، تولیدها و نظایر اینها، از ناحیه‌ای به ناحیه دیگر می‌رسند و میان جمعیت ناحیه­ جدید گسترش‌می­یابند، گاهی شدت نوآوری­ها و پدیده­ها در ناحیه جدید، بیش از خاستگاه اصلی پدیده‌ها و نوآوری‌هاست؛ لذا در این خصوص هرچند کشور تونس، منشأ و مرکز اصلی این پدیده­ سیاسی بود، عواملی چند ازقبیل «نقش نمادین میدان التحریر و تعمیق خصلت مبارزه و اعتراض در کالبد هویتی این مکان، انسجام و احساس قدرت در میان جمعیت معترض، خواست مشترک معترضان و ...» باعث شدند که شدت انتشار این پدیده­ سیاسی در مصر بیشتر و سریع­تر انجام‌گیرد و میدان التحریر به‌عنوان نماد اعتراض و عامل انتشار این فرایند به دیگر کشورها تبدیل‌شود؛ از نگاهی دیگر جابه‌جایی مکانی پخش، مصداق وضعیت موجود در مصر نیست زیرا در قالب این نوع پخش، مکان اصلی پخش اطلاعات، مواد، امراض و نوآوری‌ها به‌تدریج از اطلاعات، مواد و امراض خالی می­شود و سرچشمه­ پخش می­خشکد، بدین‌سان که به موازات پخش از مکانی به مکان دیگر، خاستگاه پخش یا تراوش، اهمیت و اعتبار خود را ازدست‌می­دهد، درحالی‌که میدان التحریر امروزه­ روز، نیز نقش خود را به‌خوبی ایفامی­کند به‌صورتی‌که در جریان اعتراض‌ها به بازداشت مُرسی و وقوع برخوردهای میان طرف‌داران و مخالفان او، این میدان کماکان در مرکز این تحرک‌ها قرارداشت؛ به‌طور کلی این نظریه، قدرت تبیین و توضیح هرگونه نوآوری فکری یا فیزیکی را دارد و هم دلیل اشاعه، نحوه­ گسترش، مسیرها و مجاری پخش آن و هم علل توقف و گسترش مجدد آن و نیز پایداری برخی از امواج و زوال برخی دیگر را توضیح‌می­دهد (برزگر، 1382: 43). به‌نظرمی‌رسد که در عصر جدید، عناصر فرهنگی، پدیده­های سیاسی و ابداع‌ها، با بالاترین سرعت ممکن در فضاهای مجازی و رسانه­ای میان کشورها و قاره­ها اشاعه و انتشارمی­یابند و بدین صورت، ما زوال فاصله­های فیزیکی مشاهده‌می‌کنیم؛ همچنین هر مکانی که بتواند به نماد عمل یا رفتاری تبدیل‌شود، توانایی و احتمال انتشار آن عمل یا رفتار از آن مکان نمادین چند برابر می­شود.

2-2- نظریه فشردگی زمان- فضا و دهکده جهانی: در زمان ما، نگاه ما به جهان به وسایل ارتباطی، وابسته بوده، شناخت ما از جهان، به مبادله­ اطلاعات، مربوط است. با توسعه رسانه­های الکترونیکی، جهان به اطاق­های ما واردشده‌است. با یک فشار به دکمه­ تلویزیون، همه رویدادهایی که در آن سوی جهان رخ‌می­دهد در اطاق‌هایمان روی ‌پرده تلویزیون می­بینیم. ما هم‌اکنون در جهانی زندگی‌می­کنیم که مارشال مک لوهان، آن را دهکده جهانی می­خواند. چنان‌که در تلویزیون، ناآرامی‌های کره جنوبی، انقلاب در فیلیپین، تجمع‌های اعتراضی اوکراین، ناآرامی­های سوریه، فعالیت­های تخریبی القاعده در سوریه و عراق، اخبار ترورهای سیاسی و ... را به‌سرعت دریافت‌می­کنیم. با رسانه­های الکترونیکی و قدرت­یابی تأثیر شبکه­های اجتماعی مجازی در زندگی واقعی، همه نقاط جهان به داخل زندگی روزمره و قضاوت ما راه‌یافته‌اند؛ نتیجه آنکه امروزه، در شکل­گیری تجربیات ما از زندگی و زیست جهان، رویدادهای دور و نزدیک، سهمی قابل‌توجه دارند؛ درواقع، رادیوها، تلوزیون­ها، ماهواره­ها و اینترنت­ها، در مردم جهان، نوعی دیدگاه مشترک جهانی به‌وجودمی­آورند که از آن با عنوان «باورهای عمومی جهان» یادمی­شود. باورهای عمومی جهان که از طریق رسانه­های الکترونیکی شکل‌می­گیرد می­تواند زندانیان سیاسی را آزادکند، دولت­ها را ناتوان‌سازد، گروه­های سیاسی مخالف را مشروعیت‌بخشد و به گروه­های تحت محاصره، امید رهایی دهد؛ این وضع که برای اولین‌بار در تاریخ جهان دیده‌می­شود، نقش مهم عقیده­ جمعی مردم عادی را در رویدادهای جهانی نشان‌می­دهد. بدین‌سان در جهان امروز، باورهای عمومی جهانی به‌منزله نوعی نیروی توانمند عمل‌می­کند؛ دیوید هاروی از این شرایط با عنوان «فشردگی زمان و فضا، زمان و مکان» یادمی‌کند. قرن بیستم از طریق فناوری ارتباطات و اطلاع­رسانی، کره­ زمین را به مکانی کوچک تبدیل‌کرده‌است. به‌گونه‌ای‌که هر رویدادی که در یک ناحیه اتفاق‌می­افتد در نواحی دور و نزدیک تأثیرمی­گذارد (شکوئی، 1388: 31). در جریان تداوم، تقویت و دستیابی انقلاب مصر به پیروزی، نقش رسانه­ها و شبکه­های اجتماعی مجازی و تلفن همراه و ... انکارناپذیر و حائز اهمیت اساسی است؛ این رسانه­ها موجب شدند که باورهای عمومی جهان به نفع معترضان شکل‌یابند و میدان التحریر هر روز بیشتر از دیروز در رأس سطور خبری سایت‌ها و روزنامه­ها قراربگیرد؛ این امر، اصلی­ترین عامل در هویت­بخشی سیاسی به کالبد فیزیکی میدان التحریر به‌عنوان نمادِ یک مکان معترض بود. با زایل‌شدن فاصله­های فیزیکی یا به قول دیوید هاروی به دلیل فشردگی مکان و زمان، آنچه در میدان التحریر می­گذشت در مدت زمانی اندک، پهنه­ گیتی از آن باخبر می­شد؛ تلفن همراه و سایت­ها و شبکه­های اجتماعی هم در تحریک ملت به حضور و ملاقات در میدان، نقشی قابل‌توجه در بسیج افکار و شهروندان ایفاکردند؛ بنابراین در قالب نظریه­ مک لوهان و فشردگی زمان و مکان، دیوید هاروی نیز این پدیده سیاسی قابل‌تحلیل است که در یافته­های تحقیق، این ارتباط بیشتر نمودیافته‌است.

پ- یافته­های تحقیق

1- کارکردهای اماکن شهری

شهرها، کانون قدرت و ثروت هستند و استقرار بخشی عظیم از مراکز، سازمان­ها و نهادهای حکومتی و دولتی باعث شده شهرها به نقطه ثقل قدرت سیاسی و تصمیم­گیری­های استراتژیک تبدیل‌شوند (عسگری، 1385: 79)؛ همین مکان­های کانونی، متشکل از مکان­های تجلی قدرت و به‌تعبیری‌دیگر، نمادی از شکوه و جلال حکومت­ها هستند (سلطانی، 1389: 125). در تجمع و تراکم این اماکن با کارکردهای متفاوت، نقش دولت­ها در تهیه طرح­های شهری، تنظیم چهره عمومی شهرها و ایجاد میدان‌های معماری مانند میدان شهرسازانه، میدان جامعه‌شناسی، میدان اقتصادی و مواردی از این دست، واقعیتی انکارناپذیر است (کریمیان، 1389: 122)؛ لذا امکان شهری با کارکردهایِ متعددِ سرزندگی فضای شهری، تسهیل ارتباطات، زنده­سازی هویت­های تاریخی، جذب گردشگر و رونق اقتصادی، کارکرد سیاسی و ... در بطن توجه دولت‌مردان و متولیان امر قراردارد. در ادامه به کارکرد سیاسی اماکن و میادین شهری با تمرکز بیشتر پرداخته‌می‌شود.

 1-1-کارکرد سیاسی مکان‌ها و فضاهای اعتراض: بعضی مکان‌ها به‌ویژه میدان­ها در فضاهای شهری در برخی تحول‌های سیاسی، نقش و جایگاهی خاص یافته، به محور و مرکز تحول‌های سیاسی و به‌نوعی به فضای اعتراض تبدیل‌می‌شوند؛ برای نمونه، میدان تیان­آن­من یا دروازه­ صلح آسمانی، همان مکانی است که اکتبر سال 1941م مائو تسه تونگ بر فراز دروازه­ آن ایستاد و تأسیس چین جدید را اعلام‌کرد (قاسمی، 1382: 21) تیان­آن­من به‌عنوانِ میدان اصلی شهر پکن در ساعات نخستین روز 4 ژوئن 1989، شاهد تظاهرات بزرگ طرف‌داران دموکراسی بود که توسط نیروهای مسلح سرکوب‌شد (مک­لین، 1381: 959). سرکوب جنبش دموکراسی­خواهی دانشجویان در سال 1989 به مرکزیت میدان مشهور تیان­آن­منِ پکن، حقوق بشر را برخلاف زمان پیش از آن به موضوعی مسئله­ساز برای جمهوری خلق چین و رهبران اقتدارگرای حزب کمونیست در تعامل‌هایشان با جامعه جهانی، نظام بین­المللِ حقوق بشر و در رأس آن سازمان ملل متحد تبدیل‌کرد (اسدپور، 1385: 1)؛ دانشجویان در این واقعه به ناپایداری اقتصادی چین و سرکوب­های حزب کمونیست و فساد دولتی اعتراض‌کردند، جنبش تیان­آن­من در 22 آوریل همان سال، ظاهر شده‌بود و دلیل آن، حمایت دانشجویان از یکی از رهبران حزب کمونیست چین، هویائوبانگ، بود که در همین ماه طرح‌هایی جدید را برای گشایش و دموکراسی در حزب مطرح‌کرده، اما بی‌درنگ از حزب اخراج‌شده‌بود؛ به‌این‌ترتیب در طول چند روز، جمعیت دانشجویان میدان تیان­آن­من به بیش از 200 هزار نفر رسید و دو هفته بعد با حضور میخائیل گورباچف در (16 ماه می) در پایتخت چین، دانشجویان تمایل خود را به دنبال‌کردن راه روسی در چین اعلام‌کردند؛ اندکی پس از آن، دولت کمونیست چین با مشاهده سرایت جنبش به سایر اقشار مردم پکن، سرانجام تصمیم‌گرفت که با سرکوبی خشونت‌آمیز، آن را ازمیان‌بردارد؛ این اعتراض‌ها با نیروهایی مسلح که توسط حکومت به پکن فرستاده‌شدند با قتل عام 3 هزار دانشجو به‌شدت سرکوب‌شد (روزنامه جام­جم، 1391: 16). امروزه این میدان به دلیل ایستادگی مادران دانشجویانی که 24 سال پیش، خون فرزندانشان در مقابل تانک­های دولت چین، نقش ماندگار آزادی را بر میدان «تیان­آن­من» پکن ترسیم‌کرد، به‌عنوان میدانی نمادین که یادآور اهدای جان برای کسب آزادی است، به اذهان و افکار عمومی ملت چین و سایر ملل معرفی‌شده‌است.

 بنابراین به‌نظرمی­رسد که تمامی مکان­های جغرافیایی، توان تبدیل‌شدن به مکانی نمادین را نداشته‌باشند بلکه میادین، اماکن و ابنیه­ای که در تحول‌های سیاسی- اجتماعی ملت و حافظه­ تاریخی شهروندان، جایگاهی ویژه­ دارند و به‌نوعی کارکرد سیاسی- عاطفی آنها بارزتر از سایر کارکردهای آنهاست، دارای این ظرفیت باشند. مکان­هایی مختلف مانند میدان آزادی و ساختمان آزادی در جریان انقلاب اسلامی ایران، میدان بولونتایا در مسکو، میدان التحریر در مصر ازجمله این اماکن به‌شمارمی‌آیند. 

1-2- نقش و جایگاه میدان التحریر قاهره در تحول‌های سیاسی- اجتماعی مصر: میدان با ابعاد مختلف معنایی، کارکردی و کالبدی می­تواند نقشی مهم در ارتقای کیفی فضاهای شهرهای امروز ایفاکند؛ دراین‌میان، توجه به عوامل مؤثر در دلبستگی افراد به میدان­های شهری می­تواند نقشی مؤثر در هویت و مطلوبیت میدان­ها داشته‌باشد (سجادزاده، 1392: 79). سرچشمه­ حرکت دومینووار انقلاب‌های اخیر خاورمیانه، از مکان­هایی مانند شهرهای مسلط یا پایتخت، میادینی مانند میدان التحریر مصر که نماد آزادسازی و همواره محل برگزاری تظاهرات سیاسی بوده‌است نشأت‌گرفت (کیا، 1390: 13). میدان التحریر، بزرگ‌ترین میدان قاهره است که در مرکز این شهر و در شرق رود نیل واقع شده‌است و همانند بسیاری از میدان‌ها، این میدان، کارکردی ارتباطی نیز دارد؛ ازطرفی، موزه مصر؛ در میدان التحریر شهر قاهره قرارگرفته که در آن، مجموعه آثار فراعنه و پانصد هزار قطعه آثار حک‌شده از تاریخ مصر قدیم که قدمت آنها به هزاران سال پیش برمی­گردد، یافت‌می­شود؛ این موزه در سال 1858 میلادی تأسیس‌شد (تکیه­ای، 1375: 23)؛ به‌نظرمی­رسد که مکان گزینی این موزه در کنار میدان التحریر به کارکرد فرهنگی این میدان، نقشی پررنگ‌تر بخشیده‌است.

این میدان که پیش‌تر اسماعیلیه نام‌داشت، پس از انقلاب 1952 به نام میدان التحریر (به معنی آزادسازی یا نجات) تغییرکرد. تظاهرات سال ١٩٧٧ که درپی افزایش بهای مواد خوراکی به‌وقوع‌پیوست، در این میدان برگزارشد؛ همچنین، تظاهراتی در سال ٢٠٠٣ میلادی در اعتراض به حمله آمریکا به عراق در این میدان برپا شد در جریان انقلاب 2011 مصر، میدان التحریر به نماد مکان معترض و سمبل مبارزه ضد حکومت حسنی مبارک تبدیل‌شد؛ ازاین‌رو به‌نظرمی­رسد که امروزه، کارکردهای متعدد میدان التحریر مصر تحت‌الشعاع کارکرد سیاسی آن قرارگرفته‌است، به‌صورتی‌که این میدان به یک نماد آزادسازی و مخالفت با حکومت‌های دیکتاتوری تبدیل‌شده‌است؛ گواه این قضیه، آن است که مردمان معترض اروپا و آمریکا و ... به مکان‌های محل تجمع خود، اسم میدان التحریر داده­اند.

1-3- عوامل مؤثر در شکل‌دهی میدان تحریر به‌عنوان نماد اعتراض

1-3-1- عامل مرکزیت و در دسترس بودن: میدان التحریر بزرگ‌ترین میدان قاهره است که در مرکز این شهر و در شرق رود نیل واقع شده‌است؛ همانند بسیاری از میدان‌ها، این میدان دارای کارکرد ارتباطی مناسبی است به دلیل اینکه در مرکز اتصال چند خیابان قرارگرفته‌است؛ بدین‌ترتیب، خیابان التحریر از شرق و غرب، خیابان میرت باشا از شمال و خیابان القصر العینی از جنوب به این میدان، متصل می­شوند؛ ازطرفی به حومه‌ها و نواحی جمعیتی حاشیه‌نشین و فقیر نیز قرابت‌دارد؛ این کارکرد خوب ارتباطی و عامل دسترسی ساده به میدان باعث شد که این میدان ازسوی عموم مردم به‌عنوان مرکز تجمع مخالفان و آزادی‌خواهان پذیرفته‌شده، رفته‌رفته به نماد آزادی‌خواهی تبدیل‌شود (ر.ک تصویر 1)؛ بر این اساس می‌توان‌گفت که میدان التحریر، دارای نقشی کانونی در انتشار امواج سیاسی در درجه اول در داخل پایتخت و در مرحله بعد در داخل کل مصر بوده؛ بدین‌ترتیب، این میدان به‌عنوان یک کانون توزیع‌کننده، مکان و سرچشمه­ انتشار امواج اعتراضی مردمان گردآمده در این میدان بود؛ به‌گونه­ای‌که موج اعتراض به‌راحتی از این میدان به سایر مناطق قاهره و حتی سایر شهرها سرایت‌می­کرد؛ علاوه‌براین، همچنان‌که هاگت در نظریه پخش بیان‌می‌کند، این مکان در جریان اعتراض‌های شهروندان مصری، دارای کارکرد انتشار گسترشی بود؛ انتشار گسترشی، فرایندی است که به‌وسیله آن، اطلاعات، مواد و مانند اینها از یک جا به جای دیگر گسترش‌می­یابند؛ در این فرایند، چیزهایی که منتشرشده­اند در ناحیه اولیه باقی‌مانده، اغلب شدت پیدامی­کنند (هاگت، 1382: 92). تأثیر عامل مرکزیت و میزان دسترسی را می‌توان با این نمونه شرح‌داد که اگر سنگی را به درون استخری بیندازیم و پخش امواج آن را نظاره‌کنیم، خواهیم‌دید که دوایر با دورشدن از نقطه­ اثر، به‌تدریج ضعیف و ضعیف‏تر می‏شوند؛ به همین قیاس، میزان پذیرش نوآوری‏های فرهنگی نیز با افزایش مسافت کاهش‌می‏یابد و ابداع‌ها به‌‏طور عمیق‏تر و نافذتری در نزدیک‏ترین نقطه به مبدأ پذیرفته‌خواهندشد و با دورشدن از آن کاهش‌می‏یابند (جردن و روانتری، 1380: 506).

در توضیح نقش کانونی میدان‌ها در شکل‌گیری تجمع‌های مردمی، می‌توان به این نکته اشاره‌کرد که خیابان­ها اغلب به یک میدان یا یک محل فرهنگی و رسانه­ای منتهی‌می­شوند که در آنجا با پیوندخوردن جمعیت، اعتراض و شورش گسترش‌می­یابد و اخبار به مرزهای محیط منتشرمی­شوند. چنان‌که میدان التحریر که در مرکز توجه مطبوعات، ایستگاه­های تلوزیون، هتل­های خارجی و گردشگران و روزنامه­نگاران و حتی ترمینال­های اتوبوس بود، توانست شورش­ها و قیام‌های معترض و ناراضی را به خود جلب­کند؛ ازطرفی این فضاهای اعتراض و مکان‌های معترض اعم از «خیابان، میادین، مساجد و ...» دارای جامعه­شناسی مختص خودشان هستند؛ ترکیبی از ویژگی­های مکانی اجتماعی مختلف؛ آنها مکان­هایی هستند که یک جمعیت، پیش از اینکه مجبور شوند پراکنده و متفرق شوند، می­توانند به‌آسانی و سریع در آنجا گردهم­آیند؛ بنابراین مجاورت و نزدیکی یک دانشگاه (مانند دانشگاه تهران) یا یک مسجد بزرگ (مانند مسجد الازهر قاهره) یا تفرجگاه­، کتاب­فروشی­ و محل برگزاری تئاتر که جمعیت روشن‌فکر را جلب‌می­کنند، همگی مکان‌های دارای ظرفیت نارضایتی و شورش هستند؛ ازهمین‌رو، مجاورت قصرالنیل در قاهره و خیابان­های کلمه العرب با کتاب­فروشی­ها و کافه­های روشن‌فکری مانند کافه تاریخی ریچه که انقلاب 1952 مصر در آن برنامه­ریزی‌شد، زمینه را برای ورود جمعی روشن‌فکران در میدان التحریر مصر فراهم‌آورند (افضلی، 1391: 169).

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصویر 1. موقعیت کانونی میدان التحریر و قابلیت دسترسی مناسب آن

علاوه‌بر عامل مرکزیت جغرافیایی، عامل دسترسی نیز نقشی مهم در تبدیل میدان التحریر به کانون مخالفت با نظام سیاسی داشت. ازاساس، عامل دسترسی، نقشی بسیار مهم در مکان­گزینی جمعیت و فعالیت‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، تاریخی، ارتباطی دارد و وجوه مختلف ساختار فضایی و کالبدی شهر، اعم از ساخت شهر، بافت شهر، اندازه شهر و نقش و اهمیت مرکز شهر، به‌طور کامل از عامل دسترسی تأثیرمی­پذیرند (بوالحسنی، 1382: 86). دسترسی به‌عنوان یکی از محورهای عملکردی برای شکل فضایی شهرها مطرح است. نظریه‌پردازان معاصر، دسترسی و ارتباطات را جزو امتیازهای اصلی مناطق شهری دانسته، اغلب نظریه­های مربوط به پیدایش و عملکرد شهر نیز، آن را مسلم برشمرده‌اند (لینچ، 1374: 263). در بحث دسترسی، موضوع امنیت معترضان و عدم گرفتارشدن آنها با نیروهای حکومتی نیز بسیار اهمیت‌دارد؛ به‌عبارت‌دقیق‌تر، این‌گونه مکان‌ها که به‌عنوان کانون تجمع معترضان انتخاب‌می‌شوند، بایستی دارای یک فضای قابل‌مانور باشند. جایی‌که معترضان بتوانند از دست پلیس بگریزند و درعین‌حال که فضاهای باز دارد به‌واسطه کوچه‌های باریک، مغازه­ها و خانه­ها، محاط شده، فرصت یا پناهگاهی برای پناهندگی انقلابیون فراهم‌کند. شگفت­انگیز نیست که میدان التحریر قاهره، میدان انقلاب تهران و میدان تقسیم استانبول، همگی با پیچ و خم­ها، خیابان­های کناری و کوچه‌های باریک احاطه‌شده­اند؛ جایی‌که فراری­های سیاسی می­توانند در موقع تعقیب پلیس، مخفی شوند (افضلی، 1391: 169)؛ بر این اساس، دو مؤلفه «مرکزیت و دسترسی مناسب»، نقشی مهم در انتخاب میدان التحریر به‌عنوان کانون تجمع مخالفان حکومت داشته‌است.

1-3-2- تراکم و تجمع جمعیت: جمعیت یا انسان­های ساکن در مکان و فضای جغرافیایی، یکی از عناصر و ارکان اصلی آن را تشکیل‌می­دهند. جمعیت و انسان‌ها به‌مثابه روح مکان و فضای جغرافیایی عمل‌می­کنند. مکان بدون جمعیت به مکان بی­روح شباهت‌دارد. انسان آنچنان به مکان وابسته می­شود که از حد روابط مادی با مکان فراتررفته، با آن، روابط عاطفی برقرارمی­کند و مهر مکان در دلش جای بازکرده، مکان برای او ارزش و قداست معنوی پیدامی­کند (حافظ‌نیا و دیگران، 1389: 199). اگر از لحاظ ویژگی­های طبیعی و جغرافیایی، یک فضای جغرافیایی، دارای ساختاری گسیخته­ باشد، این وضعیت در شکل­گیری واحدهای کوچک‌تر فضایی و قلمروهای فرهنگی متفاوت مؤثر بوده، جمعیت را به اجزای متفاوت از هم تقسیم‌می‌کند (حیدری، 1391: 151)؛ ازطرفی، ازدیاد جمعیت، تراکم شهرها و صنعتی‌شدن هرچه بیشتر جوامع، پیامدهایی مثبت و منفی، (هر دو) را به‌همراه‌دارند (بیانلو، 1385: 30). توزیع جمعیت در مصر از وضعیت رود نیل تبعیت‌می‌کند. ازآنجاکه نخستین و مهم‌ترین منبع ثابت در زندگی مصریان «رود نیل» است، وضعیت تراکم جمعیت به‌گونه­ای است که حدود 99 درصد جمعیت آن کشور در کرانه­های آن رود که 5/3 درصد خاک مصر را شامل می­شود زندگی‌می­کنند (برزگر، 1386: 204)؛ به دلیل چنین تراکم جمعیتی در مصر که به‌طور تقریبی، همه­ جمعیت 80 میلیونی آن در دره­ نیل اقامت‌دارند، فقرا می‌توانستند میدان­های فرودگاه­های خصوصی ساکنان قصرهای اشرافی دوستان رئیس‌جمهور را نظاره‌کنند؛ مرسدس‌های مجلل آخرین مدل، ناچار بودند از کنار فاضلاب‌های روباز و مردمی که در گورستان‌ها زندگی‌می‌کنند، عبورکنند و این، در حالی است که جمعیت مصر در سال 2009 براساس گزارش بانک جهانی، 83 میلیون نفر بوده‌است و در همین سال، تولید ناخالص داخلی کشور، حدود 188 میلیارد دلار آمریکا بوده که با درآمد سرانه معادل 2270 دلار، درزمره کشورهای با درآمد پایین­تر از متوسط قرارمی­گیرد و نرخ تورم در سال 2009 نیز، 8/11 درصد گزارش‌شده‌است (رشیدی، 1390: 44)؛ بااین‌حال همان‌طورکه هانا آرنت می­گوید: نامرادی در ازمیان‌برداشتن تبعیض‌ها و اختلاف‌های طبقات و ناکامی در حل‌کردن مسائل سیاسی می­تواند به انقلاب بینجامد (یوسفی، 1390: 23)

شواهد نشان‌می­دهند که در یک دهه اخیر، طبقات متوسط جدید به دلیل وضعیت نامناسب بازار مسکن به طرف حومه شهر مانند محله­های «عین شمس» و «ایمبابا» کشیده‌شده و اجتماع‌هایی غیررسمی و ناهمگون را ایجادکرده­اند؛ این محله­های شهری که نقطه آغاز جنبش­های اخیر مصر ضد حسنی مبارک بوده­اند از لحاظ جغرافیایی، شرایطی مناسب برای شورش و ایجاد جنبش­های ضدحکومتی دارند؛ این مراکز جمعیتی نزدیک میدان التحریر بوده، به دلیل بسته‌بودن فضای مجاور، نظارت شدید پلیس را نیز باعث نمی­شوند (افضلی، 1391: 171)؛ بر این اساس، تراکم جمعیت در کرانه­های رود نیل که موجب آگاهی شهروندان از فاصله­ طبقاتی و عامل تسهیل‌کننده­ برقراری ارتباط و تجمع در میدان التحریر بود در نمادین جلوه‌دادن میدان تحریر به‌عنوان نماد آزادی و مبارزه­ ملت مصر، مؤثر افتاد.

1-3-3- نقش رسانه‌ها و فضای مجازی: رسانه و فضای مجازی به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی که در کنترل دولت قرارنداشتند، عاملی بسیار مهم بودند که به‌سرعت میدان التحریر را به کانون انقلاب و مرکز تجمع میلیونی مردم، نه‌تنها در داخل شهر قاهره و کشور مصر بلکه در سراسر جهان معرفی‌کردند. امروزه اگرچه محدودیت فاصله­ها به‌طور کامل حذف‌نشده، جریان سرمایه، کالا، خدمات، فناوری، ارتباطات و اطلاعات به‌طور فزاینده­ای، کنترل دولت بر مکان و زمان را تضعیف‌کرده­اند (کاستلز، 1380: 297)، شبکه­های اطلاعاتی، نقاط دوردست را با یکدیگر مرتبط‌می‌کنند؛ این شبکه­ها گروه­های مختلف سراسر جهان را در کمترین زمان ممکن به بهترین شکل به یکدیگر پیوندمی­دهند و افراد می­توانند دانش و تخصص خود را با یکدیگر مبادله‌کنند، به مشاوره بپردازند و خلاقیت­های خود را آشکارسازند. رشد سریع رسانه­های جدید این امکان را فراهم‌آورده‌است که اطلاعات درزمینه موضوع­های مختلف به شکل الکترونیکی و در حجم بسیار بالا مبادله شوند (اشرفی­ریزی، 1386: 63).

با پیدایش فناوری­های نوین ارتباطیِ اطلاعاتی، مانند اینترنت، ماهواره، تلفن همراه، تلویزیون‌های کابلی، رایانه، ویدئو و ... در چند دهه واپسین سده بیستم، انقلابی عظیم در عرصه ارتباطات دوربرد و الکترونیک با برد جهانی رخ‌داد؛ در میان این فناوری­ها، ماهواره و اینترنت، شاخص­ترین و اصلی­ترین آنها شناخته‌شده­اند به‌طوری‌که در چند دهه اخیر، تأثیرهایی بسیار شگرف بر حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دولت­ها و ملت­ها به‌جای‌گذاشته­اند و به‌واسطه همین تأثیر، قلمرو و مرزهای دولت ملت­ها در سطوح گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کم­رنگ شده و تاحد زیادی آسیب­پذیر شده­اند (سردارنیا، 1388: 194). کانال­های ارتباطی، مانند گسترش اینترنت و ماهواره­ها اجازه‌می­دهند که خبر تحول‌ها در یک کشور باسرعت به کشورهای دیگر انتشاریابد.

مصر، بیشترین کاربران اینترنتی را در میان کشورهای عربی دارد؛ گذشته‌ازاین، بیش از 80 درصد جمعیت این کشور، تلفن همراه دارند که شاید راه سریع‌تر و مهم‌تر تماس در مقایسه با فیس‌بوک باشد؛ همچنین شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای نظیر «الجزیرة و العربیة» نیز در گسترش و صادرات تفکر تغییر، نقشی مهم را ایفاکردند (Alanoud،2011 )؛ بر این اساس، رسانه‌های جدید و شبکه­‌های اجتماعی با به‌اشتراک‌گذاردن تصاویر و فیلم­هایی از تجمع‌های اعتراضی میدان التحریر، به‌عنوان ابزارهایی کارساز برای انتشار اخبار و اطلاعات و هماهنگی و سازماندهی اعتراض‌ها و تسهیل‌کننده این جنبش عمل‌کردند و زمینه را برای افزایش نسل جدید مشارکت سیاسی (اغلب)، توسط جوانان استفاده‌کننده از این رسانه­ها  فراهم‌آوردند درپی ناآرامی­های مصر، ملت با دعوت مخالفان برای تظاهراتی میلیونی درمیدان التحریر قاهره تجمع‌کردند و تنها در یکی از تظاهرات 500 نفر دستگیر و به زندان، روانه شدند. فعالان سیاسی مصر با انتشار بیانیه‌هایی در صفحه‌ای از فیس‌بوک به نام «همه خالد هستیم» از ملت مصر درخواست‌کردند پس از نماز جمعه در اعتراض به شرایط موجود در تظاهراتی میلیونی و سراسریِ ضددولتی شرکت‌کنند (براری، 1391: 209). هرچند مقام‌های امنیتی کشور مصر سعی‌داشتند این فضای مجازی را کنترل‌کنند، چندان موفق نبودند؛ بنابراین به‌نظرمی­رسد عواملی مانند مزیت­های فضای مجازی و شبکه­های اجتماعی مجازی، دیپلماسی مجازی، عدم توان تأثیرگذاری بُعد فاصله در کم‌رنگ‌کردن و کُندکردن امواج جنبش اعتراضی شهروندان مصری از نقطه­ کانونی میدان التحریر، در تبدیل‌شدن این میدان به نماد مکانی برای اعتراضی، نقشی بسزا داشته­اند.

1-3-4- سوابق کارکردیِ ارتباطی- تاریخی و سیاسی میدان تحریر: مکان، بافتی مناسب برای شکل­گیری هویت­های سیاسی و بازشناسی علایق سیاسی فراهم‌می­سازد و بدین لحاظ، فعالیت­های سیاسی را می­توان حول محور مکان، سازماندهی و تجهیزکرد. هر مکانی از طریق جریان­هایی گسترده­تر از فعالیت­های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ساخته‌می­شود و لازم نیست یک مکان دارای مقیاسی خاص و مشخص باشد، بلکه می­تواند هرچیزی، از خیابان تا حتی یک قاره را دربرگیرد (افضلی، 1391: 165). مکان به‌عنوان محملی برای قراریافتن و به‌آرامش‌رسیدن، بخشی از هستی انسان را شکل‌می­دهد که منبع اصلی هویت و امنیت فردی و جمعی تلقی‌می­شود. هویت مکان، بخشی از هویت وجودی انسان و مکان را با نام «هویت مکانی» تشکیل‌می­دهد که رابطه عمیق­تر از صرف‌بودن یا تجربه‌کردن آن مکان است. فضاهای تجربه‌شده بخشی از هویت مکانی را به‌دست‌می‌دهند که شخص، طی زمان برای خود قائل می­شود؛ این هویت مکانی، خود، تصویری مستقل در ذهن فرد می­شود که بخشی از زیرساخت­های هویت فردی انسان و حاصل شناخت­های عمومی او درباره جهان فیزیکی است که انسان در آن زندگی‌می­کند؛ این شناخت­ها شامل خاطرات، طرح­ها، احساسات، دیدگاه­ها، ارزش­ها، مفاهیم و ایده­ال­های رفتاری و تجربی انسان درخصوص محیط­های متنوع و پیچیده فیزیکی هستند که فضای تجربی انسان اعم از ادراک و رفتار را به‌وجود‌می­آورند. به عقیده پروشانسکی اگر شرایط بیرونی که فرد درمعرض آن قرارمی­گیرد و تصور ذهنی وی که درواقع، سطح انتظار او را نشان‌می­دهد یکسان نباشند، شخص تلاش‌می­کند از راه­های مختلف، این انطباق را به‌وجودآورد و نظام ذهنی خود و فضای بیرون را به‌تعادل‌برساند (رضازاده، 1385: 236)؛ اینها مکان­هایی هستند که افراد در آنها ساکن بوده، به‌طور مکرر در حال رفت‌وآمد در آنها هستند؛ این­گونه مکان­ها دربرگیرنده عمیق­ترین معانی بوده، کانون تعلق‌های­ عاطفی و احساسات بسیار قوی هستند (Chow,Healey, 2008: 336).

بررسی­ها نشان‌می­دهند که روابط انسان­ها با مکانی که در آن زندگی‌می­کنند، بسیار پیچیده بوده، چنین رابطه ‌ای عمیق­تر از صرف بودن در آن مکان یا مواجهه با آن مکان ­است؛ به‌گونه‌­ای‌که آن را می‌­توان به «خودهمانی با مکان» تعبیر­کرد (Wester-Herber,2004:111). یکی از مهم‌ترین تأثیرها و طبعات محیط، مسئله تعلق مکانی است که تاحدود زیادی با هویت مکان، به‌طور تنگاتنگی ارتباط‌دارد. تعلق مکانی، پیوندی عاطفی است که افراد با مناطقی ویژه­ برقرارمی­کنند؛ مکان­هایی که افراد ترجیح‌می­دهند در آنها اقامت‌کنند و در این مکان­ها نیز آرامش و امنیت را احساس‌می­کنند ((Hernandez & Others, 2007: 310 و مکان به یک لنگرگاه روانی تبدیل‌می­شود (صفایی­پور، 1392: 110). با سرایت سریع جریان سقوط زین­العابدین بن­علی، دیکتاتور حاکم بر کشور تونس، به مصر و عبور آن از میدان التحریر قاهره، سرنگونی زودهنگام حسنی مبارک، دیکتاتور حاکم بر کشور مصر رقم‌خورد (رشنو، 1390: 141). معترضان، میدان‌های شهرها را به محل بیان درد دل‌های همگانی تبدیل‌کردند؛ درواقع میدان‌ها میعادگاه توده­ها، زن و مرد، پیر و جوان و پایین‌دست و بالادست بودند (دهشیار، 1390: 4)؛ میدان التحریر هم به‌عنوان یک مکان با کارکرد سیاسی و ارتباطی قوی، به لنگرگاه روانی ملت مصر تبدیل‌شد و ازآنجاکه میادین شهری، همواره به‌عنوان مهم‌ترین ظرف فضایی زندگی جمعی در فضای باز شهرها، نقشی بسیار والا در جذب مردم و حضور آنها و نیز ارتقای کیفیت حضور انسانی در شهرها داشته­اند (دانش، 1390: 71)، میدان التحریر با توجه به موقعیت قرارگیری و تراکم جمعیت در پایتخت مصر، نقش ارتقای کیفیت حضور انسانی و جذب نیروهای معترض را به‌خوبی ایفاکرد؛ همچنین، سوابق کارکرد سیاسیِ میدان التحریر در جریان انقلاب سال 1952، تظاهرات سال 1977 درپی افزایش بهای مواد خوراکی، تظاهرات سال 2003 در اعتراض به حمله آمریکا به عراق، هویت اسمی این مکان و  نقش پررنگ این میدان در انقلاب سال 2011، در کنار سایر کارکردهای ارتباطی، فرهنگی ازطرفی و نقش رسانه­های مجازی و ماهواره­ای و تلوزیونی ازطرف‌دیگر از عوامل مهم و تأثیرگذار تبدیل میدان التحریر به نماد آزادی و نجات به‌شمارمی‌روند.

1-3-5- موقعیت قرارگیری میدان التحریر در پایتخت مصر: در همه­ کشورها، اغلب شهرهای بزرگ یا پایتخت­ها، با ارائه نقش کانونی، سیستم ملی شهرهای ناحیه­ای را به‌وجودمی­آورند؛ این قبیل شهرها، از جهات تجاری، مالی، فرهنگی، فعالیت­های اجتماعی اقتصادی و پخش اطلاعات، بخش‌هایی وسیع از یک کشور را تحت پوشش خود درمی­آورند (شکوئی، 1385: 123). در جغرافیای سیاسی، اگر به عوامل «سرزمین، دولت و ملت» به‌عنوان سه رکن بنیادین کشور نگریسته‌می­شود، بی‌تردید، پایتخت به‌عنوان مرکز هدایت دولت و گرانیگاه نیروی محرکه آن دارای اهمیتی بالا است (احمدی‌پور، 1386: 5). پایتخت، مهم‌ترین عنصر در ساختار سیاسی فضاست با کارکرد و هویت سیاسی- اداری و نیز کارکردهای اقتصادی، تجاری، فرهنگی؛ این واحد فضایی- سیاسی صرف‌نظر از فلسفه وجودی، ماهیت و کارکردهای آن، با توجه به اینکه کانون اقتدار و حاکمیت سیاسی حکومت و نیز تکیه‌گاه اصلی دولت به‌حساب‌می­آید و نسبت‌به سایر عناصر سازمان سیاسی فضا دارای موقعیت ترجیحی است، مورد توجه خاص جغرافیای سیاسی است؛ در همین راستا، پایتخت، دارای اختیارهایی ویژه در ورای اختیارهای سایر واحدها و عناصر تقسیم‌های کشوری است که آن را از دیگر واحدهای تقسیم‌های کشوری متمایزمی­سازد (ولی قلی‌زاده، 1378: 1)؛ برای نمونه، شهر تهران دارای یک موقعیت کانونی است که زمینه دسترسی به همه نقاط کشور را دارد و در مقام پایتخت با کارکرد ملی، مهم‌ترین مرکز سیاسی، اداری، اقتصادی و فرهنگی ایران به‌شمارمی‌رود؛ از چنین منظری، آن را می­توان هارتلند ایران دانست (کاویانی راد، 1389: 136). قاهره به‌عنوان نخستین شهر و پایتخت کشور مصر که بزرگ‌ترین شهر آفریقایی و همچنین بزرگ‌ترین شهر در جهان عرب بوده‌است که بر ساحل رودخانه نیل واقع شده‌است، دارای جمعیتی حدود 15 میلیون نفر با حومه است که به‌نظرمی‌رسد قاهره را نیز می­توان هارتلند کشور مصر دانست چراکه حدود 99 درصد جمعیت آن کشور در کرانه­های رود نیل و شهر قاهره زندگی‌می‌کنند که 5/3 درصد خاک مصر را شامل می‌شود (برزگر، 1386: 204)؛ بنابراین به‌نظرمی­رسد ازآنجاکه میدان التحریر نیز در مرکز قاهره قرارگرفته‌است و قاهره نیز هارتلند کشور مصر است، روند تبدیل‌شدن این مکان به نماد آزادی و حق­طلبی، آسان شده‌است.

همچنین با توجه به اینکه در پخش سلسله‌مراتبی، پدیده‏ها و نوآوری‏ها در قالب‏ سلسله‌مراتب و از طریق توالی منظم دسته‏ها و طبقات، منتقل‌می‏شوند و گسترش‏‌می‏یابند و طرح‌ها‏ از یک «فرد مهم» به فرد دیگر، یا از یک مرکز شهری مهم به‏ مرکزی دیگر گسترش‌می‏یابند، بنابراین، فرایند پخش و پذیرش مدهای جدید لباس یا مد آرایش سر یا کالاهای مصرفی جدید، نظیر رایانه، یا عقاید و ایدئولوژی‏ها از پایتخت به شهرهای بزرگ، میانی، کوچک و روستا و به‌صورت‏ سلسله‌‏مراتبی انجام‌می‏شود (زرگری­نژاد، 1378: 316). موقعیت جغرافیایی در کنار عوامل دیگر به مصر، جایگاهی مرکزی یا «ابر نیروی عربی» داده‌است. ملک عبدالعزیز پیش از مرگ به فرزندش می­گوید: سلامتی تمام اعراب درکل می­تواند از روی سلامتی مصر تشخیص‌داده‌شود. اگر مصر، مریض شود، تمام جهان عرب مریض می­شوند (برزگر، 1386: 206)؛ بنابراین به‌نظرمی­رسد ازآنجاکه میدان التحریر در کشور مصر، دارای جایگاه رفیع سیاسی، فرهنگی، تاریخی و استراتژیکی است و همچنین در مرکز شهر قاهره (به‌عنوان پایتخت و نخستین شهر مصر و بزرگ‌ترین شهر آفریقایی و همچنین بزرگ‌ترین شهر در جهان عرب)، قرارگرفته‌است، این عوامل در کنار موقعیت نسبی این مکان، در تبدیل‌شدن آن به نماد آزادی و نماد یک مکان معترض، به‌طور چشمگیری تأثیرداشته‌است.

نتیجه‌گیری

مکان‌های جغرافیایی برحسب موقعیت، ویژگی‌ها، تاریخچه، دارای نقش و کارکردهایی گوناگون هستند به‌طوری‌که هریک از فضاهای شهری مانند عبادتگاه‌ها، مراکز تجاری و بازارها، مراکز اوقات فراغت و پارک‌ها، مراکز علمی، فرهنگی، تئاترها، کتابفروشی‌ها، دانشگاه‌ها، میدان‌ها و فضاهای عمومی شهر و ...، دارای کارکردهایی ویژه هستند که به آنها هویت‌می‌بخشند. میدان‌ها ازجمله فضاهای شهری هستند که می‌توانند دارای کارکردهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی، توریستی و ... باشند. در میان فضاهای شهری، میدان‌ها با توجه به موقعیت مرکزی و دسترسی‌های مناسبی که برای آنها وجوددارد، به‌طور عمده، کارکردهایی متنوع دارند؛ یکی از کارکردهای میادین در بیشتر شهرهای جهان و به‌خصوص پایتخت‌ها، کارکرد سیاسی آنهاست؛ بدین‌ترتیب که میدان‌ها در جشن‌های ملی، کارناوال‌ها، رژه‌های نظامی و سایر برنامه‌هایی که با محوریت حکومت برگزارمی‌شوند، به محل تجمع مردم تبدیل‌می‌شوند؛ درمقابل در برخی زمان‌ها، این میادین به محل تجمع معترضان به حکومت و مخالفان نظام سیاسی تبدیل‌می‌شوند؛ در چنین شرایطی، حکومت‌ها تلاش‌می‌کنند تا به هر نحو ممکن به مقابله با این تجمع‌ها پرداخته، مانع کارکرد سیاسی این مکان‌ها شوند؛ حال آنکه این فضاهای شهری، جنبه‌ای نمادین و سمبلیک پیداکرده، به کانون پایدار تجمع‌های سیاسی و ضدحکومتی تبدیل‌می‌شوند. میدان آزادی در تهران، میدان التحریر در مصر، میدان تیان‌ان‌من در پکن، میدان لؤلؤ در بحرین، میدان استقلال در استانبول و .... ازجمله این فضاهای شهری هستند که به‌عنوان کانون تجمع معترضان به نظام سیاسی، جنبه نمادین پیداکرده، کارکرد سیاسی برجسته‌ای داشته‌اند؛ نقش و تأثیر این فضاهای نمادین در بروز انقلاب‌های مردمی تاحدی است که بعضی حکومت‌ها همانند بحرین به‌کلی این میادین را تخریب‌کرده‌اند.

میدان التحریر قاهره، ازجمله فضاهای شهری است که اگرچه در دو یا سه مقطع زمانی محدود، طی حدود چهار دهه کارکرد سیاسی پیداکرده‌بود، به دلیل وجود یک نظام سیاسی مستبد در کشور مصر، مجالی برای حضور مخالفان حکومت در آن وجودنداشت. پس از انقلاب مردمی در کشور تونس و بروز اولین جرقه اعتراض مردمی در کشور مصر، میدان التحریر قاهره به‌سرعت به کانونی برای حضور معترضان و مخالفان حکومت و همچنین به فضایی نمادین برای تجمع مردم و مقابله با حکومت و گرفتن حقوق ملت تبدیل‌شد. عواملی مختلف مانند موقعیت مرکزی میدان التحریر، دسترسی مناسب این میدان برای ورود سریع و هنچنین پراکنده‌شدن معترضان، ویژگی‌های جمعیتی مناطق اطراف میدان، معرفی سریع این نماد به جهان از طریق فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی و جلب توجه مردم جهان به این مکان و ... به تقویت کارکرد سیاسی این مکان و نمادین‌شدن آن به‌عنوان میدان اعتراض و کانون تجمع معترضان منجرشد؛ به‌نحوی‌که کارکرد سیاسی میدان التحریر قاهره و حوزه­ تأثیرگذاری آن، خصلتی فراملی و فرامنطقه­ای پیداکرده‌است. به‌گونه­ای‌که معترضان بحرینی، قصد مبدل‌ساختن میدان لؤلؤ به‌مثابه­ میدان التحریر را داشتند تاجایی‌که حکومت بحرین، تنها راه نجات را تخریب میدان دانست. در فوریه 2011 هزاران تن در میدان لؤلؤ در مرکز منامه گردآمدند و آنجا را به کانون اعتراض‌ها تبدیل‌کردند؛ اما در ماه مارس، نیروهای دولتی، با پشتیبانی تانک و چرخ‌بال، به عملیاتی گسترده برای راندن اعتراض­کنندگان از میدان لؤلؤ دست‌زدند (حمیدی، 1390: 45)؛ همچنین، خیابان وال استریت در آمریکا و میدان ترافالگار در لندن به میدان التحریر ملقب شدند. سخن پایانی اینکه میدان التحریر با توجه به معنای آن که «آزادی و نجات» است، امروزه به نماد اعتراض، دموکراسی­خواهی و مبارزه ضد حکومت در جهان تبدیل‌شده‌است.

فهرست منابع

1- منابع فارسی

-   احمدی‌پور، زهرا و علی ولی قلی‌زاده (1386)؛ «تبیین عوامل مؤثر در مکان‌گزینی پایتخت‌ها در ایران»، فصلنامه بین‌المللی ژئوپلیتیک؛ سال سوم، ش 3، پاییز.

-   اسدپور شش‌بهره، مهرداد (1385)؛ تعامل چین با نظام بین‌الملل حقوق بشر، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته حقوق بشر (استاد راهنما: دکتر بهرام مستقیمی، استاد مشاور: دکتر نسرین مصفا)؛ دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.

-      اشرفی ریزی، حسین و زهرا کاظم‌پور (1386)؛ جغرافیای سیاسی اطلاعات (فاصله‌های بی‌فاصله)؛ تهران: انتشارات چاپار.

-   افضلی، رسول و وحید کیانی (1391)؛ «قدرت مکانی: نقش و جایگاه مکان‌های خاص به‌عنوان نماد و سمبل تحولات سیاسی»، مجموعه مقالات پنجمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران؛ ج 1، رشت: دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت.

-   براری، اباذر (1391)؛ «تحلیلی از وضعیت مصر در سال 2011 و روندهای آتی»، دیپلماسی صلح عادلانه؛ مرکز بین‌المللی مطالعات صلح، ش 6، بهار 2012.

-   برزگر، ابراهیم (1386)؛ «چهارچوبی مفهومی برای فهم تحولات سیاسی مصر»، دو فصلنامه پژوهش حقوق و سیاست؛ سال نهم، ش 22، بهار و تابستان.

-      ---------- (1382)؛ «نظریه پخش و بازتاب انقلاب اسلامی»، فصلنامه علوم انسانی؛ سال پنجم، ش 8، بهار و تابستان.

-      بوالحسنی، مهناز (1382)؛ «اثر دسترسی و محدودیت دسترسی بر ساختار فضایی ـ کالبد شهر»، فصلنامه مدیریت شهری؛ ش 14، تابستان.

-      بهزادی، رقیه (1380)؛ نماد در اساطیر: فرهنگ نگارهره‌ای نمادها در هنر شرق و غرب»، کتاب ماه هنر؛ مرداد و شهریور.

-      بهمنی، پردیس و الیاس صفاران (1389)؛ سیر تحول و تطور نقش و نماد در هنرهای سنتی ایران؛ تهران: انتشارات پیام نور.

-   بیانلو، یوسف و محمدکریم منصوریان (1385)؛ «رابطه تراکم جمعیت با میزان و نوع جرم»، فصلنامه علمی ـ پژوهشی رفاه اجتماعی؛ سال ششم، ش 22، پاییز.

-      پاپلی­یزدی، محمدحسین و حسین رجبی سناجردی (1391)؛ نظریه­های شهر و پیرامون؛ چ7، تهران: انتشارات سمت.

-   پوراحمدی، حسین و سید رسول حسینی کرانی (1388)؛ «ژئوپلیتیک کشورهای نفتی خلیج فارس و چالش‌های جهانی‌شدن اقتصاد»،  فصلنامه ژئوپلیتیک؛ سال پنجم، ش 1، بهار و تابستان.

-      پیتر، هاگت (1382)؛ جغرافیای ترکیبی نو؛ ترجمه: شاپور گودرزی­نژاد؛ ج 1 و2، تهران: انتشارات سمت.

-      پیشگاهی فرد، زهرا (1386)؛ فرهنگ جغرافیای سیاسی؛ چ 1، تهران: نشر انتخاب.

-      تامپسون، جان ب (1380)؛ رسانه‌ها و مدرنیته؛ ترجمه: مسعود اوحدی؛ تهران: انتشارات سروش.

-   تکیه­ای، مهدی (1375)؛ مصر، مباحث کشورها و سازمان‌های بین‌المللی، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی؛ تهران: وزارت امور خارجه، مؤسسه چاپ و انتشارات.

-   جردن تری و لستر راونتری (1380): مقدمه‌ای بر جغرافیای فرهنگی؛ ترجمه سیمین تولایی و محمد سلیمانی؛ انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

-      جونز، مارتین و همکاران (1386)؛ مقدمه‌ای بر جغرافیای سیاسی؛ ترجمه زهرا پیشگاهی فرد و رسول اکبری؛ چ 1، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

-      حافظ‌نیا، محمدرضا و همکاران (1389)؛ سیاست و فضا؛ مشهد: انتشارات پاپلی.

-      حمیدی، محمدمحسن (1390)؛ «ناآرامی در بحرین؛ درخواست اصلاحات یا انقلاب؟»، مجله سیاسی ـ اقتصادی؛ ش 284، تابستان.

-   حیدری، جهانگیر (1391)؛ نقش مدیریت سیاسی در همگرایی و واگرایی اقوام، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته­ جغرافیای سیاسی (استاد راهنما: دکتر هادی اعظمی)؛ دانشکده­ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، شهریور.

-   دانش، جابر و امیر طیبی (1390)؛ «کیفیت حضور در میادین شهری با تأکید بر نمونه‌های سنتی ایرانی»، فصلنامه مطالعات شهرهای ایرانی اسلامی؛ ش 4، تابستان.

-      دهشیار، حسین (1390)؛ «بهار عرب شورش بر مدرنیته­ وارداتی»، مجله سیاسی- اقتصادی؛ ش 283، بهار.

-      دهشیری، محمدرضا (1388)؛ «رسانه و فرهنگ‌سازی»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی؛ دوره دوم، ش8.

-      رشنو، نبی­الله (1392)؛ «رویکردها و علایق ژئوپلیتیک در تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا»، فصلنامه بین­المللی ژئوپلیتیک؛ سال نهم، ش 1، بهار.

 

 

 

-      رشیدی، رامین (1390)؛ «بررسی وضعیت تکافل در کشور مصر»، تازه‌های جهان بیمه؛ سال سیزدهم، ش 154، فروردین.

-   رضازاده، راضیه (1385)؛ رویکرد روان‌شناسانه و جامعه‌شناسانه به هویت مکانی در شهرهای جدید؛ چ 1، تهران: انتشارات شرکت عمران شهرهای جدید.

-      زرگری‏نژاد، غلامحسین (1378)؛ تاریخ صدر اسلام؛ تهران: انتشارات سمت.

-   سجادزاده، حسن (1392)؛ «نقش دلبستگی به مکان در هویت­بخشی به میدان­های شهری، باغ نظر»، فصلنامه علمی ـ پژوهشی هنر معمار و شهرسازی نظر؛ سال دهم، ش 25، تابستان.

-      سردارنیا، خلیل‌الله (1388)؛ «اینترنت، جنبش‌های اجتماعی جدید و بسیج اعتراض‌ها»، فصلنامه پژوهش‌های ارتباطی؛ سال شانزدهم، ش 4.

-      سلطانزاده، حسین (1382)؛ «شروع شکل‌گیری میدان‌های معاصر»، فصلنامه معماری و فرهنگ؛ سال پنجم، ش 15 و16.

-   سلطانی، علی و احمد نامداریان (1389)؛ «بررسی تأثیر نیروهای مختلف در شکل­گیری فضای شهری»، نشریه هویت شهر؛ سال پنجم، ش 7، پاییز و زمستان.

-      شکویی، حسین (1375)؛ اندیشه‌های نو در فلسفه جغرافیا؛ چ 9، تهران: انتشارات گیتاشناسی.

-      ----------- (1388)؛ فلسفه­های محیطی و مکتب­های جغرافیایی؛ چ 6، تهران: انتشارات گیتاشناسی.

-      طاهرخانی، حبیب­الله (1381)؛ «ایجاد فضاهای قابل‌دفاع شهری»، فصلنامه مدیریت شهری؛ ش 9، بهار.

-      عسگری، محمود (1385)؛ «ارکان و الزامات دفاع شهری»، فصلنامه مطالعات بسیج؛ سال نهم، ش 31، تابستان.

-      فوردهام، فریدا (1346)؛ مقدمه‌ای بر روان‌شناسی یونگ؛ ترجمه مسعود میربها؛ تهران: انتشارات اشرافی.

-      فکوهی، ناصر (1383)؛ انسان‌شناسی شهری؛ تهران: نشر نی.

-   فیاض، ابراهیم، حسین سرفراز و علی احمدی (1390)؛ «نشانه‌شناسی چشم‌اندازهای فرهنگی در جغرافیای فرهنگی؛ راهبردی مفهومی برای فهم و کشف معنا»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی؛ دوره چهارم، ش 4.

-      قاسمی، اصغر (1382)؛ «تیان‌آن‌من؛ قتل عام خاکستری»، دو ماهنامه گزارش؛ ش 149، دی و بهمن.

-      قوام، عبدالعلی (1389)؛ چالش‌های توسعه سیاسی؛ چ 5، تهران: انتشارات قومس.

-      کاستلز،  ایمانوئل (1380)؛ عصر اطلاعات، قدرت هویت؛ ترجمه: چاوشیان و خاکباز؛ تهران: انتشارات طرح نو.

-      کاویانی راد، مراد (1389)؛ ناحیه‌گرایی در ایران از منظر جغرافیای سیاسی؛ تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-      کلانتری، حسین و هانیه اخوت (1390)؛ برنامه‌ریزی منظر شهری؛ چ 1، تهران: پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی.

-   کریمیان، حسن (1389)؛ «نمادهای فرهنگی در مناظر شهری: بیان معنا، حس هویت و آرامش روحی»، فصلنامه پژوهش‌های جغرافیای انسانی؛ ش 74، زمستان.

-      کیا، علی‌اصغر و عبدالصمد محمودی (1390)؛ «نقش شبکه‌های اجتماعی در انقلاب تونس»، مجله سیاسی- اقتصادی؛ ش 283، بهار.

-   لطفی، صدیقه و عبدالحمید محمدی (1391)؛ «بررسی ارتباط نمادهای شهری با هویت شهر (مطالعه موردی: شهر گنبد کاووس)»، فصلنامه علمی ـ پژوهشی جغرافیا برنامه‌ریزی منطقه‌ای؛ سال دوم، ش 2، بهار.

-      لینچ، کوین (1374)؛ سیمای شهر؛ ترجمه دکتر منوچهر مزینی؛ چ 1، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

-      مدنی­پور، علی (1379)؛ طراحی فضای شهری؛ ترجمه فرهاد مرتضایی؛ تهران: شرکت پردازش و برنامه‌ریزی شهری، وابسته به شهرداری تهران.

-      محمودی­نژاد، هادی (1388)؛ فضا و مکان در طراحی شهری؛ تهران: انتشارات هله/طحان.

-      مک ­­لین، ایان (1381)؛ فرهنگ علوم سیاسی آکسفورد؛ ترجمه دکتر حمید احمدی؛ چ 2، تهران: نشر میزان.

-      مویر، ریچارد (1379)؛ درآمدی نو بر جغرافیای سیاسی؛ ترجمه دره میرحیدر؛ چ 1، تهران: انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.

-   میرحیدر، دره و حسین حمیدی­نیا (1386)؛ «کالبدشکافی نقشه و نقش آن در اعمال قدرت و القای سیاست»، نشریه علوم جغرافیایی؛ ج 6، ش 8 و 9، بهار و تابستان.

-      وزیرنیا، سیما (1381)؛ «جایگاه نماد در نظام اندیشه یونگ»، فصلنامه فرهنگستان هنر؛ ش 4.

-   ولی قلی‌زاده، علی (1387)؛ تبیین عوامل مؤثر در مکان‌گزینی پایتخت‌ها در ایران، پایان‌نامه کارشناسی ارشد (به راهنمایی دکتر زهرا احمدی‌پور)؛ تهران: دانشگاه تربیت مدرس.

-      یوسفی، محسن (1390)؛ «انقلاب‌های عربی: مسئله اجتماعی یا مسئله سیاسی»، مجله سیاسی- اقتصادی؛ ش 284، تابستان.

2- منابع انگلیسی

-     Berten, H. (1995), The Idea of postmodern, London: Routledge.

-     Bonnemaison,Joel(2005),Culture and Space ,Conceiving a New Cultural Geography, Edited by Chantal Blance – pamard, Maud Lasseur and Christel Thibault, Translated by Joseepenot- Demetry,I.B.Tauris&CO.Ltd,London.

-     Chow, Kenny, Healey, Mick (2008), Place attachment and place identity: First – year undergraduates making the transition from home to university, journal of Environmental Psychology, 28.

-     Hernandez, Bernardo, Hidalgo, M. Carmen, Salazar, Laplace, M. Esther, Hess, Stephany (2007). Place attachment and place identity in natives and non-natives, journal of Environmental Psychology, 27.

-     Oxford university Press (1997), Oxford Wordpower, Dictionary for Learners of English.

-     Wester-Herber, misse (2004), Underlying concerns in land-use conflicts-the role of place-identity in risk perception, Environmental Science & policy, 7.

3- منابع الکترونیکی

-     Alanoud al sharekh، (2011)؛ Reform and rebirth in the middle east, Survival , April –May 2011, http://www.informaworld.com/terms-and-conditions-of-access. pdf