بازنمایی مفهوم "استکبار جهانی" در گفتمان دفاعی امام خمینی (ره) از جهان اسلام

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی گروه اندیشه سیاسی در اسلام پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی

چکیده

امام خمینی (ره) در گفتمان دفاعی خود برای تحقق اهداف کلان امنیتی- دفاعی دارالاسلام (جهان اسلام) از شیوه تصویرسازی یا بازتولید و بازنمایی «دیگری» به مثابه دشمن و بیگانه استفاده‌کرد. در این روش امام خمینی (ره) با دیگرسازی استکبار، سطح ملی امنیت و سطح امنیت و دفاع از جهان اسلام را به سطح فراملی یا بین‌المللی آن پیوند زد. دفاع از دارالاسلام در گفتمان دفاعی ایشان فقط شامل سرزمین نمی‌شود، بلکه دفاع از کیان و حوزه اسلام، دفاع از مسلمانانی است که موردحمله و تهاجم قرارگرفته‌اند، همچنین دفاع از هجوم بر خود و دفاع از مظلومان و مستضعفانِ موردتجاوز است. هدف اصلی این پژوهش نشانه‌شناسی عناصر، استعاره‌ها و اجزای بازنمایی و دیگرسازی استکبار در گفتمان دفاعیِ (معطوف به جهان اسلام) امام خمینی (ره) در سه سپهر فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است. سؤال اصلی این پژوهش آن است که استکبار به مثابه «دیگری» در گفتمان دفاعی ایشان به چه صورت بازنمایی می‌شود. برای ارائه پاسخ به این سؤال، از روش تحلیل گفتمان با اتکاء بر آثار امام خمینی (ره) استفاده‌شده‌است. در این نوشتار با تأکید بر نشانه‌شناسی تلاش‌شده‌است بازنمایی استکبار در اندیشه دفاعی او بر اساس "نمایش دیگری" یا "بازنمایی دیگری" در دیدگاه استورات هال بررسی‌شود.

کلیدواژه‌ها


حضرت امام خمینی (ره) در گفتمان دفاعی خود از نگاه سخت‌افزاری، یعنی قدرت، تسلیحات، ژئوپولویتیک و اقتصاد فراتر رفته و با رویکرد نرم‌افزاری به‌معنای استفاده از ساختارهای معنایی زبان، فرهنگ و گفتمان به این امر می‌نگرد. گفتمان دفاعی بنیان‌گذار انقلاب از یک بعد به الگوی بسیح منابع نرم‌افزاری و سخت‌افزاری جهان اسلام برای تحقق اهداف کلان امنیتی- دفاعی مربوط می‌شود، و از سوی دیگر سطوح ملی- فراملی درهم‌تنیده‌ای را شامل می‌شود که امنیت نظام اسلامی را به امنیت در جهان اسلام و درنهایت به جهان محرومان و مستضعفان پیوند‌می‌زند. امام خمینی (ره) در گفتمان دفاعی خود برای تحقق اهداف کلان امنیتی- دفاعی از شیوه تصویرسازی/ بازتولید و بازنمایی «دیگری» به مثابه دشمن و بیگانه استفاده‌می‌کند. در این روش ایشان با دیگرسازی استکبار، سطح ملی امنیت و دفاع امنیت جهان اسلام را به سطح فراملی آن پیوندمی‌زند. هدف اصلی این پژوهش نشانه‌شناسی عناصر، استعاره‌ها و اجزای بازنمایی و دیگرسازی استکبار در گفتمان دفاعی رهبر کبیر در سه سپهر فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است. سؤال اصلی این پژوهش آن است که استکبار به مثابه «دیگری» در گفتمان دفاعی حضرت امام خمینی (ره) به چه صورت بازنمایی‌می‌شود.

الف- مبانی نظری و روش

1- مبانی نظری

در تحقیق حاضر، تحلیل بازنمایی «استکبار» به مثابه «دیگری» در گفتمان دفاعی حضرت امام خمینی (ره) بر اساس روش تحلیل گفتمان انجام‌خواهدشد. در این نوشتار با تأکید بر نشانه‌شناسی، تلاش‌شده‌است بازنمایی استکبار در اندیشه دفاعی بنیانگذار انقلاب بر اساس «نمایش دیگری» یا «بازنمایی دیگری» در دیدگاه استورات هال (Hall, 2003) بررسی‌شود.

در تبیین و بررسی گفتمان دفاعی و عوامل مؤثر بر آن، تلاش‌شده‌است از نگاه سخت‌افزاری، به‌معنای بررسی قدرت، تسلیحات، ژئوپولویتیک و اقتصاد به سمت دیدگاه نرم‌افزاری، یعنی بررسی ساختارهای معنایی زبان، فرهنگ و گفتمان حرکت شود. در این نگاه گفتمان دفاعی حضرت امام (ره)، از طریق نشانه‌شناسی، روان‌کاوی و عناصر «بیگانه‌ستیزی» برجسته و در متن به جنبه‌های پنهان در درون گفتمان دفاعی به‌گونه‌ای مستند پرداخته‌می‌شود. بدین منظور در نوشتار حاضر، آثار ایشان، از جمله صحیفه امام و دیگر آثار مرتبط واکاوی شده‌است.

1-1- تعریف سیاست دفاعی

در یک تحلیل ساده، سیاست دفاعی را باید مجموعه روش‌ها و تدابیری دانست که در دفع یا کاهش پی‌آمدهای حاصل از بروز یک تهدید امنیتی به‌وسیله رهبران جامعه توجه‌می‌شود. با این وصف، در چارچوب مکاتب فکری گوناگونی که در مقام تعریف و تبیین نظریه سیاست دفاعی قرارگرفته‌اند، از زوایای متفاوتی به این معنا توجه‌کرده که حداقل به دو زاویه آن می‌توان‌اشاره‌کرد. اولی، برداشت محدودی است که سیاست دفاعی را فقط در حیطه رویکرد و اهتمام یک دولت نسبت‌به مسائل و مقوله‌های نظامی توجه‌می‌کند. بر این اساس، سیاست دفاعی با «سیاست نظامی» مترادف و مساوی تلقی‌شده و در کنار دیگر سیاست‌های دولتی مانند سیاست اقتصادی و سیاست آموزشی قرارمی‌گیرد (حسینی، 1381: 50-45). برداشت دوم، ریشه در دیدگاه آنانی دارد که همگام با گسترش دامنه تحلیل امنیت و دفاع از حوزه نظامی، راهکارهای امنیت‌زایی و دفع تهدید را از طریق اتکای بر تمامی عناصر قدرت ملی توجه‌می‌کند. بر مبنای این تفسیر موسع، مواردی چون جنگ اقتصادی، سلاح تبلیغات و جنگ روانی، رقابت‌های علمی و فناورانه، و بازنمایی دشمن در گفتمان‌های دفاعی و غیره ابزارهایی ضروری هستند که در چارچوب فرایندی هماهنگ‌کننده و انسجام‌آفرین به سیاست دفاعی یک دولت شکل‌می‌دهند (نوروزی، 1385: 419).

سیاست دفاعی هر دولت از الگوی کلان برداشت آن از مقوله تهدید یا «راهبرد امنیت ملی» نشأت‌می‌گیرد. در این ارتباط، مفاهیم دیگری چون «راهبرد دفاعی» و «دکترین دفاعی» معنامی‌یابد (زهدی، 1386: 18). در هر نوع سیاست دفاعی، سطح خاصی از «انتزاع‌گرایی» قابل‌مشاهده است. بر این مبنا، الگوی برداشت فاعل‌شناسنده از «ماهیت و شدت تهدید» بر چگونگی مقابله با آن (سیاست دفاعی) و حتی شیوه مدیریت تهدید تأثیرگذار است. ناگفته‌نماند که این برداشت تحت‌تأثیر مؤلفه‌های تاریخی، فرهنگی و ایدئولوژیک و غیره قراردارد. سیاست دفاعی نسبت‌به «روندهای فراملی» (منطقه‌ای و بین‌‌المللی) از حساسیت و تأثیرپذیری خاصی برخوردار است (متقی، 1383: 40).

نظام تعامل میان سیاست دفاعی یک واحد ملی یا یک مجموعه واحد (جهان اسلام یا امت اسلامی) با سطح نفوذپذیری آن از رابطه‌ای معکوس حکایت‌می‌کند. به این ترتیب، به هر میزان که تمهیدات و رویکرد دفاعی از جامعیت و فراگیری بالاتری در رویارویی با تهدید یا فشار محیطی برخوردار باشد، میزان آسیب‌پذیری بازیگر موردنظر نیز با کاهش بیشتری مواجه‌خواهدشد. این بحث موضوع برنامه‌ریزی دفاعی را با مقوله «عدم اطمینان» پیوندمی‌زند. بر این مبنا، همواره مجموعه‌ای نامعین، مبهم و غیرقابل پیش‌بینی از مؤلفه‌های تأثیرگذار وجوددارند که عقلانیت ناظر بر جریان تصمیم‌سازی دفاعی را در پیش‌بینی آینده با محدودیت خاصی روبرومی‌کند. به همین دلیل است که به‌زعم تحلیلگران، سیاست دفاعی باید با نوعی انعطاف‌پذیری، قابلیت تطبیق و استحکام ذاتی همراه باشد (جانسون، 2003 :58 ). نکته نهایی اینکه سیاست دفاعی دولت‌ها همواره با مفهوم «دیپلماسی دفاعی» ارتباط دارد. این مفهوم به الگویی برای ترکیب شاخص‌های دفاعی با نشانه‌هایی از چانه‌زنی سیاسی، ترغیب و پاداش اشاره دارد (متقی، 1385: 12).

1-2- تعریف گفتمان، معنا و دیگری

تاریخچه پیدایش و تکوین گفتمان‌پژوهی در مطالعات فرهنگی به کمتر از نیم قرن می‌رسد که نیمی از این زمان فقط شامل کوشش‌های میشل فوکو فیلسوف و تاریخ‌شناس بزرگ فرانسوی در ارائه کارهای متمایز با این روش و نظریه می‌شود. به اعتقاد او، گفتمان مفهومی است که پیرامون تولید معنا از طریق زبان تعریف‌می‌شود، اما نظر به اینکه همه اعمال اجتماعی شامل معنا هستند، و همچنین «معانی» به آنچه انجام‌می‌گیرد شکل‌می‌دهند و بر آن تأثیرمی‌گذارند، در نتیجه همه اعمال جنبه‌ای گفتمانی دارند (هال،1386). به‌طور کلی، فوکو معنابخشی را محصول گفتمان و نظام‌های متفاوت و گوناگون معرفت می‌‌داند و این معنای به‌دست‌آمده را مترادف با «حقیقت» برمی‌شمارد (پین،1379: 79). «هدف فوکو جست‌وجوی نظام‌های مختلف دانش و گفتمان‌ها و قواعدی است که تعیین‌می‌کنند چه چیزی را باید گفت یا نباید گفت و کدام درست و کدام غلط» است (حسینی‌‌زاده، 1384؛ فیلیون، 2005: 50-64). در اندیشه فوکو موضوعاتی همچون دیوانگی و تنبیه، فقط درون گفتمان‌های خود به‌صورت معنادار وجوددارند و مفاهیم «ما» و «دیگری» در این اندیشه درست در جایی قراردارند که به بررسی هریک از این موضوعات می‌‌پردازد.

لاکلائو و موفه، شکل‌گیری هویت‌های جمعی و فردی را در چارچوب مفهوم «دیگری» توضیح‌می‌دهند. باید به خاطر داشت به عقیده «شنتال موفه»، هر اجماعی را می‌توان در راستای یک هژمونی موقت درک‌کرد که به همراه خود، « نوعی طرد و حذف دیگران را درپی‌دارد» (موفه،1385: 52 ).

به‌طور خلاصه از مجموع بررسی‌های پیشین چنین برمی‌آید که هرچند مفهوم «دیگری» در میان آثار میشل فوکو جایگاه مرکزی ندارد و این مرکزیت حول مفاهیم قدرت و دانش بیشتر است، با این وجود، می‌توان تولید «دگرسانی» را یکی از مهم‌ترین سازوکارهای‌های قدرت برای هویت‌یابی و تولید معرفت مرتبط با آن- اینکه چرا باید به عملی دست زد- (ون لوون،2007: 94 ) قلمداد‌کرد. هرچند می‌توان در اینجا از سویی به توجه فوکو به مسئله خود، یعنی نقد به‌عنوان تکنیکی برای شناخت خود (شارپ، 2005 ) نیز اشاره‌کرد، اما باید پذیرفت «دیگری» در اندیشه فوکو نشانی است از اندیشه متفاوت، تفکر مخالف، گفتمان نوین و شکل‌بندی جدیدی از قدرت و نه فقط یک فرد یا گروه متفاوت به‌‌عنوان «دیگری» در برابر «خود».

1-3- نمایش «دیگری» در دیدگاه استوارت هال

مفهوم «دیگری» در این مقاله، به‌عنوان بخشی از سازوکارهای تفاوت بخشی، هم به‌عنوان یک مفهوم مستقل در برابر «خود» و صد البته هم به‌عنوان مفهومی نیازمند فرایند «بازنمایی» برای معنادارشدن، نگریسته‌می‌شود. منظومه دال‌های گفتمان دفاعی حضرت امام خمینی (ره) و نظام معنایی، دلالتی و نمادین آن بخشی از فرهنگ و جهان فرهنگی جامعه ایران و جهان اسلام به‌شمارمی‌آید. گفتمان دفاعی در این پژوهش، همانا کاربرد زبان، نشانه‌ها، نمادها و استعاره‌ها برای بیان وضعیت سوژه‌های گفتمان دفاعی در برابر «‌دیگری» و همچنین بازتاب دنیای ناخودآگاهانه ایرانیان و جهان اسلام در نگاه به «‌دیگری» به مثابه بیگانه است، چراکه نشانه‌ها، نمادها و استعاره‌ها در روانکاوی کلید ورود به ناخودآگاه فردی و جمعی به‌‌شمار‌می‌رود (ادیب‌زاده، 1387: 9).

دراین پژوهش تلاش‌شده‌است بازنمایی استکبار در اندیشه دفاعی امام خمینی (ره) بر اساس "نمایش دیگری" یا "بازنمایی دیگری" در چارچوب دیدگاه استورات هال بررسی‌شود، بنابراین لازم است در این قسمت مفهوم نمایش دیگری یا بازنمایی دیگری در دیدگاه استورات هال به‌طور مختصر توضیح‌‌داده‌شود.

بازنمایی نقطه شروع مطالعه دیگری است. استوارت هال با گذر از بحث فوکو درباره گفتمان، به نظام بازنمایی می‌رسد؛ جایی‌که پس از شرح نظریه گفتمان، چرخشی دارد از انتزاع به سوی دنیای واقعی. ایده اصلی درباره بازنمایی از نظر هال، پذیرفتن حدودی از نسبیت فرهنگی میان یک فرهنگ و دیگری است، جایی‌که با فقدان قطعی تعادل روبه‌رو‌شده و به همین دلیل نیاز اصلی به ترجمه به‌وجودمی‌آید، به‌نحوی‌که «ما از مجموعه ذهنی (Mind –set) یا جهان مفهومی یک فرهنگ به دیگری پیش‌می‌رویم» (هال، 1997). بازنمایی در این معنا محلی برای به‌رسمیت‌شناختن مفهوم «دیگری» است. بازنمایی از نظر استوارت هال دو نظام به هم مرتبط دارد که در مرکز فرایند تولید معنا در هر فرهنگی جای دارند: نخستین نظام، معنابخشیدن به جهان را برای بشر ممکن می‌سازد، نظام دوم، مجموعه‌ای از تطابق‌ها میان نقشه مفهومی بشر مجموعه‌ای از نشانه‌ها را ایجادمی‌کند. این روابط میان «چیزها، مفاهیم و نشانه‌ها، در قلب تولید معنا در زبان » قراردارند. فرایندی که این سه عنصر را به هم پیوندمی‌دهد، همان چیزی است که هال «بازنمایی» (Representation) می‌نامد. درواقع، از رابطه میان این دو نظام بازنمایی، نشانه‌ها تولیدشده، درون زبان سازمان می‌یابند، معنا تولیدمی‌کنند و می‌توان آن‌ها را برای ارجاع به اشیاء، مردم و اتفاقات در جهان واقعی استفاده‌کرد.

چنانچه زبان، به تعبیری حرف و منظور انسان را برساند، «اما این نکته نیز مهم است که در لحظات تاریخی معین، بعضی مردم قدرت بیشتری در صحبت‌کردن درباره بعضی موضوعات نسبت‌به دیگران دارند.» هال استدلال‌می‌کند الگوهای بازنمایی مورد بحث این منتقدان، بر قضایای پهن دامنه‌تر دانش (Knowledge) و قدرت (Power) تمرکزمی‌کند. هال در راستای اندیشه فوکو درباره سوژه در بازنمایی می‌گوید: «سوژه در درون گفتمان تولیدمی‌شود. این سوژه متعلق به گفتمان نمی‌تواند بیرون از گفتمان وجودداشته‌باشد، زیرا باید تحت سلطه گفتمان باشد. سوژه باید مطیع قواعد و قراردادها و صورت‌بندی‌های قدرت- دانش باشد. به‌نظرمی‌رسد «سوژه» فوکو از طریق گفتمان در دو مفهوم یا مقام تولیدمی‌شود: اول، گفتمان، خود تولیدکننده «سوژه» است، دوم، گفتمان مکانی را برای سوژه درنظرمی‌گیرد (خواننده یا بیننده که همچنین تحت کنترل گفتمان است) که از آن سوژه، دانش و معنای خاص او به‌‌صورت معناداری متبلورمی‌شود.

استوارت هال از این رویکرد، به‌عنوان رویکردی نام‌می‌برد که تأثیرات اساسی بر نظریه بازنمایی داشته‌است، زیرا گفتمان در چنین دیدگاهی، موقعیت سوژه را تعریف‌می‌کند و از طریق آن، خود به‌صورت معنادار و مؤثر عمل‌می‌کند. افراد ممکن است به لحاظ طبقه اجتماعی، جنسیت، ویژگی‌های نژادی و قومی (و دیگر فاکتورها) تمایزداشته‌باشند، اما تنها زمانی می‌توانند به‌صورت معنادار عمل‌کنند که در یکی از جایگاه‌هایی قرارگیرند که گفتمان آن را تعریف‌کرده‌باشد؛ به‌نحوی‌که خود را تحت انقیاد قواعد آن گفتمان قرارداده‌ و بنابراین سوژه قدرت- دانش آن شده‌باشند. سرانجام، اینکه هال «نمایش دیگری» را در چارچوبی از عملکرد بازنمایی و با استفاده از رویکرد فوکو در باب گفتمان و سوژه مطالعه‌می‌کند. هال «نمایش دیگری» را با کلیشه‌سازی پیوندمی‌دهد. کلیشه‌سازی از نظر او عبارت است از امری که «افراد را به چند خصیصه ساده و ذاتی تقلیل‌می‌دهد و این خصیصه‌ها به مثابه خصیصه‌هایی بازنمایی‌می‌شوند که طبیعت آن‌ها را تثبیت‌کرده‌است» سپس، هال از چند جنبه به بررسی کلیشه‌سازی در ساختن نمایش «دیگری» می‌پردازد:

1.کلیشه‌سازی، «تفاوت» را تقلیل‌می‌دهد، ذاتی‌می‌کند، طبیعی می‌سازد و درنهایت تثبیت‌می‌کند؛

2.کلیشه‌‌سازی از استراتژی «دونیم‌کردن» بهره‌می‌گیرد؛

3.کلیشه‌‌سازی میان قدرت، بازنمایی و تفاوت ارتباط برقرارمی‌کند.

این سازوکار دیگری‌سازی را می‌توان به‌طور خلاصه همان‌طور که در نمودار شماره 1 آمده‌است، نمایش‌‌داد:

               

 

 

                                  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار شماره 1

 

2- روش‌‌شناسی

در این پژوهش روش تحلیل گفتمان با اتکاء بر آثار امام خمینی (ره) استفاده‌شده‌است. در این نوشتار با تأکید بر نشانه‌شناسی تلاش‌شده‌است بازنمایی استکبار در اندیشه دفاعی امام خمینی (ره) بر اساس "نمایش دیگری" یا "بازنمایی دیگری" در دیدگاه استورات هال بررسی‌شود. استوارت هال، روش تحلیل گفتمان مورد استفاده برای فهم عملکرد بازنمایی را شامل بررسی موارد ذیل می‌داند:

2-1- شیوه نام‌‌گذاری

هدف از جستجوی شیوه نام‌گذاری، کشف امکانات و نوع امکانات واژگانی مورد استفاده گروه‌های مختلف برای نامیدن و توصیف ویژگی‌های خود و دیگری است. به‌عنوان نمونه، استفاده حضرت امام خمینی(ره) از عبارات و توصیفات ویژه‌ای که به استکبار جهانی به مثابه «دیگری» نسبت‌می‌دهد، نشان‌می‌دهد که ایشان بر پایه طرز تلقی خود از استکبار، نسبت‌به آن چه واکنشی داشته و چگونه آن را توصیف‌کرده‌است، به بیان دیگر «شیوه‌های مختلف نام‌گذاری یک پدیده اجتماعی واحد، نشانگر دلبستگی‌های گروهی افراد است و با بررسی آن می‌توان به این دلبستگی‌ها پی‌برد» (سلطانی،1384: 127).

2-2- شیوه انتخاب واژگانی

هدف عمده انتخاب واژگانی، «مطالعه شیوه‌های بازنمایی گروه‌های خودی و غیرخودی در متن است». انتخاب واژگانی کمک‌می‌کند تا به مطالعه فرایندیپرداخته شود که در آن، متن ضمن حفظ انسجام و یکپارچگی خود، به واسطه برگزیدن واژگان خاصی، به برساختن حقیقت به سبکی ویژه بپردازد.

2-3- تحلیل بینامتنیت

تحلیل بینامتنی در پی یافتن بخش‌هایی از تلقیات، مشاهدات و مطالب مطرح‌شده به‌وسیله گوینده است (مثلاً امام خمینی (ره) در باب استکبار) که به طریق خاصی نقل شده‌اند. اینکه کدام بخش نقل‌شده، مستقیم یا غیرمستقیم نقل‌شده، چگونه نقل‌شده و چگونه دیگری را به چالش کشیده یا خود را نقادی کرده‌است؟ تحلیل بینامتنی تکنیکی است برای رسیدن به پاسخی برای این پرسش‌ها (سلطانی،1384: 127-129).

2-4- تعریف عملیاتی مفاهیم

در تعریف عملیاتی نیز باید گفت در نوشتار حاضر، منظور از استکبار به مثابه «دیگری» در گفتمان دفاعی امام (ره) مجموعه اعمال منفعت محور و سلطه‌آمیز کشورهای بیگانه و در رأس آن‌ها آمریکا است. واژه «گفتمان» به‌گونه‌ای مترادف و هم‌معنا با واژگان سخن، نظم گفتار ، متن، زبان و کنش گفتار به‌کاررفته‌است. گفتمان هم سازنده و هم برساخته است و نه تنها در تولید و بازتولید ساختارهای اجتماعی دخیل است، بلکه منعکس‌کننده آن‌ها نیز هست. در اینجا منظور اصلی از گفتمان به شیوه‌ای از متن و گفتار بازمی‌گردد که از زاویه دیدی خاص به تجربیات ما معنامی‌دهد. «بازنمایی» نیز در این نوشتار به معنی تولید معنا از طریق چارچوب‌های مفهومی و گفتمانی است. به این منظور که «معنا» از طریق نشانه‌‌ها، به ویژه زبان تولیدمی‌شود (مهدی‌زاده،1387 :15).

مفهوم «بیگانه» ریشه در تمایز میان انسان ملی و غیرملی دارد، که به دوگانگی‌های عصر مدرن معنامی‌دهد (ادیب‌زاده، 1387: 12). مفاهیمی چون حاکمیت و اصل سرزمینی که در دوران جدید به‌وجودآمده کمک‌می‌کند تا آنچه از مفهوم بیگانه برمی‌آید درک شود. حاکمیت به معنی کنترل سرزمینی است که در محدوده‌های قانونی دولت‌های مدرن ملی وجوددارد. مفهوم عنصر «بیگانه‌ستیزی» نیز با مفهوم بیگانه مرتبط است. با پیدایش انسان ملی و مرزهای ملی اتفاقی که رخ‌داد آن بود که دیوارهای هویتی میان انسان ملی و بیگانه باعث احساس جدایی و بیگانگی بین این "دیگری‌ها" شد و برای انسان ملی این دیگری به یک «هستی ناشناخته» مبدل‌شد. همین مسئله به «تصویرسازی‌های جمعی» از بیگانه در سامانه معرفتی جامعه و جهان فرهنگی جامعه، معنا و مفهوم می‌دهد (هال، 2003: 78). درواقع در عصر مدرن و برای جوامع ملی این «دیگری» یک تصویر شده‌است؛ تصاویری که نمایشگر بازشناسی بیگانه در تعاملات میان جوامع در عصر مدرن است. حال هر نوع از تصاویر منفی و نامطلوب جمعی که از «دیگری» در سامانه معرفتی و جهان فرهنگی جامعه با تولیدشود، یک عنصر بیگانه‌ستیزی به‌شمارمی‌آید. این بیگانه‌سازی و بازنمایی آن در قالب گزاره‌ها، استعاره‌ها و نشانه‌ها در گفتمان دفاعی امام خمینی (ره)، ریشه‌های آشکار و پنهان بسیاری دارد که به‌طور کلی می‌توان آن را در تکوین و ظهور گفتمان انقلاب اسلامی تبارشناسی‌کرد.

حضور غرب در دوران‌های قبل و دخالت آن‌ها و نفوذشان در جامعه و سیاست ایران و همچنین در کشورهای اسلامی، با اینکه بسیار مسئله‌برانگیز بود، اما تبدیل‌شدن آن‌ها به سایه‌هایی از یک دشمن مفروض زمانی برای ایرانیان پررنگ‌تر و موجه‌تر شد که آنان وارد دوران رویارویی و کنش‌شده‌بودند. در این زمان با شکل‌گیری جنبش ملی‌گرایی و ملی‌شدن صنعت نفت در ایران، آنان برای نخستین‌بار اقدامی فعال و کنش‌گرانه نسبت‌به جهان غرب را در عرصه سیاست خارجی به ظهور رساندند و موفقیت‌هایی به‌دست‌آوردند. این کنشِ تقابلی با غرب، با ظهور انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) شکل جدید و شدیدتری به خود گرفت. این درحالی بود که بیشتر کشورهای اسلامی در انقیاد استعمار و استعمار نو بودند.

دال «غرب‌گرایی» و دال «امپریالسیم‌ستیزی» در پرتو تعابیر امام راحل و انقلابیون مذهبی (روحانی یا غیرروحانی) در تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران و تثبیت گفتمان آن نقش اساسی داشت. این نظام سیاسی نوپا از سوی دیگر مورد هجمه و حملات و توطئه‌ها در داخل و خارج شد و هنوز چند سالی از انقلاب نگذشته‌بود، که جنگ تحمیلی از سوی عراق، همت کشور را به مدت هشت سال معطوف به خود کرد. جنگی که بر اساس گزارش‌های مختلف بین‌المللی، جنگی تحمیل‌شده از سوی عراق و رژیم بعثی آن بود (ویلیامز، 1987: 9). در این میان، غرب‌زدایی از جهان ایرانی در زبان رهبر انقلاب و سوژه‌های انقلابی چنان شدت و حرارتی داشت که به تمام عرصه‌های حیات زندگانی ایرانی نفوذکرده‌‌بود و تمام پدیده‌های انسانی به غربی و غیرغربی تقسیم‌می‌شد.

 

ب- نظریه گفتمان دفاعی امام (ره): "دفاع همه‌جانبه از جهان اسلام"

شالوده گفتمان دفاعی امام به مفهوم «دشمن‌شناسی» به‌منظور «دفع تهدید» و «امنیت‌زایی» بازمی‌گردد. در چارچوب تفکر دفاعی امام (ره) پدیده تهدید و دشمن در یک «نظام عقیدتی- ژئوپلتیک» معنا و هویت‌می‌یابد. در بعد عقیدتی و فقهی، تأکید ایشان بر شناخت دشمن و انگیزه‌های آن با نوعی تکلیف‌گرایی شرعی ارتباط تنگاتنگ دارد.

نکته بعد اجزای تشکیل‌دهنده یا چارچوب مفهومی نظریه دفاع همه‌جانبه را دربرمی‌گیرد. بر اساس الگوی استنتاجی این نوشتار، رویکرد دفاعی امام (ره) فراتر از حوزه امنیتی- نظامی، به عرصه‌های غیرنظامی نیز قابل تسری است، به بیان دیگر آموزه دفاع همه‌جانبه متأثر از اصل جامع‌نگری در کنار بصیرت و روشن‌بینی (به‌عنوان بخشی از اصول مقوم اندیشه‌های فقهی- سیاسی امام)، گفتمان دفاعی را در قالب تفسیری موسع که تمامی ابعاد حیات اجتماعی را دربرمی‌گیرد تأکیدمی‌کند. بر این مبنا، گستره مفهومی این آموزه افزون بر بعد نظامی، حوزه‌های «دفاع فرهنگی» (ایجاد خودباوری و آزادی جهان اسلام از سلطه فرهنگی استعمار)، «دفاع اقتصادی» (در قالب خودکفایی) و «دفاع سیاسی» (در قالب استقلال کشورهای اسلامی) را شامل‌می‌شود. در یک رویکرد ژئوپلتیکی، در صحنه عمل هریک از سطوح دفاعی در حوزه‌های ملی، در سطح جهان اسلام و در سطح فراملی قابل طبقه‌بندی است.

در رویکرد دفاع همه‌جانبه در گفتمان دفاعی امام خمینی (ره)، دفاع در مقابل «استکبار» نقش برجسته‌ای دارد. در این گفتمان عرصه داخلی و خارجی (در سطح کشور و در سطح جهان اسلام) از هم منفک و جدا نیستند، درحالی‌که نقطه اشتراک این دو عرصه را بایستی در بازنمایی «دیگری تهدیدکننده» به مثابه «دشمن» جستجوکرد که در چارچوب نظریه استوارت هال قابل‌تحلیل است. در این چارچوب، در سطور بعد چگونگی بازنمایی «استکبار» در این گفتمان در سه خرده‌گفتمان فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پژوهش و واکاوی خواهدشد.

 

1- گفتمان دفاع فرهنگی

در رویکرد خاص الهی- انسان گرایانه امام (ره) نسبت‌به انسان و جوامع انسانی، فرهنگ و مضامین وابسته به آن از گستره عمیقی برخوردار است که همه رفتارها و نگرش‌ها در حوزه آن تعریف‌می‌شوند. درواقع، مقوله فرهنگ از اجزای بنیادی راهبرد دفاعی ایشان محسوب‌می‌شود، به‌طوری‌که امام می‌فرماید: «بزرگ‌ترین تحولی که باید بشود در فرهنگ باید رخ‌دهد؛ برای اینکه بزرگ‌ترین مؤسسه‌ای است که ملت را به تباهی‌می‌کشد، یا به اوج عظمت و قدرت می‌کشد» (صحیفه امام، ج 7: 473).

در چارچوب نظریه هال، بنیانگذار انقلاب در بازنمایی دشمن یا در فرایند دیگرسازی به تولید معنا می‌پردازد که در نتیجه معنابخشیدن به جهان در قالب گفتمان اسلامی را برای مخاطب ممکن می‌سازد. به بیان دیگر امام مجموعه‌ای از نشانه‌ها را ایجاد و یا از نشانه‌های موجود بهره‌برداری‌می‌کند. این روابط میان "چیزها، مفاهیم و نشانه‌های"مدنظر هال به تولید معنا در قالب زبان جدید به‌وسیله امام منجرمی‌شود. فرایندی که این سه عنصر را به‌هم‌پیوندمی‌دهد، همان چیزی است که هال «بازنمایی» (Representation) می‌نامد. درنهایت امام نشانه‌ها را تولید، درون زبان سازمان‌دهی‌کرده، معنا تولیدمی‌کند و آن‌ها را برای ارجاع به اشیاء، مردم و اتفاقات در جهان واقعی استفاده‌می‌کند. امام دیگر برای ارجاع به دشمن از واژگانی مانند امپریالیسم استفاده‌نمی‌کند، بلکه نشانه‌ها و معانی خود را تولیدمی‌کند که ذیلاً توضیح‌داده‌خواهدشد.

از منظر امام، بهره‌گیری از این اندوخته نرم‌افزاری یا منبع نرم‌افزاری قدرت برای دفع تهدید و افزایش امنیت، نیازمند لوازم و شرایط خاصی است. از جمله می‌توان به ضرورت هماهنگی با پیام‌ها و سازوکارهای فرهنگ اسلامی و پرهیز از قوم‌مداری فرهنگی اشاره‌کرد که باعث تقویت «هویت» و خودباوری فرهنگی در جهان اسلام به‌عنوان مجموعه‌ای از اخوان خواهدشد. در سطح ملی، دفاع فرهنگی، یعنی آنچه که به ایران اسلامی مربوط‌می‌شود. در این رویکرد اصول خاصی تأکیدمی‌شود که درباره تک‌تک کشورها کاربرددارد و هم درباره جهان اسلام به‌مثابه یک مجموعه:

— ضرورت تحقق استقلال فرهنگی ( صحیفه امام، ج15: 243)؛

— اصل خودباوری و خوداتکایی فرهنگی و علمی در برابر بیگانگان (صحیفه امام، ج 21: 433)؛

— اهمیت بهره‌گیری و سامان‌دهی به تمامی ارکان‌های تعلیمی و تبلیغی برای ترویج فرهنگ اسلامی.

این نوع دفاع در سطح فراملی به‌ویژه در حوزه جهان اسلام با تأکید خاصی همراه است. دفاع از دارالاسلام در گفتمان دفاعی امام خمینی (ره) فقط شامل سرزمین نمی‌شود، بلکه دفاع از کیان و حوزه اسلام، دفاع از هجوم بر خود و از مسلمانان، مظلومان و مستضعفانی که به آن‌ها حمله‌می‌شود نیز است. حضرت امام (ره) در کتاب تحریرالوسیله و در بخش دفاع، دفاع را بر دو قسم دانسته‌اند که یکی دفاع از اساس اسلام و قلمرو آن و دیگری دفاع از خود و مانند آن است (امام خمینی، تحریرالوسیله، ج2: 327-329). اینگونه نگرش وسیع و همه‌جانبه حضرت امام (ره) ناشی از آن است که امام بیش از هرچیز به عزت و آبروی اسلام و کشورهای اسلامی بهامی‌دهد (صحیفه امام، ج19: 457).

بنابراین گفتمان دفاعی امام (ره) در حوزه فرهنگی، دفاع از آموزه‌های اسلامی در برابر آموزه‌های استکباری (دیگری‌سازی استکبار) است، زیرا آموزه استکباری درصدد به تخریب‌کشیدن آموزه اسلامی است، بنابراین امام همواره از تسلط فرهنگ استکباری و غربی و غربزدگی سخن‌می‌گفت و راه‌‌‌حل و مبارزه با این فرهنگ غربی را راهکارهای فرهنگی زیر می‌دانست:

— گسترش نفوذ اسلام در جهان (صحیفه امام، ج 20: 325)؛

— دفاع از حق و عدالت (صحیفه امام، ج 14 :252)؛

— مبارزه دائمی با ظلم و استکبار جهانی (صحیفه امام، ج 21: 327)؛

— مبارزه با فرهنگ استعماری فکری و فرهنگی (صحیفه امام ج 21: 414)؛

— خودباوری و نفی خودباختگی و قطع وابستگی فرهنگی (صحیفه امام،ج 14: 307)؛

— اتحاد ملل اسلامی (صحیفه امام،ج 12: 154)؛

— غلبه بر استکبار و طاغوت با فرهنگ فداکاری و شهادت‌طلبی (صحیفه امام، ج10: 121).

همانگونه که در سطوح ملی و فراملی مطرح‌شد، آنچه در نزد امام از اهمیت فراوان برخوردار است، حفظ اسلام و دفاع از آن است و حضرت امام (ره) نهضت خود را بر پایه این هدف بزرگ در برابر آمریکا و غرب استوار‌کردند. اگر تصویر استکبار به مثابه «دیگری» در گفتمان دفاع فرهنگی رهبر کبیر از جهان اسلام روان‌کاوی شود، دو تصویر و بازنمایی از آن به‌چشم‌می‌خورد. نخست، استکبار به منزله «ابژه ناامنی» و دوم «‌ابژه شیطان».

این احساس ناامنی نسبت‌به استکبار در نزد امام خمینی (ره) و انقلابیون پیرو امام، امری ریشه‌دار در نظام سیاسی اجتماعی ایران قبل از انقلاب و نظام‌های حاکم در بسیاری از کشورهای اسلامی به‌شمارمی‌آید. درواقع این حالت ناامن‌گونه فراگیر بخشی از ویژگی‌های روانشناسی اجتماعی آن روزگار بوده‌است. با ظهور انقلاب اسلامی ایران و شکل‌گیری گفتمان «تقابل» در آن، این احساس ناامنی خودآگاهانه و ناخودآگاهانه در خویشتن ایرانیان انقلابی نسبت‌به اعمال و سیاست‌های دول بیگانه در ایران و دیگر نقاط جهان اسلام، به نظم گفتاری و کردار گفتمانی انقلابیون منتقل‌‌شد و استکبار به منزله «ابژه ناامنی» در هسته مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی و به تبع آن در هسته مرکزی گفتمان دفاعی امام خمینی (ره) جای‌گرفت. درواقع این ابژه ناامنی با دال امنیت در هسته مرکزی گفتمان دفاعی او و به تبع آن انقلاب اسلامی پیوند خورد و به دال امنیت معنا و مفهوم داد. و به همین دلیل نیز کارکرد گفتمانی ضدیت با استکبار غرب به‌عنوان یک کردار زبانی و گفتمانی، کارکردی «وحشت‌زدا» و «‌امنیت‌زا» داشت. در این مقطع امام خمینی (ره) اقدام به مفهوم‌سازی و کلیشه‌سازی‌می‌کند. در همین راستا بود که استکبار به نماد «سیاهی و تاریکی» در برابر «خود» ایرانی (مسلمان انقلابی) بازنمایی شد. این سیاهی به مثابه نمادی از غروب/شب/ظلمات/گمراهی و ضلالت تداعی می‌شد و در مقابل انقلابی قرارمی‌گرفت که نماد اصلی آن را باید در نشانه- واژه «نور» به مثابه نمادی از طلوع/ روشنایی و رستگاری جستجوکرد. که این امر در زبان امام خمینی (ره) و در این جمله مشهور که «انقلاب ما انفجار نور بود» (صحیفه امام، ج 6: 182) متجلی‌گشت. بنیانگذار انقلاب در نظم گفتاری خویش از طریق واژگون‌سازی نمادین دال استکبار غربی، تصویری دگرگونه از آن را در گفتمان دفاعی- فرهنگی خویش بازتولید و بازنمایی‌می‌کند. و در این نظام معنایی مذهبی، انسان مؤمن و انقلابی باید از جهان شر که جایگاه شیطان است دوری‌کند و به مقابله با این منبع هراس‌انگیز بپردازد. در گفتار امام (ره) این تقابل و مبارزه میان قطب نور و قطب تاریکی را به خوبی می‌توان دید:

دو جبهه است: جبهه طاغوت و جبهه الله؛ جبهه الله را که توجه به خدا دارد و ایمان به خدا دارند، خدای تبارک و تعالی آ‌ن‌ها را از همه ظلمت ها اخراج‌می‌کند و به نور می‌رساند.آن نور، نور خود حق است... طاغوت مردم را از نور خارج‌می‌کند و به ظلمات می‌رساند... راه طاغوت راه شیطان است... (صحیفه امام، ج8: 269).

در این گفتمان عناصری چون ایمان به خدا، آموزه‌های شیعی- اسلامی، اعتقاد به مبداء و معاد، خودباوری و خوداتکایی فرهنگی، ترویج فرهنگ اسلامی و غیره؛ باعث خروج از سیاهی و ظلمات استکبار جهانی به منزله شیطان می‌شود. دال امنیت در این حوزه از گفتمان دفاعی امام خمینی (ره) یک واکنش دفاعی برای احساس غلبه بر این ابژه ناامنی را فراهم‌می‌کرد. در سطح فراملی این گفتمان، پناه‌بردن به ایده‌های مطلوبی چون «حکومت مستضعفان جهان» و «بیداری تمام خلق‌های مسلمان و مستضعف جهان» و «نابودی آدم‌خواران و سرمایه‌داران و جهان‌خواران و امپریالیسم جهانی» نمونه‌هایی از این نظم‌های گفتاری است که بخشی از ادبیات گفتمان دفاعی امام محسوب‌می‌شد. به زعم محمدرضا تاجیک «ایران بعد از انقلاب، با محیط امنیتی به‌طور کامل متفاوتی مواجه‌شد... و امنیت نظام، امنیت آرمانی تعریف‌شده‌بود. امنیت آرمانی، «حفظ» را در گرو «بسط» قرارداد. تأمین و تحفظ فیزیکی، به سمت فراموشی سپرده‌شد و در مرکز ثقل گفتمان امنیتی، پاسداری از ارزش‌ها را نشاند» (تاجیک، 1380: 121).

تصویر دیگری که در گفتمان دفاع فرهنگی امام (ره) می‌توان از استکبار بازشناسی‌کرد، نماد «شیطان» است. نماد شیطان کلید اصلی ورود به جهان نمادین و استعاری «اسطوره‌های طرد» در گفتمان دفاعی است. در فرهنگ ایرانی از عهد کهن، شیطان یا اهریمن بازنمایی‌کننده روح شر و بدی و منشأ تاریکی بوده‌‌است و ایرانیان به اقوام دشمن خویش آن را نسبت‌می‌دادند (ادیب‌زاده، 1387: 162). شیطان و روح شیطانی به سان ابژه مسخ‌کنندگی انسان و روح انسانی در اغلب فرهنگ‌های بشری قدمتی بسیار دارد. این عنصر مذهبی- اسطوره‌ای در گفتمان انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره)، ابژه دیگری، یعنی استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا را جانشین شیطان و روح شیطانی می‌کند که به قصد مسخ‌کردن و تسخیر ایرانی و روح او آمده‌است. وی در فردای انقلاب، شفاف‌ترین تصویر از استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا را به مثابه شیطان بزرگ به زبان آورد:

در این انقلاب، شیطان بزرگ که آمریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع‌می‌کند، و چه بچه شیطان‌هایی که در ایران هستند و چه شیطان‌هایی که در خارج هستند جمع‌کرده‌است و هیاهو به راه انداخته است (صحیفه امام، ج 10: 489).

این مفهوم‌سازی به‌وسیله امام، یعنی به‌کاربردن مفهوم "شیطان بزرگ" برای امریکا، را می‌توان در چارچوب پیوند میان "نمایش دیگری" با کلیشه‌سازی به‌وسیله هال تحلیل‌کرد. کلیشه‌سازی از نظر او عبارت است از امری که "افراد را به چند خصیصه ساده و ذاتی تقلیل‌می‌دهد و این خصیصه‌ها به مثابه خصیصه‌هایی بازنمایی‌می‌شوند که طبیعت آن‌ها را تثبیت‌کرده‌است." از دید هال، کلیشه‌سازی در فرایند ساختن نمایش "دیگری" "تفاوت" را تقلیل‌می‌دهد، ذاتی‌می‌کند، طبیعی‌می‌سازد و درنهایت تثبیت‌می‌کند. حضرت امام درواقع با استفاده از مفهوم قرآنی شیطان، تمامی این مراحل را عملیاتی می‌‌‌‌‌سازد.

منظور بنیانگذار انقلاب از لفظ «بچه‌شیطان‌هایی که در ایران هستند»، گروه‌های سیاسی مخالف بود که نزاع‌های داخلی را بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ایجادمی‌کردند و به‌واسطه بیگانه‌سازی در نظم گفتاری امام (ره) به منزله نیروهای شیطانی از حوزه خودی‌ها طردمی‌شدند. در گفتمان دفاعی ایشان نزاع‌های داخلی از یک‌سو و تقابل با بیگانگان از سوی دیگر در پیوند با یکدیگر درک می‌شوند و می‌توان‌گفت که گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از گفتمان سیاست داخلی آن قابل تمایز و تفکیک نیست و هر دو در پیوستار فرهنگی- گفتمانی یک نظام کلان‌تر، یعنی گفتمان تسلیم‌ناپذیری انقلاب اسلامی قابل درک و تعبیر است. در حقیقت تأکید و پافشاری امام خمینی (ره) برای بازنمایی استکبار به‌عنوان شیطان بزرگ به ذهنیت ناخودآگاهانه ایرانیان از شیطان در نظام معنایی مذهبی بازمی‌گردد. و امام (ره) به‌واسطه برخورداری از سرمایه فرهنگی اساطیری و مذهبی والا، در برابر احساس غرب‌زدگی و مسخ‌گشتگی، سعی در مسخ‌زدایی و غرب‌زدایی از روح ایرانی می‌کند. در همین چارچوب امام خمینی (ره) سعی‌می‌کرد مسلمانان جهان را نسبت‌به نیات شیطانی اسکتبار بر علیه کشورهای اسلامی آگاه کند. ماروین زونیس مسخ‌شدگی ایرانیان به‌واسطه غرب از نگاه امام خمینی (ره) را به ضایع‌شدن مغز ایرانیان تعبیرمی‌کند (زونیس،1370: 33). به هر حال نماد شیطان و رواج آن در نظم گفتاری ایرانیان انقلابی و بازتاب آن در گفتمان دفاع فرهنگی امام (ره) که دال شیطان بزرگ را با مدلول آن، یعنی آمریکا- غرب بازنمایی‌می‌کرد، جنبه‌ای دفاعی داشت و در حقیقت یک مکانیسم دفاعی بود.

2- گفتمان دفاع سیاسی

دفاع در حیطه امور سیاسی، به کارکرد نهادهای سیاسی جامعه در تحقق بالاترین ضریب دفع تهدید و امنیت‌زایی اطلاق‌می‌شود. امام ایران اسلامی را ام‌القرای جهان اسلام می‌دانست، بنابراین در گفتمان دفاعی‌اش در وهله اول بایستی این ام‌القرا به‌عنوان نخستین سنگر حفظ شود. اولین و مهم‌ترین تهاجم دشمنان داخلی و یا خارجی حکومت اسلامی، می‌تواند موضوع براندازی، کشانیدن حکومت به انزوای سیاسی، کاهش اعتبار جهانی، زیرسؤال‌بردن مشروعیت، تضعیف نهادهای دولتی و مواردی از این قبیل باشد که قدر مسلم به‌منظور دستیابی به اهداف خود از تمامی شیوه‌های ممکن استفاده‌خواهند‌کرد (سهرابی، 1384: 137). هجوم، سلطه و نفوذ سیاسی، هم از طریق مهره‌های دست‌نشانده و ایادی داخلی، هم از طریق دشمنان خارجی و با استفاده از سازمان‌ها و قوانین و ضوابط بین‌المللی در اشکال بسیار وسیع و فراگیر نیز ممکن است اعمال‌شود. حضرت امام (ره) در این‌باره می‌‌گویند:

اصل اساس این را خود این‌ها درست‌کرده‌اند، اساس این سازمان‌ها ساخته خود این‌هاست، اگر ساخته خود این‌ها نبود، به چه مناسبت باید کشوری یا چند تا کشور قلدر حق وتو داشته‌باشند؟... این را هم درست کرده‌‌اند برای بازی‌دادن ملت‌های کوچک (صحیفه امام، ج15: 52).

و در جایی دیگر نیز امام می‌‌فرمایند:

«اینجانب مکررگفته‌ام که تمامی این سازمان‌ها و گروه‌ها برای طرفداری از قدرت‌مندان به‌وجودآمده‌است» (صحیفه امام، ج 15: 243)

در سطح ملی و فراملی به‌منظور دفاع در مقابل چنین پدیده‌ای و خنثی‌کردن ترفندهای گوناگون سیاسی دشمنان، نخستین و ارزنده‌ترین قدم، ارتقای سطح آگاهی‌های سیاسی آحاد ملت است. در چنین شرایطی است که هدف اصلی در این تهاجم، یعنی مردم، خود به مبارزه پرداخته و بدین‌گونه هر نوع حرکتی را در نطفه ازبین‌می‌برند. نکته مهم اینکه دفاع سیاسی در عرصه ملی، افزون بر حوزه داخلی، نسبت‌به محیط خارجی آنچه‌که در صحنه سیاست خارجی تولید و صادرمی‌شود نیز قابل تعمیم است. در این ارتباط ملاک‌هایی چون پایبندی کامل به حفظ استقلال و آزادی به‌عنوان بنیان سیاست در رابطه با بیگانگان (صحیفه امام، ج 20: 319) و برقراری رابطه با کشورهای غیرمسلمان بر اساس میزان دوری آنان از وابستگی به استکبار، پرهیز از اعمال سلطه بر ایران و پذیرش عدالت مدنظر است.

در سطح فراملی، دفاع سیاسی درصدد تبیین خطوط فاصل مشخصی میان جهان اسلام و جهان سلطه است. بر این مبنا مفاهیمی چون دفاع از منافع بین‌المللی جهان اسلام (صحیفه امام، ج 14: 252)؛ نحوه مقابله با کافران و ستمگران (صحیفه امام، ج14: 81-82) و ایجاد تشکل‌های اسلامی (صحیفه امام، ج 21: 448) مطرح‌می‌شود. در همین سطح تحلیل، امام خمینی (ره) جبهه جهانی محرومان و مستضعفان را به سوی توسل به راهکارهایی چون قیام ملت‌ها در برابر قدرت‌های بزرگ (صحیفه امام، ج 21: 82 )، توجه به روز قدس و قابلیت‌های آن به‌عنوان مقدمه‌ای برای تحقق حزب جهانی مستضعفان (صحیفه امام، ج 16: 382؛ ج13: 78-79) فرامی‌خواند.

از دید هال و فوکو سوژه متعلق به گفتمان نمی‌تواند بیرون از گفتمان وجودداشته‌باشد، زیرا باید تحت سلطه گفتمان باشد. سوژه باید مطیع قواعد و قراردادها و صورت‌بندی‌های قدرت- دانش باشد. در همین چارچوب، استفاده امام خمینی (ره) از مفاهیم محرومان و مستضعفان نشان‌می‌دهد که ایشان مفاهیم خاص خود را که در چارچوب گفتمان خود اوست به‌‌کار‌می‌گیرد.

با تحلیل و واکاوی در لایه‌های عمیق‌تر سازنده گفتمان دفاعی امام خمینی (ره) در سپهر سیاست، به دو عنصر و ابژه «آگاهی» و «ابژه فرادستی و فرودستی» می‌رسیم. روان‌کاوی «آگاهی» از استکبار کلید فهم هویت در گفتمان دفاعی است و این آگاهی در گفتمان دفاعی حضرت امام یک آگاهی تکوینی است. این آگاهی از استکبار به مثابه آگاهی از یک «دیگر» (بیگانه) که حاصل شرایط رویارویی انقلاب ایران با جهان غرب و آگاهی پیشینی از بیگانگان و دخالت‌های آنان در طول تاریخ ایران و جهان اسلام است. در دیدگاه بنیانگذار انقلاب، استکبار جهانی چیزی جز یک نظام سلطه نیست که درصدد به اسارت‌درآوردن کشورهای اسلامی به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران است. ابژه سلطه- اسارت در گفتمان دفاعی امام به شکل «آگاهی تحت سلطه از سلطه‌گر» یا از استکبار بازنمایی‌می‌شود. امام خمینی (ره) در مقام رهبر انقلاب ایران که گفتارهای او در منظومه گفتمانی انقلاب اسلامی، جایگاه یک فراگفتمان را یافته‌بود، جهان خارجی را در سلطه بازنمایی‌می‌کرد. این آگاهی به گفتمان دفاعی مسیر مشخص داده و آن، مقابله با این غرب سلطه‌گر بوده‌است:

ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین‌المللی اسلامی‌مان بارها اعلام‌کرد‌ه‌ایم و درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم‌کردن سلطه جهان‌خواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه‌طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می‌گذارند از آن باکی نداریم و استقبال‌‌‌می‌کنیم... (صحیفه امام، ج 20: 238)

تصویر دیگر در سپهر سیاسی گفتمان دفاعی امام « ابژه فرادستی- فرودستی» بود. وجود یک نظام بین‌المللی و جایگاه آمریکا در مقام راهبر اصلی استکبار جهانی در رأس سلسله‌مراتب نظام بین‌الملل تداعی‌گر «ابژه فرادستی- فرودستی» در ناخودآگاه ضدبیگانه سوژه‌های انقلابی بوده‌است و به‌طور ناخودآگاهانه‌ای واکنشی دوباره به مسئله احساس «حقارت» که بخشی از احساس اسارت نیز به حساب می‌آید رخ‌داده‌است. امام خمینی (ره) هم به همین احساس اشاره‌می‌کند. احساس حقارتی که به زبان ایشان با احساس در «اسارت غرب» [بودن] و «حضور سلطه‌طلبانه» آمریکا همراه بوده‌است و همه در کنار یکدیگر به یک هویت گفتمانی ضدسلطه در گفتمان دفاعی معنامی‌بخشد. در نظم گفتار امام به روشنی می‌‌توان این را مشاهده‌کرد(ر.ک: صحیفه امام،ج 20: 318-319).

جایگاه فرادستی و فرودستی در سلسله‌مراتب نظام بین‌الملل به هویت ضدسلطه در گفتمان دفاعی بنیانگذار انقلاب معنای پررنگ‌تری می‌داد و گفتار و کردار ایشان را به سوی شورش علیه سلسله‌مراتب نظام بین‌الملل و نفی وضعیت موجود در سیاست بین‌الملل سمت و سو داده‌است. به‌طوری‌که « نفی و طرد وضع موجود و نظم بین‌المللی مستقر» (دهقانی فیروزآبادی، 1384: 98) به یکی از عناصر این گفتمان مبدل گشته‌بود. این امر به سمت نفی نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های بین‌المللی سوق یافت، چراکه این نهادها و سازمان‌ها برای امام تداعی‌کننده فرایندهای استکبار جهانی بود.

دستگاه‌های خارجی، از قبیل سازمان ملل و غیره، جز اشخاص دست‌نشانده نیستند برای مصالح ممالک بزرگ و اغفال ممالک کوچک ایجادشده‌است ( صحیفه امام، ج 2: 65)

احساس ناخودآگاهانه فرودستی به دال مهم دیگری در گفتمان دفاعی امام خمینی(ره) شکل‌داده‌است و آن دال «حمایت از مستضعفان و مظلومین جهان» در سطح فراملی است. برای امام (ره) مستضعفان و مظلومان تداعی‌کننده احساس فرودستی آزاردهنده‌ای بود که در ناخودآگاه خویش آن را احساس‌می‌کردند. و این احساس، مدلول خود را در جهان بیرونی و در نفی سلطه سیاسی ابرقدرت‌ها و حمایت از مظلوم یافته‌بود. این حمایت تا حدود بسیاری جنبه آرمانی و اسطوره‌ای پیداکرده و گویی مستضعفان جهان به رهبری ایرانیان انقلابی به‌طور قریب‌الوقوع در حال پیروزی بر جهان و جهانیان هستند. این امر را می‌توان در پارادایم فراملی رویارویی مستضعفان در برابر مستکبران مشاهده‌کرد. بهره‌گیری از سرمایه‌های فرهنگی دینی نیز در گفتمان‌سازی از آرمان حمایت از مستضعفان جهان بسیار کمک‌کرده‌است. امام خمینی (ه) در حمایت از مستضعفان جهان بیشترین تأکید را داشت و دورنمای این آرمان انقلابی را با نظم گفتار مذهبی خویش این‌چنین ترسیم‌می‌کرد: «گویی دولت مستضعفان نزدیک و وعده حق تعالی قریب‌الوقوع است» (صحیفه امام، ج 19: 333). جنبه دیگر این حمایت گفتمانی، الگوسازی برای مستضعفان جهان بود که یکی از مهم‌ترین ابعاد گفتمانی در گفتمان دفاعی به‌‌شمارمی‌آمد.

3- گفتمان دفاع اقتصادی

نقش اقتصاد در حفظ تعادل و پیشرفت جامعه، امری است که از نظر اندیشمندان و مدیران جامعه بسیار حائز اهمیت است. امروزه امور اقتصادی هر جامعه چنان با مبادی فرهنگی و اجتماعی پیوندخورده‌است که بدون توجه به آن، ساختار فرهنگی و نظام اجتماعی نخواهدشکل‌گرفت. شاید بتوان گفت که روشن‌ترین چهره تهاجم، هجمه اقتصادی است که نماد آن را در ابزار و امکانات روزمره فردی و اجتماعی و سیستم‌های تأمین‌کننده نیازهای مادی می‌توان‌مشاهده‌کرد. امام راحل در این‌باره می‌فرمایند:

عملاً بردگی جدید بر همه ملت‌ها تحمیل‌شده و اکثریت جوامع بشری در زندگی روزمره خود به اربابان زر و زور پیوندخورده‌اند و حق تصمیم‌گیری در مسائل اقتصاد جهان از آنان سلب‌شده‌است و علی‌رغم منابع سرشار طبیعت و سرزمین‌های حاصل‌خیز جهان و آب‌ها و دریاها و جنگل‌ها و ذخایر به فقر و درماندگی گرفتار آمده‌‌اند (صحیفه امام20: 339).

بی‌شک طراحی و اجرای برنامه‌های اقتصادی ناب، نشأت‌گرفته از فرهنگ اسلامی و ملی می‌تواند اثرات منفی سلطه اقتصادی دشمنان بر جهان اسلام را خنثی‌کند؛ اما ازآنجایی‌که اجرای تحولات اقتصادی به برنامه‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت نیازمند است، بنابراین بیش از هر عمل دیگر بایستی به عوامل مؤثر در نیازمندی‌های جامعه و قطع وابستگی توجه‌شود (سهرابی،1384: 140). شناخت امکانات محلی، نیروی انسانی، منابع و ذخایر و اعمال مدیریت، استفاده از تجارب سایر ملل موفق و بهره‌برداری از دانش نخبگان متعهد و همکاری‌های اقتصادی با دول دوست می‌تواند ما را در مسیر نیل به اهداف اقتصادی و توسعه پایدار یاری دهد. به این دلیل رهبر کبیر، حفظ منافع ملی، رشد صنعت و فناوری و تأمین امنیت مالی جامعه را در پیشرفت اهداف کلی انقلاب اسلامی بسیار مؤثر دانسته، همواره بر هدایت و تقویت بنیه‌‌های اقتصادی تأکیدداشته‌اند.

گفتمان دفاعی حضرت امام خمینی (ره) در سپهر اقتصادی خویش، ابژه «‌وابستگی»‌ را در خود دارد. درواقع بعد از انقلاب اسلامی این ایده فراگیر وابستگی، که یک جامعه وابسته، جامعه‌ای عقیم و غیرقابل رشد است، به گفتمان دفاعی ایشان سمت‌و‌سو داد و این گفتمان را به سمت رهایی از وابستگی و حرکت به سوی یک بومی‌گرایی ایدئولوژیک رهنمون‌کرد. امام راحل احساس‌می‌کرد که وابستگی به ورود تکنولوژی باعث ازبین‌رفتن شالوده‌های اقتصادی و عقب‌ماندگی جهان ایرانی در برابر استکبار جهانی شده‌است. این احساس فراگیر و اضطراب‌زا در گفتمان دفاعی امام (ره) حضوری نمایان و مسلط داشت. پاک‌سازی تکنولوژی و ماشین از هر نوع بیگانگی و تبدیل آن به بخشی از خویشتن، مهم‌ترین بازنمایی بومی‌گرایی ایدئولوژیک (خوداتکایی یا خودکفایی اقتصادی) در گفتمان انقلابی است. به‌زعم ویلیامز و کریسمن، بومی‌گرایی در باورهای عمیق چون مقاومت در برابر فرهنگ غیر، ارج‌نهادن به هویت «‌اصیل» و راستین قومی خویش، و آرزوی بازگشت به سنت فرهنگی آلوده‌نشده‌ بومی ریشه دارد (ویلیامز و کریسمن، 1994: 14). به همین خاطر بود که امام خمینی (ره) یکی از برنامه‌های آغازین بعد از انقلاب را نفی صنایع مونتاژ و حرکت به سوی صنایع مادر به منزله صنایع بومی می‌‌داند و آن را دال بر «صنایع اصیل» می‌شمارد (صحیفه امام، ج 5: 294).

نکته اساسی آنکه در مسئله بومی‌گرایی ایدئولوژیک، گفتمان انقلاب اسلامی به دنبال نفی حضور بیگانه بوده‌است و نه نفی تکنولوژی؛ و گفتمان دفاعی در عرصه اقتصادی، به دنبال رهایی از دال «وابستگی» ایران و جهان اسلام بوده‌است. دال «‌استقلال تکنولوژیک»، با دال «امنیت» در گفتمان دفاعی پیوندمی‌خورد. استقلال تکنولوژیک یک دال چندوجهی و چندمعنایی است که در این قسمت، معنای اقتصادی آن مورد توجه است. استقلال تکنولوژیک در راستای ایجاد یک صنعت دفاعی غیروابسته، مهم‌ترین بخش از نظم گفتاری امام خمینی و دیگر سوژه‌های انقلابی است، بنابراین حضرت امام در سخن خویش یکی از اهداف انقلاب اسلامی را حرکت به سوی صنایع پیشرفته بومی می‌داند: "باید بیدار بشوید، بروید دنبال اینکه آن صنایع پیشرفته را خودتان درست‌بکنید" (صحیفه امام، ج13: 536).

نتیجه‌‌گیری

«گفتمان دفاعی امام خمینی (ره)» بر پایه «دفع تهدید همه‌جانبه از اسلام، جهان اسلام و نظام اسلامی» معنا و هویت‌می‌یابد. در این رویکرد با درهم‌تنیدگی سطوح ملی و فراملی روبرو هستیم که مستلزم یک تصویرسازی، بازتولید یا بازنمایی خاص از «دیگری» به مثابه دشمن و بیگانه می‌باشد. استکبار در گفتمان دفاعی امام راحل نقش دشمن، دیگری یا بیگانه را دارد.

مفهوم‌سازی به‌وسیله امام، یعنی به‌کاربردن مفاهیم اسلامی برای توصیف دشمن یا دیگری را می‌توان در چارچوب پیوند میان "نمایش دیگری" با کلیشه‌سازی به‌وسیله استوارت هال تحلیل‌کرد. از دید هال، کلیشه‌سازی در فرایند نمایش "دیگری" "تفاوت" را تقلیل‌می‌دهد، ذاتی‌می‌کند، طبیعی‌می‌سازد و درنهایت تثبیت‌می‌کند. امام خمینی (ره) درواقع با استفاده از مفاهیم قرآنی، از جمله استکبار و شیطان بزرگ برای توصیف آمریکا، تمامی این مراحل را عملیاتی می‌سازد.

از دید هال و فوکو سوژه متعلق به گفتمان، نمی‌تواند بیرون از گفتمان وجودداشته‌باشد؛ زیرا باید تحت سلطه گفتمان باشد. سوژه باید مطیع قواعد و قراردادها و شکل‌بندی‌های قدرت- دانش باشد. در همین چارچوب، استفاده امام خمینی (ره) از مفاهیم محرومان و مستضعفان نشان‌می‌دهد که ایشان مفاهیم خاص خود را که در چارچوب گفتمان خود اوست به‌‌کارمی‌گیرد.

در تصویر «استکبار» به مثابه «دیگری» دو تصویر و بازنمایی از آن به چشم می‌خورد: نخست، استکبار جهانی به منزله «ابژه ناامنی» و دوم «‌ابژه شیطان». با ظهور انقلاب اسلامی ایران و شکل‌گیری گفتمان «تسلیم‌ناپذیری»، احساس ناامنی خودآگاهانه و ناخودآگاهانه در خویشتن ایرانیان انقلابی و مسلمانان جهان، این ابژه ناامنی با دال امنیت در هسته مرکزی گفتمان دفاعی امام و به تبع آن انقلاب اسلامی پیوندخورد و به دال امنیت معنا و مفهوم داد و به همین دلیل نیز کارکرد گفتمانی ضدیت با استکبار به عنوان یک کردار زبانی و گفتمانی، کارکردی «وحشت‌زدا» و «امنیت‌زا» داشت. در همین راستا بود که استکبار جهانی به نماد «سیاهی و تاریکی» در برابر «خود» ایرانی (مسلمان/ انقلابی) و "خود" مسلمان سایر کشورهای جهان اسلام بازنمایی شد. در این نظام معنایی مذهبی این تقابل، مبارزه میان قطب نور و قطب تاریکی است.

این شیوه بازنمایی استکبار در گفتمان دفاعی امام خمینی (ره) با «نمایش دیگری» در دیدگاه استوارت هال همخوانی دارد. درواقع، هال معتقد است که از رابطه میان دو نظام بازنمایی، نشانه‌ها تولیدشده، درون زبان سازمان می‌یابند معنا تولیدمی‌کنند و می‌توان آن‌ها را برای ارجاع به اشیاء، مردم و اتفاقات در جهان واقعی استفاده‌کرد. او همچین "نمایش دیگری" را با کلیشه‌سازی پیوندمی‌دهد. کلیشه‌سازی از نظر او عبارت است از امری که "افراد را به چند خصیصه ساده و ذاتی تقلیل‌می‌دهد و این خصیصه‌ها به مثابه خصیصه‌هایی بازنمایی‌می‌شوند که طبیعت آن‌ها را تثبیت‌کرده‌است".

در خرده‌گفتمان سیاسی گفتمان دفاعی امام، وجود یک نظام بین‌المللی و جایگاه استکبار جهانی(ابژه سلطه) در رأس سلسله‌مراتب نظام بین‌الملل تداعی‌گر «ابژه فرادستی ـ فرودستی» بود و بنابراین واکنش به آن واکنش ناخودآگاه به مسئله احساس «حقارت» که بخشی از احساس اسارت نیز هست به حساب می‌آید. احساس ناخودآگاهانه فرودستی به دال مهم دیگری در گفتمان دفاعی امام خمینی (ره) شکل‌داده‌است و آن دال «حمایت از مستضعفان و مظلومان جهان» در سطح فراملی است. و این احساس، مدلول خود را در جهان بیرونی و در نفی سلطه سیاسی ابرقدرت‌ها و حمایت از مظلوم یافته‌‌بود.

در خرده‌گفتمان دفاع فرهنگی امام، استکبار جهانی نماد «شیطان» است. نماد شیطان کلید اصلی ورود به جهان نمادین و استعاری «اسطوره‌های طرد» در گفتمان دفاعی است. این عنصر مذهبی- اسطوره‌ای در گفتمان انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره)، ابژه «دیگری»، یعنی استکبار را جانشین شیطان و روح شیطانی‌می‌کند که به قصد مسخ‌کردن و تسخیر روح ایرانی و روح اسلامی آن آمده‌است. رهبر کبیر در فردای انقلاب، شفاف‌ترین تصویر از استکبار جهانی و در رأس آن آمزیکا را به‌عنوان «شیطان بزرگ» (دشمن شماره یک ایران و جهان اسلام) به زبان آورد.

گفتمان دفاعی امام خمینی (ره) در خرده‌گفتمان اقتصادی خویش، ابژه «وابستگی» را در خود دارد. در نتیجه گفتمان دفاعی ایشان به سمت رهایی از وابستگی و حرکت به سوی یک بومی‌گرایی ایدئولوژیک- تکنولوژیک از طریق ایران و کشورهای اسلامی را جهت‌گیری‌می‌کند. پاک‌سازی تکنولوژی و ماشین از هر نوع بیگانگی و تبدیل آن به بخشی از خویشتن مهم‌ترین بازنمایی بومی‌گرایی ایدئولوژیک (خوداتکایی یا خودکفایی اقتصادی در میان کشورهای اسلامی) در گفتمان انقلابی امام است.

نشانه‌شناسی عناصر و استعاره‌ها و اجزای بازنمایی و دیگرسازی از استکبار جهانی در گفتمان دفاعی امام خمینی (ره) نشان‌می‌دهد که ایشان در سه سپهر سیاسی، فرهنگی و اقتصادی رویکردهای دفاعی منحصربه‌فرد خود را در مقابل «دشمن یا دیگری» ایران و جهان اسلام ارائه‌می‌دهند که تلاش‌شد در این پژوهش واکاوی‌شود

 

- ادیب‌‌زاده، مجید (1384)، زبان، گفتمان و سیاست خارجی، تهران: اختران.

- استادی، رضا (1370)، «مشایخ امام خمینی (ره)»، کیهان فرهنگی، سال ششم.

- اسمارت، بری (1385)، میشل فوکو، مترجمان: حسن چاووشیان و لیلاجوافشانی، تهران: اختران.

- اسمیت، ف (1383)، درآمدی بر نظریه فرهنگی، مترجم حسن پویان، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

- اسمیت،رامان؛ ویدوسون، پیتر (1387)، راهنمای نظریه ادبی معاصر، ترجمه: عباس مخبر، چاپ چهارم، تهران: طرح نو.

- مرشدی زاد، علی (1387)، انقلاب مشروطه، تهران: امیرکبیر.

- غفاری، زاهد (1391)، «تئوری توطئه در ایران»، حضور، دوره سوم، شماره2.

- امین، حسن (1378)، «نظام بین‌الملل و جمهوری اسلامی ایران»،  نامه پژوهش، سال 3 و4، ش 12- 13.

- پین، مایکل (1379)، بارت، فوکو،آلتوسر، مترجم پیام پزدانجو، تهران: نشر مرکز.

- تاجیک، محمدرضا (1380)، مقدمه‌ای بر استراتژی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران: فرهنگ گفتمان.

- توحدی، علی‌اصغر، (1378)، قرائت امام خمینی (ره) از سیاست، پایان‌نامه کارشناسی ارشد. تهران: دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی.

- حجازی، محمدرضا، (1375)، «امام خمینی و شرایط اجتهاد لازم و کافی در دنیای کنونی»، ماهنامه حضور، شماره 11.

- حسینی‌زاده، محمدعلی (1384)، «تحلیل گفتمان و تحلیل سیاسی»، فصلنامه علوم سیاسی، شماره 28.

- حسینی، حسین (1371)، «سیاست دفاعی، چارچوبی برای تحلیل»، مجله سیاست دفاعی، سال اول.

- {امام} خمینی، روح‌الله ( 1378)، صحیفه امام، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).

- {امام} خمینی، روح‌الله (1383)، چهل حدیث، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).

- {امام} خمینی، روح‌‌الله (بی‌تا)، تحریرالوسیله، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، 2جلدی.

- دریفوس، هربرت؛ رابینو، پل (1385)، میشل فوکو: فراسوی ساختارگرایی و هرمنوتیک، مترجم حسین بشیریه، تهران: نشر نی.

- زونیس، ماروین (1370)، شکست شاهانه، ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو.

- زهدی، یعقوب (1386)، «مقایسه سیاست دفاعی با راهبرد دفاعی و دکترین دفاعی»، فصلنامه راهبرد دفاعی، سال پنجم، شماره 17.

- سلطانی، علی‌‌اصغر (1384)، قدرت، گفتمان و زبان، تهران: نشر نی.

- سهرابی، محمد (1384)، سیری در اندیشه دفاعی امام خمینی (ره)، تهران: عروج.

- شاهجویی، محمدامین (1379)، بنیان مرصوص امام خمینی (ره) در بیان و بنیان آیت ا... جوادی آملی، تهران: اسراء.

- صدوقی، مرادعلی (1382)، «ماهیت و روش شناسی توین راهبرد دفاع ملی»، فصلنامه راهبرد دفاعی. سال اول، شماره 1.

- قادری، علی (1375)، «امام خمینی (ره) در پنج حوزه معرفت سیاسی»، حضور، شماره 18.

- قاضی‌زاده، کاظم (1375)، «جلوه‌هایی از توجه به زمان و مکان در اجتهادات فقهی امام خمینی (ره)»، حضور، ش 16.

- گراهام، آلن (1385)، رولان بارت، مترجم پیام یزدانجو، تهران: نشر مرکز.

- لاکلائو، ارنستو. (1385). واسازی، عمل گرایی، هژمونی در: دیکانستراکشن و پراگماتیسم. ویراسته شنتال موفه. مترجم  شیوا رویگریان. تهران: گام نو.

- متقی، ابراهیم (1383)، «ابعاد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری جنگ‌های جدید و امنیت ملی ج.ا. ا.»، فصلنامه راهبرد دفاعی، سال دوم، شماره پنجم.

- متقی، ابراهیم، (1385)، آمریکا، هژمونی شکننده، تهران: مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی.

- مهدی‌زاده، سید محمد ( 1387 )، رسانه‌ها و بازنمایی، تهران: دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها.

- میلنر،آ؛ برایت، ج (1385)، درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر، مترجم جمال محمدی، تهران: نشر ققنوس.

- نوروزی، محمدتقی (1385)، فرهنگ دفاعی- امنیتی، تهران: سنا.

- هال، استوارت (1386)، غرب و بقیه: گفتمان و قدرت (مجموعه فهم جامعه مدرن)، مترجم محمود متحد، تهران: نشر آگاه.

2- منابع لاتین

- Barker, C. (2003), Cultural Studies: Theory and Practice.London: Sage Publication.

- Fillion, R. (2005)و “Freedom, Truth, and Possibility in Foucault’s  Ethics” , Foucault  Studies. Vol. 1 (3) : 50-64.

- Hall, S. (1997), Representation: Cultural Representation and Signifying Practices,London: Open University Press.

- Hall, Stuart(2003) , “The Work Representation” , in Stuart  Hall (ed.), Representation : Cultural  Representation  and  Signifying  Practices.London: Sage.

- Johnson , Jack ( 2003 ), State  and  Others: New Challenges.  New Tools for Defense Decision Making .Rand.

- Johnson, R. (2007). “Post-Hegemony? I Don`t Think  So”, Theory, Culture & Society. Vol. 24 (3) : 95-111.

- Lash, S. (1988). "Discourse  of  Figure? Postmodernism  as a Regime of  signification”, Theory, Culture & Society, Vol.5(2): 311-336.

- Sharp, M. (2005). “ Critique  as Technology of  the  self ”, Foucault Studies, Vol. 1 (2) : 97-116.

 

- Van  Leeuwen,T. (2007), “ Legitimation  in  Discourse  and  communication”, Discourse & Communication. Vol. 1 (1): 91-112.

- Williams ,Patrick  and  Laura Chrisman, eds (1994), Colonial Discourse and Post-colonialism Theory : A Reader, New York .ColumbiaUni. Press.