تبیین علل نسل‌کشی مسلمانان روهینگیا در میانمار

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه اصفهان

2 دانشیار گروه روابط بین‌الملل دانشگاه اصفهان

چکیده

طی سال‌‌های اخیر، خشونت ضد مسلمانان روهینگیا در میانمار توجه افکار عمومی را به خود معطوف‌کرده‌است لذا این پرسش همواره مطرح بوده که «دلیل بروز خشونت‌های فاجعه‌بار ضد مسلمانان روهینگیا در میانمار چیست؟»؛ فرضیه مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی بررسی‌شده، آن است که تعارض هویتی میان مسلمانان روهینگیا و ناسیونالیست‌های برمه‌ای که با نگرانی‌های سیاسی نیز همراه شده‌است، نقشی مهم در بروز نسل‌کشی در میانمار برعهده‌دارد؛ با آنکه بررسی این موضوع به دلیل حساسیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت‌به مسلمانان جهان، بسیار اهمیت‌دارد اما ازلحاظ پژوهشی، به این موضوع  در ایران کمتر توجه‌شده‌است و به همین دلیل، نگارش این مقاله می‌تواند بااهمیت تلقی‌شود.
یافته‌های این مقاله نشان‌‌می‌دهند که هرگاه شکاف‌های اجتماعی، رنگ و بوی سیاسی به‌خودگیرند، احتمال فعال‌شدن این شکاف‌ها در شکل بروز درگیری‌های خونین افزایش‌می‌یابد؛ ترجمه عملی این گزاره، آن است که ذهنیت ناسیونالیست‌های میانمار مبنی‌بر تلاش مسلمانان این کشور برای ایجاد حکومتی اسلامی برپایه پادشاهی آراکان، باعث شد که واکنش آنها نسبت‌به مسلمانان روهینگیا، خشونت‌بار شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


چنین به‌نظرمی‌رسید که بشر با ورود به قرن بیست‌ویکم، به دوره تاریخی فرامدرنی واردخواهدشد که نه‌تنها جنگ میان دولت‌ها بلکه خشونت فیزیکی درون دولت‌ها با هر بهانه‌ای به کمترین میزان خواهد‌رسید؛ بااین‌حال، دهه‌های اول و دوم قرن بیست‌ویکم نشان‌داد که هنوز بشریت با تمدن و جامعه امن،[1] بسیار فاصله‌دارد. آنچه داعش در عراق و سوریه  انجام‌داد و آنچه عربستان در یمن انجام‌‌می‌دهد، چیزی کمتر از فجایعی که چنگیز، هیتلر، شارون، میلوسویچ، ملادیچ و... انجام‌داده‌اند، نیست.

در میان جنایات اخیر، شاید هیچ‌یک از نظر شکل خشونت و بی‌تفاوتی جامعه بین‌المللی، بدتر از آنچه طی سال‌های اخیر در میانمار و ضد مسلمانان روهینگیا[2] صورت‌گرفت، نباشد. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد[3] و سایر سازمان‌های مردم‌نهاد[4] گزارش‌می‌دهند که به‌غیراز سایر آوارگان روهینگیایی که به کشور‌های آسیای جنوب‌شرقی، وارد‌شده، یا داخل میانمار سرگردان‌اند، از سال 2012 تا 2018 ششصدهزار روهینگیایی، آواره و به بنگلادش وارد‌شده‌اند؛ تخمین‌زده‌می‌شود که 54 درصد آوارگان، کودکان و 4 درصد، سالمندان بوده، 42 درصد باقی‌مانده، پناهنده بزرگسال‌اند که به‌طورتقریی 52 درصد آنها زن هستند؛ همین گزارش‌ها  نشان‌‌می‌دهند که طی درگیری‌های یادشده، حدود چهارهزار روهینگیایی به فجیع‌ترین شکل کشته‌شده‌اند؛ این جنایات آ‌ن‌قدر فجیع بوده که امروزه بسیاری از نهاد‌های بین‌المللی آن را نسل‌کشی قلمداد‌کرده‌اند.

پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود آن است که «مهم‌ترین علل داخلی تأثیرگذار بر نسل‌کشی مسلمانان روهینگیا در میانمار چیست؟»؛ فرضیه مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی بررسی‌شده، آن است که تعارض هویتی میان مسلمانان روهینگیا و ناسیونالیست‌های برمه‌ای[5] که با نگرانی‌های سیاسی نیز همراه شده‌است، نقشی مهم در بروز نسل‌کشی در میانمار برعهده‌دارد؛ به‌عبارت‌دیگر، شکاف اجتماعی و نگرانی از پیامدهای سیاسی این شکاف، مهم‌ترین دلیل بروز فجایع انسانی ضد مسلمانان روهینگیا در میانمار بوده‌است.

پرداختن به این پرسش و فرضیه از آن نظر حایز اهمیت است که متأسفانه در ایران درباره موضوع، کمتر کار پژوهشی صورت‌گرفته‌است؛ حال‌اینکه موضوع یادشده هم از نظر عملی، بخشی از دغدغه سیاست خارجی ایران است و هم از منظر پژوهشی، شایسته تحقیق و بررسی است.

الف- چارچوب مفهومی: نسل‌کشی

نسل‌کشی،[6] شکلی خاص از جنایت دولتی است. جنایات دولتی،[7] به‌طورعمده، نقض حقوق بشر را از طریق خشونت‌های سازمان‌یافته توسط عوامل دولتی برای دستیابی به اهداف سازمانی دولت شامل‌می‌شود ( Green & Ward,2004).

همان‌طور‌که فییرشتاین توضیح‌می‌دهد، جنایات دولتی، شیوه‌های اجتماعی است که دولت به‌کارمی‌گیرد تا با نابودکردن بخش قابل‌توجه یک جمعیت، از شکل‌گیری روابط اجتماعی آنها در قالب یک جامعه مانند تلاش آنها برای همبستگی، استقلال، خودمختاری و سایر وجوه هویتی دیگر جلوگیری‌کند (Feierstein,2014:14)؛ کشتن اعضای گروه، وارد‌کردن صدمات جسمی یا روحی شدید به اعضای گروه، تحمیل تعمدی نوعی از شرایط خاص زندگی بر یک گروه با هدف نابودی فیزیکی بخش یا تمامیت گروه، تحمیل اقدام‌هایی برای جلوگیری از زادوولد در گروه، انتقال اجباری کودکان گروه به گروهی دیگر و... از شاخص‌های بارز نسل‌کشی قلمداد‌می‌شوند.

در این چارچوب، نسل‌کشی، فرایندی درنظرگرفته‌می‌شود که اغلب طی یک دوره زمانی، سال‌ها  و حتی دهه‌ها اتفاق‌می‌افتد؛ از این منظر، نسل‌کشی نه‌تنها به عمل نابودی فیزیکی اشاره‌دارد بلکه آن‌گونه‌که حقوق‌دان بین‌المللی لهستانی، رافائل لمکین می‌گوید: نسل‌کشی به‌لزوم به معنای نابودی فوری یک ملت نیست؛ چنین برنامه‌ای می‌تواند انحلال نهادهای سیاسی و اجتماعی، فرهنگ، زبان، احساسات ملی، دین، اقتصاد ملی، تخریب امنیت شخصی، آزادی، سلامتی، شأن و منزلت و حتی زندگی افراد متعلق به یک جامعه را نیز شامل‌شود (Lemkin, 1944: 79).

نسل‌کشی، درعین‌حال بدون تعهد و تعلق مرتکبان جرم به نوعی ایدئولوژی خاص اتفاق‌نمی‌افتد (Vetlesen,2000:524)؛ این ایدئولوژی خاص، امکان نسل‌کشی و خشونت ضد یک گروه را توجیه‌کرده، نابودی و کشتن قربانیان را ضروری‌می‌سازد (Kuper,1981:85)؛ به‌عبارت‌دیگر در چارچوب این ایدئولوژی، کشتن برای مجرمان پاداش به‌همراه‌دارد و کشته‌شدن نیز برای مقتولان، سزاوار است؛ درواقع، مجرمان معتقدند که آنها از طریق پاک‌سازی و ازمیان‌بردن کسانی که کمتر از انسان دیده‌می‌شوند، آنچه را برای جامعه، بهتر است، انجام‌‌می‌دهند (Stanton,2004:214).

هم‌افزایی و شرکت‌دادن بیشترین تعداد مردم محلی (شهروندان) در نسل‌کشی، یکی دیگر از پیش‌شرط‌های لازم برای نسل‌کشی است؛ بهره‌گیری از مردم محلی در نسل‌کشی، نشان‌دهنده سطحی بالا از همکاری میان بوروکراسی نظامی و دولتی است؛ یعنی در نسل‌کشی، ترکیبی از مشارکت دولت، نظامیان، و مردم وجوددارد (Mukimbiri,2005). استنتون (Stanton,1998).

هارف و گار (Harff and Gurr,1988) ازجمله کسانی هستند که به‌تفصیل درباره مراحل و کیفیت نسل‌کشی تحقیق‌کرده‌اند؛ بااین‌حال، یافته‌های مربوط به مراحل نسل‌کشی که در اثر دانیل فییرشتاین مشخص شده‌اند، در نوع خود، جالب به‌نظرمی‌رسند. جدول زیر، روند نسل‌کشی را از دید فییرشتاین نشان‌‌می‌دهد (Feierstein,2014):

مراحل مختلف نسل‌کشی فییرشتاین

جزئیات

مراحل نسل‌کشی

انکار حقوق شهروندی (تابعیت)

ضرب‌وشتم

آزار و اذیت‌های جسمی و روحی، خشونت، بازداشت و دستگیری‌های خودسرانه، محرومیت از حقوق مدنی

آزار و اذیت خشونت و ترور

تقسیم اجباری، جداسازی اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و فضای ایدئولوژیک برای ازمیان‌بردن روابط پیشین با جامعه گسترده‌تر

انزوا و جداسازی

شامل راهبردهای (استراتژی‌های) تضعیف جسمانی گروه مورد هدف از طریق سوء‌تغذیه، بیماری‌های واگیر، فقدان مراقبت‌های بهداشتی، شکنجه و قتل‌های مستمر، تخریب روانی از طریق تحقیر، تجاوز، خشونت مداوم و تضعیف همبستگی

تضعیف نظام‌مند (سیستماتیک)

نابودی فیزیکی و سازمان‌یافته از طریق کشتار جمعی کسانی که بعدها ممکن است انواعی خاص از روابط اجتماعی را به‌وجودآورند.

نابودی

بازسازی جامعه به‌گونه‌ای‌که اثری از قربانیان نسل‌کشی هم از جهت فیزیکی و هم از جهت نمادین وجودنداشته‌باشد.

کنش نمادین

(منبع: Zarni & Cowley,2014)

البته مراحل شش‌گانه بالا به‌لزوم، خطی نیستند و اغلب با هم هم‌پوشانی‌دارند؛ بااین‌حال از طریق این مراحل و فرایندهایی که طی آن اتفاق‌می‌افتند، روابط اجتماعی که در یک جامعه ساخته‌شده‌اند، تخریب و نابود می‌شوند. درخصوص قومیت روهینگیا، به‌طورتقریبی، منهای دو مورد آخر، سایر مراحل نسل‌کشی فییرشتاین اتفاق‌افتاده‌است. گزارش‌ها  نشان‌‌می‌دهند که دولت میانمار، راهبردهایی بسیار را برای ازمیان‌بردن هویت روهینگیا استفاده‌کرده‌است؛ ازجمله این راهبردها می‌توان به تضعیف نظام‌مند (سیستماتیک) و هدفمند قومیت روهینگیا از طریق «اعمال خشونت جمعی، در انزوا قراردادن، اعمال سیاست‌های تبعیض‌آمیز و مجرمانه، بیماری و گرسنگی» که همگی جزو مراحل نسل‌کشی مدنظر فییرشتاین هستند، اشاره‌کرد؛ زرنی و کوولی، این نوع از نسل‌کشی را «نسل‌کشی مرگبار» می‌نامند (Zarni & Cowley,2014).

ب- پیشینه ایالت راخین و قومیت روهینگیا

ایالت راخین[8] (ایالت آراکان،[9] نیز شناخته‌می‌شود) در غرب برمه و در شرق بنگلادش قراردارد لذا به‌عنوان بخشی از کشور برمه درعمل با بنگلادش هم‌مرز است؛ وسعت این ایالت، 560 کیلومتر مربع  با جمعیت 3.2 میلیون نفر استRepublic of the Union of Myanmar, 2014) ؛ دو گروه قومی بزرگ در این ایالت زندگی‌می‌کنند:  گروه اول که جمعیتی بیشتر دارد (حدود2.1 میلیون نفر) جامعۀ بودایی «تراوادا» است و گروه دوم نیز که جمعیت آن حدود 1.1 میلیون نفر تخمین‌زده‌می‌شود، جامعه مسلمان سنی‌مذهبی به نام «روهینگیا» است(Human Rights Watch, 2014)؛ سایر گروه‌های قومی که در ایالت راخین زندگی‌می‌کنند، عبارت‌اند از: بمار، چین، دینگت، هندو، کامار، مجی، مرو، تت( Republic of the Union of Myanmar, 2015: 9).

اغلب روهینگیایی‌ها  در شهر‌های شمالی ایالت راخین زندگی‌می‌کنند؛ به عقیده آنها، سابقه استقرار ایشان در این ایالت، دست‌کم به اواخر قرن نهم میلادی برمی‌گردد. تا پیش از کودتای نظامی سال 1962 در میانمار، روهینگیایی‌ها  شهروندان برمه قلمدادمی‌شدند و حتی در انتخابات پارلمانی برمه شرکت‌می‌کردند و در پارلمان، دارای نماینده بودند؛ همچنین آنها به‌عنوان کارمند، در دولت و در مقام افسر در ارتش خدمت‌می‌کردند؛ ازاین‌رو، روابط در ایالت راخین میان بودایی‌ها با بیشترین تعداد و روهینگیایی‌ها با کمترین تعداد در دوره‌های مختلف، به‌نسبت مسالمت‌آمیز بوده‌است. اغلب روستاهای برمه‌ای‌ها و روهینگیایی‌ها در مجاورت هم و در تعامل اجتماعی و اقتصادی منظم و سازنده با هم قرارداشتند Ramzy, 2017)).

پس از کودتای 1962، رهبران نظامی برمه، سیاستی تبعیض‌آمیز و نظام‌مند را ضد قومیت روهینگیا آغازکردند و مبارزات نظامی را برای بیرون‌راندن روهینگیایی‌ها  از برمه درپیش‌گرفتند؛ از دید آنها، مسلمانان روهینگیا مهاجرانی غیرقانونی هستند که از بنگلادش به میانمار وارد‌شده‌اند؛ ازاین‌رو، نظامیان میانمار، مسلمانان را از مناصب حکومتی و نظامی اخراج و حتی هویت آنها را به‌عنوان یک اقلیت طردکرده، به‌رسمیت‌نشناختند Poling, 2014))؛ برای نمونه، در سال 1978، زیر نظر ژنرال نئون برن، ارتش برمه در سرتاسر شمال ایالت راخین به‌عنوان بخشی از «عملیات پادشاه اژدها»،[10] حدود 200 تا 250هزار روهینگیایی را مهاجر بنگلادشی قلمدادکرده، آنها را اخراج‌کرد؛ از دید نظامیان میانمار، این عده از روهینگیایی‌ها از بنگلادش به میانمار (راخین) مهاجرت‌کرده‌اند و لذا آنها مهاجران بنگلادشی هستند که باید به کشورشان برگردند؛ طبق این روایت، مهاجرت بنگالی‌ها به برمه در طول دوران حکومت بریتانیا، زمانی‌که برمه، بخشی از حکومت بریتانیا بود، آغازشد و حتی پس از استقلال برمه در سال 1948 ادامه‌یافت.

در سال 1982، حزب نظامی برمه اعلام‌کرد که قانون حقوق شهروندی را به‌تصویب‌رسانده‌است که به موجب آن، قومیت روهینگیا به دلیل آنکه شهروند برمه نیستند، از حقوق شهروندی محروم می‌شوند ( Martin,et al, 2017:5).

ج- واقعیت تاریخی قومیت روهینگیا در راخین

ایالت راخین یا آنچه را مسلمانان روهینگیا «آراکان» می‌خوانند، مدت‌ها حد فاصل میان مسلمانان و بودایی‌ها در آسیا و همواره قلمرو پادشاهی‌های مستقل آراکان بوده‌است (International Crisis Group, 2014:2). مورخان مستقل، حضور دائمی مسلمانان را در ایالت راخین از طریق مساجد باستانی و استفاده از سکه‌ها و عناوین اسلامی توسط حاکمان آراکان اثبات‌کرده‌اند؛ براساس این اسناد، نفوذ مسلمانان در منطقه راخین یا آراکان دست‌کم به سال1430 میلادی برمی‌گردد یعنی زمانی‌که پادشاهی آراکان در این منطقه سربرآورد.

پادشاهی «ماروک یو»، پایتخت ایالت آراکان «نارامیکهلا»[11] را بنیان‌نهاده‌بود و سربازان مسلمان پادشاهی آراکان که با او از بنگال آمده‌بودند، در روستایی نزدیک «ماروک یو» مستقر شدند و مسجد «سندی خان» را ساختند؛ پس از درگیری‌های مختلف در سال 1758، برمه‌ای‌ها پادشاهی آراکان را فروپاشیدند و شاید آنچه امروز در شکل درگیر‌های خونین میان مسلمانان و برمه‌ای‌ها  در میانمار اتفاق‌می‌افتد، ادامه همان اتفاق‌های گذشته‌باشد .( Yegar, 2006)

در دوران استعمار بریتانیا یعنی زمانی‌که هند و برمه در کنار یکدیگر تحت حکومت بریتانیا بودند، این منازعات به‌طورمجدد تشدیدشد چرا که مردم از هند (به‌طورعمده مسلمان بنگلادش) به برمه (اغلب در ایالت آراکان) با انگیزه تولید محصول برنج برای بریتانیا مهاجرت‌می‌کردند؛ بسیاری از این مهاجران فصلی به‌طوردائم ساکن‌‌شدند و جامعه روهینگیا را گسترش‌دادند؛ این مهم، نگرانی‌هایی را در میان برمه‌ای‌ها به‌وجود‌می‌آورد اما همچون آتش در زیر خاکستر پنهان می‌ماند.

در فاصله سال‌های 1942 تا 1943، اتفاقی جدید، اختلاف میان مسلمانان و بودایی‌های میانمار را بیشتروبیشتر تشدیدکرد؛ در این تاریخ و در خلال جنگ جهانی دوم، مسلمانان ایالت راخین در کنار «انگلیس» و بودایی‌های این ایالت در کنار «ژاپن» قرارگرفتند؛ از آن زمان به بعد در میان برمه‌ای‌ها  واژه تروریست و مهاجران غیرقانونی درباره مسلمانان روهینگیا رایج شد.

در شرایط پس از جنگ جهانی دوم، باز هم این تعارض تشدیدشد. در سال 1945 و پس از پایان جنگ جهانی دوم، بریتانیا برای پاداش به مسلمانان طرف‌دار انگلیس به آنها منطقه‌ای مستقل در شمال راخین داد و مسلمانان را تشویق‌کرد که پست‌های اداری را دردست‌بگیرند و در طرح‌های (پروژه‌های) زیربنایی کشور مشارکت‌داشته‌باشند؛ از آن زمان به بعد، موج مهاجرت به راخین به‌ویژه از چیتاگونگ بنگلادش افزایش‌یافت؛ بودایی‌ها این مسلمانان را مهاجران و مهاجمان امپریالیستی قلمدادکردند که مسئولیت سرقت فرصت‌های شغلی، کشت خاک‌های حاصلخیز و... را به نفع دشمن (بریتانیا) برعهده‌داشتند؛ مجموعه‌ای از این عوامل، باعث شکل‌گیری ذهنیت منفی و درنتیجه قتل‌عام‌های گسترده، میان مسلمانان و بودایی‌های ایالت راخین شد(Yegar, 2006: 2-3)  .

د- ایدئولوژیزه‌کردن جامعه

هرچند به شکلی که در بالا گفته‌شد، ریشه اختلاف و خصومت میان بودایی‌ها و مسلمانان ایالت راخین به گذشته‌های دور برمی‌گردد، واقعیت این است که تا پیش از بحرانی خونین که پس از سال 2012 آغازشد، امید برای تداوم نوعی زندگی مسالمت‌آمیز بین آنها وجودداشت.

در مقاطعی از تاریخ، دولت برمه، اصطلاح روهینگیا و انتخاب قومیت روهینگیا را پذیرفته‌بود؛ برای نمونه، اولین رئیس‌جمهور برمه، سائو شو تائیک،[12] در سال 1959 ادعاکرد که «مسلمانان آراکان، به‌طورقطع به نژادهای بومی برمه تعلق‌دارند؛ اگر آنها به نژادهای بومی تعلق‌ندارند، ما نیز نمی‌توانیم نژادهای بومی درنظرگرفته‌شویم» (Rogers,2015)؛ نخست‌وزیر، یو نو، نیز کارت‌های تابعیت / کارت شناسایی[13] و حق رأی را پس از استقلال برمه به قومیت روهنگیا اعطاکرده‌بود؛ همچنین پس از استقلال برمه، مقام‌های دولتی، روهینگیایی‌ها را به‌عنوان کارمندان رده بالای دولت درنظر‌گرفتند. در دهه 1960، سرویس رسمی برمه،  سه‌بار در هفته، یک برنامه رادیویی روهینگیایی‌زبان را به‌عنوان بخشی از برنامه‌های اقلیت قومی پخش‌کرد و تا اواخر دهه 1970 اصطلاح «روهینگیا» در نشریات و کتاب‌های درسی مدارس استفاده‌می‌شد ( Lwin,2012).

به‌علاوه، بررسی‌های میدانی که از شهر سیتوه (Sittwe) صورت‌گرفته نیز به‌خوبی نشان‌‌می‌دهد که نوعی همزیستی مسالمت‌آمیز میان مسلمانان و بودایی‌های برمه جریان‌داشته‌است. تا پیش از سال 2012، «سیتوه» شهری پرجمعیت، چندقومی و چندفرهنگی در ایالت راخین بود که در آن، ادیان بودایی، هندو و مسلمان با هم به‌طورنسبی همسازی‌داشتند. بیش از 140 تجارت‌خانه مسلمان در مرکز شهر سیتوه وجودداشت که با تجارت‌خانه‌های بودایی و هندو به دادوستد تجاری، مشغول بودند؛ 38 مسجد و مدرسه نیز در این شهر وجودداشت که بخشی از تعامل‌های اجتماعی سیتوه را رقم‌می‌زد. ازدواج با نژادهای مختلف و به‌اشتراک‌گذاری سنت‌های فرهنگی و جشنواره‌ها  غیرمعمول نبود (Al-Mahri, 2016: 3-12)؛ به‌رغم این همزیستی، در سال 2012 درگیری‌ها  آغازشد. مصاحبه با بودایی‌های مختلف راخین نشان‌می‌دهد که چگونه خشونت‌های سال 2012، دوستی و همکاری میان بودایی‌ها و مسلمانان را مختل‌کرد:

«من از این درگیری‌ها شگفت‌زده شدم؛ پیش از آن، با مسلمانان به‌صورت برادرانه زندگی‌کردم؛ من یک دوست داشتم و ما با هم بودیم. من دوستم را از زمان درگیری ندیده‌ام. من از زمان جنگ هیچ‌یک از مسلمانان را ندیده‌ام؛ دولت ما را از هم جداکرد و من  دیگر نمی‌خواهم آنها را ببینم؛ آنها بد هستند و آنها بودایی‌ها را می‌کشند» .(Green, et al, 2015: 39) 

«من در بوتی داونگ، به کار، مشغول بودم. مدرسه در روستای بودایی‌ها بود اما دانش‌آموزان مختلف مسلمان، هندو، و بودایی در آنجا درس‌می‌خواندند؛ تنها یک معلم بود که او نیز بودایی بود. میان دانش‌آموزان بودایی و مسلمان هیچ مشکلی نبود و هیچ‌گونه موردی تبعیض‌آمیز وجودنداشت. بچه‌ها  در روستا با هم بازی و کارمی‌کردند؛ روستاییان با هم یکی بودند؛ بیشتر دانش‌آموزان، مسلمان بودند بنابراین من حسی خوب درباره مسلمانان داشتم و دوستان صمیمی در میان آنها داشتم. وقتی شنیدم که دانش‌آموزان مسلمان، مدیر مدرسه راخین را کشتند، ناراحت شدم؛ غم‌انگیز بود؛ من درخصوص خشونت ضد دوستان مسلمانم نیز غمگینم» (Green, et al,2015:39 ). 

گفته‌های بالا نشان‌‌می‌دهند که دولت و نظامیان، نقش مهمی در برهم‌زدن تعامل‌های اجتماعی مردم ایالت راخین ایفاکرده‌اند؛ گویی دولت درصدد بوده، مرحله سوم نسل‌کشی فییرشتاین، یعنی جداسازی و انزوا را به‌اجرادرآورد چراکه به‌طوردقیق، پس از درگیری‌های سال 2012، جامعه راخین به شمالی و جنوبی، مسلمان و بودایی، بنگالی و برمه‌ای تقسیم‌بندی‌شدند و رودرروی هم قرارگرفتند.

همان‌گونه‌که در بحث نظری مقاله گفته‌شد، یکی از مشخصات نسل‌کشی، این است که دولت، آن را ایدئولوژیزه‌می‌کند تا هم نسل‌کشی موجه جلوه‌کند و هم مردم در کنار دولت و نظامیان در امر نسل‌کشی جامعه هدف مشارکت‌داشته‌باشند. کمپین بین‌المللی برمه بریتانیا شواهدی ازجمله گزارش‌هایی را تهیه‌کرده که بیانگر تحریک احساس‌ها ضد مسلمان در میانمار است؛ فعال‌ترین این جنبش‌ها، «جنبش 969» است که یک راهب 45ساله به نام «آشین ویراتو» برای مقابله با مسلمانان روهینگیا آن را تأسیس‌کرده‌است و به خود، لقب «بن لادن برمه» را داده‌است؛ این سه عدد، «آموزه‌های نه‌گانه بودا، شش آموزه و راه بودا و راه‌های نه‌گانه رهبانیت» را نشان‌می‌دهند.

جنبش 969 در میانمار، یکی از مهم‌ترین عوامل تحریک بوداییان در برخورد با مسلمانان و کشتار آنان است؛ جنبش‌های افراطی بوداییان با رویکرد پاک‌سازی مذهبی و جلوگیری از گسترش اسلام در مناطق تحت تسلط بوداییان فعالیت‌می‌کنند؛ آنها پیروان خود را به دوری از مسلمانان، ازدواج‌نکردن با آنها، معامله‌نکردن با آنها، بیرون‌راندن آنها از منازلشان و آتش‌زدن خانه‌ها و اقدام‌های مسلحانه...، توصیه و گاه سازمان‌دهی‌می‌کنند.

ویراتو به سراسر میانمار سفرکرد تا سخنانی تنفرآمیز ایراد و آن را در میان مردم منتشر‌کند. مجله تایم در نسخه ژوئیه سال 2012، گزارشی از این راهب با عنوان «چهره تروریست بودایی» ]منتشرکرد؛ در بخشی از خطبه‌های وی آمده «[مسلمانان] به‌سرعت رشد‌می‌کنند و زنان ما را سرقت‌می‌کنند، به آنها تجاوز‌می‌کنند ... ؛ آنها می‌خواهند کشور ما را اشغال‌کنند اما من به آنها اجازه‌نخواهم‌داد؛ ما باید برمه بودایی را حفظ‌کنیم» ( Ibrahim & Nordin, 2015: 7-8).

مصاحبه‌هایی که از بودایی‌های ایالت راخین گرفته‌شده نیز نشان‌‌می‌دهند که آنها به‌طورکامل برای همکاری با دولت و نظامیان در برخورد با روهینگیایی‌ها  انگیزه‌دارند؛ این انکیزه از فضای تبلیغاتی نشأت‌گرفته که دولت و مذهبی‌های بودایی ترویج‌کرده‌اند؛ برای نمونه آنها معتقدند که ترکیب جمعیت راخین به نفع مسلمانان، در حال تغییر است؛ طبق برخی آمارها، «مانگداو»[14] درصد مسلمان و تنها 2 درصد بودایی دارد؛ حدود 95 درصد «بوسی دانگ»[15] مسلمان و تنها 5 درصد بودایی است   .(Green, 2015: 35)

هدف اصلی مسلمانان، حمله به سرزمین ماست؛ مردم مسلمان می‌خواهند زمین‌های آراکان به یک سرزمین مسلمان تبدیل‌شوند...؛ من هیچ نظری ندارم که چگونه این اختلاف را حل‌کنم اما نمی‌خواهم با مردم مسلمان زندگی‌کنم. مالزی و افغانستان، در گذشته، سرزمین‌های بودایی بودند که اکنون همانند اندونزی مسلمان شده‌اند  .(Green, 2015: 35)

روهینگیایی‌ها برنامه‌ای دارند که کشوری مستقل تشکیل‌دهند؛ برای نمونه، آنها برنامه‌ای برای منطقه مایو از ایالت آراکان و چیتاگونگ از بنگلادش دارند و قصددارند که این دو را تجزیه‌کنند و نوعی دولت مستقل اسلامی به نام «اکیستان» به‌وجود‌آورند  .(Green, 2015: 35)

یک رهبر محلی بودایی ادعاکرد، هنگامی‌که مردم بودایی باید به شهر بروند، برای خرید غذا یا چیزی، آنها باید از طریق روستاهای بنگالی عبورکنند. جوانان بنگالی می‌خواهند دختران بودایی را ببینند و شما می‌دانید، آنها فریادمی‌زنند یا گاهی‌اوقات به آنها آزار و اذیت‌می‌رسانند... و برای سالیان سال، این حادثه اتفاق‌افتاده‌است  .(Green, 2015: 35)

[او می‌گوید:] «دلیل درگیری‌ها به‌طورعمده، مسلمانان هستند؛ رهبران مذهبی مسلمان، آنها را شست‌وشوی مغزی می‌دهند؛ آنها همیشه از دستورالعمل‌های خود پیروی‌می‌کنند و در جوامع مسلمان، حتی به دختران خود تجاوز‌می‌کنند...؛ ما می‌توانیم با دیگر گروه‌های قومی زندگی‌کنیم اما با مسلمان نه؛ آنها بسیار ترسناک هستند...؛ آنها مانند حیوان‌ها هستند؛ مانند سگ‌ها. مردم مسلمان ... سعی‌می‌کنند جنگ را آغازکنند؛ آنها فقط تلاش‌می‌کنند که تمام جهان را اسلامی کنند...؛ من از مردم مسلمان بیزارم» (Green, 2015: 36)؛ زنی دیگر گزارش‌داد: از یک مرد مسلمان پرسیدم در مسجد چه کارمی‌کنید؟ و او پاسخ‌داد که آموزگاران دینی ما به ما گفتند، ما باید مردم بودایی راخین را بکشیم  .(Green, 2015: 35)

بدین‌ترتیب ملاحظه‌می‌شود که جامعه روهینگیا امروزه با عنوان مسلمان، بنگلادشی، مهاجر غیرقانونی و... در معرض تبلیغا‌های منفی دولت، رهبران بودایی و ملی‌گرایان ایالت راخین قرارگرفته و متأثر از آن، مردم عادی نیز در کنار آنها ضد مسلمانان وارد عمل شده‌اند؛ به‌تازگی نیز، سندی کشف‌شده که نشان‌‌می‌دهد، دولت میانمار در سال 1988، طرحی را برای پاک‌سازی قومی روهینگیا از میانمار آماده‌کرده‌بوده که مفاد و مراحل آن به شرح زیر بوده‌است (Leaked document 2 ,1988).

مفاد و مراحل پاک‌سازی قومی روهینگیایی‌ها

دولت میانمار ابتدا مسلمانان روهینگیا را به‌عنوان شورشیان شناسایی‌می‌کند و کارت‌های شهروندی به آنها ارائه‌نمی‌شود.

1

برای کاهش رشد جمعیت روهینگیایی‌ها، به‌تدریج به اٍعمال محدودیت در ازدواج آنها و با استفاده از تمامی روش‌های ممکن به سرکوب آنها می‌پردازند.

2

برای افزایش جمعیت بودایی در روستاهای مختلف آراکان از طریق تشویق شهروندان بودایی شهر‌های مختلف و حتی بودایی‌های خارج از کشور به مهاجرت به راخین تلاش‌می‌کند.

3

اجازه‌می‌دهد، روهینگیایی‌ها را به‌تدریج ملزم‌کنند که برای سفر از روستا به روستا و شهر به شهر از برگه (فرم) 4 (که برای سفر اتباع خارجی، لازم است) استفاده‌کنند؛ همچنین به‌طورکامل آنها را از سفر به سیتوه، پایتخت آراکان منع‌می‌کنند.

4

روهینگیایی‌ها از تحصیلات عالی (تحصیلات دانشگاهی) منع‌می‌شوند.

5

هیچ مسلمان روهینگیایی نباید در خدمات یا مناصب دولتی منصوب‌شود.

6

آنها را از مالکیت زمین‌ها، مغازه‌ها و ساختمان‌ها منع‌کرده، اینها را میان بودایی‌ها  توزیع‌می‌کنند؛ همچنین تمام فعالیت‌های اقتصادی آنها بایدمتوقف‌شود.

7

از ساخت‌وساز، نوسازی و تعمیر مساجد، مدارس دینی اسلامی و خانه‌های مسکونی روهینگیایی‌ها جلوگیری‌می‌شود.

8

به‌طورمخفیانه برای دعوت‌کردن مسلمانان به بودیسم تلاش‌می‌شود.

9

هرگاه مسئله‌ای میان راخین و مسلمان وجودداشته‌باشد، دادگاه به نفع راخین حکم‌‌می‌دهد؛ زمانی‌که پرونده میان خود مسلمانان باشد، دادگاه باید به نفع مسلمانان ثروتمند ضد مسلمان فقیر رأی‌دهد، به‌طوری‌که آنها با ناامیدی کشور را ترک‌کنند.

10

از کشتار جمعی مسلمان اجتناب‌شود چراکه ممکن است توجه کشورهای مسلمان به آنها جلب‌شود.

11

(منبع: Leaked document 2 ,1988)

 

ه- نقش ارتش در نسل‌کشی قومی روهینگیا

ارتش، مؤثرترین نیرو در نسل‌کشی قومی روهینگیا به‌شمارمی‌رود. سایر نیروها مانند نیروهای سیاسی، مذهبی، و مردم عادی به‌شدت تحت تأثیر سیاست ارتش عمل‌می‌کنند. براساس قانون اساسی سال 2008 که به‌طورعمده، ارتش برمه، آن را نوشته‌است، فرمانده ارتش، فرمانده کل قواست و درخصوص تمام نیروهای امنیتی کشور ازجمله ارتش، نیروی گارد مرزی و نیروی پلیس میانمار به‌طورکامل اختیاردارد. نیروهای امنیتی ازلحاظ قانون اساسی، مسئول حفاظت از برمه درمقابل همه تهدیدهای داخلی و خارجی هستند؛ همچنین قانون اساسی سال 2008 تصریح‌می‌کند که فرمانده کل قوا در قضاوتٍ عدالت نظامی، قدرت نهایی و قطعی دارد  (Martin,2017:1).

علاوه‌براین، قانون اساسی 2008 به فرمانده کل قوا برای انتصاب وزیر امور مرزی، وزیر دفاع و وزیر امور داخلی اجازه‌‌می‌دهد. وزیر امور داخلی، اداره کل امور دولتی را برعهده‌دارد که بر کار کارکنان رسمی برمه در تمام سطوح دولت نظارت‌می‌کند؛ به دلیل این قدرت و اختیارها، فرمانده کل درعمل، نوعی نیروی قدرتمند سیاسی در دولت برمه است؛ علاوه‌براین، قانون اساسی 2008، توانایی افراد غیرنظامی دولت را برای کنترل و نظارت بر فعالیت‌های نیروهای امنیتی برمه محدودمی‌کند (. (Martin, 2017:1

انتخابات سال 2015، تحولی مهم در انتقال حکومت از نظامیان به غیرنظامیان بود زیرا حزب وحدت ملی به رهبری آونگ سان سوچی[16] پیروز شد و به بیش از پنج دهه حکومت نظامیان پایان‌داد (Constitution of the Republic of the Union of Myanmar, 2008)؛ این تغییر، امیدی زیاد را برای انجام اصلاحات در قانون اساسی میانمار به‌وجود‌آورد؛ حتی در سپتامبر 2016، باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، وضعیت میانمار را «خبری خوب در یک دوره زمانی که اغلب ما شاهد کشورهایی در جهت مخالف هستیم»، توصیف‌کرد (Fortify Rights and United to End Genocide,2016) ..

اگرچه این تغییرها در حرف، روایت و گفتگوهای سیاسی، نشان‌دهنده تحولاتی مثبت به رهبری آونگ سان سوچی بود، ارتش میانمار، هنوز اصلاح‌نشده، بعید به‌نظرمی‌رسد که رهبری جدید بتواند بدون همکاری ارتش به اصلاحاتی مهم دست‌بزند؛ به‌عبارت‌دیگر، چون هنوز مسئولیت حفظ امنیت داخلی و خارجی میانمار با ارتش است، آونگ سان سوچی هم اگر بخواهد درعمل نمی‌تواند زیاد در امور ایالت راخین مداخله‌کند؛ به‌ویژه اینکه او در شرایط جدید به حمایت رهبران مذهبی بودایی و ملی‌گرایان برمه‌ای نیازدارد؛ کسانی ‌که در کنار ارتش نقش اصلی را در نسل‌کشی ایالت راخین برعهده‌دارند. دولت نظامی برمه (چه حاکمیت نظامی پیشین و چه در حال حاضر تحت حاکمیت نظامی فعلی)، تعدادی از سیاست‌های تبعیض‌آمیز را به‌ویژه درخصوص روهینگیا اعمال‌می‌کند؛ این سیاست‌ها عبارت‌اند از:

-   انکار حقوق شهروندی: در سال 1982، قانونی به‌تصویب‌رسید که حق شهروندی بیشتر روهینگیایی‌ها را در برمه لغوکرد؛ در این قانون، به حدود 135 قوم از 144 قوم میانمار، هویت شهروندی اعطاشد اما 9 قوم ازجمله قوم روهینگیا که مسلمان هستند و 4 درصد جمعیت کشور را تشکیل‌می‌دهند از دریافت هویت شهروندی، محروم شدند.

-   انکار حق شرکت در انتخابات و نمایندگی: در سال 2015، رئیس‌جمهور تین سین، کارت‌های شناسایی موقت (کارت‌های سفید) را که به بسیاری از روهینگیایی‌ها اعطاشده‌بود وبه آنها برای رأی‌دادن در انتخابات اجازه‌داده‌بودند، لغوکرد و نتیجه اینکه کمیسیون انتخابات اجازه‌نداد، روهینگیایی‌ها  در انتخابات پارلمانی سال 2015 رأی‌دهند و احزاب و نامزدهای (کاندیدای) سیاسی روهینگیا را از شرکت در انتخابات منع‌کرد.

-   انکار حق آموزش و اشتغال: به دلیل اینکه روهینگیایی‌ها  از حقوق شهروندی محروم شدند، آنها نمی‌توانند در دانشگاه‌های دولتی شرکت‌کنند، در مناصب دولتی کارکنند یا به ارتش یا نیروی پلیس میانمار ملحق‌شوند.

-   محدودیت در تغییر مکان: رفت‌وآمد روهینگیایی‌ها  در مناطق روستایی از یک روستا به روستای دیگر بدون اجازه مقام‌های محلی، ممنوع است.

-   محدودیت در ازدواج و تغییر آیین: در سال 2015، مجلس قانون «نژاد و قانون محافظت از دین» را تصویب‌کرد که به‌نظرمی‌رسد، جمعیت مسلمان برمه و به‌ویژه روهینگیا را هدف‌قرارداده‌بود؛ این قوانین، ازدواج‌های مذهبی و مسلمان‌شدن در اثر ازدواج را بدون تصویب و اجازه دولت ممنوع‌کرده‌است (Final Report of the Advisory Commission on Rakhine State, 2017: 26-45).

 

و- نسل‌کشی مسلمانان در عمل: راهبرد (استراتژی) چهارگام

نسل‌کشی مسلمانان میانمار در طول تاریخ، جلوه‌هایی مختلف داشته‌است؛ یکی از جلوه‌های این مهم که نقطه عطفی در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی میانمار قلمدادمی‌شود، راهبرد موسوم به استراتژی «چهارگام» است؛ این راهبرد، چهار گام اصلی را برای نابودی روهینگیا دربرمی‌گیرد: قطع غذا، بودجه (دارایی و پول)، اطلاعات (خبرگیری) و حمایت مردمی؛ عملیات موسوم به «عملیات پادشاه اژدها» که در سال 1978 اتفاق‌افتاد، بخشی از این استراتژی بوده‌است؛ سازمان‌های غیردولتی مختلف برمه، گزارش‌هایی را درباره این عملیات منتشرکرده‌اند که نشان‌‌می‌دهد، نظامیان برمه به قتل غیرنظامیان، تجاوز به زنان و دختران و سوزاندن روستاها در ایالت کچین، کارن، مون و شان اقدام‌کرده‌اند (U.N. Office of the High Commissioner, Myanmar:2017) .

در تحولات پس از سال 2012 نیز، این رفتار تکرارشد. ارتش، پلیس و عاملان غیرنظامی مسلح در حمله به مناطق مختلف:

الف- کل روستاها را تخریب‌کردند؛

ب- تعداد زیادی از مردان، زنان و کودکان را به‌قتل‌رساندند؛

ج- تجاوز جنسی و تجاوز به عنف ضد زنان و دختران روهینگیایی انجام‌دادند؛

د- تعداد زیادی از مردان و پسران روهینگیایی را ربودند که بسیاری از آنها مفقودالاثر شده‌اند.

یک دیده‌بان رسمی سازمان ملل متحد برای نظارت بر عملیات پاک‌سازی، این وضعیت را «وضعیت بدخواهانه» نه برای افراد مسلح بلکه برای غیرنظامیان توصیف‌کرد که در آن، تنها غیرنظامیان قربانی شدند (UN Office of the High Commissioner for Human Rights:2017).

متأثر از این واقعیت‌ها، در فوریه سال 2017، دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد ادعاکرد که نیرو‌های میانمار «به‌احتمال زیاد» جنایاتی ضدبشری مرتکب‌شده‌اند   .(Gowen, 2017)  در سپتامبر 2017، کمیساریای عالی حقوق بشر، وضعیت در ایالت راخین را نوعی «پاک‌سازی قومی» قلمدادکرد .(U.N. Office of the High Commissioner:2017)

شواهدی که درباره اقدام‌های ارتش میانمار ضد مسلمانان روهینگیا به‌دست‌آمده، نشان‌‌می‌دهد که دست‌کم سه تا چهار مرحله از مراحل شش‌گانه نسل‌کشی فییرشتاین که در بخش نظری به آنها اشاره‌شد، در ایالت راخین اتفاق‌افتاده‌اند:

 

1- کشتار

در خصوص مسلمانان روهینگیا باید گفت که از اواخر دهه­ی 1970، ازجمله در فاصله مه 1991 تا مارس 1992، سال 2001 و مجدداً 2012، خشونت­های گسترده‌ای اعم از مهاجرت اجباری، بازداشت، شکنجه و تجاوز به عنف علیه آنان به وقوع پیوست (Equal Rights Trust, 2013). مسلمانان روهینگیا، نسبت به سایر اقلیت­های قومی مورد آزار و اذیت ازجمله کار اجباری، همراه با کشتار، نابودسازی، بازداشت‌های خودسرانه قرار گرفتند. مرکز حقوق بشر ایرلند در سال 2010 گزارشی را ارائه داد که در آن به کشتارهای تبعیض‌آمیز در ایالت راخین شمالی اشاره‌کرده است که نه‌تنها این وضعیت تبعیض‌آمیز بوده است بلکه برعلیه مسلمانان روهینگیا حادث‌شده است.(Irish Center for Human Rights, 2010:124) دیده­بان حقوق بشر همچنین چهار گور دسته‌جمعی را در خصوص خشونت‌های سال 2012 شناسایی کرده است و اهالی روستا اظهار کردند که آن­ها خود مجبور به حفر گورهای دسته‌جمعی شده‌اند.(Human Rights Watch, 2013:7)

سربازان ارتش میانمار علاوه بر تهدیدات ناشی از کشتارجمعی، تجاوز و سایر نقض‌های حقوق بشر علیه مسلمانان روهینگیا، هدفمندانه ده‌ها مسجد و خانه‌های ده‌ها هزار غیرنظامی و همچنین کل روستاها را تخریب کردند. سربازان ارتش میانمار می‌گویند «نابودی همه مسلمانان میانمار» را می‌خواهند. حملات اکتبر 2016 باعث جابه‌جایی نزدیک به هفت‌صد هزار روهینگیایی شد که بسیاری از آن‌ها مجبور شدند به مرز بنگلادش بروند 2017) Human Rights Watch,). این بدین معنی است که بیش از نیمی از کل جمعیت روهینگیا، در کمتر از 11 ماه، به‌صورت اجباری آواره شدند. درمجموع، چند صد روستا در جریان حملات منتسب به ارتش میانمار در 25 اوت 2017 مورد هدف قرار گرفتند. بازماندگان همچنین توضیح دادند که چگونه سربازان ذخایر غذایی آن‌ها را قطع و از بین بردند و منجر به ‌جا به‌جایی اجباری آن‌ها شدند. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد حملات آتش‌سوزی بیش از 200 روستا را نابود کرده است. سطح تخریب جمعی نشان می‌دهد که ارتش شرایطی را ایجاد کرده است که بسیار دشوار و حتی غیرممکن است که مردم در آن مکان و یا منطقه زنده بمانند 2017) Human Rights Watch,).

یک نهاد حقوق بشری استنادکرده‌است که بیش از هشتاد اظهارنظر (مدرک) را از زنان و مردان روهینگیا جمع‌آوری‌کرده‌است که شاهد عملیات پاک‌سازی قومی در بیش از چهل روستای شمال ایالت راخین بوده‌اند؛ در این گفته‌ها آمده‌است: سربازان ارتش میانمار، افراد غیرنظامی ازجمله نوزادان و کودکان و ... را به‌قتل‌رساندند. نیروهای امنیتی کشور، مردان را سوزاندند، زنان و کودکان را در محدوده نزدیک و از راه دور، به‌قتل‌رساندند؛ بازماندگان برخی از روستاها همچنین گزارش‌دادند که چگونه سربازان، لباس زنان را پاره‌کرده، به آنها تجاوزکردند یا چگونه قربانیان را سربریدند؛ این وحشیگری‌ها با شیوه‌های مشابه در چندین حوزه در شمال ایالت راخین و طی چندین ماه اتفاق‌افتاده‌است  (SIMON-SKJODT Center for the Prevention of Genocide ,2017:8).

چندین شاهد عینی روهینگیایی، در ماه‌های آگوست 2017 در خلال موج دوم خشونت‌ها، کشتار گروهی در سه روستای «مانگداو،[17] بوسی دانگ[18] و راسداونگ[19]» را شناسایی‌کردند:

رشید سلیم 48ساله توضیح‌داد که چگونه سربازان ارتش میانمار، خانه بزرگ یک خانواده سرشناس روهینگیایی را احاطه‌کرده، به‌زور به خانه واردشدند و مردان و پسران را با زور از خانه‌ها  به‌بیرون‌‌کشیدند؛ آنها را از خانه خارج‌کردند؛ چشمان ایشان، بسته بودند و به‌زمین‌افتادند سپس (سربازان ارتش میانمار) به آنها را گلوله شلیک‌کردند (SIMON-SKJODT Center for the Prevention of Genocide ,2017:8).

فلورا بگوم 50ساله نیز شاهد حمله بود: (سربازان) برخی از مسلمانان روهینگیا را به‌قتل‌رساندند و دیگران را لگدزدند، فریادزدند و آنها را تهدیدکردند ...؛ آنها ضرب‌وشتم شدید ضد مردان انجام‌دادند»؛ پدر شوهرش که یک ملای (روحانی) محلی بود، همراه با برادر شوهرش و دو فرزندش که سنین 16 و 18 سال داشتند، در میان کشته‌شدگان بودند. بازماندگان تخمین‌زده‌اند که سربازان، طی حمله به روستای ماونگ نو، دست‌کم150 نفر از مردان و پسران در سنین 12 تا 90ساله را کشته‌اند   .(SIMON-SKJODT Center for the Prevention of Genocide, 2017: 8)

سربازان ارتش میانمار، همچنین صدها نفر از غیرنظامیان روهینگیا ازجمله کودکان را در ساحل رودخانه پورما، در صبح روز سی‌ام آگوست در روستای «مین گی» در شهر مانگداو کشتند؛ محمد رفیق 25ساله که از این حمله جان سالم به‌دربرده، می‌گوید: مدتی کوتاه پس از آن، [سربازان] شروع به تیراندازی به ما کردند؛ شاید هفتاد سرباز به ما حمله‌کردند و به‌طورمستمر صدای شلیک گلوله (به سمت ما) می‌آمد، این بود که به‌طورتقریبی همه مردند . (SIMON-SKJODT Center for the Prevention of Genocide, 2017:9)

اسلام 51 ساله که او نیز شاهد کشتار جمعی در رودخانه «پورما» بود، گفت: بعضی از بچه‌های کوچک به رودخانه پرتاب‌شدند ...؛ آنها بچه‌های کوچکی را که نیمه‌زنده بودند، مورد ضربت قراردادند؛ آنها فرزندان شیرخوار، 2ساله، 3ساله و 5ساله بودند؛ هنگامی‌که این کشتار تمام شد، آنها را به‌آتش‌کشیدند .(SIMON-SKJODT Center for the Prevention of Genocide, 2017:9)

سربازان ارتش میانمار و غیرنظامیان مسلح که به‌ظاهر با سربازان همکاری‌داشتند، در روز 27 آگوست در روستای چات پویین در شهر راسه داونگ، «کشتار جمعی» انجام‌دادند. طبق گفته بازماندگان روهینگیا، سربازان درب خانه‌ها را زدند و نارنجک به درون خانه‌ها پرتاب‌کردند و مردمان بی‌گناه و غیرنظامیان را آتش‌زدند درحالی‌که غیرنظامیان مسلح، ساکنان روهینگیا را با چاقو و شمشیرهای بلند کشتند .(SIMON-SKJODT Center for the Prevention of Genocide, 2017:9).

تعدادی از شاهدان زن و مرد روهینگیا توضیح‌دادند که چگونه سربازان ارتش میانمار در اکتبر و نوامبر 2016 در بعضی موارد، قربانیان را به‌قتل‌رساندند و آنها را در گورهای دسته‌جمعی دفن‌کردند. با توجه به بازماندگان و شاهدان عینی در ماه‌های اوت و سپتامبر 2017، سربازان، مسلمانان روهینگیا را در نقاط مختلف سوزاندند؛ در هر دو عملیات پاک‌سازی، بازماندگان ،سربازان را در لباس‌های سبز، بعضی‌ها با روسری قرمز (مشخصه سربازان ارتش میانمار) به‌عنوان عاملان اصلی قتل و همچنین بعضی از نیروهای پلیس را در لباس‌های استتار شناسایی‌کردند؛ بازماندگان از هر دو عملیات پاک‌سازی، همچنین غیرنظامیانی را که با شمشیر و چاقو، مسلح شده‌بودند و سربازان ارتش و پلیس میانمار را همراهی‌کرده، با آنها همکاری‌داشتند، شناسایی‌کردند (SIMON-SKJODT Center for the Prevention of Genocide ,2017:9)..

2- بازداشت دسته‌جمعی

در 23 ژانویه 2017، دولت میانمار اذعان‌کرد که از تاریخ 21 نوامبر سال 2016، 406 مظنون را در 36 پرونده جنایی در شمال ایالت راخین به‌عنوان بخشی از عملیات پاک‌سازی 2016 دستگیر و بازداشت‌کرده‌است. اتهام‌های جنایی، از قتل تا مالکیت غیرقانونی سلاح‌ها  را دربرمی‌گیرد؛ مدارک جمع‌آوری‌شده نشان‌می‌دهند که این دستگیری‌ها و ناپدیدشدن افراد، ازجمله کودکان، بدون ارتباط با حملات شبه‌نظامیان روهینگیا به ایستگاه‌های پلیس در اوایل ماه اکتبر سال 2016 صورت‌گرفتند.

حقوق صلح، شهادت شهروندان روهینگیا را از هفت روستا به‌ثبت‌رسانده و بررسی‌کرده‌اند که بازداشت‌های خودسرانه مردان و پسران روهینگیایی را طی اولین حمله ارتش میانمار به شهروندان غیرنظامی در شهر مانگداو در ماه اکتبر و نوامبر شامل‌می‌شد؛ مدارک جمع‌آوری‌شده برای این گزارش نشان‌می‌دهند که تعداد بیش از 406 نفر، دستگیر شده و آزاد نشده‌اند که پرسش‌هایی جدی درخصوص موقعیت و رفاه بازداشت‌شدگان، مطرح شده‌است؛ طبق گزارش‌ها و مدارک، دستگیری و ناپدیدشدن اجباری در جریان حمله دوم ارتش میانمار به شهروندان روهینگیا در ماه آگوست سال 2017 ادامه‌دارد (Human Rights Watch, 2017) .

3- انتقال اجباری

سربازان ارتش میانمار علاوه‌بر تهدیدهای ناشی از کشتار جمعی، تجاوز و سایر نقض‌های حقوق بشری ضد مسلمانان روهینگیا، هدفمندانه ده‌ها مسجد و خانه‌های ده‌هاهزار غیرنظامی و  همچنین کل روستا‌ها را تخریب‌کردند. سربازان ارتش میانمار می‌گویند که «نابودی همه مسلمانان میانمار» را می‌خواهند. حملات  اکتبر 2016، باعث جابه‌جایی نزدیک به هفتصدهزار روهینگیایی شد که بسیاری از آنها مجبور شدند به مرز بنگلادش بروند 2017) Human Rights Watch,) ؛ این بدین معنی است که بیش از نیمی از کل جمعیت روهینگیا، در کمتر از 11 ماه، به‌صورت اجباری آواره شدند.

درمجموع، چندصد روستا در جریان حملات منتسب به ارتش میانمار در 25 آگوست2017 مورد هدف قرارگرفتند؛ بازماندگان، همچنین توضیح‌دادند که چگونه سربازان ذخایر غذایی آنها را قطع‌کرده، ازمیان‌بردند که این اعمال، به جابه‌جایی اجباری آنها منجرشد. تصاویر ماهواره‌ای نشان‌می‌دهند، حملات آتش‌سوزی، بیش از 200 روستا را نابودکرده‌اند. سطح تخریب جمعی نشان‌می‌دهد که ارتش، شرایطی را ایجادکرده‌است که بسیار دشوار و حتی غیرممکن است که مردم در آن مکان یا منطقه، زنده بمانند 2017) Human Rights Watch,).

نتیجه‌گیری

یکی از تعریف‌های ساده درباره نسل‌کشی، آن است که به جنایتی خشونت‌بار اطلاق‌می‌شود که ضد یک گروه به قصد نابودی آن انجام‌می‌شود و یکی از اقدام‌های ممنوع در حقوق بین‌الملل است؛ این تعریف از نسل‌کشی، دو قسمت دارد:

 الف- خشونت ضد یک گروه براساس هویت مذهبی، قومی، نژادی یا ملی و ب- با هدف ازمیان‌بردن این گروه به‌طورکامل یا بخشی از آن.

واقعیت‌هایی که در این مقاله به آنها اشاره‌شد، نشان‌می‌دهند که نیروهای امنیتی میانمار، اقدام‌های اعمال‌شده در روند نسل‌کشی را ضد اقلیت روهینگیا به‌کارگرفته‌اند.

به‌علاوه، فییرشتاین، مراحلی مختلف را برای نسل‌کشی برشمرده‌است؛ از شش مرحله یادشده، دست‌کم چهار مرحله اول آن، یعنی «ضرب‌وشتم، خشونت و ترور، انزوا و جداسازی و تضعیف نظام‌مند (سیستمیک)» درخصوص مسلمانان روهینگیا اعمال‌شده‌است؛ سه نیروی سیاسی_ نظامی یعنی «ارتش، نیروی مذهبی یعنی علمای بودایی و بخشی از مردم یعنی ناسیونالیست‌های برمه‌ای» در این حوادث دخالت‌داشته‌اند.

 ممکن است دلایلی مختلف درباره رفتار دولت، نظامیان، ناسیونالیست‌ها و بوداییان افراطی در برخورد با مسلمانان روهینگیا وجودداشته‌باشد اما سه دلیل «سیاسی، اجتماعی و اقتصادی» مهم که درعین‌حال با یکدیگر هم‌پوشانی‌دارند، باعث شده‌اند که در میانمار، نسل‌کشی رخ‌دهد:

از نظر سیاسی، برخلاف دیگر اقلیت‌های قومی میانمار، مسلمانان ایالت راخین از پیشینه سیاسی باشکوه در این منطقه، بهره‌مند بوده‌اند. تا سال 1784، آراکان یکی از پنج پادشاهی قدرتمند جنوب‌شرقی آسیا بود و ازآن‌پس، دولت برمه، این پادشاهی را سرنگون‌کرد؛ ازاین‌رو، ناسیونالیست‌های برمه‌ای، درخصوص تلاش تدریجی مسلمانان برای احیای حکومت آراکان، نگران هستند.

از منظر اقتصادی، طرح گاز «شوه» یکی از طرح‌های مهم در میانمار به‌شمارمی‌آید که موقعیت آن در ایالت راخین است؛ این طرح (پروژه) که شامل استخراج گاز طبیعی از ساحل ایالت راخین است، تولید درامدهای هنگفت را برای ارتش میانمار و دولت چین سبب‌می‌شود؛ درامد حاصل از گاز شوه، 1.5 میلیارد دلار در سال است.

طرح (پروژه) حمل‌ونقل کالدان که تحت حمایت هند و برای اتصال شمال هند با منطقه کلکته ساخته‌شده‌است، نیز از ایالت راخین می‌گذرد؛ این طرح، سالانه برای دولت میانمار 214 میلیون دلار منفعت‌دارد؛ درعین‌حال، ایالت راخین، یکی از حاصل‌خیزترین زمین‌ها و منابع طبیعی را دارد (غذاهای دریایی / ماهیگیری، سنگ مرمر، تیتانیوم، جنگل‌های بامبو، برنج و همان‌گونه‌که پیش‌تر گفته‌شد، گاز از مهم‌ترین منابع این ایالت هستند.

بدین‌ترتیب، اهمیت اقتصادی ایالت راخین نیز در نحوه برخورد دولت با مسلمانان روهینگیا مؤثر است. جالب این است که به‌رغم بستر‌های اقتصادی قوی، ایالت راخین نسبت‌به سایر ایالت‌های برمه کمتر توسعه‌یافته‌است؛ این ایالت، دارای بالاترین نرخ فقر و پایین‌ترین شاخص‌های توسعه است.

از نظر فرهنگی- اجتماعی، عنصر دین، همواره یکی از عوامل هویت‌بخش و درعین‌حال، عامل تحکیم پیوند جوامع هم‌کیش بوده‌است؛ همین عامل، باعث شکل‌گیری پدیده‌ای به نام «خود» و «دیگری» می‌شود که ترجمه آن در میانمار، شکاف هویتی میان مسلمان و بودایی است؛ هرگاه این عامل با دو عامل پیشین ادغام‌شود، شکاف متقاطع فعالی را به‌وجود‌می‌آورد که حاصل آن، شکل‌گیری پدیده نسل‌کشی در میانمار است.

ناسیونالیست‌های برمه‌ای، جنایات خود ضد مسلمانان را این‌گونه توجیه‌می‌کنند: هیتلر و ایشمان، دشمن یهودیان بودند اما ازطرفی، قهرمانانی آلمانی برشمرده‌می‌شدند؛ به‌منظور بقای یک کشور، بقای یک نژاد یا دفاع از حاکمیت ملی، جنایت ضدبشری یا اقدام‌های انسان‌دوستانه معنی‌ندارند؛ نکته مهم، اصل بقا در میانمار است. ناسیونالیست میانمار برای محافظت از نژاد راخین و دفاع از حاکمیت و طول عمر میانمار، هر کاری را انجام‌‌می‌دهد؛ خواه «جنایت ضدبشری» خوانده‌شود و خواه، امری «غیرانسانی یا انسانی» نام‌گذاری‌شود.(Hudson-Rodd, 2015)  



[1] . Secure community

[2] . Rohingya Muslims

[3] . United Nations High Commissioner for Refugees(UNHCR)

[4] . Non governmental Organization(NGO)

[5] . Burmese nationalists

[6] . Genocide

[7] . Government crimes

[8] . Rakhine state

[9] . Arakan state

[10] . Operation Dragon  King

[11] . Narameikhla

[12] . Sao Shwe Thaike

[13] . citizenship/ID card

[14] . Maungdaw

[15] . Buthidaung

[16] . Aung San Suu Kyi

[17] . Maungdaw

[18] . Buthidaung

[19] . Rathedaung

-      Al-Mahri, R.B. (2016), “Myanmar Muslims Minority Issue”, Sultan Qaboos University College of Economy and Political Science, 30 November 2016, Accessed on: https://www.researchgate.net/publication/318663140_Myanmar_Muslims_Minority_Issue.

-      Constitution of the Republic of the Union of Myanmar, (2008),  art. 109, 141, 436, 232(b)(ii).

-      Feierstein, D., Genocide as Social Practice: Reorganizing Society under the Nazis and Argentina’s Military Juntas, (Brunswick, NJ: Rutgers University Press, 2014).

-      Final Report of the Advisory Commission on Rakhine State, Towards a Peaceful, Fair and Prosperous Future for the People of Rakhine, AUGUST 2017, Accessed on: www.rakhinecommission.org/app/.../2017/08/FinalReport_Eng.pdf

-      Fortify Rights and United to End Genocide, “Supporting Human Rights in Myanmar: Why the U.S. Should Maintain Existing Sanctions Authority,” May 10, 2016, Accessed on: https://www.business-humanrights.org/en/supporting-human-rights-in-myanmar-why-the-us-should-maintain-existing-sanctions-authority.

-      Green P and Ward T, State Crime: Governments, Violence and Corruption, (London: Pluto Press, 2004). Accessed on: https://journals.sagepub.com/doi/10.1177/1057567707306013.

-      Green, Penny , MacManus, Thomas , de la Cour Venning, Alicia(2015),Countdown to Annihilation:Genocide in Myanmar, International State Crime Initiative,School of Law,Queen Mary University  London. ISBN: 978-0-9934574-0-1. Available at: http://statecrime.org/data/2015/10/ISCI-Rohingya-Report-PUBLISHED-VERSION.pdf.

-      Gowen, Annie, (2017) ‘Textbook Example of Ethnic Cleansing’: 370,000 Rohingyas Flood Bangladesh as Crisis Worsens,” Washington Post, September 12, 2017, Accessed on:  https://www.audible.in/pd/Textbook-Example-of-Ethnic-Cleansing-370000-Rohingyas-Flood-Bangladesh-as-Crisis-Worsens-Audiobook/B0743GGD36.

-      Harff, B and Gurr, T. R., (1988) ‘Toward Empirical Theory of Genocides and Politicides: Identification and Measurement of Cases Since 1945’, International Studies Quarterly, 32(3), September 1988, pp. 359-371.

-      Hudson-Rodd, N,(2015) ‘Silence as Myanmar “genocide” unfolds’, Asia Times, 18 February 2014, Accessed on:  http://www.atimes.com/atimes/Southeast_Asia/ SEA-01-180214.html. Accessed 8 October 2015.

-      Human Rights Watch (2013), “All you can do is pray: Crimes against humanity and ethnic cleaning of Rohingya Muslim’s in Burma’s Arakan State”, 165p. Available at: http://www.hrw.org/sites/default/files/reports/burma0413webwcover _0.pdf.

-      Human Rights Watch, (2017)“Burma: Satellite Imagery Shows Mass Destruction,” September 19, 2017, Accessed on: https://www.hrw.org/news/2017/09/19/burma-satellite-imagery-shows-mass-destruction.

-      Ibrahim, H., & Nordin, R. (2015). The principle of responsibility to protect: The case of Rohingya in Myanmar. Pertanika Journal of Social Science and Humanities, 23(August), 1-18. Accessed on: https://ukm.pure.elsevier.com

-      Irish Center for Human Rights (2010), Crimes against Humanity in Western Burma: The Situation of The Rohingya, National University of Ireland, Galway, 153 p. Available at: www.http://burmaactionireland.org/images/uplods/ICHR_ Rohingya_Report_2010.pdf. Accessed on: 15/5/2019.

-      International Crisis Group, Myanmar(2014) The Politics of Rakhine State, Asia Report No. 261, 22 October 2014, Accessed on:. https://www.crisisgroup.org/asia/south-east-asia/myanmar/myanmar-politics-rakhine-state.

-      Interview with elder, Aung Mingalar Rohingya ghetto, Sittwe, 24 January 2015 in Green, Penny , MacManus, Thomas , de la Cour Venning, Alicia(2015 ) Countdown to Annihilation:Genocide in Myanmar, International State Crime Initiative,School of Law,Queen Mary University  London, Accessed on: www.statecrime.org.

-      Jamieson, R, (1999) ‘Genocide and the Social Production of Immorality’, Theoretical Criminology, 3(2), 1999.

-      Kuper, L,(1981) Genocide: Its Political Use in the Twentieth Century, (New Haven: Yale University Press, 1981.

-      Leaked document 2: SPDC Rohingya Extermination Plan, adopted in 1988 on the basis of the proposals submitted by Col. Tha Kyaw (a Rakhine), Chairman of the National Unity Party.

-      Lemkin, R,(1944) Axis Rule in Occupied Europe: Laws of Occupation, Analysis of Government, Proposals for Redress, (Washington DC:Carnegie Endowment for International Peace, 1944).

-      Lwin, N. S., ‘Making Rohingya stateless’, AsiaPacific, New Mandala, 29 October 2012: https://www.newmandala.org/making-rohingya-statelessness/.

-      Martin, Michael F. Margesson, Rhoda, Vaughn, Bruce (2017), The Rohingya Crises in Bangladesh and Burma,Congressional Research Service,7-5700 Accessed on: www.crs.gov,November 8, 2017. Available at: https://fas.org/sgp/crs/row/R45016.pdf.

-      Mukimbiri, J,(2005) ‘The Seven Stages of the Rwandan Genocide’, Journal of International Criminal Justice, Volume 3, Issue 4, 1 September 2005, Pages 823–836, Accessed on: https://academic.oup.com/jicj/article-abstract/3/4/823/2883171.

-      Poling, Gregory B. (2014)” Separating Fact from Fiction about Myanmar’s Rohingya”, Center for Strategic and International Studies, February 13, 2014. Available at: https://www.csis.org/analysis/separating-fact-fiction-about-myanmar%E2%80%99s-rohingya.

-      Rogers, B, (2012) ‘A friend’s appeal to Burma’, Mizzima, 19 June, 2012: http://archive-2.mizzima.com/edop/ commentary/7349-a-friends-appeal-to-burma.html.  Accessed 17 November 2016.

-      Ramzy, Austin. (2017), “Rohingya Refugees Fleeing Myanmar Await Entrance to Squalid Camps,” New York Times, October 18, 2017. Accessed on: https://www.nytimes.com/2017/10/18/world/asia/rohingya-refugees-myanmar.html.

-      Republic of the Union of Myanmar. (2015). “The Population and Housing Census of Myanmar”, 2(48).  file:///C:/Users/h/Downloads/Documents/CensusMainReport (UNION)-ENGLISH.pdf. May 2015.

-      SIMON-SKJODT Center for the Prevention of Genocide (2017)They Tried to Kill us All” Atrocity Crimes against Rohingya Muslims in Rakhine State, Myanmar, SIMON-SKJODT Center for the Prevention of Genocide,United States Holocaust Memorial Museum,Washington, DC, Report November 2017, Accessed on:  www.ushmm.org

-      Stanton, G.H, (2004) ‘Could the Rwandan Genocide have been Prevented? Journal of Genocide Research, 6(2), 2004, 211-228. Accessed on: https://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/1462352042000225958.

-      Stanton, G. H., (1998) ‘The 8 Stages of Genocide,’ Genocide Watch, 1998: Accessed on:  http://www.genocidewatch.org/aboutgenocide/8stagesofgenocide .html. Accessed 10 October 2015.

-      UN Office of the High Commissioner for Human Rights. (2017), “Report of OHCHR Mission to Bangladesh: Interviews with Rohingyas Fleeing from Myanmar since 9 October 2016,” February 3, 2017, Accessed on:  http://www.ohchr.org/Documents/Countries/MM/FlashReport3Feb2017.pdf.

-      U.N. Office of the High Commissioner, Darker and More Dangerous: High Commissioner Updates the Human Rights Council on Human Rights Issues in 40 Countries, September 11, 2017. Accessed on: https://www.ohchr.org/EN/NewsEvents/Pages/DisplayNews.aspx?NewsID=22041

-      Vetlesen, A. (2000), ‘Genocide: A Case for the Responsibility of the Bystander’, Journal of Peace Research, 37(4), July 2000. Accessed on: https://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/0022343300037004007.

-      Yegar, M. (2006), The Crescent in Arakan’, (orginal date unknown), Kaladan Press Network, 22 October 2006, Available at:  http://www.rohingya.org/portal/index.php/rohingya-library/26-rohingya-history/82-the-crescent-in-arakan.html.

-      Zarni, M and Cowley, A, (2014), ‘The Slow-Burning Genocide of Myanmar’s Rohingya’, Pacific Rim Law and Policy Journal, 23(3),June 2014, pp. 681-752. Accessed on: https://digital.law.washington.edu/dspace-law/handle/1773.1/1377.

-      Irish Center for Human Rights (2010), Crimes against Humanity in Western Burma: The Situation of The Rohingya, National University of Ireland, Galway, 153 p. Available at: www.http://burmaactionireland.org/images/uplods/ICHR_ Rohingya_Report_2010.pdf. Accessed on: 15/5/2019.

-      Human Rights Watch (2017), “Burma: Satellite Imagery Shows Mass Destruction,” September 19, 2017, Available at: https://www.hrw.org/news/2017/09/19/burma-satellite-imagery-shows-mass-destruction . Accessed on: 11/4/2018.

Human Rights Watch (2013), “All you can do is pray: Crimes against humanity and ethnic cleaning of Rohingya Muslim’s in Burma’s Arakan State”, 165p. Available at: http://www.hrw.org/sites/default/files/reports/burma0413 webwcover_0.pdf