نوعثمانی گری و نوسلفیت:مقایسه موردی فتح‌الله گولن و یوسف القرضاوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه علوم انتظامی امین

2 دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع).

چکیده

نوعثمانی‌گری و نوسلفی و تعابیر مختلف درخصوص آن، ‌یکی از مسائل مهم امروزین اندیشمندان جهان اسلام محسوب‌می‌شود. ازجمله متفکرانی که در این قلمرو دارای دیدگاه‌هایی قابل‌مطالعه هستند، می‌توان به دیدگاه فتح‌الله گولن، مبدع اسلام اجتماعی و یوسف القرضاوی از اندیشمندان شاخص نوسلفی اهل سنت اشاره‌کرد که بازتاب‌های اجتماعی و سیاسی در میان گروه‌ها و جریان‌های فکری - سیاسی برادران اهل سنت داشته‌است. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با بهره‌گیری از رویکرد تطبیقی انجام‌می‌شود؛ مقایسه تفکر این دو اندیشمند، نشان‌دهنده شباهت‌ها و تمایزهای ادراکی آنان از اسلام است و درنتیجه، مقایسه تفکرهای نوعثمانی گولنی با طرح‌های (ایده‌های) نوسلفی اخوانی قرضاوی مشخص‌کرد که دیدگاه آنها درخصوص دین و دولت، به‌طورکامل با هم تناقض‌دارد. گولن، اسلام را امری قلبی و جدای از سیاست می‌داند درحالی‌که قرضاوی، جدایی دین از سیاست را با اسلام بیگانه می‌خواند؛ بنابراین اگرچه گولن، سکولاریسم را ترویج‌می‌کند، قرضاوی معتقد است که سکولاریسم در اسلام هیچ‌گاه پذیرفته‌نبوده‌است. در بعد شباهت‌ها، دیدگاه‌های گولن و قرضاوی درباره دموکراسی، به‌طورتقریبی به هم نزدیک بوده و هر دو نفر، دموکراسی را می‌پذیرند؛ در همین راستا گولن و قرضاوی (هر دو) زنان را از عناصر جامعه مدنی می‌دانند ولی قرضاوی برخلاف گولن، رعایت تمامی شئون اسلامی را پیش‌شرط حضور زنان در جامعه می‌داند؛ بنابراین درحالی‌که گولن، تفکر نوعثمانی را توصیه‌می‌کند که به ارزش‌های قومی و نژادی، آمیخته است و با اصول و مبانی امت واحده اسلامی در قرآن و سیره پیامبر، حضرت محمد مصطفی (ص) تقابل‌دارد، درمقابل، قرضاوی به عدم اصالت قومیت و نژاد و اصالت امت واحده اسلامی، معتقد بوده که به مبانی اسلامی نزدیک‌تر است

کلیدواژه‌ها

موضوعات


«نوعثمانی‌گری و نوسلفیت» ازجمله موضوع‌های مهم و جالب در دنیای اسلام بوده‌است؛ درواقع بحث درخصوص تفکر نوعثمانی و نوسلفی، به اظهارنظرهای متفاوت درباره اسلام و تفاوت دیدگاه مسلمانان به مقوله دین و نحوه برداشت‌های سیاسی آنان از اسلام ناشی می‌شود بنابراین گروه خواهان حضور دین در عرصه‌های سیاسی، به جریان نوسلفی، متصل می‌شوند و گروهی که مایل‌اند، اسلام را ملی‌کرده، به آن جنبه قومی، فردی و شخصی ببخشند، از طرف‌داران نوعثمانی‌گری محسوب‌می‌شوند؛ البته پرسش از چرایی و چگونگی روابط انسان‌ها با دولت و نحوه تعامل نهاد دولت با خدا، ازجمله مسائل دامنه‌دار و مناقشه‌برانگیز در عالم سیاست بوده و ذهن بسیاری از اندیشمندان عرصه سیاست را درگیرکرده‌است؛ به‌عبارت‌دیگر در سده‌های میانه، کشاکش دو قدرت برتر روحانی و دنیایی‌، کلیسایی و غیردینی‌، ساسردوتیوم[1] و رگنوم[2] یا پاپ و امپراتور‌ و به زبان دوره جدیدتر، کشاکش کلیسا و دولت، محتوای عمده بحث‌های سیاسی را تشکیل‌می‌داد (عالم، 1392: 15 و 16)؛ بالاخره این تلاش‌ها تا تاریخ جدید اروپا که در وجوه اصلی خود با عصری که به عصر «رنسانس» یا «نوزایی» معروف شده‌است، ادامه‌یافت (پولادی، 1392: 1)؛ البته شایان توجه است که استمرار همین بحث دامنه‌دار و پرچالشِ تعامل میان نهاد دین و دولت در جهان اسلام نیز وجودداشته و اندیشمندانی بی‌شمار را به‌سوی خود جذب‌کرده‌است؛ درنتیجه، اندیشمندان و متفکران مختلف اسلامی از فارابی در کتاب آراء اهل المدینه الفاضله گرفته تا خواجه نظام‌الملک در کتاب سیاست‌نامه (قادری، 1394: 74) و سایر اندیشمندان مانند ابن‌سینا‌، ماوردی‌، ابن رشد و ...، تمامی تلاش خود را به‌کاربستند تا بتوانند این معما را حل‌کرده، بابی از ابواب علم را بگشایند اما به‌رغم تلاش‌های فراوان اندیشمندان و ارائه پاسخ‌های متفاوت و گاه متناقض در موضوع رابطه دین و دولت، این بحث همچنان ادامه‌دارد و به‌ویژه در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پویایی و جوششی دوچندان یافته‌است؛ درواقع با استقرار نظام سیاسی اسلامی در ایران است که غرب، عنوان «اسلام سیاسی» را می‌شناسد و رهبری آن را به ایران نسبت‌می‌دهد (برزگر و خانی آرانی، 1390: 126) و اندیشمندان کشورهای مختلف در تقابل یا تأیید آن به نظریه‌پردازی اقدام‌می‌کنند و می‌کوشند، الگوهایی جدید را طراحی‌کنند؛ ازجمله این اندیشمندان می‌توان به فتح‌الله گولن، متفکر و داعیه‌دار نوعثمانی در منطقه و شیخ یوسف القرضاوی نوسلفی از داعیان اسلام سیاسی اشاره‌کرد؛ متفکرانی که هریک سعی‌می‌کنند تا جایگاهی متفاوت از اسلام تعریف‌کرده، برداشتی متفاوت از دین را ارائه‌دهند؛ بنابراین ما با استفاده از روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و بهره‌گیری از روش مطالعه تطبیقی سعی‌کردیم تا افکار این دو اندیشمند را درخصوص تعامل دین و دولت، به‌طورموشکافانه بررسی‌کرده، به تفاوت‌ها و شباهت‌های آنها اشاره‌کنیم. پرسش اصلی ما در تحقیق حاضر، این است که نسبت دین و دولت در اندیشه‌های گولن و قرضاوی چگونه است؟؛ در همین راستا لازم است تا ابتدا به چند پرسش دیگر نیز پاسخ‌داده‌شود؛ در گام نخست بایدبیان‌شود که «دیدگاه گولن به دین و دولت چگونه است؟» و سپس نسبت دین و دولت در آرای قرضاوی سنجیده‌شود و درنهایت با مقایسه نتایج این دو مورد به پرسش اصلی پرداخته‌شود.

فرضیه ما در تحقیق، این است که اندیشه‌های  نوسلفی مدنظر قرضاوی درخصوص تعامل دین و دولت با اندیشه‌های نوعثمانی مدنظر گولن، به‌صورت اساسی تفاوت‌داشته، به‌طورتقریبی برعکس هم هستند.

الف- چارچوب مفهومی

1-     دین

از نظر زبان‌شناسی، کلمه «دین»، پیشینه‌ای بسیار طولانی دارد که درمجموع بر نوعی تعهد معنوی پیروان اشاره‌می‌کند؛ این واژه در «گاهان» آیین زرتشت به‌صورت «da-e-n»، در زبان پهلوی باستان به شکل «den»، در زبان انگلیسی با واژه «religion» و در زبان عربی به‌صورت «الدین» به‌کاررفته‌است (افتخاری، 1385: 73).

دین را می‌توان مجموعه‌ا‌ی منسجم از عقاید و اندیشه‌های متصل به غیب درخصوص جهان مادی‌، ابناء بشری و حیات اخروی دانست که غایت آن‌، راهنمایی بشر برای وصول به روش‌های زیست بهتر و تکامل‌محورانه است (عمید زنجانی، 1385: 74)؛  بنابراین مقولاتی دینی به‌شمارمی‌آیند که درنهایت به امور مقدس، مرتبط شوند؛ پس می‌توان‌گفت که دین، جنبه‌های مختلف زندگی مادی بشر را قدسی تعریف‌می‌کند (حقیقت، 1393: 59)؛ درنتیجه، قواعد مسلم دینی بر همه کردار، گفتار و اعتقادهای دین‌داران حکم‌فرماست؛ البته مخاطب اصلی دین، انسان است و هدف آن، تلاش برای صورت‌بخشی به بودن و جهت‌دهی صحیح به شدن او در زیست مادی‌اش است؛ درواقع، دین به‌مثابه عامل «انگیزه‌بخش» و نشان‌دهنده «راه و مقصد» فراروی انسان، بر درکی استوار است که از وضعیت‌ها، حالت‌ها و قابلیت‌های بالقوه انسانی (که ازیک‌سو اسیر نقصان‌های وجودی و تنگناهای مرتبط با آن است و ازسوی‌دیگر، میل و توان برون‌رفت از خود و قرارگرفتن در مسیر تحول و صیرورت و کمال را دارد)، نشأت‌می‌گیرد؛ بنابراین دین، پاسخی است برای گذار از نقایص و جوابی است مناسب به میل و کشش روحانی انسان و بلکه تحریک‌کننده آن میل و کشش (شجاعی زند، 1388: 9).

2-     نوعثمانی‌گری

تفکر نوعثمانی، اندیشه‌ای (است که) داعیه‌دار طراحی و تأسیس الگوی ایجاد تمدن نوین اسلامی در سپهر سیاسی- اجتماعی جهان اسلام  است و چنین تبلیغ‌می‌کند که تنها الگوی موفق و کارآمد برای ایجاد اجتماع اسلامی و حتی تمدن اسلامی‌، مدلی است که جمهوری ترکیه دراختیاردارد؛ مدلی همه‌جانبه که بر قرائتی مدرن و خاص از تجربه امپراتوری شش‌صدساله عثمانی از اسلام مبتنی‌بوده،  ازاین‌روست که آنها را «نوعثمانی» نام‌نهاده‌اند (Gulen: 2016: 15)؛ شایان توجه است، این رویکرد در میان برخی از گروه‌های اجتماعی و سیاسی منطقه و به‌خصوص، ترکیه طرف‌دارانی دارد.

3-     نوسلفی‌گری

اندیشه، نوسلفی‌گری، یکی از نحله‌های اصیل و پرنفوذ فکری- کلامی در سپهر اندیشه جهان معاصر است که ضمن قبول اصول و کلیات تفکر سلفیت پیشین‌، برخی‌ از قواعد و مبانی آن (تفکر سلفیت) را مورد نقادی فراگیر قرارداده یا تعدیل‌کرده‌است. ابوالاعلی مودودی، متفکر نواندیش پاکستانی با بینشی فراگیر و نو درخصوص مسائل مختلف اسلامی و جهان مسلمین و با تلاش برای گسستن حلقه‌های متصلب و متعصب اندیشه‌های جزمی سلفی و ارائه‌ تفاسیری متفاوت و گاه مخالف‌، برخی از باورها و قواعد تفکر سلفی را نقد و موشکافی‌کرده‌است و از مؤسسان  نحله فکری نوسلفی‌گری یا سلفیت نوین محسوب‌می‌شود؛ وی «مفهوم کلان جاهلیت» را از دوره پیش از بعثت رسول گرامی اسلام به یک فرهنگ جامع و کلان‌ فرازمانی و فرامکانی تفسیرکرد و ویژگی‌ها و جوانب آن را برشمرد. درحقیقت، ابوالاعلی مودودی با ارائه الگوی تحلیلی جدید‌ «تئودموکراسی»، تفسیری متعادل و به‌طورتقریبی نوین از نظریه پیچیده «عدالت صحابه و حتی تابعین» [عرضه‌کرد] و نیز با پذیرفتن و تأیید حقانیت و اصالت «مذاهب اربعه اسلامی و مذهب شیعه جعفری اثنی عشری» و «مبانی و قواعد وحدت محور اسلامی»، بنیادهای اصیل این جریان فراگیر را تفسیرکرد (امیرخانی، 1389: 141).

تفاوت اصلی تفکر نوسلفی و اندیشه سلفیت ماضی در نوع برداشت‌های خاص و متفاوتی است که پیشگامان تفکر نوسلفی از مفهوم گسترده و پیچیده تقابل سنت و بدعت دارند. مفهوم واژه «نوسلفی» بر معانی گسترده‌ای چون: بازطراحی الگوی خلافت قدرتمند اسلامی‌، جهاد فراگیر با دشمنان اسلام، تعریف دارالاسلام و دارالحرب و نوع نگاه متفاوت‌تر از پیروان سلفیت ماضی به جهان نوین، استوار است (خاکسار و دیگران، 1395: 41 و نجات‌، 1395: 43).

ب- چارچوب نظری

در مبحث انتظار از دین، باید به این پرسش کلی بپردازیم که «دین درصدد است به چه مسائلی از عرصه سیاست پاسخ‌‌دهد؟»؛ در پاسخ به این پرسش، سه دیدگاه عمده وجوددارند: دیدگاه اول، نگاه حداکثری به دین است؛ طرف‌داران گرایش یادشده به این نکته کلی باوردارند که اسلام چون کامل‌ترین دین تلقی‌می‌شود، هیچ‌گونه رطب و یابسی را فروگذارنکرده‌است؛ بنابراین، حامیان این نظریه، انتظاری حداکثری از دین ‌دارند (حقیقت، 1393: 245)؛ درواقع، جوهره «دین حداکثری» را این تلقی عمومی شکل‌می‌دهد که اصول و مبانی دینی بر همه افعال، گفتار و باورهای دین‌داران حاکمیت‌دارد و ازاین‌رو فعل، قول و اندیشه‌ای را نمی‌توان سراغ‌گرفت که آکنده از هنجارهای دینی نباشد (افتخاری، 1385: 80). دیدگاه دوم، منطقه الفراغی‌ها هستند. اصطلاح منطقه الفراغ را سید محمدباقر صدر، به معنای حوزه‌ای که شارع در آنجا دارای احکام الزامی نیست، به‌کاربرد؛ از دیدگاه او، اسلام و مقتضیات زمان، به وجود فضایی باز در حوزه دین، نیازمند است تا مجتهدان با گستردگی بیشتری به این حوزه واردشوند (الصدر،1400: 399 تا 404)؛ صدر در نظریه «دولت انتخابی اسلامی»، مبنای [یادشده در] بالا را به مسئله ثابت و متغیر در شریعت پیوندمی‌زند. حوزه منطقه الفراغ که لازم است براساس اصول کلی و ثابت دین اشباع‌شود، جزء احکام متغیر شریعت است و از استلزام‌های خاص زمانی و مکانی تأثیرمی‌پذیرد؛ درمجموع بایدگفت که منطقه الفراغی‌ها دایره احکام غیرالزامی شرع را که به زمان و مکان وابسته‌اند، وسیع‌تر از حداکثری‌ها می‌بینند؛ هرچند دایره احکام الزامی شرع را نیز نسبت‌به حداقلی‌ها گسترده‌تر می‌دانند. دیدگاه سوم نیز دیدگاه حداقلی‌هاست. مدعای حداقلی‌ها آن است که نباید ترسیم نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را از دین انتظارداشته‌باشیم؛ انتظار آنها از دین، حداقلی (مبدأ و معاد) است؛ بنابراین دین اساس امری اخروی تلقی‌می‌شود و فقه، مجموعه احکام است و با برنامه تفاوت‌دارد؛ درنتیجه، فقه برای تنظیم و برنامه‌ریزی معیشت دنیوی کافی به‌نظرنمی‌رسد؛ پس بر این اساس، گروه یادشده، هرگونه مرجعیت دین را در زندگی سیاسی انکارمی‌کنند (فیرحی، 1394: 27).

ج- پیشینه تحقیق

در سال‌های اخیر، مطالعاتی درخصوص گولن صورت‌پذیرفته‌است که ازجمله آنها می‌توان به تحقیق‌های آقای ملک‌اف به نام «همزیستی مسالمت‌آمیز در اندیشه فتح‌الله گولن» و تحقیق‌های آقایان بولنت ارس و کاها عمر به نام «جنبش اسلام لیبرالی در ترکیه» (که بر نزدیکی آرای گولن با جنبش‌های لیبرالی تأکیدکرده و بر نزدیکی آرای گولن با لیبرالیسم غربی صحه‌گذاشته‌اند)، اشاره‌کرد؛ البته بکیم آگای نیز تحقیقی به نام «جنبش عمل‌گرایانه گولن» و مقاله «اسلام ترکی تقابل با اسلام انقلابی: مروری بر آرای گولن» را به قلم رسول نوازنی نگاشته‌است. لازم می‌نماید، اشاره‌شود که هردو نویسنده در مطالعات خود، فقط جنبه‌های عمل‌گرایانه جنبش گولن را مطالعه و کاوش‌کرده‌ و از پرداختن به مسائل دیگر پرهیزکرده‌اند؛ البته درباره القرضاوی نیز، چندین پژوهش صورت‌گرفته که ازجمله آنها می‌توان به مقاله «نگاهی به آثار و فتاوی و زندگی دکتر یوسف القرضاوی» نوشته آقای وکیل‌زاده (که در آن به فتاوی و شرح زندگانی القرضاوی پرداخته‌شده) و «نگرش نوسلفی قرضاوی به سیاست» که آقای بهرامی و همکارانش تحقیق کرده‌اند، دیدگاه قرضاوی به سیاست و جامعه مدنی بررسی ‌شده‌است، اشاره‌کرد؛ هرچند آقای بحرانی نیز در تحقیق خود، اسلام و دموکراسی را از دیدگاه قرضاوی مطالعه کرده‌است، هیچ‌یک از آنها به مقایسه آرای گولن (که رهبر تفکر نوعثمانی در دنیای مدرن است با قرضاوی که نگرش نوسلفی به سیاست دارد و از نمایندگان اسلام سیاسی در منطقه محسوب‌می‌شود)، نپرداخته‌است.

د- زندگی و زمانه و آرا و افکار

1-    فتح‌الله گولن

گولن براساس آمارهای رسمی و دقیق در 27 ماه نیسان سال 1941 میلادی، در استان ارزروم، شهر کوچک حسن قلعه[3] (مشهور به پاسینلار)،[4] دهستان «کوروجوک»[5] چشم به جهان گشود؛ وی از پدربزرگ و نخستین آموزگارش، احمد حوجا درس‌ آموخت و با آموزش‌های فراگیر او بود که از طفولیت با اصول و قواعد زندگی صوفی‌مسلکانه و زیست زاهدمآبانه، ارزش آموزش، فراگیری امور دینی- مذهبی و اهمیت خدمت در جامعه بشری و اصول اسلامی خوی‌گرفت. اتمام تعالیم دینی- مذهبی گولن موجب‌شد تا در اواسط سال 1959 میلادی ازسوی عالی‌ترین سازمان دینی ترکیه، یعنی مرکز ریاست امور مذهبی[6] به امامت و خطابت مسجد اعظم شهر ادیرن در شمال غربی ترکیه در جوار مرزهای کشور یونان انتخاب‌شده، در سال‌های 1966 و1967 میلادی به‌عنوان عالم و مدرس دینی در سومین شهر بزرگ ترکیه، یعنی ازمیر به اقدام‌های دینی- مذهبی خود ادامه‌دهد؛ گولن در سال 1963 نیز چندین کلاس تدریس درباره آثار مولوی قونوی را در استان ارزروم آغازکرد و هم‌زمان با مشارکت گسترده در جمع گروه‌ها و انجمن‌های ضدکمونیستی و جذب و تربیت دانشجویان، جونان و نوجوانان ترک، خشم گروه‌های سکولار و آتاتورکی را برانگیخت؛ همین فعالیت‌ها سبب‌شد تا پس از پیروزی کودتای ارتش در سال 1970 میلادی که به اقتدارگرایی سکولارها ختم‌شد، به‌مدت هفت ماه محکوم به حبس شود (نوازنی و دیگران، 1393: 153 و 154).

امروزه نام گولن به‌عنوان یکی از متفکران مهم و روشن‌فکران بزرگ سپهر اندیشه جهان اسلام محسوب‌می‌شود. چندی پیش، وقتی برخی از نشریات معتبر بین‌المللی مانند فارن افیرز[7] و فارن پالسی، ارگان رسمی‌ شورای خارجی ایالات متحده آمریکا و «پراسپکت» انگلیس از مخاطبان خود خواستند که موثرترین روشن‌فکران و اندیشمندان عرصه عمومی را با رأیشان مشخص‌کنند، کسی انتظارنداشت که یک اندیشمند ترک‌تبار، مقام اول را از آن خود کند؛ البته گولن در کشور خود برای نظم سکولار و اقتدارگرا، تهدید محسوب‌می‌شد و به همین دلیل، ترکیه را ترک و به ایالات متحده کوچ‌کرد (ملک‌اف، 1389: 79 و 80 و کوهی: 1388/9/11). گولن که در تمام عمر خود به‌دنبال مبارزه با اقتدارگرایی بود، در ظاهر به توصیه پزشکان، برای طی یک دوره درمانی بلندمدت بیماری قلبی و درحقیقت برای دوری از شرایط پراضطراب و ترسناک پس از کودتای 28 فوریه 1997 که نجمالدین اربکان، نخست‌وزیر و رهبر باسابقه اسلام‌گرای ترکیه را به عقب‌نشینی از مواضع خود و استعفا از قدرت مجبورکرده‌بود (اربکان، 1395: 8 و 9)، به ایالات متحده سفرکرد و تاکنون در ویلایی بزرگ در ایالت پنسیلوانیای آمریکا تحت محافظت ده‌ها نیروی امنیتی و حراستی زندگی‌می‌گذراند (نوازنی و دیگران، 1393: 155).

2-    یوسف عبدالله القرضاوی

یوسف عبدالله القرضاوی در سال 1926 در یکی از روستاهای حومه محله الکبرای استان غربی مصر در خانواده متدین به‌دنیاآمد. «2سال» بیشتر نداشت که پدرش ازدنیارفت و عمویش سرپرستی او را برعهده‌گرفت. در سن 5سالگی به‌منظور حفظ قرآن به مکتب‌خانه رفت و در 7ساگی برای تحصیلات جدید، به دبستان واردشد؛ صبح‌ها به دبستان و عصرها به مکتب‌خانه می‌رفت و پیش از آنکه به سن 10سالگی برسد، حافظ کل قرآن کریم شد. القرضاوی در سن 12سالگی، دوره ابتدایی را به‌پایان‌رسانید؛ در شهر طنطا دوره‌های دانشسرای مقدماتی و دانشسرای عالی دینی را گذراند و برای ادامه تحصیل به قاهره رفت و به دانشکده اصول دین راه‌یافت و در سال 1952-1953 به اخذ دانشنامه کارشناسی (لیسانس) با درجه ممتاز موفق شد؛ سپس در رشته دبیری دانشکده زبان عربی ثبت‌نام‌کرد و از آنجا نیز به دریافت لیسانس با درجه ممتاز نایل آمد.

القرضاوی در سال 1957 به مؤسسه تحقیقات و مطالعات زبان عربی، وابسته به جامعه کشورهای عربی واردشد و دیپلم عالی زبان و ادبیات عربی دریافت‌کرد (قرضاوی، 1371: 1)؛ درادامه، وی در سال 1960 میلادی پایان‌نامه دوره کارشناسی‌ارشد مطالعات عالی علوم قرآنی و سنت و در سال 1973، رساله  دکترای خود را با نمره عالی از دانشکده اصول دین اخذکرد (علیمحمدی، 1389: 80). شیخ قرضاوی، پس از اندکی به کشور ثروتمند قطر روی‌آورد و ریاست دانشکده  شریعت و علوم دینی- اسلامی را در دانشگاه قطر برعهده‌گرفت؛ ایشان درادامه و درراستای احیای اندیشه‌های اصیل اسلامی‌، در این دانشگاه، مرکز عالی «بحوث السنه و السیره النبویه» را تأسیس و اداره‌کرد و با انتشار شهرتش در خارج از مرزهای اقلیم اسلامی‌، عضو مجامع مختلف دینی و علمی- فرهنگی و پژوهشی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی شد (بحرانی، 1384: 132)؛ لازم است، اشاره‌شود که او، عضو مجمع عالی افتای دینی در بانک‌های اسلامی‌، عضو مجمع فقاهت اسلامی وابسته به سازمان کنفرانس کشورهای مختلف اسلامی‌، عضو هیئت‌ امنای دعوت اسلامی در قاره آفریقا و عضو هیئت‌ مؤسسان کنگره جهانی خیریه اسلامی و ... بوده‌است (علیخانی و همکاران، 1390: 220، ج16).

3-    مقایسه آرای گولن و قرضاوی

برای مقایسه آرای شیخ یوسف القرضاویِ نوسلفی و فتح‌الله گولن خوجا افندی داعیه‌دار تفکر نوعثمانی و همچنین به‌منظور فهم و شناخت بهتر تفاوت‌ها و شباهت‌های دیدگاه‌های اسلامی آنها لازم است تا به مباحث زیر پرداخته‌شود:

3-1- دین

گولن، تقدس و الهی‌بودن مذهب را باوردارد و از همین روست که معتقد است، نباید از مقوله دین به‌عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی و دنیوی استفاده‌شود؛ از نظر وی، ترکیب دین و سیاست‌، سبب زدودن جنبه‌های قدسی از دین شده، آمیختگی سیاست با امیال زودگذر انسانی، باعث تخریب وجهه مذهب می‌شود (نوازنی و دیگران، 1393: 163). گولن درواقع، مذهب را مبتنی‌بر ایمان و ایمان را امری به‌طورکامل، قلبی و درونی می‌داند (Gulen , tarihsiz: 1) و معتقد است که نمی‌توان اسلام را نوعی ایدئولوژی صرف به‌شمارآورد بلکه اسلام دینی فراگیر است که به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند به‌عنوان ابزاری در خدمت سیاست قرارگیرد (Grinell, 2009: 10)؛ درحقیقت، گولن به‌دنبال زدودن اقتدار دین از جامعه و تربیت پیروانی است که برخلاف جنبش‌های بنیادگرا و سلفی، نه‌تنها در برابر تأسیس جامعه مدرن ایستادگی‌نمی‌کنند، بلکه نهایت تلاش خود را برای رسیدن به چنین جامعه‌ای به‌کارمی‌گیرند (محمدعثمانی، 18/7/1392).

گولن تأکیدمی‌کند که اگر نوع بشریت به فهم درست و حقیقی ذات خدا، اسلام و عشق به آن نایل شود، همین تک‌مؤلفه می‌تواند او را به‌سوی تمدن اصیل راهنمایی‌کند (Grinell,2009:1)؛ به عبارتی دیگر اسلامگرایی در منظومه فکری گولن، گونه‌ای از اسلام فرهنگی- اجتماعی است (میراحمدی و رضائی‌پناه، 1394: 98) که در ظاهر به‌هیچ‌وجه درپی واردکردن مقوله دین در بطن جامعه نیست و تنها کارویژه دین و مذهب را در تعالی هرچه بیشتر روح بشر می‌بیند؛ درمقابل، قرضاوی، معتقد است که اسلام در یک دین[8] خلاصه نمی‌شود بلکه نظامی، سیاسی است[9] و به‌رغم آنکه در سال‌های اخیر، برخی مسلمانان که خود را متمدن و روشن‌فکر می‌نامند، پیدا شده‌اند که می‌خواهند میان آن دو (دین و سیاست)، شکاف ایجادکنند، همه کاخ اندیشه اسلامی بر این اساس بنیادین نهاده‌شده‌است که آن دو بخش، لازم و ملزوم یکدیگرند و به‌هیچ‌وجه، امکان جدایی میان آنها وجودندارد (قرضاوی، 1379: 47). قرضاوی به‌طوردائم تکرارمی‌کند که بشر به تمدنی نیازدارد که ایمان به خدا و پیامبرش و نیز ایمان به رستاخیز را شامل شود و این باور را در او پدیدآورد که انسان، بدون ارزش‌های والا، انسان نیست و زندگی، جامعه و سیاست بدون آنها، هیچ معنا و مفهومی ندارد (قرضاوی، 1382: 17)؛ درحقیقت، قرضاوی تأکیدمی‌کند که این حق اسلام است که صاحب دولتی باشد، زیرا این طبیعت دین است؛ چنان‌که تاریخ اسلامی به این مسئله شهادت‌می‌دهد و تاریخ، دینی را نمی‌شناسد که بدون دولت باشد یا دولتی، بدون دین باشد (علیمحمدی، 1389: 83)؛ ایشان تأکیدمی‌کند، این ما نیستیم که دین را سیاسی‌کرده‌ایم بلکه شارع و صاحب اسلام، یعنی خداوند متعال است که از طریق بیان احکام و تعالیمی درخصوص حکومت و سیاست، آن را سیاسی‌کرده‌است (قرضاوی، 1381: 359)؛ بنابراین می‌توان‌گفت که شیخ یوسف القرضاوی، نگاهی حداکثری به دین دارد و افکارش در این حیطه، به‌طوردقیق در تقابل با اندیشه‌های گولن است.

3-2- دولت

کشورداری در منظومه فکری گولن، مقوله‌ای است برون‌دینی (عرفی) و جامعه به‌طورحتمی باید با اصول عقلی مدیریت‌شود؛ به‌تعبیردیگر، وی به جدایی کامل نهاد دین از نهاد حکومت اعتقاددارد (Isgandarova,2014: 2) و بر این باور است که مذهب و اصول دینی برای سیاست برنامه‌ای‌نداشته و آن را به عرف عمومی مردم واگذارکرده‌اند؛ بنابراین ایشان با هر نوع دولت دینی مخالف است و سعی‌می‌کند تا انواع آن را به هر صورتی نفی‌کند (نوروزی فیروز، 1391: 69). گولن به‌سادگی می‌گوید که مقوله تعلیم و تربیت برای اسلام امروز، از مسائل سیاسی مهم‌تر است و مسلمانان زمانه ما با مشکلاتی به‌مراتب متفاوت‌تر دست و پنجه نرم‌می‌کنند (احمدی طباطبایی و پیروزفر، 1396: 30). به اعتقاد گولن، مشکلات اصلی ما بی‌سوادی و جهالت، اختلاف‌ها و مشکلاتی از این دست است و داخل‌کردن مقوله دین در دایره سیاست، به‌هیچ‌وجه اولویتی‌ندارد (gulen,2006: 11)؛ درواقع، فتح‌الله گولن با این بیان، امیدوار است تا به تقویت بنیه اجتماعی، حلقه‌های محافظه‌کار اسلامی کمک‌کند بنابراین اگرچه از واژگان اصیل و سنتی دینی استفاده‌می‌کند، به‌واسطه کاربردی به‌طورکامل تازه که از این واژگان سنتی عرضه‌می‌سازد‌، روحی تازه به کالبد این واژه‌ها تزریق‌می‌کند؛ طبیعی است، این منظومه فکری به مزاق پیروان محافظه‌کاری اسلامی که قصددارند در عرصه عمل‌گرایی‌، خودی نشان‌دهند، بسیار خوشایند است و در تحکیم جایگاه جریان‌های محافظه‌کار اسلامی می‌تواند مفید باشد (آگای و کامیار، 1386: 32)؛ اما درمقابل، قرضاوی، معتقد است، این حق اسلام است که صاحب دولتی باشد، زیرا این طبیعت دین است چنان‌که تاریخ اسلامی به این مسئله شهادت‌می‌دهد و تاریخ، دینی را نمی‌شناسد که بدون دولت باشد یا دولتی بدون دین باشد (علیمحمدی، 1389: 83)؛ درواقع قرضاوی، قضیه حکومت اسلامی را ساخته و پرداخته حرکت‌های اسلامی و بنیان‌گذاران و پیروان آنها نمی‌داند بلکه آن را حقیقتی می‌داند که نصوص انکارناپذیر و قاطع اسلام و حوادث ثابت تاریخی و ساختار رسالت فراگیر ثابت‌می‌کند (قرضاوی، 1379: 26)؛ به‌عبارت‌دیگر، قرضاوی، دیدگاه استاد خود، حسن‌البنا را که می‌گفت: حوزه سیاست و حوزه دین از یکدیگر جدا نیست و در اسلام، دو نهاد قدرت وجودندارد که در جامعه اسلامی شکاف ایجاد کنند بلکه قدرت یگانه و یک‌پارچه را تأییدمی‌کند (مرادی، 1381: 84)؛ بنابراین، اسلام کامل و جامع که همه جنبه عرصه‌های زندگی را دربرمی‌گیرد، تجزیه و پاره‌پاره‌شدن را به‌هیچ‌وجه نمی‌پذیرد (قرضاوی، 1379: 43)؛ درحقیقت، قرضاوی مانند سایر سنت‌گرایان، دیدگاهی حداکثری به دین دارد و اندیشه جدایی دین از سیاست را با اسلام بیگانه می‌خواند و تشکیل حکومت را مطالبه شریعت می‌شمارد (بهرامی و دیگران، 1394: 33).

3-3- سکولاریسم

تعاریف فتح‌الله گولن از مذهب و دین، بسیار مشابه رویکردهای سکولار به مقوله دین است چراکه وی، مذهب را امری به‌طورکامل، شخصی تفسیرمی‌کند، نه عنصری عمومی لذا با رویکردهای سیاسی به اسلام و حزبی‌کردن دین سرناسازگاری‌دارد و معتقد است که اسلام‌گرایی سیاسی از افراط‌گرایی دینی و بنیادگرایی مضاعف نشأت‌می‌گیرد (نوروزی فیروز، 1391: 67)؛ درحقیقت، گولن معتقد است که دولت مدرن سکولار، نتیجه سال‌ها تلاش بشری و دارای پشتوانه‌ای، نیرومند است ( Isgandarova,2014: 2)؛ چنانچه کسی با این حریف نیرومند به‌طورمستقیم به تقابل بپردازد، علایق و خواست‌های دینی‌اش تضعیف‌می‌شود چراکه این دولت، بی‌درنگ اصول او را به‌چالش‌می‌کشد؛ درنتیجه، نظم سیاسی را باید چارچوبی ضروری برای کردار بشری دانست و اصول عرفی آن را پذیرفت زیرا در این حالت است که نظم سیاسی خواهدتوانست وظایف مهم‌تر خود را به‌خوبی ایفا‌کند (آگای و سعادتی، 1386: 32)؛ البته لازم است، بیان‌شود که حرکت و جنبش گولن، پاسخی تهاجمی و واکنشی به ایدئولوژی‌های سابق بوده‌است؛ به‌عبارت‌دیگر، تفسیر نوین ایشان از مقوله سکولاریسم و پلورالیستی دانستن ذات اسلام، پاسخی فراگیر به جنبش‌های ضدسکولاریستی و بنیادگرای مسلمانان  Isgandarova ,2014: 2-4)) و تأییدی بر اقدام‌های نخبگان آتاتورکی بوده‌است چراکه جمهوری‌خواهان آتاتورکی برای اولین‌بار در جهان اسلام، دولت سکولاریسم را درحین تأسیس خود، قانونی‌کرده‌بودند (Vaner, 2003: 102) اما عقاید قرضاوی، به‌طوردقیق در تناقض با گولن است. قرضاوی می‌گوید: ازآنجاکه داعیه‌داران سکولاریسم، دست‌کم در ظاهر نمی‌توانند به اسلام معترض باشند، از جانب خود، اسلامی دیگر را اختراع‌کرده‌اند و قصددارند ما را به آن ملزم‌کنند (القرضاوی، بی تا: 24)؛ قرضاوی درادامه به تعریف سکولاریسم بازمی‌گردد تا برای خواننده روشن‌سازد که اصطلاح سکولاریسم در اسلام هیچ‌گاه پذیرفته‌نخواهد‌بود؛ ازاین‌رو می‌گوید که «سکولاریسم» مفهومش نه جدایی دین از دولت بلکه جدایی دین از زندگی اجتماعی است و به‌گونه‌ای جامعه از دین، راهنمایی‌ها و قانون‌گذاری‌های آن، محروم باقی‌بماند؛ درحقیقت، این سکولاریسمی است که مردم شرق و غرب از آن سراغ‌دارند؛ پس چگونه می‌شود که این سکولاریسم اسلامی باشد؟ (علیمحمدی،  1389: 84).

 قرضاوی با انتقاد از سکولاریسم به نظام (سیستم) ترکیه می‌رسد و با انتقاد شدید از سردمداران و متفکران ترکیه، ماجرای سکولاریسم ترکیه را حکایت آن کلاغی می‌داند که می‌خواست از شاهین تقلیدکند ولی درنهایت نه‌تنها نتوانست همچون شاهین باشد بلکه ویژگی کلاغ‌بودن خود را هم ازدست‌داد و سرگردان شد (قرضاوی، 1379: 122)؛ درواقع قرضاوی با این مثال سعی‌کرده، هم ریشه سکولاریسم را بزند و تلاش برای پیروی از آن را کوششی نافرجام بداند و هم پیش‌گامان چنین حرکت‌هایی را تحقیر و تضعیف‌کند.

3-4- مراجعه به آرای عمومی

از دیدگاه گولن، دین اسلام و سنت نبوی به‌هیچ‌وجه به شکل ثابت و ویژه‌ای از حکومت اشاره‌نداشته و در تلاش برای شالوده‌بندی چنین هدفی نیز نبوده‌است (احمدی طباطبایی و پیروزفر، 1396: 33)؛ به نظر او، «اسلام» اصول اساسی جامعه بشری را بیان‌کرده که با گذر زمان و بی‌توجهی اندیشمندان مسلمان، بخشی از ویژگی‌های درخشان جوامع غربی شده و آن ویژگی عبارت از به رسمیت شناختن حق مردم برای انتخاب نوع حکومت دلخواهشان براساس عرف حاکم بر عصر خویش و مقتضیات زمانی و مکانی آن است؛ درواقع گولن به تغییرناپذیربودن قواعد و اصول اخلاقی اسلام باوردارد اما شکل حکومت و نظام سیاسی را جزو اصول ثابت دینی محسوب‌نمی‌کند؛ وی حلقه اتصال و نقطه تلاقی اسلام و دموکراسی در جهان معاصر را احترام انسان‌ها نسبت‌به یکدیگر و پذیرش آرای دیگران می‌داند وخود را نه‌تنها پشتیبان اقتدار دولت به‌عنوان تنها شکل قانونی اراده ملت، بلکه تنها نظریه‌پرداز اقتدار عرفی دولت‌ها در اسلام معرفی‌می‌کند (نوازنی و دیگران، 1393: 158)؛ درواقع، فتح‌الله گولن به‌غایت، دموکراسی‌محور است (Grinell,2009: 10) و دائم تکرارمی‌کند که مسلمانان آزادند براساس تجربیات و یافته‌های عقلی خود، نظام سیاسی مطلوبشان را برپادارند و با انتخاب نمایندگان مدنظر خود، راه سعادتمندی را بپیمایند؛ البته گولن به‌رغم تأیید حق انتخاب عمومی مردم، از چگونگی سازوکارهای برگزاری انتخابات و روندهای آن حرفی‌نمی‌زند که خود بر ابهام‌های موجود در منظومه فکری ایشان می‌افزاید.

گولن دموکراسی در جهان معاصر را در نمودهایی متفاوت چون: دموکراسی‌های مبتنی‌بر اصول مسیحیت‌، سوسیال‌دموکرات‌ها و لیبرال‌دموکرات‌ها مشاهده‌ و درادامه اعلام‌می‌کند که «چرا نباید دموکراسی‌ای مبتنی‌بر اسلام شکل‌بگیرد؟» (نوازنی و دیگران، 1393: 159)؛ درواقع گولن با این پرسش کلی و بنیادین می‌خواهد به این پاسخ برسد که دموکراسی، شیوه‌ای مقبول در فرهنگ‌ها و ادیان مختلف به‌ویژه اسلام بوده‌است؛ به همین سبب، بسیاری از اندیشمندان، به دلیل حمایت همه‌جانبه او از اصول دموکراسی، افکار گولن را به پیشروی در جهان اسلام، متصف‌ و آن را تمجیدکرده‌اند؛ بنابراین می‌توان‌ادعاکرد که دیالوگ میان جهان شرق وغرب یا به‌عبارت‌دیگر گفت‌وگوی دوجانبه اسلام و دموکراسی در منظومه فکری گولن به‌صورت بسیار منسجمی تطابق پیداکرده‌است (Danforth,2008: 84).

 درمقابل، قرضاوی نیز معتقد است که اسلام، قرن‌ها جلوتر از جهان غرب، پدیده دموکراسی و اصول آن را مشخص ولی جزئیاتش را برای اجتهاد، به دانشمندان دینی (با توجه به اصول‌،ارزش‌ها، مصالح و تحولات زمانی و مکانی) واگذارکرده‌است؛ از این منظر، راهکارهایی مانند انتخابات و رجوع به صندوق رأی از نظر منظومه فکری اسلام‌، نوعی گواهی‌ و شهادت‌دادن به صلاحیت نامزدهای موردنظر و تأیید آنهاست (بحرانی، 1384: 148)؛ به‌عبارت‌دیگر، قرضاوی معتقد است که دین اسلام «دموکراسی» را به معنای توجه به پایگاه عمومی مردم قبول‌دارد و قرآن و سنت پیامبر و صحابه نیز بر اصول آن صحه‌گذاشته‌اند؛  بنابراین دولت اسلامی، دولتی شورایی است که با ذات و طبیعت مقوله دموکراسی و اصول آن، همسوتر و همسازتر است (علیمحمدی، 1389: 83)؛ درواقع قرضاوی اعلام‌می‌کند که حکومت اسلامی با دموکراسی غربی در مقوله انتخاب و اختیار آزادانه مردم اشتراک‌نظردارند و به‌هیچ‌وجه، اسلام، ساختارحکومتی را که به‌رغم نارضایتی مردم بر آنان حکمرانی‌کند، تأییدنمی‌کند؛ البته قرضاوی درادامه تأکیددارد که دموکراسی یا نظام شورایی که بنیان سیاست دینی بر آن استوار است، دارای حدود و چارچوبی است که هیچ‌کس به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند پا را از آن فراتر بگذارد (قرضاوی، 1379: 63 و 64)؛ بنابراین نظام شورایی مانند دموکراسی‌های غربی، جایز نیست که به هرگونه اقدامی دست‌بزند و فضایل دینی را بی‌ارزش و رذایل و پستی‌ها را مجاز اعلام‌کند و دایره حلال و حرام احکام الهی را تغییردهد.

3-5- حقوق زنان

گولن، دیدگاهی بسیار شاذ و تاحدی مترقیانه به مقوله حقوق زنان دارد؛ او نه‌تنها حق انتخاب‌شدن و انتخاب‌کردن را برای زنان اثبات‌می‌کند بلکه معتقد است، هیچ‌کس نباید با تأکید بر امر پوشش و حجاب، مانع پیشرفت زنان در اجتماع شود (ارس و دیگران، 1381: 65). گولن‌، مشارکت زنان در عرصه‌های عمومی و حضور فراگیر و فعالانه آنها در سیاست را تشویق و ترویج‌می‌کند و با تأکید بر امر پیشرفت و تمدن، با هرگونه اعمال تبعیض‌های جنسی ضد زنان به ستیز برمی‌خیزد؛ درواقع گولن، زنان جامعه اسلامی را به ادامه تحصیل و طی مدارج متعدد علمی و شرکت همه‌جانبه در مسئولیت‌های سیاسی ترغیب‌می‌کند و با طراحی الگوی تمدنی خود، ترک مدرسه و دانشگاه را به بهای داشتن حجاب، از اساس ردمی‌کند و فتوای برداشتن روسری را برای رسیدن به مدارج بالا تجویزمی‌کند (کاظمی و ویسی، 1391: 130 تا 132)؛ بنابراین گولن، زنان را یکی از استوانه‌های رشد جامعه  در عرصه‌های مختلف علمی و سیاسی می‌داند و هیچ مانعی را در مسیر فعالیت‌های زنان قابل نمی‌داند و حتی حجاب را درصورت زیان به فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی زنان و ایجاد محدودیت در مسیر فعالیت‌های آنان اجباری نمی‌داند.

درمقابل، دیدگاه‌ قرضاوی با گولن، کمی متفاوت‌تر است. از نظر قرضاوی، زن نیز همچون مرد، انسانی صاحب تکلیف است؛ از زنان نیز (همچون مردان) خواسته‌شده که خدای را عبادت‌کنند، دین را اقامه‌کنند، فرایض را به‌جای‌آورند؛ پس مشارکت سیاسی در جامعه‌ای دموکراتیک، حق زنان است (قرضاوی، 1379: 273 و 274)؛ قرضاوی درادامه  به استدلال گروهی اشاره‌می‌کند که در مقام رد مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان و غیرشرعی نشان‌دادن آن به مسئله انتخابات و نمایندگی زنان، متوسل شده، می‌گویند: زنان با عضویت در مجالس نمایندگی، شرایطی مهم‌تر از مقام حکومت و ریاست دولت تحصیل‌می‌کنند زیرا نمایندگان مجالس، هم قدرت ایجاد محدودیت بر رئیس دولت را دارند و هم می‌توانند او را عزل‌کنند که این با روح اسلام، ناسازگار است. شیخ یوسف قرضاوی در پاسخ به این شبهه می‌گوید: مسئولیت نمایندگی در دو حالت متجلی می‌شود: یکی تصویب قوانین جدید و دیگری استیضاح و بازخواست مسئولان دولتی‌ که در هر دو مورد، نه‌تنها دلیلی بر منع حضور زنان نیست بلکه به‌صورت فراگیر همه مسلمانان به این دو امر تشویق‌شده‌اند؛ زیرا تصویب قوانین جدید به معنی تعیین مناسبات اجتماعی براساس قواعد اسلام و نوعی اهتمام به امور جامعه اسلامی است وانگهی، زنان امت اسلامی نیز در اسلام حق اجتهاد و اظهارنظر دارند؛ چنانچه عایشه به اجتهاد دست‌می‌زد. بازخواست و مطالبه نیز همانند امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است که نه‌تنها وظیفه همگانی است و فرقی‌نمی‌کند که طرف امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، رهبر جامعه باشد یا فرد دیگر بلکه در مواقعی، امری ضروری است (علیخانی و همکاران، 1390: 262)؛ البته قرضاوی تأکیدمی‌کند که زنان جامعه اسلامی که قصد انتخاب شدن و یا رای دادن در انتخابات‌های مختلف را دارند، لازم است هنگام حضور در جمع مردان، همه احکام و ارزش‌های اسلامی را رعایت کنند به‌عبارت‌دیگر ورود زنان مسلمان به مجالس شورا مشروط به پایبندی به اصول اسلامی و رعایت عرف دینی، می‌باشد (قرضاوی، 1379: 280 تا 287).

قرضاوی، هیچ دلیلی را برای منع سرپرستی و حتی ولایت و ریاست زنان بر مردان در خارج از چارچوب خانواده، متصور نیست و تنها موردی که حق ریاست از زنان امت سلب‌شده‌است‌، مقام «امامت عظمی» یا رهبری عمومی زنان بر مردان است (بحرانی، 1384: 147 و قرضاوی، 1379: 281)؛ درنتیجه آشکار است که قرضاوی، فعالیت زنان را در اجتماع  به حدود اسلامی محدودکرده و تنها امامت عظمی را از دایره فعالیت و تصدی آنان خارج‌کرده‌است‌؛ درحالی‌که گولن نه‌تنها فعالیت زنان را مشروط به حدود نمی‌داند بلکه توصیه‌می‌کند تا درصورت لزوم، زنان حجاب خود را کناربگذارند و علاوه‌برآن، گولن درباره فعالیت‌های سیاسی زنان، اجازه‌ای کلی صادرمی‌کند و محدودیتی خاص را تجویزنمی‌کند.

3-6- ملی‌گرایی

از دیدگاه گولن، تنها الگوی موفق برای بازتولید در جهان اسلام، همان الگوی امپراتوری عثمانی و تجربه تاریخی ترکیه است؛ الگویی که از دو عنصر اسلام و ترکیه، منبعث شده و بر اصول تاریخی ترکی- اسلامی استوار است (اسلام ترکی)؛ درحقیقت، او درپی ترکی‌کردن اسلام و اسلامی‌کردن ناسیونالیسم ترکی است که درنهایت بر اداره جهان براساس تجربه ترکیه عثمانی تأکیدمی‌ورزد (نوروزی فیروز، 1391: 70 تا 72)؛ به عقیده ایشان، هر فرهنگ غنی‌ای، حاصل استمرار یک فرهنگ اولیه و مقدمه فرهنگ‌های پس از خود است؛ بنابراین، فرهنگ ترکیه عثمانی که زیربنای فرهنگ فعلی ترکیه است، باید در کلِ انحای عالم، اجرایی شود (Gulen,2016: 20)؛ به‌عبارت‌دیگر گولن، لغو مقام دینی خلافت در سال 1924 میلادی و تشکیل جمهوری نوین را مانعی در مسیر فعالیت‌های تمدنی ترکیه ارزیابی‌می‌کند (Kinnane, 1964: 30) البته لازم است، اشاره‌شود، یکی از عوامل مؤثر که به ترفیع بیش‌ازپیش جایگاه فتح‌الله گولن در جهان معاصرمنجرشده‌است، همان نظریه او در باب تلفیق ناسیونالیسم ترکی و دین رسمی است؛ چراکه این دیدگاه ناسیونالیستی را برخی از هواداران او در سایر کشورها هم پیاده‌ساخته، تلاش‌کرده‌اند تا اصول ناسیونالیسم را با شرایط بومی آن کشورها وفقدهند (آگای و کامیار، 1386: 32)؛ بنابراین بایدبدانیم، جماعتی که از افکار گولن، متأثر است، دارای ویژگی‌ها و خصوصیات دینی- مذهبی، آرمان‌های ناسیونالیستی و تاریخی، لیبرالی و البته مدرن است (ارس و دیگران، 1381: 60) و ترجیح‌می‌دهد که بر خود، نام داعیه‌دار «اسلام ترکی» بگذارد (علی‌اکبر علیخانی و همکاران، 1392: 351 ج 16 و Gulen, 2016: 20)؛  درحالی‌که قرضاوی، مهم‌ترین ضرورت زندگی بشر را یافتن جایگاه درخور خویش و خودشناسی به‌عنوان خلیفه شایسته خداوند روی زمین می‌داند و با طرح قواعد مرتبط با دارالسلام‌، تمامی اصول ناسیونالیسم را به‌چالش‌می‌کشد (علیمحمدی، 1389: 83 و 84)؛ درواقع قرضاوی نیز مانند جنبش اخوان‌المسلمین بر این عقیده است که دیانت اسلام پس از خلفای راشدین افول‌کرده‌است و امت اسلامی از ایمان راستین زمان آنها به‌دورافتاده‌اند و بایدبکوشند که خود را به آن عصر نزدیک‌کنند (صفوی،1365: 173).

 در آموزه‌های قرآنی، مقوله تمایزها و تفاوت‌های قومی و قبیله‌ای، به‌مثابه ابزاری برای شناخت و تعامل پذیرفته‌شده اما اسلام، هرگز قومیت، نژاد و طایفه را منشأ فضیلت و برتری نمی‌داند: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن اکرمکم عند الله اتقاکم إن الله علیم خبیر» (حجرات: 13)؛ بنابراین نه‌تنها ناسیونالیسم در اسلام وجودندارد بکه معیار برتری و فضیلت تقواست؛ پس باوجوداین، قرضاوی معتقد است که نام‌گذاری‌های متفاوت روی اسلام‌، از نظر اندیشه سیاسی- اسلامی به‌هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست.

قرضاوی تأکیدمی‌کند که دشمنان اسلام برای رسیدن به اهداف خود، گاهی آن را براساس  مناطق مختلف، یعنی اسلام آسیایی، اسلام آفریقایی و گاهی براساس زمان‌های مختلف، اسلام نبوی و اصیل، اسلام اموی‌، عباسی‌، عثمانی و حتی اسلام باستانی و مدرن و گاهی برحسب جنس و نژاد، یعنی اسلام عربی، هندی‌، ترکی‌، فارسی و ... تقسیم‌بندی‌می‌کنند؛ ایشان تأکیدمی‌کند که در نظریات اصیل اسلامی، تنها یک اسلام وجوددارد و آن اسلام منبعث از قرآن و سنت است (علیخانی و همکاران، 1390: 229).

نتیجه‌گیری

نوعثمانی‌گری و نوسلفیت ازجمله موضوع‌های مهم و جالب در دنیای اسلام بوده‌است؛ درواقع بحث درخصوص تفکر نوعثمانی و نوسلفی به اظهارنظرهای متفاوت درباره اسلام و تفاوت دیدگاه مسلمانان، به مقوله دین و نحوه برداشت‌های سیاسی آنان از اسلام بازمی‌گردد؛ بنابراین گروهی که خواهان حضور دین در عرصه‌های سیاسی هستند، به جریان نوسلفی، متصل می‌شوند و گروهی که مایل‌اند اسلام را ملی‌کرده، به آن جنبه قومی، فردی و شخصی ببخشند، از طرف‌داران نوعثمانی‌گری محسوب‌می‌شوند؛ در همین راستا ما در این مقاله تلاش‌کردیم تا مهم‌ترین نمایندگان نوعثمانی‌گری و نوسلفیت را در جهان اهل سنت مقایسه‌کرده، به تفاوت‌ها و شباهت‌های آنها اشاره‌کنیم؛ بنابراین مقایسه تفکر نوعثمانی گولن با تفکر نوسلفی قرضاوی مشخص‌کرد که دیدگاه آنها درخصوص دین و دولت به‌طورکامل با هم تناقض دارد؛ درحقیقت، گولن، اسلام را امری قلبی و جدای از سیاست می‌داند درحالی‌که قرضاوی، به دین حداکثری اعتقاددارد و جدایی دین از سیاست را با اسلام بیگانه می‌خواند؛ بنابراین اگرچه گولن، سکولاریسم را تحسین‌می‌کند و به ترویج و تقویت آن می‌پردازد، قرضاوی معتقد است که سکولاریسم در اسلام هیچ‌گاه پذیرفته‌نبوده و به‌شدت با آن مقابله‌می‌کند؛ البته دیدگاه‌های گولن و قرضاوی درخصوص دموکراسی، به‌طورتقریبی به هم نزدیک می‌شود و هر دو آنها دموکراسی را می‌پذیرند و محدودیت‌هایی برای آن ترسیم‌می‌‌کنند؛ در همین راستا گولن و قرضاوی، هر دو، زنان را از عناصر جامعه مدنی می‌دانند؛ لیکن گولن معتقد است که درصورت نیاز، زنان می‌توانند حتی حجاب خود را بردارند ولی قرضاوی، رعایت تمامی شئون اسلامی را پیش‌شرط حضور زنان در جامعه می‌داند؛ بنابراین درحالی‌که گولن، اسلام ترکی را توصیه‌می‌کند و به ترویج ناسیونالیسم می‌پردازد، درمقابل، قرضاوی به اسلامی، معتقد است که با ناسیونالیسم به مخالفت می‌پردازد و مباحث امت‌محور را مطرح‌می‌سازد.

جدول1: مقایسه دیدگاه‌های گولن و قرضاوی

 

محورها

 

دیدگاه گولن

 

دیدگاه قرضاوی

نتیجه تطبیق

موارد اشتراک

موارد افتراق

 

 

دین

ایمان را امری قبلی می‌داند و معتقد است که اسلام یک ایدئولوژی نیست بلکه یک دین است که نمی‌تواند به‌عنوان ابزاری سیاسی فرض‌شود.

دین حق اسلام است که باید صاحب‌ دولتی باشد زیرا این طبیعت دین است. تاریخ، دینی را نمی‌شناسد که بدون دولت باشد یا دولتی بدون دین.

 

 

 

نگاه حداکثری

و

نگاه حداقلی

به مقوله دین

 

دولت

کشورداری، بیشتر مقوله‌ای عرفی است تا دینی و جامعه باید براساس عقل مدیریت‌شود.

حکومت اسلامی، حقیقتی است  که نصوص انکارناپذیر و قاطع اسلام و حوادث ثابت، آن را اثبات‌می‌کنند.

 

 

 

دولت اسلامی-دینی

و

دولت عرفی

 

سکولاریسم

حمایت از سکولاریسم

سکولاریسم در اسلام هیچ‌گاه پذیرفته‌نخواهدبود.

 

 

نوع نگاه به سکولاریسم

 

دموکراسی

تأکید بر حق انتخاب مردم و حمایت از دموکراسی البته با قید تغییرناپذیربودن آموزه‌های اخلاقی دین

تأیید دموکراسی به معنی توجه به پایگاه مردم، مشروط به رعایت حدود الهی

1- تأیید دموکراسی

2- مشروط‌کردن دموکراسی

 

 

 

 

حقوق زنان

حمایت از حقوق زنان و مشارکت سیاسی آنها و مخالفت با تبعیض‌های جنسیتی به‌گونه‌ای‌که زنان درصورت لزوم می‌توانند حجاب را کناربگذارند.

حمایت از حقوق زنان و مشارکت سیاسی آن‌ها مشروط به رعایت احکام الهی و عدم قبول مسئولیت  امامت عظمی

حمایت از حقوق زنان و مشارکت سیاسی آنها

1- محدودکردن حقوق زنان به رعایت احکام الهی

2- ممنوعیت قبول امامت عظمی ازسوی زنان

 

 

ملی گرایی و ناسیونالیسم

تأکید بر اسلام ترکی

(اسلام+ترکیه)

 و حمایت از ناسیونالیسم

مخالفت با تقسیم‌بندی اسلام به ترکی و عربی و ... و تأکید بر اسلامی که با ناسیونالیسم، مخالف است.

 

اسلام ترکی و ناسیونالیسم



1. Sacerdottium

2. Regnum

1. Hasankale

2. Pasinler

2. Korucuk

3. Diyanat Isleri Baskanligi

4. Foreign Affairs

1. A Religion

2 . A Polical System

-   ارس، بولنت، کاها عمر و سید اسدالله اطهری (1381)؛ «جنبش اسلام لیبرالی در ترکیه: اندیشه‌های فتح‌الله گولن»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه؛ ش 32، ص 59 تا 82.

-   افتخاری، اصغر(1385)؛ «شرعی‌سازی سیاست، چارچوب معرفتی برای تحقق ایده سیاست اسلامی»، دوفصلنامه دانش سیاسی؛ سال هشتم، ش 4‌، ص 69 تا 102.

-      احمدی طباطبایی، سید محمدرضا و مهدی پیروزفر (1396)؛ اسلام سیاسی مدرن در ترکیه؛ تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).

-      اربکان، نجم‌الدین (1395)؛ نبرد من‌؛ ترجمه مهدی پیروزفر؛ تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).

-      امیرخانی، علی (1389)؛ «ابوالاعلی مودودی و جنبش نوسلفی‌گری»، معرفت کلامی؛ ش 32، ص 141 تا 172.

-   آگای‌، بکیم و کامیار سعادتی‌ (1386)؛ «شناخت: نسخه‌ای عمل‌گرایانه برای جنبش اصلاح‌گرای اسلامی (نگاهی گذرا به اندیشه‌های فتح‌الله گولن)»، اخبار ادیان؛ ش 23، ص 29 تا 33.

-      بحرانی‌، مرتضی (1384)؛ «اسلام و دموکراسی در اندیشه یوسف القرضاوی»، دوفصلنامه پژوهش سیاست نظری‌؛ ش 1، ص 131 تا 150.

-   بهرامی، حسین، سید محمدعلی تقوی و مهدی نجف‌زاده (1394)؛ «نگرش نوسلفی یوسف قرضاوی به سیاست: دولت اسلامی به‌مثابه حکومت مدنی»، فصلنامه مطالعات سیاسی جهان اسلام؛ ش 15، ص 33 تا 54.

-      پولادی‌، کمال (1392)؛ تاریخ اندیشه سیاسی در غرب (از ماکیاولی تا مارکس)‌؛ چ 8، تهران‌: نشر مرکز.

-      حقیقت، سید صادق (1393)؛ مبانی اندیشه سیاسی در اسلام؛ چ 2، قم‌: انتشارات دانشگاه مفید‌.

-   خاکسار، علی‌محمد، منصور میراحمدی‌ و حمزه صفوی (1395)؛ «بررسی مقایسه‌ای اصول فکری تشیع (با تمرکز بر امام خمینی) و نوسلفی‌گری (با تمرکز بر داعش)»، فصلنامه رهیافت انقلاب اسلامی‌؛ ش 37، ص 39 تا 56.

-      شجاعی زند، علیرضا (1388)؛ «تعریف دین»، فصلنامه اندیشه دینی (دانشگاه شیراز)‌؛ ش 30‌، ص 1 تا 26.

-      الصدر، سید محمدباقر (1400)؛ اقتصادنا؛ بیروت‌: دارالتعارف.

-      صفوی، خسرو (1365)؛ اخوانالمسلمین؛ چ 1، تهران‌: شرکت انتشاراتی آسام.

-      عالم، عبدالرحمن (1392)؛ تاریخ فلسفه سیاسی غرب (عصرجدید و سده نوزدهم)؛ چ 16(الف)، تهران: اداره نشر وزارت امورخارجه.

-      علیخانی، علی‌اکبر و همکاران (1390)؛ اندیشه سیاسی متفکران مسلمان؛ چ 1، ج 16، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

-      علیمحمدی، علی (1389)؛ «قرائت یوسف قرضاوی از دین، سیاست و سکولاریسم »، کتاب ماه و دین‌؛ ش 153، ص 80 تا 84.

-      عمید زنجانی، عباسعلی (1385)؛ مبانی اندیشه سیاسی اسلام؛ چ 3، تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

-      فیرحی، داود (1394)؛ نظام سیاسی و دولت در اسلام؛ چ 12، تهران‌: انتشارات سمت.

-      قادری، حاتم (1394)؛ اندیشه‌های سیاسی در اسلام و ایران؛ چ 14، تهران‌: انتشارات سمت.

-      قرضاوی، یوسف (1371)؛ عبادت در اسلام؛ ترجمه محمد ستاری خرقانی‌؛ چ 2، تهران: نشر احسان.

-      _________ (1379)؛ فقه سیاسی؛ ترجمه عبدالعزیز سلیمی‌؛ چ 1، تهران‌: انتشارات احسان.

-      ________  (1381)؛ اخوان‌المسلمین (هفتاد سال دعوت، تربیت و جهاد)‌؛ ترجمه عبدالعزیز سلیمی‌؛ چ 1، تهران‌: انتشارات احسان.

-      _________ (1382)؛ اسلام، تمدن آیندگان؛ ترجمه ابوالفضل احمدی؛ چ 1، قم‌: مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.

-       _______ (بی تا)؛ الاسلام و علمانیه وجها لوجه‌؛ القاهره‌: مکتبه وهبه.

-      مرادی‌، مجید (1381)؛ «نظریه دولت در اندیشه سیاسی حسن‌البنا‌»، فصلنامه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم؛ ش 19، ص 83  تا 102.

-   نوازنی، بهرام، بیژن اعتضادالسلطنه و معصومه صالحی (1393)؛ «فتح‌الله گولن و جنبش اجتماعی و سیاسی وی در ترکیه»، فصلنامه علمی مطالعات سیاسی جهان اسلام؛ ش 10‌، ص 151 تا 173.

-   نوروزی فیروز، رسول (1391)؛ «اسلام ترکی تقابل یا اسلام انقلابی (مروری بر اندیشه‌های فتح‌الله گولن)»، رهیافت انقلاب اسلامی؛ ش 19، ص 61 تا  78.

 

- Danforth, N (2008). "Ideology and pragmatism in Turkish foreign policy: From Atatürk to the AKP". Turkish Policy Quarterly, 7 (3), pp.83-95

 

- Grinel, K (2009). "conservatism , democracy and decolonial option: Reading Fethullah Gulen  as political thinker". Conference Muslim between Modernity and Tradition, Postdom.

 

- Gulen f (2006). "Fikir Atlasi(Fasildan fasila 5)"

Gulen, M. F (2016). "Asrin Getirdigi Tereddutler 1-4: TEK CILT". Blue Dome Press

 

- Isgandarova, N (2014). "Fethullah Gulen s Thought and practices as an Attempt to Reconcile Islam with Secularism". Journal of philosophy and theology, 2 (2), pp.203-216

 

 

- Kinnane, D (1964). "The kurds and kurdistane". Oxford University Press, London

 

 

-      محمد عثمانی، فیض (1392)؛ «علامه گولن به‌عنوان نویسنده»‌، f gulen‌،1392/07/18؛ قابل‌دسترسی در:

-   کوهی، عبدالعلی (1388)؛ «استاد فتح‌االله گولن در سال 2008  به‌عنوان برازنده‌ترین            روشن‌فکر جهان شناخته‌شد»‌، f gulen‌،1388/11/09 ؛ قابل‌دسترسی در:

Gulen،fethullah،«hayat kronolojisi»، f gulen،10Haziran/2006/؛  

:

http://www .fgulen.com /tr/fethullah-gulen-hayat-kronolojisi

Gulen،fethullah،«Sohbet Atmosferi»، f gulen، tarihsiz‌؛

: