ظهور داعش و تأثیر آن بر معادلات منطقه‌ای: مطالعه موردی چالش‌ها و فرصت‌های به‌وجودآمده برای ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد پژوهشگده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی.

2 استادیار گروه اندیشه سیاسی در اسلام، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی.

چکیده

ظهور داعش در منطقه خاورمیانه و در سرزمین‌های هم‌جوار ایران و حمایت بعضی از کشورهای منطقه و قدرت‌های فرامنطقه‌ای از این جریان، چالش‌ها و تغییرهایی عمیق را در معادلات منطقه‌ای ایجادکرده‌است. گرچه ایران به‌عنوان یک کنش‌گر منطقه‌ای عمده، درنتیجه ظهور داعش با چالش‌هایی عمده روبه‌رو شد، درعین‌حال فرصت‌هایی جدید نیز در اختیار جمهوری اسلامی قرارگرفت. ایران به‌عنوان نماینده اسلامِ غیرخشونت‌ورز با ظهور این گروه تروریستی، با چالش‌هایی در عرصه‌های مختلف گفتمانی، امنیتی و سیاسی روبه‌رو شده‌است؛ درعین‌حال، فرصت‌هایی مناسب نیز به دلیل فعالیت‌های این گروه برای معرفی اسلامِ خشونت‌پرهیز پیش‌آمده‌است. پژوهش حاضر، تلاشی است برای یافتن پاسخ این پرسش که «ظهور داعش، جمهوری اسلامی ایران را با چه چالش‌ها و فرصت‌هایی روبه‌روساخته‌است؟»؛ داده‌های لازم به روش کتابخانه‌ای، گردآوری و به‌عنوان مطالعه‌ای موردی به شیوه توصیفی- تحلیلی واکاوی‌شد. یافته‌های تحقیق نشان‌می‌دهند که تهدیدهای داعش با تغییر در معادلات منطقه‌ای برای ایران در حوزه‌های گفتمانی، امنیتی و ایدئولوژیک، برجسته است؛ درعین‌حال، فرصت‌های ظهور داعش برای ایران عبارت‌اند از: تمایز میان اسلام خشونت‌ورز و اسلام خشونت‌پرهیز، آشکارشدن ماهیت ضدتروریستی ایران برای جهان، برجسته‌شدن قدرت منطقه‌ای و تأثیرگذاری ایران در منطقه.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


ظهور و سیر نزولی گروه تروریستی داعش در سوریه و عراق، معادلات موجود منطقه را به‌کلی دستخوش تغییر کرده‌است؛ درنتیجه، نقش کنش‌گران بین‌المللی و منطقه‌ای نیز، به تفاوت‌های اساسی، دچار شده‌است؛ فعالیت‌های این گروه به‌عنوان بازیگری غیرمنطقی و خشونت‌ورز، معادلات منطقه‌ای را متحول و شرایطی حساس را برای بازیگران منطقه‌ای به‌وجودآورده‌است. به‌‌طبع، این شرایط، جهت‌گیری‌هایی خاص را برای حل بحران یادشده می‌طلبد. گرچه داعش ازلحاظ نظامی در حال افول است، ازآنجاکه این گروه، رقیب گفتمانی جمهوری اسلامی ایران به‌شمارمی‌رود، منافع ملی جمهوری اسلامی ایران درنتیجه فعالیت آن در عرصه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی تحت تأثیر قرارگرفته‌است؛ البته، تأثیر فعالیت داعش تنها به‌صورت تهدید و به‌چالش‌کشیدن منافع ملی جمهوری اسلامی ایران نیست و فرصت‌هایی گوناگون نیز درنتیجه فعالیت این گروه برای ایران به‌وجودآمده‌است؛ شناخت این موارد و درمجموع، شناخت اهداف و تمایل‌های این گروه می‌تواند برای تدوین راهکارها (استراتژی‌ها) و جهت‌گیری‌های سیاست خارجی منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران به‌منظور مقابله با این گروه تروریستی و همچنین حضور فعال در معادلات منطقه‌ای، مؤثر باشد؛ بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تهدیدها و فرصت‌هایی است که به‌واسطه فعالیت داعش برای جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای پیش‌آمده‌است.

بدیهی است که شناخت این چالش‌ها و فرصت‌ها از بُعد استراتژیک برای سیاست‌گذاران و مسئولان جمهوری اسلامی ایران اهمیت‌دارد و عدم توجه به‌موقع آنها به این موضوع، می‌تواند معادلات منطقه‌ای را به تغییرهایی عمده، برخلاف منافع ملی ایران و حامیان منطقه‌ای آن دچارکند.

پرسش این پژوهش، عبارت‌است از اینکه «ظهور داعش، جمهوری اسلامی ایران را با چه چالش‌ها و فرصت‌هایی روبه‌روساخته‌است؟».

داده‌های لازم، به روش کتابخانه‌ای، گردآوری و به‌عنوان مطالعه‌ای موردی با روش توصیفی- تحلیلی تجزیه‌وتحلیل‌شد.

الف - بستر تاریخی ظهور داعش

پیش از پرداختن به چالش‌ها و فرصت‌های ایجادشده توسط داعش برای ایران، مناسب است  به بستر تاریخی ظهور داعش و ریشه‌های کلامی و ایدئولوژیک این گروه نیم‌نگاهی‌انداخته‌شود.

ظهور داعش، ممکن است ازلحاظ سرعت عمل و فراگیری فتوحات سرزمینی این گروه در دوران معاصر، پدیده‌ای نوظهور به‌نظربرسد اما ریشه‌های آن را ازلحاظ کلامی و ایدئولوژیک می‌توان در تاریخ اسلام جستجوکرد. یکی از مسائلی مهم که مسلمانان از صدر اسلام تاکنون با آن، مواجه بوده‌اند، پدیده «تکفیر» است. تاریخ اسلام، گویای حوادثی غم‌انگیز است که بر اثر تکفیرهای نابه‌جا و ایجاد فضای مسموم، از پیشرفت و آزادی اندیشه‌های خلاق و مبتکر، جلوگیری‌کرده و بسیاری از جوامع اسلامی را به رکود فکری دچارکرده‌است؛ این پدیده شوم، عصر ما را نیز به عصر اتفاق‌های غم‌انگیز و دردناک تبدیل‌کرده‌است.

اولین جرقه ظهور گروه‌های تکفیری، در قرن اول هجری و در میان خوارج زده‌شد؛ اعمال آنها پس از تکفیر مسلمانان و کشتن بی‌گناهان و برهم‌زدن امنیت جامعه اسلامی، به‌شدت با مخالفت امام علی (ع) مواجه شد و سرانجام به جنگ خونین نهروان و شکست سنگین خوارج انجامید؛ اگرچه خوارج ازمیان‌رفتند، روح آنها در جسم افراد و گروه‌هایی دیگر حلول‌کرد و حوادثی تلخ را در تاریخ اسلام رقم‌‌زد.

ابن‌تیمیه با طرح مسئله حرمت بدعت‌گذاری در دین، به تکفیر مسلمانان پرداخت و اندیشه‌های خشن خود را در میان شاگردانش رواج‌داد. باوجوداینکه ابن‌تیمیه برای پیاده‌کردن افکار و اندیشه‌های خود در جامعه اسلامی، بسیار سعی‌کرد، به دلیل رد افکارش توسط علمای مذاهب اربعه اهل سنت و عدم همکاری و حمایت حاکمان اسلامی از او، راه‌به‌جایی‌نبرد و اندیشه‌هایش مطرود اعلام‌شد (شوکانی، 1429: 97 و ابن حجر، 1414: ج1، 147)؛ این افکار در میان کتاب‌ها ماند تااینکه در قرن دوازدهم هجری، محمدبن‌عبدالوهاب، آنها را به‌اجرادرآورد؛ او با محمدبن‌سعود، متحد شد و قدرت خاندان سعودی را پشتوانه ترویج آیین خود و سرکوب مخالفان قرارداد. آیین وهابیت با قدرت‌گرفتن آل سعود و گسترش قلمرو آنها در کل شبه‌جزیره عربستان، دیگر مذاهب اسلامی را به حاشیه راند و با تکیه بر دلارهای نفتی، خشونت‌گرایی مذهبی را به‌عنوان دین اسلام به جهانیان معرفی‌کرد.

   علاوه‌بر تلاش وهابیت برای ترویج افکار افراطی خود، تحولات جهان اسلام نیز سهمی بسزا در شکل‌گیری گروه‌های تکفیری داشتند؛ تحولاتی که پس از جنگ جهانی دوم در مصر اتفاق‌افتادند و به دستگیری اخوانی‌ها ختم‌شدند و زمینه‌های گرایش گروهی از اعضای اخوان ازجمله سید قطب را به رادیکالیسم فراهم‌کردند. اگرچه اندیشه‌های تکفیری، نتیجه کج‌فهمی و انحراف از افکار سید قطب است، دوقطبی‌سازی دارالاسلام و دارالکفر و مفاهیمی مانند جاهلیت مدرن، جهاد با کفار و... که مفاهیم اصلی در آثار او بودند، به‌شدت بر افکار گروه‌های جهادی در افغانستان تأثیرگذاشتند و به کسب مهارت‌های جنگی و افراطی‌ترشدن آنها انجامیدند.(پولی

حادثه 11 سپتامبر 2001 باعث شد تا آمریکا حدود یک دهه پس از پایان جنگ شوروی و افغانستان، به متحدان دیرین خود به بهانه مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی حمله‌کند؛ این جنگ نیز مانند جنگ شوروی و افغانستان، موجب افراطی‌ترشدن گروه‌های جهادی شد؛ علاوه‌براین، آمریکا باردیگر در سال 2003 به عراق حمله‌کرد و صدام حسین را از قدرت برکنارساخت؛ با سرنگونی صدام از قدرت و ازمیان‌رفتن فضای سنگین ترور و وحشتی که بعثی‌ها در عراق حاکم‌کرده‌بودند، شرایطی مناسب برای فعالیت گروه‌های جهادی در این کشور، فراهم شد اما اکنون، دیگر جهاد آنها جهاد  ضد کمونیست‌های بی‌دین یا غربی‌ها نبود بلکه مبارزه گروه‌های نوظهورِ خشونت‌ورز با عنوان آنچه به‌اصطلاح «جهاد» اعلام‌شد، به مسلمان‌ستیزی و تکفیر مسلمانان تبدیل‌شد (زارعی، 1394: 165)؛ این تحول راهبردی، به‌شدت برای غربی‌ها و رژیم صهیونیستی، مطلوب بود، زیرا از تکفیری‌ها در جهت رسیدن به اهداف استکباری خود و ضربه‌زدن به گفتمان رقیب، یعنی اسلام سیاسی بهره‌گرفتند؛ این روند در سال 2014 به مرحله‌ای جدید واردشد و گروه موسوم به «داعش» شکل‌گرفت. با ظهور داعش، معادلات منطقه‌ای به‌شدت دستخوش تغییر شد و به‌خصوص، ایران را با چالش‌های جدی روبه‌روساخت تاآنجاکه ایران برای حفظ منافع ملی و سرزمینی خود، بایستی به این چالش‌ها پاسخ‌می‌داد اما، فرصت‌هایی نیز برای ایران به‌وجودآمد؛ این چالش‌ها و فرصت‌ها در بندهای زیر، به‌طورمختصر واکاوی‌می‌شوند.

ب – چالش‌ها

ظهور داعش، ایران را در حوزه‌هایی متفاوت با چالش روبه‌روساخته‌است؛ عمده‌ترین این چالش‌ها در خطوط زیر بررسی‌شده‌اند:     

1-    تهدید امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

مهم‌ترین، حیاتی‌ترین و فوری‌ترین هدف سیاست خارجی هر کشوری، حفظ موجودیت و تأمین امنیت ملی آن کشور است؛ جمهوری اسلامی ایران هم از این قاعده مستثنی نیست و ناگزیر از تأمین امنیت ملی و صیانت از مرزهای سرزمین خویش است (دهقانی فیروزآبادی، 1392: 148)؛ درواقع، حفظ امنیت ملی هر کشوری از منافع وجودی آن کشور است و درصورت تهدید آن، موجودیتش نیز تهدیدمی‌شود.

عملکرد داعش در جریان جنگ سوریه و عراق نشان‌داد که این گروه تروریستی، یک بازیگر افراطی غیرعقلانی است که هر قرائت اسلامی به‌غیراز قرائت خود از اسلام، به‌خصوص جمهوری اسلامی ایران را، «دیگر» خود می‌داند؛ درواقع، ایدئولوژی داعش با «غیریت‌سازی» ایران و سایر قرائت‌های اسلامی مخالف به‌جای غیرت‌سازی غرب و اسرائیل نشان‌داد که به‌طورعمده ضدشیعی و ضداسلامی است تا ضدغربی.

به‌تازگی با پیشروی ارتش و نیروهای مردمی عراق و سوریه، به‌شدت از قدرت داعش کاسته‌شده‌است اما ثروت بادآورده این گروه و حمایت حامیان غربی، عبری و عربی آن، به او امکان‌می‌داد تا از طریق غیرقانونی به تسلیحات متعارف و غیرمتعارف دست‌یابد.

اکنون بسیاری از مناطق تحت نفوذ داعش، آزاد شده‌است و در اختیار دولت‌های عراق و سوریه قرارگرفته‌است؛ بنابراین، فعالیت تکفیری‌ها، مرزهای جمهوری اسلامی ایران را با هیچ خطری مواجه‌نمی‌کند اما نباید امنیت جمهوری اسلامی ایران را در حصار مرزهای آن جستجوکرد. خط مقدم جبهه مبارزه ضد داعش و حامیان آن، تنها در مرزهای سرزمین ایران نمی‌گنجد و امروزه جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان قدرتمندترین کشور منطقه، عمق استراتژیک خود را تا مرزهای جنوبی لبنان با رژیم صهیونیستی گسترش‌داده‌است. سرلشگر صفوی، دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا دراین‌باره گفت:

قدرت نفوذ ایران از محور ایران، عراق و سوریه تا مدیترانه رسیده و این سومین‌باراست که قدرت نفوذ ایران تا مدیترانه گسترده‌شده‌است. خط دفاعی ما دیگر شلمچه نیست، مرز دفاعی ما جنوب لبنان با اسرائیل است و عمق دفاع استراتژیک ما تا کنار مدیترانه و بالای سر اسرائیل رسیده‌است. نگرانی غربی‌ها از توسعه نفوذ قدرت ایران از خلیج فارس تا مدیترانه است (صفوی: 12/2/1393).

اکنون عمق استراتژیکی جمهوری اسلامی ایران به کابوسی برای غربی‌ها و متحدان منطقه‌ای آنها تبدیل‌شده و داعش برای مقابله با چنین کابوسی آفریده‌شده‌است.

   علاوه‌براین، اظهارهای اخیر مقام‌های سیاسی اقلیم کردستان، از آن، حاکی است که ظهور داعش، باعث تطمیع کردهای عراق برای اعلام استقلال شده‌است. پیش‌مرگان اربیل، داعش را موهبتی الهی می‌دانند که آنها را به نزدیک‌ترین حد برای رسیدن به اهداف سیاسی خود رسانده‌است (تودنهوفر، 1394: 52)؛ در این راستا، پس از فروپاشی نیروهای دولتی در موصل و تکریت، مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق، خواستار برگزاری همه‌پرسی برای اعلام استقلال اقلیم از عراق شد (2014, Al Marashi). مسرور بارزانی، پسر مسعود بارزانی و رئیس شورای امنیت کردستان عراق نیز، پس از پیروزی‌های ارتش عراق در فلوجه گفت: «عراق باید پس از شکست تروریست‌های تکفیری داعش به سه موجودیت جداگانه تقسیم‌شود»؛ او انجام این امر را برای جلوگیری از خونریزی‌های فرقه‌ای آینده ضروری‌دانست؛ مسرور همچنین گفت: «عراق باید براساس خطوط قومی و فرقه‌ای و با اعطای حکومت به هر سه گروه مسلمانان شیعه، سنی و کردها تقسیم‌شود»؛ او درادامه افزود: «فدراسیون پاسخ‌نداد پس یا باید کنفدراسیون باشد یا جدایی کامل؛ اگر سه دولت کنفدرالی داشته‌باشیم، سه پایتخت برابر خواهیم ‌اشت که هیچ‌یک از آنها بالاتر از دیگران نیست» (Chmaytelli & Coles: 2016)؛ این سخنان، تکرار مواضعی است که سال‌هاست ازطرف غربی‌ها برای تجزیه عراق مطرح‌ می‌شود. جوزف بایدن، رئیس کمسیون امور خارجی سنای آمریکا از حزب دموکرات، در سال ۲۰۰۶ طرحی را مطرح‌کرد که بر تجزیه‌ عراق، ناظر بود؛ بایدن در طرح خود، تشکیل سه منطقه‌ خودمختار شیعیان، اهل تسنن و کردها را در عراق، خواستار شده‌بود (Biden, 2016). تشکیل کشور کردنشین در مرزهای غربی جمهوری اسلامی ایران، تهدیدی جدی برای کشور است، چراکه این منطقه همواره به‌عنوان مکانی امن برای گروهک‌های تروریستی، به‌ویژه «پژاک» بوده و آنها را از تعقیب نیروهای دولت ایران و ترکیه مصون‌داشته‌است.

2-    چالش گفتمانی: بدیل‌سازی در مقابل اسلام سیاسی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شکل‌گیری گفتمان اسلام سیاسی، گفتمان‌های رقیب به‌فکرافتادند، خوانش‌هایی دیگر از اسلام را تقویت‌کنند. گفتمان انقلاب اسلامی ایران، پرچم اعتراض ضد استکبار را به‌اهتزازدرآورد و با تمام وجود به مبارزه با آن پرداخت؛ علاوه‌براین، شکست‌های پی‌درپی اعراب از اسرائیل و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، قدرت گفتمان اسلام سیاسی را به رهبری ایران، به‌شدت بالابرد. با فروپاشی بلوک شرق، غرب، یکه‌تاز میدان مبارزه با اسلام سیاسی شد اما غربیی‌ها به‌خوبی پی‌بردند که با حمایت از سکولارها در مقابل اسلام‌گرایان انقلابی به اهداف خود دست‌نخواهند‌یافت؛ گزینه ممکن، خلق نمونه‌ای جعلی از گفتمان اسلام سیاسی بود. غرب با میدان‌دادن به داعش و حمایت از جنایات تروریستی آنها تلاش‌کرد، داعش را پرچم‌دار اسلام سیاسی معرفی‌کند و روحی تازه در جوانان عربِ سرخورده از فضای حاکم بر کشورهای عرب بدمد تا آنان را به این گروه جذب‌کند؛ درواقع، این سازمان، فرقه‌ای مذهبی و دینی نیست بلکه گروهی تروریستی است که می‌خواهد به بدیل‌سازی تقلبی از گفتمان اسلام انقلابی و سیاسی بپردازد (فاخری، 1394: 88)؛ هدف، آن است که داعش به‌مثابه «دیگر» اسلام سیاسی ایران در منطقه، نقش ‌ایفاکند.

گفتمان داعش، مفاهیمی ازجمله حاکمیت الهی، برپایی حکومت اسلامی، ظلم‌ستیزی، جهاد و شهادت و حتی مهدویت و موعودگرایی را که از مفاهیم اصلی گفتمان اسلام سیاسی هستند، به‌گونه‌ای نمایش‌می‌دهد که چهره‌ای خشونت‌آمیز از اسلام به جهانیان ارائه‌کند و خوراک تبلیغاتی رسانه‌های غربی را فراهم‌سازد.

اذعان به حمایت غربی‌ها از داعش، تنها بعد خارجی مسئله را دربرمی‌گیرد درحالی‌که عوامل داخلی جهان اسلام نیز تأثیری بسزا در مطرح‌شدن داعش داشته‌اند. تحولات سال 2011 در کشورهای عربی، مؤید این مدعا بود اما مسیر حرکت بیداری اسلامی با دخالت ائتلاف غربی، عبری و عربی منحرف شد و بی‌نتیجه‌ماند؛ یأس و ناامیدی ناشی از این شکست، جوانان کشورهای عربی را به سمت افراط‌گرایی بیشتر سوق‌داد و جوانان انقلابی ناکام، داعش را که داعیه‌دار احیای اسلام سیاسی و ایجاد خلافت اسلامی بود، قبول‌کرده، از آن استقبال‌کردند (فاخری، 1394: 88).

امنیت ملی ایران، تنها به حفظ تمامیت ارضی کشور یا حاکمیت و استقلال آن، محدود نمی‌شود، بلکه در نگاه جمهوری اسلامی ایران، امنیت ملی عبارت‌است از: فقدان هرگونه تهدید ضد ارزش‌های مکتسب جمهوری اسلامی ایران و عدم احساس تهدید نسبت‌به آنها (دهقانی فیروزآبادی، 1392: 148). از مهم‌ترین تهدیدهایی که گفتمان اسلام انقلابی با آن مواجه است، اقدام‌های تروریستی داعش و معرفی آن به‌عنوان «جهاد فی‌سبیل‌الله» است؛ درنتیجه، مطبوعات و رسانه‌های کشورهای غربی اقدام‌های تروریستی داعش را با ارزش‌های واقعی اسلام، همسان جلوه‌می‌دهند و به‌این‌ترتیب، یکسان‌انگاری گرایش‌های مختلف اسلام، باعث می‌شود تا ارزش‌های حقیقی جمهوری اسلامی ایران نزد افکار عمومی، خدشه‌دار شود (سیدنژاد، 1389: 119). کسانی‌که به نام اسلام در غرب یا هر نقطه دیگری از جهان به نام جهاد به ترور دست‌می‌زنند، درواقع، این مفهوم مقدس را بدنام‌می‌کنند درحالی‌که در گفتمان جمهوری اسلامی، چنین اعمالی از منظر فقهی و کلامی، مردود است؛ و جهاد ابتدایی در دوران غیبت، جایز نیست. (خمینی، ۱۳۶۵: ۷۷).

 

3-    تهدید تقریب میان مذاهب اسلامی

ایجاد وحدت میان فرق اسلامی، به‌عنوان مهم‌ترین راهکار برای ارتقای جایگاه مسلمین در جهان، همواره مورد توجه بیشتر علمای اسلام بوده‌است. تلاش‌های گسترده آیت الله العظمی بروجردی و شیخ شلتوت برای تقریب بین سنی و شیعه نمونه ای از حرکت علمای اسلام در جهت رسیدن به وحدت در میان مسلمانان است. با نگاه کوتاهی به تاریخ اسلام به‌نتیجه‌می‌رسیم که در هر مقطعی از تاریخ اسلام که تفرقه و اختلاف‌های مذهبی در میان مسلمانان بروزکرده، تجربه شکستی تلخ نیز در کارنامه آنها ثبت‌شده‌است؛ نصوص دینی مسلمانان نیز، بر وحدت و پرهیز از اختلاف به‌عنوان فریضه‌ای دینی تأکیددارند.

داعش همگام با صهیونیسم و غرب تلاش‌می‌کند، به اختلاف‌های میان اهل سنت و شیعیان دامن‌بزند و متأسفانه در رسیدن به این هدف تاحدی زیاد، موفق بوده‌است. به تعبیر برخی از پژوهشگران، تکفیری‌ها به‌رغم جمعیت اندک و اعتقادهای بی‌اساس خود، در برانگیختن افکار عمومی اهل سنت، ضد شیعیان و به‌خصوص جمهوری اسلامی ایران، بسیار توانایی‌دارند؛ نمونه بارز این مورد، ابومصعب زرقاوی بود؛ او نظر برخی از اهل سنت عراق را ضد ایران برانگیخت و این تفکر را به آنها القاکرد که صفوی‌های جدید، در حال تصرف قلمرو تاریخی اهل سنت هستند (مسجدجامعی: 1386). زرقاوی، شیعیان را دشمن شماره یک خود معرفی‌کرد و گفت:

دشمنان ما چهار گروه‌اند: آمریکایی‌ها، کردها، وابستگان دولت عراق و شیعیان؛ از نظر ما گروه اخیر، کلید تحولات سیاسی عراق است، به این معنا که اگر ما عمق دینی، سیاسی و نظامی آنها را هدف قراردهیم، آنها نیز تحریک‌می‌شوند و خوی وحشی‌گری خود را به اهل سنت نشان‌می‌دهند؛ اگر در انجام این طرح، موفق شویم، می‌توان‌گفت که توانسته‌ایم اهل سنت غافل را نسبت‌به این گروه آگاه‌کنیم (سیدنژاد، 1389: 104).

تلاش برای شکست «تقریب میان مسلمین»، تنها به تکفیریهایی  که به‌ظاهر، خود را سنی معرفی‌می‌کنند، ،محدود نمی‌شود، بلکه گروه‌ها یا افرادی دیگر نظیر «یاسر الحبیب» روحانی لندن‌نشین کویتی‌الاصل و «حسن الهیاری» روحانی افغانی‌الاصل ساکن لس‌آنجلس نیز که خود را شیعه معرفی‌می‌کنند، همسو با تکفیری‌ها در جهت ایجاد فتنه و آشوب در میان مسلمانان، مورد استفاده دشمنان قرار‌می‌گیرند؛ اهانت این افراد به مقدسات اهل سنت، بهانه لازم را برای مبارزه تکفیری‌ها با شیعیان و تضعیف تقریب فراهم‌می‌کند؛ مقام معظم رهبری در واکنش به این فعالیت‌ها ضمن حرام‌دانستن اهانت به نمادهای دینی اهل سنت فرمودند: «بدانید آن کسانی‌که شیعه را علیه سنی و سنی را علیه شیعه تحریک‌می‌کنند، نه شیعه را دوست‌دارند و نه سنی را؛ با اصل اسلام دشمن‌اند» خامنه‌ای: 6/12/1381).

در دیدگاه تکفیری‌ها نه‌تنها ضرورتی برای وحدت و تقریب میان مذاهب اسلامی وجودندارد، بلکه فعالیت‌های تقریبی را، از سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران برای تأمین منافع خود می‌دانند؛ این در حالی است که راهبرد تقریب میان مذاهب، مقتضای عقاید اسلامی است و اعتقاد به عدم جواز تفرقه در بین مسلمانان از بدیهیات مکتب اسلام است. ازآنجاکه ایجاد اختلاف‌های فرقه‌ای و مذهبی از لوازم اندیشه‌های تکفیری است، داعش به‌عنوان افراطی‌ترین گروه تکفیری در عصر حاضر، بیشترین ضرر را متوجه وحدت اسلامی می‌کند.

4-    تغییر در معادلات منطقه‌ای

جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه گذشته، همواره رفتاری صلح‌طلبانه و مسالمت‌آمیز در سیاست خارجی خود اتخاذکرده و راهبرد اصلی آن از ابتدای انقلاب تاکنون، حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها بوده‌است؛ بنابراین، کمک به حفظ صلح و ثبات منطقه‌ای و بین‌المللی، یکی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده، جنگ، تنها یک استثناست؛ امام خمینی (ره) دراین‌باره می‌فرمایند: «آنچه غایت تعلیمات اسلامی است، همزیستی مسالمت‌آمیز در سطح جهان است» (موسوی خمینی، 1387: ج18، 95)؛ همچنین، اصل 152 قانون اساسی بیان‌می‌کند: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری... و روابط صلح‌آمیز متقابل با دول غیرمحارب، استوار است».

 هدف از همزیستی مسالمت‌آمیز، تقویت، توسعه و تثبیت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در جهت توسعه سیاسی- اقتصادی و صلح و امنیت منطقه‌ای است؛ درواقع، ایران در جهت کاهش تهدیدهای امنیتی ناشی از محیط پیرامونی و به‌منظور کمک به بهبود امنیت منطقه‌ای، رویکرد امنیت‌سازی مبتنی‌بر همکاری و مشارکت با سایر بازیگران منطقه‌ای را درپیش‌گرفته‌است؛ در این چارچوب، کمک به شکل‌گیری دولت‌های قدرتمند برای مدیریت منازعات و بی‌ثباتی‌های درونی، اهمیتی اساسی دارد، زیرا رژیم صهیونیستی به‌دنبال تضعیف دولت‌های بزرگ و مقتدر در خاورمیانه است و ترجیح‌می‌دهد که کشورهای منطقه، تمام توان خود را برای مبارزه با یکدیگر صرف‌کنند تا خطری، متوجه تل‌آویو نشود.

رشد تروریسم و افراط‌گرایی مذهبی و قومی در منطقه خاورمیانه در طول سال‌های اخیر، نظم و ثبات سیاسی - اجتماعی و پیشرفت اقتصادی کشورها را به‌شدت تحت تأثیر قرارمی‌دهد. وهابیت و سلفی‌گری به‌عنوان نوعی ایدئولوژی مذهبی افراطی، منبع عمده گسترش تروریسم و تنش‌های مذهبی بوده و این ایدئولوژی به‌واسطه آشفتگی کلی منطقه‌ای و برخی ملاحظات سیاسی بازیگران ذی‌نفع، فضایی گسترده‌تر برای انتشار و تأثیرگذاری پیداکرده‌است. عملیات‌های انتحاری و تروریستی گروه‌های تکفیری، به‌صورت گسترده و سازمان‌یافته در عراق و حتی در کشورهای اروپایی و در میان مردم بی‌گناه، پدیده‌ای جدید در تاریخ اسلام است؛ این روش‌ها (تاکتیک‌ها)، ضمن حاکم‌کردن فضای غیرعقلانی و رشد تعصب‌های مذهبی و همچنین، نضج‌گرفتن برخی گرایش‌های افراط‌گرایانه در میان مسلمانان، ازاساس در تعارض با رویکرد مسالمت‌آمیز و صلح‌طلبانه جمهوری اسلامی ایران قراردارد.

عملکرد کشورهای حامی داعش، فضای مفاهمه و تعامل سازنده را تضعیف و منطقه را به تنش و ناآرامی دچارمی‌کند؛ درنتیجه، همگرایی جای خود را به واگرایی منطقه‌ای می‌دهد. فعالیت تکفیری، حضور مجدد آمریکا را در عراق و سایر کشورهای منطقه خلیج فارس سبب‌می‌شود و جمهوری اسلامی ایران، هرگونه مداخله و افزایش حضور آمریکا در منطقه را مانعی در راه تحکیم پیوندهای خود با کشورهای عربی برای امنیت‌سازی در خلیج فارس تلقی‌می‌کند؛ روابط دوجانبه نظامی- امنیتی آمریکا با این کشورها، ازجمله قراردادهای خرید سلاح چندصدمیلیاردی میان عربستان سعودی و آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری دنالد ترامپ(Javier: 2017)، عاملی مهم در جهت پیشگیری از همکاری‌ها و تعامل‌های منطقه‌ای و به‌هم‌خوردن معادلات منطقه است؛ بنابراین، حضور نیروهای ناتو در منطقه، هزینه‌های امنیتی ایران را در بلندمدت بالاخواهدبرد؛ ازسوی‌دیگر، حضور این نیروها در همسایگی روسیه برای روس‌ها خوشایند نیست و این مسئله، باعث رقابت میان دو ابرقدرت روسیه و آمریکا خواهدشد و درنهایت، زمینه به‌راه‌افتادن جنگ نیابتی و ایجاد ناامنی را در منطقه فراهم‌خواهدکرد (رضایی فرامانی، 1394: 126).

پیروزی نیروهای مقاومت و حزب‌الله در جریان تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان در سال 2006 آمریکا، صهیونیسم بین‌الملل و هم‌پیمانان عربی آنها را سخت به‌وحشت‌انداخت؛ در همان زمان، وزیر امور خارجه اسرائیل اعلام‌کرد که تنها راه ممکن برای غلبه بر جبهه مقاومت، ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی و درنهایت، ایجاد تنش در منطقه است؛ مئیر داگان، رئیس موساد نیز این موضوع را بارها تکرارکرد و آن را تنها راه مقابله با مقاومت دانست (رضایی فرامانی، 1394: 1256). داعش تحت تأثیر جریان‌های صهیونیستی و امپریالیستی، این نقش را عهده‌دار شد. فعالیت‌های تروریستی داعش، ضمن حاکم‌کردن فضای جنون‌آمیز و غیرعقلانی در میان مسلمانان، باعث رشد تعصب‌های مذهبی و گرایش‌های افراطی و به‌شدت انتقام‌جویانه در میان مسلمانان می‌شود؛ این موضع، به‌شدت در تعارض با رویکرد و مشی مسالمت‌آمیز جمهوری اسلامی ایران قراردارد و عقلانیت‌محوری و نفی خشونتی را که یکی از مهم‌ترین اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است، تهدیدمی‌کند.

5-   تقویت صهیونیسم و تضعیف جبهه مقاومت    

یکی از مهم‌ترین اهداف سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، تضعیف جبهه‌ مقاومت است. جبهه مقاومت، متشکل از ایران، سوریه، حزب‌الله و برخی از گروه‌های مقاومت فلسطینی، همواره در تقابل با اهداف آمریکا و صهیونیست‌ها قرارداشته‌‌است؛ این جبهه اکنون مورد هجوم داعش و دیگر گروه‌های تکفیری قرارگرفته‌است. داعش به‌نمایندگی از استکبار جهانی، به‌دنبال نابودی سوریه است تا از این طریق، یکی از بازیگران مهم جبهه‌ مقاومت را که پل ارتباطی میان ایران و حزب‌الله و گروه‌های فلسطینی محسوب‌می‌شود، قطع‌کند.

شائل‌بن‌افرایم، تحلیل‌گر صهیونیست، معتقد است که داعش به‌طورکامل، مطابق با منافع راهبردی و ملی آمریکا عمل‌می‌کند و فرصت کنونی که به یُمن فعالیت جریان تکفیری ایجادشده، نقطه عطفی است که آمریکا می‌تواند از آن درراستای ایجاد نوعی موازنه قوا در منطقه استفاده‌کند و قدرت ایران را که با حمله‌ آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین و به‌قدرت‌رسیدن دولت شیعی در این کشور و تقویت محور مقاومت، شامل حزب‌الله و حماس، روندی رو‌به‌تزاید داشت، تعدیل‌کندBen-Ephraim: 2014) ).

اکنون این سخن بن‌افرایم بر همگان آشکار شده‌است و به بحث درباره چندوچون آن نیازنیست؛ رهبر انقلاب نیز در دیدار با شرکت‌کنندگان در «کنگره‌ جهانى‌ جریان‌هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام» به این موضوع اشاره‌کردند و فرمودند:

یک نکته غیرقابل‌‌انکارى وجوددارد و آن، این است که جریان تکفیر و حکومت‌هایى که پشتیبان و حامى آن هستند، به‌طورکامل در جهت نیات استکبار و صهیونیسم دارندحرکت‌می‌کنند؛ کار آنها در جهت هدف‌هاى آمریکا و دولت‌هاى استعمارى اروپا و رژیم اشغالگر صهیونیستى است؛ شواهدى این معنا را قطعى‌می‌کند. جریان تکفیر، ظاهر اسلامى دارد اما درعمل، در خدمت جریان‌هاى استعمارى، استکبارى و سیاسى بزرگى است که ضد دنیاى اسلام دارندکارمی‌کنند (خامنه‌ای: 4/9/1393).

اکنون مقام‌های رژیم صهیونیستی نیز به‌درستی دریافته‌اند که داعش، کوچک‌ترین تهدیدی برای آنها محسوب‌نمی‌شود و فرصتی بسیار مهم برای مقابله با گروه‌های مقاومت به‌شمارمی‌آید. لازم است، یادآوری‌شود که در جریان جنگ پنجاه‌روزه غزه، گروه تروریستی داعش، کوچک‌ترین عملی به‌منظور کمک به مقاومت فلسطین انجام‌نداد.

6-    تربیت نسل جدید تروریست‌های تکفیری و تداوم افراط‌گرایی

داعش برای پرورش تعداد هرچه بیشتر نیروهای تکفیری، از کودکان به‌صورتی گسترده در عملیات‌های انتحاری و دیگر امور قلمرو خود استفاده‌می‌کند؛ این گروه تروریستی، به‌طورویژه به تربیت کودکان در مناطق تحت اشغال خود توجه‌دارد و هزینه‌هایی سنگین را برای تلقین ایدئولوژی خشن خود به کودکان اختصاص‌داده‌است (2016: 31 ,Malik&Benotman).

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، در ژوئن 2015 اعلام‌کرد که داعش، 800 تا 900 تن از کودکان 9 تا 15ساله را در مناطق مختلف موصل ربوده‌است. کودکان میان 5 تا 10 سال، درزمینه مذهبی آموزش‌می‌بینند و کودکان 10 تا 15ساله نیز تحت آموزش نظامی قرارمی‌گیرند؛ رسانه‌های محلی نیز، اعلامیه‌ای منتشرکردند که براساس آن، کودکانی‌که از دستور فرماندهان داعش سرپیچی‌می‌کردند، شلاق‌خورده، شکنجه‌می‌شدند. نیکیتا ملیک، کارشناس ارشد بنیاد کویلیام در کتاب کودکان دولت اسلامی می‌نویسد: «رویکرد داعش به آموزش و تعلیم کودکان، یادآور روش نازی‌ها در تربیت کودکان آلمان است» (2016: 32 ,Malik&(Benotman.

جنایات داعش در عراق و سوریه، به‌مراتب خشن‌تر و وحشیانه‌تر از جنایات نازی‌ها و فاشیست‌ها به‌خصوص درباره نقض حقوق کودکان است. آموزش کودکان داعش از تولد آغازشده و در مدرسه و سپس اردوگاه‌ها بیشتر می‌شود. داعش، دخترها را به‌عنوان «مروارید خلافت» مجبورمی‌کند، در خانه اقامت‌کنند و از همان اوایل زندگی، چگونگی همسرداری را می‌آموزند. داعش با مجبورکردن کودکان به مشارکت در اعدام مخالفان، ازیک‌سو درصدد است، این اعمال را به کودکان آموزش‌دهد و ازسوی‌دیگر سعی‌می‌کند تا جنایات خود را عادی نشان‌دهد. درحالی‌که برخی از کودکان با دادن چاقو به تکفیری‌های بزرگ‌تر، در اعدام‌ها همکاری‌می‌کنند، هستند کودکانی که خود، مجازات اعدام را انجام‌می‌دهند؛ آنها انجام مجازات اعدام را نوعی امتیاز و افتخار ‌می‌دانند (2 016: 42 ,Malik&(Benotman.

همچنین، کودکان آموزش‌می‌بینند که چگونه عملیات انتحاری انجام‌دهند. آنها یادمی‌گیرند که با پوشیدن جلیقه انتحاری یا راندن خودروهایی پر از مواد منفجره به مناطق مدنظر داعش، آنها را منفجرکنند. براساس آمار دیده‌بان حقوق بشر، در سوریه فقط در ژوئیه سال 2015، بیش از نوزده مورد از انفجارهای انتحاری کودکان ثبت‌شده‌است (2016: 44,Malik&(Benotman؛ علاوه‌بر موارد یادشده، این نهاد، گزارش‌هایی ارائه‌می‌دهد که طبق آنها، قبایل محلی، برخی از خانواده‌ها را در استان الانبار مجبورکردند، کودکان خود را برای پیوستن به داعش بفرستند. کودکانی‌که خانواده  آنها از این عمل خودداری‌می‌کردند، به‌زور گرفته‌می‌شدند، زیرا تکفیری‌ها کودکان را نیز موظف‌می‌‌دانند، در «جهاد» مشارکت‌کنند. کودکان ربوده‌شده توسط تکفیری‌ها برای اعدام و سر بریدن مخالفان به‌کارگرفته‌می‌شوند. آمارها نشان‌دهنده این حقیقت تلخ هستند که داعش، حدود 31 هزار زن حامله در عراق و شام دارد. کودکان از همان ابتدای تولد، آموزش‌هایی خشن می‌بینند تا نسل آینده تکفیری‌ها را تشکیل‌دهند (2016:Moore)؛ اگرچه ممکن است در ارائه این آمار اغراق‌شده‌باشد، نباید از اصل ماجرا غافل بود.رروزنامه ایندیپندنت انگلستان دراین‌باره نوشت: «نسلی جدید که از فرزندان اروپایی‌های ملحق‌شده به داعش هستند، همچنان در حال افزایش است زیرا شمار «عروس‌های جهادی»، همچنان روبه‌افزایش است» (2016: Dearden).

7-    هزینه‌های غیرمستقیم ناشی از فعالیت داعش در منطقه

تعریف سنتی از امنیت که به امور دفاعی، نظامی و تسلیحاتی مربوط می‌شد، هم‌اکنون به زمینه‌هایی معطوف است که بتواند مبنایی پایدار برای فعالیت اقتصادی، تولید و افزایش درآمد و امکانات جامعه باشد (سریع‌القلم، 1386: 206). تکفیری‌ها با به‌راه‌انداختن جنگ‌های فرسایشی داخلی، بسیاری از تجهیزات و زیرساخت‌های کشورهای اسلامی را نابودکرده‌اند. تردیدی نیست که تخریب و نابودی زیرساخت‌های دول اسلامی و به‌خصوص کشورهای محور مقاومت که مانعی بسیار جدی در راه پیشرفت این کشورهاست، از راهبردهای (استراتژی‌های) کلان صهیونیست‌ها و حامیان غربی آنهاست؛ هدف این راهبرد، نابودکردن سرمایه‌های اقتصادی و انسانی کشورهای اسلامی است. سازمان ملل متحد در سپتامبر 2014 تخمین‌زد که بازسازی سوریه، عراق و غزه به مبلغی معادل ۷۵۰ میلیارد دلار نیازدارد. سخنگوی کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد اعلام‌کرد که جنگ سوریه، امکانات مسکونی، آموزشی و صنعتی را در این کشور با مشکلاتی جدی مواجه‌کرده‌است؛ درعراق نیز طی درگیری‌های صورت‌گرفته با داعش، صدها ساختمان در شمال و شرق این کشور به‌‌طورجدی آسیب‌دیده‌اند (2014 ESCWA:).

ج- فرصت‌ها

بی‌تردید، ظهور داعش، جمهوری اسلامی ایران را با چالش‌هایی متعدد روبه‌روساخته‌است اما درعین‌حال، فرصت‌هایی نیز در اختیار ایران گذاشته که در زیر به بعضی از آنها اشاره‌خواهدشد:

1-    معرفی اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی

دولت‌های استعمارگر غربی و رژیم صهیونیستی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و هژمونیک‌شدن گفتمان اسلام سیاسی تلاش‌کردند با خلق گفتمان رقیب به این هژمونی گفتمانی ایران اسلامی پایان‌دهند؛ در این راستا، ارائه اسلام آمریکایی و مدل‌های تحریف‌شده از اسلام از دید استکبار، بهترین بدیل با بیشترین بهره و کمترین هزینه برای دشمنان اسلام بود. امام خمینی (ره) با تیزبینی خاص خود، اصطلاح اسلام ناب محمدی (ص) را در فرهنگ سیاسی اسلام واردکردند.

اسلام آمریکایی، به‌طورصرف، اسلام غرب‌زده نیست، بلکه اسلام مقدس‌نماهای متحجر و مبتنی‌بر مبانی غلط و متعصبانه را نیز دربرمی‌گیرد؛ امام خمینی (ره) با اشاره به این نکته، اسلامِ مقدس‌نماهای متحجر را به‌سانِ اسلام سرمایه‌داران خدانشناس و مرفهان بی‌درد می‌داند که هر دو در مقابل اسلام ناب قرارمی‌گیرند (موسوی خمینی، 1387: ج 21، 121)؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز با اشاره به این موضوع، فرمودند:

اسلام آمریکایی در زمان ما و در زمان امام و در همه زمان‌ها (تاآنجاکه ما می‌شناسیم، ممکن است در آینده هم همین‌جور باشد)، دو شاخه بیشتر ندارد؛ یکی اسلام سکولار، یکی اسلام متحجّر؛ لذا امام، آن کسانی را که تفکر سکولاری داشتند، یعنی دین را، جامعه را، رفتار اجتماعی انسان‌ها را، جدای از اسلام می‌خواستند، همواره در ردیف کسانی گذاشت که نگاه متحجرانه به دین داشتند؛ یعنی نگاه عقب‌افتاده غیرقابل‌فهم برای انسان‌های نواندیش و متعصبانه روی مبانی غلط و متحجرانه؛ هر دوی اینها را امام همواره در کنار هم ذکرکرده‌است. امروز که شما نگاه می‌کنید، می‌بینید هردو نمونه‌ اسلام، در دنیای اسلام وجوددارد، هردو هم مورد حمایتِ قدرت‌های قلدر دنیا و مورد حمایت آمریکاست. امروز، هم جریان منحرف داعش و القاعده و امثال اینها مورد حمایت آمریکا و اسرائیل‌اند، هم بعضی از جریان‌های به نام اسلام و بیگانه از عمل اسلامی و فقه اسلامی و شریعت اسلامی، مورد حمایت آمریکاست (خامنه‌ای: 14/3/94).

  بنابراین، هم «اسلام متحجّرِ آمیخته با خرافات» و هم «اسلامِ تطبیق‌داده‌شده با اصول آمریکایی و مدنظر غربی‌ها» در زمره اسلام آمریکایی و تحریف‌شده قرارمی‌گیرند. آنچه در پژوهش حاضر، مدنظر است، نوع خشن و متحجر اسلام آمریکایی است که داعش در عصر حاضر، مهم‌ترین نماینده آن است؛ این گروه تروریستی، پس از بیداری اسلامی و سرنگونی رژیم‌های مستبد عربی و با استفاده از فضای سیاسی به‌وجودآمده، خود را به‌عنوان یک گفتمان تحول‌خواه انقلابی معرفی‌کرد؛ این گفتمان که بدیل تقلبی جمهوری اسلامی ایران بود، به دلیل اشتیاقی که به‌خصوص در میان جوانان برای اصلاح وضع موجود جوامع وجودداشت، مقبول واقع‌شد و به جذب جوانان از کشورهای مختلف جهان پرداخت؛ بااین‌حال، جنایات وحشیانه تکفیری‌های داعش در مناطق تحت نفوذ خود و خشونت‌های بی‌حد و حصر آن در برخورد با مخالفان، پوشالی‌بودن ادعای این گروه تروریستی را به‌اثبات‌رساند و به اسلام‌گرایان، در فهم تفاوت‌های اسلام ناب و اسلام آمریکایی، بسیار کمک‌کرد زیرا همان‌گونه‌که امام خمینی (ره) فرمودند:

راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی بهره‌مند است که تمام زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه، روشن شود؛ متأسفانه هنوز برای بسیاری از ملت‌های اسلامی مرز میان اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلامِ مقدس‌نماهای متحجر و سرمایه‌داران خدانشناس و مرفهان بی‌درد، به‌طورکامل مشخص نشده‌است (موسوی خمینی، 1387، ج21: 121).

خشونت‌های وحشتناک داعش خودبه‌خود، موجب کاهش جذب نیرو شد و درنتیجه، زمینه‌های افول آن را فراهم‌ساخت. جمهوری اسلامی ایران با توسل به اندیشه‌های امام خمینی(ره) الگویی متفاوت را از آنچه تکفیری‌ها به نام اسلام، به جهانیان معرفی‌می‌کردند، ارائه‌کرده‌است.

2-    آشکارشدن ماهیت غیرخشونت‌ورز و ضدتروریستی جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت

یکی از ترفندهایی که همواره غرب و رژیم صهیونیستی، برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران و قدرت‌گیری گفتمان اسلام سیاسی به‌کارمی‌برند، تلاش برای تروریستی جلوه‌دادن جمهوری اسلامی ایران و دیگر گروه‌های جبهه مقاومت، به‌ویژه حزب‌الله است. تلاش آمریکا برای معرفی جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک کشور یاغی، تروریست و تهدیدکننده صلح و امنیت بین‌المللی، نمونه  بارز این رفتار محدودکننده است (دهقانی فیروزآبادی، 1392: 122).

 در این راستا، وزارت امور خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود درباره تروریسم، ایران را در صدر کشورهای حامی تروریسم قرارداد و مدعی شد که این کشور به ‌طرق گوناگون ازجمله «حمایت مالی، آموزش و رساندن تجهیزات»، به گروه‌های تروریستی در کشورهای مختلف جهان کمک‌کرده‌است. وزارت خارجه آمریکا به‌ویژه به حمایت ایران از حزب‌الله لبنان پرداخته و این گروه را «تهدیدی جدی برای ثبات لبنان و منطقه» دانسته‌است؛ در این گزارش، همچنین به حمایت ایران از گروه‌های شبه‌نظامی شیعه در عراق (گروه کتائب حزب‌الله که آمریکا آن را گروهی تروریستی می‌داند)، حکومت بشار اسد و گروه‌های حماس و جهاد اسلامی در فلسطین اشاره‌شده و نیروی قدس سپاه پاسداران به‌همراه وزارت اطلاعات ایران به حمایت از تروریسم در سطح جهانی متهم شد‌‌ه‌اند (U.S. Department of State Report: 2 015)

 جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب اسلامی، همواره به‌عنوان اولین قربانی تروریسم، خساراتی جبران‌ناپذیر را متحمل شده‌است؛ اکنون نیز، مبارزه بی‌امان جمهوری اسلامی ایران با داعش که امروزه به‌عنوان خطرناک‌ترین گروه تروریستی در جهان شناخته‌می‌شود، نشان‌دهنده واهی‌بودن ادعای غرب، مبنی‌بر حمایت ایران از تروریسم است.

  تلاش‌های غیرقابل‌انکار جمهوری اسلامی ایران به‌منظور مبارزه با تروریست‌های تکفیری و صرف هزینه‌های مادی و معنوی در جهت رسیدن به این هدف، سبب‌شد تا جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، با وجود روابطی تیره که میان ایران و ایالات متحده برقرار است، به آن اعتراف‌کند؛ او جمهوری اسلامی ایران را دارای نقش اساسی و تأثیرگذار در مبارزه با داعش و دیگر گروه‌های تروریستی در عراق دانست و در پاسخ کسی‌که نظر او را درباره نقش ایران در عراق پرسید، این‌گونه گفت: «ببینید، ما با ایران در یک چالش هستیم و سعی در حل آن داریم ولی باید این را به شما بگویم که حضور ایران در عراق و مبارزه با داعش و دیگر تروریست‌ها، بسیار مثبت و تأثیرگذار بوده‌است» (Schleifer: 2016).

3-    تثبیت قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران

مبارزه با تروریست‌های تکفیری، موقعیت و اهمیت نقش ایران را در ایجاد نظم و ثبات منطقه‌ای بیش از هر زمان دیگر به‌اثبات‌رساند. حضور داعش در کشورهای عراق و سوریه، به­ویژه پس از حمله این گروه تروریستی به ایزدی‌تبارهای عراق، باعث شد تا بیش از چهل کشور دنیا به رهبری آمریکا ائتلافی نمایشی را ضد داعش شکل‌دهند؛ این اقدام در حالی صورت‌گرفت که برخی از این کشورها به‌ویژه عربستان، ترکیه، آمریکا، امارات، قطر و انگلیس در تشکیل و تجهیز داعش نقشی بسیار تأثیرگذار ایفاکردند. اوباما با ارسال نامه­ای محرمانه به رهبر معظم انقلاب اسلامی، خواستار همکاری ایران با ایالات متحده آمریکا در مبارزه با داعش شد (Solomon & Lee: 2014)  اما رهبر انقلاب این عمل آمریکا را مقدمه‌ای برای دخالت در منطقه قلمدادکرده، فرمودند: «آمریکا با این کار، می‌خواهد بهانه‌اى پیداکند تا همچنان‌که در پاکستان با وجود دولت مستقر، با وجود ارتش قوى - ارتش پاکستان ارتشی قوى‌ است - بدون اجازه به پاکستان واردمی‌شود و هرجا را دلش می‌خواهد، بمباران‌می‌کند، (می‌خواهد) در عراق و سوریّه هم، چنین کارى را انجام‌بدهد»(خامنه‌ای: 23/6/93)؛ وزیر امور خارجه فرانسه نیز از ایران و دیگر کشورها خواست تا به ائتلاف ضد داعش بپیوندند (Almanar: 2014)؛ جمهوری اسلامی ایران هرگز در این ائتلاف‌های نمایشی حضورنیافت و درعوض از فرصت استفاده‌کرد و پیش از اقدام آمریکا و هم‌پیمانانش، به کمک دولت و مردم عراق، ضد گروه تروریستی داعش شتافت. اقدام‌های اثربخش ایران موجب شد تا تمام مسئولان عراقی و حتی مخالفان جمهوری اسلامی ایران در این کشور، به تأثیر کمک‌های ایران در پیشگیری از سقوط کامل دولت بغداد و اشغال کامل عراق توسط داعش اعتراف‌کرده، بارها از ایران تقدیرکنند. اقدام‌های همه‌جانبه ایران به حدی بود که تلاش آمریکا و حامیانش در مبارزه با داعش، به‌طورکامل در سایه قرارگرفت و رسانه­های دول مختلف جهان، حتی رسانه­های غربی بارها از نقش مثبت ایران در این بحران به نیکی یادکردند؛ این حضور مقتدرانه و اثرگذار، اقتدار نظامی و سیاسی ایران را در منطقه به همه جهانیان، کشورهای فرامنطقه­ای و کشورهایی نظیر عربستان و ترکیه که به‌شدت با ایران در منظقه جنوب‌غرب آسیا رقابت‌دارند، ثابت‌کرد (2014 Janine:)؛ درواقع، اذعان به توانمندی فرماندهان و نظامیان ایران در رسانه­های غربی، یکی از دستاوردهای مهم حضور داعش در منطقه برای جمهوری اسلامی ایران بود. هفته‌نامه نیوزویک درباره نقش ایران در حل بحران عراق نوشت:

«ایران علاوه‌بر ارسال تسلیحات نظامی به عراق، مغز متفکر جنگی خود، سردار قاسم سلیمانی را نیز به این کشور اعزام‌کرده‌است. هرچند به‌طورمعمول، سلیمانی به‌صورت مخفیانه در صحنه‌های جنگ حضورداشت، اجازه انتشار تصاویر خود را از میدان‌های جنگ در آمرلی صادرکرد که به‌‌صورت مشخص، این پیام را برای غرب داشت: ایران در صحنه جنگ عراق به‌طورکامل حضورداشت» (Janine: 2014).

این نشریه، همچنین طرح روی جلد مجله را به تصویری از سردار سلیمانی با این متن اختصاص‌داد: «سلیمانی فردی‌که ابتدا با آمریکا می‌جنگید و اکنون درحال نابودکردن داعش است (2014Janine:).

هم‌زمان با آغاز پیشروی­های گروه تروریستی داعش در عراق، نقش مشاوران و مستشاران نظامی ایران در نبرد با داعش و پیروزی­های کسب‌شده، توجه بسیاری از ناظران و تحلیل­گران را به خود جلب‌کرد؛ البته قدرت جمهوری اسلامی ایران، تنها در توان نظامی بالا و نیرو‌های نظامی باتجربه یا جنگ‌افزارهای پیشرفته آن خلاصه‌نمی‌شود، بلکه قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و توان بسیج‌کنندگی بالای آن نیز، برگ برنده‌ای دیگر است که باعث پیروزی این کشور در مبارزه با دشمنان می‌شود. دشمنان جمهوری اسلامی ایران، این توانایی را برای اولین‌بار در طول هشت سال دفاع مقدس تجربه‌کردند؛ جنگی که برای اولین‌بار و شاید آخرین‌بار، دو بلوک غرب و شرق را به اتحاد با یکدیگر مجبورکرد اما در کمال شگفتی جهانیان، هیچ نتیجه‌ای برای آنها حاصل‌نشد و رژیم بعثی عراق که به‌نمایندگی از آنها می‌جنگید، موفق نشد، حتی یک وجب از خاک ایران را نیز تصرف‌کند؛ در سال‌های اخیر هم، راهپیمایی اربعین حسینی به‌رغم تهدیدهای داعش، بار دیگر، قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران را به رخ جهانیان کشید. حضور چندمیلیونی زائران اربعینی امام حسین (ع) در کربلا، گویای این حقیقت است که منطقه آشوب‌زده خاورمیانه در حال حرکت به‌سوی نظمی جدید است که به‌یقین، برای ائتلاف غربی، صهیونیستی و عربی مطلوب‌نخواهدبود.

4-     فراهم‌شدن زمینه‌های تعامل غرب با جمهوری اسلامی ایران درزمینه مبارزه با تروریسم

در آستانه برگزاری اولین دور از مذاکرات صلح ژنو، حضور یا عدم حضور ایران در این مذاکرات از مهم‌ترین موارد مورد بحث در میان مخالفان و موافقان بود. روسیه طرح برگزاری نشست ژنو را با حضور کشورهای تأثیرگذار در حل بحران سوریه ازجمله ایران، عربستان، قطر و ترکیه پیشنهادداده‌بود. با وجود تاکید روسیه و کوفی عنان بر ضرورت شرکت ایران در نشست ژنو، فشار آمریکا باعث شد تا ایران به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی و تأثیرگذار در بحران سوریه در این نشست مشارکت‌نداشته‌باشد؛ درنهایت هم از آنچه در ژنو 1 تدوین‌شد، حاصلی برای پایان‌دادن به بحران سوریه به‌دست‌نیامد، جز آنکه کناره‌گیری بشار اسد و سپردن سوریه به یک دولت انتقالی به شرطی برای حضور در دومین نشست ژنو تبدیل‌شد (دیپلماسی ایرانی، 1394: 14 اردیبهشت)؛ این وضع در دومین دور از مذاکرات نیز ادامه‌داشت و جمهوری اسلامی ایران به دلیل مخالفت رقبا در این دور از مذاکرات نیز حضورنداشت؛ درواقع، مشروط‌کردن حضور در ژنو 2 به پذیرش بیانیه پایانی ژنو 1 و برکناری «اسد» سبب‌شد تا حضور ایران در آن نشست منتفی‌شود زیرا برای همه آشکار بود که دولت ایران به‌عنوان مدافع دولت قانونی دمشق و مخالف دخالت خارجی در امور داخلی سوریه، هرگز حاضر نخواهدشد، این شروط را بپذیرد. با برگزاری نشست ژنو3، یکی از تفاوت‌های بسیار مهم آن با دو نشست پیشین، یعنی حضور ایران در این نشست، آشکار شد. حضور ایران در ژنو 3 در حالی بود که تغییری در مواضع ایران نسبت‌به تحولات سوریه مشاهده‌نمی‌شد و این مسئله نشان‌دهنده توان دیپلماتیک و قدرت تأثیرگذاری ایران و به‌رسمیت‌شناختن این قدرت ازسوی طرف غربی در مسائل منطقه‌ای بود (2015Nichols:).

با مراجعه به این پیشینه است که دعوت رسمی مقام‌های آمریکایی از ایران برای حضور در مذاکرات صلح سوریه، تغییر و چرخشی قابل‌تأمل به‌نظرمی‌رسد. علاوه‌بر موافقت آمریکا با حضور جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات، جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در اظهارهایی متفاوت درحالی‌که از ایران و روسیه می‌خواست رئیس‌جمهور سوریه را پای میز مذاکره بیاورند، گفت: «بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه باید از قدرت کناربرود، اما ضروری نیست کناره‌گیری او از قدرت، فوری انجام‌شود و قابل‌مذاکره است» (Middleeasteye: 2015)؛ همین تغییر موضع بود که سبب‌شد، رفته‌رفته مقام‌های غربی و به‌طورمشخص، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بر ضرورت حضور ایران در مذاکرات سوریه تأکیدکنند؛ براساس این، برخی از مقام‌های اروپایی از دعوت ایران به نشست وین استقبال‌کردند؛ روزنامه‌های انگلیسی نیز، دعوت از ایران را حرکتی مهم برای پایان‌دادن به جنگ سوریه دانستند؛ روزنامه گاردین دراین‌باره نوشت: «آمریکا با تجدیدنظر در مخالفت درازمدتش با شرکت ایران در مذاکرات صلح به‌منظور اتمام این جنگ، مسیری را برای رسیدن به نوعی موفقیت دیپلماتیک برای حل اختلاف در این کشور هموارساخت» (2015Roberts: ).

 

نتیجه‌گیری

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و قدرت‌گرفتن گفتمان اسلام سیاسیِ غیرخشونت‌ورز، رقابت میان این گفتمان و گفتمان سرمایه‌داری غرب، به مرحله‌ای جدید واردشد. غرب در واکنش به قدرت‌گیری گفتمان اسلامی به رهبری ایران و در تلاش برای جلوگیری از به‌خطرافتادن موقعیت هژمونیک خود، به طرقی گوناگون، درصدد مهار قدرت روزافزون اسلام سیاسی برآمد و جدیدترین حربه آن، استفاده از گروه تکفیری داعش بوده‌است؛ غرب در این برنامه سعی‌کرده‌است، چالش میان غرب و اسلام سیاسی را به نوعی رویارویی نظامی- ایدئولوژیک در درون دنیای اسلام منتقل‌کند تا هم از ظهور اسلام رحمانی، جلوگیری و هم سرمایه‌های اجتماعی دنیای اسلام را تضعیف‌کند؛ بدین‌ترتیب، غرب با استفاده از فضای سیاسی حاکم بر جهان عرب و به‌خصوص سرخوردگی جوانان عرب از وضع موجود پس از شکست بیداری اسلامی یا بهار عربی در این کشورها تلاش‌کرده در مقابل گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی، گفتمانی بدیل خلق‌کند تا با استفاده از دال خالی موجود در جهان عرب، این گفتمان جعلی را به گفتمان هژمونیک در ساحت سیاسی جهان عرب تبدیل‌کند. وجود کلام تکفیری که از زمان ابن‌تیمیه در اختیار بخشی از مسلمانان قرارداشت، در کنار نارضایتی‌های اجتماعی، تبعیض‌های اقتصادی، و انسداد سیاسی، زمینه را برای عضوگیری گروه‌های خشونت‌ورز تکفیری ازجمله داعش، از میان این جوانان، از نقاط گوناگون فراهم‌آورد. 

ظهور داعش که مستظهر به حمایت بعضی از کشورهای منطقه، بخشی از غرب و صهیونیسم بین‌الملل است تهدیدهایی متعدد را برای ایران در حوزه‌های امنیتی، گفتمانی و ایدئولوژیک به‌وجود‌آورده‌است. ظهور و حضور داعش در وهله اول، امنیت ملی جمهوری اسلامی را تهدیدمی‌کند چراکه ازاساس، خلق داعش، تلاشی برای جایگزینی گفتمان اسلام رحمانی غیرخشونت‌ورز با گفتمان اسلام خشونت‌ورز با اهداف خاص خود بوده‌است؛ بنابراین هژمونیک‌شدن گفتمان داعش، نوعی تهدید وجودی برای گفتمان جمهوری اسلامی به‌حساب‌می‌آید؛ به‌عبارت‌دیگر، هژمونیک‌شدن داعش در همسایگی ایران نه‌تنها گفتمان جمهوری اسلامی را ازلحاظ گفتمانی تهدیدخواهدکرد، بلکه ازلحاظ نظامی نیز امنیت ملی ایران را به‌مخاطره‌خواهدانداخت.

به‌علاوه، ظهور داعش، معادلات منطقه را دستخوش تحولاتی عمیق کرده و روابط میان کشورهای منطقه ازجمله رابطه ایران با عربستان سعودی و همچنین رابطه عربستان سعودی با قطر، عربستان سعودی با عراق و همچنین عربستان سعودی با سوریه را به‌کلی دگرگون‌ساخته‌است؛ این تحولات درراستای هم‌گرایی جهان اسلام نبوده، بلکه به‌طورعمده در جهت واگرایی در جهان اسلام است؛ در تحلیل نهایی، این واگرایی درراستای منافع آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل است.

درحقیقت، رویکرد داعش، وحدت و تقریب را در جهان اسلام به‌مخاطره‌انداخته؛ به‌عبارت‌دیگر، کشورهای اسلامی با ظهور داعش، مجبور شده‌اند، به‌جای وحدت سیاسی و تقریب مذهبی برای رسیدن به موضع واحد در مقابل دشمنان اسلام، اکنون سرمایه‌های نظامی، انسانی و اجتماعی خود را برای رودررویی با یکدیگر صرف‌کنند؛ با ظهور داعش و دستیابی این گروه به منابع اقتصادی و انسانی کشورهای عراق و سوریه، داعش، بخشی از منابع این کشورها را به‌منظور تضعیف دولت‌های اسلامی، به‌خصوص سوریه که در خط مقدم مقاومت قرارداشت، صرف‌کرد؛ درنتیجه برای اسرائیل، حاشیه امنیتی مطمئنی، طی سال‌های گذشته ایجادشده؛ درحالی‌که مسلمانان در خانه خود، به نبرد با یکدیگر، مشغول شده‌اند. با توجه به اینکه داعش، دایره فعالیت‌های خود را به خاک لبنان نیز گسترش‌داد، اجبار جبهه مقاومت به خنثی‌سازی حضور داعش در لبنان و سوریه، درحقیقت، باعث فرسایش قدرت جبهه مقاومت و صرف سرمایه‌های انسانی، اقتصادی و نظامی آن در مقابل داعش، به‌جای رویارویی با صهیونیسم شد؛ به‌عبارت‌دیگر، حضور داعش باعث تقویت صهیونیسم و تضعیف جبهه مقاومت می‌شود چراکه منازعه میان اسلام و امپریالیسم و صهیونیسم را به منازعه میان کشورهای اسلامی و به درون امت اسلامی منتقل‌کرده‌است.

البته تأثیر فعالیت‌های داعش، تنها در چالش‌آفرینی‌های آن، ضد جمهوری اسلامی، خلاصه نمی‌شود بلکه فرصت‌هایی گوناگون نیز برای ایران اسلامی در عرصه‌های مختلف به‌وجودآورده‌است؛ ازجمله این فرصت‌ها می‌توان از آشکارشدن ماهیت غیرخشونت‌ورز و ضدتروریستی جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت، تثبیت قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و فراهم‌شدن زمینه‌های تعامل غرب با جمهوری اسلامی ایران درزمینه مبارزه با تروریسم یادکرد.

شکست‌های اخیر تکفیری‌ها در دو کشور عراق و سوریه، نشان‌دهنده عدم توانایی این گروه در اجرای سیاست‌های غرب و حامیان صهیونیستی و عرب آنها ازیک‌طرف و برجسته‌ترشدن قدرت جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت ازطرف‌دیگر است؛ اگرچه حوادث اخیر در سوریه و عراق، نویدبخش نابودی داعش در آینده‌ای نه‌چندان دور است و اینک فرصت‌های برجامانده از فعالیت این گروه تروریستی بر چالش‌های آن فزونی‌دارد، نباید از دو چالش اساسی در آینده، غافل بود؛ اول، نسل خشونت‌گرای جدیدی است که تحت تأثیر ایدئولوژی خشونت‌ورز داعش قرار‌داشته و دارد؛ درواقع، نابودی داعش و دیگر گروه‌های تروریستی، خاتمه‌بخش افراط‌گرایی در آینده نخواهدبود و روح تروریستی این گروه در اشکالی دیگر جلوه‌خواهدکرد؛ چالشی دیگر که جمهوری اسلامی ایران و سایر کشورهای محور مقاومت را تحت تأثیر قرارمی‌دهد، ساختار سیاسی عراق و سوریه است که درصورت عدم توجه مناسب می‌تواند زمینه را برای یارگیری مجدد گروه‌های افراطی از میان جوانان این کشورها فراهم‌آورد.

-      ابن حجر، احمدبن‌علی (1414)؛ الدرر الکامنه فی أعیان المائه الثامنه؛ بیروت: دارالجیل.

-      پولی، میشل و خالد دوران (1380)؛ بن‌لادن کیست؟؛ ترجمه مهشید میرمعزّی؛ تهران: روزنه.

-      شوکانی، محمد (1429)؛ البدر الطالع بمحاسن من بعد القرن السابع؛ بیروت: دار ابن کثیر، جلد 1.

 

-      تودنهوفر، یورگن (1394)؛ ده روز با داعش: از درون دولت اسلامی؛ ترجمه علی عبداللهی و زهرا معین‌الدینی؛ تهران: انتشارات کتاب کوله‌پشتی.

-   خمینی، روح الله (1365)،  شوون و اختیارات ولی فقیه ترجمه مبحث ولایت فقیه از( کتاب البیع)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات .

-      دهقانی فیروزآبادی، سید جلال (1392)؛ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ تهران: سمت.

-   رضایی فرامانی، رسول (1394)؛ «تأثیرات ظهور گروه‌های تکفیری داعش در خاورمیانه بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»، مجموعه مقالات هشتمین کنگره  انجمن ژئوپلیتیک ایران؛ همدلی اقوام ایرانی؛ انسجام و اقتدار ملی؛ سنندج، 20 و 21 مهرماه.

-   زارعی، محمد (تابستان 1394)؛ «سیر تحول و تطور گروه‌های تکفیری»، فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام؛ سال شانزدهم، دوره۲، پیاپی ۶۲، ص 139 تا 186.

-      سریع‌القلم، محمود (1386)؛ عقلانیت و آینده توسعه‌یافتگی ایران؛ تهران: مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه.

-   سیدنژاد، سید باقر (بهار 1389)؛ «سلفی‌گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه مطالعات راهبردی؛دوره 13، شماره 47، بهار 1389، صفحه 95-122

-   فاخری، هادی (1394)؛ «در برابر گفتمان تکفیر و ترور: بررسی گفتمان گروه ها و جریانات تکفیری و مقایسه آن با گفتمان اصیل انقلاب اسلامی،" ،دوماهنامه سیاسی و فرهنگی اشارت؛ سال چهارم شماره ۱۸ ، ص 86 تا 89.

-      مسجدجامعی، محمد (1386)؛ «تحولات اندیشه سلفی در دوران معاصر: کدامین آینده؟»، سخنرانی 2/11/1386؛ دفتر مطالعات وزارت امور خارجه.

-      موسوی خمینی، روح‌الله (1387)؛ صحیفه امام؛ ج 21، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).

-      خامنه‌ای، سید علی (1393)؛ «مصاحبه هنگام مرخص‌شدن از بیمارستان»،23/6/1393؛  Khamenei.ir، تاریخ مراجعه به سایت: 11/6/ 1395.

-   خامنه‌ای، سید علی (1393)؛ «بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در کنگره جهانی جریان‌های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمی اسلام»، 4/9/1393؛ Khamenei.ir‌، تاریخ مراجعه به سایت: 11/6/ 1395.

-   خامنه‌ای، سید علی (1394)؛ «بیانات در مراسم بیست‌‌وششمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)»؛ 14/3/1394، .Khamenei.ir ، تاریخ مراجعه به سایت: ۱۱/۶/۱۳۹۵

-   - دیپلماسی ایرانی (1394)؛ «چرا ایران به مذاکرات صلح سوریه دعوت‌شد؟»؛ http://www.irdiplomacy.ir/fa‌، تاریخ مراجعه به سایت: 12/4/ 1395.

-   - صفوی، رحیم (1393)؛ «گسترش نفوذ ایران تا مدیترانه، مرز دفاعی ما در جنوب لبنان است»، 1393/2/12؛http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930212000301 ، تاریخ مراجعه به سایت: 10/5/ 1395.

-          Almanar (2014), “France Urges Iran, Other Countries to Join Fight against ISIL,” August 20, 2014, http://archive.almanar.com.ib/English, retrieved on September 1, 2016.

 

-          Benotman, Noman & Malik, Nikita (2016). The Children of Islamic State, London: Quilliam Foundation www.quilliamfoundation.org, retrieved on September 5, 2016.

 

-          Biden, Joseph R. and Gelbmay, Leslie H. (2006), “Unity Through Autonomy in Iraq,” The New York Times, May 1, 2006, http://www.nytimes.com, retrieved on September 1, 2016.

 

-          Nichols, Michelle (2015), “U.N. Invites Syrian Parties to Geneva Peace Talks in May,” April 24, 2015, http://www.reuters.com, retrieved on August 8, 2017.

 

-          Chmaytelli, Maher & Coles Isable (2016). “Post-Islamic State Iraq Should Be Split in Three,” June 16, 2016, http://www.reuters.com, retrieved on September 5, 2016.

 

-          Ben-Ephraim, Shaiel (2014), “Why ISIS is Actually Good for U.S. Strategy in the Region,” www.academia.edu, August 26, 2014, retrieved on August 8, 2017.

 

-          Dearden, Lizzie (2016), “Isis Training Children of Foreign Fighters to Become ‘Next Generation’ of Terrorists,” July 29, http://www.independent.co.uk, retrieved on September 4, 2016.

 

-          ESCWA (2014), “UN: Rebuilding Syria, Iraq and Gaza Will Cost $750bn,” The United Nations Economic and Social Commission for Western Asia (ESCWA), https://www.middleeastmonitor.com, September 16, retrieved on October 25, 2017.

 

-          Giovanni, Janine DI (2014), “Nemesis: The Shadowy Iranian Training Shia Militias in Iraq,” November 27, 2014, http://www.newsweek.com, retrieved on August 21, 2016.

 

-          Javier, E. David (2017), “US-Saudi Arabia Seal Weapons Deal Worth Nearly $110 Billion Immediately, $350 Billion Over 10 Years,” https://www.cnbc.com, May 20, 2017, retrieved on September 7, 2017.

 

-          Middleeasteye (2015), “Kerry: Assad Must Go, But When Is Negotiable,” September 19, 205, http://www.middleeasteye.net, retrieved on September 4, 2016.

 

-          Moore,Jack)2016), “More than 31,000 Pregnant Women Under Islamic State Rule in Iraq and Syria,” July 3, www.newsweek.com , retrieved on July 17, 2016.

 

-          Roberts, Dan (2015), “Iran Could Join Syria Peace Talks after US Drops Longstanding Opposition,” October 27, 2017. https:// www. Theguardian.com, retrieved on September 1, 2016.