شکاف‌های اجتماعی عراق و تأثیر‌های آن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با محور بحران 2014

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه گیلان

2 استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان

چکیده

عراق، کشوری با میزان تجانس اجتماعی پایین است. تعدد گروه­های قومی- مذهبی و سهم­خواهی از قدرت، شکل­گیری شکاف­های اجتماعی چندگانه را در عراق، موجب شده که با شکل­گیری گروه­های تروریستی، بر سیاست خارجی کشورهای منطقه، تأثیرگذار بوده‌است. این مقاله سعی‌دارد با روش تحلیلی و محور‌بودن نظریه نورئالیسم تدافعی به این پرسش پاسخ‌گوید که شکاف­های اجتماعی عراق بر سیاست خارجی ایران در عراق در ابعاد داخلی، منطقه­ای و بین­المللی در شرایط ظهور داعش چه تأثیری‌داشته‌است؟ همچنین این فرضیه مطرح‌می‌شود که شکاف­های اجتماعی عراق در شرایط ظهور گروه­های تروریستی نظیر داعش، زمینه مواجه ایران با چالش­های داخلی، منطقه­ای و بین­المللی را فراهم‌کرده و وجوه امنیتی آن را افزایش‌داده‌است. یافته­ها نشان‌می­دهند که این مسئله در ابعاد داخلی سیاست خارجی، ایران را با تعمیق شکاف شیعه و سنی و نیز احتمال تجزیه عراق و مسائل قومیتی برخاسته از آن مواجه‌می­کند؛ این مسئله در بعد منطقه­ای خود ازیک‌طرف، ایجاد شکاف در ژئوپلیتیک شیعی و درنتیجه، شکاف در محور مقاومت را درپی‌دارد و ازطرفی نیز، تهدید محیط امنیتی منطقه­ای را موجب می­شود که واکنش ایران درراستای دفاع فعال تهاجمی را به‌همراه‌داشته‌است؛ در طرف سوم نیز، این مسئله به شکل­گیری ائتلاف منطقه­ای ضد ایران با محور بودن حمایت از داعش و سایر گروه­های تروریستی منجر‌شده‌است. درنهایت در سطح بین­المللی، افزایش حضور آمریکا در محیط منطقه­ای ایران و راهبرد نیابتی سیاست خارجی این کشور را ضد ایران درپی‌داشته‌است.

کلیدواژه‌ها


در عراق کنونی، عدم ادغام گروه­های قومی- مذهبی در قالب ملت واحد و شکل­گیری هویت ملی و رقابت بر سر قدرت به ایجاد شکاف­های اجتماعی متعدد منجرشده‌است و منافع مشترک میان گروه­های عراقی و کشورهای بیرونی را شکل‌داده‌است؛ این شکاف­ها در سال­های اخیر با گسترش روزافزون تروریسم بر سیاست خارجی ایران در ابعاد مختلف، تأثیرگذار بوده‌است. درخصوص تأثیر شکاف­های اجتماعی عراق بر سیاست خارجی ایران در ابعاد مختلف، برخی آثار، با رویکرد جامعه­شناختی سیاسی و برشمردن شکاف­های اجتماعی عراق، به برقراری ارتباط میان گسترش خشونت و عدم تحقق دموکراسی در عراق می­پردازند و به دلایلی نظیر بحران هویت و مشروعیت، غلبه باورهای فرقه­ای- زبانی، دولت ناکارآمد و فرهنگ سیاسی غیردموکراتیک اشاره‌دارند که در ابعاد خارجی، سیاست خارجی ایران را نیز متأثرکرده‌است (سردارنیا و زارع،182-170، 1394).

در برخی آثار نیز به نقش این شکاف­ها در چالش­های کنونی اشاره‌شده‌است؛ برای نمونه معتقدند که نگاه قومی به فدرالیسم به سیاست­های دولت نیز سرایت‌کرده‌است؛ درنتیجه، فدرالیسم فعلی را برآمده از ساختاری معیوب می­دانند که از ساخت تحمیلی دولت، ساختار اقتصادی معیوب و نداشتن پایگاه قوی مردمی، ناشی است؛ ناکامی این ساختار در تخصیص مناسب منابع و قدرت و مداخله دولت­های منطقه، به امنیت­محوری سیاست خارجی ایران در عراق منجرشده‌است                          (Lebillon, 2015؛ Al-Qarawee, 2014).

برخی آثار نیز، رقابت­های منطقه­ای و بین­المللی را در گسترش شکاف­های اجتماعی عراق مؤثر می­دانند که بر سیاست خارجی ایران هم اثرگذار بوده‌است. آنها با بهره­گیری از تحلیل­های ژئوپلیتیکی و بررسی رقابت بازیگران منطقه­ای و بین­المللی مانند ترکیه، عربستان و آمریکا در عراق، سیاست­های حمایتی آنها را از برخی گروه­ها و جریان‌های معارض دولت عراق، ایجاد چالش در قلمرو ژئوپلیتیک ایران ارزیابی‌می­کنند (نیاکویی و مرادی، 1394:)؛ درمجموع، اغلب این آثار با برشماری شکاف­های عراق، سیاست­های کشورهای منطقه را بر آن، مؤثر دانسته­اند و کمتر به نقش این شکاف­ها بر سیاست خارجی ایران در شرایط ظهور گروه­های تروریستی توجه‌کرده­اند. این مقاله با به‌کارگیری روش تحلیلی- توصیفی و نظریه (تئوری) نوواقع­گرایی تدافعی، ضمن بررسی  شکاف­های اجتماعی عراق به این پرسش پاسخ‌می‌دهد که «این شکاف­ها چه تأثیری بر سیاست خارجی ایران در عراق در              ابعاد داخلی، منطقه­ای و بین­المللی به‌ویژه در شرایط ظهور داعش داشته‌است؟» و درمقابل، این فرضیه را مطرح‌می­کند که شکاف­های اجتماعی عراق در شرایط ظهور گروه­های تروریستی نظیر داعش، زمینه مواجه ایران با چالش­های داخلی، منطقه­ای و بین­المللی را فراهم‌کرده و وجوه امنیتی آن را افزایش‌داده‌است؛ یافته­ها نشان‌می­دهند که این مسئله در ابعاد داخلی، سیاست خارجی ایران را با تعمیق شکاف شیعه و سنی و احتمال تجزیه عراق مواجه‌می­کند؛ در بعد منطقه­ای نیز شکاف در ژئوپلیتیک شیعی و محور مقاومت، تهدید محیط امنیتی منطقه­ای، شکل­گیری ائتلاف منطقه­ای ضد ایران با محور حمایت از داعش را به‌همراه‌داشته و در سطح فرامنطقه­ای، افزایش حضور آمریکا در محیط منطقه­ای ایران از پیامدهای آن است.

الف- چارچوب نظری: نورئالیسم تدافعی

در واقع­گرایی کلاسیک که برمبنای بقا، دولت­گرایی و خودیاری شکل‌گرفت، دولت­ها محور سیاست بین­الملل­اند، سرلوحه اهداف آنها بفاست و نظام بین­الملل آنارشیک دولت­ها را خودیارمی­کند. خودیاری دولت­ها را در دوره‌‌ای (سیکلی) از امنیت تا ناامنی گرفتارمی­کند و تلاش یک دولت در افزایش امنیت خود، به ادراک ناامنی دیگران منجرشده، معمای امنیت  شکل‌می­گیرد. مفهوم معمای امنیت به ظهور نورئالیسم در دهه 1980 انجامید که فقدان اقتدار مرکزی را نقطه عزیمت خود قرارداد (قوام، 1388:)؛ محور این نظریه که در گونه­های تدافعی و تهاجمی ظاهر شد، این است که در عین توجه به عوامل سطح نظام، به برداشت­های ذهنی و ساختار داخلی دولت­ها نیز پرداخته‌شود. (مشیرزاده، 1391). نکته مشترک میان نوواقع­گرایان، این است که آنها در شرایط وجود آنارشی، دولت­ها را در تأثیرگذاری بر رویدادهای سطح بین‌المللی، ناتوان می­پندارند؛ پیامد اصلی این برداشت بر رفتار سیاست خارجی دولت­ها، در عدم توانایی تغییر محیط عملیاتی خارجی و مقیدشدن رفتار آنها توسط عوامل سطح نظام است (Mearsheimer, 1995).

از نظر والتز در ساختارآنارشیک نظام بین­الملل، هیچ منبع قدرت برتری برای اجبار دولت به پیروی وجودندارد و دولت­ها به‌ویژه قدرت­های بزرگ، پیوسته در حال افزایش قدرت هستند.            گاهی دولت­ها با رفتار تهاجمی، به‌منظور کسب قدرت با هم رقابت‌می­کنند و افزایش قدرت را     بهترین وسیله برای تضمین بقا در این ساختار آنارشیک می­دانند و گاهی نیز، این                          خصلت آنارشیک، رفتار تدافعی و نداشتن انگیزه برای افزایش بیش‌ازحد قدرت را                          موجب می­شود (اخوان ­کاظمی و عزیزی، 1390: 250).

اندیشمندان تدافعی، آنارشی را یک‌سره هابزی یا به‌طور کامل، خوش­خیم نمی­دانند بلکه آن را وظیفه دولت­مردان می­دانند که در هر وضعیت به ارزیابی تهدید یا عدم وجود آن بپردازند؛ بنابراین به دلیل نایاب‌نبودن امنیت، دولت­ها تنها در شرایط احساس وجود تهدید و اغلب درحد ایجاد موازنه و بازداشتن تهدیدگر پاسخ‌می­دهند (مشیرزاده، 1391: 133) رابرت جرویس[1] معتقد است که «تلاش یک دولت برای افزایش امنیت خود، به کاهش امنیت دیگران منجرمی­شود»؛ بنابراین به­رغم گریزناپذیری امنیت، این موضوع همیشه به گسترش رقابت­های سخت و جنگ نمی‌انجامد (Taliaferro, 2001: 134-142)؛ بدین منظور، نوواقع­گرایان تدافعی برای خروج از معمای امنیت، بر افزایش امنیت نسبی تأکیددارند و توازن امنیت را گزینه بدیل توازن قوا می­دانند.

در این راستا استفان والت،[2] نظریه موازنه تهدید را مطرح‌کرد؛ براساس نظر والت، قدرت دو منبع داخلی و خارجی دارد و افزایش مجموع قدرت یک کشور، عاملی است که می­تواند احساس تهدید همسایگان را برانگیزد. تهدید از نظر والت، چهار شاخص دارد: نخست، مجموع قدرت از تجمیع مؤلفه­هایی مانند جمعیت، توان اقتصادی، وسعت، همبستگی سیاسی و...؛ دوم، نزدیکی جغرافیایی؛ سوم، قابلیت­های تهاجمی و درنهایت، نیات تهاجمی (Walt, 1987)؛ تحت این شرایط، والتز اشاره‌می­کند که کشورها بیش‌ازآنکه درپی افزایش قدرت خود باشند، به‌دنبال جلوگیری از افزایش قدرت رقبا و حفظ جایگاه خود در نظام هستند؛ بنابراین راهبرد اصلی در مقابله با افزایش قدرت رقبا، موازنه­سازی به‌صورت درون­گرا و برون­گراست (دهقانی ­فیروزآبادی، 1391: 40). سازوکار اصلی نوواقع­گرایی تدافعی در مقابله با تهدید، ایجاد موازنه تهدید است. والت اعتقاددارد که دولت­ها در مقابل آنهایی متحد می­شوند که منشأ بیشترین تهدید برای آنها باشند. با شدیدترشدن تهدید خارجی، انگیزه اتحاد، بیشتر می­شود و نظام، انسجام کارکردی بیشتری می­یابد (Walt, 1987)؛ درمجموع از دید نوواقع­گرایان تدافعی، سیاست دولت­ها باید بر حفظ جایگاه در نظام بین­الملل، متمرکز شود؛ بدین منظور به‌جای بیشینه­سازی قدرت نسبی و موازنه قوا، بر امنیت نسبی و موازنه تهدید تأکید دارند.

 

ب- شکاف­های اجتماعی عراق

مفهوم شکاف اجتماعی با تجزیه و تقسیم جمعیت و تکوین گروه­بندی­های مختلف در یک کشور ارتباط‌دارد؛ این گروه­بندی­ها ممکن است که سازمان سیاسی پیداکنند. قاعده کلی جامعه­شناسی سیاسی، این است که زندگی سیاسی در کشورها به شیوه­های مختلف، تحت تأثیر نحوه صورت­بندی شکاف­های اجتماعی، تنوع جامعه­شناسی سیاسی کشورها را موجب می­شود؛ در بررسی این شکاف­ها باید به تنوع‌های تاریخی و جغرافیایی توجه‌داشت. نوع، شمار و نحوه صورت­بندی شکاف­ها برحسب عوامل گوناگون از جامعه­ای به جامعه دیگر و از زمانی به زمان دیگر تغییرمی­کند (بشیریه، 1374: 99 و100). عراق کنونی، تحت قیومیت انگلستان، در سال 1920 از ترکیب استان­های بصره، موصل و بغداد پایه­گذاری‌شد و در 1932 به ‌استقلال‌ رسید. در اینجا شکاف­های اجتماعی به عدم تجانس اجتماعی جامعه عراق اشاره‌دارد و فقط شکاف­های مذهبی و قومی را دربرمی­گیرد.

1-       شکاف مذهبی

هرچند ملت­های نو، جماعتی سرزمینی هستند که مذهب، عامل عینی شکل­گیری آنها نیست، یگانگی دینی، عاملی مهم در پیوند و همبستگی ملت به‌شمارمی­رود (عالم، 1386: 155). دین، عامل اصلی شکل­دهنده فرهنگ و هویت جمعی در خاورمیانه است (منصوری ­مقدم، 1391: 84). تحقیق‌ها از روند رو به ­گسترش نقش مذهب به‌منزله نیروی اجتماعی- سیاسی فعال در مناطق دارای بافت اجتماعی همسان مذهبی به‌ویژه در تصمیم­گیری­های داخلی و خارجی حکایت‌دارند (سرخیل، 1391: 692 و 693). براساس آمار سال 2013، شیعیان 70 تا 75 درصد و سنی­ها 30 تا 35 درصد جمعیت عراق را شامل می­شوند (PEW, 2013). شیعیان در مناطقی مانند بصره، عماره، ذیقار، سماوه، قادسیه، کربلا، نجف، دیاله، بابل، کاظمین و سامرا در اکثریت­اند. یک­سوم از جمعیت ترکمن­ها و بخشی از کردهای عراق، شیعه هستند؛ سنی­ها نیز در صلاح­الدین، الانبار، نینوا، بعقوبه، تکریت، موصل، الرمادی، فلوجه و بغداد در اکثریت­اند. شکاف مذهبی به رقابت دیرپای شیعیان و سنی­ها در قدرت اشاره‌دارد و به ابتدای استقلال عراق برمی­گردد.

سنی­ها در نظام­های پادشاهی و جمهوری، شیعیان را از قدرت محروم‌ساخته، بر ارتش، سیاست و اقتصاد عراق، مسلط شدند. در دوره صدام، محتوای سنی و فرقه­گرایانه ناسیونالیسم عربی، شیعه را به‌عنوان دشمن و عامل نفوذ پارسی­ها، از امتیاز‌های سیاسی- اقتصادی محروم و هویت و نمادهای شیعی را سرکوب‌کرد؛ ادامه این روند از دهه 1970، موجب فعال­شدن شیعیان و توجه آنها به سیاست، قدرت و میارزه با رژیم بعث شد (خسروی، 1389: 67)؛ درمقابل، قانون اساسی جدید با رعایت حقوق شیعیان، به‌جای هویت عربی- سنی، بر هویت دینی (شیعی) عراق تأکیدمی­کند. طبق ماده 10، دولت باید از عتبات مقدسه به‌عنوان هویت دینی و فرهنگی کشور حمایت‌کند؛ ماده 40 و بند اول ماده 41 نیز با حمایت از آزادی عقیده، به‌طور مشخص بر «تضمین انجام مراسم حسینی» تأکیدمی­کنند (قانون اساسی عراق، 1384)؛ با این تعابیر به‌نظرمی­رسد که شکاف مذهبی در این دوره نیز استمراداشته‌است.

2-       شکاف قومی- زبانی

شکاف اجتماعی دیگر عراق از نوع قومی- زبانی است؛ دولت­های درگیر این تضاد، بیش از فعالیت­های توسعه انسانی، هزینه­های خود را برای برقراری نظم داخلی و سرکوب شورشیان صرف‌می­کنند؛ الگو منازعه آنها نیز بیشتر جنگ داخلی است (موثقی، 1388: 321). مفهوم قومیت، وجوهی مانند نام، سرزمین، فضاهای زیستی، رسوم و ارزش­ها و احساس مشترک را دربرمی‌گیرد (مهری­کارنامی، 1388:)؛ همچنین وابستگی­هایی نزدیک، میان ملت و زبان وجوددارند. زبان، صرف وجود واژه­ها نیست؛ هر واژه دارای باری خاص از تداعی معانی است که با احساسات پیونددارد و اندیشه را برمی­انگیزد؛ قفل تداعی­های این احساسات و اندیشه­ها را باید با کلید زبان بازکرد (عالم، 1386: 155 و 156).

شکاف قومی در عراق در سطح اکثریت 75 درصدی عرب و اقلیت غیرعرب به‌ویژه 15 تا 20 درصدی کرد و اقلیت­های یزیدی (ایزدی)،[3] ترکمن،[4] کاکایی،[5] شبک[6] و صابئین ماندایی[7] جریان‌دارد (Unpo, 2013)؛ این شکاف به‌صورت ساختار جمعیتی ناهمگون در بیشتر نقاط دیده‌می­شود؛ به‌استثنای قسمت­هایی در شمال و جنوب که اکراد و اعراب شیعه در اکثریت هستند، سایر مناطق جمعیت ناهمگون دارد که می­توان به ترکیب جمعیتی عرب­ها، کردها و ترکمن­ها در کرکوک و موصل و ترکیب جمعیتی اعراب سنی و شیعه در بغداد، دیاله و بابل اشاره‌کرد (سردارنیا، 1391)؛ در این دوره، همچنین زبان­های عربی و کردی در عراق رسمیت‌یافتند و عراقی­ها می­توانند طبق اصول آموزش، زبان­های مادری را در مؤسسات آموزشی آموزش‌دهند.

یک دلیل گستردگی این شکاف، ساختار قبایلی عراق است که شامل حدود دوهزار (2000) طایفه و 150 قبیله است؛ سه­چهارم جمعیت عراق نیز در قالب این ساختار زندگی‌می­کنند. دولت­های حاکم در سال­های 1921 تا 1958، مروج این ساختار بودند؛ صدام نیز ابتدا با این تصور که نظام قبیله­ای، در تضاد با ناسیونالیسم عربی است، این ساختار را نادیده‌گرفت اما در دهه 1980 به دلیل نیاز به قبایل برای بسیج مردمی ضد ایران، به تقویت آن پرداخت (Noorbakhsh, 2008)؛ در دولت جدید نیز، عشایر به‌گونه‌ای بارز در توازن قدرت، حمایت از مرجعیت تشیع و ایجاد نیروی شوراهای بیداری در مقابله با تروریسم نقش‌داشته­اند (محق و عالی، 1388: 77).

جلوه آشکار این شکاف، منازعات کردها و اعراب است. صرف ایجاد عراق به معنی نفی آرزوی کردها برای تشکیل کشور مستقل بود؛ بنابراین ملی­گرایی کرد و ملی­گرایی عراقی از ابتدا در تضاد با هم بودند. عملکرد موفق اعراب سنی در محدودکردن حوزه مانور کردها درزمینه­های فرهنگی، زبانی و تمرکززدایی، کردها را به یکی از منابع بی­ثباتی و خشونت تبدیل‌کرد (درخشه و ملکی، 1393: 97 و 98)؛ پس از 2003 نیز به­رغم ممنوع‌بودن فعالیت گروه­های با خط­مشی نژادی - بعثی و برابری همه عراقی­ها طبق ماده 14 قانون اساسی، [همچنان] اختلاف‌های دولت مرکزی و اقلیم کردستان در گسترش مرزهای منطقه فدرال، تداخل حوزه وظایف، نفت و آینده کرکوک، باقی است.

3-       شکاف اکثریت مسلمان و اقلیت ارمنی و آشوری

عراق از شکاف اکثریت مسلمان و اقلیت غیرمسلمان ارمنی و آشوری نیز رنج‌می­برد (سردارنیا، 1391:). براساس آمار، حدود 99 درصد عراقی­ها مسلمان هستند (U.S. Census Bureau, 2015). علاوه‌بر ارامنه و آشوریان، یهودیان و زرتشتی­ها نیز در عراق سکونت‌دارند؛ وجه بارز زندگی این اقلیت­ها به‌ویژه پس از سال 2014، کاهش چشمگیر جمعیت آنان به‌واسطه افزایش خشونت­هاست. جمعیت ارامنه و آشوریان از بیش از یک‌میلیون نفر در سال 2003، به کمتر از پانصدهزار نفر در سال 2014 رسید ( .(Minority Rights Group International, 2014 جمعیت شبک­ها به یک­دوم، ترکمن­ها به یک­چهارم، صابئین به یک­هفتم و کردهای فیلی به یک­سوم کاهش‌یافته‌است (Cordesman, 2015: 22)؛ درمجموع، شکاف­های اجتماعی عراق برآیند ساختار  نامتجانس این کشور است که در سیاست­های متضاد دولت­های حاکم ریشه‌دارد؛ برای نمونه، ناسیونالیسم عربی همگون­ساز صدام، حاصلی جز گسترش ملی­گرایی قومی میان اکراد و آگاهی شیعیان نسبت‌به حقوق خود درپی‌نداشت.

ج- شکاف­های اجتماعی و ظهور گروه­های تروریستی در عراق

عراق به­رغم تشکیل دولت جدید، عرصه حملات تروریستی است که بخش اعظم آن از تأثیر شکاف مذهبی شیعه- سنی و فرقه­گرایی دولت­های حاکم نشأت‌می‌گیرد (Charountaki, 2012). دولت جدید پس از اشغال، بر تحقق حکمرانی کارآمد، کسب اعتماد و حمایت عمومی، ایجاد امنیت و خدمات­رسانی اهتمام‌ورزید. ابتدا دولت موقت با فراهم‌آوردن صندوق اعتبارات بازسازی، 18 میلیارد دلار به‌منظور بهبود وضعیت معیشتی مردم هزینه‌کرد. دولت از ابتدا برای اجرای طرح حکمرانی محلی از طریق تشکیل شوراهای نمایندگی محلی کوشید؛ ارزیابی­ها نشان‌می­دهند که عملکرد این شوراها در سیزده استان از هجده استان به دلیل همگونی مذهبی در تعدیل کشمکش­ها به‌نسبت مؤثر بوده، اما در پنج استان نینوا، کرکوک، الانبار، دیاله و بغداد به دلیل ناهمگونی نتوانست مانع خشونت­های قومی- مذهبی شود (سردارنیا، 1391: 25 تا 28)؛ درعین‌حال، این خشونت­ها با انحلال ارتش و سازمان­های بعثی، تأثیری عمده­ بر مناطق سنی­نشینی مانند تکریت، رمادی و فلوجه داشته‌است. سنی­ها در اعتراض به کاهش قدرت، امتیازها و حجم عظیم بیکاری پس از صدام و تسلط شیعیان و اکراد بر دولت، نارضایتی خود را با عدم مشارکت در روند سیاسی و تشکیل گروه­های افراطی نشان‌داده­اند (Al-Qarawee, 2014)؛ درحالی‌که مناطق شیعه­نشین جنوب با ساختار سنتی و عشیره­ای، کمتر به تنش دچار شده­اند. دولت با تشکیل کمیته بعثی­زدایی درپی نابودی بازمانده­های بعثی در ارگان­ها و مناطق غربی برآمد اما این عناصر با کمک القاعده و نفوذ در یگان­های ارتش به فعالیت خود ادامه‌داده­اند (محق و عالی، 1388: 20 و Katzman, 2013).

شکل بارز افراط­گرایی در عراق، تعداد زیاد جان­باختگان در طول این سال­هاست. طبق آمار مؤسسه[8] IBC تعداد قربانیان خشونت­های عراق از سال 2003 تا جولای 2015، بیش از 165000 نفر است که کمترین تعداد در سال 2010 با بیش از چهارهزار (4000) و بیشترین در سال 2006 با بیش از 29000 نفر است (www.iraqbodycount.org). استان­های دیاله، صلاح­الدین، الانبار و نینوا به‌ترتیب، بیشترین قربانیان را داشته­اند (Cordesman, 2015)؛ عامل اساسی این وضعیت، گروه­های تروریستی نظیر داعش،[9]انصارالاسلام، مجلس شورای مجاهدین، ارتش اسلامی،   جیش­الفاتحین و ... است (Cordesman and Khazai, 2014: 176). طبق آمار گروه  بررسی­های اطلاعاتی «سوفان»، اعضای گروه­های تروریستی عراق و سوریه، اتباع 66 کشور را دربرمی­گیرد (Sofan Group, 2015).

در این میان، داعش، منسجم­ترین گروه تروریستی عراق است که در سال 2014 با استفاده از ناکارآمدی نیروهای نظامی، بخش­هایی وسیع از عراق را تصرف‌کرد؛ این گروه، به رهبری ابوبکرالبغدادی، با افراد جداشده‌ از القاعده تأسیس‌شد و اکنون علاوه‌بر سوریه و عراق، کنترل بخش­هایی از لیبی، نیجریه و افغانستان را نیز دردست‌دارد (شیرودی، 1394: 82). داعش که سی تا چهل‌هزار نفر از اعضای آن، سنی­های عراقی هستند (سمیعی و شفیعی، 1394: 208)، در اوایل سال 2014 از مرز سوریه به عراق واردشد و در مدتی کوتاه، چهار استان الانبار، صلاح­الدین، نینوا و بابل را اشغال‌کرد.

د- ملاحظات جدید سیاست خارجی ایران در عراق در شرایط ظهور داعش

ایران با بیش از 1600 کیلومتر، بیشترین مرز را در میان همسایگان با عراق دارد (الهی، 1387: 80). شکاف­های اجتماعی عراق درپی بحران 2014 و ظهور داعش، تحولاتی هستند که طی دو سال اخیر، سیاست خارجی ایران را تحت تأثیر قرارداده­اند؛ در این راستا سیاست قاطع ایران از ابتدا بر محور حمایت از وحدت سرزمینی، ایجاد ثبات سیاسی و ارسال کمک­های مستشاری در عراق قرارگرفت و مقام‌های ایرانی در دیدار با سران دولت عراق مانند حیدرالعبادیِ نخست­وزیر، امنیت عراق را برای ایران، بسیار مهم و تفکیک­ناپذیر ارزیابی‌کردند. مهم‌ترین پیامدهای بحران 2014 عراق بر سیاست خارجی ایران در ابعاد داخلی، منطقه­ای و فرامنطقه­ای در زیر بررسی‌می‌شوند:

1-  سطح داخل

1-1-          تعمیق شکاف شیعه و سنی

   اختلاف­افکنی مذهبی، یکی از ابزارهای اصلی گروه­های تروریستی مانند داعش برای  پیشبرد مقاصد خویش است که وجود دولت­های ضعیف، آن را تقویت‌می­کند؛ این گروه­ها از طریق بمب­گذاری، حملات انتحاری به مراکز سیاسی و مذهبی و ترور شخصیت­های مهم سعی‌می­کنند به هدف اصلی خود در جلوگیری از تشکیل دولت به رهبری شیعیان و دامن­زدن به اختلاف‌های مذهبی دست‌یابند. از نظر ابومصعب­الزرقاوی، فرمانده سابق القاعده عراق که به پدر داعش معروف است، مقابله با شیعیان بر مبارزه با صلیبی­ها ارجحیت‌دارد: «دشمنان ما در عراق چهار گروه­اند: آمریکایی­ها، کردها، وابستگان دولت عراق و شیعیان؛ گروه اخیر، کلید تحولات سیاسی عراق هستند. اگر ما عمق دینی، سیاسی و نظامی آنها را هدف قراردهیم، آنها نیز تحریک‌می­شوند و خوی وحشی­گری خود را به اهل سنت نشان‌می­دهند، اگر در این طرح موفق شویم، توانسته­ایم اهل سنت غافل را نسبت‌به این گروه آگاه‌سازیم» (سیدنژاد، 1389: 105).

داعش، برخلاف القاعده که دشمن اصلی خود را غرب می­داند، بر شیعیان، متمرکز است. دشمنی آنها با ایران، بسیار بارز است؛ داعش، ارتش عراق را «جیش­الصفویه» و فاقد هویت عربی می­نامد. کمیته شرعی داعش اعلام‌کرد که رافضی­ها مشرک و مرتد هستند. کفر مرتدین از کفر اصلی، بدتر است لذا جنگ با مرتدین از کفار اصلی، واجب­تر است» (زارعان، 1393: 80).

ترکیب جمعیتی موزاییکی و سیاست­گذاری نادرست اعمالی در عراق در دوره مالکی نیز، به گروه­های تروریستی امکان‌داد تا پایگاهی گسترده­ در میان اعراب سنی به‌دست‌آورند. در سال­های پس از 2003 با وجود حاکمیت ساختارهای دموکراتیک در عراق، ناکارآمدی دولت، «اعتراض مردم استان­های شمال و شمال‌غرب» را ضد به‌حاشیه­راندن سنی­ها درپی‌داشت. عراق ازلحاظ شاخص­های توسعه انسانی در میان 187 کشور، رتبه 120 را دارد (Undp, 2015)؛ به‌علاوه، وجود انسداد سیاسی و سیاست­های تبعیضی در عراق، همانند اخوان­المسلمین سوریه در سال 1982، سنی­های عراق را نیز به پیوستن به گروه­های افراطی سوق‌داده‌است.

تبلیغات و اقدام‌های داعش در جهت القای چهره­ای الهام­بخش از اسلام که تداعی­گر خلافت صدر اسلام باشد، توانست برخی جوانان سنی را جذب‌کند (زارعان، 1393: 75). توان داعش در جذب حمایت سنی­ها در بحران سال 2014 موجب شد تا پیش از کنترل موصل، شهرهای فلوجه و چند شهر دیگر را که تنها 50 تا 100 کیلومتر با بغداد فاصله داشتند،تصرف‌کنند؛ به‌عبارتی، داعش توانست پیش از سقوط موصل، آن را از سایر مناطق عراق جدا‌کند (صالحی و مرادی­نیاز، 1394: 115). شکاف شیعه- سنی و حضور داعش در جامعه چندپاره عراق، برای سیاست خارجی ایران پیامدهایی‌داشته‌است؛ ازطرفی، تلاش شیعیان در تحکیم نهادها و ساختارهای دموکراتیک دربرگیرنده تمامی گروه­های عراقی و حفظ یک‌پارچگی، امنیت و ثبات سیاسی عراق را بی­اثرمی‌کند؛ این مسئله، ایران را که در یک دهه گذشته سعی‌کرده‌است تا از ظرفیت­های شیعیان و حفظ تمامیت ارضی عراق، برای درامان‌ماندن از ناامنی­های این کشور استفاده‌کند (Barzegar, 2010: 177-178)، در تنگنای امنیتی قرارمی­دهد؛ همچنین به­رغم تصور رایج که شیعیان پس از تثبیت موقعیت خود در عراق، روابط خود با ایران را در قالب­های ملی ادامه‌می­دهند، ظهور داعش و گروه­هایی از این دست، وابستگی بیشتر آنها به ایران را در بازی قدرت درون عراق، موجب می­شود.

 

1-2- احتمال تجزیه عراق و مسائل قومیت

     در حالت کلی، هر تغییری در ژئوپلیتیک قومی‌کشورهای همسایه، بر بافت قومی ایران نیز مؤثر است. شکاف­های اجتماعی عراق و حفظ تعادل میان هویت­های مستقل کرد، سنی و شیعه در مناطق شمالی، میانی و جنوبی، همواره برای سیاست خارجی ایران چالش بوده‌است. تجزیه عراق به مناطق شیعی، سنی و کرد سال­هاست که در قالب­های مختلف مانند طرح خاورمیانه بزرگ و نظایر آن مطرح است؛ این موضوع در بحران 2014، بدین دلیل قوت‌گرفته‌است که نمود اولیه عدم توازن ناشی از ظهور داعش در خاورمیانه، «تغییرهای ژئوپلیتیکی منطقه» است. تسلط داعش بر 40 تا 50 درصد از خاک عراق در سال 2014 (Gunter, 2014: 1)، ژئوپلیتیک نوینی را در منطقه ایجادکرده، از ورود کنش‌گران جدید به عرصه خاورمیانه حکایت‌دارد.

تضعیف دولت مرکزی عراق در سال‌های اخیر و تقویت پایگاه گروه­های قومی در کنار توسعه ارضی داعش با کنترل بخش اعظم استان الانبار و شهر موصل، مرز ملی عراق و سوریه را به‌کلی دگرگون‌کرده‌است؛ به‌علاوه، موفقیت کردها در مهار پیشروی داعش، وزن  سیاسی و نظامی آنها را در معادلات خاورمیانه بالابرده‌است. کردها در شرایط جدید عراق، تاحد امکان تلاش‌کرده­اند نفوذ سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود را تقویت‌کنند. مناطق تحت کنترل اقلیم کردستان به‌طور تقریبی دوبرابر شده که ازلحاظ راهبردی (استراتژیکی) به دلیل تصرف استان کرکوک و منابع عظیم انرژی آن، حیاتی است؛ بحران داعش، همچنین نه‌تنها کاهش تولید نفت این منطقه را موجب نشده، آن را تسریع‌کرده‌است (صالحی و مرادی­نیاز، 1394: 115 تا 121).

تجزیه ارضی عراق، دو پیامد اصلی برای ایران دارد: ابتدا، استقلال کردستان که به معنای تثبیت هارتلند و عمق راهبرد (استراتژیک) اقلیت تجزیه­طلبان ایرانی است؛ هرچند بخشی از این گرایش تجزیه­طلبانه در سیاست­های نادرست داخلی ریشه‌دارد، بخش اعظم آن، از عوامل بیرونی، منبعث است. تشکیل کشور مستقل کردستان به معنی وجود همسایه­ای ناهمساز است که بخش زیادی از توان بازدارندگی ایران باید برای مهار آن صرف‌شود؛ درواقع، کردستان مستقل تهدیدی وجودی[10]برای ایران خواهد‌بود. پرواضح است که یک دولت شکست­خورده[11] بر این منطقه حاکمیت‌خواهد‌یافت که مسئولیت­پذیری آن در قبال امنیت مرزهای ایران، حداقل خواهدبود (امیدی، 1393)؛ مسئله بعدی، تثبیت موقعیت داعش و تشکیل دولت مستقل توسط آن است که به‌واسطه گستره ارضی که برای خود تعریف‌کرده، می­تواند ضمن تبدیل منطقه به محل تولید تروریسم، ایران را با تهدید وجودی مواجه‌کند. به‌طور طبیعی، حفظ عراق یک‌پارچه، مهم‌ترین مسئله مؤثر بر روابط آتی دو کشور است.

2-  سطح منطقه­ای

2-1- شکاف در ژئوپلیتیک شیعی و محور مقاومت

 در تحلیل تأثیر نهضت­های شیعی در سطح منطقه، مسئله عمده، قدرت تأثیرگذاری جامعه شیعیان بر سیاست­ها و تحولات منطقه است. ایران با بیش از 90 درصد، بیشترین جمیت شیعی را دارد (Pewforum, 2009: 3-4) و حدود 60 درصد منابع انرژی منطقه نیز در مناطق شیعه­نشین قراردارد (Leigh, 2008: 3). ژئوپلیتیک شیعه به مفهوم امتداد جغرافیای سیاسی شیعیان در کشورهای مختلف با هارتلندی ایران است. بهره‌گیری از ژئوپلیتیک شیعی به معنای سیاست خارجی ایدئولوژیک نیست، مقصود، ایجاد روابط دوستانه با دولت­های ملی و گروه­های سیاسی هم­گرا برای تأمین منافع و امنیت ملی ایران است؛ هرچند ایران با اهل تسنن نیز رابطه‌ای ویژه دارد که حماس، نمونه شاخص آن است (برزگر، 1388: 128 و پورحسن، 1393). عراق کانون اصلی سیاست خارجی ژئوپلیتیک­محور ایران است. سقوط موصل و بخشی بزرگ از الانبار، زمینه را برای طرح نهایی داعش، یعنی تأسیس خلافت اسلامی خودخوانده مهیاکرد. از اصلی­ترین اهداف داعش که در بیانیه­های آن نیز منعکس شده، تغییر نقشه جغرافیایی منطقه است (صالحی و مرادی­نیاز، 1394: 105).

داعش با هدف‌گرفتن مرزهای ملی که گروه­های قومی در اطراف آن گسترده هستند، تهدید بالفعلی برای ژئوپلیتیک شیعی است. تأکید داعش بر اختلاف ریشه­دار مذهبی با شیعه ایرانی و نشان­دادن خطر آن در هلال شیعه، زمینه­های جذب نیرو و امکانات را شکل‌می­دهد. ورود حزب­الله در مبارزه با داعش، عناد آنان را نسبت‌به محور مقاومت تشدیدکرده‌است (شیرودی، 1394: 94). جرج فریدمن،[12] مدیر اندیشکده اسراتفور[13] معتقد است داعش، علاوه‌بر بعد تروریستی، قدرتی متمرکز است که برای بسط ژئوپلیتیک قلمرو خود توانایی‌دارد؛ وی معتقد است که از نظر ایران، داعش، دارای این توان است که دولت بغداد را سرنگون‌کند و موقعیت ایران را در عراق با چالش مواجه‌سازد؛ بنابراین تسلط داعش حتی بر بخش­هایی کوچک از عراق هم برای ایران، پذیرفتنی نیست (فریدمن، 1393).

داعش، نشانه غلبه دشمن درون­دینی مسلمانان بر دشمن خارجی است. گروه­های تکفیری با تبدیل دشمن برون­دینی به دشمن درون­دینی، جهان اسلام را از درون به چالش طلبیده­اند. تکفیری­ها با تقسیم دشمنان خود به دور و نزدیک، شیعیان و اهل سنت را دشمن نزدیک می­دانند. یک هدف این طرح (ایده)، تضعیف محور مقاومت در منطقه است. مناطقی تحت تصرف داعش، ارتباط فیزیکی ایران با محور مقاومت و عمق استراتژیک ایران از عراق تا لبنان را هدف قرار‌داده‌است (پورحسن، 1393:)؛ مانند شهرهای اطراف رود فرات، نظیر حدیثه، قائم و بخشی از جاده بغداد-رمادی که در نزدیک مرز سوریه قراردارد. 

 

2-2- تهدید محیط امنیتی منطقه­ای و دفاع فعال تهاجمی ایران

 محیط امنیتی کشورها محصول تعامل عواملی متعدد است که درمجموع، ساختار و موازنه قدرت را شکل‌می­دهند؛ این محیط عوامل قدرت و ضعف، تهدید و فرصت یک کشورا را تعیین‌می­کند و از خود آن کشور نیز تأثیرمی‌پذیرد (امینیان، 1390: 6)؛ سیاست دفاعی دولت نیز واکنشی است به تهدیدهای برخاسته از محیط امنیتی خود و بسته به اهداف، منافع، ارزش­های اساسی و میزان گستره این محیط، متفاوت است و باعث می­شود هر دولت، محیط امنیتی خود را در عرصه­های جهانی، منطقه­ای یا به‌طور صرف، داخلی تعریف‌کند (کرمی، 1380: 47).

محیط امنیتی منطقه­ای، عرصه نزدیک و تأثیرگذار دولت است و مجموعه­ای از بازیگران دولتی و غیردولتی را دربرمی‌گیرد. مجاورت جغرافیایی در کنار قابلیت­های تهاجمی و ایدئولوژیکی از اصلی­ترین متغیرهای مؤثر بر درک دولت­ها از تهدیدهای امنیتی این محیط است (اسدی، 1388: 122)؛ بازیگران موجود در این محیط به حلقه­های فوری و غیرفوری تقسیم‌می­شوند. درخصوص ایران، کشورهای همسایه، منطقه قفقاز و خلیج فارس، حلقه فوری و کشورها و مناطقی مانند سوریه، لبنان، اردن، فلسطین و آسیای مرکزی، حلقه غیرفوری امنیتی ایران هستند.

شرط توازن امنیت در محیط­ منطقه­­ای، معادله امنیتی «برد-برد» است لذا برای مقابله با تهدیدهای منطقه­ای ایران به‌ویژه حضور آمریکا، یک پایه اصلی راهبرد دفاعی ایران بر «راهبرد امنیت به‌هم­پیوسته»، استوار شده‌است؛ در چارچوب این راهبرد، هرگونه ایجاد ناامنی برای ایران، به معنای ناامنی برای منطقه است و رفع تهدیدهای امنیتی ایران، مهم­ترین اصل ثبات­سازی در منطقه به‌‌شمارمی‌آید؛ هدف اصلی این راهبرد، قبول نقش ایران ازسوی آمریکا و بازی برد-برد در معادلات امنیت منطقه­ای است. متغیر مهم راهبرد امنیت به‌هم‌پیوسته، «دفاع فعال تهاجمی» و حضور فعال ایران در تحرک‌های سیاسی- امنیتی حلقه امنیتی فوری است (برزگر، 1388:) که بر لزوم مقابله با بی­ثباتی و پیشگیری از تهدیدهای امنیتی آینده تأکیددارد.

ظهور داعش، تهدیدی عمده برای حلقه فوری امنیتی ایران است که در ابتدای سال 2015، تا 50 کیلومتری مرزهای غربی ایران در نزدیکی شهرهای جلولا و سعدیه در استان دیاله نفوذکرد. طبیعی است که ایران به‌انتظارنمی­نشیند تا به حمله داعش به مرزهایش پاسخ‌دهد بلکه سعی‌می­کند با ایجاد عمق راهبرد (استراتژیک) لازم، خط مقدم­های خود در مقابل داعش را تا استحکام محور مقاومت و تقویت بیداری اسلامی گسترش‌دهد؛ لذا، مقابله کنونی ایران با داعش، عمیق­تر از مجادله با طالبان است؛ زیرا طالبان هدف خود را در مبارزه با کفر می­بیند اما داعش، شیعه را دشمن اصلی می‌داند (شیرودی، 1394: 91)؛ بدین‌لحاظ، دفاع فعال ایران در بحران 2014 با حضور  استراتژیست­های نظامی و ایفای نقش مستشاری و هدایت عملیات تحقق‌یافت. حمایت از دولت­های عراق و سوریه از مهم­ترین عوامل پیشبرد رویکرد سیاسی- امنیتی ایران در خاورمیانه است. ایران پس از چند دهه حمایت از این نظام‌ها، نباید به‌راحتی آنها را ازدست‌بدهد. راهبرد ایران در مساعدت­های مستشاری به ارتش عراق در قالب ارتقای تحرک بسیج مردمی «حشدالشعبی» با نقش بارز «سردار سلیمانی» با موفقیت همراه بوده‌است (نیاکوئی و مرادی­ کلارده، 1394: 148).

 

2-3- شکل­گیری ائتلاف­های منطقه­ای ضد ایران با محور تروریسم

 نوواقع­گرایان تدافعی، موازنه تهدید را انعکاس شرایط آنارشیک و تغییرپذیر بین­المللی می­دانند. از نظر والت، هرگونه ائتلافی به همکاری­های منطقه­ای و احساس تهدید مشترک، نیازمند است. اقدام‌های ایران در حفظ محور مقاومت و تلاش­های محور غربی- عربی ضد ایران و مهار جنبش­های شیعی، باعث شده که ائتلافی میان عربستان، ترکیه و اسرائیل بر محور گروه­های تروریستی در عراق با هدف مهار ایران شکل‌بگیرد. عربستان، آبشخور اصلی گروه‌های تروریستی در عالم اسلام است و برای تصاحب رهبری جهان اسلام، برای جایگزینی نظم وهابی در منطقه می‌کوشد. ریاض تلاش‌می­کند از وهابیت که مذهب رسمی این کشور است (حلبی، 1388: 92)، به‌عنوان ابزار دستیابی به اهداف سیاست خارجی استفاده‌کند. اصل تکفیر به‌عنوان منشأ مشروعیت وهابیون (Ibrahim, 2006: 20)، مهم‌ترین مبنا را برای جنایات گروه­هایی مانند داعش فراهم‌می­کند. عربستان متعاقب بهار عربی، به انحای مختلف تلاش‌کرد که جایگاه شیعیان را در عراق مخدوش‌سازد. مقابله و مخالفت با تحرک بسیج مردمی، فشار به غرب و دولت عراق در عدم بهره­گیری از حشدالشعبی و حمایت­های مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی از جریان‌های تکفیری، بخشی از اقدام‌های عربستان متعاقب تحولات اخیر بوده‌است. بسیاری بر این نظرند که ارتش عراق به‌تنهایی، گسیخته و ناتوان است و بدون نیروهای حشدالشعبی و نقش ایران، قادر نیست که با داعش مقابله‌کند بااین‌حال، فشار زیاد ریاض و کشورهای دیگر عربی به غرب و برخی دولت­مردان عراقی، باعث تأخیر در عملیات آزادسازی تکریت و عدم نقش­آفرینی نیروهای شیعه در الرمادی شد که به سقوط این شهر به دست داعش در اردیبهشت 1394 انجامید (نیاکوئی و مرادی­ کلارده، 1394: 148 و 149).

ترکیه، کشور دیگر حاضر در این ائتلاف است. سیاست خارجی ترکیه در قبال عراق به دو مرحله پیش و پس از سال 2010 تقسیم‌می­شود. از سال 2005 تا 2010، راهبرد ترکیه برمبنای توسعه روابط با همسایگان به‌عنوان اصل اساسی نوعثمانی­گری استوار بود و ترکیه، سیاستی متعادل در قبال جریان­های داخلی عراق را مدنظرداشت (Davoutoglu, 2008, 81–82) اما پس از انتخابات 2010 و فرایند طولانی تشکیل دولت، ترکیه با حمایت از گروه­های سنی، درصدد استفاده از فضای واگرایانه به نفع خویش برآمد (Katzman, 2013: 33). سیاست خارجی ترکیه به­رغم تفاوت ساختاری با عربستان در حمایت از نظم­های متضاد اخوانی- سلفی در بهار عربی، در عراق و سوریه به سمت تشکیل بلوک سنی به‌همراه عربستان و کشورهای عرب در مقابل ایران سوق‌یافته‌است. ترکیه و عربستان در عراق درخصوص هم‌گرایی دولت شیعی با ایران و آنچه فرقه­گرایی در دولت عراق در برخورد با گروه­های سنی می­خوانند، اتفاق‌نظردارند (Ataman, 2012). تشکیل گروه ارتش آزاد عراق، متشکل از بازماندگان ارتش بعثی، اقدام ترکیه در جهت بی­ثباتی عراق است. ترکیه در محاصره شیعیان ترکمن عراقی در شهر آمرلی توسط داعش، فقط نقش نظاره­گر را ایفاکرد. برخی بر این نظرند که ترکیه می­کوشد با استقرار نظامیان خود در منطقه کردستان عراق و ایجاد مناطق حائل با حمایت غرب، شرایط انضمام این مناطق به‌ویژه کرکوک را به سرزمین خود فراهم‌سازد. ترکیه، یکی از خریداران نفت داعش نیز به‌شمارمی­رود و این گروه نفت استخراجی در عراق و سوریه را با قیمت نازل 25 دلار در بشکه به ترکیه می­فروشد (RT, 20/12/2015). درمجموع می­توان‌گفت که استمرار وجود چندجانبه­گرایی در سیاست خارجی ترکیه، موجب شده‌است تا این کشور با کنارنهادن راهبرد، مشکلات صفر با همسایگان به یکی از مهم‌ترین حامیان گروه­های تروریستی نظیر داعش تبدیل‌شود.

ضلع سوم این ائتلاف، اسرائیل است. نویسنده امپراتوری شیطانی درباره روابط عربستان-اسرائیل می­نویسد: «دشمنی اسرائیل تقریبا متوقف شده‌است و شاید تبدیل به یک متحد شود» (اندیشکده راهبردی تبیین، 1392). اسرائیل بیشترین نفع را از تجزیه دولت­هایی بزرگ مانند عراق و سوریه و درگیری داخلی کشورهای اسلامی می­برد. در عراق برقراری ثبات به دلیل تثبیت قدرت گروه­های شیعی، امنیت مرزهای ایران و مهار گرایش گریز از مرکز کردها، برای اسرائیل قابل‌قبول نیست (Shay, 2014). مقام‌های ارشد داعش نیز، به‌صراحت، اسرائیل را دشمن دور خود معرفی‌کرده­اند. داعش ضمن محکوم‌کردن روز جهانی قدس، در خلال جنگ 51 روزه اسرائیل ضد فلسطین در نوار غزه، در پاسخ به این پرسش که چرا به کمک مردم غزه نمی­رود، در پیامی اینترنتی اعلام‌کرد که خداوند متعال در قرآن، از دشمن نزدیک یعنی منافقان سخن‌گفته، بیان‌می‌کند که خطر آنها از کافران اصلی بیشتر است (پورحسن، 1393:). در افق اندیشه داعش، مقابله محور مقاومت با اسرائیل، جنگی ملی برای بازپس­گیری مناطق ازدست‌رفته است، نه جهاد موردنظر داعش؛ این موضوع، هم ­تکمیلی اهداف منطقه­ای اسرائیل و گروه­های تکفیری را فراهم‌می‌آورد. تل­آویو با آموزش، ارائه خدمات درمانی پوشش رسانه­ای و... از داعش حمایت‌می­کند؛ داعش نیز با تبدیل مناقشه صهیونیستی- اسلامی به مناقشه اسلامی- اسلامی، اهداف اسرائیل را دنبال‌می­کند.

  3-سطح­فرامنطقه­ای

       شکاف­های اجتماعی عراق در شرایط ظهور داعش، سیاست خارجی ایران را در سطح          بین­المللی در برابر آمریکا و متحدان منطقه­ای آن قرارداده‌است. شکل­گیری ائتلاف­های منطقه­ای که توضیح‌داده‌شد نیز در چارچوب راهبرد کلان نیابتی سیاست خارجی آمریکاست که هدف بازگشت اوضاع به پیش از جنبش­های اجتماعی 2010 را دنبال‌می­کند. آمریکا به‌جای حضور مستقیم         می­کوشد از طریق بسیج نیروهای اجتماعی، سازماندهی گروه­های شبه‌نظامی و به‌کارگیری بازیگران منطقه‌ای و گروه‌های فروملی به اجرای سیاست­های خود بپردازد. آمریکا سعی‌دارد از طریق       بحران­سازی و تصاعد بحران، مانند سال­های پس از اشغال عراق از قابلیت ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک عربستان و سایر متحدان خود در حمایت از داعش برای کنترل قدرت منطقه­ای ایران استفاده‌کند (متقی و پوستینچی، 1390:)؛ درواقع در بحران کنونی خاورمیانه، این منازعه نیابتی، میان دو دسته بازیگران جریان‌دارد: نخست، آمریکا و کارگزان منطقه­ای آن یعنی عربستان، ترکیه، اسرائیل و  گروه­های داعش و القاعده و دوم، ایران، عراق، سوریه و حزب­الله هستند که به مقابله با سیاست­های گروه اول می­پردازند (هدایتی­شهیدانی و مرادی ­کلارده، 1393: 247).

بر این اساس، داعش در کنار تحولات داخلی عراق، ثمره به‌هم­ریختگی نظم پیشین جهانی است. شکل و تعداد قدرت­های جهانی پس از فروپاشی شوروی تغییرکرد که حاصل آن، تمایل آمریکا به یک­جانبه­گرایی در دو دهه گذشته است. تغییر در حجم و ماهیت قدرت­ها، سرشت امنیت و منفعت را نیز دگرگون‌ساخته‌است؛ درنتیجه، بی­ثباتی ناشی از تغییر در مؤلفه­های بنیادین نظام    بین­الملل (قدرت، امنیت و منافع)، بی­ثباتی را در مناطقی مانند خاورمیانه دامن‌زده، فرصت تحقق طرح (ایده) تاریخی گروه­هایی نظیر داعش را در دستیابی به جایگاه مؤثر در بازی قدرت منطقه به واقعیت نزدیک‌کرده‌است (شیرودی، 1394: 89).

در فوریه 2014 روزنامه هاآرتص گزارش‌داد که آمریکا و متحدان منطقه­ای­اش عربستان، اردن و رژیم صهیونیستی به شورشیان داعش آموزش­های هجومی دادند؛ یک ماه بعد در ژوئن 2014، داعش تسلیحات آمریکایی مانند بالگرد، تانک، نفربر و ... بسیاری را به‌غنیمت‌برد، درحالی‌که طبق دکترین نظامی آمریکا درصورتی‌که امکان حفظ تسلیحات و مهمات نظامی توسط کشور دوست وجودنداشته‌باشد، بایستی به تخریب و انهدام آن اقدام‌کرد و این در حالی بود که آمریکا نه‌تنها هیچ اقدامی انجام‌نداد، باعث شد آنها را به مکانی امن نیز منتقل‌کنند (توکلی، 1393: 174و175)؛ همچنین، بخشی مهم از سلاح­های داعش ازسوی آمریکا و متحدانش تأمین‌می­شود. گاه آمریکا به بهانه بمباران داعش، سلاح بر سر آنان می­ریزد لذا نبایدتعجب‌کرد که داعش از بیشتر سلاح­های متعارف بهره‌مند است (شیرودی، 1394: 85 و 86).

 اخضر ابراهیمی، نماینده وقت سازمان ملل در سوریه گفت: «داعش پسر القاعده­ای است که ابومصعب­الزرقاوی (در عراق) آن را رهبری‌می­کرد» دلیل اصلی ظهور داعش، حمله آمریکا به عراق است که وی، آن را اشتباهی بزرگ و عامل چنددستگی این کشور دانست (توکلی، 1393: 174و175)؛ درعین‌حال، ظهور داعش در عراق، آمریکا را از دو جهت به مرزهای غربی ایران نزدیک‌می­کند: ازطرفی، داعش در بیشتر فعالیت­های خود به‌ویژه چالش کنونی برای دولت عراق، درصدد حفظ منافع آمریکاست و آمریکا مایل است تا این گروه را در درازمدت برای تهدید ایران حفظ‌کند و ازطرف‌دیگر، حضور چندین ساله آمریکا در عراق با دستاوردی محسوس برای واشنگتن همراه نبوده، بلکه برعکس، نفوذ ایران در عراق افزایش‌یافته‌است؛ بنابراین، حضور داعش می­تواند دست­مایه حضور مجدد آمریکا در عراق به بهانه سرکوب تروریسم قرارگیرد.

نتیجه‌گیری

بافت اجتماعی چندگانه قومی- مذهبی از دلایل اصلی ظهور داعش و سایر گروه­های تروریستی در عراق است. در این مقاله سعی‌شد به این پرسش پاسخ‌داده‌شود که «شکاف­های اجتماعی عراق چه تأثیری بر سیاست خارجی ایران در عراق در ابعاد مختلف و در شرایط ظهور داعش دارد؟». عمده­ترین شکاف­های اجتماعی عراق، اعم از مذهبی میان اکثریت شیعه و اقلیت سنی؛ اجتماعی و شکاف قومی- زبانی میان اکثریت عرب و اقلیت غیرعرب کرد، ترکمن و ... است که به‌صورت ساختار ناهمگن مذهبی و قومی در اغلب مناطق آن وجوددارد؛ به­رغم اینکه زمینه ایجاد این شکاف­ها در رژیم­های گذشته فراهم شده اما در دولت فعلی نیز، بحران­های سیاسی، توزیع نامناسب منابع، و ناامنی گسترده، آن را تقویت‌کرده‌است؛ تقویت این شکاف­ها در این دوره، یک عامل اصلی رشد افراط­گرایی و تروریسم در این کشور است که بر سیاست خارجی ایران در ابعاد مختلف داخلی، منطقه­ای و بین­المللی، اثرگذار بوده‌است.

در ابعاد داخلی، داعش با حملات تروریستی، درصدد اختلاف­افکنی میان شیعه- سنی است که این مسئله از ضدیت آنها با شیعیان نشأت‌می­گیرد شکاف شیعه- سنی ازطرفی، ایران را با معضلات امنیتی مواجه‌می­کند و ازسویی، درگیری بیشتر ایران در تحولات عراق، حمایت از شیعیان را درپی‌دارد؛ چالش دیگر ایران در این بعد، تجزیه ارضی عراق است. درحال‌حاضر، داعش بخش­های زیادی از عراق را درتصرف‌دارد. تجزیه احتمالی عراق، دو پیامد مهم برای ایران دارد: ابتدا، تهدید وجودی ایران، از استقلال کردستان عراق، ناشی است که به تقویت گرایش تجزیه­طلبانه در غرب ایران دامن‌می­زند؛ به­علاوه، تثبیت موقعیت داعش و تشکیل دولت مستقل آن است که به‌واسطه گستره ارضی داعش نیز، تهدید امنیتی قوی­تری برای ایران است؛ در این بعد، تقویت سنی­های حنفی و شافعی در برابر سنی­های حنبلی که گرایش وهابی­گری بیشتری دارند و مدیریت تحولات و اقناع کردها می­تواند مرکز توجه ایران قرارگیرد

در بعد منطقه، اولین چالش برای ایران، شکاف در ژئوپلیتیک شیعی است که مهم‌ترین تأثیر را بر سیاست خارجی منطقه­ای ایران دارد. طبیعی است که ادامه حضور داعش در موصل و استان الانبار به تثبیت تأسیس خلافت اسلامی خودخوانده داعش می­انجامد؛ همچنین با مناطقی که داعش به­ویژه در مرز سوریه دراختیاردارد، قطع ارتباط ایران با محور مقاومت، هدف قرارگرفته‌است؛ در وهله بعد، داعش، تهدیدی عمده برای حلقه فوری امنیتی ایران محسوب‌می­شود که واکنش ایران را درراستای دفاع تهاجمی و حضور مستشاران نظامی ایران در عراق به‌دنبال‌داشته‌است؛ این راهبرد به تحرک­بخشی شیعیان و بسیج مردمی معروف به «حشدالشعبی» منجرشده که در کنار ارتش، مانع پیشروی داعش شده­اند. شکل­گیری ائتلاف منطقه­ای با محور تروریسم، تأثیر دیگر ظهور داعش در عراق چندپاره بر سیاست خارجی ایران است؛ در این راستا «مهار قدرت ایران»، عربستان، ترکیه و اسرائیل را در حمایت از داعش در کنار هم قرارداده‌است. ایران باید با ملاحظه محذورهای محیطی و مدیریت تحولات میدانی، به آزادسازی بخش­های غربی عراق در مرز سوریه مبادرت‌ورزد.



1. Robert Jervis

2. Stephen Walt

1. Yezidi

2. Turkoman

3. Kaka'i

4. Shabak

5. Sabian Mandaeans

1. Iraq body Count

1. Islamic State in Iraq and Syria

1. Existential threat

1. Failed State

2 . George Friedman

3. Stratfor

اخوان­ کاظمی، مسعود و پروانه عزیزی (تابستان 1390)؛ «ضدانقلابی­گری در نظام بین­الملل: مبانی تئوریک»، فصلنامه علمی-پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی؛ سال هشتم، ش 25.

- اسدی، علی­اکبر (پاییز 1388)؛ «سیاست منطقه­ای عربستان سعودی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»، مجله سیاست دفاعی؛ ش 68.

- الهی، همایون (1387)؛ خلیج فارس و مسائل آن؛ چ10، تهران: نشر قومس.

- امینیان، بهادر (1390)؛ «محیط امنیتی ایران و تحولات بیداری اسلامی»، فصلنامه آفاق امنیت؛ ش 13.

- اندیشکده راهبردی تبیین (1392)؛ منازعه راهبردی ایران و عربستان،تهران: انتشارات اندیشکده راهبردی تبیین

- برزگر، کیهان (1388)؛ «سیاست خارجی ایران از منظر رئالیسم تهاجمی و تدافعی»، فصلنامه روابط خارجی؛ سال اول، ش 1.

- بشیریه، حسین (1374)؛ جامعه­شناسی سیاسی، نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی؛ چ2، تهران: نشر نی.

- پورحسن، ناصر (پاییز1393)؛ «داعش و ژئوپلیتیک مقاومت اسلامی»، فصلنامه مطالعات فلسطین؛  ش 26.

- توکلی، سعید (تابستان 1393)؛ «القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات»، فصلنامه آفاق امنیت؛ سال هفتم، ش 23، ص 151 تا 197.

- حلبی، علی­اصغر (1388)؛ تاریخ نهضت­های دینی سیاسی معاصر؛ انتشارات زوار.

- خسروی، غلامرضا (بهار 1389)؛ «مؤلفه­های داخلی پایدار و مؤثر بر سیاست خارجی عراق جدید»، فصلنامه مطالعات راهبردی؛ سال سیزدهم، ش 1، ص 59 تا 93.

- درخشه، جلال و محمدمهدی ملکی (1393)؛ «موانع داخلی دموکراتیزه‌شدن عراق پس از سقوط صدام»، فصلنامه جستارهای سیاسی معاصر؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال پنجم، ش 1، ص 95 تا 116.

- دهقانی ­فیروزآبادی، سید جلال (بهار1391)؛ «نوواقع­گرایی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه سیاست خارجی؛ سال بیست­وششم، ش 1.                                                                                                                                    

- زارعان، احمد (تابستان 1393)؛ «زمینه­های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا»، فصلنامه آفاق امنیت؛ سال هفتم، ش 23، ص 67 تا 97.

- سرخیل، بهنام (پاییز 1391)؛ «مؤلفه­های درون­منطقه­ای اثرگذار بر خروج نظامیان آمریکا از عراق»، فصلنامه سیاست خارجی؛ سال بیست‌و‌ششم، ش 3.

- سردارنیا، خلیل­الله (تابستان 1391)؛ «عراق، استمرار خشونت و رؤیای دموکراسی: یک تحلیل چندسطحی»، فصلنامه راهبرد؛ سال بیست‌ویکم، ش 63، ص 7 تا 36.

- سردارنیا، خلیل­الله و محمد زارع (بهار 1394)؛ «فدرالیسم و فرهنگ سیاسی در عراق»، فصلنامه روابط خارجی؛ سال هفتم، ش 1، ص 191 تا 196.

- سمیعی، علیرضا و محسن شفیعی (1394)؛ «آینده گروه­های تکفیری و راهکارهای  ثبات­بخش دولت سوریه و عراق»، فصلنامه پژوهش­های راهبردی سیاست؛ سال چهارم، ش 4.

- سیدنژاد، باقر (بهار 1389)؛ «سلفی­گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران»،  فصلنامه مطالعات راهبردی؛ سال سیزدهم، ش 1، ص 95 تا 122.

- شیرودی، مرتضی (پاییز و زمستان 1394)؛ «مدل راهبردی (swot) در تحلیل بحران رفتار سیاسی داعش، جمهوری اسلامی ایران و راه­های برون­رفت»، پژوهش­های سیاست اسلامی؛                    سال سوم، ش 8.

- صالحی، سید جواد و فاتح مرادی­نیاز (بهار 1394)؛ «پیامدهای ظهور داعش بر ژئوپلیتیک خاورمیانه»، فصلنامه پژوهش­های سیاسی جهان اسلام؛ سال پنجم، ش 1، ص 103 تا 127.

- عالم، عبدالرحمن (1386)؛ بنیادهای علم سیاست؛ چ 7، تهران: نشر نی.

- قوام، سید عبدالعلی (1388)؛ اصول سیاست خارجی و سیاست بین­الملل؛ چ 15، تهران: سمت.

- کرمی، جهانگیر (بهار 1380)؛ «تأثیر محیط امنیتی منطقه­ای بر سیاست دفاعی دولت­ها»، مجله سیاست دفاعی؛ ش 34.

- محق، سید عدنان و زهرا عالی (تابستان 1388)؛ «جایگاه و نقش عشایر در تحولات سیاسی عراق»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه؛ سال شانزدهم، ش 2،  ص 75 تا 103.

- مشیرزاده، حمیرا (1391)؛ تحول در نظریه‌های روابط بین‌الملل؛ چ 7، نهران: سمت.

- منصوری ­مقدم، محمد (زمستان 1391)؛ «مؤلفه هویت و تأثیر آن بر سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه مجلس و راهبرد؛ سال نوزدهم، ش 72. 

- موثقی، سید احمد (تابستان 1388)؛ «جنگ و توسعه­نیافتگی در جهان سوم»، فصلنامه سیاست؛ دوره 39، ش 2، 317 تا 337.

- مهری کارنامی، محمد (بهار 1388)؛ «آسیب­شناسی تأثیر قومیت­گرایی بر امنیت ملی»، مجله حصون؛ ش 19.               

- نیاکوئی، سید امیر و سجاد مرادی ­کلارده (بهار 1394)؛ «رقابت قدرت­های منطقه­ای در عراق»، فصلنامه روابط خارجی؛ سال هفتم، ش 1، ص 121 تا 169.

- هدایتی ­شهیدانی، مهدی و سجاد مرادی­ کلارده (تابستان 1393)؛ «مؤلفه­های مؤثر بر سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال تروریسم تکفیری: تحلیلی چندسطحی»، فصلنامه آفاق امنیت؛ سال هفتم، ش 23، ص 229 تا 257.

2- منابع انگلیسی

- Al-Qarawee, Harith, (2014), "Iraq's Sectarian Crisis, a legacy of Exclution", Carnegie Endowment for International Peac.

- Barzegar, Kayhan, (2010), Iran's foreign policy strategy after saddam, center for strategic and international studies, Washington Quarterly, January.

- Charountaki, Marianna (2012), "Turkish Foreign Policy and the Kurdistan Regional Government", Perceptions, winter, Volume XVII, Number 44.

- Cordesman, Anthony H and Sam Khazai (2014), "Iraq in Crisis", center for strategic & international studies, January 24.

- Cordesman, Anthony. H, (2015), Trends in Iraqi Violence, Casualties and Impact of War: 2003-2015, Center for Strategic & International Studies.

- Davutoglu, Ahmet (2008), "Turkey's Foreign Policy Vision: An Assessment of 2007", Insight Turkey, vol. 10, no. 1.    

- Gunter, Frank. R, (2014), the ISIL Invasion of Iraq: Economic Winners and Loser, Foreign Policy Research Institute.

- Ibrahim, Fouad, (2006), the Shiite's of Saudi Arabia, London & Sanfrancisco: Saqi Press.

- Katzman, Kenneth (2013), "Iraq: Politice, Governance and Human Rights", Congressional Research Service, August 22. 

- Leigh, James, (2008), Shia Islam and Oil geopolitics, Energy Bulletin, Dec, 23.

- Mearsheimer, John J, (1995), the False Promise of International Institutions, International Security, Vol. 19, no. 3, winter.

- Minority Rights Group International (2014), report, From Crisis to Catastrophe: the situation of minorities in Iraq.

- Noorbakhsh, Mehdi, (2008), Shiism and Ethnic Politics in Iraq, Middle East Policy, XV (2), summer, pp 53-65.

- Pewforum, (2009), Mapping the Global Muslim Population, October 7

http://www.pewforum.org/2009/10/07/mapping-global-muslim-population/-

- Pewforum, (2013), "Many Sunnis and Shias Worry about Religious Conflict", Pew Research Center.

- RT, (20/12/2015), Most smuggled ISIS oil goes to Turkey, sold at Low prices-Norwegian report. https://www.rt.com/news/326567-is-export-oil-turkey/

- Sofan Group, (2015), Foreign Fighters, an Updated Assessment of the Flow of Foreign Fighters into Syria and Iraq, December.

- Taliaferro, Jeffery W,(2001), Security Seeking under Anarchy Defensive Realism Revisited, International Security, Vol. 25, No. 3, winter.

- Undp, (2015), Human Development Indicators.

http://hdr.undp.or/en/counters/profiles/IRQ.

- Unpo (2013), "Iraq: The Situation of Ethnic and Religious Minorities", Briefing Paper.

- U.S. Census Bureau, (2015), International Data Base.

http://www.census.gov/population/international/data/idb/informationnGateway.php. 

- Walt, Stephen, M (1987), the Origin of Alliances, Cornell University Press.

-www.iraqbodycount.org/database.

 

3- منابع اینترنتی

- امیدی، علی (16/04/1393)؛ «پیامدهای امنیتی تجزیه احتمالی عراق برای ایران»،                      تارنمای دیپلماسی ایرانی: http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1935451/html، تاریخ مراجعه به سایت: 23/04/1395. 

- فریدمن، جرج (10/09/1393)؛ «داعش ژئوپلیتیک خاورمیانه را تغییرداده‌است»؛ ترجمه مرکز رصد راهبردی اشراف: http://www.eshraf.ir/3608/html، تاریخ مراجعه به سایت: 24/04/1395.

- قانون اساسی عراق؛ نوشته‌شده در سایت حقوق به نشانی:www.hoghoogh.online.fr/article…407