هم‌افزایی دیپلماسی شهری با دیپلماسی عمومی در حوزه تعاملات فرهنگی و اقتصادی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ‌ایران

2 استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، عضو مدعو گروه روابط بین الملل دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی‌، تهران، ایران

3 دانشیار روابط بین الملل، ،‌ دانشکده حقوق، الهیات علوم سیاسی، واحد علوم و‌ تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 استادیار‌ روابط بین الملل، ‌دانشکده حقوق، الهیات علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی‌، تهران، ایران

چکیده

درک شرایط امروز جهان ایجاب می­نماید که منافع ملی کشورها فقط از منظر دیپلماسی رسمی تعریف نشود و مؤلفه­های نظیر دیپلماسی شهری‌، دیپلماسی عمومی‌، قدرت نرم‌، هویت تاریخی، فرهنگی و‌ اقتصادی نیز به‌ عنوان سایر ابعاد ارتقای سطح منافع ملی و پیشبرد سیاست خارجی مورد توجه قرار گیرند. بر این اساس به روش توصیفی ­­­_ تحلیلی ‌در‌صدد پاسخ به این سؤال اصلی هستیم‌ که؛ دیپلماسی شهری و‌ دیپلماسی عمومی چگونه می­توانند در سیاست خارجی نقش موازی و مکمل را ایفا کنند‌؟ در پاسخ به این سؤال به نظر می‌رسد؛ دیپلماسی شهری در جهت موازی بر موضوعاتی است ‌که ارتباط‌ مستقیم با شهروندان را‌ داشته ‌و با تأکید‌ بر صنعت‌ گردشگری و تعامل با شهرهای خواهرخوانده و همچنین سازمان‌های غیر‌دولتی مردم‌‌نهاد ‌‌و تعاملات ‌فرهنگی و گسترش ارزش‌ها و هنجارها می‌تواند نقش مکمل و مؤثری بر‌ کارکرد‌ دیپلماسی عمومی مبتنی‌ بر توسعه ‌و ‌بهسازی‌ روابط بین ملت‌ها و ‌شهروندان، ارتباط با افراد ‌کلیدی، برقراری روابط استراتژیک، در سیاست خارجی را ایفا کند؛ بنابراین در این حرکت موازی هر چه شهرها در رقابتی نامحسوس بتوانند منزلت و جایگاه خود را از سطح ملی به سطح منطقه‌ای و یا بین‌المللی ارتقاء دهند به نوعی بستر رشد و توسعه دیپلماسی‌ (مردم – دولت) در کشور به مرحله ‌عملیاتی خواهد رسید. به این ‌ترتیب زمینه جذب گردشگران‌، سرمایه‌گذاران‌، رونق اقتصادی و انتقال اطلاعات و هویت‌های فرهنگی فراهم خواهد شد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Necessity and Aequirements of Synergy Urban diplomacy with Public diplomacy in Cultural and Economic Interaction in Foreign policy

نویسندگان [English]

  • afsane khosravi 1
  • hamid Ahmadi 2
  • mahdi Zakerian 3
  • alireza moussavizadeh 4
1 azadUniversity
3 university
4 university
چکیده [English]

Abstract
Understanding today's world situation demands that the national interests should not be defined just in terms of formal diplomacy and also some factors such as urban diplomacy, public diplomacy, soft power and historical, cultural and economic identity should be consider as other aspects of promoting national interest and advancing foreign policy. Therefore, based on a descriptive-analytical method, we seek to answer this key question that how urban diplomacy and public diplomacy can play a parallel and complementary role in foreign policy. In response it seems that urban diplomacy in a parallel way could have the complementary and effective role on public diplomacy’s function based on the development and improvement of relations between nations and citizens, connection with key people and establishment of strategic relations in foreign policy with an emphasis on the tourism industry and engagement with sister cities and also NGO’s, cultural interactions and expanding values and norms. So In this parallel move, as cities in an intangible competition can improve their dignity and status from national to regional or international levels, platform for the development of diplomacy (state-nation) would develop on the operational stage. Thus, it will provide tourist attractions, investors, economic prosperity and information transfer.
Key words:
Public diplomacy, urban diplomacy, foreign policy, national interest

کلیدواژه‌ها [English]

  • Public diplomacy
  • urban diplomacy
  • foreign policy
  • national interest

دیپلماسی ابزاری است که به ‌واسطه آن کشورها از خلال ‌نمایندگان ‌رسمی ‌و غیررسمی به مدیریت، هماهنگی و صیانت منافع ویژه و یا به‌طورکلی همه منافع خود می‌پردازند. در این مسیر می‌توان گفت دولت‌ها دیگر بازیگران صفر در صحنه بین‌المللی نیستند و موازی با مردم قرار ‌خواهندگرفت‌. ‌در این راستا، اگر زمانی مسائل سیاست جهان تنها به وسیلۀ تعامل دولت‌ها حل‌وفصل می‌شد، اکنون مسائل دیگری ‌در‌ دستور کار سیاست بین‌الملل قرارگرفته ‌که ‌از صلاحیت و اقتدار دولت‌ها خارج شده و مرز تفاوت میان مسائل داخلی و بین‌المللی سیاست کم‌رنگ‌تر شده است.

در عصر گسترش فنّاوری و انتقال اطلاعات و جهانی­شدن ما شاهد ادغام هویت‌های بازیگران فروملی، ملی و فراملی و تلفیق سطوح تحلیل محلّی، ملی و جهانی هستیم، آن‌چنان‌که تغییراتی از قبیل، افزایش ارتباطات فرامرزی میان بازیگران غیردولتی‌، افزایش قوانین و مقررات فراکشوری‌، گسترش جامعه مدنی جهانی به علاوه تشدید آگاهی جهانی همراه با وابستگی متقابل و گردش پرشتاب کالاها، خدمات، انسان‌ها و اطلاعات (موجب فرسایش حاکمیت‌ها، کاهش نقش دولت‌های ملی، کمرنگ شدن مرزها و قلمروزدایی) شده است.

در چنین شرایطی اشکال جدید دیپلماسی مانند دیپلماسی شهری، دیپلماسی عمومی، دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی اقتصادی، دیپلماسی رسانه‌ای و ... موجب هم‌افزایی و هم‌تکمیلی کارکردهای دیپلماسی رسمی، (دولت- دولت) خواهد شد. در این چارچوب، دیپلماسی‌های نوین نه تنها در رقابت با دیپلماسی رسمی نیستند بلکه به نوعی می‌توانند پیوند و توازن جدیدی برای کسب منافع ملی حداکثری ایجاد کنند. بر این ‌اساس به ‌روش توصیفی- تحلیلی در‌صدد پاسخ به این سؤال اصلی هستیم که؛ دیپلماسی شهری و دیپلماسی عمومی چگونه می‌توانند در سیاست خارجی نقش موازی و مکمل را ایفا کنند؟ در پاسخ به این سؤال به نظر می‌رسد؛ دیپلماسی شهری در جهت موازی بر موضوعاتی است که ارتباط مستقیم با ‌شهروندان ‌را داشته و با تأکید بر صنعت گردشگری و تعامل با شهرهای خواهرخوانده و همچنین سازمان‌های غیر‌دولتی مردم‌نهاد و تعاملات فرهنگی و گسترش ارزش‌ها و هنجارها می‌تواند نقش مکمل و مؤثری بر کارکرد دیپلماسی عمومی مبتنی بر توسعه و بهسازی روابط بین ملت‌ها و شهروندان، ارتباط با افراد کلیدی، برقراری روابط استراتژیک، در سیاست خارجی را ایفا کنند.

الف- مفهوم شناسی دیپلماسی شهری[1]

دیپلماسی در معنای کلی آن تعامل با جوامع برای تأمین منافع، افزایش نفوذ، کاهش آسیب‌پذیری، با کم‌ترین هزینه تعریف می‌شود و آنچه‌ در ‌بطن‌ دیپلماسی وجود دارد تلاش برای جلوگیری از تخاصم و افزایش همکاری‌های سیاسی و اقتصادی و تبادل دانش، هنر و تمشیت روابط خارجی است‌ (امیری، 1396: ‌‌26). دیپلماسی سنتی از حیث بازیگران و اهداف و موضوعات با دیپلماسی شهری متفاوت است در واقع بازیگران دیپلماسی رسمی (دولت - دولت) است و بازیگران دیپلماسی‌های نوین مبتنی بر روابط (مردم- دولت‌ها) است. بر این مبنا بازیگران دیپلماسی شهری، هویت‌های فرو ملی) شهرها و مقامات محلی( و بازیگران اصلی دیپلماسی سنتی دولت‌ها هستند. دیپلماسی سنتی، به مسائل سیاست اعلی، یعنی مسائل مهم و حساس که ناظر به مسائل ملی و بین‌المللی است می‌پردازد. درحالی‌که مسائل مرتبط با دیپلماسی شهری، موضوعات مربوط به سیاست اعلی را کمتر در برمی‌گیرد و به موضوعات سیاست ادنی یا سیاست نرم می‌پردازد‌ (دهشیری، خرمی،1397: 91).

دیپلماسی شهری به عنوان مکمل دیپلماسی رسمی، به عملکرد مدیریت‌های شهری برای کنترل کشمکش‌ها و تقویت همکاری‌های جهانی بین‌شهری و دستیابی به منافع و علایق شهری و شهروندی مشترک با هدف برقراری و ایجاد یک زیست شهری پایدار همراه با انسجام فرهنگی و اجتماعی گفته می‌شود. این نوع از دیپلماسی، ابزار سیاست‌گذاری شهری، فرآیندها، نهادها و ترتیبات اقتصادی‌-‌ سیاسی و اجتماعی‌‌-‌ فرهنگی است ‌تا‌ مدیران شهرهای مختلف جهان بتوانند فضایی امن، دموکراتیک، سرشار از رفاه، نشاط و آزادی‌های مبتنی بر حقوق بشر برای شهروندان خود و شهروندان جهانی ایجاد کنند (نجاتی حسینی،1391: 83).

دیپلماسی شهر می‌تواند محصولی از اقدامات هماهنگ سازمان‌های مردم‌نهاد باشد. می‌توان‌ گفت: این شکل از دیپلماسی در نتیجه‌ای از ابتکارات اولیه سازمان‌های مردم‌نهاد به یک همکاری فراگیرتر تبدیل می‌شود‌ و در واقع دیپلماسی شهری پدیده‌ای درحال تحول است که در آن پس از مدتی همکاری به وجود می‌آید و این سازمان‌های مدنی مردم‌نهاد مبنای دیپلماسی‌های شهر هستند (Van Overbeek, 2008: 20).

همچنین دیپلماسی شهری، هنر کاربردی روابط بین‌الملل برای مذاکرات، تعامل، توسعه و بهسازی روابط بین ملت‌ها ورای مشکلات و معضلات روابط دولت‌ها است و بخش مهمی از دیپلماسی عمومی کشورهای مردم‌سالار و پیشرفته به شمار می‌رود (جمالی نژاد، 1392: 61). این فعالیت‌ها راهکارهایی ارائه می‌دهد که به‌وسیله آن شهرها باهدف نشان دادن توانایی‌ها و علاقه‌مندی‌های خود، ارتباطات و تعهداتی را با دیگر بازیگران بین‌المللی اعم از مجامع، سازمان‌ها و شهرهای مختلف به عهده می‌گیرند. به این معنا، دیپلماسی شهری نوعی از تمرکززدایی از ارتباطات بین‌المللی است که شهرها بازیگران اصلی آن هستند ‌(نجاتی حسینی، 1390:‌ 126)؛ بنابراین شبکه‌های شهری عناصر مهم چشم‌انداز جهانی هستند و دیپلماسی شهری برای درک بهتر پیامدهای سیاست جهانی رابطه مهمی با عناصر شهری دارد‌(Aouto,2017:16) . دیپلماسی شهری، مسائل محلی مربوط به سیاست‌های فرهنگی و اقتصاد‌ را نیز دربر می‌گیرد. در مواردی که دیپلماسی شهری نقشی در تأمین یا حفظ صلح داشته است، قطعاً متولیان و اعطاکنندگان چنین اختیاری، مقامات محلی نبوده‌اند بلکه دولت‌ها در سطحی کلان نسبت به موضوع مزبور تصمیم‌گیری نموده و سپس به دنبال اجرا و عملیاتی کردن آن، بخشی از راه‌حل‌های فرهنگی را از طریق دیپلماسی شهری قابل تحقق دانسته‌اند. کارگزاران دیپلماسی سنتی دیپلمات‌ها و کارکنان وزارت امور خارجه هستند درحالی‌که کارگزاران دیپلماسی شهری مقامات محلی هستند که ممکن است حتی اطلاعاتی کافی در زمینه مسائل سیاسی نداشته باشند‌ (دهشیری، خرمی،1397: 91).

می‌توان گفت ایده دیپلماسی شهری حول چند مضمون صورت گرفته است که هدف نهایی ‌آن برقراری زیست فضای شهری پایدار‌، ایجاد فضای دموکراتیک و آزادی حقوق بشر برای شهروندان خود و شهروندان جهان است (نجاتی حسینی، 1390‌: 126). بر این اساس دیپلماسی‌ شهری عبارت از فرآیندی که مؤسسات در شهرها با یکدیگر درگیر روابط با بازیگران بین‌المللی با هدف «حفظ منافع» خود در تعاملات دو طرفه خواهند شد. این بازیگران به نمایندگی از شهر خود، وارد روابط دو‌جانبه، چند‌جانبه ‌فعال یا منفعلانه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی می‌شوند (van der Pluijm,2007: 1).

 در این راستا مؤسسات عمومی غیردولتی با ارتباطات بین شهرداری‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد درگیر در یک منطقه می‌تواند به یک همکاری مستقل‌ و پایدار تبدیل شوند. در واقع همکاری جامع چند بازیگر فرو ملی، می­تواند مفهوم دیپلماسی شهری را‌ به خود بگیرد؛ البته ‌می‌توان گفت در این حالت استفاده از مفهوم دیپلماسی شهری کاملاً اختیاری است و نمی‌تواند به معنای واقعی و جامع دیپلماسی شهری رنگ و لعاب روابط بین‌المللی بگیرد. ازاین‌رو عملکرد دیپلماسی شهری که در واقع تحرک هویت‌های فرو ملی در زمینه تعاملات خارجی است، باید هماهنگ با سیاست‌های ملی و سیاست خارجی باشد؛ در این صورت مانعی وجود ندارد که در راستای سیاست خارجی، فرو‌ملی تعاملات خارجی داشته باشند (Van Overbeek,2008: 20).

دیپلماسی شهری با هدف برقراری صلح بین‌المللی و رشد و توسعه اقتصادی نواحی شهری و بهره‌گیری از تجارب موفق در زمینه رعایت حقوق‌ شهروندی و ارتقای رفاه عمومی، می‌تواند نقش خود را در ارتقای روابط دیپلماتیک غیر‌رسمی و به عنوان مکمل دیپلماسی رسمی حکومت مرکزی به منصه ظهور رساند‌(دهشیری، خرمی،1397: 91).

برخی نویسندگان برای‌‌ دیپلماسی شهری نگاه ارزشی و هنجاری قائل می‌شوند آن‌ها معتقدند‌‌؛ دیپلماسی شهری ابزار سیاست­گذاری شهری است که به منظور کنترل کشمکش‌ها برای تقویت همکاری‌های جهانی میان- شهری و حصول به منافع عالی شهری و شهروندی مشترک استفاده می‌شود و بر شش موضوع امنیت شهری، توسعه شهری، اقتصاد شهری، شبکه شهری، نمایندگی شهری‌ ‌و‌ فرهنگ‌ شهری متمرکز است‌. مجموع این فعالیت‌ها توسط مقامات حکومت‌های محلی یا موجودیت‌های فرو‌ملی به منظور ارتقای انسجام اجتماعی، جلوگیری از منازعات، برقراری صلح و بازسازی پس از منازعات در یک منطقه درگیر منازعه، انجام می‌‌شود و در این راستا دیپلماسی شهری به دنبال گسترش نقش شهرها به عنوان اعضای جامعه بین‌المللی، اشاعه ارزش‌های دموکراسی، حاکمیت قانون و حقوق بشر است (دهشیری،1397: 93).

برخی از نویسندگان تعریفی از دیپلماسی شهری ارائه می‌دهند؛ مبنی بر اینکه بازیگران دو طرف، بر همکاری شهرها و شهروندانشان در هر دو طرف، به هر شکلی که می‌توانند تلاش می‌کنند تا به بهترین روش منافع خود را کسب کنند. در این تعریف علاوه بر شهر، ساختمان و معماری آن، شرایط جوامع انسانی و شرایطی که در آن زندگی می‌شود نیز تأکید دارد Van Overbeek,2008: 15)).

بنابراین می‌توان گفت دیپلماسی شهری به دو بخش تقسیم می‌شود. دیپلماسی شهری دوجانبه[2] و دیپلماسی شهری چندجانبه[3]. در تعریف دیپلماسی شهری دوجانبه همان‌گونه که از نامش پیداست دیپلماسی میان دو شهر است و در حالت دوم دیپلماسی چندجانبه که بستر تعاملات فرامرزی را باز می‌کند. در این صورت مزیت دیپلماسی چندجانبه شهری در این است که، نهادها و سازمان‌های بین‌المللی می‌تواند در کنار کلان‌شهرها به همکاری‌های بین‌‌المللی‌ اعتبار بیشتری ببخشد و آن دسته از راه‌حل‌های دو‌جانبه که نتوانسته پاسخگوی مشکلات شهری باشد در این شکل از دیپلماسی فعال‌تر می‌شود (زرقانی،1393: 170).

در اصل علت به وجود آمدن این نوع از دیپلماسی مبتنی بر کاستی‌های دیپلماسی سنتی برای تحقق اهداف سیاست خارجی و تأمین منافع بازیگران دولتی و غیردولتی عرصه بین‌الملل در چهارچوب تعاملات فزاینده و چندوجهی اقتصاد جهانی است. دیپلماسی سنتی اساساً قائل به برتری سیاست بر اقتصاد بوده و عمدتاً بر پایه روابط دوجانبه و چندجانبه دولت‌های ملی و یا حداکثر در قالب تعاملات بین‌الدولی در سازمان‌های بین‌المللی عمل می‌کند (موسوی شفایی،1389: 22).

در این راستا دیپلماسی شهری توانایی این را دارد که یک ‌بازیگر کارآمد در جوامعی باشد که محیط آن دچار درگیری‌های شده و ظرفیت‌های انسانی‌، مالی و مادی محلی را با مکانیسم‌های سازمان‌های غیر‌دولتی بین‌المللی و کمک‌های خارجی در خود جا داده است (Van Overbeek,2008: 15).

براین مبنا با شکل‌گیری قلمرو عمومی جهانی همراه با تحولات پیچیده ژئوپلیتیکی، اقتصادی، اجتماعی‌، فرهنگی، مفهوم دولت‌محوری از دیپلماسی گرفته‌شده و دیپلماسی به طور انحصاری دیگر در اختیار دولت‌ها نیست. لذا برای مقابله با چالش‌ها و تهدیدات ناشی از این تغییرات، دیپلماسی‌ها نیازمند مسئولیت مشترک با همکاری دولت‌ها و کنشگران جدید جهانی هستند ‌(رزمجو، خسروی،1395: ‌31). وجه مشترک تعاریف دیپلماسی شهری نشان می‌دهد که شهرها در سیاست جهانی و روابط بین‌الملل قابلیت جایگزین شدن برخی از نقش‌های دولت‌ها را دارند. دیپلماسی شهری در واقع بخش اجرایی و عملیاتی دیپلماسی رسمی است که با نشان دادن توانایی‌ها و پتانسیل‌های شهری به موازات دیپلماسی عمومی و با به کار بردن آن در جهت توسعه‌ی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شهرها، در عرصه گسترش تکنولوژی و تبادل اطلاعات به افزایش وزن سیاست خارجی و کسب منافع ملی می‌انجامد.

 

ب- سیر تحولات تاریخی دیپلماسی شهری

در عمل، روابط بین‌الملل شهری قبل از اینکه دولت‌ها به معنای امروزی باشد، در تاریخ باستان آسیا به عنوان مثال جاده ابریشم وجود داشته است و شهرها با هم مجموعه‌ای از شبکه قوانین تجارت، معاملات، قوانین مهاجرت متقابلی را داشته‌اند و از طریق همین شبکه‌های شهری بسیاری از شهرهای جهانی به یکدیگر نزدیک بودند ,2018: 17) Nijman). بر این اساس شاید مفهوم دیپلماسی شهری و موضوعات آن در حال حاضر جدید به نظر می‌رسند، اما تحقیقات نشان می‌دهد که از دولت‌شهرهای یونان باستان تا شهرهای دوران قرون وسطی و دوران اسلامی، همچنان این شهرها بودند که ارتباطات تجاری، فرهنگی و اجتماعی بین جوامع را به صورت مستقیم و غیرمستقیم بین خود برقرار می‌کردند، با شکل‌گیری دولت - ملت‌ها و هم‌چنین شکل‌گیری روابط بین کشورها بر اساس مناسبات بین دولت‌ها به واسطه دولت‌های مرکزی، ارتباطات بین‌شهری تحت‌الشعاع ارتباطات سیاسی و اقتصادی دولت‌ها قرار گرفت (Surmacz.2018:11).

شهرها در ابتدای شکل‌گیری خود محصور در قلمروهای پیرامونی بوده و بیشتر با پس‌کرانه‌های خود در سطح محلی تعامل داشتند. از این‌رو هر شهری حوزه‌ی نفوذ خاصی داشت که اساساً نیازهای غذایی خود را از آن قلمرو تأمین می‌کرد به تدریج هم‌زمان با شکل‌گیری امپراطوری­های بزرگ, شهرها نیز تعاملات خود را از سطح محلی به سطح منطقه‌ای در درون امپراطوری و حتی فراتر از این به سطح جهانی متناسب با شرایط مرسوم آن زمان رساندند. در واقع حوزه‌ی نفوذ بسیاری از شهرهای اصلی یک امپراطوری نه تنها شامل شهرهای امپراطوری­های مجاور می‌شد، بلکه امپراطوری­های دوردست را نیز در برمی‌گرفت. به عنوان مثال بسیاری از شهرهای چین از طریق یک سلسله از شبکه‌ی شهرهای منطقه‌ای و یا شهرهای امپراطوری­های مجاور مانند: سمرقند، تاشکند، تبریز، بغداد، تعاملات اقتصادی گسترده‌ای با شبکه‌ی شهرهای قاره اروپا، به ویژه با شهر رم داشتند. شهر رم مرکز امپراطوری رم محسوب می‌شد که در ارتباط با امپراطوری چین، این امپراطوری به عنوان یک امپراطوری دوردست تلقی می‌شد. بنابراین شهرهایی همچون رم، ونیز، دمشق، تبریز، بغداد، بمبئی، پکن، مالاکا دارای حوزه‌ی نفوذ جهانی بودند و در آن‌ها کالاهای شهری (کشاورزی - صنعتی ) و پول‌های رایج آن زمان از طریق شبکه‌ی راه‌های زمینی و دریایی مبادله می‌شد. این شهرها در واقع مانند حلقه‌های یک زنجیر باهم در ارتباط و تعامل پیوسته بودند و از حوزه‌ی نفوذ یکدیگر بهر‌ه‌مند می‌شدند. این نوع روابط در گذشته باعث شده است که بسیاری از نظریه‌پردازان جهانی‌شدن در اواخر قرن بیستم بر این اعتقاد باشند که روابط بین‌الملل و جهانی‌شدن خیلی قبل‌تر از شکل‌گیری حکومت‌های ملت پایه در تمدن بشری در قالب امپراطوری­های بزرگ و با تمرکز بر مکان­های شهری آن زمان شکل گرفته بود (احمدی پوروهمکاران،1391: 158).

نکته قابل توجه این است که تعاملات و ارتباطات شهری به معنای امروزی، موضوعی است که اساساً در دوران پس از جنگ جهانی دوم و در فضای جنگ سرد میان غرب و شرق ایجاد شده است. تعداد فزاینده‌ای از دولت‌های محلی قصد دارند برای حمایت از شهرهای آسیب‌دیده از جنگ و یا شهرهای که درگیری‌های داخلی دارند به منظور تحکیم دموکراسی، تضمین صلح و ثبات و افزایش مشارکت شهروندان در فرآیندهای دموکراتیک به طراحی برنامه‌های برای تعاملات در سطح منطقه و بین‌المللی بپردازند .(Van Overbeek,2008: 15) در این دوره ریشه شکل‌گیری دیپلماسی شهری بر این مبنا استوار بود که مردم شهرها می‌توانند صرف‌نظر از مسائل سیاسی و امنیتی که بین دولت‌ها در جریان است، با یکدیگر تعاملات گوناگون فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برقرار نمایند. بسیاری از سازوکارهای همکاری شهری ‌یا خواهر‌خواندگی (شهرهای همسان) شهرها، میراثی از فضای تعاملات شهری بعد از دوران جنگ‌ جهانی دوم است. این نوع تعاملات، بعد از جنگ جهانی دوم در بین کشورهای غربی، سپس به بلوک شرق و جهان سوم گسترش و رواج یافته است (دهشیری، 1397: 94). بر این‌ اساس می‌توان گفت: وجود این عناصر در شهرهای قدیمی حاکی از یک نظام کنترلی و سیاسی بوده که تمام جنبه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شهر را نظارت نموده­اند و بی‌شک دیپلماسی یکی از لوازم کنترلی و ابزار ارتباط آن‌ها با دیگر شهر‌ها و واحدهای سیاسی فضایی مرتبط بوده است. بنابراین اگر رابطه خواهرخواندگی بین شهرها را‌ از ‌مصادیق‌ دیپلماسی شهری بدانیم ریشه آن به سال 1920 ‌بر‌می­گردد  (saunier, 2008: 126).

یکی از الزامات دیپلماسی شهری اهمیت به نقش خواهرخواندگی[4] است. در این تفاهم­نامه عموماً قراردادی، بین دو کشور‌ی بسته می‌شود که شهرهای‌شان زمینه­های ‌مشترکی با یکدیگر داشته باشند. مهم‌ترین کارکرد